All language subtitles for Happy.Valley.S03E01 [BluRay]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi Download
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

الو؟ گروهبان؟

چطوری؟

میخوام اجازه انتقال یه ماشین رو

برای من و گورکم بگیری

و بعدش یه ماشین دیگه بفرستی تا ما رو ببره

واقعا؟ چرا؟ چی شده؟

خب، یادته گفتی خیلی نزدیک آپارتمانها پارک نکنیم

و قصدش رو هم نداشتیم- ولی انگار این کارو کردی-

خب، یا باید این کارو می‌کردیم یا یه مایل دورتر پارک می‌کردیم

و این دو تا رو کت بسته با پای پیاده تا پل سوبری می‌بردیم

و نمی‌خواستی پاهات خسته بشن

خب ما...نه

پس رفتیم و دستگیرش کردیم

فقط سه دقیقه داخل بودیم..بعد اومدیم بیرون

گمونم دوباره داریم درباره یخچال پرت کردن حرف می‌زنیم

این دفعه مایکروویو پرت کرده

اوه..تنوع ایجاد کرده

تمام واحدها

کسی نزدیک آبگیر بیتینگ دردسترسه؟- صبر کن، شف-

من دارم میرم اون سمت

شما هستین، خانم کیوود؟

بله، چطوری آقای رابرتشاو؟

خیلی خوبم ممنون..خانم کیوود

یه گزارشی دارم

گمونم از سازمان آب یورکشایر

بقایای جسد پیدا کردن- اوه منطقیه-

داشتن آبگیر رو برای تعمیرات حفاری می‌کردن

و یهو یه اسکلت میزنه بیرون

تو راهم

شش دقیقه دیگه

اوکی شف

اجازه انتقال ماشین صادر شد

ولی باید با اداره هماهنگ کنی

که کی بیاد دنبالت

یا میتونی با بازرس تیلور صحبت کنی

و بگی برات هماهنگ کنه

مطمئنم خیلی بیشتر از من با این جریان حال می‌کنه

چی شده

اونجاست

گوسفنده؟

به گمونم آدم فضایی باشه

چندباری این اطراف دیده شدن

چی، گوسفند؟

نه، آدم فضائیا

از 9675 به مرکز

بقایای جسد انسانه

دریافت شد. بازرس ویژه رو اعزام می‌کنیم

و مدارک رو برای بخش جنائی می‌فرستیم

کاترین- قربان-

نظرت چیه؟

بالاتنه‌ست. اسکلت

سر داره، دست نداره

از کمر به پائین هم نداره

گمونم هفت سال و نیم یا هشت ساله که اونجاست

اوه واقعا؟ خب، بذاریم متخصص کالبدشکافی

در این‌باره نظر بده، نه؟

هرطور مایلید قربان. هر طور صلاحه

شنیدم امسال بازنشست میشی

آره

هفت ماه و یک هفته و سه روز دیگه

دندوناش سرجاشه؟ - همم؟ -

اوه..آره

و یه صفحه فلزی روی ترقوه راستش داره

خیلی شبیه به مال منه، فقط مال من سمت چپه

تو چرا صفحه فلزی داری کاترین؟

اوه، قضیه‌ش مفصله قربان، قدیما یه دعوائی کردم

مال اون از من جدیدتره

اوه، پس میگی یه مرده، آره؟

ساندویچ مورد علاقه‌ش چیه؟

اگر دندوناش هنوز هست

پس فکر نکنم مشکلی تو تشخیص جنسیتش داشته باشیم

اصلا مشکلی نداری قربان

جسد گری گاکوسکیه

از بالکن طبقه سوم یه ساختمون

در آپشاو هاوس در الند سقوط کرد

حدود نه یا ده سال پیش

وقتی حسابی مست بود

همونجا ترقوه‌ش شکست

و به‌هرحال اون دندونا رو هرجا ببینم می‌شناسم

یه بار دستگیرش کردم و اونم منو گاز گرفت

حدود 18 ماه بعد ناپدید شد

از اون زمان هفت سال و نیم یا هشت سال می‌گذره

مردم می‌گفتن یه نفرو بدجور عصبانی کرده بوده

و توی بتن در اسکاموندن دفنش کردن

ولی اشتباه کردن

اینجا بیتینگه

ممکنه پاهاش رو توی اون وسیله آبی رنگ پیدا کنی

دست خودت رو می‌بوسه

اوسکول

Rain Drops تقدیم می‌کند

« تنـظيـم زيـرنـویـس: « آرِن زُهرابـی :. Aren Zohrabi .:

تامی، ملاقاتی داری

تامی لی رویس

چی شده؟- از بخش جنائی اومدیم-

شما رو به جرم قتل گری جیمز گاکوسکی

در تاریخ اوریل 2014 دستگیر می‌کنیم

برای ثبت و ضبط

دارم به تامی یه عکس از متوفی نشون میدم

اونو می‌شناسی؟- نه-

نه- میتونی بهم بگی که آیا-

در قتل این مرد دست داشتی یا نه؟- دست نداشتم-

میشه هشت سال پیش رو به یاد بیاری

و بهم بگی که کسی رو می‌شناسی یا می‌شناختی که

مرتبط به این قتل باشه؟

نمی‌شناسم

هیچوقت با کسی درباره هرنوع ارتباط احتمالی

با قتل این مرد حرفی زدی؟

نه

کسی به اسم نظام میراف می‌شناسی؟

در شفیلد توی همون طبقه‌ای ساکن بود که من بودم

تامی جوابت چیه اگر بهت بگم که

همین نظام

به ما گفته که تو بهش گفتی

در این قتل دست داشتی

" اون یارو که توی بتن مدفون بوده

و در آبگیر ریپوندن پیدا شده"

چرا باید به اون چیزی بگم؟

تامی چه عکس‌العملی نشون میدی اگر بهت بگم که

اون دقیقا بلائی که سر این یارو

گری اومده بوده رو تشریح کرده

و اینکه میگه تو بهش گفتی

و این اطلاعات هنوز برای عموم فاش نشده

من میگم باید از اون بازجوئی کنی نه من

ولی وقتی گری ناپدید شد اون زندانی بوده

خب، پس حتما منو با یکی دیگه عوضی گرفته

یااینه و یا این داستانا رو از خودش درآورده

مثلا خواسته با پلیس همکاری کنه

تا براش تخفیف قائل بشن، هوم؟

از این طرف

چیزی خوردی؟

آره، ساندویچ خوردم و یه‌کم شاش

میخوای بشینی؟

یه اعتراف دیگه بدست آوردن

و الان میگن که

بغیر از نظام میراف

سه ماه قبل پیدا شدن جسد به کشیش زندان گفتی

که موقع قتل گاگوسکی

اونجا حضور داشتی

و کمک کردی که جسد رو تو آبگیر بندازن

حرفی ندارم

نظام، همونطور که گفتی، شاید دنبال تخفیف در مجازات باشه

ولی این کشیش هم دقیقا همون ماجرا رو بهمون گفت

دقیقا همون داستان

همین زنگ خطر رو برامون به صدا درآورد تامی

آره، خب..حتما تبانی کردن، نه؟

یالا، بیدار بشین

بله، ولی چرا؟ چرا باید این کارو بکنن؟

نمی‌دونم. نظری ندارم

شاید چون از من خوششون نمیاد

فقط اینکه اونا اصلا همدیگه رو نمی‌شناسن

هوم؟

نظام اصلا با این کشیشه صحبتی نکرده

حتی یه بارم اونو ندیده

خب چرا باید این کشیش

کسی که خودت گفتی دوست توئه

یه دوست خوب، چرا باید بیاد پیش ما

و تقریبا همون داستان رو تعریف کنه، هوم؟

مگر اینکه حقیقت داشته باشه

تامی، تو هیچوقت گردنبند سن‌کریستوفر مینداختی؟

یه آویز سنت‌کریستوفر

یه پلاک که روش سنت‌کریستوفر داره

نه- چرا داشتی-

خوب به گذشته فکر کن

دفعه قبل که زندون بودی، سال 2006 که افتادی زندون

گردنبند سنت‌کریستوفر داشتی

تو وسائلت بود. یادته؟

صبر کن.. عیب نداره

چی..16 سال پیش؟

نه، نداشتم

وقتی سال 2014 آزاد شدی بهت پس دادن

میشه برام توصیفش کنی؟- من ..نمی‌تونم-

طلا بود یا نقره؟ چه بلائی سرش اومد؟- نه-

گمش کردی؟- نه..چیزی نمی‌دونم-

ولی مال تو بود- شما دارین میگین-

این گردنبند سنت‌کریستوفر رو می‌شناسی؟

این ثابت نشده- خفه شو-

حالت خوبه تامی؟

حالا که گردنبند رو بهت نشون دادم

خیلی علاقه‌مند به‌نظر می‌رسی

می‌شناسیش؟

نه

چه عکس‌العملی نشون میدی تامی

اگر بهت بگم این گردنبند

در بتنی کشف شده که

جسد گری گاکوسکی درش بوده؟ - دروغ میگی -

این مال توئه، تامی؟

شما جاسازش کردین- نه، ما نکردیم-

ما می‌دونیم مال توئه تامی

این گردنبند سال 2006 به زندان تحویل داده شد

میگه یه مدال نقره سنت‌کریستوفره

که گوشه‌ش یه بریدگی شکل وی داره

تامی، ما می‌دونیم که موقع

گذاشتن جسد گری توی بتن حضور داشتی

گری با اسلحه گلاک 9 میلیمتری کشته شده

که در آبگیر هم پیدا شده

متخصصین گفتن این همون اسلحه‌ایه که

دو ماه بعد در قتل اشلی کوگیل استفاده شده‌بوده

در ماه ژوئن سال 2014.- اوه آره؟-

ببین، رویس برای هر کسی که کار می‌کرده

تصمیم گرفته اسلحه رو برای یه‌کار دیگه هم نگه‌داره

برای قتل اشلی کوگیل استفاده کرده

بعد برگشتن و پرتش کردن توی آبگیر

و تو فکر می‌کنی کار داریوس کنزویچه؟

اون و برادرش ترک موتور

آره، قبل از اینکه اونقدر قوی بشه که کارای کثیفش رو خودش بکنه

و این فکر به سرش بزنه که برای شورای شهر بردفورد انتخاب بشه

ببین، ما همیشه اینو می‌دونستیم

فقط نمی‌تونستیم ثابتش کنیم

گمونم یه ذره مونده تا رویس اعتراف کنه

وقتی گری تیر خورده اونجا بوده

و اگر اعتراف کنه، می‌تونیم خوشبین باشیم بقیه رو هم لو بده

و اگر این کارو بکنه

می‌تونیم داریوس کنزویچ رو به قتل

نه فقط گری

بلکه اشلی کوگیل متهم کنیم

بالاخره

و چرا فکر می‌کنی کسی مثل رویس

اسامی رو لو میده؟

شنیدیم که کنزویچ دستور داده رویس رو بکشن

به همین‌خاطر صورتش اونطوری بریده شده‌بود

باید کشته میشده، نه اینکه فقط زخمی بشه

ببخشید خانم. قربان رویس میخواد اظهاریه بده

خب، چه زود- پس برو-

"من اصلا پیش‌بینی نمی‌کردم

"که گری گاکوسکی کشته بشه

"فکر می‌کردم اون کارها برای تنبیه

"و ترسوندنش باشه. و وقتی اون مرد اسلحه کشید

" و به سرش شلیک کرد، من گفتم، احمقا چیکار می‌کنین؟

"'شما که گفتین قصد کشتنش رو ندارین

"دیگه چیزی نگفتم

"چون نمیشد با اون آدم بحث کرد

"من فقط کاری که بهم گفتن رو کردم"

"بهش گفتم اسلحه رو بندازه تو آب ولی قبول نکرد"

"گفت برای یه کار دیگه هم مناسبه"

"مایلم بگم که وقتی درگیر این کار شدم,"

"فکر می‌کردم که"

"فقط قراره بهش اخطار بدن"

"نمی‌دونستم کشته میشه"

وقتی گفتی به سرش شلیک کرد، دقیقا کجا رو زد؟

و وقتی میگی اون..مردی که شلیک کرد

میشه اسمش رو بهم بگی، تامی؟

داریوس کنزویچ. بگو که خودشه

کریس اوکسلی بود

کریس اوکسلی؟ اون که صاحب اولدهمه

لعنتی

شش ماه بعد

چیکار داره می‌کنه؟ مگه کوره؟

یه فرصت طلائی بود

یالا

تکلش کن، عوضی

اوه خدای من..تکون بخور احمق

مهارش کن

پس دفاع کجاست؟

دوباره گل خورد چند چندن؟

4-0

اوه بسه دیگه، بچه بیچاره. داره تلاشش رو می‌کنه

میدونی چیه، کیوود

اگر به جای چرت و پرت گفتن به بقیه

روی کارت تمرکز می‌کردی

بهتر نتیجه می‌گرفتی- نخیر..باید بری سراغ بقیه-

نصف اونا نمی‌دونن توی چه پستی بازی می‌کنن

پات رو پوست خربزه‌ست

عن تیکه

یالا رایان..یالا

اون مردک هپورث چی بهت گفت

وقتی توپ رو پرت کردی سمتش؟

اوه هیچی - ولی یه چیزی بودا -

انگار ناراحتت کرد

آره، خب، انتقام غذائیه که باید سرد سرو بشه

کی اینو بهت یاد داد؟- تو یه فیلم دیدم-

اون یه سگه. همه می‌دونن اون خانم اوتز رو زده زمین

واقعا؟ خانم اوتز؟ - درباره‌ش جوک ساختن -

اون همجنس باز هم هست

اوی

میخوای دستگیرت کنم؟ چون هرکس از این حرفا بزنه می‌گیرمش

و اون نمی‌تونه..نمیتونه همجنسگرا باشه اگر خانم فلانی رو زده زمین

مگراینکه زنه از هر دو طرف حال بده

6-0? تقصیر من نیست

هی، تو دروازه‌بانی. معلومه تقصیر توئه

دیدی، مردم اینطوری فکر می‌کنن

داره اذیتت می‌کنه

راستش، تیم خوبی بودن

من نباید دروازه‌بان می‌شدم. باید نوک حمله میشدم

اون موقع کسی نمی‌تونست نزدیک دروازه ما بشه

خب، ازش بخواه. با مربیت حرف بزن

بهش بگو میخوای بری خط حمله

باید بگه باید بگی

حرف زدم. گوش نمیده. یه خودشیفته احمقه

تازه موقع‌هائی که با همجنسش لاس نمی‌زنه

مشغول معاشقه با خانم اوتزه

چی بهت گفتم؟ این یه توهینه

آره؟ پلیس خبر کن- اوه اومدن- ببخش دیر کردم-

درست سروقت اومدی

رز کجاست؟- اوه اون-

سردرد داشت ..خب

تولدت مبارک مرد جوان

عذرخواهی کرد

کار خاصی قراره انجام بدین؟- آره. همین کار-

دنیل و آن یه بلیط برای پرش از ارتفاع برام گرفتن- عجب-

برای فردا در شفیلده- به حد کافی بزرگ شده؟-

من 16 سالمه- شما همه خل و چلین-

شماهایی که می‌خواین این کارو بکنین

هی خیلی خوبه. باید از تخیلت استفاده کنی

نه اینکه بشینی جلوی تلویزیون

با دکمه ها ور بری و داد بزنی

چرا به من نگاه می‌کنی؟

چون تو هم همینقدر بدی خونه جدید چطوره؟

اوه عاشقشیم. کلی کار داره

خونه ش تاریخیه

خیلی خوش شانسین- خب هردو سخت کار میکنن-

الان فقط یه نوه کم دارم

و بعد همه می‌تونیم استراحت کنیم- باشه تمام تلاشم رو می‌کنم-

این یعنی، کلیر، خونه داره فرو می‌ریزه

و باید به سبک خونه‌های قدیم انگلیسی بازسازیش کنی

داره موضوع رو عوض می‌کنه

خیلی قشنگه. چیز چوبی داره و

واقعا؟ چیز چوبی داره؟- ستون چوبی-

درسته. همه نوشیدنی دارن؟ ریچارد، چی میل داری؟

کاترین، اون چیزی که بیرونه مال کیه؟

مال منه. تازه خریدمش- واقعا؟ جدی؟-

براش پول هم دادی؟

چی هست؟- ندیدیش؟-

آره، میخوام درستش کنم

و بعد کاری که همیشه آرزو داشتم رو انجام بدم

میخوام برم به سمت هیمالیا

چی خریدی، مامان؟

میدونی، اکثر پلیسا پنج سال بعد بازنشستگی می‌میرن

چرا؟- چون نمی‌تونن بی‌خیال بشن. نمیدونم-

چون به چیز بهتری نمی‌تونن فکر کنن

چون شغلشون اونا رو تلخ و دیوونه کرده

درصورتیکه من، دارم ثانیه‌ها رو می‌شمرم

یعنی اشتباه برداشت نکن. من به این 30 سال کار افتخار می‌کنم

من بهترین پلیس دنیام. ولی کارم رو به اتمام رسوندم

گمونم بیشترشون فکر میکنن همینه، آخر خط

ولی من، دارم تبدیل به همون آدمی میشم که همیشه می‌خواستم

دیگه از هیچکس حرف نمی‌خورم. میگم همینی که هست

بالاخره خودم رو پیدا کردم

و الان دیگه نمیگم این اولین و آخریشه

و به اولین مرد بی مصرف عوضی

که سرراهم میاد نمی‌چسبم

تو همیشه همینطور بودی- آره، ولی الان دارم حسش می‌کنم-

ایول

دیگه دوس داری چیکار کنی؟ زومبا؟ پیلاتس؟ یوگا؟

برو بابا- چرا؟- خطرناکه؟ هیچوقت نرفتی؟-

یوگا خطرناکه؟

یه‌بار وقت شام یکی اومد

تا برامون یوگا اجرا کنه

بعد از چند حرکت ساده همه عین چی داشتیم می‌گوزیدیم

این خطرناک نیست

اوه، چرا هست. اینقدر متان وارد هوا کردیم

که یخای قطب رو ذوب میکرد

گرتا تانبرگ اومد باهامون صحبت کرد (فعال محیط زیست)

یه هفته بعد در هبدن سیل اومد. یادته؟

خب، حتما کار ماها تو هالیفاکس بود- کی می‌دونه؟ -

اوه، ممکنه به تو آرامش درونی بده

ولی هر بار تو حالت نیلوفر یوگا قرار میگیری

نصف شهرهای ساحلی میرن زیر آب، پس

پس اگر قراره به حزب طرفدار محیط زیست رای بدی

دیگه از یوگا با من حرف نزن

خب، بهتره پیشنهادات سازنده‌م رو ببرم جای دیگه

آره، تو رو خدا

ولی بذار یه چیزی بهت بگم

چی؟

الان تولد رایانه، و ما هم..خوشحالیم، مگه نه؟

حرفای خوب به هم زدیم. خندیدیم

آره

این چند سال اخیر...نمی‌دونم

به نظر همه‌چیز بهتر شده. یه‌جورائی، نه؟

فراموش کردیم، نه؟ درنهایت

و اونم رفتارش بهتر شده

از وقتی رفتیم الم وود. گمونم قدم مهمی بوده

کاش می‌دونستم آقای هپورث موقع بازی چی بهش گفت

بهش گفت عن تیکه

دیدی، حرف بدیه

نمی‌دونم کی باید حرفی رو بهت بزنم یا نزنم

وقتی تو آشپزخونه بودی بهم گفت

می‌دونم. حرومزاده

یارو تنش میخاره

ببین این جوئه. جو کدوم خریه؟

جو ماما عوضی

تو عوضی هستی اون عوضیه

کی عوضیه؟

هپورث

اوه آره..اون عوضیه

جرات داری داد بزن " ترتیب خانم اوتز رو دادی قربان؟"

ترتیب خانم اوتز رو دادی قربان؟

تو..کیوود..برگرد اینجا

داره میاد دنبالمون

آره

ببخشید..ببخشید

بله؟ سلام .راب توئی؟

لیا هستم، مامان پیسلی.- بله سلام -

ببین، برام هیچ زحمتی نداره ولی

میدونی، امروز دوباره مجبور شدم فلورنس و پاپی رو

از مدرسه ببرم خونه، البته اشکالی نداره

فقط کلاس رقص پیسلی پنج دقیقه دیر شد

که البته اصلا مهم نیست

مسئله جواناست، یه‌خورده نگرانشم

این چهارمین باره که دقیقه آخر بهم زنگ می‌زنه

و ازم میخواد بچه‌ها رو بردارم..خب، ببین، واقعا نمی‌خوام

حرف نسنجیده‌ای بزنم ولی

دوباره الکل می‌خوره؟

راب، هنوز پشت خطی؟

امروز خوش گذشت؟- آره-

مامان کجاست؟- خوابه-

کتت رو در بیار پاپی

من..فقط یه چرتی زدم. میرم چای درست کنم

لیا زنگ زد. گفت مجبور شده بچه‌ها رو از مدرسه برداره

آره، یه‌خورده سردرد داشتم. گفت اشکال نداره

گفت این بار چهارمه. پس اشکال داشته

ازم پرسید تو الکل می‌خوری؟ آره می‌خوری؟

چیز دیگه‌ای می‌زنی؟- نه-

انگار یه چیزی زدی

دوباره رفتی دیدن اون دکتر کوفتی؟

نه..کمی ناخوش بودم..پس

اگر بفهمم دوباره داری اون قرصای کوفتی رو می‌خوری

برات بد میشه، چون قبلا حرفامون رو زدیم

من نرفتم دکتر- خب به‌نظر میاد که زدی-

وقتی چیزی بزنی من می‌فهمم. کجاست؟

چی؟ میرم با دکتر حرف بزنم

من دکتر نرفتم- پس چی خوردی؟-

هیچی..سرم درد میکرد دراز کشیدم

این بیشتر از یه دراز کشیدنه

وقتی نمی‌تونی بری مدرسه دنبال بچه‌های خودت

و بار اولت هم نیست

شاید حالیت نیست چقدر برای بقیه تابلوئی

راب، نکن

راضی شدی؟

میرم چای بذارم- بیا اینجا. جیبات رو خالی کن-

نه، جیبام رو خالی نمی‌کنم. راب..ولم کن

راب ولم کن..راب

بیا اینجا- نه صبر کن..نه نه..بیا اینجا

راب نه- بیا اینجا-

راب..بسه

بس کن

راب، نه

نه

اینا از کجا اومده؟ هی؟

کی اینا رو بهت داده؟

چند تا ازش خوردی؟

چند تا خوردی؟- دو تا-

خب، نه تا ازش کم شده

چند وقته اینا رو داری؟ میدونی، همه ما

تمام خونواده‌ت، من، مادرت، پدرت

همه خونواده‌ت، همه فکر می‌کردیم که

دیگه سراغ این مزخرفات نمیری

بله، خب، مشکلاتی داشتم- مشکل داشتی؟-

کی؟

اگر مشکلی داری، با یه نفر حرف بزن

و اینا رو از کجا آوردی؟

با نسخه گرفتیشون؟- نه نه-

اونا.. دزدی ان؟

یعنی غیرقانونی‌ان؟ پس شاید بهتره به پلیس زنگ بزنم

نظرت چیه؟ فکر می‌کنی بهتره زنگ بزنم؟

اونا غیرقانونی نیستن راب، دیازپامن

اگر بی نسخه گرفتی یعنی غیرقانونی هستن

اگر بدون نسخه گرفتیشون

یعنی نمیدونی از کجا اومدن

یا چی توشونه

با چه جراتی این آشغال رو آوردی تو خونه من؟

تو عقل نداری؟

اگر یکی از دخترا پیداش می‌کرد چی؟

اگر فکر می‌کردن شکلاته و اینا رو می‌خوردن چی؟

دیدی، همینه که تو هیچی نمیشه بهت اعتماد کرد

کجا؟ از کجا آوردیشون؟ کی بهت داده؟

ای خدا

حتی ارزش گائیدن هم نداری

درسته. خب شاید نخوای به من بگی

ولی مجبوری به پلیس بگی

مطمئنم خیلی دوس دارن بدونن

که از کجا اومده- صبر کن راب، صبر کن-

اورژانس. کدوم بخش رو می‌خواین؟- پلیس-

وصلتون می‌کنم. پشت خط بمونید

راب هپورث

و آدرستون، راب؟

22 Holywell Avenue.

کدپستی؟

بله، می‌تونم

متاسفانه..چیزی که اتفاق افتاد..

‫تـرجـمـه از: « Rain Drops » ‫تـنظيـم زيـرنویـس: « Aren Zohrabi »

آقای هپورث؟ وقتی اسمش رو دیدم شناختمش

با خودم گفتم باید خودم برم و یه نگاهی بندازم

منو نشناخت. حتی یه ذره

چند بار کنار اون زمین فوتبال کوفتی یخ‌زده واستادم؟

منم چیزی نگفتم

کجا بودی؟ پنج ساعت پیش زنگ زدم

شب شلوغی داشتیم آقا

آره، ولی وقتی به پلیس زنگ میزنی انتظار داری یکی پیداش بشه

انتظار نداری معطلت کنن

تصادف بدی تو لیتلبرو داشتیم

منم مجبور شدم همه تیم رو بفرستم

تا به همکاران‌مون کمک کنن

و بعدش، باورت میشه

تصادف مرگباری در پلون لین پیش اومد. دو نفر مردن

اون کسی که باهاش حرف زدی

اطمینان داد که اینجا کسی بیهوش نیست

کسی نفسش قطع نشده، کسی به آمبولانس نیاز نداره

و زندگی کسی در خطر نیست. درسته؟

آره، ولی..- پس قویا باید بگم مورد اورژانسی نبوده-

یه مورد معمولی بوده

ولی با این همه یه گروهبان برات فرستادن

یه گروهبان خیلی باتجربه

تا اوضاع رو راست و ریست کنه، پس میخوای بگی چی شده؟

کجا داریم میریم؟

از اینور؟

من رفتم داخل. پشت میز اشپزخونه نشسته بود

ولی میدونی چی خیلی عجیب بود؟

سلام عزیزم- سلام-

همه تون رژیم دارین؟

منم می‌تونستم یه قفل بزنم روی یخچالم

اوه، محض شوخیه

غذا سوخت بدنه

دارم به دخترام اهمیت

رژیم متعادل و ارزش غذائی رو یاد میدم

با قفل؟

و بعد متوجه لباسای مارک ورزشیش شدم

زنه لباس ارزون تنش بود

هیکل مرده ورزشکاری بود

و زنه یه موجود ضعیف رنگ‌پریده

که دستاش پر کبودی بود

ایشون همسرم جو هستن

و قبل از رسیدن شب، گروهبان

باید یه مامور می‌فرستادن

وقتی از سر کار برگشتم

دیدم داروی ظاهرا بامجوز دستشه

ولی هرچی که هستن، گمون نکنم

با نسخه گرفته باشه

پس برای همسر خودت زنگ زدی پلیس؟

این دیگه چه آدم گهیه؟

عزیزم اسمت چیه؟- جو..جوانا- اینا مال توئه؟- بله-

اینا مال توئه جوانا؟- بله-

میدونی چی هستن؟- دیازپام-

همینطوره جو؟

جوآنا؟

نسخه ش رو داری؟- نه نداره-

براش نسخه داشتی، جو؟

چون اگر دیازپام هستن باید نسخه داشته باشی

من

برای دیازپام نسخه داشتم

نه، نداشته

چند ماه پیش، داشتم

یه دوره کوتاه نسخه داشت

چون یه مشکلات محدودی داشت

ولی خوب از پسش براومد

و من یه معلم هستم. باید تمرکزم روی کارم باشه

نباید چیز غیرقانونی تو زندگی خصوصیم باشه

و جوانا اینو می‌دونه

ولی اینا، با نسخه نبودن، درسته؟

آره. نه- ازش بپرس از کجا آورده-

پیداشون کردم

کجا پیداشون کردی؟

ازش بپرس کجا پیداش کرده

متاسفم جو، ولی مجبورم دستگیرت کنم

اوه خدای من- به ظن داشتن مواد غیرقانونی-

می‌فهمی؟

تو ..یه چند دقیقه بهم فرصت بده به مادرم زنگ بزنم

تا از سیدال بیاد اینجا، گروهبان

دو تا دختر کوچولوم خوابن. نمی‌تونم ولشون کنم

لازم نیست چیزی بگی، اوکی عزیزم؟

ولی اگر موقع بازجوئی به چیزی که بعدا در دادگاه

بدردت میخوره اشاره نکنی، به دفاعت لطمه میخوره

اوکی؟ می‌فهمی منظورم رو ؟

بله مامان؟ ببخشید. خواب بودی؟

میتونی بیای اینجا؟- کت داری، عزیزم؟-

نمی‌خوام بهت دستبند بزنم. نمیخوام تحقیرت کنم

بلند شو عزیزم

لازم نیست مادرت رو بی‌خواب کنی

اگر میخوای پیگیری کن، ولی نیازی نیست

صبر کن مامان. ببخشید. نه، منم با شما میام

نه نمیای. من تاکسی نیستم که

و تو هم بازداشت نیستی

همونطور که گفتم اگر میخوای پیگیری کن

ولی فقط میتونی تو پذیرش بشینی

چون تو اتاق بازجوئی فقط من و اون حضور داریم

وقتی خواست برگرده به یکی میگم بهت زنگ بزنه

ولی تا بعد از نیمه‌شب طول می‌کشه

آره الان مامان، الان

سعی کردم توی ماشین به حرفش بیارم

ولی حرفی ازش درنیومد

معمولا حرف می‌زنن

معمولا وقتی از آدمی مثل اون یارو دورشون می‌کنی

سریع نمی‌تونن حرف بزنن

ولی هیچی

خب جوانا، با قید وثیقه آزادت می‌کنم

یعنی میتونم برم خونه

بله

همه چیز روبراهه؟

آره

ممنون

اینا میرن برای آزمایش، و

بسته به اینکه چه نتیجه‌ای بیرون بیاد

درباره حکمت تصمیم گرفته میشه

اوکی؟

چقدر طول می‌کشه؟

حدود یه هفته

میرم زندون؟

نه عزیزم

نه برای اولین جرم

اگر روراست بهم می‌گفت اونا رو از کجا آورده

با یه اخطار ولش میکردم

ولی چیزی نگفت

چسبیده بود به یه داستان مزخرف

که روی زمین تو دستشوئی پیداش کرده

از یه کسی می‌ترسه اوه آره-

بعد ازش درباره کبودی‌های دستش پرسیدم

انگار مثلا نمی‌دونستم و تعجب کردم کار مرده بود

و بعدش یه کم از جریان رو فهمیدم

افسردگی، اضطراب، وحشت‌زدگی

یه مدت کوتاه دکتر بهش دیازپام داده بوده

و بعد از چهارماه دختره معتاد قرصا میشه

و دیگه دارو تجویز نمیشه

و دختره دچار گرفتگی، تهوع، طپش قلب، و وحشت‌زدگی بیشتری میشه

گفتم: با خواهرم حرف بزن

"مربی یه گروه از آدمهاست "

بهش گفتی تعداد کسانی که به دارو معتاد شدن

بیشتر از اعتیاد به هروئینه؟

آره. و سعی کردم بهش توضیح بدم

خب، خیلی بادقت، که کنترل اجباری چیه

و اینکه اینطور زندگی کردن نرمال نیست

و بهش پیشنهاد دادم ببرمش یه محل امن

ولی به‌خاطر دخترا قبول نمی‌کنه، که

آره، خب

اون هیچ پولی نداره، و پدر و مادرش رو نمی‌بینه

چون شوهره خوشش نمیاد

و به همین ترتیب، هیچ دوستی هم نداره

بهش گفتم: بذار کمکت کنم، شوهرت محدودت کرده

"عین بچه‌ها باهات رفتار می‌کنه"

ولی میدونی، نمیشه کسی رو مجبور کرد

گفت باید برم

"تو پذیرش منتظرمه"

که در کمال تعجب همونجا بود

ولی خیلی ترسناکه که اون معلم رایانه

اوه، آره. خب دفعه بعد که کنار زمین فوتبال واستادم

خودم رو بهش می‌شناسونم

شوکه میشه

اوکی

منتظرم بمون

برو داخل عزیزم

عزیزم دستت رو رد کن

اینم نهارتون

این مال توئه، نه عزیزم؟

از اول بگو. چی داری میگی؟

دیشب، دم در خونه پائینی

یه ماشین پلیس اومد، خب؟ و 20 دقیقه بعدش

زنه سوار ماشینه شد.- کدوم خونه؟-

اون یکی، که آئودی قرمز دارن- کدوم زنه؟-

همون که دو تا دختربچه داره

کی اتفاق افتاد؟- دیشب-

چه زمانی؟- نمی‌دونم-

ده..یازده، حدودای 11 بود

و رفت صندلی عقب ماشین پلیس نشست؟- بله-

اوه خدای من. زده شوهره رو کشته؟ یعنی دستگیر شده؟

بابا؟- روی تکالیفم نشستی-

دلم برای بچه‌هاشون می‌سوزه- اوه ببخشید. اون بچه‌ها-

اون کوچیکه، پاپی؟ هیچوقت کاپشنش رو درنمیاره

مامان

بابا با کون نشست رو تکالیف شیمی من و خرابش کرد

دیشب نیم ساعت داشتم روش کار می‌کردم

یعنی میگی دستگیرش کردن؟

سوار ماشین پلیس شده

چطوری- فقط ده دقیقه وقت دارم. از هانیا شنیدم-

امروز صبح داشت می‌گفت

دیشب دیده تو سوار ماشین پلیس شدی

آره..کار اون بود. پلیس خبر کرد

چرا؟- قرصائی که بهم دادی رو پیدا کرد-

چطوری؟- خب..فقط- خب الان کجان؟-

دادشون به پلیس- شوخیت گرفته؟-

نمی‌تونن از طریق اونا رد تو رو بزنن، نه؟

از جلد درشون آورده بودی؟

آره- همه ش رو؟- آره-

مطمئنی؟ خیلی مهمه

مطمئنم

پس چی رو بردن؟- فقط قرصا رو-

تو چی بودن قرصا؟- توی.. -

یه کیسه کوچیک، که مال خودم بود- موضوع مهمه جوآنا-

از روی جلد رد قرصا رو پیدا می‌کنن- احمق که نیستم-

چه خوک کثیفی..زنگ میزنه پلیس. تو زنشی مثلا

بهت گفته‌م که

خب بهشون گفتی از کجا گیر آوردیشون؟

گفتم روی زمین توالت یه میخونه پیداشون کردم

باورشون شد؟- نمی‌دونم-

یادداشت کرد، زن پلیسه

و بیشتر مادرقحبه بودن شوهرم براش جالب بود

تا چیزای دیگه- پس الان جرمت چیه؟-

هنوز هیچی. منتظرن که نتایج آزمایش قرصا حاضر بشه

نمی‌تونن با آزمایش قرصا رد تو رو بزنن، نه؟

اگر جلد ندارن نمی‌تونن-

مطمئنی که از کل جلد درشون آوردی؟

آره

اوکی، بهتره برم

میشه..میشه چند تا دیگه بهم بدی

برات از جلد درشون میارم

چیزی داری که بذاریشون داخلش؟

می‌خوای..بریم تو تختخواب؟

نه، حلالت باشه

باید برم سر کار

اوکی

خانم بروکس اومدن دنبال نسخه شون آقای بهاتی

میخوای بیای داخل ازرا؟

بفرما

1,200

همیشه از توی جلد درشون میاری دیگه، نه؟

قبل از اینکه بدی به ملت

پس فکر کردی خرم؟

نه، فقط

روز بدی داشتی؟

نه

سه تا مشتری دیگه هم پیدا کردم

یکی دیگه هم تو راهه..اوه هفته بعد120 قرص دیگه

گمونم تعادل رمز موفقیته

اوکی؟

تو آدم باایمانی هستی آقای بهاتی

دنیا رو تبدیل به مکان بهتری می‌کنی

همم

خدا قوت

اوکی

صبح بخیر عزیزم خوبی؟

رستوران گرپولو- نه-

چرا، رزرو می‌کنم- نکن-

آبا رو رزرو می‌کنم- اوکی-

اوه واقعا؟- آره، هرجا رو دوس داری رزرو کن-

من خونه می‌مونم چایی مو می‌خورم

اوه، تو رو خدا، چه مرگته؟

خب، مهمونی بازنشستگی که ندادی

من بازنشست نشدم

از پلیس بودن، چرا شدی

گمونم یه نوشیدنی مهمونت کرده باشم

ولی من که به اندازه تو محبوب نیستم

من محبوب نیستم

چرا هستی

بین یه تعدادی، هستی

احتمالا میان یه چرتی بگن و خدافظی کنن

منظورت چیه بین یه تعدادی؟

بین یه تعدادی محبوبی

خب، بین کیا محبوب نیستم؟

نمی‌دونم..خودت بگو

تو داری میگی محبوب نیستی

باشه، ولی داشتی به کی فکر می‌کردی وقتی..؟

هیچکس- وقتی گفتی؟- هیچکس- خب کی تو فکرت بود؟-

خب، یه سری کله‌گنده هستن که طی این سالها ناراحتشون کردی، مگه نه؟

یادته به مایک تیلور گفتی

تخمش رو بکنه تو کونش

فکر میکردم همه چیزو عوض کنه باشه

به‌هرحال، تو پیش..

سربازها، گروه‌ها، مقامات، بایگانی خیلی محبوبی، مگه نه؟

وقتیکه ناراحت‌شون نمی‌کنی

من فقط به وظیفه‌م عمل کردم

خواستم قوی‌تر بشن

ببخشید که باعث شد نامحبوب بشم

تو مشروب مهمونم نکردی- - چرا کردم

خب یادم نمیاد

دلخور شدی؟

شایدم اصلا دعوتم نکردی

چرا نباید دعوتت کنم؟

معلومه که دعوتت کردم

فکر نکنم کرده باشی، جویس

اوه

فراموشش کن بابا

اوکی

عجیبه اصلا دوستی داشته باشی

خب، ندارم، تو هم دوستم نیستی

از نظر تو، هیچکس با من دوست نمیشه

خدایا چه گیری دادی

کاترین؟ - مایک.. یه دقیقه وقت داری؟

نه واقعا، ولی از اونجائی که

باید کلی دوست جمع کنم از جمله تو...

اوه تو رو خدا- اوکی، جویس؟-

هیچوقت نفهمیدم واقعا خله یا داره ادا درمیاره

رستوران گراپولو رو رزرو کردی؟- نخیر-

میخوای من بکنم؟

خب، اگر تا این حد اراده و استقامت داری

این گوی و این میدان

بگیر بشین

یکی بهم زنگ زد

شاید مهم نباشه

میخوای یه سرنخ بهم بدی؟- سامانتا گیرینوود-

اونو می‌شناسی؟ افسر پلیس زندان در دیوزبریه

می‌شناسم؟ نمی‌دونم. شاید

هفته پیش توی یه کنفرانس در ریدینگ بود

هفته قبل با بقیه افسران

و ظاهرا یکی بهش گفته که یکی دیگه بهشون گفته که

کاترین کیوود حتما دلش به رحم اومده

که اجازه داده نوه‌ش بره دیدن تامی لی رویس

چی؟

واستا..یه نفر به اونی که به سامانتا خبر رسونده گفته

اگر میخوای بهش زنگ بزنی این شماره‌شه

که رایان رو دیدن؟- نه امکان نداره-

گمونم موقع دیدار از زندان با یه افسر پلیس

صحبت کردن

که حتما این یارو افسر زندانه گفته که

دیده رایان رفته ملاقات تامی

پس یه خبر دسته چهارمه

یک کلاغ چهل کلاغ کردن، چرت گفتن

به همین‌خاطر مطمئن نبودم بگم یا نه

به‌هرحال شماره‌ش رو داری

گمونم سیم‌هاشون قاطی کرده

اصلا رایان ما رو از کجا می‌شناختن؟

اصلا چطور رفته اونجا؟

تازه 16 سالش شده و هنوز راه‌وچاه رو بلد نیست

فقط تنهایی با قطار رفته لیدز، خب، با سسکو رفته

سر همین داستانی داشتیم. چطور بدون اینکه من بفهمم

تنهایی تا گریوسند رفته؟

رویس در گریوسند نیست

به شفیلد منتقل شده

کی؟

دو سال و هجده ماه پیش. نمی‌دونستی؟

از کجا بدونم مایک؟- فکر کردم دادگاه حکم داده-

تا هیچ تماسی با تو و رایان برقرار نکنه

پس مکانش مهم نبود

آره، حکم داده شد و من تمدیدش کردم

یعنی حتما دوره زمانیش تموم شده

چون، خدایا، تا کی تمدیدش کردم؟ تا هفت سال؟

چون فکر نمی‌کردم لازم باشه دوباره تمدیدش کنم

هیچوقت حرفی ازش نزد، خدارو شکر. اصلا راجع بهش فکر نمی‌کرد

یادم نمیاد آخرین بار کی درموردش حرف زد

گمونم هرچیزی که اون افسر شنیده

حتما اشتباه کرده

میشه ازش بپرسی؟- نه نه نه-

نه، این کارو نمی‌کنم

چیز دیگه‌ای نگفت؟- نه-

اوه فقط اینکه همراه یه مرد و زن بوده

یه زن و یه مرد؟

لازم بوده

اگر زیر 18 سال باشه باید همراه داشته باشه

کدوم مرد؟

و کدوم زن؟

زندان سابقه ملاقات‌کننده‌ها رو داره، مایک

دارن. رئیس زندان رو پیدا می‌کنم و بهش ایمیل می‌زنم

توقع نداشته باش زود حاضر بشه

مامورای زندان کون‌گشادتر از ما هستن

اون اطلاعات تا زمان جلسه دادگاه رویس

به‌خاطر قتل گری حاضر میشن، نه؟

هفته آینده. درسته. پاشو برو

سرشون شلوغه

اگر خبری شد بهت میگم

و نگرانش نباش، کاترین

همونطور که گفتی، یک کلاغ چهل کلاغ شده

مستقیم رفتم خونه‌مون

و رفتم تو اتاق خوابش. چیزی پیدا نکردم

خب، توقع داشتی چی پیدا کنی؟

نامه؟

قرار ملاقات؟

گمونم

امکان نداره، کاترین

آره، می‌دونم. ولی چطور رویس یهوئی

سر از شفیلد درمیاره و من بی‌خبرم

و بعدش یه مرد و زن رایان رو می‌برن پیشش

یا یکی رو می‌برن پیشش

شاید بچه دیگه‌ای اره

نمی‌دونم، ولی هنوزم فکرم مشغوله

دنیل و آن که نیستن

چون اونم عین من هرگز نزدیکش نمیشه

تو و رز هم که نیستین- معلومه که ما نیستیم-

وقتی من سرکار بودم کلیر و نیل

بردنش تماشای مسابقه فوتبال، ولی

ببین، نیل، درباره نیل مطمئن نیستم

هیچوقت به نیل اطمینان نداشتم، ولی کلیر، این کارو نمی‌کنه

اون همچین کاری با من نمی‌کنه، نه؟

نه نه نه..نه

خب شاید مامان سسکو باشه

و یکی از دوستای مامانه

ولی آخه چرا باید این کارو بکنن؟

یا یه معلم، ولی..چرا؟

و اخلاق و مرام..نمیذاره این کارو بکنن

و من دیگه کسی رو نمی‌شناسم

نو هم هست

نو همیشه اونو می‌بره دیدن بازی منچستر

ولی نو این کارو نمی‌کنه..هزار سال سیاه هم نمی‌کنه

درست عین آن

آره، پس دیگه نمی‌دونم والا

رز چش شده؟

اتاقش رو سوا کرده

متاسفم

همم

نو ازم خواسته بریم بیرون غذا بخوریم

نو؟

بعد از مهمونی تولد رایان بهم زنگ زد

تو که غیرتی نمیشی، نه؟

یعنی، میدونی..موفق باشی

سن پدربزرگت رو داره، ولی

نه بابا فکر میکنی چند سالشه؟ 70؟

راحت

75?

76, 77?

آن خبر داره؟

یا دنیل؟- خب کار خلاف که نیست-

نه..فقط

چی؟

"بگو ببینم کاترین نویژن گالاکر

-"میلیونر چطور تو رو جذب کرد؟ گمشو-

دیدی، خندیدی

از اون بپرس

از خود رایان رک و راست بپرس چیکار می‌کنه

نه- چرا؟-

چون دلم نمی‌خواد این فکر رو تو سرش بندازم که

می‌تونه بره ملاقاتش اگر هنوز نرفته باشه

بعد از شما

می‌تونم کمکتون کنم؟

پسرعموم، باید دکتر رو ببینه..

مسئله شخصیه

آقای بهاتی؟

بله؟

پسرعموی این آقا

انگلیسیش خوب نیست

ولی با یه دختره بوده

و فکر میکنه یه مرضی گرفته

یه کم ورم داره و ترشح

ولی وقت عمل نداره..پس

اوکی

میخوای بیاریش داخل؟

از اینور..یالا

شما برو ..من منتظر پسرعموم می‌مونم

بفرما بشین

میتونم یه چیزی بهت بدم که آروم بشی..ولی..اوه

شنیدم تو کار خیر افتادی، فیصل

البته که خوبه

تنها مشکل اینه که، این اطراف حوزه کاری ماست، نه تو

گرفتی؟- آره-

آره، خودمم داشتم فکر می‌کردم

لقمه بزرگتر از دهنم برداشتم

آره ولی

خوبه ولی مسئله اینه که

هنوزم برای این کار لازمت داریم

پس وقتی پولها رو جمع کردی

باید بدیش به ما، اوکی؟

نه، نمیشه، نمی‌تونم. نمی‌تونم- می‌تونی-

دیگه نمی‌تونم کار کنم چون ممکنه پلیس دنبالم باشه

خب، تا وقتی یه راهی پیدا کنیم

به قرارمون عمل میکنی، فهمیدی؟

ما می‌دونیم نزدیک 1800 تا هر هفته درمیاری- نه-

چرا همینطوره..پس سر منو شیره نمال-

اونقدرا نیست..فوقش 1000 تا باشه

خب، چرا باقیش رو جبران نمی‌کنی؟

به راحتی میتونی بقیه ش و دربیاری

بهت که گفتم..پلیس تو نخمه

نگران پلیس نباش

منظورت چیه؟

منظورم اینه تو باید نگران من باشی

ما می‌دونیم میرا و

هانیا کوچولو کجا مدرسه میرن

تو نخشون بودیم. می‌دونیم کی تعطیل میشن

می‌دونیم سوار کدوم اتوبوس میشن

می‌دونیم وقت غذا به جای اینکه تو مدرسه باشن

به کدوم خونه میرن- این ما یعنی کیا؟-

احتمالا ما بیشتر از تو

می‌دونیم کجاها می‌پلکن

گوش بده فیسل

هیچکس دنبال آزار اونا نیست، همم؟

کسی دلش نمی‌خواد اونا رو بدزده

و عین هرزه ها باهاشون رفتار کنه

باشه؟

من که نمی‌خوام

پس لازم نکرده نگران پلیس باشی؟ اوکی؟

ما همه نگران پلیسیم. آره؟

تا چند روز دیگه می‌بینیمت

نه..- مشکلی داری؟-

همم؟ همم؟

من که مشکلی ندارم

برو هر چی که قراره بهم بدی رو برام بیار

نمی‌خوای اون منشیت فکرای بدی بکنه، نه؟

تا چند روز دیگه

میاد و بهت سر می‌زنه، اوکی؟

خوبه

زنگ زدم اداره دارو و درمان تا ببینم

کسی از دیازپام‌های غیرقانونی

تو محدوده الند اطلاعی داره

یکی از افرادشون زنگ زد و گفت

"آره، مشکلاتی وجود داره و ما در حال تحقیق هستیم"

کنزویچز؟- شک نکن-

آره، کنزویچ محبوب قلوب

کنزویچ زبل خان

باید می‌گفتم: اوکی..عجله نکنید حالا

"مثل همیشه ما ترتیبش رو میدیم"

چیه؟

یه خبرائی از زندان شفیلد برات دارم

خوشت نمیاد

Rain Drops :مترجم

Aren Zohrabi :هماهنگی زیرنویس از starnzo29@gmail.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.