Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
دو هزارتا
همهشو میذارم
تکمیله
بگیر که اومد
بدشانسی آوردی، نه؟
مرسی
چی شد؟
حالا که ورقبازیت خوبه بیا یه بازی دیگه کنیم
برو یه کیسه پلاستیکی بیار
برو!
داستان چیه؟ جدی هستی؟
آس نیاری مُردی
[باز شود]
سبز یا آبی؟
- امم، آبی - قسم میخورم پولتو پس میدم، داداش!
به جون بچههام قسم پولتو پس میدم، سیسکو!
- خفه شو! - این کارو با من نکن!
لعنتی! آهای، ماشینت، سیسکو!
در و همسایه رو بگردین
ماشین رو پیدا کنید وگرنه دمار از روزگارتون درمیارم
ماشینتو برگردوندم
شنیدم ممکنه یه کارهایی برام داشته باشی
جنابعالی کی باشی؟
اسم من دلانگله.
میدونی من کیام؟
آره، ماشینت رو هم برگردوندم، پس مشکلی نیست
اینجا من تصمیم میگیرم که مشکلی برات پیش میاد یا نه
- یالا! - باشه دارم میرم دیگه!
- تکون نخور! - باشه باشه، آروم باش داداش.
اینجا محلهی منه
همه رو هم میشناسم چطوره که تو رو تا حالا ندیدم؟
- چون تازه از زندان آزاد شدم - کجا بودی؟
«فرن»، «فلوری» و «مانتس جنوبی».
من به تقدیر اعتقاد دارم
تو به تقدیر... اعتقاد داری؟
آس نیاری مُردی
حرفت جدی بود؟
آره
ترجمه از « فائزه شاهمرادی » کانال تگرام: @fsh294
« لوپن » " فصل سوم - قسمت سوم »
[دو روز قبل]
سانی، مروارید رو بذار صندوق خیریه
گوشی پیشت باشه و برو
هیچوقت درمورد مادرت چیزی نگفتی فکر کردم پیش اون بزرگ نشدی
فکر میکردم گفتی غیبش زده
نه، این قطعاً یه تلهست
اون سانی صدام کرد
اسان، سانی...
حدس زدنش اونقدرها هم سخت نیست
آخرین بار ۳۰ سال پیش باهاش حرف زدی
از کجا انقدر مطمئنی که خودشه؟
شعرمون رو برام خوند
آره، مشخصه که این زن تحقیقاتشو کرده
لابد جریان شعره رو فهمیده
معروفه؟
بن...
میدونم که خودشه
حسش میکنم
مشخصه
یکی مامانم رو دزدیده
و اگه کاری نکنم یه بلایی سرش میاره
خب پس کیه؟
کی همچین کاری میکنه؟
نمیدونم
ولی بالاخره میفهمم
پیداش میکنم
کلر و رائول چی؟
- نمیدونم - باید بهشون بگی
اونا فکر میکنن تو مردی نقشه این نبود، اسان
کدوم نقشه؟
مروارید نیست! من هیچی ندارم. پس نقشهی هم در کار نیست
چارهای نداریم
باید با این آدما همکاری کنیم تا ماریاما رو نجات بدیم
«در تورتونیِ دست سیسکوئه»
«اون از سرکردههای شهر «نانتر»ـه»
«نقاشی رو برامون بیار. سه روز وقت داری»
نقاشی «در تورتونی»؟
آره. گمونم اثر «مانه»ست
- توی بوستون دزدیدنش - وایستا ببینم. یعنی ۳۰ ساله گم شده؟
از سال ۱۹۹۰
- حالا این سیسکو کی هست؟ - نمیدونم
سه روز
آس نیاری مُردی
واسه چی گرفتنت؟
دزدی. من راننده بودم
میخوام برات کار کنم
راننده به کارمون میاد
فردا اینجا لازمت دارم ظهر اینجا باش
باشه
مرسی، سیسکو. اوه...
به اون یارو اعتماد ندارم ولی به دردمون میخوره
تویی، نیکولا؟
نه خانوم
آهان. اسمت چیه؟
دلانگل، خانوم
برای نیکولا کار میکنی؟
ببخشید، منظورم سیسکو بود
بله
نیکولا پسر خوبیه
به مامانش خیلی میرسه
- آره - تو هم به مامانت میرسی؟
- سعیمو میکنم - حتماً این کارو بکن
- اوهوم - مادر یهدونهست
ببخشید خانوم، من باید برم
نه نه نه نه. نرو
زیاد کسی نمیاد دیدنم
آره، منم اونو از همه بیشتر دوست دارم
نیکولا پارسال تولد ۷۰ سالگیم اینو بهم داد
برای چی اومدی اینجا؟
اوه، اون اشتباهی نکرده
- برید! - متاسفم، خانوم
خدانگهدار خانوم. از آشناییتون خیلی خوشحال شدم
خیلی خفنه
تو اتاق مامان سیسکو چی کار میکردی؟
هیچی. دنیال دستشویی میگشتم منو به حرف گرفت
شما دو تا، از دم این در تکون نخورین
- باشه - حله
تو هم برو بیرون
باشه رفتم
- یالا، برو بیرون - آروم باش، خب؟
گورتو گم کن
- سر راهم بود - حواسم بهت هست
بن...
تو چشمام نگاه کن
بگو که حقیقت نداره
بگو که اون نمرده
نمرده، مگه نه؟
- سلام - سلام
- بفرمایید؟ - اوم...
- همونجاست - مرسی
- سلام - یه مرد سیاهپوست قدبلند ندیدی؟ بلونده
چرا، توی دستشوییه
- میخوای یه کم پول دربیاری؟ - باشه
اینو برگردون به اون اونجاست
آقا
- بله؟ - گوشیتون رو انداختین اونجا
- مرسی - قربانت
بیخیال پسر
هر کاری میکنه از لوپن یاد گرفته از طرفدارهاشه. مثل من
واسه همین باورش برام سخته که مرده باشه
لوپن بارها مرگش رو صحنهسازی کرده ممکنه دیوپ هم همین کارو کرده باشه
من که میگم خیلی احتمالش زیاده
گل کاشتی
مرسی. متاسفانه کسی به حرف من گوش نمیده
هروقت درمورد لوپن حرف میزنم جوری رفتار میکنن انگار دیوانهم
پیشنهاد من اینه، من میذارم به همه چیز اینجا دسترسی داشته باشی
و در ازاش میخوام همه چی رو درمورد تحقیقاتت بهم بگی
پس باهم کار میکنیم
- مثل دو تا همکار - یه همچین چیزی
یوسف، من دارم میرم. میخوای یه چیزی...
اوه!
سلام
سلام
از همکارهای یه حوزهی دیگهم اومدیم روش کارمونو مقایسه کنیم
ساعت ۱۰؟
کدوم... کدوم حوزه؟
- گامبتا - تولبیاک
- منظورم تولبیاک بود - گامبتا. گامـ...بتا.
خب، اون تو جفتش کار میکنه؟ نمیدونم
چطوره بهش بگیم؟
سم من سوفی مونتکلمته من... دوستدختر یوسفم
اون یه کمی خجالتیه
خب، برای همهمون سوال بود که به جز این کارش، تو زندگیش کاری میکنه
فکر کنم حالا فهمیدیم
- آره بابا، چی فکر کردین؟ - هوم؟
- مگه نه عشقم؟ - هوم؟
چه عالی. خیلی خب، من دیگه میرم
- شب خوش - شب خوش
- سوفی مونتکلمت؟ - کنتس مونتکلمت
آخرین عشق لوپن
فردا قراره کارها رو سر و سامون بدیم باید درمورد نقشه حرف بزنیم
از پسش برمیایم. نگران نباش
- کدوم گوری بودی؟ - ببخشید. میشه یه دقیقه حرف بزنیم؟
خیلی خب، همه بیرون
نه، تو نه. بشین
- تو کی هستی؟ - دلانگل
- کی هستی؟ - سم دلانگل
آخرین فرصتته. کی هستی؟
قسم میخورم دلانگلم چی میخوای بگم؟
کد میگه خبرکشی اینجا چی کار میکنی؟
چرت میگه، قسم میخورم نیستم!
داشت اتاق مامانت رو میگشت که مچشو گرفتم
- خودش دعوتم کرد داخل که باهاش حرف بزنم - منظورت چیه؟
نمیدونم. از خودش بپرس!
فقط همین نیست. پرس و جو کردم
هیچکس دلانگل رو نمیشناسه نه توی «فرن»، نه توی «فلوری»
معلومه که نمیشناسن اونجا دینمو عوض کردم
اسم مسلمونیم رو میشناسن
وقتی آزاد شدم برگشتم به اسم قبلیم تا بتونم کار پیدا کنم
داستانش مفصله. این کارها برای چیه؟ عجیبه!
مسخرهست. سرکارت گذاشته!
سیسکو...
اونه که داره دروغ میگه
خودش خبرکشه
- چه زری زدی؟ - دیروز تعقیبم کرد
یه زنگ زد، تو دقیقه بعدش پلیسها رسیدن
به کی زنگ زدی؟
تعقیبش کردم چون یه دروغگوی کثافته!
اون تعقیبم کرد
خفه شین خفه شین، جفتتون خفه شین
موبایلت رو بده من
اگه دروغ نمیگی بده بهش
من از چیزی واهمه ندارم
اگه چیزی تو گوشیش نباشه، فاتحهت خوندهست
خودم با کمال میل میکشمش
این چه شمارهایه؟
چیه؟
خفه شو
ستوان کورنتین
میشنوم، چی شده؟
برو بیرون
یعنی چی آخه؟
بشین
ببخشید، سیسکو
بشین!
سیسکو، چی شده؟
خفه شو!
من آدمفروش نیستم از بچگی میشناسمت
دهنتو ببند!
- آس نیاری مردی - اونه که...
گفتم آس نیاری مردی!
- التماست میکنم... - بکش
سیسکو، ببین!
آسه!
دیدی؟ بیگناهم
- سلام - سلام
کلر؟
من فلور بلانژیرم برای «نشریهی آبجکتور» کار میکنم
جنایات اسان دیوپ به کتابهای لوپن مرتبطه خبر داشتی؟
پس نظری نداری؟
نظرت درمورد این شایعه که
مرگش رو صحنهسازی کرده و یه جایی زندهست چیه؟
همچنان نظری نداری
کارتم رو برات میذارم
اگه خواستی حرف بزنی بهم زنگ بزن
کاری که ازم خواستی رو انجام دادم
عالیه. بذار لباس عوض کنم بعد نشونم بده
بنجامین فرل؟
من سروان بلکاسمم.
چند تا سوال دارم
باشه، بفرمایید
سوم دسامبر کجا بودین؟
خب...
با دوستام بیرون بودم
منظورت از دوستات، با اسان دیوپه؟
ملاحظهی بقیه رو نمیکنید؟
- من تازه دوست صمیمیم رو از دست دادم - میخوام سوالم رو جواب بدین
- کجا بودین؟ - پیش اون نبودم
ولی اگه بودم شاید نمیمرد، خب؟
به جواب سوالتون رسیدین؟
- میشه آروم باشید؟ - آرومِ آرومم
گمونم دنبال مروارید میگردین
بفرمایید. هر جا که عشقتون میکشه رو بگردین
- خونهی خودتونه - ازتون میخوام آروم باشید، خب؟
تنهایید، آقای فرل؟
بله
خب، گمونم همچین هم تنها نیستم
میخواین از اونم بازجویی کنین؟
- میبینمتون - باشه، خدانگهدار
خدایا، قبض روحم کردی!
هوف، خوبی؟
- کی بود؟ - بلکاسم
ظاهراً بعضیا باور نکردن که مردی
خیلی خب. بیا نشونت بدم
نمیخوام پز بدم ولی به یه جاهایی رسیدم
بریم ببینیم
آره، خیلی خب
باریکلا
اینا مایهدارترین کسایی هستن که تاحالا ازشون دزدی کردی
همهی کسایی که از اول همکاریمون
ازشون کلاهبرداری کردی یا دشمنی رو باهاشون شروع کردی
- چه قدر دشمن! - آره، چندتایی هستن!
اونم نه هر کسی
بیشترشون آدمای بانفوذین
[خانوادهی پلگرینی]
- با اون یارو چی کار کردیم؟ - یوهان فلچر؟
کاری کردی فکر کنه که مجسمهی رودناش تقلبیه
۲۵۰ یورو بهم فروختش
آره
اون زنه چی؟ طعمهی بیدردسری بود
کارولین دومینگز. کلاهبرداری مالیاتی
چندین میلیون
باید مالیات داد دیگه
مطمئنم اونی که ماریاما رو دزدیده هم یکی از اوناست
مسئله اینه کدومشون؟
[دو روز وقت داری]
«دو روز وقت داری.»
[آرامگاه ابدی اسان دیوپ]
اون نمرده
توی تابوت نبود. واقعاً نبود شایدم بوده و فرار کرده
- منظورت چیه؟ - یه ماجرایی پشتشه، میدونم
آخه فکر کن! لوپن همیشه مرگش رو صحنهسازی میکنه
حتماً بابا هم همین کارو کرده
یه سرنخ دارم
رائول، کتابها...
زندگی واقعی مثل تو کتابها نیست متوجهی اینو؟
هر جور میخوای فکر کن من بابا رو میشناسم، میدونم چی تو سرشه
- نه رائول، بس کن خواهشاً - واسه بسکتبال دیرم میشه
- رائول! - میرم تو ماشین
رائول!
[دهان ۲]
- اسم من الکسه - «اسم من الکسه»
- اسم من الکسه - «اسم من الکسه»
«اسم من الکسه»
سلام
- میتونم کمکتون کنم؟ - نه
سلام. من کلرم
مادر رائول
- سلام، من الکسم، مربی جدید - خوشوقتم
- سلام رائول - سلام
- خب، میرم لباس عوض کنم - باشه
فقط میخواستم بدونین که رائول تازه پدرشو از دست داده
و یه مقدار حالش بده
میخواستم ازتون خواهش کنم
که اگه مشکلی بود
بهم زنگ بزنین
- زنگ میزنم، مشکلی نداره - مرسی
- شمارهم رو بهتون بدم؟ - بله
- بفرمایید - خیلی خب
ام...
راستی... بهش نگین بهتون گفتم
نگران نباشید، من خبرچین نیستم
- بفرمایید - خیلی خب
- میبینمتون - باشه، ممنون
بچهها!
توپا رو بذاریم زمین
جمع شید و توپا رو بذارید زمین، خب؟
خیلی ممنون من الکسم، مربی جدیدتون
اومدم کمکتون کنم بازیکنهای بهتری بشین
به اطرافانتون نگاه کنین
باید کار تیمی رو یاد بگیرید
پس به من گوش کنید منم قول میدم کمک کنم پیشرفت کنید
ولی میخوام بهم اعتماد کنید، باشه؟
خب بچهها بیاید شروع کنیم. یالا!
ببخشید دیر کردم
بفرما بشین
نقشهمون اینه فردا صبح به یه ماشین ضدگلوله حمله کنیم. ده میلیون یورو پول تو کاره
ده میلیون!
آروم باشید
فعلاً دلتونو صابون نزنین کار سادهای نیست
شنبه صبحها، ماشین دقیقاً سر ساعت ۹ از انبار راه میفته
ساعت ۹:۱۵ بار میزننش
بین ۹:۳۰ تا ۱۱ دم خودپردازها وایمیسته
که یعنی باید بین ۹:۱۵ تا ۹:۳۰ دقیقاً همینجا بهش حمله کنیم
از پسش برمیایم
اینجا نقطهی کوره هیچ دوربینی نداره
دو تا ماشین میخوایم که راهو سد کنه یکی جلو، یکی عقب
پولو برمیداریم و میریم بیرون
باشه
دلانگل، پلیسها چی میشن؟
نمیدونم
اینجا و اینجا یه کلانتری هست
توی ماشین ضدگلوله «جیپیاس» هست
اگه ماشین بدون هماهنگی وایسته یه سیگنال میفرسته
و پلیسها در عرض دو دقیقه، یا نهایت ۳ دقیقه میریزن اونجا
و محاصره میشیم
صبح اینجا خیلی ترافیکه
نقشهی بدیه. بیخیالش
ترافیک نمیشه
مدرسه فردا تعطیله
از کجا میدونی؟
خواهرزاده دارم
وقت نداریم برنامه رو عوض کنیم
برو برامون یه ماشین بیار. به یکی معرفیت میکنم. سریع یه چیزی جور کن
باشه؟ بهت اعتماد میکنم
خیلی خب، فکر کنم چیزی که میخوای رو دارم
پیشرانهش ۵۵۰ اسب بخاره
تا پلیسها برسن زدین به چاک
نظرت؟
نه
باشه پس. چی دوست داری؟
اونو
شوخیت گرفته؟
کمک میکنه تشخیصمون ندن میتونی تغییرش بدی؟
آره، یه کمی
ولی خب تا فردا زیاد نمیشه کاریش کرد
تمام تلاشتو بکن
بگیر
- میخوام رنگش کنی - نارنجی؟
- مطمئنی؟ - آره
رنگ شانس منه
حله؟
آره
خیلی خب
- فردا میبینمت - میبینمت
سلام برونو
سلام
اینجا چی کار میکنی؟
تا وقتی هزینهی ورودی رو ندادی نمیتونی پاتو بذاری اینجا
چه قدر میخواد؟
سه هزار
باید یه کاریش میکردم. سخته
این تنها جاییه که حس میکنم بهش تعلق دارم
من به جز شماها... کسی رو ندارم
واسه همین اگه نتونم بیام اینجا...
نگران نباش. یه کاریش میکنیم
فامیل من توی یه رستوران لوکس کار میکنه
میتونیم بریم کیف مشتریها رو بزنیم
نمیدونم. نهایتاً بتونیم ۵۰۰ فرانک بدزدیم
محلهای ساختمونسازی چی؟ میتونیم سیم مسی بدزدیم
- کلی قیمتشونه - خریدار مس سراغ داری؟
فقط میخوام کمکت کنم
میدونم میدونم، ببخشید
[اعترافات آرسن لوپن]
میدونی چیه؟
ایدهی کیفقاپیت زیادم بد نبود
نقشهی بدی نیست
زود باشید بچهها همه چی رو بار بزنید!
[فردا ساعت ۱۱ شب]
همه چی باید حاضر شه بجنبین!
زود باشید، بارش بزنیم بره
مراقب اینا باشید فردا ماشین رو برمیداریم و میزنیم به چاک
- گرفتین چی شد؟ - آره آره
هر چی بلدم رو یادت میدم من استادم و تو شاگرد
درس اول، همیشه محلهی درستی رو انتخاب کن
انتخابت اشتباه بود
اینجا همه پولدارن با خودشون پول نقد نمیبرن جایی
پس درس دوم
همهی پولدارها خسیسن
اونو میبینی؟ هدفمون اونه
پنجرههای سهجداره
دوربینهای مداربسته
جدیدترین و بهترین سیستم امنیتی
درس سوم، چشمات رو باز کن، اسکل!
کارهای امنیتی زیاد به معنی امنیت قطعی نیست
میتونی سرعتی بدویی، استاد برونو؟
ها؟
صبر کن ببینم، چی گفتی؟
بیحرکت!
تکون بخورید کشتمتون! بیحرکت!
باز کنید
یالا یالا بیرون!
- یالا بیاید بیرون! بیرون! - بیا بیرون!
تکون نخورید!
- همین ماشینه؟ - آره، بهم اعتماد کن
وای به حالت اگه نبریمون پناهگاه
همه چی رو برداشتیم. بریم!
- برید بچهها! - زود باشید! منتظر چی هستین؟
بریم! راه بیفت!
- بریم! سریعتر! - این ماشین عن دیگه چیه؟
- خیالت تحت، ردیفش میکنم - وای به حالت اگه نکنی
تف توش! پلیسها!
وایستا!
- همه جا هستن! ردیفش میکنم! - نه، درو ببند!
دزدی ۱۰ سال زندان داره، قتل حبس ابد
برگرد تو!
گفتم بذار خودم ردیفش کنم!
- چه غلطی میکنی؟ - گفتم بذار ردیفش کنم
دیوونهای میگیرنمون
اینو میبینی؟
چی؟ چی...
چی کار میکنه؟
چه غلطی... چه غلطی میکنه؟
احتیاط کنید در حال آغاز شستشو
چه غلطی میکنی؟
ماسکتونو دربیارید و لباستونو عوض کنین
- برید پایین - وای به حالت اگه گند بزنی. قایم شو!
- میخوام رنگش کنی - نارنجی؟
رنگ شانسمه
- حله؟ - آره
خیلی خب
یعنی چی؟
چی شد؟
مگه نگفتم بهم اعتماد کنید، رفقا؟
مراقب اینا باشید فردا ماشینو برمیداریم و میزنیم به چاک
- گرفتین چی شد؟ - آره
- ایول، گند نزدی - معلومه
- این همه پولو میخوای چی کار کنی؟ - مطمئن نیستم
هوم... زن داری؟
خواهر و برادر؟
نه، هیچکس
پدر و مادر؟ بچه؟
نه؟ پس خواهرزاده نداری؟
روالشو که میدونی
آس نیاری مردی
برو بریم
ولم کن ببینم!
چه غلطی میکنین؟ بیاین ازم جداش کنین! چی کار میکنین؟
کمک!
ازم جداش کنین!
مسخرهست! سر کارت گذاشته!
چرت میگه، قسم میخورم نیستم!
شرمنده، سیسکو
چه غلطی میکنی؟
ماسکتونو دربیارین و لباساتونو عوض کنین
- برید پایین - وای به حالت اگه گند بزنی. قایم شو!
خب، بنجامین
- برو تو کارش - حله
پلیس، بفرمایید
من میدونم کسایی که امروز صبح یه ماشین ضدگلوله دزدیدن کجان
- موقعیتشون رو میفرستم - صبر کن، شما؟
فکر کنم از آثار «مانه»ست سال ۱۹۹۰ تو بوستون دزدیدنش
[در تورتونی، امضا: مانه ۱۸۷۵]
از این طرف. بریم! برید تو! برید تو!
پارسال تولد ۷۰ سالگیم نیکولا اینو بهم داد
تولد ۷۰ سالگیم
نه، وایستا!
اون کیفمو دزدید!
وایستا!
بله؟
میتونم کمکتون کنم؟
کیف پولتونو پیدا کردم، جناب
انگار همهش سر جاشه
- هی هی هی، به اون تکیه نده - ببخشید آقا
چه جوری پسش گرفتی؟
شنیدم وقتی طرف فرار میکرد کمک خواستین منم تقعیبش کردم
ترسوندمش، اونم پرتش کرد زمین
چه شجاعتی، آقا پسر!
کار درست رو انجام دادم
فکر کنم یه جایزه حقشه اینطور فکر نمیکنی، هنری؟
خب...
حتماً
۲۰ فرانک؟
- خیلی زیاده - نه خواهش میکنم
فقط باهاش آت و آشغال نخر
خیلی ممنون
- روز خوش - ممنون، خداحافظ
چه مهربون
خب؟
زدیم تو خال
شوخیت گرفته؟ همین یه چسه؟
درس چهارم
هیچوقت چشم از هدفت برندار
وای!
- به نظرت چه قدر میارزه؟ - احتمالاً نزدیک ۳۰۰۰ فرانک
باریکلا باید اعتراف کنم نقشهت عالی بود
منظورت نقشهی لوپنه؟
چه ربطی به لوپن داره؟
توی داستان «تلهی شیطانی»،
لوپن با همدستش سعی میکنن کیف یه مرد پولدارو بزنن
[باز شود]
دو تا راه داری، شب رو زندان بخوابی یا راحت پول دربیاری
انتخابش با خودته
بعدش لوپن کیف پول رو برمیگردونه صاحبش
تا اعتمادش رو جلب کنه البته با یه اسم مستعار
بعدش میتونه یه چیز باارزشتر برداره
بد نبود
بد نبود؟ منظورت اینه چه نابغهای بود؟
خیلی خب بیا بریم. بریم به کلر نشونش بدیم نمیخوام مسابقه از دستم بره
اسم مستعار لوپن چی بود؟
توی «تلهی شیطانی» اسم مستعار لوپن دلانگله
ده امتیاز، شیش تا پاسِ گل
- چه فوقالعاده! - پیشرفت خوبیه
آفرین بهت، عزیزم
- حالتون چطوره؟ - خوبم
بیخیال!
شما؟
فلور بلانژیرم، روزنامهنگار اون منو میشناسه
بهت چی گفته بودم؟
گفتم دست از سر پسرم بردار، خب؟
- برو تو ماشین منتظر باش - چرا؟
- برو تو ماشین بمون! - چی میخوای؟
اذیتم میکنه، چون فکر میکنه اسان زندهست
مزاحمش نشو
هر کاری بخوام میکنم
یه چیزی دارم که مطمئنم براتون جالبه
برای تماس با من زنگ بزنید «نشریهی آبجکتور»
همیشه هستم
خب،
اینم از زندگی من
مرسی از اسان!
به هر حال ممنونم
- خداحافظ - خداحافظ
برو برو برو برو!
سریع تو زمین حرکت میکنه...
اسان، بیا اینجا
راهشو سد میکنه ولی پسش میگیرن
و تورام هد میزنه. نگاه کنید...
تندیس رو دادم ارزیابی هزارتا میارزه
هزارتا؟ چه قدر زیاد!
خوش اومدی. حالا دیگه عضو خانوادهمونی
شوت میکنه و امتیاز میگیره!
آره! ایول!
اسان، تندیس رو چه جوری دزدیدی؟
با این
[اعترافات آرسن لوپن]
این چیه؟
آرسن لوپن، بزرگترین دزد دنیا
لوپن رو بیخیال میخوام زندگی واقعی رو یادت بدم
بیا، با من بیا میخوام درمورد یه چیزی باهات حرف بزنم
بفرمایید
یه نفر به یادتونه، خانوم
از طرف پسرمه
نه، از طرف آقای دلانگله
ئه...
آهان...
شب خوش، اسان
مامانم کجاست؟
نگران نباش، به زودی میبینیش اول نقاشی رو بده
اول مامانم
همین الان که مامانت رو نمیکشیم
اول شکنجهش میدیم
از کجا بدونم زندهست؟
زنگ بزن مامان دیوپ
سانی
- سانی؟ - مامان، اینجام
نگران نباش. حالت خوبه؟
خوبم عزیزم. لطفاً دیگه براشون کاری نکن. من...
بریم
حواست به گوشیت باشه به زودی بهت خبر میدیم، سانی
[دو روز وقت داری]
یه فکری تو سرته
نقاشی رو دنبال کن
ستوان کورنتین، میشنوم چی شده؟
نقاشی رو گرفتم
انگار اصله
آره رفیق، داره جواب میده دارم ردشو میزنم
وایستا وایستا وایستا تو میدون ایتالیا وایستاد
میدونم
تعقیبش کردم
نه
اسان، وایستا
حماقت نکن!
باید بیارمش بیرون
اسان؟
صدامو داری؟
باهم میریم، خب؟
دارم میرم، بن
نه اسان، گوش کن باهم میریم، میشنوی؟ اسان!
ترجمه از « فائزه شاهمرادی » کانال تگرام: @fsh294
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.