All language subtitles for Deadpool.Wolverine.2024.720p.x264.HDTS.SoftSub.MRMOVIEHC

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish Download
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

« مسترمووی تقدیم میکند » [ @MRMOVIEHC ]

‫اوه، این آهنگ لوگو مارول به آدم امید میده! مگه نه؟

.‫ببخشید، فقط هیجان‌زده‌ام که اینجام .خیلی وقته نبودم

‫می‌دونین، یه مدت طولانی مطمئن نبودم که دیگه برگردم.

‫دیزنی فاکس رو خرید، کلی ماجرای حقوقی خسته‌کننده و کصشعر کوصوشعر.

‫ولی آخرش معلوم شد که اونا منو می‌خواستن!

‫همون کسی که حتی نباید فیلم خودش رو داشته باشه، چه برسه به سه‌گانه!

‫مارول خیلی احمقه!

، همه‌مون میدونیم عنوان این فیلم چیه پس میدونم چی تو ذهنتونه

‫چطور می‌خوایم بدون بی‌احترامی .به یادبود لوگان فیلمو شروع کنیم

‫و بهتون می‌گم چطور.

‫یا شاید هم نه.

‫می‌خوام یه راز کوچیک بهتون بگم.

‫ولورین نمرده.

‫آره، پایان خوبی بود برای یه داستان خیلی غمگین.

‫ولی عوامل قدرت خود درمانی اینطوری کار نمی‌کنن.

‫فکر می‌کنین من می‌خوام اینجا توی مرکز زیبای داکوتای شمالی باشم و دنبال تنها ولورین بگردم؟

نه ممنون

‫ولی سرنوشت کل دنیای من در خطره.

،‫شاید الان تو بهترین شرایط زندگیش نباشه ولی مطمئناً نمرده.

دقیقاً

ایول

‫بله، بله، بله، بله، بله.

‫لعنتی!

‫حرومزاده!

‫مادرجنده!

دنیام بگااااا رفت

‫ خیلی عجیب بود.

‫الان خیلی آروم‌ترم.

‫ببین، من آدم علمی‌ای نیستم، ولی به نظر می‌رسه .تا حد مرگ مردی

‫ولی خوبه که میبینمت.

‫راستش همیشه دلم می‌خواست باهات شریک یه مسیر بشم، لوگان.

‫من و تو، ددپول و ولورین، با هم همه چیزو بگا بدیم

‫می‌تونی حالی که میده و هرج و مرجو تصور کنی؟

‫پول‌های باقیمانده

(درآمدهای مداومی که از تکرار پخش‌ها و فروش‌ها به دست می‌آید و به بازیگران، نویسندگان یا دیگر دست‌اندرکاران یک فیلم یا برنامه تعلق می‌گیرد

‫روز بخیر، رفیق.

‫هیچی منو زودتر از یه کیسه بزرگ پول نقد برنمی‌گردونه.

‫منم همینطور، هیو.

نه

‫نه، نه، نه.

یعنی واقعا باید یه قهرمان می‌شدی و می‌مردی

‫لعنت بهش!

‫الان واقعاً میتونستم از کمکت استفاده کنم

‫صبر کنین!

بهتون هشدار میدم

‫من تنها نیستم!

‫وید وینستون ویلسون!

‫تو به دست نهاد ناهنجاری های زمانی تحت بازداشتی

.جرائم زیادی برای این‌کار مرتکب شدی

‫بیا بیرون!

‫مرگ اونم بدست بازیگر های روز مزد

آخرین فرصتته

‫اسلحه‌هات رو بنداز و بی‌دردسر بیا بیرون.

من بهتون اسلحه‌هام رو نمیدم .ولی قول میدم ازشون استفاده نکنم

توی بدن انسان ۲۰۶ تا استخوان هست

‫207 تا اگر دارم Gossip Girl می‌بینم

‫برو که بریم

‫حداکثر تلاش

خیلی خب عسلم

‫فکر کنم بالاخره داریم تیم آپ می‌کنیم

آبم اومد

‫برای شفافیت بگم، به هیچ کدوم از اینا افتخار نمی‌کنم

‫ خشونت و نکروفیلیا

‫این اون چیزی نیست که من هستم

‫این اون چیزی نیست که می‌خوام باشم

چی می‌خوام باشم؟

‫خب، برای اینکه اینو درک کنین،

‫باید برگردمتون به عقب.

‫یه سفر کوچیک در زمان و فضا.

‫به روزی که همه چیز تغییر کرد.

باور نمیشه بالاخره اینجام

‫ مدت زیادی منتظر این لحظه بودم.

زمین 616 [تایم لاین مقدس]

‫ممنونم قربان که ملاقاتم رو قبول کردین.

‫من کاملاً معتقدم که خدمات من می‌تونه برای سازمان شما مفید باشه.

‫حالا، می‌دونم که منو توی لابی برج استارک حین خودارضایی گرفتن.

‫خودارضایی؟ ببخشید، چی گفتید؟

‫نه، متاسفم.

‫اون موقع که اون دست‌های اسباب بازی هالک رو می‌گیری

‫و بعدش فقط پایینو نگاه می‌کنی و

‫خودت رو آماده می‌کنی و وسط بدن رو خراب می‌کنی.

‫ باشه، باشه.

باشه واضح بیان کردی

بله

دقیقا چی باعث شده که امروز اینجا باشی؟

چی باعث شده...؟ عااه من

‫من... من اهمیت می‌دم.

‫می‌دونم همه چیز رو به شوخی می‌گیرم، ولی من

‫اهمیت می‌دم.

‫و می‌خوام از این حس برای کاری مهم استفاده کنم.

‫می‌خوام مهم باشم.

‫باید به دوست دخترم نشون بدم که مهمم.

‫و

‫می‌دونی، احساس می‌کنم دارم حرفای خوب رو هدر می‌دم.

قرار نیست اصل کاری بیاد پیش ما؟

- اصل کاری؟ - بله

‫باید اینو نگه دارم اگر قراره

‫تا جایی که به تو مربوط میشه، الان من اصل کاری هستم.

‫اصل کاری منم. من تو این موقعیت اصل کاری هستم.

‫بذار بگم، اون دیگه این کارها رو نمی‌کنه.

- حضور های افتخاری؟ - جلسات

جلسات

‫جلسات ابتدایی.

‫ابتدایی.

تو راننده‌ای؟

‫- من... ‫- شاید

‫تصور رایج.

‫من کارم رو به عنوان راننده آقای استارک شروع کردم.

‫سریعاً به رئیس امنیت تبدیل شدم.

‫رئیس امنیت. البته. بله، بله، بله، بله.

‫و چرا الان که دارم به رزومه‌ت نگاه می‌کنم

‫به نظر می‌رسه جا انداختی که آیا تجربه کار تیمی داشتی یا نه.

میشه یه ذره بیشتر توضیح بدی؟

‫نه، بله. البته. من تو نیروهای ویژه بودم.

‫ولی من... بیشتر، من رهبر تیم بودم .در واقع، بنیان‌گذار ایکس-فورس

‫متاسفانه، همه اون‌ها تو عملیات مردند.

اوه، دقیقاً چطور این اتفاق افتاد؟

،‫خب، پلیس میگه به خاطر جاذبه بود .ولی بین خودمون بمونه، تو گروه تست خوب عمل نکردن.

‫به خصوص کیبل

.‫اوه، می‌بینم که اوضاع خوب پیش نمی‌ره .لطفاً به لحظه ننویس. ببین، من

‫من فقط... می‌خوام یه اونجر بشم.

‫می‌خوام یه اونجر بشم.

چرا می‌خوای یه اونجر بشی؟

‫به اطرافت نگاه کن. منظورم اینه که اون‌ها .بهترین‌های بهترین هستند

‫و کاری که انجام می‌دن مهمه.

‫من باید یه اونجر بشم.

‫قطعاً.

‫دوست دخترم از این حرکات من خسته شده.

‫اگر نتونم اوضاع رو درست کنم و از استعداد‌هام استفاده کنم،

‫فکر نمی‌کنم برای من و اون نتیجه خوبی داشته باشه و حق هم داره.

‫اونجر گروهی بسیار منحصر به فرد از ابرقهرمانان هستند که

‫نماد چیزی بیشتر از فقط مبارزه و ‫پوشیدن لباس‌های مخصوص هستند.

‫منظورم اینه که مردم به ما نگاه می‌کنند. بچه‌ها به ما نگاه می‌کنند.

ببخشید، به ما؟

‫نمی‌دونستم که تو یه اونجر هستی.

از لحاظ فنی کنار اونا هستم

اوه، ابرقدرت تو چیه؟ پارک دوبل؟

‫خیلی معذرت می‌خوام.

.‫این خیلی بی‌رحمانه بود .وقتی عصبی‌ام اینطوری می‌شم. دیگه تکرار نمی‌شه

‫- بریم سر اصل مطلب ‫- لطفا

‫چند لحظه پیش گفتی که می‌خوای اونجر بشی چون نیاز داری.

‫بله آقا، درسته.

‫ولی اونجرها چون احتیاج دارن، این کار رو انجام نمیدن

.این کارو میکنن چون مردم بهشون احتیاج دارن

‫تفاوت رو می‌بینی؟

.‫بله، قربان

‫لطفاً، آقای هوگان، نمی‌خوام بقیه عمرم مثل .یه شوخی تکراری و خسته کننده باشم

‫اوه، خدای من.

‫ایستادی.

‫آره، الان وقت ایستادنه.

‫لعنتی.

‫مشکل اینه که تو داری زیادی بلندپروازی می‌کنی. .همیشه برای کار درست هدف‌گذاری کن و هیچوقت بی‌نتیجه نمیمونی

‫درسته؟ فکر می‌کنم قلب خوبی داری. حرفاتو باور دارم.

‫ولی همه آدم‌ها از نوعی نیستند که دنیا رو نجات بدن. من نیستم. من خوشحالم.

‫درسته؟ جای خودم رو پیدا کردم. جای خودت رو پیدا کن.

‫خوبه، برگرد بیرون. ما زیر نظر داریمت.

باشه

موفق باشی

‫ماشین رو بیار. می‌خوام برم Shake Shack.

رد شدن گرسنه ام میکنه

‫نه، لطفاً.

‫نه، نه، نه.

‫باشه، ممنونم.

‫می‌دونی چی می‌گن. خداوند گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در رختکنِ سر کارت را

زمین 10005 [شش سال بعد]

وید مشاور فروش

‫حالا بریم چند تا ماشین کارکرده‌ی تایید شده بفروشیم، مادر

.‫به طور فنی، Carnival یه مینی ون نیست .این یه وسیله نقلیه چند منظوره است

خب، کیا چطور با هوندا اودیسه مقایسه می‌شه؟

‫اودیسه؟ سوال خوبیه. خب، کیا تخمی نیست.

‫می‌دونی، می‌تونی بدون فحش دادن جواب بدی.

‫ببخشید، تمی. بچه ندارم. نه که آرزوش رو نداشته باشم.

‫رابطه جنسی زیادی ندارم.

‫دفعه بعد موفق می‌شی، رفیق.

آره

‫ببین، همیشه می‌تونی برگردی به قهرمان بازی.

‫منظورم اینه که دوست دارم دوباره ببینمت تو لباس.

‫تو کمدم نگهش می‌دارم که بتونم بپوشمش.

‫تو کمدم نگهش می‌دارم که اگه دوباره لازم شد، آماده باشم.

‫هی، هی، هی. تو اونجا چی کار می‌کنی؟

من دیگه تمومم

تمومم

‫و با تموم بودن مشکلی ندارم.

‫ببین، آیا بخش فروش بهترین انتخابه؟ احتمالاً نه.

‫آیا این همون زندگیه که همیشه برای خودم تصور می‌کردم؟ اصلا

‫این برای من مناسب‌ترینه. عزیزم، همین‌طوره.

‫باشه، آقای ویلسون.

‫فقط می‌گم، ماهی یک‌بار می‌تونیم یه مأموریت کوچیک بریم.

‫ما انسانیم. ما هدف نیاز داریم.

‫به هر حال ما ددپول هستیم.

‫لطفاً دیگه اینو نگو. ما ددپول نیستیم. منم حتی دیگه ددپول نیستم.

‫خب، اگه باورش کنی، قیمت‌هام خیلی زیاد می‌شن.

‫چند سال پیش، یکی از دوستام نوک سینه‌هاش رو با یه زنجیر تیتانیومی سوراخ کرد که پایین می‌ره و به آلتش وصل می‌شه

بخاطر اینکه تولدته بداخلاق شدی؟

چی؟

نه

‫سورپرایز!

‫خوش‌شانسید که مسلح نیستم.

‫بیایید داخل.

‫همین شش سال پیش بود. همتون مرده بودین.

‫بعدش، از تاکسی پیاده می‌شه.

‫و باور نمی‌کنی. برمی‌گردم

و ‫چی پیدا می‌کنم؟

‫ایرپاد.

‫ایرپاد!

یالا

‫داستان دیوانه‌واریه.

بی‌خیال. هردفعه؟!

چیزی فروختی امروز؟

میدونی نه

‫ تونستی توی دیوار یا هر چیزی که انجام می‌دی، کابوس‌گیر بفروشی؟

‫3 روز دیگه باید اجاره رو بدم نمیتونم هی هواتو داشته باشم

‫آروم باش. من پول دارم. یکمی داروی فشار خون قدیمی .که اینور اونور پیدا کردم فروختم

میخوای منو بکشی بدی مردکِ مادر قحبه؟

‫من اون کسی نیستم که همه چیز رو تو نمک غرق می‌کنه، ننه کص کمپوتی ‫(اشاره به رفتار غیرمسئولانه و زیاده‌روی شخص)

هرروز دعا میکنم که بیفتی تو آتیش و کاری که خدا خایشو نداشت انجام بده رو انجام بده

‫ ناراحت شدم. اگه میتونستی قیافمو بشنوی میتونستی میزان ناراحتیمو بو کنی

چیز خوبی میبینی؟

‫سریال Great British Bake Off ‫(یک برنامه مسابقه‌ای پخت‌وپز بریتانیایی)

‫اوه، لعنتی. اون برنامه منو برای ده سال از خودکشی دور نگه داشت.

‫این‌ها احساسات من هستند. درباره سقط جنین، آزادی دینی، حقوق حیوانات حقوق حریم خصوصی، واکسن‌ها، سرمایه‌داری بازار آزاد، تغییرات آب و هوای جهانی

‫نه، نه، نه، هیچ دیالوگی نباشه، مادرجنده.

سلام یوکیو

سلام وید

‫کلاه گیس مصنوعی قشنگیه!

.‫این یه بالیاژ تابستانیِ فرانسویه .قراره بازتاب طبیعی نور خورشید رو تقلید کنه.

‫این کلاه‌گیسه.

یه سیستم مویی عه

عاشق سیستم موییت هستم وید

ممنونم

می‌خوای کوکائین بزنی؟

‫هی، کوکائین یکی از چیزاییه که فایگی گفته ممنوعه.

‫ پودر مشتی کن چطور؟

.‫اونا همه اصطلاحات کوکائین رو دارن .یه لیست کامل دارن

حتی اسکی روی برف؟

‫حتی گرد و غبار دیسکو.

دختر سفید قطع‌کن؟

‫حتی فارست بامپ.

نمایش پوکر؟

من حتی دونات‌های پودری رو هم امتحان نمی‌کنم.

می‌خوای آدم‌برفی بسازیم؟ (کوکائین بزنیم)

‫آره، ولی نمی‌تونم.

اینجارو بگیر

اینجا؟

چی شد؟

‫این بخش باحالشه

‫ممنون که اومدی.

آره

کار چطوره؟

‫اوه، ترفیع گرفتم.

!پشمام

فقط یه کار مدیریتی کوچیکه ولی بابتش خوشحالم

عالیه

‫- حالت... ‫- میبنمش؟

اوم، آره. یکی از کار. جرمن (اسم شخص)

جرمن؟

مهربونه

خوبه

‫دوست داره بره کوه‌نوردی. ‫هنوز برام نوشیدنی نگرفته.

‫خب، این اوایل کاره.

تو چطور؟ با کسی هستی؟

‫نه، نه. من تو یه آپارتمان یک خوابه زندگی می‌کنم با هم اتاقی کورم

خوبه

خوبه

‫تولدت مبارک!

‫باشه، باشه، باشه.

‫تولدها.

‫پسر، هر گردش دور ماه یه ماجراجویی جدید هست، واقعاً.

اون خورشیده احمق

باشه، گردشگر زمین

کجا بودم؟

‫ماجراجویی زندگی.

‫درسته. ام، چند سال اخیر سخت بوده.

‫مدتیه شماها رو ندیدم. و از خیلی چیزها گذشتم.

زندگیمو تغییر دادم

و متوقف شدی؟

لعنتی، داری بداهه‌گویی می‌کنی؟

‫متاسفم که اینو دیدی، یوکیو.

مشکلی نیست

ولی من خوشحالم

‫این به خاطر تک‌تک شماهاست.

‫فکر کنم چیزی که می‌خوام بگم اینه که چقدر به خودم افتخار می‌کنم،

چقدر شکرگزارم، که توی یه اتاق با هر کسی که دوستش دارم، ایستادم.

‫من خوش‌شانس‌ترین آدم زنده‌ام.

‫آرزو کن، رفیق.

‫پیام رو گرفتم، رفیق.

‫(در اینجا "ده-چهار" به معنی "پیام را گرفتم" و "رفیق خوب" یک ‫اصطلاح دوستانه است که در بین کاربران رادیو به کار می‌رود.)

بریم تو کارش

وید ویلسون؟

‫اوه، آره.

شما باید رقاص ها باشید که بچه ها فرستادن

این قراره لباس پلیس باشن؟

بیخیال

.‫لباس‌هاتون رو دربیارید، ولی کلاه‌ها رو بذارید .و این فیلم Pretty Woman نیست

ما قراره ببوسیم

‫شما معمولاً با کدوم آهنگ می‌رقصید؟

‫وو، وو، وو، وو، وو، وو، وو، وو، وو، وو.

قرار بود ترسناک باشه؟

پِگ شدن برای من چیز تازه‌ای نیست رفقا

‫ولی برای دیزنی هست

راستش من هیچوقت زیرخواب خوبی نبودم

پس باید خیلی اروم پیش بریم

و میخوام ارتباط چشمی دیوونه واری داشته باشم

‫نه تو، تو.

نمیتونم چشماتو از زیر ماسک ببینم ولی میتونم

حس کنم که قراره بریم ته راهرو

تا دیگه لازم نباشه خودمونو بشوریم

نظرتون درباره این نقش چیه؟

ازت خوشم نمیاد

‫بله، بیایید این طرز فکر رو نگه داریم.

‫و این کار رو با عصبانیت انجام می‌دیم.

ا‌‌مپا‌یر‌بست‌تی‌وی رو تو گـوگـل سـر‌چ کن

جناب ویلسون

‫به نظر می‌رسه در حالی که بی‌هوش بودید، خودتون رو کثیف کردید.

من بی‌هوش نبودم. شما کی هستید؟

‫من به نام پارادوکس شناخته می‌شم.

‫آقای پارادوکس. و شما اینجا در سازمان TVA هستید.

مرکز ناهنجاری های زمانی

‫ما واقعاً یک سازمان پاسبان و دیده‌بان هستیم.

‫با این حال، ما بیشتر از آنچه به نظر می‌رسد، خوش‌مشرب هستیم.

‫با یک نوع چرخش کنایه‌آمیز قدیمی.

‫و ما مسئول دفاع از چیزی هستیم که .به عنوان خط زمانی مقدس شناخته می‌شه

‫لعنتی، این حجم عظیمی از توضیحاته برای یه دنباله سوم.

‫آیا این به خاطر اینه که من از ماشین زمان کیبل استفاده کردم؟

‫چند نفر رو به زندگی برگردوندم، بعدش نابودش کردم.

‫خیلی وقت پیش بود.

‫بله، ما از سوءاستفاده شما از خط زمان آگاهیم.

‫و شما خیلی ازش سوءاستفاده کردی.

‫نه، این هیچ ربطی به اون نداره.

‫با من بیا.

‫آقای ویلسون، من تو رو اینجا آوردم تا بهت بگم که تو خاصی.

‫در واقع، تو برای هدفی بالاتر انتخاب شدی.

‫هدفی که حتی برای من هم نامشخصه.

‫اما هدفی که می‌تونه کل خط زمانی مقدس رو

از سرنوشت وحشتناک احتمالی نجات بده

‫سرنوشتی که ممکنه در آینده نیاز به انتقام داشته باشه.

‫خط زمانی مقدس، فرض می‌کنم من قراره شگفت‌زده بشم که چقدر سینمایی به نظر می‌رسه.

‫کمئوهای مفت، استفاده بی رویه از ورینت ها،

کل پکیج

تو بهم بگو

کپ

تو دیگه از دست رفته نیستی وید

تو میتونی یه قهرمان در بین قهرمانان باشی

‫ما مدتیه که تو رو تحت نظر داشتیم.

ایستگاه مترو؟

‫سازمان TVA اون بالا پله‌هاست.

‫اما اون چیه؟

اون منم؟ اون ثوره؟

‫ داره گریه می‌کنه؟

‫بیایید از خودمون جلو نزنیم.

‫این در آینده‌ای دور اتفاق می‌افته.

چرا ثور گریه می‌کنه؟

‫برنگرد.

‫این کارو نکن. چشم‌هات به من.

‫من تو رو اینجا آوردم تا بهت یه فرصت بدم.

‫فرصتی که سال‌ها پیش دنبالش بودی اما آماده نبود.

‫ما معتقدیم که حالا آماده‌ای.

آماده برای یه فرصت برای ترک خط زمانت

‫و به بزرگ‌ترین جهان‌ها بپیوندی. (جهان 616)

‫دارم چیزی رو بهت می‌دم که همیشه می‌خواستی.

‫می‌فهمم چی می‌گی.

‫قدرت در دنیای مارول قراره برای همیشه تغییر کنه.

‫من مسیحم.

من

ناجی مارول هستم

ببخشید

‫بخورش فاکس!

‫من دارم میرم دیزنی لند!

کجارو باید امضا کنم؟

اوه این کارا لازم نیست

خوبه. نمیخوام پز بدم

ولی خوندن به کارم نیست

‫ولی یه چیزی رو نیاز دارم.

‫اوه، دهنتو.

‫منو مزین کن، ریشو.

عالیه

‫محض اطلاع، خیاط شما یک شکارچیه.

ولی عاشقشم

‫جفت و جور، رد کصت رو لباس نمیمونه، بوی نو، و کاتانا های آدامانتیوم.

که آدم باید داشته باشه

‫بفرما.

‫نفس بکش.

‫و بله، لباس زیرت داره تنگ‌تر می‌شه. (شق کردی)

‫اون پسر می‌دونه چی می‌گم.

‫لباس‌هاش می‌گن مدیریت میانی، ولی چشماش می‌گن "بیا عشق‌بازی کنیم."

‫بله، خیلی خوب به نظر می‌رسی.

‫خوبه؟ این رفیقت اینجا حاضره همه چیزو به خاطر من کنار بذاره.

‫داری با زنت تماس می‌گیری؟

‫منابع انسانی.

‫ زنت توی منابع انسانی کار می‌کنه؟

‫خیلی خوشحالم که این قضیه رو خوب می‌پذیری.

‫اوه، من خوب قبولش می‌کنم.

‫من هیچ وقت مشکلی با سفر کاری نداشتم.

‫با این حال، باید درباره روزهای تعطیلات صحبت کنیم.

‫من بیشتر به سبک یک هفته کار، یک هفته تعطیلات علاقه دارم.

‫فکر می‌کنم این کاریه که توی دانمارک انجام می‌دن.

‫می‌دونی، هیچ وقت پرچم دانمارک رو .روی ماه نمی‌بینی، ولی لعنتی، اونا خوشحالند

‫حالا اون تلفن آمازون فایر کوچولوت رو روشن کن،

‫و من رو بفرست خونه تا به دوستام بگم که به پیروان ارتقا یافتن. (اشاره به اینکه خودشو مسیح مارول معرفی کرده)

‫بله، فکر نمی‌کنم کاملاً متوجه شده باشی.

‫تو به خانه‌ات بر نمی‌گردی چون خانه‌ای برای بازگشت نخواهد بود.

‫دوباره بگو؟ این بار توی گوشم؟

‫این جهان توست، آقای ویلسون.

‫این چیزیه که اتفاق میوفته وقتی یک جهان لنگر خودشو از دست میده

‫ببین چطور از داخل می‌پوسه؟ اینطوری یک واقعیت می‌میره.

انکر چیه؟

‫لنگر ها چیزیه که از اهمیت حیاتی برخورداره که وقتی می‌میرن،

‫کل دنیاشون به آرامی از بین میره.

‫تو برنده لاتاری شدی چون من نمردم.

‫این فقط یه بحران میانسالیه، الان بهترم.

خدای من

اوه عاشق خندیدنم

‫می‌تونی تصور کنی اگه تو لنگر بودی چی می‌شد؟

آره

‫نه، این شما نیستین، آقای ویلسون.

لنگر شما در عملی از روی خودگذشتگی .به طرزی حماسی جان خود را از دست داد

‫که لرزه‌ای در خط زمانی ایجاد کرد.

‫دارم اشاره میکنم، البته به

لوگان

ولورین

اون ولورین؟

‫آره، فهمیدم. می‌تونی حالا گرافیک‌های مرگ رو خاموش کنی.

‫متوقفش کن.

‫ما این کارو نمی‌کنیم، آقای ویلسون. قطعاً نمی‌تونیم متوقفش کنیم.

چقدر زمان داریم؟

‫در بیشتر موارد، چند هزار سال.

‫خب، عالیه.

‫در بیشتر موارد، این زمان کافی نیست. نه برای من.

‫این یعنی چی؟

‫یعنی من مأمور شده‌ام که بر پایان جهان تو نظارت کنم.

‫صرف‌نظر از اینکه بچه‌های بالا چی ترجیح می‌دن،

‫من عمرم رو برای دیدن مرگ آهسته و طبیعی هدر نمی‌دم.

‫ما قبلاً این چیزها رو هرس می‌کردیم. ساده، زیبا، کارآمد.

‫ولی می‌گن TVA دیگه دوست نداره این کارو بکنه.

‫خب، من دوست دارم. و مهم نیست مافوق‌های من چی می‌گن،

‫مولتیورس به پرستار نیاز نداره.

‫ما یه قاتل رحم کننده نیاز داریم. (Mercy killer: به افرادی میگن که از سر ترحم زندگی کسیو به پایان میرسونن)

‫و در این مورد، من همون قاتل رحم کننده هستم.

این دیگه چه کوفتیه؟

‫اون یه هرس کننده تایم‌لاینه، آقای ویلسون.

‫یک تسریع‌کننده. وقتی کامل بشه،

‫به من اجازه می‌ده که ماتریکس فضا-زمان جهان تو رو نابود کنم.

‫می‌بینی، من نمی‌خوام برای TVA کار کنم.

‫من می‌خوام خودم TVA باشم.

‫و اولین قدم اینه که به این سازمان نشون بدم

‫چقدر می‌تونه کارآمدتر بشه.

‫برای این منظور، من به جهان تو یه پایان سریع و دلسوزانه می‌دم.

‫و نگران نباش، دوستات چیزی حس نمی‌کنن.

‫همه چیز این شکلی تموم می‌شه.

‫اوه اون چیه؟

‫به من اعتماد کن.

‫تو می‌خوای کل جهان کوفتی منو نابود کنی؟

‫به زبان خودت، بله. دو تا تو قلبت، یدونه توی سرت.

‫ببین، آقای ویلسون، تو دو تا انتخاب داری.

‫می‌تونی دوباره به عزیزانت بپیوندی

‫و همگی به صورت جمعی در عرض 72 ساعت محو بشید،

‫یا به خط زمانی مقدس بپیوندی

‫و به روزهای بی‌اهمیتی و معمولی بودنت پایان بدی.

‫وید، وید، تو می‌تونی بالاخره، بالاخره مهم باشی.

‫این تمام چیزیه که همیشه می‌خواستم.

میدونم میدونم

‫و می‌دونی، من هیچی نیستم اگه از لحاظ اخلاقی انعطاف‌پذیر نباشم.

‫آره، آره.

‫من انجامش می‌دم.

‫انتخاب عاقلانه‌ایه.

‫خطوط زمانی مقدس از داشتن تو خوشحال هستند.

من داشتم درباره پیدا کردن ولورین

و شکوندن دماغ لعنتیت صحبت میکردم

این زیرنویس متعلق به سایت ا‌مـپـایـر‌بـسـت‌تـی‌و‌ی هستش

پیداش کنین

‫پیداش کنین!

‫و پسر، او واقعاً این کار رو کرد.

‫که ما رو برمی‌گردونه به این.

‫بی‌حرمتی به جسد مقدس.

‫شرمنده! ولورینی کردن سخته!

‫تمومش کن!

‫قبیله منگولد! ‫(اشاره به جیمز منگولد کارگردان فیلم لوگان)

‫ای مریض کسکش!

‫لوگان یک قهرمان بود ‫و تنها گوه درست حسابی‌ای بود که کانادا زاییده.

‫اسم کشورمو از دهن کیریت درار.

‫و شمشیرمو همین‌طور.

‫درش بیار.

‫ای وای، باید یه لوگان دیگه پیدا کنم.

‫یه نسخه زنده‌اش.

‫نمی‌خواد بلند شید، بچه‌ها. خودم میرم بیرون.

‫لوگان!

‫نیاز دارم باهام بیای.

‫جناب‌عالی کی باشن؟

‫این راکون کوچولوی پشمالو رو نگاه.

‫الان فرود پرشکوه نشون‌مون دادی؟

‫آره، نشون‌مون دادی،

‫ای سلطانی که به ظاهر کمیکیش وفاداره.

‫عجب ولوویِ گوگولی مگولی‌ای.

‫عزیز جون، صحنه‌های منتاژ شده رو پخش کن.

‫اصیل‌زاده!

‫مثل اینکه همه‌چیو آتیش گرفته.

‫اژدها دارین؟

‫تو یه موجود اساسی‌ای با اون همه

‫ای جونمی جون.

‫اوفیییش این خود کالای کیرکلفت بی‌نقصه‌شه.

‫دارم از موجودات اساسی تست می‌گیرم.

‫اوه... ‫آره این ناحیه یکم روغن نارگیل لازم‌شه.

‫این دیگه چه کسشریه

‫سالمی؟

‫اوه آره آره.

‫ولورین جان بیرن مشهور، قهوه‌ای و برنزه شده. ‫(یکی از نویسندگان معروف کمیک‌های ابرقهرمانی)

بذار ببینم، با همین لباسه با هالک جنگیدی، نه؟

‫من ناجی مارول‌ام، ‫موجود عقب مونده‌‌ی

‫می‌دونی، از پشت یکم شبیه هنری

‫وای پشمام ریخت

‫کویلرین. ‫(هنری کویل)

‫پس افسانه‌ها حقیقت دارن.

‫قربان می‌شه از جانب تمام بشریت اظهار کنم که

‫خیلی به دل می‌شینی.

‫ما خیلی بهتر از ‫اون مادرسگ‌های خیابونی باهات رفتار می‌کنیم.

‫دیگه داشتی رفع زحمت می‌‌کردی.

‫نه قربان.

‫حالا که سرنوشت جهانم در دستِ

‫این یکی نویدبخش می‌زنه.

‫وقت لالایی‌ته.

‫بازم بده.

‫مگه نگفتم دیگه اینجا ازت استقبال نمی‌شه.

‫هیچ‌جا ازت استقبال نمی‌شه.

‫حالا گورتو از میخونه‌ام گم کن.

‫فقط یه نوشیدنی دیگه بده ‫بعدش میرم.

‫روالش این‌طور نیست.

‫حالا این‌طوره.

‫بطری رو بذار.

‫می‌شناسمت، داداش؟

‫نه.

‫ولی من می‌شناسمت.

‫همه منو می‌شناسن.

‫من ولورین‌ام.

‫بله، خودشی.

‫و لازم دارم همین الان باهام بیای.

‫ببین خانومی ‫علاقمند نیستم.

‫جداً بد مست شدی‌ها.

‫چرا باید باهات بیام؟

‫چون که... بدبختانه، بهت نیاز دارم.

‫و حتی بدبختانه‌تر از اون، ‫کل دنیام بهت نیاز داره.

‫می‌خواین بکن بکن داشته باشین یا بزن بزن؟

‫- جدی می‌ذاری حرف خورت کنه؟ ‫- اوهوم.

‫مشخصه فاز اینو گرفتی که اگه زیادی بیام نزدیک،

‫فقط قلب‌مو جریحه‌دار می‌کنی.

‫ولی اگه ولورین دیگه‌ای بود ‫تا الان جای دیگه‌مو هم جریحه‌دار کرده بود.

‫و یه‌جورایی ‫کمبود وقتم داره تیک تیک می‌کنه، پس

‫پس یالا بپر بریم.

‫اوه

‫مست کردی شق نمی‌شه.

‫- بین ولورین‌های مسن‌تر از 40 سال شایع‌‌اس. ‫- دلت اینو نمی‌خواد.

‫راست میگی، نمی‌خوامش.

‫و تو هم دلت اینو نمی‌خواد.

‫(لبخند بزن. منتظر تابش تابش نور باش.)

‫مگر اینکه دلت بخواد از فرق سرت ‫یه نفس عمیق بکشی

‫بهت پیشنهاد می‌کنم تجدیدنظر کنی.

‫بزن بریم جوجو.

‫وایسا وایسا

‫اینو ببین.

‫خیلی خب.

‫این یکم... آروم بگیر.

‫یا خدا.

‫عجب عسل‌خوار کوچولوی تشنه‌ای هستی.

‫اشکالی نداره، ادامه بده.

‫تماشاچی‌ها به طولانی شدن فیلم عادت دارن.

‫گمونم با همین باید بسازیم.

‫خیلی‌خب.

‫وای

‫این پیژامه‌ها رو نگاه.

‫این فقط 20 سال کیری طول کشیده؟!

‫یه موجود اساسی داره میاد.

‫چپ‌تو بپا دختر نازنین.

‫این لوگان دقیقا مشابهه.

حتی تو صحنه‌های موسیقی هم میتونه قیافه بگیره.

‫به اضافه

‫لباس مبدل واقعی پوشیده انگار دیگه ‫از تو فیلم ابرقهرمانی بودن خجالت نمی‌کشه.

‫متوجه نمی‌شم.

‫گفتی جهانم داره از بین میره.

‫چون این کصخل خودشو به کشتن داد.

‫خب مشکل حل شد.

‫خدای من.

‫جداً فکر کردی می‌تونی یه موجود اساسی رو... ‫با این جایگزین کنی؟

‫به هر حال هیچ ولورین دیگه‌ای رو قبول نمی‌کردم

‫ولی تو رکورد شاهکارهاتو زدی ‫و بدترین ولورینو برام اوردی.

‫منظورت از بدترین چیه؟

‫آقای ویلسون.

‫این ولورین باعث ناامیدی کل دنیاش بوده.

‫چیزی افسانه‌ای بوده، ‫اما نه به شکل خوبی.

‫به‌نظرت چیکار کرده؟

‫خب، کاری کرده که ورای بخشیدنه.

‫باشه.

‫چطور اوضاع رو روبراه کنم؟

‫می‌تونم... ‫هر کاری بگی می‌کنم.

‫من بهت فرصت دادم عظمت پیدا کنی.

‫چون کارفرماهام فکر می‌کردن تو خاصی

‫مشخصاً به طریقه خوبی چیز خاصی نیستی.

‫مثل اینکه در آینده نقش مهمی برای ایفا کردن داری.

بهمراه ثور، منو در آغوش می‌گیره.

‫ولی وظیفه‌مو انجام دادم.

‫بهت فرصت دادم که برای خودت آدمی بشی.

‫به‌جای اینکه پیشنهادمو ‫با فروتنی و سپاسگزاری بپذیری، زدی دماغ‌مو شکوندی.

‫عالی بنظر میاد.

‫و با جسد نقش قبر شده‌ی یه قهرمان ‫کلی از افرادم رو تیکه تیکه کردی.

‫نه تنها به بقایاش اهانت کردی، ‫بلکه به یادبودش.

‫تو چی هستی؟ اینترنت؟

‫دنیات داره از بین میره.

‫خیلی ممنون.

‫و نمی‌شه جلوشو هم گرفت.

‫تنها کار باقی مونده ‫اینه که سریع خلاصش کنیم.

‫به بخار شدن دنیام که فکر می‌کنی ‫دل ضعفه می‌گیرتت؟

‫دارم احساسات‌مو قورت میدم.

‫دارم تمام چیزهایی که ‫برام مهم بودنو از دست می‌دم.

‫چون اون کسکش پشمالو از کسکش‌آباد بلاخره می‌میره ‫و الان درست پشت سرم وایساده، مگه نه؟

‫راستی، به دنیای سینمایی مارول خوش اومدی.

‫الان که کیفیت یکم پایینه بهمون ملحق شدی.

‫و راجع‌به تو ‫من میخوام با رئیست صحبت کنم.

‫می‌خوام بهش زنگ بزنی و به اون خانم یا آقا ‫یا دوجنسه‌ئه میگی مسیح مارول شوخی سرش نمی‌شه.

‫پشمااام.

‫از بس سوراخ کون‌تون رو همزمان منقبض کردین ‫صدای سمفونیش نواخته شد.

‫از رده خارجین.

‫رئاس‌تون نمی‌دونن شما مریض‌های کونی ‫این پایین چیکارها می‌کنین.

‫خب بذار حالیت کنم.

‫من کمربند مشکی توی "کارن" دارم و می‌رم بالا و بهشون همه چیز رو می‌گم. ‫(کارن به کسانی گفته میشود که غر میزنن)

‫آه، سکوت چه دلپذیره، مگه نه؟

‫کدوم گوری رفت؟

‫به آشغالدونی.

‫تو هم دقیقاً جات اون‌جاست.

‫نزدیک بودها.

‫مثل میمون بالای سرم واینستا.

‫کمکم کن بلند شم.

‫نه، من واقعاً خوبم، ممنون.

‫ما کدوم گوری هستیم؟

‫نمیدونم ‫یه‌طورایی شبیه فیلم مد مکسه.

‫ولی یه جورایی نقض کپی رایت میشه نه؟

‫با این جوک‌های تخمیت.

‫کیرم توش.

‫اون‌جا بودیم اصن چیزی شنیدی؟

‫اگه پیش اون آقای پارادوکس کونی برنگردیم،

‫همه عزیزهام می‌میرن.

‫مشکل خودته کسکش.

‫همه‌ش همین؟

‫وقتی دنیات به گوه کشیده شد ‫همینو گفتی؟

‫چی گفتی؟؟

‫آره، کلی گل و بلبل درموردت شنیدم.

‫ریدی به همه چیز.

‫باید ازم تشکر کنی که ‫از اون تخت بیرون کشیدمت، کله‌کیریه

‫تخم‌بترکون حروم‌زاده!

‫آماده‌ای آروم بگیری؟

‫روحت شاد فاکس. ‫(اشاره به خریدن شدن فاکس توسط دیزنی و تغییر نام آن)

‫نمیخوام باهات بجنگم جوجو.

‫مهم نیس چیکار کردی.

‫فقط به کمکت نیاز دارم.

‫به تخمم نیست.

‫ای کیر ‫قراره بدجور دردناک باشه.

‫خیلی خب.

‫کیر توش.

‫بیا چیزی که مردم اومدن ببینن رو ‫بهشون نشون بدیم.

‫بیا شروع کنیم به‌گاییو.

‫جوراب مخصوص‌تونو درارین، خرخون‌ها. ‫(جورابی که توش جق می‌زنن)

‫قراره هیجانی بشه.

‫گیرت اوردم.

‫ببینم سر بریده شده کیریت ‫باز رو گردنت سبز می‌شه یا نه.

‫صبر کن صبر کن... ‫می‌تونم درستش کنم. می‌تونم درستش کنم.

‫چی رو درست کنی؟

‫هر چیزی، هر کاری که کردیو،

‫هر چی باعث شده این‌قدر داغون شی.

‫توی تی‌وی‌ای شنیدی که چی گفتن.

‫اون‌ها قدرت خاتمه دادن به جهان منو دارن، ‫ولی همچنین قدرت تغییر دادن جهان تو رو دارن.

‫برگردیم اونجا، ‫می‌تونیم دنیاتو درست کنیم... با همدیگه.

‫قول می‌دم... اونا می‌تونن درستش کنن.

‫هی! اگه با هم بجنگیم، می‌بازیم.

‫- وای خدا جون. خودشه. ‫- کیه؟

‫خود خودش.

‫معادل ابرقهرمانی غذای راحت یا مواد مخدر مولی.

‫جواب مردهای سفیدپوست ‫به تمام نافرجامی‌های یه آدم سرشناس دیگه.

‫یه هشدار کوچولو، خوشگله. قراره با یکم بی‌ادبی

‫و یه نمه سکس مقعدی روبرو بشی. ولی استفاده از ‫کوکائین جلوی دوربین برامون قدغن شده.

‫- اون‌ها دارن میان. ‫- اون‌ها کی‌ان؟

‫حالا این شد فرود ابرقهرمانی.

‫از پسشون برمیام.

‫نزدیکم بمونین.

‫وقتی ساندرا ببینه چی صید کردیم ‫کلی خرکیف می‌شه.

‫نمی‌تونی فرار کنی. ‫همه‌مون هم اینو می‌دونیم.

‫کسی رو هم دیدی که فرار کنه کسمغز؟

‫قرار نیست از اتفاق بعدی خوش‌تون بیاد.

‫خدای من.

‫خدای من ‫می‌خواد جمله رو بگه.

‫خدای می‌خواد جمله رو بگه!

‫چه جمله‌ای؟

‫- اونجرز... ‫- شعله‌ور شو! ‫(تیکه کلام جانی استورم)

‫ببخشید، چی فرمودید!؟

‫ما این یارو رو نمی‌شناسیم!

‫الکی خیال کردیم می‌شناسیمش.

‫من تو رو می‌شناسم.

‫پشمام.

‫سیبرتوث.

‫داداشت.

‫آماده مرگ شو.

‫صبر کن صبر کن.

‫کات!

‫ببین چقدر ریختت ضایع‌س.

‫ناسلامتی مردم ده‌ها سال منتظر این نبرد بودن.

‫قرار نیست آسون باشه.

‫شایدم باشه.

‫جهش دو پایه بزن، بزنش زمین.

‫از یه طرف قفلش کن.

‫بعدش کاملاً سوارش شو و این‌قدر سرشو بکوب زمین ‫تا دیگه صداش در نیاد، چون دیگه مرده.

‫در توالت‌تو ببند.

‫پناه بر خدا.

‫خیلی‌خب، موفق باشی.

‫از طرفدارهای مشتی‌تم.

‫چی شده دختر جون؟

‫بیرون کشیدن آب از چاه برات دردسر شده؟

‫عجب دردسر گنده‌ای.

‫بنگرید!

‫سرِ ملکه‌ی عزیزتون فیوریسا! ‫(یکی از شخصیت های مد مکس)

‫من ولورین رو دارم.

‫تنها من، کنترلش می‌کنم.

‫اگه بیاین سراغ من!

‫سراغ خانم اومدین!

‫ببخشید.

‫می‌دونم تلفظش "آقا" ست.

‫ولی کور رنگی جنسیتی دارم. ‫(تبعیض جنسیت قائل نمی‌شم)

‫بارگرانیه که به دوش می‌کشم.

‫نفر بعدی کیه؟

‫تود!

‫نوبت توئه.

‫فراموشش کردم.

‫چقدر خوابیدم؟

‫بعضی جاهات خواب سرشون نمی‌شد.

‫به خودتون زحمت ندین.

‫این‌ها مو لای درز کارشون نمی‌ره.

‫پس می‌دونی کجاییم.

‫مطلع‌مون کن.

‫توی خلاء هستید.

‫برزخ درنظر بگیرش.

‫رید بهش می‌گفت یه آشغال‌دونی متافیزیکی.

‫جاییه که هرچیز بی‌مصرفی فرستاده می‌شه ‫تا نابود بشه.

‫و جاییه که تی‌وی‌ای افرادی که با باقی مولتی‌ورس ‫سازگار نیستن رو می‌فرسته.

‫افرادی مثل تو.

‫و مثل شما.

‫چه چیزی نابودسازیو انجام میده؟

‫آلایوث.

‫آلایوث هم توی این اثره؟

‫از قسمت 5 فصل 1 لوکی؟

‫همه اینجا از آلایوث فراری‌ان.

‫خیلی‌ها زنده در نمی‌رن.

‫البته نیروی مقاومت تشکیل شده.

‫توسط آدم‌های دیگه‌ای مثل ما ‫که تونستن زنده بمونن.

‫توی مناطق مرزی قایم شدن سعی دارن ‫یه راهی پیدا کنن گورشونو از اینجا گم کنن.

‫و ما هم همونجا می‌ریم.

‫ما؟ دو تایی؟ تیمی؟

‫پاسخ مثبته.

‫بزن قدش.

‫گاییدمت! خراشیدیش!

‫نوک چنگال غذاخوریت توش رفت.

‫این ملت می‌تونن کمک‌مون کنن به تی‌وی‌ای برگردیم.

‫می‌تونن درستش کنن.

‫چیز خنده داری گفتم، داداش؟

‫فکر کنم خانم یه چیزی راجع بهش بهتون بگه.

‫خانم کیه؟

‫توی خلاء

‫ یا غذای آلایوث میشی،

‫یا برای این خانم کار می‌کنی.

‫هه، بلاخره پاول راد یکم پیر شد. ‫(بازیگر انت-من)

‫لابد تو هم جاگرنات امسالی. ‫

‫ممنون.

‫خیلی سر و صدا نکنین.

‫از وراجی خوشش نمیاد.

‫بدجور عاشقت می‌شه.

‫هی چاک!

‫اون چاک نیست.

‫اوه سالم سالاری. عالیه. ‫( تبعیض ضد معلولین )

‫خیلی به مذاق دار و دسته ی Woke نمی‌شینه.

‫یه ولورین!

‫برام سوال بود کِی یکی از شماها به دستم می‌افتین.

‫یکی از افراد اگزویری.

‫می‌شناسیش؟ ‫چاکو می‌شناسی؟

‫آره می‌شناختمش.

‫جفت‌مون توی یه رحم بودیم،

‫سعی کردم این مارمولک کوچولو رو ‫با بندنافم خفه کنم.

‫آمین. ‫هیچ‌وقت از هم‌اتاقی خوشم نیومد.

‫هم‌اتاقی من کوره.

‫البته می‌تونه کوکائین‌ها رو ببینه.

‫بنا به... دلایلی.

‫اعلی حضرت نمی‌خوان مداخله کنن؟

‫نفس کم اوردم.

‫تو کی هستی؟

‫دوقلوی چارلز اگزویر.

‫کسندرا نوا.

‫- کصشر. ‫- منم حاصل زایمان مقعدی‌ام.

‫شما دوتا خیلی نانازین.

‫حس خوبی به این قضیه دارم.

‫و سال‌هاست سعی داشتم ‫این کرم‌شب‌تاب کوچولو رو گیر بندازم.

‫مگه نه، جانی؟

‫خیلی بد موقع رفتی دوست جدید پیدا کنی.

‫جانی کلی تعریف‌تو داده.

‫شاید بهتر باشه فعلاً خفه شی.

‫آره، بس کن.

‫داریم صحبت می‌کنیم.

‫جانی بهمون گفته که تو یه گنده‌گوزِ ‫روان‌پریش دیوثی که

‫به قول خودش

‫معتاده تسلطت‌یابی و درد و آزاره.

‫درباره من این چیزها رو گفتی؟

‫نه. نه!

‫هیچکدوم از اینا رو نگفتم.

‫جواب ابلهان خاموشیه، جانی!

‫نذار بترسونتت.

‫همون‌طور که توی کاروان گفتی.

‫این جنِ انگشت‌لیس روح مرده‌ی درجه سه ‫که مفت نمی‌ارزه

‫می‌تونه بیاد شیرینی دارچینی حلقه‌ایت رو ‫بکنه تو حلقش و بعدش بره دکمه‌شو بزنه.

‫توی کل زندگیم ‫همچین کلماتی هرگز از دهنم بیرون نیومده.

‫ببین چه تواضعی داره.

‫مردم فکر می‌کنن من دهنم بوی تعفن میده ‫ولی این یارو

‫زده سیم آخر.

‫صبر کن ‫من اصن معنی نصف این‌ها رو هم نمی‌دونم.

‫باریکلا بهت، ارباب. جدی میگم.

‫من نگفتم... ‫اون

‫من

‫به‌هرحال کریس مورد علاقم نبود.

‫ای احمق کصخل.

‫زدی به کشتن دادیش.

‫هی، ما هم عزاداریم.

‫آره، خودمون می‌دونیم چه بلایی ‫سر بودجه فیلم در اورده بود.

‫آلایوث گشنه‌شه.

‫یه اشتباهی شده.

‫مرد زرد گنده یه موجود اساسی جایگزینه ‫و منم ناجی مارولم.

‫اگه اهل کثیف‌کاری‌ای، اِم‌جی‌م.

‫شاید شنیدنش سخت باشه ‫ولی یه شرور بریتانیایی دیگه هم داریم.

‫می‌خواد جهان‌مو نابود کنه ‫و من هم می‌خوام جلوشو بگیرم.

‫اوه عزیزم، ‫بهت نمی‌خوره ناجی دنیا باشی.

دست رو نقطه حساست گذاشتم؟

‫نمی‌خواستم به این‌جا بکشه.

‫یا بهمون کمک می‌کنی یا رفیقم بدون هیچ دست‌گرمی‌ای ‫تمام بخش دوم "مرد موسیقی" رو برات می‌نوازه.

‫صندلی رو از کجا گیر اوردی؟

‫هر چند وقت یه بار یه چارلز این‌جا گیرم میاد

‫البته بیخیالش.

‫نه.

‫ براش مهم نبود پیدام کنه.

‫از دست دهه هشتادی‌ها، ‫هی پز ضربه‌های روحی‌شونو میدن.

‫نمی‌تونی جمعش کنی مثل بقیه‌مون ‫به دست‌آوری، سرطانی، چیزی، تبدیلش کنی؟

‫ولی من مثل بقیه نیستم.

‫شاید ولورین استثنا باشه.

‫با هم می‌تونیم واقعاً وحشتناک باشیم.

‫این‌قدر ترسناکی، هان؟

‫تی‌وی‌ای که قطعاً چنین عقیده‌ای داشتن.

‫قبل از اینکه بتونم راه برم ‫منو فرستادن این‌جا.

‫و می‌دونی، این بهترین اتفاق زندگیم بود.

‫عاشق این‌جام.

‫تو آشغال‌دونی زندگی می‌کنی.

‫فکر کنم جفت‌مون خوب می‌دونیم ‫کی تو آشغال‌دونی زندگی می‌کنه.

‫خلاء یه بهشته.

‫اینجا می‌تونم از قدرتم استفاده کنم ‫بدون ‌هیچ رودربایستی.

‫متاسفانه چارلز اگزیوری نداشتم ‫که بهم تعادل داشتن رو یاد بده.

‫چارلز شما چطور؟ ازتون حفاظت می‌کرد؟ ‫احساس امنیت بهتون می‌داد؟

‫ما جهش‌یافته‌ایم. هیچ‌وقت در امنیت نیستیم.

‫هی هی هی من نمی‌خوام جزغاله‌ات کنم. هیچ دشمنی ‫باهات ندارم. فقط می‌خوام دوست‌‌هامو نجات بدم.

‫فقط می‌خوام برم خونه.

‫خب، قضیه اینه که، می‌تونم برسونمت خونه.

‫خوبه.

‫ولی دلم نمی‌خواد.

‫چی میخوای وید ویلسون؟

‫انگشت توم رفته، ولی نه به شکل خوبی.

‫برادرم می‌تونست با یه فکر ساده ‫به ذهن بقیه نفوذ کنه.

‫ولی من باید دست‌هامو آلوده کنم.

‫گیرت اوردم.

‫- من این‌جام. ‫- نه نیستی.

‫من اینجام.

نشونم بده باید یه کاری انجام بدی

چی نشونت بدم؟

‫نشونم بده که به چیزی بزرگتر از خودت اهمیت میدی.

‫از وقتی که اونا ردت کردن، زانوتو خم کردی.

‫عزیزم، تو هیچ‌وقت دوباره بلند نشدی.

‫می‌دونم داری یه چیزی رو تحمل می‌کنی.

‫بذار منم کنارت باشم و تحملش کنم.

‫دیوونگی تو با دیوونگی من مچ میشه.

فقط بگو، باشه؟

‫بگو، نمی‌خوامت. نمی‌خوام با تو باشم.

‫برو جلو و بگو. بگو، نمی‌خوام با تو باشم.

به من بگو و من می‌رم. بگو، نمی‌خوامت.

‫تو هیچ‌وقت مهم نخواهی بود.

‫تو هیچ‌وقت مهم نخواهی بود.

‫او هرگز اینو نگفت.

‫نه، ولی شرط می‌بندم که بهش فکر کرده.

تو خیلی کصکشی

‫مغزم می‌تونست مزه انگشتاتو حس کنه و مزه نفرت می‌دادن.

تو خیلی گمشدی اقای ویلسون

و خیلی قبل تر از اینکه بیای اینجا

این چاقوی کوچولو قراره برینه به صورتت

اگه میخوای منو بکشی به چیزی بیشتر از یه تیغ کوچیک احتیاج داری

شیش تا چطوره؟

داشم خیلی قویه

باحال بود ولی اون گندبک گشنشه و تورو میخواد

‫راستی، تو همون کرایه‌ای.

به چی فکر می‌کنی؟

لشتو از روم بلند کن

تقریبا تمومه تقریبا چی تمومه؟

که چاقومو از توت دربیارم

‫برو! دستتو از شلوار من در بیار.

به بلیک میگم (اشاره به بلیک لایولی همسر رایان رینولدز)

‫قوانین جدید. حالا من حرف می‌زنم.

‫این برای بیننده‌ها خیلی سخت خواهد بود.

دهن تخمیتو ببند

بزار فکر کنم

باید برگردیم پیش پارادوکس نه؟

نه؟

میشه حرف بزنم؟ اجازه دارم الان حرف بزنم؟

‫فقط سرتو تکون بده، عوضی.

حله

‫بعد بقیه رو پیدا می‌کنیم که اون بچه بیچاره جانی قبل از اینکه به کشتنش بدی درباره‌شون حرف می‌زد.

‫بچه بیچاره. اون مثل ۵۰ سالشه.

‫اگه شانس این هست که اونا بدونن چطور از اینجا بیرون بریم، پیداشون می‌کنیم.

‫باعث می‌شیم اون عوضی‌های TVA مشکلات منو حل کنن، مثل قولی که دادی.

‫بوی ماجراجویی میاد.

‫بوی غذا میاد.

چی شد که بالاخره یه لباس واقعی پوشیدی؟

‫مال من قرمزه که نتونن خون دیدن.

‫ولی می‌فهمم که زرد هم می‌تونه مفید باشه.

تاحالا تست ای دی اچ دی دادی؟

‫ولی چندین بیماری مقاربتی داشتم که احتمالاً به خاطر ADHD بود.

داری دنبال چی می‌گردی؟

ای کیر

‫نه، نه، نه. اون احتمالاً الکله.

‫نمی‌خوای بخوری؟ اوه، بله. بفرما.

لعنت به اون کبد.

خوبه؟

باشه

اونا دیگه چین؟

‫وقتی به زندگی عادی برگشتم، یه کلاه‌گیس می‌پوشم که هیچ‌کس نمی‌دونه.

‫همه می‌دونن.

می‌خوای درباره چیزی که تو رو آزار می‌ده حرف بزنی، یا صبر کنیم برای فلش‌بک اکت سوم؟

بر درتو بزار

‫می‌دونی، تو دنیای من، تو خوب به حساب می‌آی.

‫ولی تو دنیای من نه

از منم زیاد خوششون نمیاد

نه بابا؟

دلم میخواست یه چیزی باشم میدونی؟

لعنتی دلم میخواست یه انتقام جو باشم

بشاش تو اونجرز

هرچند عضوشون نشدم همینطور عضو اکس من

‫وقتی دوست دخترم رفت، مرد، من فقط

دوست دختر داری؟

آره

ونسا وقتی همو دیدیم اون یه رقاص بود

ما یه زندگی کامل ساختیم

خوب بود

‫ولی پسر ‫من

ریدم بهش

تو کی هستی؟

تو یه اکس من بودی

لعنت بهش تو خود اکس من بودی

ولورین

اون یه قهرمان تو دنیای من بود

‫آره خب

تو دنیای من ولورین هیچ گوهی نیست

تو گفتی لوگان یه قهرمان بود..چی شد؟

مرد

چطور؟

درواقع یه درخت سینه تو به گا داد

‫ولی واقعیت اینه که فقط باتریش تموم شد وقتی داشت سعی می‌کرد کسی رو نجات بده.

کی؟

یه اشغالی که توی ازمایشگاه بزرگ شد و بهش اکس 23 میگفتن

ولی اون فقط یه بچه بود

یه نسخه ی جوون تر و قوی تر از تو

تو درحال تلاش برای نجات اون مردی

زیبا بود

ببین رفیق میدونم که ضربه خوردی

‫هم‌اتاقی نابینای پیر آفریقایی-آمریکایی من، ال کور،

‫همیشه می‌گه که درد به ما یاد می‌ده کی هستیم.

‫گاهی وقت‌ها باید به اون درد گوش بدیم به جای فرار کردن ازش.

پشمام

اسمش اینه؟ بهش میگی ال کور؟

‫خب، اون نابیناست.

‫تا حالا ندیدم که انقدر زیبا به نظر بیای.

‫تا حالا ندیدم انقدر بدرخشی.

‫اوخودا، اون با ما میاد.

‫- نه نمیاد ‫- بله میاد

‫- نه ‫- اوه بله

‫ببخشید. ببخشید بابت این.

‫بیا اینجا، دختر.

تو کی هستی؟

اوه من ددپولم

‫و فکر کنم تو هم ددپول هستی.

‫ولی اینجا همه منو نایس‌پول صدا می‌زنن.

‫اوه، خدایا، صبر کن تا لیدی‌پول رو ببینی.

‫اون فوق‌العاده‌ست. تازه یه بچه هم داشته و

‫اصلاً معلوم نیست.

فکر نمیکنم اجازه داشته باشی این حرفارو بزنی

‫اشکالی نداره. من خودمو به عنوان یک فمنیست می‌شناسم.

آها

اونا دِزِرت ایگل های کالیبر 50 طلا کاری شده عربا هستن؟

البته

‫تا با گوشواره‌هام هماهنگ باشه. می‌تونم اونو داشته باشم؟

مگه اینکه از جنازم رد شی

تو باحالی

و بنظر میاد که از پیش با مری پاپینز یا داگ پول آشنا شده باشی

حواست باشه دستتو کجا میذاری نود درصد بدنش نقطه جیه (نقطه جی قسمتی از بدنه که باعث به اوج رسیدن تحریک پذیری جنسی میشه)

و تحریک شه بهت میگه (منظور از لحاظ جنسی)

‫اگه این کوچولو رو برای یک لحظه از نظر دور کنی،

‫برای یه پدر جدید شروع به جستجو می‌کنه.

‫اگه نمی‌تونی یه صاحب مسئول باشی،

‫شاید تو لیاقت این تک‌شاخ کوچولو رو نداشته باشی.

‫مجرم در همه اتهامات (هستم) سرور من

دیگه اتفاق نمیوفته

برای چی انقدر خوب برخورد میکنی؟

خوب بودن هزینه ای نداره

ساکت کردن اون حنجره کیریتم هزینه ای نداره

‫- چه داغ ‫- این لوگانه

‫معمولاً بدون پیرهنه، ولی از وقتی طلاق گرفته خودش رو رها کرده. (اشاره به جدا شدن هیو جکمن از همسرش)

ماسکت کجاست؟

‫ادامه بدین، بچه‌ها.

‫اوه، این یارو.

‫ما دنبال گروهی از بازمانده‌ها می‌گردیم.

اره اون بیرونن

‫اما از مزدور به مزدور، بهتره امیدوار باشی که با دار و دسته ددپول روبرو نشی.

‫آره، اون‌ها دیوونه‌ان.

اونا تو رو به هزار تکه تقسیم می‌کنن

‫و تکه‌هات رو توی خلا پنهان می‌کنن.

‫اگه فقط می‌تونستن با تروماهای کودکی‌شون کنار بیان،

‫یه سفر درمانی فوق‌العاده داشتن.

‫ببین، ما داریم به سمت بوردلند می‌ریم.

می‌دونی کجاست؟

‫آره، اون ۱۲ کیلومتر به سمت غربه.

‫می‌تونم وسیله‌ام رو قرض بدم اگه بخوای.

‫باعث افتخارمه.

‫اوه، نه، نه، نه.

‫به هیچ وجه.

‫نه، چی؟ نه.

‫- فقط برو تو ماشین ‫- این یه ماشین نیس

این هوندا ادیسه کیریه

سرعت گاز خوردنش ریده

سیستم اینفورتینمنتش کیری قدیمیه

وقتی هوندا دید کلامیدیا (یک نوع بیماری مقاربتی) داره برمیگرده

‫ادیسه رو ساخت

تا باهاش رقابت کنه

برو تو ماشین کیری

سالم به مقصد میرسونتت

همیشه همینکارو میکنه

گرچه باید سگ منو پس بدی

میدونم

گوش بده اره بچه

‫اگه یه روزی بخوای ازش دست بکشی،

‫یا اگه به خونه جدید نیاز داشته باشه یا اتفاقی برات بیفته،

‫دوست دارم پدرش باشم.

چه اتفاقی ممکنه برام بیفته؟

‫خیلی چیزها.

‫نه!

‫داریم فرار می‌کنیم!

‫ذرت‌ها خیلی انبوه بودن، دختر!

‫لعنت!

‫باشه، فقط می‌خوام بپرسم.

موضوع لباس چیه؟

‫اولین کاری که کردم وقتی شکست خوردم، این بود که چاقوم رو گرفتم.

بس کن

خیلی هم زشت نیست

درباره ش صحبت نکن

خودت اون رو درست کردی؟

ایکس-من مجبورت کردن اینو بپوشی؟

‫عجب مادرقهبه‌های قهبه‌نوشی‌ان.

اون‌ها رفقات نیستن، حرف‌مو گوش کن.

دوستا نمی‌ذارن دوستاشون خونه رو ترک کنن

‫که انگار برای لس آنجلس رمز جرم می‌جنگن.

دهنتو درباره این موضوع ببند

‫مواظب چروک‌های پیشونیت باش، فرشته کوچولو.

‫فقط دارم سعی می‌کنم کمی صمیمی بشم.

پس درباره یه چیز دیگه صحبت کن

‫باشه!

‫بس کن!

اگه بتونن دنیاتو درست کنن

وقتی از اینجا خلاص بشی اولین کاری که میکنی چیه؟

چند تا شات الکل میخوری؟

شاید یه الکل از توی کمک های اولیه؟

چی گفتی؟

وقتی برگردی، اولین کاری که انجام میدی چیه؟

قبل از اون

اگه اونا بتونن دنیاتو درست کنن؟

منظورت چیه، "اگه"؟

تو دروغ گفتی و هیچ ایده‌ لعنتیی نداری

که اگه اونا بتونن درستش کنن یا نه؟

‫نه منظورم

‫کیرخر! کیرخر!

دروغ نگفتم

نه، یه حدس علمی زدم

‫چون

چون بهت نیاز دارم

‫این

این دلیلشه. دقیقا همین

‫چون اگه کاری نکنیم، اونا می‌میرن.

‫من هیچ‌چیزی درباره نجات دنیا نمی‌دونم.

و چرا اصلاً باید اهمیت بدم؟

چون تمام دنیای من اینجاست

‫تو این عکس.

‫فقط نه نفر هستن.

و هیچ ایده‌ای ندارم که چطوری تنهایی نجاتشون بدم

‫من فقط بلدم مردم رو به خاطر پول بگا بدم،

ولی تو... تو

میدونی چطوری نجاتشون بدی

حداقل اون یکی ولورین میدونست

‫فکر کنم گیر کصخل‌ترینش افتادم!

گفتی که یه حدس

علمیِ لعنتی زدی؟

"بهم میگن " دهن دریده

بهم نمیگن تیمی راستگو

سلطان ساک زدن کانادا

فقط یه دلیل دیگه

.لطفا فقط یه دلیل دیگه بهم بده

Gubernatorial (وابسته به فرماندار)

میدونی چیه؟ تو یه جوکِ تخمیی

تعجبی نداره اونجرز قبولت نکردن

اکس-من هم همین‌طور

اونا هرکسی رو قبول نمیکنن

منظورم اینه که تو یه آدم مسخره، نابالغ

نصفه مغز هستی

در تمام زندگیم همچین آدم عوضیه، ناراحت و گشنه توجهی رو ندیدم

‫و این خیلی حرفه چون من بیشتر از ‫200 ساله کیریه که زنده ام

و بذار یچیزی رو بهت بگم اون دخترک کچل درباره یه چیزی راست میگفت

تو هیچوقت قرار نیست دنیا رو نجات بدی

تو حتی نتونستی یه رابطه رو با یه رقاص لختی لعنتی رو حفظ کنی

تو حتی نتونستی یه

مادرجنده

کاش میتونستم بگم که تنها میمیری

اما این یکی از جوک‌های خنده دار خداست

که ‫تو نمی‌تونی بمیری، جز اینکه این به هممون مربوطه

هیچی نداری

که بگی دهن دریده؟

.الان باهات دعوا میکنم

‫د آخه چطور

الان دیگه دهن گشاد نیستی، هان؟

عوضی جر زن

همه حرف‌هام رو پس می‌گیرم، هوندا آدیسی

خیلی سفت و سخته ولی بد به حال تو که

‫کیرت سیخ نمیشه - ‫خب ما تازه

داریم شروع میکنیم

!ثور

‫- ما کجاییم؟ ‫- هیچ ایده ای ندارم

ولی از اینجا خوشم میاد

اینجارو باش شما باید بقیه باشید

عالیه

‫خب، برای یادآوری،

‫- تو... ‫- الکترا

بله الکترا

‫و تو؟!

انتظار نداشتم اینجا ببینمت

‫فکر میکردم که، میدونی،

بازنشسته شدی

عقب مونده شدم؟ [تلفضشون شبیه همه، ریتایرد و ریتاردد]

‫بازنشسته! ‫من همین الانش تو خلاءام

نمی‌خوام کاری کنم که دوباره برنامم کنسل بشه

‫- ازت خوشم نمیاد ‫- هیچوقت خوشت نمیومد

و این کیه؟

یادآوری شیرین از

‫نواقص خودم. به خودت نگاه کن.

شبیه نسخه ابرقهرمانی

‫هاکای به نظر می‌رسی.

‫اسم من رمی لابوته.

ولی تو میتونی گمبیت صدام کنی

‫مدت‌هاست که Sling Blade رو ندیدم

‫دوباره بگو

‫- به من میگن گمبیت ‫- جدی؟

‫مطمئنی که خیلی نمی‌خواستی اینکارو بکنن،

ولی هیچ وقت به نتیجه نرسید؟

‫می‌دونی، ما هیچ وقت یه ولورین اینجا نداشتیم.

‫ولی حالا می‌تونم بگم،

این رسمه ادبه که اول اجازه بگیری

‫قبل از این‌که تمام مشروبم رو بخوری.

چقدر بد که به تخمم نیست

خیلی شرم آوره

بخیر گذشت

‫ببینین، ما راه زیادی اومدیم تا شما سه نفر رو پیدا کنیم.

‫- ما چهار نفر هستیم ‫- چهار نفر؟

صبر کن مگنیتو هست؟

‫خدای مهربون در آسمان، ایکاش مگنیتو باشه،

‫- چون با مگنیتو... ‫- اون مرده

ای کیر توش الان دیزنی خسیس شده؟

مثل اینکه پینوکیو صورتش رو توی باسنم فرو کرده

‫و شروع به دروغ گفتن کرده.

حتی یه کلمه هم نمی‌فهمم چی میگی دقیقا تو چیکار میکنی؟

کارت بازی میکنم

کاری میکنم بگن بوم

قدرت به علاوه جادو، بد نیست

کاملا هم بگا نیستیم

خب کی مارو آورد اینجا؟

من

کاری نکنین پشیمون بشم

یا خدا

‫لوگان، اون ایکس-23عه.

همونیه که بهت درباره ش گفتم

شماها چطور تو خلاء گیر افتادین؟

یکی در رو زد

تی وی ای منو فرستاد اینجا

منم همینطور

‫شاید من اینجا به دنیا اومدم، گفتنش سخته

تی وی ای تصمیم گرفت که جهان های ما دارن میمیرن

‫حتی یه فرصت هم برای جنگیدن براش نداشتم.

‫آدمایی مثل ما بی سر و صدا نمی‌رن.

‫تی وی ای اینو می‌دونه، واسه همین ما رو حذف کردن

جواب بله ست

من توشم

توی چی؟

تیم

‫من و تو، تو و من، همه‌مون با هم.

‫بزن بریم از اینجا گورمون رو گم کنیم.

بهش گوش ندید اون یه دروغ گوئه

من یه حدس علمی زدم

ببینید

ما داخل لایه کسندرا بودیم

تنها راه خروج از خلاء از طریق اونه

میتونه مارو ببره خونه

خودش بهمون گفت

صبر کن شما داخل اونجا بودید؟

و زنده بیرون اومدین؟

کصشعر هیچکس تا بحال این کارو نکرده

ما کردیم

‫هر بار یکی از ما رفته جلوش، مرده.

پانیشر، کوئیک سیلور، دردویل

دردویل خیلی متاسفم

مشکلی نیس

باشه

حتی پسر معصوم و مهربونمون جانی استورم دو روز پیش گم شد

این خیلی ناراحت‌کننده ست

هرجایی این رفیقمون جانی هست

مطمئنم تو پوست خودش نمی‌گنجه

‫ببینین، قدرت توی تعداد زیاده

باشه؟ ما

‫به علاوه شماها، می‌تونیم کاساندرا رو مجبور کنیم

‫و مجبورش کنیم که ما رو از ووید آزاد کنه.

‫می‌دونم که چه حسی داره وقتی به خودت شک می‌کنی.

‫من اصلاً همچین حسی ندارم. من خوبم.

‫مثل اینه که یه کرم نواری تو شکمت وول می‌خوره.

‫مثل اینه که یه تیکه از روحم رو نگه داشتی.

‫شماها شاید نتونستید دنیاهای خودتون رو نجات بدید،

‫ولی می‌تونید انتقامشون رو بگیرید.

‫این همون چیزیه که جانی می‌خواست.

صبر کن. تو جانی رو می‌شناختی؟

اوه آره

کله‌کیری قانعش کرد باهاش هم‌تیمی شه

‫و جانی هم به طور مختصر مُرد.

‫نه، نه، نه، ما اینو نمی‌دونیم.

‫فقط یه زخم سطحی بود. ممکنه زنده مونده باشه.

‫اگه از اون جون سالم به در برده باشه، الان آرزوی مرگ می‌کنه.

‫ممنون، دکتر ولورین.

‫بگو ببینم. با جانی چیکار کردی، ها؟

حرف بزن وگرنه سرویست می‌کنم

‫باشه، باشه. هی، هی، هی.

ببینید اون شروع کرد

کصشعر گفتن درباره کسندرا

و اونم بعد پوستشو کند

اعضای داخلیش با بی‌رحمی روی زمین پخش شد

‫در حالی که خاک با ولع خونش رو می‌مکید.

خیلی وحشتناک بود. اون مثل برادر من بود

خب اون مرد

قبل از اینکه بتونه تغییری ایجاد بکنه

شاید شما نتونستید دنیای خودتون رو نجات بدید

ولی به ابلفض میتونین مال منو نجات بدید

.دنیات به تخمم نیست

ولی اگه اینا تونستن از اونجا زنده بیرون بیان

.شاید باهم بتونیم بریم اونجا و شکستش بدیم

از جایی که من میام

ما بهش میگیم خودکشی، جیگر

‫اگه بتونیم قدرت‌های ذهنیش رو بلاک کنیم،

‫می‌تونیم یک قدم جلوتر باشیم. می‌دونم.

و میدونم که مگنیتو مرده ولی حدس میزنم کلاهش یه جایی همینجا ها باید باشه

کسندرا کلاهش رو ذوبش کرد

‫- ای کیر توش!! ‫- بعدش که کشتش

‫- کیرم توش!! ‫- باور نمیکنی؟

میدونست کلاهش تنها راه برای متوقف کردنش بود

‫تنها کلاهی که به همون اندازه قویه، کلاه‌ جاگرناته،

‫ولی اون برای کاساندرا کار می‌کنه.

کلاه جاگرنات همینه. آره، ما اینو می‌دونیم و

‫بدون اون برمی‌گردیم.

‫متاسفم، عزیزم. نمی‌خوام اینطوری باشه.

کی مربی گفتارته؟

مینیون‌ها؟ حس می‌کنم داریم

‫نکات مهمی رو از دست می‌دیم.

‫حالم از این وضعیت بهم می‌خوره.

‫از قایم شدن خسته شدم.

این چهره ها رو دنیا هامون فراموش کردن

هیچوقت درباره ما چیزی نفهمیدن

قهرمانانی که بودیم

زندگی هایی که نجات دادیم یا میخواستم

که نجات بدیم شاید این دوتا

یه شانسی

برای یه یاد موندن باشن

طوری که لایقش هستیم

‫- آره ‫- و پایان

‫- میراث ‫- آره!

‫بذار این مرد پخت و پز کنه

این چیزیه که دارم درباره ش صحبت میکنم

.همینو میخوام یه اسلوموشن بزرگ

.با یه آهنگ غمگین، همه دارن باهم کار میکنن هیچکس نمیدونه که کی می‌میره و کی زنده میمونه

.از اینجور چیزا کی آمادست؟

‫- من آماده بدنیا اومدم ‫- خودشه! گمبیت؟

‫من بابام نیستم، ولی مطمعنن آماده از کیرش پرتاب شدم

یا ابلفض چقدر با جزئیات

‫اوهوم من از انبار آجیل مامانم پرتاب شدم ‫و گفتم "چه خبرا دکی؟"

جانی باید ازت خیلی خوشش میومد ایکس بیست و سه

جوابت چیه؟

اسمم لاراست بزن بریم بکنیمشون

بزن بریم بکنیمشون

‫- ما انجامش میدیم ‫- همتون می‌میرید

ای خدا نرین توش

دنبال یه همدم نیستم

بزن به چاک

تو منو یاد اون میندازی عصبانی، مست، بدجنس

‫به نظر آدم خوبی

هنوز حرفم تموم نشده

وقتی بیشتر از همیشه بهش احتیاج بود پیداش میشد

دست خودش نبود

شاید اینو ندونی

ولی تو مرد خوبی هستی لوگان

‫.شاید ندونی ولی مثل اینکه من بدترین لوگان‌ام

من بخاطر تو یه زندگی دارم

بخاطر تو بود که بزرگ شدم

خیلی از بچه ها بزرگ شدن

خیلی از بچه ها بخاطر من بزرگ نشدن

بهم اعتماد کن بچه من قهرمان نیستم

لباست حرف دیگه ای میزنه

‫- دوستش داری؟ ‫- اوهوم

اسکات التماسم میکرد که بپوشمش

همچنین جین، استورم

بیست

همشون

میخواستن جزوی از تیم باشم و من

نمیخواستم بهشون میگفتم که

چقدر مسخره بنظر میان

‫نمی‌تونستم به این فکر کنم که دلم میخواست اونجا باشم

و بعد

‫یه روز که تنها بودم،

‫آدما اومدن.

‫و شروع کردن به شکار جهش‌یافته‌ها.

ادامه ش رو میتونم حدس بزنم

نه نه

بزار بگم

باید بگمش

‫وقتی که توی بار گیج افتاده بودم یجا، دیگه دیر بود

‫اونا مرده بودن ‫هر

این لباس یادآور منه که .که اونا کی بودن

و من چی کار کردم

داریم میریم به سوی کسندرا

خوش بگذره

نبرد من نیست

بدون تو نمی‌تونیم انجامش بدیم

، هرکسی که فکر می‌کنی من هستم آدم اشتباهی رو گیر آوردی

.تو همیشه آدم اشتباهی هستی

چی؟

آلایوث نگرفتشون

کسندرا میخواست اول خودش باهاشون بازی کنه ولی فرار کردن

‫- بقیه رو پیدا کردن؟ ‫- نه

بقیه پیداشون کردن

اوه چقدر بامزه بود آقای پایرو کلاسیک .واقعا کیرم کردی

آروم باش

برو دنبال نوا، از پسش برمیاد

‫کسندرا یه دیوونه غیر قابل پیش‌بینیه.

فکر میکنی چرا همون اول ما گذاشتیمش اونجا؟

فکر میکردم هیچوقت تصمیم نگرفت ووید رو ترک کنه

چند ساعت مونده

تا هرس کننده کامل شه نمیتونم هیچ

ریسکیو بپذیرم شاید.

ولی من میتونم البته به یه قیمتی

حتما باید با صدای خاله شادونه میگفتیش؟

خیلی کیری بود. میخوای انجام شده باشه یا نه؟

باشه با قیمت خودت انجامش بده

از دست این جهش یافته ها

گمبیت سعی داشت بگه رسیدن به کلاهخود جاگرنات

کار آسونی نیست

دارم کصشر میگم

اره. بنواز بلید

اونو از کجا اوردید؟

برا پانیشره

کدوم پانیشر؟ یه 5 تایی ازشون هست

ولی فقط یه بلید داشتیم

همیشه هم یک بلید خواهیم داشت

ا.مپایر بست تی‌وی رو گـوگل کن

اوه. قراره عالی بشه

میدونی چقدر منتظر این لحظه بودم؟

قراره اسم در کنم اینجا

فکر نکنم شما دوستان

جون سالم بدر ببرید شماها فقط مطمئن شید که مردم

راجب اتفاق امروز بدونن وقتی از اینجا رفتی بیرون

به یاد من یه نوشیدنی بزن ، حله؟

بیرون بمونید ما مطمئن میشیم از اینکه به پکیجتون برسید

و ما هم به پایانمون

‫ هنوزم یه سری مادرجنده تلاش می‌کنن کاری که نشدنیه رو بکنن.

با فرار کردنتون میتونم کنار بیام

ولی اینکه برگشتین

پسرا خیلی احمقن

فقط میخوام برگردم خونه

متاسفانه از اینا تو منو نداریم

یا مرگه

یا بردگی بر اساس منو

بالاخره

این خوبه که به یکی دیگه اجازه بدی حرف بزنه

مشکل من نیس

تو از اون جالبایی، نه؟

حس می‌کنم بین این همه

بلا بلا بلا گم شدی

ددپولا یه خروارن

اینجا تو ووید

ولی تو

اینجا چی میگذره؟

جالبه

اون دختره چیزی نیست که انتظار داشتم

عصبانیت برای چی؟

خودتو قایم کردی

از همه اونایی که ناامیدشون کردی

چقدر درد

فرار کردم

اونا دنبالم گشتن

و من فرار کردم

فقط همینا نیست

هست؟

تو پیداشون کردی

اکس منو

مرده

چکار کردی؟

شروع کردم به کشتن

و نمی‌تونستم متوقفش کنم

نمی‌خواستم متوقفش کنم

همه اون آدمای بد

نه فقط اون بدها

چی؟

من کل دنیارو برعلیه اکس من کردم

فقط برای یکدفعه هم که شده

میخواستم مردی باشم که چارلز فکر میکرد هستم

لوگان

تو ووید تو میتونی چیزی که هستی

باشی

من فقط میخوام آزاد باشم

می‌تونم آزادت کنم

می‌تونم همه‌ی اون صداها رو قطع کنم

دارمت

دارمت

نه. من دارمت

برش دار

یا میفرستیمون خونه یا گردنتو میشکنم

چرا میخندی؟

من نمیتونم شمارو بفرستم خونه

مگه اینکه اینو از روی سرم ورداری

و زمانی که اینکارو انجام بدید

من مغزهاتونو در سطح اتمی

خواهم جوشاند

بعد میندازمتون توی جعبه کادو و روتون جق میزنم

جعبه کادو اینجا هست؟

یا شما منو میکشید یا من شمارو

هر دو گزینه عالین

میخوای من انجامش بدم؟

نه

گردنش تو دستامه مشکلی نیست

نرینی

برو بابا آقای بچه اینحاست منهای این آخری

وات دااا فاککک؟

هیچ ایده ای نداری که چجوریه

هرروز عن و گوهارو جمع کنی

آوردن گوشت

من کل عمرمو صرف این کردم که

همه فرصت سخنرانی ندارن

داره میمیره

اگه این کلاهخودو وردارم قول میدی نکشیمون؟

قول میدم که بکشمت

اول اینکه

برای چی اینجوری‌ای؟

ای کاش میدونستم

درش بیار

این تنها شانسمونه که گوه کاریمونو درست کنیم

من این لباسو میپوشم

و معنای زیادی داره

ولی بیشتر از همه

این معنیو میده که من یکی از اعضای اکس منم

و برادرتو میشناسم

همونقدری که میخوام

مثل سگ بکشمت همونقدری که تمامی استخون های بدنم

باید مثل سگ بکشنت

همونقدرم چارلز نمیذاشت من اینجا وایسم و مردنتو تماشا کنم

دستتو بکش

این برای اونه

این برای چارلزه

برادر من دوستت داشت

اون هممونو دوست داشت

حتما حس خوبی داشته

تو رو هم دوست میداشت

اگه دربارت میدونست

اگه میدونست کجایی

کل دنیارو زیر و رو میکرد

تا برت گردونه خونه

اینجا خونه‌ی منه

پس حداقل بذار خونه‌ی اونو نجات بدیم

می‌خوای یه چیز عجیب بشنوی؟

یه جادوگر نوب سگ

چند وقت پیش افتاد اینجا

بله البته که کشتمش

چهار روز هم

پوستش رو پوشیدم

ولی این جواهر کوچولو رو

پیدا کردم

روی انگشتاش

عجیبه (ایهام داشت اینجا. اشاره به دکتر استرنج)

اون چیه؟

راهتون به خونه

بخاطر نجات دادن جونم بهتون مدیونم

ولی بیاین اوضاع رو جالب کنیم

من میگم شما 4 ثانیه وقت دارید

قبل از اینکه بگا بریم

خوشحالم که بهمون یه شانس دوباره دادید

و نگران نباشید، من و وید با هم یه تیمیم

‫ ببینم که می‌تونه

واو

حس یه کیا رو داد

این یه کیا کارناوال لعنتیه، نه؟

پشمام

اون ددپوله

اونم ولورینه

بله که ولورینه فاکس کشتش (اشاره به مرگ ولورین در فیلم لوگان 2017)

دیزنی برش گردوند قراره یکاری کنن تا 90 سالگیش این نقشو بازی کنه

من خروجتو ثبت میکنم

برای همیشه

برای همیشه

بیدار شو

اینهمه گلوله خالی کردی تو شکمم

و میخوام بفهمم چرا

اقا اقا

خودم میگم

نمیخواد انگشتم کنی

خدایا، محض رضای خدا بعضی وقتا سوال کن

باشه

جدا؟

دستام تو جیبمه

یه یارویی که اسمش پارادوکسه

بهم گفت که منو از ووید خارج میکنه

فقط میدونم که برای تی‌وی‌ای کار میکنه

تی‌وی‌ای؟ ما یه قراری داشتیم

فکر نکنم این یارو به تخمش باشه

اوه. خواهیم دید

اوکی

چقدر مونده تا هرس کننده فعال شه؟

داریم بررسی های امنیتی نهایی رو انجام میدیم

اوه اوکی تشکر بابت تمامی زحماتت رالف

واقعا؟

نه مردک چربی‌زاده نه

مهمون داریم بررسی های امنیتیو لغو کن

باید همین الان روشنش کنیم

ازت خیلی بدم میاد

نه ثور گمشو خیلی دیره

کارت تمومه

برای چی ثور داشت گریه میکرد؟

چطور جرئت کردی؟

هیچکس از ووید برنمیگرده

اینو به کساندرا نوا بگو

پارادوکس، یه مشکلی داریم

آبکون تر از چیزی هستی که تو ذهن پایرو بنظر میرسید

تو سعی کردی منو بکشی

من واقعا نمیدونم چی میگی

با من بیا

تو قراره شاه رو بکشی

اوه، به باشگاه جمجمه گاییده شدگان خوش آمدی پارادوکس

می‌دونین که اون اصلاً کونشو نمی‌شوره

این چیه؟

هرس کننده تایم‌لاین

اوه، اون با ماست قراره بریم اونجا

نابودش کنیم. حواسمون هست

تو کار خودتو بکن

من نمیخوام نابودش کنم

میخوام ازش استفاده کنم

حالا گمشید مامان و بابا میخواد یه صحبتی

داشته باشن

میدونی چی خنده داره؟

من تو ووید خوشحال بودم

تو آشغالاتو پیش من میفرستادی

زنده و من تمیزشون میکردم

همه خوشحال بودن

و تو باید کرم میریختی

سمتی از دیوار که مال منه

پس الان دیگه دیوار بینمون وجود نداره

من قراره از اون هرس کننده گوگولیت

استفاده کنم و این دنیارو

نابود کنم. و دنیای بعدی

و بعدی و بعدی

تا جایی که فقط ووید

باقی بمونه

و منم حکم خدا رو خواهم داشت

باهام بیا

الان تو قراره بهم نشون بدی که چجوری

از این وسیله استفاده کنم

نگران نباش

به چندتا دوست زنگ زدم تا مطمئن بشم کسی مزاحممون نمیشه

ببخشید مزاحم شدم خانم. ولی چیزی هست که باید ببینین

ما نشانه هایی دریافت کردیم

از فعال شدن یه هرس کننده بی مجوز

تو زمین 1005

منطقه کیه اینجا؟

پارادوکس

خیلی ممنون

بخاطر کمکت عزیزم

چقدر خوبه که از اون کله بیرون اومدم

عجب کثافتی

یکم آهنگ بذارید تمیزکاری کنیم

لوری. تف توش

کافه سپاسگزاری اینجا چیکار میکنه؟ (یک کافه در کانزاس سیتی آمریکا)

بابتش متاسفم نترس

سگ عزیزم

حواسم بهت هست

بیا اینجا دخترم بابایی اینجاست

به آناتومی حیوان توهین نکن (منظورش اینه که بابای سگ نمیتونه ادم باشه)

اون خودش میتونه تصمیم بگیره باباییش کیه

کیه دخترم؟

دستور اصلی یا دستور ون میلدر؟

اوه خنده داره

منم میتونم خیلی ناناز از دیوار چهارم عبور کنم

خواستگاری (یک فیلم قدیمی که رایان رینولدز بازی کرده بود)

اون چه کیرخری بود دیگه؟

کصکش فکر میکنی همچین کاری انجام میدم؟

اوه. خفه شو

چیزی به مشامت نمیرسه؟

بله تو

خیلی از تو

نگهش دار اونجا یه خروار ددپول هست

این بده

فکر نکنم بخوان دوستانه برخورد کنن

تف توش متاسفیم درباره این بچه ها

ماموریت تمومه علت مرگ: 100 ددپول تشنه‌ی قتل

اونا گاون ولی میتونن مبارزه کنن

من نه گرچه دوست دارم بیام وسط

ولی تراکم استخونیم پایینه باید از صورتم محافظت کنم

صبر کن لطفا

خب ببینید

بچه ها

ددپول پرایم

جنگ ما با تو نیست

ببین دادا هروقت نظرتو خواستم کیر ولورینو از دهنت درمیارم

این کیدپوله. کصکش ترینشونه

نمیشه تمومش کنیم؟

اوه تازه شروع شده

نه نه نه کل این

قضیه مولتیورس

عالی نیس

همش شکست

بعد از شکست

بعد از شکست

ببینین، جادوگر شهر آز اولینی بود که مولتی‌ورس

و خیلی هم سریع انجامش دادن گیا میدونستن

ولی ما گوش نکردیم

بیاید فقط باختو بپذیریم

ازش گذر کنیم

بنظرم از زمان اندگیم تا الان بطور پیوسته عالی بوده

چی کص میگی؟

مولتیورس دیگه آخراشه

سندی قراره خار و مادر همه تایم‌لاینارو بگاد

هیچ گوهیم نمیتونین دربارش بخورید

نمیفهمی؟ اگه نتونیم بریم بیرون

و اونو متوقف کنیم هممون میمیریم

خانم رئیس گفته نمیخواد کسی مزاحمش بشه

میخوای بری اون پایین؟

باید از ما رد شی

زمان بدی بود، عزیزم

سفت بچسب

فک کنم بگا رفتم

نه بابا؟ از قصد این کارو کردی؟

نخیرم همچین کاری نکردم

به من گوش بده خوشتیپ چقدر برات طول میکشه تا ترمیم بشی؟

ترمیم؟

تو واقعاً بی نقص ترین احمق دنیایی نه؟

چطور جرأت می‌کنی اینو بگی مردک بی‌احساس؟

از کجا باید می‌دونستم ترمیم نمیشه؟

پرستار نیستم که

نگاه کن, دونات فروشی

اونا عملا یه بیمارستانن برای خودشون

اون‌ها واحدهای تریاژ قابل حمل می‌فروشن

میبرمت یجای امن

نفس عمیق

هی

برای چی وایسادیم؟

نفسم بالا بیاد

پاهاتو فرستادی سفر؟

سنگین شدی

ما همه مشکلاتی داریم. به من گوش بده

تو قراره زنده بمونی

منو نگاه کن نایس پول

تو قراره زنده بمونی

بگو

من قراره زنده بمونم

با من بگو

تو قراره زنده بمونی

من قراره زنده بمونم

فکر نکنم بتونه زنده بمونه

خدایا، اون صورتشو دوست داشت

من میتونم افکار آخرشو مزه کنم

ترسیده بوده

و مثل یک قهرمان مرده

بخاطر قتل مرد، شلمغز کیری

و تنها چیزی که ازش یادگار دارم

این دوتا دزرت ایگل کالیبر 50

طلاکاری شده هستن

این برای اونه

آماده ای؟

فرصت گیرم میاد که صد تای تورو بکشم؟

کص خارت، من آمادم

هی، تو نمیخوای اینو ببینی داداش

آفرین دختر خوب

چه جالب (پشمام)

چیزای خوبتو واسه موقعیت خاص نگه داشتی؟

بیشتر واسه کشتن

مقاومت در برابر باد این رخت‌آویزهای کیری چقدره؟

ببخشید

فقط یه ماجراجویی گربه‌ای بود و حسودیم شده

خیلیم عالی، بریم انجامش بدیم

تلاش حداکثری

ریدم

به هر حال تنها چیزی که قراره یادشون بمونه اون فرود افتضاحه

به چی میخندی کوچکعلی کیری؟

فکر کنم اینا ترمیم میشن

وقت این کارارو نداریم

ددپول بشین سر جات

اره ددپول با منه

اوه نه

ریدم

این پیترِ کیریه

صبر کن، شماها پیترو میشناسید؟

داری شوخی میکنی؟ همه ددپولا یه پیتر دارن

پیتر یه افسانه شاهکارزادس تو همه دنیاهای ددپول

به ما یه دعوا بدید

جان، من پیترم

چه عجب تشریف آوردین چقدر دیر کردین

دیگه تمومه نه هنوز تموم نشده

اوکی ولی نزدیکیم

قسمت آخره، دوستان. قول می‌دم سریع

‫ - بیا درباره خطر ها صحبت کنیم ‫ - اگه اون نماینده زمان رو بدزده

اون قدرت تجزیه کردن تمام واقعیت هارو داره

تا زمانی که چیزی جز وُید باقی نمونه

چجوری خاموشش کنیم؟

نمیدونم

الان چی؟

ماسکت ترسناکه ها

مثل بتمن میمونی با این تفاوت که اون میتونه گردنشو تکون بده

هرس کننده از طریق یه محفظه امن زیر زمین تغذیه میشه

توسط ماده های دوگانه

و پادماده متمرکز کننده داخل دستگاه رو تغذیه میکنه

الان کسندرا نوا داره انرژی هرس کننده رو

هدایت میکنه تا تمامی تایم‌لاین هارو از بین ببره

با همین تایم‌لاین شروع میکنه

بصورت تئوری میتونید با ایجاد یک اتصال کوتاه در تغذیه کنندش

که زیر زمینه شکستش بدید یکیتون باید یه اتصال کوتاه

بین دو تغذیه کننده ایجاد کنه بعد

انرژی آزاد شده دستگاهو

نابود میکنه ولی خب

بجنب مرد. اگه میخوای حرفی بزنی بزن

پل هم باهاش

نابود خواهد شد

میتونم باهاش کنار بیام منم میتونم راستش

میدونی که از هرچیزی جون سالم بدر میبریم ما خیلی سگجونیم. ولی

این بار نه اینا ماده

و پادماده هستن

با هم کنار نمیان

وقتی تو بدنت با هم ترکیب شن به ذرات اتم تجزیه میشی

به قوانین فیزیک اعتماد کنید

اگه به من اعتماد ندارید حتی اگه اونقدری زنده بمونید که

درستش کنید

اون پایین میمیرید

وایسا دادا

‫دیدی که طبقه بالا بودیم کونی خان چی گفت. حتی اگه ما

انجامش بدیم. میمیریم

بصورت دائمی

برای همینه که من باید انجامش بدم

چی؟

ببین مشتی

‫تو دنبال هیچ‌کدوم از این‌ها نبودی.

راست میگفتی. دروغ گفتم

بهت دروغ گفتم

برای اینکه مجبورت کنم کمکم کنی

و کردی

‫دروغ نگفتی.

‫آرزوی آگاهانه‎ای کردی.

تو ‫یه دنیای بزرگ رو داری که پیشش برگردی.

‫من هیچی ندارم.

هی

‫برای این همکاری گروهی مدت‌ها صبر کردم.

‫می‌دونی چیه؟

‫تو بهترین ولورینی.

به دوستات از طرف من سلام برسون

نمیدونم

درو باز کن

نمیتونم صداتو پشت این فداکاری شرافتمندانه بشنوم

براچی داری این گوهو میخوری؟

بخاطر اینکه من... ناجی مارولم

‫یا اسپاک ‫(از شخصیت های Star Trek)

ای کصمخ روانی

شرمنده

دارم فقط وقت تلف میکنم

فک کنم از مردن خایه کردم

من باید انجامش بدم

‫سلامم رو به دوستام برسون

چی؟

میخوای یه کصخل تو مخ باشی؟

خودتو به کشتن میدی ای شلمغز

‫هی، نیاز نیست تو انجامش بدی.

‫به‌خاطر نیاز خودم انجامش نمی‌دم،

‫به‌خاطر نیاز بقیه انجامش می‌دم.

‫توی دنیای من یه قهرمانه.

‫معلوم نیست فرض کردی کی‌ام، ‫ولی آدم اشتباهی‌ای رو گیر اوردی.

‫تو همیشه آدم اشتباهیه بودی.

‫تا اینکه دیگه این‌طور نبودی.

‫ وید

‫ وید تو میتونی

‫بالاخره

اهمیت پیدا کنی

فکر میکردم اون توی خلا کاملا امن نگهداری میشه

‫ولی نه. این‌جا بودش. ‫و مغزمو دستمالی کرد.

‫چطور گذاشتید این اتفاق بیافته؟

تو اصلا کاره ای نبودی

تو متوقف کردنش؟ چرا چرا بودم

‫ولی نه به اندازه کافی.

‫نه به اندازه اون مردهایی که ‫رفتن پایین ترتیب‌شو بدن.

‫شیرمردهای من بودن. ‫دوست‌هام بودن.

بهشون هشدار دادم که اگه برن از دنیا محو میشن

ولی به هر حال رفتن مثل

مثل قهرمانان

بخاطر اینکه این چیزیه که اونا بودن

اونا فقط چیزی که باید انجام میدادن رو انجام دادن

بدون اینکه نگران خودشون باشن

اینکه ما هنوز اینجاییم حکم وصیت نامه کار قهرمانانه اوناس

کیرررررررررررر توش

موجود اساسی جدیدتو پیدا کردم (اشاره به اینکه لوگان دنیای خودش مرده و یکی دیگه اورده)

و ما هم حالمون خوبه مرتیکه آشغال گوشت

اوف قطعا حالتون خوبه

باشه اون ممه های روغنیتو بپوشون جنده توجه

من نمیفهمم چجوری زنده موندید؟

درست گفتی یکیمون باید مرده باشه

ولی اینکه ددپول و ولورین رو بذاری کنار هم

یکاری کنی دست همدیگه رو بگیرنن درحالی که دارن مدونا گوش میدن

خود خدا هم نمیتونه کیرمونو بخوره مادر کص تلق تولوق

بیاید این ورینت ددپولو برگردونیم تو وُید

وایسا صبر کن

درواقع اونم مثل من بچه همینجاست

و شما کی باشی؟

پیترپول ولی تو میتونی پیتر صدام کنی

و امیدوارم که انجامش بدی (پیتر صدام کنی)

چه کیرخری داره اتفاق میوفته؟

تو تحت بررسی‌ای برای روشن کردن یه هرس کننده تایم‌لاین بدون مجوز

من فقط داشتم کاری که شماها خایشو نداشتید رو انجام میدادم

آبکیرخوار

بسیار متشکرم آقایون حالا کص و کونتونو جمع کنید جدی شیم

تو اجازه دادی یه جهش یافته طبقه امگا به این تایم‌لاین وارد بشه

قابلتونو نداره

و تو اصلا نباید حتی نزدیک این تایم‌لاین باشی

مبارک خیلیا

تو این لباس خیلی دافی

ناموسا شرمندم

میخوام یچیزی نشونتون بدم یچیز عظیم

این چیزیه که اسکات مستر کوین عادت داشت بگه اسکات مستر کوین یه کرکتریه که جاش برولین بازیگر) (نقش کیبل تو ددپول و تانوس تو ام‌سی‌یو بازیش میکرد

اینو میبینی؟

دنیای تو داره بازسازی میشه

هرکاری که اینجا کردی فقط دنیاتو نجات ندادی

تایم‌لاینتو از انقراض نجات دادی

من میرم دیگه

و بنظرم کارت تازه شروع شده

تا 90 سالگیت

صبر کن

ما نمیتونستیم بدون کمک از وُید خارج شیم

کمک از طرف کسایی که به نحوی دنیا فراموششون کرده

راهی هست که بتونی شاید یه راهی پیدا کنی تا برشون گردونی خونه؟

ببینم چی میشه

من به این رفیقم قول دادم که تی‌وی‌ای میتونه یسری چیزای تخمی‌ای که سر تایم‌لاینش اومده رو

به حالت قبل برگردونه

نظرت راجبش چیه؟

تغییر گذشته؟

اون به من تو نجات دنیا کمک کرد

و گذشتش اونو به مردی تبدیل کرد که اینکارو انجام داد

چیزی برای درست کردن وجود نداره آقای ویلسون

لوگان

فلافل؟ - آره، گشنمه

میدونستی انتقام جویان شاورما رو کشف کردن؟

خوش شانسن اگه داشته باشنت

اوه. بیا بیا

اوف

بیا اینجا تخم سگ کوچولوی خودم

بنازم خودتی تو یه نجات یافته ای

همه چی عالیه من چقدر خوشحالم تو که هستی حالا به خودم میبالم

خودشه

خب الان میخوای چیکار کنی؟

یه فکری براش میکنم. همیشه همینکارو میکنم

پس احتمالا بازم اینورا میبینمت

نه احتمالا نمیبینی

میبینمت گوگولی

لوگان

تا خرخره کوکائین زدم و مثل سگ دارم میلرزم

دمدم گرم. مهمون نمیخوای؟

آلتیا

این لوگانه

از دیدنت خوشحالم لوگان

همچنین

‫این تخم سگ باستانی هم مری پاپینزه

یا اسمی که من خوشم میاد داگ‌پول

‫اگه میخوای از خودت پذیرایی کنی

‫زبونش رو بگیر.

اوه خدای من مادرجنده

انگار یه آرمادیلو با عصبانیت یه گِرملین رو تو یه تخت پر از سوزاک گاییده و تا طلوع آفتاب دست برنداشته

همه میخوان که داشته باشنش

‫معلوم شد که لازم نیست مارول مسیح باشی تا انجامش بدی.

‫فقط باید چشمهات رو باز کنی و اطرافت رو ببینی.

‫و اگه خوش‌شانس باشی، دوستای قدیمی و چندتا دوست جدید هم خواهی داشت.

صبح بخیر

شب بخیر

شب بخیر

شب بخیر

مشغول بودی؟

برای تو انجامش دادم

‫حتی اگه نمی‌خوای من توی تیم باشم، من این کار رو به خاطر تو انجام دادم.

‫معلوم شد که من از اونایی هستم که نجات می‌دن.

‫اگه می‌خوای اثباتش رو ببینی، فقط به دور این میز نگاه کن.

بهترین قسمت؟

‫گاهی اوقات آدم‌هایی که ما نجات می‌دیم، ما رو هم نجات می‌دن.

« مستر مووی - دانلود فیلم و سریال » [ @MRMOVIEHC ]

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.