Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.چرا
....من برای کار
توی " آزمایشگاه بهره برداری کارکنان " که تازه تاسیس شده منصوب شدم
به عنوان رئیس آزمایشگاه
از الان، کارتو اینه که مردم رو آتش بزنی
تو قرار کارمندها رو دفن کنی
تو که ازش استفاده نمیکنی تا یک نفر رو برای اخراج انتخاب کنه، میکنی؟
اگر کنم چی؟
منظورت کسیه که ، غیر از تو کارمندا رو به نابودی بکشونه؟
اون یک متخصص بااستعداده
و خانه کیووا الان بهش احتیاج داره
!من میخوام کمکتون کنم
شما این کارهای نادرست رو برای بالارفتن عملکرد فروشت انجام دادی
شما باید همین الان از شرکت استعفا بدی
تو بیرحمانه کارمند ها رو اخراج میکنی
خانم شیطان
اوضاع کار چطوره؟
تو رو به یک بخش جدید فرستادن مگه نه؟
شما از کجا میدونی؟
امروز اینجام تا درباره پسرت حرف بزنیم
"Episode 3"
!داخل نرو
...تو
کی هستی؟
...من
اون تسوباکی ماکوئه؟
رییس ازمایشگاه بهره برداری کارکنان - ! خوشگله -
اون استایل خوبی داره - پاهای کشیده ای داره -
!فوق العاده اس - آره -
...انگار خیلی از کارمندا
میدونن که الان اینجایی
اونها میگن قبلا تو امریکا بهت "خانم شیطان میگفتن"
اره، پشت سرم میگفتن
چون تو بیرحمانه مردمو اخراج میکنی
دلخور شدم
کار من اینه که شرکت رو بالا بکشم
...اما از دست دادن نیروی انسانی
باعث میشه خیلی از کارمندا استعدادشون رو از دست بدن
شک دارم
من هرکاری میکنم تا جلوی کارایی که اینجا میکنی رو بگیرم
بااینحال، کلمه شیطان از تابیدن سرچشمه میگیره
و این یعنی تابیدن ریشه در درخشندگی داره
شیطان باعث میشه شرکت بدرخشه
!!چه طعنه آمیز
...تابیدن
متاسفم، بی توجه بودم
"سایتو"
مامان، کلید دوچرخه منو ندیدی؟
نه ندیدم
کجا گذاشته بودیش؟
! نمیدونم خب، برای همین دارم میپرسم
پس یه جای خاص گذاشتیش
نخیر، برای همین دارم دنبالش میگردم شما هیچ اهمیتی نمیدین
این خودتی که هیچ اهمیتی نمیدی
بهرحال، امروز باید برای یه قرار ملاقات برم ممکنه شب دیر بیام
دیروز هم دیر خونه اومدی دیگه کجا میخوای بری؟
یکم ایده لازم دارم
میخوام به یه فروشگاه کتاب توی ماتسوموتو برم
کارت سخته
اون به عنوان یه کارمند جدید خیلی پرتلاشه
واقعا؟
اون برات یه دلگرمیه
لطفا مواظب پسرم باش
نگران نباش. من درباره اون موضوع چیزی به هیروشی نگفتم
به هیچکس نگفتم
تو اینهمه راه رو اینجا اومدی تا از این بابت مطمئن بشی، درسته؟
"سایتو هیروشی آزمایشگاه بهره برداری کارکنان"
موضوع چیه؟
...شما خیلی وقته
دارین به این اطلاعات نگاه میکنید
نه اینطور نبوده
خب، اگه خیلی دستور بدی
ممکنه نتیجه منفی داشته باشه
صبح بخیر
هی تازه کار - بله؟ -
نظر تو چیه؟
نظر درباره چی؟
زنم نمیتونه آشپزی کنه
برای همین براش یه کتاب آشپزی خریدم
با اینحال گفت ، فکر نمیکنه بتونه آشپزی کنه
و عصبانیم شد
درواقع، آزار دهنده است
پس من باید چیکار کنم؟
برای این بی ادبی متاسفم
اما زنت باید خیلی پیر شده باشه
اذیتش نکن و بهش احترام بزار
نه، زن من 18 سالشه
...18
خوشحالم که میبینم دارید خوش میگذرونید
! صبح بخیر، رئیس
...صبح بخیر
صبح بخیر
زنت 18 سالشه؟ یعنی که چی؟
میخوای بدونی؟
...دروغ گفتم اگه بگم نمیخوام بدونم
اما این یه چیز خصوصیه
"موضوع: بخش مطالبات فرستنده: ناشناس"
بخش مطالبات؟
آره، اینجا جاییکه اینبار کارآموزی رو میگذرونی
"بخش مطالبات"
...میرم اونجا
و به زندگی یه کارمند اداری پایان بدم (منظورش اینه باعث اخراجشون بشه)
میدونستم که تو با استعدادی میدونی که باید چیکار کنی
اما توی این آزمایشگاه آدمای دیگه ای هستن که از من باتجربه ترن
چرا از اونا نمیخواید که این کارو کنن؟
اعضای این آزمایشگاه رو خودم انتخاب کردم
هرکدوم از اونها میتونن توی توانایی مربوط به کارشون بدرد بخور باشن
از این بابت مطمئنم
این کار هم برای توعه
بنابراین، هیچکس غیر از تو قرار نیست اینکارو کنه
همه چیزایی که گفتم دروغ بود
یه جوک بود
...چون تو بامزه ای
میخوام که اذیتت کنم
منظو..منظورتون چیه؟
همه چیزایی که گفتم دروغ بود
یه جوک بود
برو به بخش مطالبات
!ببخشییید
...شیطان خیلی زیبا
امروزم با قلبم بازی کرد
ترجمه و زیرنویس از بهترین تیم ترجمه فیلم و سریال های ژاپنی @Jdramaworld
تلگرام های ما @jdramaworld @jmusic_world
اینستاگرام های ما @jdrama_world @jmusic_world
Niloeel:مترجم
!واو! توی حرفه اش فوق العاده است
!چه دیوانه کننده
... تسوباکی ماکو توی 19 سالگی به آمریکا رفته
اما اطلاعاتی درباره
زندگی قبل از اون وجود نداره
که اینطور
...من یه تحقیق جامع و کامل ازش کردم، اما
فکر میکنم الان میفهمم که چرا اون اینقدر زیباست
چرا اینو میگید؟
وجود یه راز باعث میشه یه خانم بیشتر بدخشه
بیا از خود تسوباکی ماکو سان بخوایم بیاد اینجا و یه چای بخوریم، الان و دفعه های بعد
سلام، بیمه خانه کیووا بخش مطالبات
...بخش مطالبات
بخشیه که به کساییه که دچار حادثه تصادف شدن کمک میکنه
و همینطور مذاکره برای چیزهای مختلف
اگر فروش، ورودی بیمه باشه اینجا ، خروجی بیمه است
اونا درخواست ها و ادعاهای غیر منطقی دریافت میکنن پس کارشون استراس زاست
این رنگ هم خیلی خوبه
یا فرض میکنیم که اینطوره
بزار ببینم
ببخشید یوشیدا سان؟ میشه لطفا با گوشیم بازی نکنی
بیا شماره هامونو بهم بدیم ...تو از فضای مجازی استفاده
یوشیدا کون،، حرفای احمقانه ات رو تموم کن و برگرد سرکارت
ببخشید، اُنوئو سان
فکر کردم باید با کارمند جدید ارتباط برقرار کنم
"اُنوئو کِنجی، رئیس بخش مطالبات" دقیقا
سایتو، برای این دو هفته روت حساب میکنم
بله - آروم باش و کارت رو انجام بده -
مشتاق همکاری با شما هستم
منم هیمنطور
تازه کار،لطفا اینا رو به بخش امور عمومی تحویل بده
حتما، باشه
"سرپرست بخش، مینوشیما یوزورو" بخش مطالبات راحت نیست
اما گارد پشتیبان شرکته
این کار ارزش انجام دادن داره
بله، تلاشمو میکنم
خانم ایتتو
سایتو؟
حالا اینجا کارآموز شدی؟
...نه
بله
دارم کارآموزیو ادامه میدم
جداً؟
اگر اتفاقی افتاد ، هروقت که خواستی میتونی باهام صحبت کنی
مهم هم نیست که چه اتفاقی افتاده باشه
خیلی ممنون
ببخشید
به زودی باید یه نفر رو برای اخراج شدن از این بخش پیدا کنم
...اگه نکنم، اون زن
برای چی میترسی؟
!اوه، تودو سان
...فکرکردی
من ، تسوباکی سانِ ترسناکم؟
نه، اصلا
باور نمیکنم. اخه تو یکم ترسویی
تو دقیقا جایی هستی که من میخوام برم
لطفا اینو به امور عمومی تحویل بده
الان داری کارآموزیتو توی بخش مطالبات میگذرونی؟
اره، امروز اولین روزیه که اونجام
باید سخت باشه دفعه دیگه درباره اش باهام حرف بزن
بیا دوباره باهم شام بخوریم
چی؟
منظورت اینه، همراه بقیه هم دانشگاهیامون بریم درسته؟
اره، دفعه پیش بهم خوش گذشت
خب، من با اینکه تنهایی باهات برم بیرون مشکلی ندارم
"پیشنهاد اصلاح سبک کار" فکر میکنم پیشنهادتون عالیه
اما سخته که این اصلاحات رو توی این زمان انجام بدیم
برای انجامش قرار چیکار کنید؟
...راستش، توی این سه ماه - لطفا نگران نباشید -
بخش مطالبات درکنار هم کار میکنن
تا به اصلاحات سبک کار تحقق ببخشن
درسته، مینوشیما سان؟
بله
بدون اضافه کاری، بدون تعطیلات و بدون مرخصی یه ساله
البته، من یه ابتکار انجام میدم و یه نمونه آماده میکنم
ممنون اُنوئو سان
اصلاح الگوی کار، موضوع خوبیه
میتونم بگم ذهنیت کارکنان درحال تغییره
...اما این بخاطر اینه که
"دفتر رئیس" از اینکه اومدی ممنون
چی دوست داری بنوشی؟ ....ما قهوه ، چای ، هات چاکلت
نه ،ممنون، موضوع چیه؟
موضوع، هیچی، درواقع
...حتی اگر موضوعی هم باشه
فقط میخوام یه صحبت کوچک باهات داشته باشم
چیز مهمی نیست
...یادم اومد. تو اونروز خیلی زود رفتی
گفتی میخوای بعد از کار به اونوگاساکی بری درسته؟
این تغییرات رو انجام دادم تا امروز عصر بیکار باشم
از دریا لذت بردم و یکم آروم شدم
خوشحالم که اینو میشنوم
پس که اینطور
بهرحال، من یچیزی یادم اومد
...توی اوناگاساکی
یک هتلی اونجا بود که خانه کیووا باهاش قررداد امضا کرده بود
اینو میدونستی؟
نه، اصلا درباره اش نشنیدم
واقعا؟ اصلا چیزی نشنیدی؟
... من درباره اش بهت میگم، بیا با هم یه نوشیدنی الکلی
رئیس، الکل نه
از این بابت عذر میخوام
یوشیدا سان، لطفا یک خلاصه از مدارکی که توسط نمایندگی فرستاده شده تهیه کن
خب، البته، میتونم انجامش بدم ...میتونم،اما
این بهترین گزینه اس؟
چی؟
راستش، این کار راحتیه
من که دیگه قرار نیست با انجام اینا چیزی یاد بگیرم
چرا نمیدی اون انجامش بدی بلکه یکم تجربه هم کسب کنه؟
اما من از سایتو خواستم کارای دیگه ای انجام بده
نه، فکر کنم باید روی تصمیمت تجدید نظر کنی. واقعا
یوشیدا سان، موری سان از بخش پژوهش روی خط دو ئه
باشه، ببخشید. لطفا از اون بخواه
الو؟
معذرت میخوام، اما ممکنه انجامش بدی؟
من کمکت میکنم
باشه، انجامش میدم
ممنون. اگر چیزی بود که نمیدونستی ازم بپرس
باشه
بله، باشه پس
سبک کار ایده آل این بخش چطوری اعمال میشه؟
من می خوام از مدیران و کارکنان مدیریتی بپرسم
تا یه نمونه آماده کنن
متوجه ام
این یعنی فقط بطور سطحی این روش انجام شده
فکر میکنم اصلاح سبک کار فرصت خوبی برای بررسی کردنه
مشکل چیه؟
شما همیشه خیلی رُک هستی
از اون موقع تا الان هیچ تغییری نکردی
دیگه اینکه،اقای اوساوا ، میشه یه چیز دیگه بگم؟
حتما
درباره آزمایشگاه بهره برداری کارکنان تسوباکی سان
من میخوام ،اون لیست تمامی استراتژی های خودش
و پرسنلش رو به من ارائه بده
البته
...من هنوز درمورد اینکه
شرکتمون واقعا بهش نیاز داره یا نه شک دارم
منو ببخشید
ساعت 5 شد، من دیگه میرم
خب، خوبه! همه باید الان برن
بدون اضافه کاری، خوبه؟
فردا میبینمت - میبینمت -
اوه؟ چیشده؟
از موندن توی بخش مطالبات احساس راحتی نمیکنم
فردا میبینمتون
...فردا میبینمتون
اون آخرین کسیه که میتونم تصور کنم بعد از ساعت 5 داره عشق و حال میکنه
اره. نکنه به طرز شگفت انگیزی خودش تنهایی میره کارائوکه؟
اونوقت چی میخونه؟ رویاها به حقیقت تبدیل میشن"؟"
"نه شاید "اِنکا؟
!این کاملا خوبه
...آهنگ عاشقانه غمگین
!ممکنه
یا آهنگهای انیمه، ممکنه؟
فکر کنم اینم ممکنه - منم میرم خونه -
من سرم شلوغ تز از چیزیه که به بحث احمقانه تون اضافه بشم
منم همینطور
منم دارم میرم
!اما تو هنوز خیلی پرانرژی هستی
زنم منتظرمه
همتون دارید میرید؟
البته . این، اصلاح سبک کار" ئه "
تو هم ، اوکیتسو سان؟
"یوشیدا هم اکنون چیزی آپلود کرد"
نوشیدنی با هم دورانی های دبیرستان، " "بعدش میریم کارائوکه
من که نباید پنهان بشم، بشم؟
...به عنوان یه قانون عمومی، اضافه کاری
در بخش مطالبات ،مجاز نیست
...ببخشید، شما
رئیس آزمایشگاه بهره برداری کارکنان تسوباکی هستم
متوجه شدم
متاسفم، اما کارم به زودی تموم میشه
چرا تسوباکی سان این موقع اینجاست؟
...وقتی تو توی آمریکا بودی
یه مجله کاری باهات مصاحبه کرد درسته؟
و من اون مقاله رو پیدا کردم
"مشاور زیبای عالی منابع انسانی"
"بدون هیچ تردیدی کارمندان رو اخراج میکنه"
" واو، " لبخند یخی
شما به زبان انگلیسی تسلط دارید
کیتامورا سان
شما میتونین انگلیسی صحبت کنین؟ - نه -
اره، نباید دروغ بگم
چیزی که منو شگفت زده کرد اینه
...فکر میکردم نودل خیلی تند دوست داشته باشی
اما تو پای سیب شیرین دوست داری، درسته؟
جالبه
خیلی خوشمزه اس
جدا؟ خوشحالم که میشنوم
...میدونی ، شیبا
...در حد یه آشپز رستوران سه ستاره فرانسوی میدونه
رئیس - بله؟ -
بیشتز از این دروغ نگید
نباید دروغ بگم، مگه نه؟
بهرحال - بله؟ -
اون هتل توی اوناگاساکی که اونروز بهش اشاره کردید
توی آتش سوخته بود اینو میدونستید؟
بله، البته
بنظر میومد علاقه مند هستید برای همین یکم جستجو کردم
دلیلی هست که شما به این هتل علاقه نشون میدید؟
نه، چیز خاصی نیست
همینطور، یه چیز دیگه
چی هست؟
چرا اغلب منو اینجا صدا میزنید؟
چرا؟
...متوجه شدم
...اگر بگم دوست دارم همبازیم بشی
خیلی بچه گانه است؟
من بازنشسته شدم، برای همین وقت زیادی برای استراحت دارم
...اگر هروقت وقت داشتی بیای اینجا
میتونیم کارت بازی کنیم
فکر میکنم بهمون خوش بگذره
اشکالی نداره؟
خوبه
واقعا؟
چی؟ داری ازم میخوای اینو انجام بدم؟
کی دیگه غیر از تو؟
تو مسئول موضوع مواد شیمیایی بِنِتو هستی
اما همونطور که اونموقع بهم گفتید من دیگه درباره اش فکر نکردم
لطفا دفعه دیگه موضوع رو روشن کن
بهرحال، ما نمیتونیم مشتری رو منتظر بزاریم
آخرین مهلت فرداست
حتی فکر کردن بهش هم غیر ممکنه
من کارای زیادی برای انجام دادن دارم
پس، میخوای من انجام بدمش؟
معذرت میخوام
هی، چه خبر شده؟ موضوع چیه؟
متاسفم، یک سوء تفاهم پیش اومده بود
...خب، من فقط
سوء تفاهم؟
!مینوشیما! خودتون با هم حلش کنید
ببخشید اقای اُنوئو
!عجب گرفتاری لطفا کارتو درست انجام بده
....وقتی من به این بخش اومدم
شروع کردم به فهمیدن اینکه اونا دقیقا چطورین
"یک پیام جدید"
"دوست داری امروز با هم ناهار بخوریم"
مینوشیما سان؟
اون توی بخش فروش کار میکرد
و اونموقع خیلی هم بااستعداد بود
چی؟ واقعا؟
الان تو بخش مطالباته، درسته ؟ - بله -
این اصلا مناسبش نیست
دقیقا
اما شما چطور اینقدر اطلاعات داری؟
در آخر "اون " رئیس بخش بحرانه
رئیس بخش بحران"؟" - اره -
خوشمزه اس
این سوپ تنها با ماهی بونیتو پخته نشده ولی با ماهی بالدار هم خوبه
وقتی نتونستی قرارداد رو امضا کنی
گفتی میخوای بری و یه غذاخوری باز کنی
!لطفا اونو فراموش کن
وقتی بخش فروش بودم ما اغلب با هم ناهار میخوردیم
همینطوره
وقتی یه قرارداد امضا کردم شما منو به ناهار دعوت کردین
یه رئیس خوب بودم مگه نه؟
!البته
خوشحال شدید که گفتم رییس خوبی بودین؟
خب، بخش مطالبات چطوره؟
شما نگران منید؟
نه بخاطر این نیست. اما تو دوست داری با احساساتت در بیفتی (یعنی موقع کار کردن احساسی برخورد میکنی)
من خوبم
از بخش فروش سختره، اما مدیریتش میکنم
اُنوئو سان داره زنگ میزنه من جواب بدمش
حتما
الو؟ بله
متاسفم، بله
به عبارت دیگه "این " مدیر بخش بحران
یک ساندویچه
ساندویچ؟
منظورتون اینه، رئیس درکش نمیکنه و مدام بهش غر میزنه
زیردستاش هم ناراحتش میکنن
!آره! بین این دو تا گیر افتاده - !درد گرفت -
این دقیقا بدبختی یک مدیر متوسطه
مطمئناً یه بحران داره
که اینطور
صبرکن، شما برای چی اینجایید اوکیتسو سان؟
چی؟ چون نوشیدن با ادمای بیشتر لذت بخش تره
دقیقا - درسته؟ -
چیزایی که اوکیتسو سان میگه هم جالبه
خب، دیگه ... میدونی
رابطه خیلی از بالادستیا و زیردستاشون برعکسه
برعکسه ؟ - فهمیدم -
رئیس میخواد اونها را با خواهش مطیع نگه داره ولی نمیتونه سرزنششون کنه
آره! حتی زیردستای ناپخته ای مثل شما
از وقتی منصوب شدید، هیچوقت سرزنش نشدید
!پس اینو یه امتیاز فرض کنید
چی؟ ناپخته؟
!شماها ناپخته اید،هزار سال
!تو این حرفو به همه ادمای نسل جوون گفتی
چرا نتونم؟؟
!اه کثیف کاری نکن
درسته، نسل ما علاقه ای به بالا رفتن
از نردبان شغلی نداره
راستش، وقتی رئیس بخشم رو دیدم
فکر کردم که نمیخوام شبیهشون بشم
میدونم! مثل من که الان از نظر ذهنی بیمارم
"بیمه خانه کیووا"
صبح بخیر سایتو دیشب بهم خوش گذشت
اره
بیش از حد نوشیدم واسه همین حس میکنم مریضم
اما فکر میکنم میخوام دفعه دیگه شامو فقط با تو بخورم
واقعا؟
میخواستم ازت بپرسم
چی؟
سایتو، تو دوست دختر داری؟
!اون حس مریضی از بین رفت
...خب
الان دیگه ندارم
با دوست دختر قبلیم، یه سالی میشه که بهم زدم
پس اینطوریاس؟
یه سال پیش
یه سال پیش
...زود بیام سرکار؟نمیتونم
... میدونم که درخواست غیر منطقیه
اما اینم حقیقت داره که تو کارات رو تموم نکردی
...پس لطفا یکاری کن
صحبت کنی؟ LSIO درباره این، نباید اول با
( LSIO ) دفتر بازرسی استانداردهای کار.
...چی؟ این
!پس به من نگو که زود بیام سرکار
و اینکه، اینطورام نیست که نتونم کارمو تموم کنم
روش کار شما اشتباهه، درسته؟
عصربخیر
باعث میشه نسبت به مینوشیما سان احساس تاسف کنم
زیردستش، ...رفتار یوشیدا کاملا
نه، خیلی مشکل سازه
مینوشیما سان رفته رفته مجبور به کناره گیری میشه
پس تو یوشیدا سان رو به عنوان کاندیدای اخراجی انتخاب میکنی
لطفا اخراجش کنید
شینبو یوشیدا سال 2013 به شرکت ملحق شده
توی بخش کالا کار میکرده و الان هم توی بخش مطالباته
اهل شیزوئوکاست، پدر ، مادر و خواهر بزرگترش اینجا هستن
اون الان تنهاست، و هیچ دوست دختری نداره
کمتر از 500 هزار ین داره، همونطور که ...به عنوان یهک آدم ولخرج ازش انتظار میره
چطور اینا رو میدونید؟
نمیتونم قبول کنم که اخراجش کنی
اما چرا؟ - واضحه -
تو برای موقعیت مینوشیما سان احساس تاسف میکنی
همدردی بیش از حد باهاش باعث شده این تصمیمو بگیری
من نمیتونم هچمین تصمیم غلطی، رو حمایت کنم
دوباره درباره اش فکر کن
باشه؟
بله
و یه چیز دیگه
امروز صبح داشتی با کارمند اداره امور عمومی، تودو مافویا صحبت میکردی
...در طول این گفتگو
تو گفتی که یه سال پیش با دوست دخترت بهم زدی، درسته؟
الان دیگه ندارم
یه سال پیش با دوست دختر قبلیم بهم زدم
گفتی ، مگه نه؟
...بله
اما در حقیقت ،توی سال دوم دانشگاه چیو در ناگویا
با دوست دختر قبلیت، تاکاهاشی ماری سان، بهم زدی
پس با این حساب، حدود سه ساله که دوست دختری نداشتی
خوب نیست که درباره چیزای احمقانه صحبت کنی
!ببخشید
مشکلش چیه؟؟
اقای مینوشیما
..ازماشگاه
چند دقیقه وقت دارید؟
...این
ساعت کاری واقعی شما اینجا نوشته شده
نه فقط اضافه کاری توی بخش مطالبات
بلکه توی کافه،رستوران ها، هتلهای تجاری
و البته، توی خونه ات
شما خارج از ساعت کاری خیلی کار میکنید درسته؟
چطور اینارو میدونید؟
غرق شدن توی اضافه کاری، روش کسب و کار شماست
...اما اگر این روی مدیریت شرکت تاثیر بزاره
به عنوان بخشی از منابع انسانی، نمیتونم ازش بگذرم
میتونم این رفتارو گزارش کنم
لطفا اینکارو نکنید
اینطوری همه میفهمن که من چطور توی انجام کارام ناتوانم
من نمیتونم با سرپرستم ارتباط برقرار کنم
و نمیتونم زیردستام رو کنترل کنم
همه اینا بخاطر اینه که به اندازه کافی توانا نیستم
پس خودت اینو میدونی
لطفا زمانی که از برنامه اطلاع پیدا کردید، به من بگید
بله، باهاتون تماس میگیرم
میخواید کارتون رو به همین شکل ادامه بدید؟
....نه،من
تو داری خودت رو فدا میکنی و همه کارها رو خودت انجام میدی
فکر میکنم راه های دیگه ای هم هست
چه راه هایی؟
خب، لطفا خودت درباره اش فکر کن
تسوباکی سان، چی داشتی به مینوشیما سان میگفتی؟
تو که نمیخوای اونو اخراج کنی، مگه نه؟
چرا؟ بهش علاقه دارید؟
مینوشیما سان وقتی توی بخش فروش کار میکرد زیردستتون بود
!به این خاطر نیست
اون یه کارمند بااستعداده که کیووا بهش نیاز داره
من حق دارم که اینو به عنوان راز نگه دارم
لطفا بزار اینو بگم
پیگیری سود کوتاه مدت و اخراج کارکنان
کمکی به رشد شرکت نمیکنه
و در این مورد فکر کردید؟
....که اصلاحاتی که پیش رو دارید
کارکنانی مثل مینوشیما سان رو مجبور به کناره گیری میکنه
شما میخواین اونها رو مجبور کنین اضافه کاری نکنن .... و استراحت کافی داشته باشن
عوضش عملکرد بهتری میخواید
خوبه اگر همه چیز درست .....شبیه سحر و جادو باشه
اما این غیر ممکنه
ما درباره اصلاحات حرف نمیزنیم
اگر فردی رو ارزیابی میکنید
باید از طریق ماهیت واقعی اون شخص، بررسی کنید
این کار کارمندای نیروی انسانیه
اما تو اینطور نیستی، فقط ادما رو اخراج میکنی
من اصلا نمیخوام اینکارو بکنم
!خب ، ساعت 5:00 امروزم تموم شد!
!میبینمتون
امروز داری زود میری. آفرین
فردا میبینمت - میبینمت -
....تعقیب کردنش کمکی نمیکنه، اما
نمیتونم اینطوری تنهاش بزارم
...خدایا
با این حدود، چیزای بدی درحال اتفاق افتادنه
بله، من دستورات شما رو اطاعت میکنم
واقعا؟
اما ممکنه بمیرم
من توجهی به خودم نمیکنم، ولی اوضاع سلامتیم خوب نیست
اگر مردم، شما مسئولیتش رو قبول کنید
...خب
فقط شوخی کردم
ولی خب شما هیچوقت نمیدونین قرار چه اتفاقی بیفته
"مینوشیما یوزورو"
!تسوباکی سان - چیه؟ خیلی پر سر و صدایی -
!لطفا یوشیدا سان رو اخراج کنید
!بهت گفتم غیر ممکنه
! لطفا! خیلی دیر میشه اگر اتفاقی بیفته
چه اتفاقی قرار بیفته؟
...خب، اون
مثلا اون ممکنه از یه پل بپره
که اینطور
نه
!لطفا
به هیچ وجه - !یه کاری کنید -
امکان نداره - ...اما -
!غیرممکنه
!تو شیطانی
من شیطانم، مشکلیه؟
!تو احمقی
این چیزیه که یه پسر بچه کوچیک میگه
!مینوشیما سان
چی؟ دو نفر از چهار نفر عالیه! بهترین عدده
نمیتونی بیای اون رستوران؟ دارم دنبال یه نفر دیگه میگردم
چند لحظه
این چه کوفتیه؟
داره چه اتفاقی میفته؟
من از بخش منابع انسانی بیمه خانه کیووا هستم
بطور دقیق، تسوباکی رئیس آزمایشگاه بهره برداری کارکنان
به دستور بخش منابع انسانی از اینجا برو
همین الان میری؟
چی؟ درباره چی داری حرف میزنی؟
باید به من بگی اینجا چه اتفاقی داره میفته
!یااینکه من هیچ جا نمیرم
!ساکت شو
فقط یکبار دیگه میگم
من رییس بخش آزمایشگاه بهره برداری کارکنانم
لطفا برو
باشه
...اقای مینوشیما
رفته بودی اونجا تا از پل بپری و ....خودتو از دست همه چیز راحت کنی
یا شاید
میخواستی به یوشیدا که داشت راه میرفت از پشت آسیب بزنی
درست میگم؟
خودت هم اینو میدونی، مگه نه؟
زندگیت توی شرکت به پایان رسیده
!چند لحظه صبر کنید
نیاز نیست تا این حد پیش برید
منظورم اینه که میتونین ...برش گردونین به بخش فروش
نه، نمیتونه به بخش فروش برگرده
چرا؟
...وقتی توی بخش فروش کار میکردی
بدون ملاحظه ی مشتری
عمدا قرارداد رو بازنویسی کردی،درسته؟
شما حتی اونو هم فهمیدید؟
ایتتو سان میدونست چه اتفاقی افتاده
...و موفق شد با رئیسش صحبت کنه
تا تو رو به یه بخش دیگه بفرسته
برای همین، غیرممکنه که به بخش فروش برگردی
بااینحال، بنظر ایتتو سان بیشتر از بقیه مراقب توست
...مینوشیما یوزورو سان
...شما
حق استعفا از شرکت رو دارید
چیکار میکنید؟
من از بیمه خانه کیووا استعفا میدم
خب پس
لطفا یه نامه استعفا بنویس
"اطلاع از استعفا"
"بیمه خانه کیووا"
"گزارش استعفا"
"مینوشیما یوزورو"
...ایتتو سان
بابت استعفای ناگهانی مینوشیما خیلی متاسفم
اما بهترین تلاشمو میکنم تا جای خالیش رو پر کنم
خیلی بده.. مینوشیما باید درباره اش بهم میگفت
...یه نفر باید - ...اون کیه -
که باعث شد استعفا بده ؟
....چی؟ خب
فکر میکنم، شما نمیدونین
منم دارم بهش فکر میکنم
عصر بخیر
به هر حال من ناراحتم
...مینوشیما سان رو خیلی دوست داشتم
!هی یوشیدا، تو دردسر افتادی
چرا؟
...چرا توی اکانت مخفیت پست گذاشتی
!تو کل اینترنت پرشده
"هزینه هامو پرداخت کردم"
"!همه همکارا، بمیرید"
"از این شرکت متنفرم! تعطیلش کنید"
...صبر ...صبرکن، این
:اکانت مخفی یوشیدا" "ساختمان کیووا فروریخت
...صبرکن، این
!زمان قضاوت
خیلی کندی مینوشیما سان سریعتر کار کن
ببخشید
ممنون
تو سخت کار میکنی
من فقط یه شاگردم
بدون حقوق آنچنانی
اما قطعا یه روزی رستوران خودمو باز میکنم
لطفا اولین مشتریم باش
خوشحال میشم
قطعا میام
...اینبار
...البته این ناراحت کننده بود
اما حدس میزنم ما از بدترین سناریو اجتناب کردیم، درسته؟
شک دارم
...تسوباکی سان، چرا - ...بهت میگم -
دلیل اومدنم به این شرکت چیه
دلیل؟
...اینه که
هیولای زشت رو شکست بدم
هیولا؟
من چیزی شنیدم که باعث شد خاطرات گذشته ام رو بخاطر بیارم
خاطرات گذشته رو بخاطر آوردید؟ - بله -
هتل آکس، توی اونوگاساکی
آتش سوزی اونموقع غم انگیز بود
الان که بهش فکر میکنم، قلبم درد میگیره
... فکر میکنم کسی که اونموقع مسئولیتش رو به عهده داشت
فکر نمیکنم فراموش کرده باشی، من بودم
من مسئول موضوع آتش سوزی بودم
...اوه درسته
رئیس بخش منابع انسانی ایتتو سان هم توی تیم من بود
اون فقط به شرکت ملحق شد
...که اینطور
از اطلاعات ارزشمندت متشکرم
"ساختمان ماتسوبا"
اینه که هیولای زشت رو شکست بدم
من اونو اینجا اوردم
هیچکس شما رو ندید، درسته؟
نه رئیس
خیلی وقت گذشته، کیتامورا سان
آگاتا هستم
واقعا زمان زیادی گذشته
"اونوگاساکی"
اینبار، نتونستم معنی
چیزایی که تسوباکی سان گفت رو بفهمم
اما منفجر شدن این هیولای زشت
...و نشون دادن دندون های تیزش
که درست کنار من ایستاده
ترجمه و زیرنویس از بهترین تیم ترجمه فیلم و سریال های ژاپنی @Jdramaworld
برای دریافت ترجمه های بیشتر تلگرام و اینستاگرام ما را دنبال کنید @jdramaworld @jdrama_world
Niloeel:مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.