All language subtitles for Lupin.S03E06.WEB.FA.DigiMoviez

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز ‫.:: DigiMoviez.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

الـو؟

بـن؟

منم

خوبـی؟

آره، خوبـم

خب راستش رو بخوای روزهای بهتر از اینـم داشتم

تشکـه... تعریفی نداره

‫و غذا هم...

ترجیح میدم چیزی ازش نگم

‫اصلاً نمی‌دونم با چه کلمه‌ای توصیفش کنم!

‫- استیک ریر(خام)، همون‌جور که دوست داری ‫- مرسی

ولی تخت رو نمی‌تونم کاریش کنم

راستی

یه خبر بد دارم. کلر اومد ملاقاتم و قضیه رو می‌دونه

می‌دونه زنده‌ای

از کجا می‌دونـه؟

نمی‌دونم والا

من که حرفی نزدم

من بهش نگفتم

‫- می‌دونه من مربی‌ام؟ ‫- نه، نمی‌دونه

ولی یادت باشه که ازت باهوش‌تـره

بالاخره می‌فهمه

می‌دونـم

مامانت چی؟ حالش خوبـه؟

اسم اون یارویی که دزدیده‌تش جان لوک کلره

تو نمی‌شناسیش. یه عوضیه که قبلاً می‌شناختمش. خیلی سال پیش

باید حواست به رائول و کلر باشه

یعنی اگه هدفش اونا باشه چی؟

نگران نباش

حواسم هست

طاقت بیار، خـب؟

باشـه؟

نوش جونت

آره، مرسـی

[مظنـون‌ها]

[خانوادۀ پلگرینی]

اینا ثروتمندترین آدمایی هستن که تا حالا ازشون دزدی کردی

بین همه کسانی از شروعِ کارمون سرشون کلاه گذاشتی یا دشمنِ خودت کردی

دشمن‌های زیادی برای خودم تراشیدم

سر هرچی بخوابی شرط می‌بندم اونی که ماریاما رو دزدیده از خودشونـه

« لوپن » " فصل سوم - قسمت ششم "

اون دستبندی که دستت بود رو فرل برات دزدیده؟

نقاشی مانه چی؟ از کجا آوردیش؟

مرواریده چی؟ کجاست؟

بیا بریم سراغِ یه چیز دیگه

این یارو رو چی؟ می‌شناسیش؟

از افرادتـه؟

واقعاً درمونده شدین

‫این مرد...

مُـرده

[یوسف گدیرا، افسر پلیس قضایی]

این چی؟ همون خریدارِ کذایی

می‌شناسیش؟

باهاتون کار می‌کنه؟

وقتی باهات حرف می‌زنم منو نگاه کـن

من با پلیس جماعت حرفی ندارم

چه خبرا؟

چیز جدیدی دستگیرم نشده

مانون رو به جرم دزدی گرفتن. به زودی منتقلش می‌کنن زندان

‫گندش بزنن!

تازه اون یارو هم پول تقلبی بهمون داده

می‌دونی زنِ دیوپ کجا کار می‌کنه؟

‫- پیداش می‌کنم ‫- نه

تنها گیرش آوردی کلکش رو بِکَن

‫اگه مانون رو هدف بگیره، ‫ما هم میریم سراغِ خانواده‌ش

دیگه با کسی شوخی نداریم

تموم شد و رفت

باشه

‫نـه! [سال ۱۹۹۸]

‫این تورام چه مرگش شده؟ ‫- باورم نمیشه! این همه اومدیم جلو واسه همچین چیزی؟

‫خیلی مسخره‌ست!

فقط یک دقیقه از این نیمۀ بازی گذشته

‫و ما ضعیف شروع کردیم...

اینجا چی کار می‌کنی؟

از دیدنت خوشحالم

چیزه... برونو دعوتم کرد

گفت می‌خوای باهام حرف بزنی

باشه، فهمیدم

‫- وایسا، حالا که اینجایی... ‫- می‌خوای معذرت خواهی کنی؟

‫- اینو نمی‌خواستم بگم، خب... ‫- باشه پس

خیلی‌خب! معذرت می‌خوام

لطفاً بیا تو

فرانسه داره می‌بازه و منم خیلی ناراحتم

حالا که اینجایی برو تو آشپزخونه و برامون سیب‌زمینی سرخ‌کرده بیار

‫شماره ۱۲ حمله می‌کنه...

اوضاع با کلر چطوره؟

بس کن. می‌دونم به چی فکر می‌کنی

هنری خالیـه ولی تورام همچنان تکی پیش میره

‫وانمود می‌کنه که می‌خواد پاس بده...

آره، به نظرم تو دیوونه‌ای

‫کارت قرمز برای شماره ۱۲...

کی اون‌جوری سس رو می‌ذاره تو یخچال؟

یکی که نمی‌خواد دفعۀ بعدی با بدبختی سس بخوره

‫و تورام دوباره کنترل رو به‌دست می‌گیره...

‫- هوشمندانه بود ‫- آماده میشه و... وای!

‫وای وای وای! یا خدا!

‫- تورام گل زد! موفق شد! ‫- وای خدای من!

‫- گل زد! ایول! ‫- ایول!

‫خب بله از قرار معلوم چاره‌ای نداریم. قطعاً.

‫برای آزمایش... سلام.

به محضِ اینکه نتایج به دست‌مون برسه می‌تونیم اطلاعات بیشتری داشته باشیم

‫- کلر؟ ‫- بله؟

الو الکس؟

کلرم

میشه رائول رو ببری خونه؟ من پایین منتظرتون می‌مونم

بعداً برات توضیح میدم

ممنون

‫- مطمئنم داشت تعقیبم می‌کرد ‫- به نظرت کی بود؟

نمی‌دونم. شاید یکی که با اسان دشمنی داشته. چه می‌دونم

یا شایدم بابا فرستاده بودش؟

یعنی چی که بابا فرستادتش؟

‫خب هیچ‌کس سر از کار این مرد در نمیاره پس...

‫اون زنده‌ست. می‌دونم که زنده‌ست

اشکال نداره باهامون بیای بالا؟

که یه نگاهی به دور و بر بندازی؟

‫- احساس امنیت نمی‌کنم ‫- مشکلی نیست، میام

مرسی

‫- همه‌چی ردیفه، کسی اینجا نیست ‫- ممنون، لطف کردی. مرسی

آخیش

خوبه

‫- من گشنه‌مـه. از بیرون غذا سفارش بدیم؟ ‫- نه عزیزم. خودم یه چیزی درست می‌کنم

‫چه می‌دونم، پاستا درست می‌کنم. ‫پاستا با سس کچاپ، خوبه؟

‫- عالیه ‫- خیلی هم عالی

‫بذار ببینم...

من میرم بخوابم. فردا یه مسابقۀ مهم داریم

باشه عزیزم

درسته. فردا بهت نیاز داریم

‫- باشه، شب بخیر مامان. شب بخیر مربی ‫- شب بخیر

‫- شب بخیر ‫- یادت نره کتونی بخری

معلومه که یادم نمیره

بذار همون‌جا باشن. ممنون

‫- قضیه کتونی‌ها چیه؟ ‫- چیزِ خاصی نیست

همون کتونی‌هایی رو می‌خواد که پدرش قبلاً می‌پوشید

‫- تا براش خوش‌شانسی بیاره ‫- هوم

‫ولی یه چیزی هست که بهش ‫نگفتم و نمی‌دونم بگم یا نه...

اصلاً مطمئن نیستم فکر خوبی باشه که بازی رو بره

می‌ترسم یکی تعقیبش کنه. نظر تو چیه؟

منم همون‌جا کنارشم

پس لازم نیست نگران باشی

این بازی برای رائول مهمـه

‫- پس می‌تونی روی من حساب کنی ‫- جالبـه

‫هیچ شباهتی به اسان نداری ولی با این‌حال...

خیلی مهربون و باملاحظه‌ای

‫ولی...

به نظرم تنها شباهت‌تون اینه که هیچ‌وقت نگران نمیشین

که اینطور

ولی من خیلی نگران میشم

‫به نظرت...

‫به نظرت اگه شرایط‌مون متفاوت بود...

‫می‌تونستیم....

از حد دوست معمولی فراتر بریم؟

گمونم کار اشتباهی کردم

ببخشید سوءتفاهم شد

حواست باشه در رو قفل کنی

پنجره‌ها رو هم ببند و دزدگیر رو فعال کن

بلد نیستم باهاش کار کنم

من فعالش می‌کنم

‫- باشه ‫- رمزش چنده؟

آره، یک، هشت، شش، چهار

اوهوم

بفرما

فعال نشد

‫- نشد؟ ‫- نه

[پلیس ملی - اداره پلیس]

می‌دونم با دیوپ همکاری می‌کردی تا نقاشی مانه رو بگیری

چی؟

‫جوری رفتار نکن که انگار من خرم!

نقاشی مانه و دستبند رو اون برگردوند

این‌قدر به من دروغ نگو، یوسف

باشه آره، درسته

چند روز پیش اینجا بود

جانـم؟! دیوپ توی دفترت بوده و دستگیرش نکردی؟

شوخیت گرفته؟

خب دفعۀ دیگه که اتفاقی جایی دیدیش سعی کن بهش دستبند بزنی. ببینم می‌تونی یا نه

زده به سـرت؟

ببین، گفت بیا یه معامله بکنیم

که اگه کمکش کنم خودشو معرفی کنه. قرارمون این بود

‫ولی بعدش...

خب گولم زد

‫معلومه که گولت می‌زد. ‫چی پیشِ خودت فکر کردی؟

نفهمیدی اون دوستت نیست؟

حقیقت اینه که تو نمی‌خوای دستگیرش کنی بلکه تحسینش می‌کنی

نمی‌خواستی گانیمارد باشی واسه همین رفتی همدستِ لوپن شدی

می‌خوای دستگیرم کنی؟

باشه، دستگیر کن

نمی‌تونی اثباتـش کنی، سوفیا

مگه نـه؟

شنیدی چی گفتی؟ همین الانشم مثل مجرم‌ها حرف می‌زنی

دفعۀ بعدی که باهات ارتباط گرفت بهم بگو

این آخرین فرصتتـه. فهمیدی؟

‫- زنه دیدت؟ ‫- فکر کنم آره

‫- فکر می‌کنی یا مطمئنی؟ ‫- نمی‌دونم

خیلی‌خب، مطمئنم منو دیده

الان دیگه مشکوک شده

خب که چـی؟

به محض اینکه از خونه‌ش اومد بیرون، بکشش

‫جان لوک...

جان لوک چی؟ هان؟

یادت رفته چقدر بهت لطف کردم؟

اگه من نبودم تو زندون کشته می‌شدی

پس زنِ دیوپ رو می‌کشی

منم به خدمتِ پیرزنـه می‌رسم

فهمیدی چی گفتم؟ هان؟

نمی‌ذارم گند بزنی به همه‌چی

وایسا ببینم

بطری آبم کو؟

بطریم رو ندیدی؟

نه

تو یخچال نگاه کردی؟

می‌دونم چه فکری می‌کنی؟

آره، به نظرم تو دیوونه‌ای. کی سس رو این‌جوری می‌ذاره توی یخچال؟

‫- سلام من الکسم، مربی جدید ‫- خوشوقتم

مامان؟

حالت خوبه؟

آره، خوبم

بیا... اینم بطری آبت

مرسی

به نظرت امشب می‌تونه بیاد بازیم رو ببینه؟

آم، کی؟

‫چیزه...

بابا

نمی‌دونم، عزیزم

‫امکان نداره!

‫- وای! ‫- هوی! حواست کجاست؟

‫ببخشید آقا. ببخشید. ‫یه نفر کیف پولم رو زد

خب حتماً همین اطرافـه

دزدها همه‌جا هستن

میگما این اطراف اداره پلیسی هم هست؟

باید برم شکایت کنم وگرنه بازم این اتفاق تکرار میشه

‫حتماً. صدمتر جلوتر برو دستِ راست

‫- باشه. خدا خیرتون بده آقا ‫- خواهش می‌کنم. خدانگهدار خانم

هِی، میشه بهم کمک کنی؟

تو دیگه کدوم خری هستی؟

دیوپ. اسان دیوپ

قبلاً اینجا زندگی می‌کردم

ممنون

‫[به سانی بگو مامان عاشقشـه ‫ولی بدون من وضعش بهتـره]

مامان

سلام آقا

‫ببخشید مزاحم‌تون شدم ولی...

دنبال پسرم می‌گردم. قبلاً اینجا زندگی می‌کرد

سلام الکس

‫- سلام کلر، چطوری؟ ‫- خوبم

بقیۀ شبت آروم گذشت؟

خوب بود. راستش خیلی خوب خوابیدم

‫بابت دیروز معذرت می‌خوام. یعنی...

امیدوارم حس بدی نگرفته باشی

نه، فکرشو نکن. هیچ مشکلی نبود

خوبه

‫بگذریم، داشتم فکر می‌کردم...

‫صرفاً چون...

اسان ممکنه زنده باشه

‫معنیش این نیست که من نتونم فراموشش کنم

یعنی می‌تونم با آدم‌های دیگه وارد رابطه بشم

آهان. باشه

‫گوشی دستت...

کجایی؟

اومدم گالری لافایف

اومدم واسه مسابقۀ امشب رائول کتونی بخرم

ولی یه‌جورایی گم شدم

‫کتونی فروشی‌ها طبقۀ سومن. ‫با آسانسور برو. سریع‌تره

‫- باشه آسانسور کو؟ ‫- جلوتـه

آسانسور طلایی رو میگم

‫آره یه آسانسور طلایی اینجاست. ‫مثل کف دستت گالری لافایف رو بلدی

‫- راستی گفتی کدوم طبقه؟ ‫- طبقۀ سوم

طبقۀ سوم

خیلی‌خب

می‌دونم باید یکی دیگه رو واسه خودم پیدا کنم

ولی آشنایی با آدم مناسب خیلی سخته

تو کسی رو واسه خودت پیدا کردی؟

چطور مگه؟

آدم مناسبی رو پیدا کردی؟ یعنی تو رابطه‌ای؟

آم، قبلاً بودم الان تموم شده

خیلی‌خب

خب یعنی ممکنه یه شانسِ کوچیکی داشته باشم؟

یعنی الان داریم از محدودۀ دوستی معمولی خارج میشیم؟

نه، من دارم از آسانسور خارج میشم

‫خیلی‌خب اومدم طبقۀ سوم... ‫راستش نمی‌دونم کجا باید برم

‫سمت چپ. نه، از آسانسور که ‫اومدی بیرون برو سمت راست

از آسانسور اومدی بیرون برو سمت راست

خیلی‌خب، حله

‫- آره همون‌جا ‫- خیلی‌خب

هنوز پشتِ خطی؟

آره دیگه

خوبـه

اِ، وایسا ببینم

‫- چیه؟ ‫- راستش فکر کنم یه اشتباهی کردم

‫- عـه ‫- آره، فکر کنم باید بری یه فروشگاهِ دیگه

یه فروشگاهِ دیگه اون طرفِ خیابون زدن

جدی میگی؟

آره درواقع فقط کتونی داره. شرمنده‌م. واقعاً شرمنده

باشه

‫- برگرد پایین. شرمنده ‫- اشکالی نداره

خب الکس از چه‌جور زن‌هایی خوشت میاد؟

‫- نه ‫- آره

امکان نداره

‫- الو؟ ‫- بله؟

‫- هنوز پشت خطی؟ ‫- آره

آقا لطفاً جیب‌هاتون رو خالی کنید

به‌خاطر من نیست. من چیزی برنداشتم

جیب‌هاتون رو خالی کنید

‫- این چیه؟ ‫- مالِ من نیست

مشکل همینه

‫ولم کن، من برش نداشتم! ‫باشه ولم کن!

نظرت چیه؟

به نظر نمیاد خیلی مشتاق باشی

فقط دارم به کسانی که گذاشتن و رفتن فکر می‌کنم

کسانی که گذاشتن و رفتن؟

اوهوم

خیلی‌خب

‫- امشب می‌بینمت ‫- خداحافظ

‫- سلام برونو ‫- سلام خانم فوچارد

‫واسه بازدید سرزده اومدم. ‫باید با سرپرست‌تون صحبت کنم

یه کاری داشت رفت بیرون

باشه. دفعه پیش گفتی سرکاره. قبل‌ترش گفتی باشگاهـه

شرمنده دیگه باید این مورد رو گزارش کنم

جان لوک تو راهـه. همیشۀ خدا اینجاست

شما کی باشی پسرجون؟

قانون قانونـه پس گزارشم رو می‌نویسم و می‌فرستمش برای خدمات اجتماعی

‫تیری هم دو گل می‌زنه...

سلام خانم فوچارد

مرسی که سر زدین

همین دور و برا بودم و گفتم بیام اینجا هم سر بزنم

همه‌چیز مرتبه. دوست دارین بیایین باهامون آبجو بخورین و بُردمون رو جشن بگیریم؟

نه، مرسی

نمی‌خورم

‫ولی توی این مرحله فرانسه هیچ بهونه‌ای...

‫- خداحافظ ‫- خداحافظ

‫اونا یکی از تیم‌های برتر هستن...

‫- وای نزدیک بودها! ‫- چند بار بهت بگم؟

‫- در رو روش باز نکن ‫- نمی‌خواستم باز کنم. فقط...

حالا دیگه واسه من حاضرجوابی می‌کنی؟ چه مرگتـه تو؟

من نباشم هیچی ندارین

فهمیدی؟

مطمئنی؟

چی گفتی؟

چیزی نیست

متوجه‌ایم

جان لوک، لطفاً

‫باید فرانسه رو برندۀ قطعی کنه...

با این حال، هنوز چیزی نمی‌دونیم

تنها چیزی که می‌دونیم اینه که این باید یکی از هیجان‌انگیزترین مسابقاتی باشه

که امسال دیدیم

خب چطور پیش رفت؟

یه مشکلی پیش اومد

وای جدی؟

به خدمتِ کلر و رائول نرسیدی؟

نه

بیا بالا

‫وای لعنتی!

پس کلر و رائول هنوز زنده‌ن و تو گذاشتی ماریاما هم فرار کنه؟

از آرسن به اسان، تئوری لوپن

فلور؟

بله؟

یه نفر اومده می‌خواد ببینتت

فلور بلانژیر؟

شما دربارۀ اسان دیوپ مطلب می‌نویسی؟

کمکی از دستم برمیاد؟

میشه بریم یه جایی خصوصی صحبت کنیم؟

به کمک‌تون نیاز دارم

‫- می‌دونین یکشنبه شب چه خبره؟ ‫- فینالِ جام جهانیه

اوهوم. و می‌دونی مردم اون موقع کجان؟

آره، مسابقه رو تماشا می‌کنن

دقیقاً

‫اون موقع همه پای تلویزیونن. ‫بهترین زمان برای دزدیه

میریم اون مغازه‌هـه دزدی

یکشنبه شب تیم فرانسه تاریخ‌ساز میشه

و شما هم با جیب پر پول میایین خونه

ولی آخه چرا همچین کاری کنیم؟

چرا نکنیم؟

ما دزد نیستیم. قبلاً هم که این کار رو کردیم از سر ناچاری بود

خب الانم فکر کنین از سرناچاریه

فهمیدین؟

بیایین بریم

‫- چیزی‌ نیست. ما مراقب‌تونیم ‫- می‌خوام با پلیس حرف بزنم

سرکار! می‌خواد باهاتون صحبت کنه

‫- سلام ‫- اونی که منو پرت کرد پایین...

اسمش کلره

جان لوک کلر

اون مروارید سیاه رو دزدیده

تمامی واحدها به‌گوش باشین، ما دنبال شخصی به نام جان لوک کلر هستیم

به جرم اقدام به قتل و دزدیدنِ مرواریدِ سیاه

الو؟

لوپن کجا به موسیقی موردعلاقه‌ش گوش میده؟

برای چی می‌پرسی؟

گوش کن ببین چی میگم، حق با تو بود

دیوپ زنده‌ست

چی؟ ولی... ولی... ولی تو از کجا می‌دونی؟

مامانِ دیوپ توی پاریسـه

اومده پیشم تا یه قرار ملاقات با پسرش بذاریم

اونم جایی که جنتلمن به موسیقی مورد علاقه‌ش گوش میده پس ببین قضیه‌ش چیه

‫[امشب به جایی که جنتلمن به آهنگِ ‫موردعلاقه‌ش گوش میده بیا]

ازش استفاده می‌کنیم تا دیوپ رو پیدا کنیم

پس لوپن کجا میره تا موسیقی گوش بده؟

لوپن کجا میره؟ وایسا

‫بذار فکر کنم. صبر کن، کنسرت میره...

یه دونه توی داستان زنی با دو لبخند هست ولی اون داستانش تو ویشی اتفاق میفته

نه، نه، اون خیلی دوره

خیلی‌خب، دیگه کجا کنسرت هست؟

کنسرت، کنسرت... توی عمارت مرموز

‫- توی کاخ گارنیه ‫- مطمئنی؟

‫- مطمئنم ‫- خیلی هم عالی. مرسی بابتِ اطلاعات

می‌خواین چی کار کنین؟ قانوناً نمی‌تونین بدون مربی بازی کنین

یه دقیقه وقت دارین تصمیم بگیرین

‫- حالا چی کار کنیم؟ ‫- مسخره‌ست

مربی همیشه بهمون گیر میده که سروقت بیاییم سر تمرین‌ها بعد خودش سروقت نمیاد؟

‫- چی کار کنیم؟ ‫- نمی‌دونم

‫- بازی کنیم؟ ‫- نه، من نمی‌خوام بازی کنم

بدون اون نمی‌تونیم بازی کنیم

اصلاً راه نداره. بدون مربی نمیشه

تکلیفِ تاکتیک‌ها و تعویض‌ها چی میشه؟

‫- همینو بگو ‫- نه، نمیشه. امکان نداره

انصراف میدین یا نه؟

‫نه، بدون مربی می‌تونیم بازی کنیم. ‫هرچی لازم بوده رو بهمون یاد داده

همه برین سرجاتون. اگه مثل یه تیم بازی کنیم از پسش برمیایم

‫- یالا! ‫- بریم تو کارش!

‫- خیلی‌خب ‫- یک، دو، سه

‫تیم!

‫برو بریم، رائول!

الو سوفیا؟ یه تیم برام بفرست دیوپ رو دستگیر کنیم

‫- توی کاخ گارنیره ‫- جدی؟

تو روزنامه یه آگهی دیدم که کدی برای اسان بود

یعنی یه آگهی دیدی و براساس اون می‌خوای یه عملیات رو شروع کنم؟

خیال می‌کردم باهاش در ارتباطی

‫لوپن با این کدها ارتباط برقرار می‌کنه. ‫بهم اعتماد کن

می‌دونم این یکی عمدی بوده

[سانی. ناشناس - پاریس]

مشکل همینه

واقعاً نمی‌تونم بهت اعتماد کنم

اگه حرفم رو باور نمی‌کنی داستان عمارت مرموز رو بخون

‫- همه‌ش رو اونجا نوشته ‫- خسته شدم از این مزخرفات

سوفیا، تو رو خدا به حرفم گوش کن

یوسف، من نمی‌دونم تو طرفِ منی یا اون

گوش کن

پسرم

گوش کن

اون صدای زیبا

مال کسی نیست

مال ماست، اسان

می‌دونی به آدمایی مثل پدرت چی میگن؟

میگن جنتلمن

درسته

ترجمه از سحـر

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫- آهای آقا ‫- نه، نه، نه

‫- الان نه ‫- بیایین اینجا

‫- من مأمور پلیسم ‫- منم همین‌طور

‫- جدی میگم ‫- بلیطت رو نشون بده

بیا. بفرما. حله؟

باشه؟ مشکلی نیست؟ حله؟

‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز ‫.:: DigiMoviez.Com ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.