All language subtitles for Lupin.S03E05.WEB.FA.DigiMoviez

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

.یه نفر تو رو لو داده، فرل کی؟ شریکت؟

.واسه بار دهم میگم ...من شریکی ند

نداری

میدونم

میدونم که نداری

هی، سیاهپوستی که کنارت بود و توی تصاویر دوربین اون شب نیست رو میخوام

تا حالا ندیده بودمش - واقعا؟ -

فکر میکنی داره میاد نجاتت بده؟ دیوپ خودشیفته‌اس. خودخواهه

.ببین با خانواده‌اش چطوری رفتار میکنه چرا باید برای تو فرق بذاره؟

!فرل

یه چیزی پیدا میکنیم که تو رو متهم کنه

یه نامه به دستمون رسید که نوشته بود قراره دستبند رو بدزدی

دیوپ بهت خیانت کرد

پس من تنها راه بیرون رفتنت از اینجام

بهم بگو زنده‌اس و کجاست تا منم ولت کنم بری

قول میدی؟

قول میدم

خیلی خب

بهت میگم کجاست

بگو

خیابان فیان

خیابان فیان - قطعه‌ی 51 -

قطعه‌ی 51

قبرستانِ

پِر لاشیزه

،و اگه بخوای بازجوییش کنی باید یه بیل با خودت ببری

فردیناند، بیا اینجا

تکون نخور. برمیگردم

بله؟ - باید به قضیه سرعت ببخشیم -

باید یه دلال واسه نقاشی پیدا کنیم

یه نفر که اسممون رو توی بازار پخش کنه

باشه، این نقاشی چقدر می‌ارزه؟

به نظرم حدود 20 میلیون

در این صورت، باید 50 تا بخوایم

به محض اینکه کارمون با نقاشی تموم شد با دیوپ تماس میگیریم و ماریاما رو میکشیم

بعد از کشتنش از اینجا میریم

دیوپ بالاخره تقاص کارش با من رو میده

سانی؟

سانی، تویی؟

بهم گوش کن، وقت زیادی ندارم

گفتن نقاشی رو میفروشن و بعدش من رو میکشن

اسان، عجله کن

.سروان، ما چیزی پیدا نکردیم شما چطور؟

نه، هیچی

چیزی بهت نگفت؟

،هیچی. دیوپ لوش داده ولی بازم زبون باز نمیکنه. نمی‌فهمم چرا

.بیخیال دیوپ شو فرل دستبند رو دزدیده

میتونست مروارید رو داشته باشه - نه، با عقل جور در نمیاد -

فرل فقط یه همدسته - خیلی خبف گوش کن -

،اگه کس دیگه‌ای هم باشه دیگه خیلی وقته فرار کرده

گدیرا، صدام رو میشنوی؟

سلام، گانیمارد

الو؟

[لوپن] «فصل سوم، قسمت پنجم»

.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.

یه مشکلی دارم. یه دشمن جدید

باید جلوشون رو بگیرم

کمکت رو لازم دارم

شال قرمز مخلی». تنها زمانی بود» که لوپن و گانیمارد همکاری کردن

،اگه همکاری کنیم میخوام یه راز نگهش داری

امکان نداره

آفرین

.کارت خوبه. همه چی رو بهم بگو چطوری از قبر بیرون اومدی؟

قبلش بگو، چطوری وارد تابوت شدی؟ من چیزی ندیدم

یه شعبده‌باز هیچوقت رازش رو آشکار نمیکنه

واقعا؟

شرط می‌بندم تابوت یه دکمه‌ی الکی داشت

باریکلا

خیلی خب، سخت نگیر

خب، کمکم میکنی؟

این چیزها برام مهم نیست

دستگیر کردن تو برام مهمه

حالا هم اینجایی

گرفتمت. خوب و امن

فقط اگه خودم بخوام اینجا می‌مونم

اول، باید کمکم کنی

بعدش خودم رو تسلیم میکنم

،«مشکل اینجاست که توی «شال قرمز مخملی

آخرش لوپن، گانیمارد رو گول زد

میدونم قراره همین کار رو بکنی - نه -

اول به نقشه‌ام گوش کن

.گدیرا، منم. تماسمون قطع شد در رو باز کن

.نه، نه، نه، نه، نه، وایسا نمیتونی بیای تو

منظورت چیه که نمیتونم بیام تو؟ در رو باز کن

راستش، الان تنها نیستم

با دوست‌دخترمم

ببخشید؟

سر کار با دوست‌دخترتی؟ - آره -

چیکار میکنین؟ - هیچی. فقط بعدا برگرد -

باشه، خوش بگذره

!وقتی حس و حال کار کردن داشتی بهم زنگ بزن - باشه -

فعلا، سوفی

!بای بای. خداحافظ

بهم زنگ بزن - آره -

چیکار میکنی؟ - پسشون میدم -

بازی نمیکنیم که

خونسرد باش - نمیتونم خونسرد باشم -

،«دستگیرشون میکنی و یه نقاشی «مانه

مروارید و دستبند تارا زانگ رو به دست میاری

برام مهم نیستن

فقط بهش فکر کن

مامانم پیششونه و تهدید کردنش بکشنش

میدونی کی هستن؟ - نمیدونم -

خیلی خب، آره. باشه

باشه

ضمانت میخوام

یه اعتراف‌نامه امضا میکنم، مشکلی نیست

.به جوهر ناپدیدشونده‌ات اعتماد ندارم توی گوشیم ضبط کن

آماده‌ای؟

آماده‌ام

الان 28 دسامبر 2021 هست

اسمم اسان دیوپ هست و مرگم رو جعل کردم

و ستوان گدیرا با هوشمندی این رو متوجه شد

میخوام از کسانی که بهشون صدمه زدم عذرخواهی کنم

کسانی که دوستشون دارم

دوستانم

خانواده‌ام

ولی الان وقتشه که خودم رو تحویل پلیس بدم

و تمام کارهایی که کردم رو

قبول کنم

خوبه؟

عالیه

چکش میکنم

می‌شناسمت

خیلی خب، خوبه

حالا نقشه‌ات رو بگو

[سال 1998]

خوب نیست - مطمئن نیستم -

بیا - چی شده؟ -

اسان‌ـه. فردا می‌بینمتون

فعلا - خداحافظ -

هی، چی شده؟

کی این کار رو باهات کرده؟ - چیزی نیست -

باید اوضاع طرف رو ببینی - توی رستوران کِلِر دعوات شده -

آره، ولی حداقل بردم

بردی؟

ولی حالا یه جایی واسه موندن لازم دارم

فقط واسه یکی دو شب - برو و آنا چی شدن؟ -

اونی که باهاش دعوا کردم... برونو بود

...اوه

...همم

من فقط یه تخت دارم

...پس

باید باهمدیگه بخوابیم

باشه

مشکلی نداری؟

مشکلی ندارم

واقعا؟ - آره -

باشه

جدی هستی؟ - در مورد چی؟ -

واقعا فکر کردی قراره رو یه تخت بخوابیم؟

...خب، آره، الان گفتی

خوابش رو ببینی

ببخشید

خب، حالا چی؟

،ببین، دلم میخواد کمکت کنم ولی باید بهم اجازه بدی

باشه؟

[از آرسن به اسان، نظریه‌ی لوپن]

[اسان دیوپ، پرده‌ی آخر]

چیکار میکنی؟ - چی؟ -

کم‌کم شک به دلت افتاده؟ - نه، اینطور نیست -

.بس کن، مامان. می‌شناسمت همیشه وقتی دروغ میگی قیافه‌ات اینطوری میشه

!چی؟ چه قیافه‌ای؟ همچین کاری نمیکنم

بیا، همین رو میگم

خب، باشه. یکم شک دارم

میدونستم

!گفتم یکم فقط یه چیزهایی جور در نمیاد

!خیلی چیزها جور در نمیاد

پیداش میکنیم، مطمئنم - باشه، عزیزم -

.تنهایی خیلی کارها کردی حالا منم کمکت میکنم

خیلی خب، اولا، آرنولد دِ گارمو

این خبرنگار کیه؟ این اطلاعات رو چطوری به دست آورده؟

باید یه خبرچین داشته باشه - آره، منم به این فکر میکردم -

هی - سلام -

این ویکتور، از همکارهامه

کسی بهت گفته شبیه اسان دیوپ هستی؟

آره، زیاد

به عنوان یه پلیس، خیلی خجالت میکشم

خب، زندگی عاشقانه‌ات چطوره؟

یکنواخته. فعلا که آرومه

دوست‌دختر داری؟ - دوست‌دختر دارم؟ -

منظورت چیه؟ البته، نه، ندارم. دوست‌دختر ندارم

همکارت چیه؟

همکارم؟ - آره -

کی؟ سوفیا؟ چیه مگه؟

چیه؟

.نه، اینطوری نیست سوفیا فقط دوست منه

جدی میگم - ازش خوشت میاد -

.به گمونم ازش خوشم میاد همه از سوفیا خوششون میاد

.نمیدونم اون خوشگل و باهوشه

بافرهنگ و باملاحظه‌اس

راست میگم

.ولی ببین، ما همکاریم نباید... نمیتونم اینا رو باهم قاطی کنم

.با همکارت غیرممکنه غیرممکن نیست، ولی پیچیده‌اس

آسون نیست

ازش خوشت میاد

ازش خوشم میاد

کلیر؟ میتونم کمکت کنم؟ - نه -

با آرنولد دِ گارمو جلسه دارم

[آبجکتور]

بفرمایین - ممنون -

،فردای روزی که اسان مرد یه عکس از جسدش منتشر کردین

بله. بله، درسته، همین کار رو کردم

انتشار همچین عکسی ...تصمیم حساس و سختیه

دوست دارم بدونم کی اینقدر سریع این اطلاعات رو بهتون داده

متاسفم، ولی این شخص از طریق ایمیل باهام تماس گرفت

اسمش رو نمیدونم - ولی باهاش حرف زدی؟ -

بله

توی سردخونه

اینجا کسی هست که نقاشیش خوب باشه؟

.نه، نه، چشم‌هاش اونقدر هم تاریک نبود روشن بودن

.صورتش تقریبا همین شکل بود فکر کنم درسته

ممنون

چی؟ هی! کجا میری؟ !نه، وایسا، چند تا سوال دارم

روز خوبی داشته باشی

ببخشید

[کلیر (مادر رائول)]

الو؟ - سلام، کلیر؟ -

دارم میرم زندان - چی؟ -

آره، باید دوست اسان که دستگیر شده رو ببینم

ولی استرس دارم

باهام میای؟

اینم از شوربا

،میدونم یکم عجیبه ولی تو تنها کسی هستی که میتونم

همچین لطفی رو ازش درخواست کنم

خواهش میکنم

نه

نمیتونم این کار رو بکنم

متاسفم

واقعا به من مربوط نمیشه

باشه

بعدا بهت زنگ بزنم؟

آره

خداحافظ - خداحافظ -

همه چی روبراهه؟

آره

.هی! چیزی نیست پیداشون میکنیم و مادرت رو نجات میدیم

بعدش من مال تو هستم

به نظر خوب میاد

برای فروش یه اثر دزدی، یه واسطه لازم داری

یه مالک گالری که بازار سیاه رو میشناسه

دقیقا

یکی رو میشناسم

،خیلی نقش بازی میکنه

ولی یکی از بزرگترین مجرم‌های پاریسه

منظورت فردریک لاسر؟ - دقیقا. میشناسیش؟ -

.همه فردریک لاسر رو میشناسن ولی توی زندانه

عفو مشروط خورده

حدود یه ساله که آزاده و یه گالری باز کرده

همینجا

پس فکر میکنی واسه نقاشی مانه از اون استفاده میکنن؟

.نقاشی‌های دزدیده شده تخصصش اونه پس بریم بفهمیم

الو؟ - الو، یوسف؟ -

فلور، چه خبر؟

سلامتی. خبر جدیدی در مورد دیوپ شنیدی؟

نه، چطور مگه؟

.زنش الان اومده بود اداره با همکارم حرف زد

این پرونده مال منه، باشه؟

تو بهم اطلاعات میدی

قرارمون همین بود

آره، آره، آروم باش، باشه؟ بعدا بهت زنگ میزنم. سرم شلوغه

الان دارم سرنخ بزرگی رو دنبال میکنم

با لاسر چطوری رفتار کنیم؟ قراره نقش خریدار بازی کنیم؟

نه. شبیه خریدارها نیستیم

شبیه چی هستیم؟

شبیه پلیس‌هاییم

البته که همینطوره

این چیه؟

[مامور پلیس]

نه، وایسا. نه، نه، صبر کن، اسان

اینجا دیگه جلوت رو میگیرم

دزدیدن هویت یه مقام رسمی دولت ایده‌ی خیلی خطرناکیه

حبس داره

!امکان نداره

،خب، دروغ کوچیکیه چون تو پلیس واقعی هستی

سلام

پلیس

بیاین داخل، آقایون

آقای سیتانووا بهم افتخار داده و سال‌ها بهم اعتماد کرده

من کلکسیونش رو مدیریت میکنم

بهش دست نزنین. خیلی باارزشه - میذارمش سر جاش -

اتفاقی بود. شرمنده

میخواستم بذارمش سر جاش

ببخشید. صبر کنین

.می‌چسبونمش سر جاش چسب دوقلو دارین؟

.کارم رو خوب بلدم کسی متوجهش نمیشه

البته، 25 تا؟

بیست و پنج هزار یورو واسه یه جعلی یکم زیاده

چی داری میگی؟ این یه «چئو»ی اصل از قرن پنجمه

.نه، نیست. فکر نکنم ببین. حباب‌های کوچیک رو اینجا می‌بینی؟

می‌بینیشون؟

می‌بینی؟ - ...آره، ولی این -

.اگه از کوره‌ی صنعتی استفاده کنی اینطوری میشن قبل از میلاد مسیح زیاد از اونا وجود نداشت

غیرممکنه - غیرممکنه؟ یعنی میگی من دروغ میگم؟ -

نگفتم دروغ میگین - حباب‌ها رو می‌بینی یا نه؟ -

میگه دارم دروغ میگم

نه، نمیگم - می‌بینیشون؟ نگاه کن -

نه - اشیا تقلبی زیادی اینجا دارین؟ -

اینجا شیء تقلبی نداریم - باشه -

میشه بریم حرف بزنیم؟

خصوصی؟

اینجا - ممنون -

خب، آقای لاسر، تو یه کلاهبرداری - !چطور جرات میکنی -

مدرک داریم که عفو مشروطت رو زیر پا گذاشتی - !مسخره‌اس -

.یه حق انتخاب داری ...یا الان دستگیرت میکنیم

خیلی بدتر میشه - خیلی بدتر -

قاضی‌ها از تکرار جرم بدشون میاد

دقیقا

یا باهامون همکاری میکنی

خیلی خب، چطوری؟

بگیر بشین

راحت باش

این نقاشی رو میشناسی؟

در تورتونی» اثر مانه»

حدود 30 سال پیش توی بوستون دزدیده شد

از اون موقع تا حالا کسی ندیدتش - احمق نباش -

میدونی که نقاشی توی پاریسه

واقعا؟ - آره -

به زودی قراره فروخته و خریده بشه

قسم میخورم خبر نداشتم

واسه فروش همچین نقاشی‌ای باید تو رو واسطه قرار بدن

،صبر کنین، قبلا اینطور بود ...ولی الان بهتون اطمینان میدم

خیلی خب، خفه شو. باشه

معمولا برای تکرار جرم چقدر حبس میخورن؟ - حداقل پنج سال -

.آره، درسته نه، وایسا. فکر کنم بیشتر از اینه

.درسته، بستگی داره راست میگه. سریع میتونه بالاتر بره

بستگی داره مجرم قصد همکاری نداشته باشه

یا فکر کنه فراتر از قانونه

هفت سال، هشت سال، نه سال، ده سال؟ دوازده؟ چهارده؟

اینم از این - آره، باشه، خیلی خب -

،خیلی خب! پس اگه حرف بزنم ازم محافظت میکنین؟

،چون از من بشنوین این آدم‌ها خیلی من رو می‌ترسونن

سراپا گوشیم، لاسر

امکانش هست

ازم خواسته باشن تا یه حراجی راه بندازم

اینم از این

یه خریدار برات پیدا میکنیم

و بهت خبر میدیم

خداحافظ، لاسر

هیجان‌انگیز بود

کارت خوب بود. لاسر اومد طرف ما

وایسا. این رو بپوش

چرا بپوشمش؟

چون می‌برمت یه جایی که فقط تو رویات می‌دیدی

گوشیت رو هم میخوام

شوخیت گرفته؟ ماسک و گوشی؟ دیگه چی میخوای؟ نشان پلیسیم رو؟

نه، اون رو قبلا برداشتم. بیا

گوش کن. واسه جایی که میریم باید تمام جوانب احتیاط رو رعایت کنم

.خواهی دید، گانیمارد فقط لطفا بهم اعتماد کن

بیا

حسش میکنی؟ - تستسترون رو؟ -

نه، انرژی رو

بیا ژان‌لوک رو پیدا کنیم - اینجا فقط می‌بینم بچه‌ها مبارزه میکنن -

این بچه‌ها، جای دیگه‌ای ندارن

خونه‌اشون اینجاست

می‌شنوی چی میگی؟ فکر میکنی پدرت چی میگه؟

پدرش مرده

تو کی هستی؟

کلیر

دوست منه

،پس تو مبارزه‌ها رو برگزار میکنی

ولی با بچه‌ها، درسته؟

!کلیر - چیه، اشتباه میکنم؟ -

.نه، نه، بذار بگه، بذار بگه چیز مهمی نیست

نظر خودشه، ولی فکر کنم داره باهات مثل یه بچه رفتار میکنه

تو یه بچه‌ای، اسان؟

این یه خانواده‌اس، زندان نیست

پس اگه اسان بخواد بره، میتونه

هر موقع که بخواد

فهمیدی؟

هر کاری دوست داشتی بکن، ولی من میرم

هی، دوست‌های واقعی بهت پشت نمیکنن

این رو یادت باشه

چه اتفاقی افتاد؟

،خب

گند زدم

یکم یخ لازم داری تا ورمت بخوابه

بهت مسکن میدن؟

نگران نباش

خدمت‌رسانیشون حرف نداره

حداقل هنوز میتونی شوخی کنی

بن، باید یه چیزی بهت بگم

باهام تماس گرفت

کی؟

اسان

چی داری میگی، کلیر؟

اون مرده

.دیگه لازم نیست در موردش دروغ بگی سرزنشت نمیکنم

اومد و همه چی رو توضیح داد

ایمیلی که به خبرنگار «آبجکتور» فرستادی

.جوری که توی سردخونه باهاش آشنا شدی مجلس ختم الکی. از همه چی خبر دارم

نمیخواستم این کار رو بکنم

قسم میخورم

متاسفم

بهت گفت نقشه‌اش چیه؟

بقیه‌ی نقشه؟

نمیدونم

روحمم خبر نداره

اون کجاست؟

خبر نداشتی، مگه نه؟

!نه

ولی حالا میدونم. ممنون، بن

ممنون

حرکت نکن

به مخفیگاهم خوش اومدی

واقعا؟ - آره، اینجا خونه‌امه -

معرکه‌اس. همه‌اش رو درست کردی؟

هی، این کلاه رو میشناسم - آره -

این کلاه باعث شد از پرونده بیرونم بندازن

بیا، بازم هست

چه خفنه

خیلی خب

!عجب

تحت‌تاثیر قرار گرفتم

پلیس خوبی میشدی

دزد بهتریم

...اسان

میتونیم از راه درستش این کار رو بکنیم

تحقیق میکنیم، یکم بررسی میکنیم ببینیم کار کی بوده

و از راه درستش مادرت رو نجات میدیم

.قبلا که بهت گفتم با پلیس‌ها کار نمیکنم

با جاستین آویستو کار میکنم

یه کلکسیونر عالی از آثار دزدیده شده

خوبه. قبلا اسمش رو نشنیدم - الان قراره باهاش آشنا بشی -

کسایی که مادرم رو دزدیدن انتظار دارن فردا پیدام بشه

اگه لوپن باشم، من رو میگیرن

خیلی خب

تو جاستین آویستو میشی

جدی میگی؟ - آره -

میدونی چیه؟ به خاطر نشون دادن اینجا ممنونم. عالی بود

ولی من یه پلیسم، میدونی؟ باشه؟ خودم رو جای کسی جا نمیزنم

تصمیمش با خودته، خب؟

نقاشی و دستبند تارا زانگ و مروارید سیاه رو برمیگردونی

همچنین کمکم میکنی مادرم رو نجات بدم

یا بگیرش، باشه؟

.به بلکسم زنگ بزن بگو الان بیاد دستگیرم کنه

تو یه پلیسی، گانیمارد

پس میذارمش به عهده‌ی خودت

باشه

مادرت رو نجات میدیم و تحویلت میدیم

قرارمون همین بود

به خاطر مادرت این کار رو میکنم

اونم ازت ممنونه

خب، بعدش چیکار کنیم؟

بذار جاستین آویستو رو پیدا کنیم. بیا

ارائـه شده توسط وبسـایت دیـجــی موویـز

ترجــمه از آرمـان اسدی

آره

جواب میده

از آشناییتون خوشوقتم، آقای آویستو

باحاله

.بیست میلیون یورو لازم داریم چطوری به دستش بیاریم؟

هیچوقت مشکل مالی نداریم، آقای آویستو

الو، لاسر؟

یکی رو پیدا کردیم

فردا 10 شب به هتل «دروات» میاد

جاستین آویستو

فردا اونجا می‌بینیش

خیلی خب، خداحافظ

گانیمارد

آماده‌ایم

خیلی خب، واقعا نباید خرابش کنی

.بسپرش به من نگرانش نباش

این به جاستین آویستو میخورد؟

فهمیدم - خوبه؟ -

آره، خوبه

صدام رو یکم آوردم پایین

.قبرستون داره بسته میشه لطفا به سمت درب خروجی برین

قبرستون داره بسته میشه

خروجی اون طرفه - باشه -

ممنون

گانیمارد، آویستو آماده‌اس؟

آره

زیاد استرس نداری؟

نه، خوبم

آروم باش

یادت نره. آویستو هیچ مشکلی نداره

پولداره

و قراره یه نقاشی مانه بخره

گفتنش آسونه

رسیدم

با صدای آویستو؟

رسیدم

موفق باشی

.ایشون جاستین آویستو هستن مطمئنم همه با شهرتش آشنایی دارن

نه

نمیشناسمش

،از سر کنجکاوی می‌پرسم

به چی شهرت دارین؟

شهرتم؟

منظورتون چیه؟

متواضع‌تر از این حرف‌هام که جواب بدم، خانم

البته اجازه میدم آقای لاسر بیشتر براتون تعریف کنن

متواضع‌تر از این حرف‌هام که جواب بدم، خانم

البته اجازه میدم آقای لاسر بیشتر براتون تعریف کنن

...خب

.آقای آویستو کلکسیونر بزرگیه زیاد باهمدیگه کار کردیم

آثار هنری زیادی میخرم

مشکلات زیادی ندارم

من مرد ثروتمندی هستم

و یه نقاشی مانه به خودم هدیه میدم

خب، از آشناییتون خوشوقتم

استدعا دارم

خواهش میکنم

اگه مشکلی نیست بیاین شروع کنیم

آقای آویستو 17 میلیون یورو واسه نقاشی پیشنهاد دادن

امیدوارم حرفت شوخی باشه

پنجاه تا می‌ارزه

،توی بازارهای متعارف بله

ولی توی بازار سیاه داستان فرق داره

برای اون کار میکنی، نه؟

فکر کردیم میتونیم بهت اعتماد کنیم، لاسر

خیلی خب، گوش کنین

وقتم رو هدر ندین

اگه دیگه علاقه‌ای ندارین، معامله رو لغو کنیم

من 25 تا قبول میکنم

متاسفانه نمیتونم بیشتر از 20 تا بدم

قبوله

اینم از این

بفرمایین، بشمرین

همه‌اش اونجاست

به سلامتی بزنیم

!حرکت کنین

!جاستین آویستو رو پیدا کنین

!شما دو تا برین اون طرف !بقیه با من بیاین

!بالای پله‌ها! برین

!تیم ب، این طبقه رو بررسی کنین

!برین - !یالا، برین -

ممنون

گانیمارد، به خاطر کمکت ممنونم

ولی ادامه‌ی نقشه شامل تو نمیشه

امشب دستاورد خوبی داشتی

نقاشی مانه، دستبند

حتی میتونی لباس‌های آویستو رو نگه داری

استحقاقش رو داری

کارت خیلی خوب بود

خرید محشری بود

!پلیس، تکون نخورین - !دست‌ها بالا -

جاستین آویستو کدومتون هستین؟ - اینه -

منم، سوفیا. سوفیا، منم

منم، یوسف. میتونم توضیح بدم

گوش کن. متاسفم - چه خبر شده؟ -

میتونم توضیح بدم. رد نقاشی مانه و دستبند گمشده رو گرفته بودم

سعی دارم برشون گردونم

بیا اینجا، باید حرف بزنیم

!گدیرا

پول پیش منه

یه مشکلی داشتیم. یه مشکل بزرگ

الان میام

خیلی خب، بذار مرور کنیم

تو رو با لباس مبدل همراه دو تا مجرم بدنام

یه نقاشی مانه و یه دستبند دزدیده‌شده پیدا کردم

چه فکری باید بکنم؟

واقعا میگم؟ - راستش رو بهت گفتم، سوفیا -

یه نقشه داشتم که نقاشی مانه رو برگردونم و عملیش کردم

همم

سعی داشتم پیداش کنم و مروارید رو برگردونم

خودت اینجا چیکار میکنی؟

خب، یکی باهام تماس گرفت

الو؟

بلکسم؟

بله، شما؟ - یه اطلاعاتی برات دارم -

یه کلکسیونر بزرگ، جاستین آویستو - کی؟ -

قراره نقاشی «در تورتونی» اثر مانه رو بخره

امشب ساعت 10، توی هتل دروات

از کجا بدونم واقعیت داره؟ - هر کاری میخوای بکن -

ساعت 10، هتل دروات

،و اگه جات بودم نیروی پشتیبانی با خودم می‌بردم. فعلا، سوفیا

وایسا. یه دقیقه وقت بده - وایسا، وایسا. چیکار میکنی؟ -

کار من و تو هنوز تموم نشده - گوش کن، باشه؟ ببین چی میگم -

ویدئوی آخر گوشیم رو ببین تا متوجه بشی. نگاه کن

ویدئوی آخر گوشیت؟ - ویدئوی آخر گوشیم -

فکر کنم ازش خوشم میاد

.حقیقت داره آره، ازش خوشم میاد. اون خوشگله

چی؟ - همه از سوفیا خوششون میاد. نمیدونم -

...اون خوشگل و باهوشه. بافرهنگه

هی - سلام -

این ویکتور، از همکارهامه

دوست‌دختر داری؟ - نه، ندارم -

همکارت چی؟ - اون خوشگل و باهوشه -

بافرهنگ و باملاحظه‌اس

ببخشید

سلام، کلیر؟

همه چی روبراهه؟ - آره -

هی! چیزی نیست

نظر لطفته - این رو نمیخواستم نشونت بدم، سوفیا -

جدی میگم

الان چیکار کنیم؟

من و تو؟

!من و تو نه

به رئیس چی بگیم؟

بهش میگیم نقاشی مانه که 30 سال ناپدید شده بود رو گیر آوردیم

فکر کنم حقیقت رو میگیم

فکر میکنی حقیقت رو میگیم؟

حقیقت رو میگیم

خیلی رو اعصابی

[ملک خصوصی]

هی، کلر! این اسان‌ـه

!شلیک کن

!یالا! محکم‌تر مشت بزن! یالا

.برونو در مورد مادرت بهم گفت بهم ثابت کن ارزش داری

اون خشم رو به مبارزه‌ات سوق بده

!بچه کوچولوی من

نقاشی و مروارید مهم نیستن

صورت خوشگلت داغون نشه - مانون رو میشناسم -

و اون هیچوقت این کار رو باهام نمیکنه

...هدف واقعیم

...هدف واقعیم

اینه که بهت صدمه بزنم

اونم بدجور

.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.

ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.