All language subtitles for Lupin.S03E01.WEB.FA.DigiMoviez

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ارائه‌ای از وبسایت دیجی موویز ‫.:: DigiMoviez.Com ::.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

‫«ترجمه از امیرعلی_پی‌ام» ‫ .:: Amirali_Subs@ ::.

‫اسمش آری پوئراوا هست که ‫به نام مروارید سیاه هم شناخته میشه

‫این مروارید به جنگ بین فرانسه و ‫تاهیتی در سال 1847 خاتمه داد

‫از نظر ارزش قیمتی نمیشه روش گذاشت. ‫توی موزۀ کوای برنلی منتظرتونن

‫کلانتری مرکزی در صورت برخوردن به ‫مشکلات امنیتی باهاتون تماس می‌گیره

‫- تلفن همراهتون باهاتونـه؟ ‫- بله

‫[ سال 2017 ]

‫- سلام ‫- میکل، خوب گوش کن

‫اگه نشستی تو ماشین بگو هوا خوبه

‫- کی داره صحبت می‌کنه؟ ‫- از کلانتری مرکزی تماس گرفتم

‫اگه سوار ماشین شدی بگو هوا خوبه

‫- هوا خوبه ‫- عالیـه. میکل، اوضاع امن نیست

‫به دلایلی فکر می‌کنیم که ‫رانندۀ ماشینت برای باند خلافکاری کار می‌کنه

‫پروتکل اضطراری در حال انجامـه

‫روال کار رو بلدی. ‫نزدیک میدون تروکادرو پیاده شو

‫سوار مترو شو. ‫برای خودت و مروارید امن‌تره

‫با متروی جنوبی تا آخر خط برو

‫- مامور‌هامون اونجا می‌بیننت ‫- باشه

‫نقشه عوض شد. منو اینجا پیاده کن لطفاً

‫[ مترو ]

‫[ ایستگاه تروکادرو ]

‫نه،‌ نه. امکان نداره!

‫نه!

‫برگرد!

‫جلوش رو بگیرید! دزد! مروارید رو دزدید!

‫« لوپن » ‫" فصل سوم - قسمت اول "

‫[ مارسی ]

‫[ سال 2021 ]

‫سلام. سلام کوچولو.

‫سلام.

‫چطوری فسقلی؟ من برگشتم

‫پسر خوب

‫یک سال بعد از نمایش شاهکار در جشن پلگرینی،

‫معروف‌ترین دزد فرانسه هنوز دستگیر نشده

‫در حالی‌ که پلیس ادعا کرده چندین سرنخ دارد، ‫با این حال کسی دستگیر نشده

‫متخصصان می‌گویند که این ناپدید شدن ‫بدون کمک از هم‌دستی ممکن نبوده

‫یا احتمالاً...

‫هم‌دست من تویی

‫با این‌که سر‌نخ‌های فعلی به نتیجه‌ نرسیده‌اند،

‫همسر سابق اسان دیوپ به نظر متهم می‌باشد

‫او ادعا کرده که از چیزی خبر ندارد

‫ولی با این حال توسط پلیس و ‫رسانه‌ها زیر نظر است

‫ولم کنید! لطفاً ولم کنید!

‫نمی‌دونم کجاست!

‫نمی‌دونم کجاست! چرا نمی‌فهمید؟

‫ولم کنید!

‫خیلی‌خب،‌ ژاک

‫وقشتـه بریم خونه

‫- شب بخیر ‫- شب بخیر

‫[ شماره ناشناس ‫ چتر نارنجی. دو دقیقه دیگه ]

‫کلر؟

‫صبر کن کلر. لطفاً، کلر صبر کن

‫- ولم کن اسان! ‫- من...

‫می‌دونم عصبانی‌ای

‫- می‌دونم تو و رائول چه حسی دارین ‫- آره؟ می‌دونی؟

‫تو چی می‌دونی؟

‫ترس رو می‌شناسی؟ خجالت چی؟

‫می‌دونی چطور مردم بهمون زل می‌زنن؟ ‫این‌که چطور رائول با داد از خواب می‌پره؟

‫- قسم می‌خورم... ‫- نه!

‫ادامه نده چون به خاطر کاری که ‫ کردی متاسف نیستی

‫فقط خفه‌ شو اسان. من صبرم تموم شده

‫می‌تونیم از اینجا بریم کلر. ‫رائول، تو و من

‫از فرانسه بریم، ‫بریم جایی که کسی مارو نشناسه

‫برای یه کشتی باری که ‫48 ساعت دیگه راه میوفته بلیط خریدم

‫می‌دونی همین الان چیو فهمیدم؟

‫تو دیوونه‌ای. کاملاً دیوونه

‫فکر می‌کنی من و رائول همه‌چی رو ‫به خاطر تو ول می‌کنیم؟

‫می‌تونیم با هم باشیم

‫یه خانواده باشیم

‫این‌جوری خانواده نمی‌شیم. ‫این‌جوری فقط فراری‌‌ایم

‫همچین زندگی‌ای رو برای بچه‌ت می‌خوای؟ ‫این‌که دائم از سایه‌اش هم بترسه؟

‫- واقعاً می‌خوای اوضاع رو درست کنی؟ ‫- حاضرم براش هر کاری بکنم

‫باشه

‫خودت رو تحویل پلیس بده

‫تنها راه همینـه

‫فکرم این بود

‫تو قهرمان نیستی اسان

‫تو فقط ترسیدی

‫انتظار داشتی چی بشه؟ ‫این‌که همه‌چی رو ول کنه و دنبالت بیاد؟

‫نه، ولی امیدوار بودم دلش بخواد صحبت کنیم

‫اسان!

‫اصلاً تصور کردی که ‫امسال زندگیش چطور گذشته؟

‫دائم دارن اذیتش می‌کنن و ازش بازجویی می‌کنن

‫- زندگیش جهنم شده ‫- می‌دونم

‫ببین! این هفته سرتیتر تمام خبرها بوده

‫[ همسرش شست‌وشوی مغزی شده؟ ]

‫می‌دونم بن

‫باشه

‫حالا چی؟

‫یه نقشه دارم بن

‫ولی ریسکش زیاده

‫- سختـه. خطرناکـه ‫- از یک تا ده چقدر وضعش خرابـه؟

‫تقریباً دوازده

‫کار بزرگیـه بن

‫ولی آخرین کارمون میشه

‫حتماً همینطوره

‫- همه‌چی با این شروع میشه ‫- مروارید سیاه

‫سر جات بمون!

‫پلیس!

‫از سر راه برید کنار!

‫جلوش رو بگیرید!

‫زود باش!

‫هی!

‫- تکون نخور! ‫- دست نگه‌دارید من پلیسم!

‫من پلیسم!

‫تلاش خوبی بود، ولی این نشان منـه

‫ببریمش کلانتری

‫تنها شکست من

‫خودت می‌دونی که باید اشتباهم رو جبران کنم

‫یه اشتباه رو دو بار انجام نده

‫اگه قراره کامل ناپدید بشم، ‫باید با یه کار خفن برم

‫ای عوضی!

‫[ تحت تعقیب: اسان دیوپ ]

‫قهرمان یا مجرم؟

‫مردم فرانسه هنوز در مورد اسان دیوپ ‫ تصمیمش رو نگرفته

‫بنابر گفته‌های چندین منبع، او سرتاسر فرانسه ‫ در مکان‌های مختلف دیده شده...

‫باورم نمیشه چقدر مردم دیوونۀ این یاروئن!

‫این کلاه‌بردار چندین ماهـه روی صفحۀ اول‌مونـه ‫با این حال هنوز کسی نمی‌دونه کجاست

‫اصلاً... اصلاً هیچی نمی‌تونم بگم. ‫خیلی، خیلی...

‫کل این داستان خیلی احمقانه‌ست

‫یه معما‌ست

‫احمقانه نیست. خواننده‌ها عاشق معما‌ها هستن

‫فرانک، اون فقط می‌خواد خودش رو خوب نشون بده. ‫کاملا مشخصـه.

‫چیزی که مشخصـه اینـه که از وقتی که

‫ خبر تو رو جلد بوده سه ماه می‌گذره، ‫برای همین حسودیت شده

‫می‌دونید من اینجا چی می‌بینم؟

‫دو تا روزنامه‌نگار که دارن رقابت می‌کنن

‫به نظر من که خوبـه

‫ولی قانونش رو می‌دونی. ‫از سرتیتر خوشت نمیاد؟ بهترش رو پیدا کن

‫- ممنون ‫- روز خوبی داشته باشی

‫- ممنون ‫- خدانگهدار

‫کلاه‌تون رو در بیارید لطفاً

‫- من فقط این نامه رو باید تحویل بدم ‫- لطفا کلاه‌تون رو در بیارید

‫بفرما

‫حال‌تون خوبه خانم؟

‫تو...

‫تو شبیه‌ اون یارویی

‫آها، اون یارو رو میگی؟

‫آخ گفتی!

‫داره زندگیم رو نابود می‌کنه. ‫همیشۀ خدا اوضاع همین میشه!

‫حالا تو هم شروع کردی؟ دیگه خسته شدم!

‫خوش‌بختانه من خوشتیپ‌ترم

‫و خب رنگ چشمام فرق دارن

‫چشمام چه رنگی‌ان؟

‫- قهوه‌ای ‫- دقیقاً

‫این دو تا چشم فقط نجاتم میدن. ‫وگرنه تا الان دستگیر شده بودم

‫- میشه امضا کنید؟ ‫- بله، جناب، البته

‫اضطرابتون طبیعیـه

‫اینجا به نظر جایی میاد که ‫اون ازش دزدی کنه

‫اسان دوپ رو میگم

‫نه،‌ ام... دیوپـه اسمش

‫دیوپـه. دوپ نیست

‫اسان دیوپ. درستـه

‫حالا یادم اومد. اسم من میشل بومانتـه.

‫شما؟

‫الیزابت

‫روز خوبی داشته باشی الیزابت

‫- خدانگهدار ‫- خدانگهدار

‫- ممنون آقایون ‫- باعث افتخاره خانم

‫آقا و خانم برانویل

‫خوشحالم که می‌بینمتون

‫- حالتون چطوره؟ ‫- خیلی خوب، ممنونم

‫- خوبیم ‫- عالیـه

‫معمولاً از اینجا میایم پایین. ‫اونور رو می‌تونیم چک کنیم

‫البته خانم. ام...

‫می‌تونید رو من حساب کنید. مشکلی نیست

‫به زودی‌ می‌بینمتون. خدانگهدار

‫خدانگهدار

‫آقای ایمبر، این برای شماست

‫ممنون. راستی ببخشید

‫یه لحظه صبر کنید

‫یه چیزی براتون دارم

‫خدای من!

‫سلام سروان

‫- فرمانده فلیکس از تیم ضربت هستم ‫- سلام فرمانده

‫افرادم دارن سیستم امنیتی رو تقویت می‌کنن

‫منتظر تایید واقعی بودنش نمی‌مونیم؟

‫نه سروان. خطر مثل نارنجک بدون ضامنـه

‫باید قبل از انفجارش خطر رو خنثی کنیم. ‫سرگرد، افرادت رو مستقر کن

‫باید همین الان این ناحیه رو تخلیه کنیم

‫چشم فرمانده

‫«جناب ایمبر عزیز، ‫ امیدوارم این نامه به دستتون برسه

‫در ضمن آرایشگرتون توی جلسۀ روز دوشنبه ‫موهاتون رو خوب رنگ کرده»

‫«دزدیده شدن اموال تجربۀ بدیـه و

‫به نظرم بهتره که طرف آمادۀ این قضیه باشه»

‫«تصور می‌کنم قلب‌تون هم ‫مثل موهاتون ضعیفـه»

‫« فکر کردم که بهتره نذارم شوکه بشید و ‫از قبل بهتون هشدار بدم که

‫قصد دارم مروارید سیاه‌تون رو بدزدم»

‫«در روز جمعه، سوم دسامبر درست در ساعت 10 شب ‫این کار رو خواهم کرد»

‫«پ.ن. اجازه بدید در هر ناراحتی‌ای که ‫ممکنه باعثش بشم باهاتون هم‌دردی کنم»

‫«با نهایت احترام، اسان دیوپ»

‫- مطمئن‌اید خودش نوشته؟ ‫- به شخصه نامه‌ رو به خانم سیمون داده

‫- شما دیدیدش؟ ‫- بله

‫ولی از کجا مطمئنید که دیوپ بوده؟ ‫معمولاً ظاهر مبدل داره

‫بله، البته. ولی خب خیلی ظریف‌کارانه بود

‫اون... لنز رنگی تو چشمش گذاشته بود. ‫چشم‌هاش قهوه‌ای بودن

‫قهوه‌ای؟ خب چشم‌های خودش هم قهوه‌این

‫اون...

‫گفت اسمش... میشل بومانتـه

‫درستـه. باید این موضوع رو یه راز نگه داریم

‫هیچکس نباید بدونه دیوپ برگشته

‫- فهمیدید؟ ‫- متوجه شدیم

‫- میشه تصاویر دوربین مدار‌بسته رو ببینیم؟ ‫- ام، بله. اون‌ها...

‫- میشه دوربین رو عوض کنید؟ ‫- البته

‫اونجا!

‫خیلی جرئت داره

‫یک سال ناپدید میشه و بعد دوباره برمی‌گرده

‫داره سر به سرمون می‌ذاره

‫کدوم دزد دعوتت می‌کنه به مراسم دزدیش؟

‫توپ رو پاس بده!

‫جلوش رو بگیر، مسدودش کن!

‫برو، برو، برو!

‫- مربی خطا بگیر! ‫- چی؟

‫کارش خطا بود

‫- هوی، هوی! ‫- بچه نباش دیوپ

‫خطا بود. پرتاب آزاد

‫- بلد نیستی پرتاب کنی ‫- هی!

‫- بازی بلد نیستی دیوپ. قراره برینی ‫- هیچی حالیت نیست

‫یالا ترسو. نگران نباش. ‫ مطمئنم پدرت از اون بالا داره نگات می‌کنه

‫بس کنید!

‫اوه راستی ببخشید. ‫ پدرت اصلاً بهت اهمیت نمیده.

‫هوی،‌هوی، هوی!

‫بس کنید!

‫- خیلی احمقید ‫- همیشۀ خدا این کارِتونـه

‫- تقصیر ما نیست ‫- نیومدم اینجا بچه‌داری کنم!

‫واسه این کارا زیادی بزرگ شدید!

‫بنجامین!

‫سلام اسان

‫تعطیلات مدرسه رو می‌خوای چی‌کار کنی؟

‫بنجامین! یالا!

‫پاول دعوتم کرده به خونه بیرون شهرشون

‫تصمیم داری بری؟ تو که از پاول بدت میومد

‫والدین‌مون با هم دوستن. چاره‌ای ندارم

‫باشه، خب...

‫پس خوش بگذره

‫اسان...

‫صبر کن!

‫هی!

‫یه لحظه ببخشید. اسان!

‫تو مونتروی زندگی می‌کردی،‌ درستـه؟

‫تو خیابان رزیستانس؟

‫بله، با پدرم. چطور؟

‫مستاجر جدید باهام تماس گرفته. ‫نامه‌تون دستشـه

‫- ازت خواست بری بگیریش ‫- احتمالاً هرزنامه‌ست

‫- می‌تونه بندازتش دور ‫- گفت نامه‌ها از سنگالـه

‫- از سنگال؟ ‫- آره، نامه‌های خانوادتن

‫یه چیزی تو همین مایه‌ها

‫ممنون. خیلی ممنون

‫بسه، دیگه کافیه!

‫تمرین تموم شد!

‫- واقعاً؟ ‫- جدی میگید؟

‫هر کسی که می‌شناسی تنهات می‌ذاره

‫هی! دم در وایسا

‫بذار حدس بزنم. دیوپ برگشتـه

‫درستـه

‫- همه‌چی رو بهم بگو ‫- یه لحظه وایسا

‫- بهم بگو دیگه ‫- این دیگه پروندۀ تو نیست

‫اینجوری نکن. ‫ می‌دونی این پرونده برام فرق داره

‫برای همین اومدی اینجا، درست نمیگم؟

‫پس بگو، کجاست؟ ‫چیکار کرده؟ بگو دیگه!

‫اینو داده به یه جواهر‌فروش تو میدان واندوم

‫و شخصاً هم این کار رو کرده

‫«جناب ایمبر عزیز،

‫ امیدوارم این نامه به دستتون برسه ‫در ضمن آرایشگرتون توی جلسۀ روز دوشنبه...»

‫«دزدیده شدن اموال تجربۀ بدیـه و ‫ به نظرم بهتره که طرف آمادۀ

‫همون یاروئـه، هنوز کارش حرف نداره

‫چیزی دستگیرت شد؟

‫بذار توضیح بدم

‫لوپن معمولاً قبل از دزدی ‫ یه نامه برای قربانیش می‌فرسته

‫نامه رو بیار

‫اینجا رو ببین. آخر نامه‌ش

‫«اجازه بدید در هر ناراحتی‌ای که ‫ممکنه باعثش بشم باهاتون هم‌دردی کنم»

‫«لطفا عذرخواهی صمیمانه‌ام رو قبول کنید. ‫با نهایت احترام، اسان دیوپ»

‫با اعلام کردن دزدی، ‫ما مجبور می‌شیم دستمون رو کنیم

‫که باعث میشه مروارید بیشتر از این...

‫با‌ارزش بشه

‫آره

‫این نامه تنها چیزیـه که داده؟

‫آم، نه

‫یه اسم جعلی هم گفته. بومانت

‫- میشل بومانت؟ ‫- آره. تو از کجا می‌دونی؟

‫توی کتاب در بلورین بطری اسم مبدلش این بود

‫چرا همش داره به لوپن اشاره می‌کنه؟

‫چون داره باهامون بازی می‌کنه

‫همیشۀ خدا کارش همینـه

‫همیشه یه قدم از ما جلوتره

‫- کی دیگه راجع به نامه می‌دونه؟ ‫- هیچکس

‫به این نگاه کنید!

‫به این میگن خبر دست اول. توجه کنید

‫فلر یه روزنامه‌نگار واقعیـه. ببینید و یاد بگیرید

‫مارگو، این نامه فردا میره رو صفحۀ اول

‫نمی‌دونم چطور انجامش دادی ‫ ولی کارت خیلی خوب بود

‫- ادامه بده ‫- ممنون

‫آفرین فلر!

‫هووو!

‫اون برگشته! در نامه‌ای که امروز روی جلد

‫نشریۀ آبجکتور منتشر شد

‫معروف‌ترین دزد فراری فرانسه اعلام کرد

‫که قراره مروارید سیاه رو بدزده

‫جواهری باارزش که در جنگ فرانسه و ‫تاهیتی در سال 1846 به غنیمت گرفته شد

‫دیوپ زمان و مکان دزدی بعدی رو اعلام کرده

‫سوم دسامبر راس ساعت 10 شب در میدان واندوم

‫خب،‌ آقای دیوپ، ‫ اگر دارید برنامه رو تماشا می‌کیند

‫از مهربونی‌تونـه که قبل از کار بعدی‌تون ‫به فرانسه هشدار دادید

‫- ما اونجا خواهیم بود ‫- خدای من. واقعاً عالی شد

‫قراره خیلی شلوغ بشه

‫سیلوان،‌ نقشه‌ها و ‫ نقاط دسترسی کل ساختمون‌ها و

‫دسترسی به دوربین‌های میدان واندوم رو می‌خوام

‫کل اون منطقه رو ببندین!

‫مکس به فرمانده تیم ضربت زنگ بزن. ‫ در بیشترین حد آماده باش هستیم

‫چشم حتماً

‫اگه دیوپ بخواد خودش رو نشون بده، ‫آماده دستیگیریش خواهیم بود

‫اینو قبلاً هم ازتون شنیدم

‫تو این مکان 43 تا دوربین داریم

‫یکی هم این جاست

‫توی هر اتاق سنسور حرکتی داریم

‫چندتا راه خروجی؟

‫با راه‌پله خدماتی میشه شش‌ تا

‫- رمز ورودی هم هست؟ ‫- یه رمز 4 رقمی

‫- برای تمام در‌ها یکیـه ‫- باید عوضش کنید

‫هفتگی عوضش می‌کنیم

‫از وقتی نامه رو گرفتید عوضش کردید؟

‫همین الان عوضش می‌کنم

‫آقای ایمبر، این احتمال وجود داره که ‫اسان دیوپ قبلاً اومده باشه اینجا

‫شاید هم الان داره تماشامون می‌کنه

‫خطر جدیـه آقای ایمبر. ‫این نامه رو ساده نگیرید

‫این طبقه واقعا مرتفعـه

‫- ما که طبقۀ دوم‌یم ‫- آره، ترس از ارتفاع بد دردیـه

‫خیلی‌خب

‫هرچقدر که به مرکز اتاق نزدیک‌تر بشید

‫ارزش وسایل نمایش‌داده شده بیشتر میشه

‫برای همینـه که مروارید درست توی مرکزه

‫ارزشش از تمام جواهرات‌مون با هم بیشتره

‫مروارید سیاه باید پشت شیشۀ ضدگلوله باشه

‫ما کارمون از این چیزا بهتره. ببین

‫[ نمایشگاه مرکزی ‫آزیر فعال شد ]

‫اگه به این پرتو‌های نور دست بزنید...

‫[ آژیر غیر فعال شد ]

‫خوبه، سیستم بی‌نقصیـه. ‫به افرادم میگم این اتاق رو پوشش بدن

‫- عه؟ چند نفر؟ ‫- به اندازه کافی، آقای ایمبر

‫بهتون اطمینان میدم ‫ کسی به مرواریدتون دست نمی‌زنه

‫صحبت آبروی کشور در میانـه

‫د.‌ـیجـ.ــــی مـ.وویـــــز

‫چیـه؟

‫منو یاد مادرت می‌ندازی

‫اگه امشب بیاد، از دستمون در نمیره

‫باید یه چیزی رو نشونت بدم

‫الان برمی‌گردم

‫- رمز در‌ها رو داری؟ ‫- ایمبر بهم دادتش

‫- اینجا چخبره؟ ‫- به خاطر دیوپ اومدن

‫رابین هود لعنتی

‫رابین هود چیز‌هایی که می‌دزدید رو ‫ به فقرا می‌داد

‫دیوپ براشون انتقام می‌گیره

‫نه، نه، این سری دیگه نه. نه

‫سرگرد از تو افرادت می‌خوام که حرکت کنید

‫- بریم! ‫- اسان دیوپ!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫برید!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ! ‫اسان دیوپ! اسان دیوپ! اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫هیچوقت فکر نمی‌کردم چنین چیزی رو بپرسم ولی ‫به نظرت بهتر نیست رمان‌ها رو بخونم؟

‫چی داری میگی؟ چه رمانی؟

‫رمان‌های آرسن لوپن رو می‌گم

‫«لوبار»؟

‫اسمش رو نشنیدم

‫گدیرا دارم جدی حرف می‌زنم. نذار التماس کنم!

‫خیلی طول کشید تا التماس کنی. ‫بذار توضیح بدم.

‫اگه می‌خوای بگیریش، ‫باید لوپن رو بشناسی

‫- چی‌ می‌خوای بدونی؟ ‫- تو بهم بگو

‫دارم سعی می‌کنم حرکت بعدیش رو بفهمم

‫نه، نمی‌فهمی، ‫نمی‌تونی این کار رو بکنی

‫- اون یارو کلاه‌برداره ‫- اینجوری کمکی نمی‌کنی

‫ازت می‌خوام فکر کنی و ‫بگی که قراره چطور موفق بشه

‫چیزی به فکرم نمی‌رسه. ‫احتمالاً سعی می‌کنه حواستون رو پرت کنه

‫توی میدون؟ غیر ممکنه!

‫اون دزد با شخصیتیـه. یه راهی پیدا می‌کنه

‫مگه این‌که همین الانش هم ‫مروارید رو دزدیده باشه

‫- الان جدی‌ای؟ ‫- این کار به لوپن می‌خوره

‫این مروارید اصلیـه؟

‫البته که هست. چرا می‌پرسید اصلا؟

‫هیچکس بدون اطلاع‌تون عوضش نکرده؟

‫وقتی که من اینجام؟ غیر‌ممکنـه

‫مروارید رو هنوز ندزدیده

‫تو سال 2017، یه یارویی سعی کرد بدزدتش

‫مروارید رو پس گرفتیم ولی طرف فرار کرد

‫مشخصات طرف شبیه دیوپ بود

‫و اگه خودش بوده باشه، ‫به این معنیه که این تنها شکستش بوده

‫باشه، تیم ضربت همه‌چی رو ‫از نزدیک تحت نظر می‌گیره

‫باشه

‫صدها نفر به امید این‌که لحظه‌ای

‫تحت‌تعقیب‌ترین فراری فرانسه ‫ رو ببینند آمده‌اند

‫اگه این کار رو همونطور که ‫ در صفحات مجازی اعلام کرد انجام بده

‫می‌تونیم شجاعانه‌ترین

‫دزدی تاریخ رو شاهد باشیم

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ! ‫ اسان دیوپ!

‫اسان دیوپ!

‫تو دیگه چه خری‌ای؟

‫دیوپ. اسان دیوپ

‫قبلاً اینجا زندگی می‌کردم

‫ممنون

‫«به سانی بگو مامان دوستش داره،

‫ولی بدونِ من زندگیش بهتره»

‫مامان

‫پول‌هات رو رد کن بیاد!

‫داداش این لباس‌های کسشعر چیه؟

‫- برونو! ‫- ببخشید ترسوندمت؟

‫از کی تا حالا اینقدر ترسو شدی؟

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره

‫یالا بریم، مسابقه‌ رو از دست می‌دیم‌ها

‫فرانسه داره عالی بازی می‌کنه. ‫امکان نداره ببازیم

‫یک بار دیگه به هنری پاس میده

‫داره وسط میدان دریبل می‌کنه و ‫به سمت دروازه حرکت می‌کنه

‫میره و شوت می‌زنه

‫و راه توپ سد میشه!

‫توپ در مالکیت‌شونـه و ‫دارن سمت دروازه حرکت می‌کنن

‫تمام فرانسه منتظر نتیجۀ این بازی هستن

‫این بار تیری ستارۀ این مسابقه بوده و

‫تمام گل‌های تیمش رو به ثمر رسونده

‫دو تا گل زده و دنبال هتریکـه

‫- هانری مجدد توپ رو می‌گیره ‫- اوه!

‫توپ دست تیری هانریـه و ‫داره سمت دروازه میره، شوت می‌زنه!

‫گل!

‫- آره! ‫- این گل پیروزی بخش بود!

‫- آره! ‫- فوق‌العاده بود! مجدد تیری...

‫مرسی تیری

‫مرسی!

‫... و فرانسه به فینال جام جهانی میره!

‫- هی! ‫- چیه؟

‫میشه پیش شما بمونم؟ فقط چند روز

‫... پیروزی برای فرانسه. ‫تماشاگران پرشور هستند

‫معلومه می‌تونی پسر

‫می‌تونید اشتیاق مردم کشورمون رو حس کنید

‫- سروان بلکاسم، همه‌چی مرتبه ‫- آژیر و حفاظ‌ها رو فعال کنید

‫آزیر خطر فعال شد

‫بریم آقای ایمبر

‫اسان دیوپ! ‫ اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫[ اسان کمتر از 1 درصد شما درآمد داره ]

‫- اگه بخواد رئیس‌جمهور شه بهش رای میدم ‫- شما می‌خواین یه دزد رئیس‌جمهور شه؟

‫اون دزد نیست، بقیه هستن!

‫این‌ همه پلیس واسه یه آدم؟ ‫هیچوقت نمی‌‌تونن بگیرنش

‫شما به چه چیزی از اسان دیوپ علاقه‌مند شدید؟

‫اون صدای مردمـه! اون رفیق منـه!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫[ نفر بعد کیـه؟ ]

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ! اسان...

‫خیلی‌خب، ممنون

‫پایین اوضاع مرتبـه

‫ده! نه!

‫هشت! هفت!

‫شش!

‫پنج!

‫چهار!

‫سه!

‫دو!

‫یک!

‫صفر!

‫[ دیوپ: دزدی میدان واندوم ]

‫هووف!

‫نه، نه، نه، نه، نه!

‫در رو باز کن! رمز رو بزن!

‫داریم میایم

‫بدو عجله کن!

‫برو، برو، برو، برو!

‫کجاست؟ یالا، تکون بخورید! برید! ‫راهرو‌ها رو چک کنید، راهرو‌ها! برید

‫چه اتفاقی افتاد؟ مروارید کجاست؟

‫سلام!

‫عیرممکنه! ماسکت رو در بیار!

‫لعنتی! باید همین نزدیکی‌ها باشه

‫تو، ماسکت رو در بیار!

‫چی...

‫ولی...

‫ببین

‫اونجا! ولی...

‫خروجی‌ها رو چک کنید! ‫طبقات بالا هم همینطور!

‫چی‌شده؟

‫یه سربازی داره با رمز درها به ‫سمت دفتر من میره!

‫- چی؟ داری جدی میگی؟ ‫- دارم می‌بینمش الان

‫ویدال! دیوپ طبقۀ بالاست! یالا!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ! ‫اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫- اونجا، اونجا! ‫- برو، برو، برو

‫یالا عجله کنید!

‫میشه عجله کنی؟

‫بذار خودم رمز رو بزنم احمق!

‫یالا در رو باز کن!

‫آقای ایمبر رمز رو تازه عوض کردید. عجله کنید!

‫- منتظر چی‌ای دیگه؟ ‫- من که تعمیرکار نیستم!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ! اسان...

‫دیوپ!

‫همه نیرو‌ها به حیاط برن! همین الان!

‫تکون نخور! تکون نخور! مقاومت نکن!

‫گفتم تکون نخور!

‫پاهات رو باز کن! مقاومت نکن!

‫- دستت رو بده! ‫- باید دستگیرت کنیم!

‫دستت رو بده!

‫بریم

‫همۀ نیرو‌ها به گوش، ‫داریم از در جلویی خارج می‌شیم

‫- مروارید سیاه... ‫- تنها شکست من

‫بذارید بره! اسان دیوپ رو آراد کنید! ‫ بذارید بره!

‫اسان دیوپ رو آزاد کنید! ‫بذارید بره! اسان دیوپ رو آزاد کنید!

‫این‌جاست!

‫اسان دیوپ رو آزاد کنید! ولش کنید! ‫ اسان دیوپ رو آزاد کنید! بذارید بره!

‫اسان دیوپ رو آزاد کنید! بذارید بره!

‫اسان دیوپ رو آزاد کنید! بذارید بره!

‫اسان دیوپ رو آزاد کنید! ‫ اسان دیوپ رو آزاد کنید! بذارید بره!

‫بذارید بره! اسان دیوپ رو آزاد کنید!

‫ بذارید بره! اسان دیوپ رو آزاد کنید! ‫ بذارید بره! اسان دیوپ رو آزاد کنید!

‫ بذارید بره! اسان دیوپ رو آزاد کنید! ‫ بذارید بره! اسان دیوپ رو آزاد کنید!

‫و حالا در خبر بعدی،

‫در مورد شخص محبوبی بحث می‌کنیم...

‫[ سه روز قبل ]

‫برونو اینجاست؟

‫- میشه بیام تو؟ ‫- خیلی جرئت داری اومدی اینجا

‫نمی‌دونم چیکار می‌کنی و ‫برام هم مهم نیست. بیا تو

‫مرسی

‫بشین. زود میاد

‫قهرمان یا مجرم؟

‫مردم فرانسه هنوز در مورد اسان دیوپ ‫ تصمیمش رو نگرفته

‫بنابر گفته‌های چندین منبع،

‫او سرتاسر فرانسه ‫ در مکان‌های مختلف دیده شده...

‫پلیس مشغول انجام هرکاری که ‫ از دستش بر بیاد، می‌باشد

‫از جمله بررسی تمام سرنخ‌ها، ‫حتی سرنخ‌هایی که فقط مشکوک می‌باشند،

‫با نگاه کردن به مناطق خارجی، ‫پلیس احتمال این موضوع که

‫او از کشور خارج شده را می‌دهد

‫متاسفانه، این موضوع مساحت ‫مورد نیاز به بررسی را افزایش می‌دهد

‫با این‌حال خیلی‌ از متخصصان باور دارند که ‫اسان هنوز در فرانسه می‌باشد

‫کار او به عنوان یک دزد هنوز پایان نیافته

‫سلام برونو

‫اومدم که بدهیم رو صاف کنم. ‫برات یه پیشنهاد دارم

‫خب نقشه اینـه. ‫فردا سر صبح،

‫بیا منو توی میدان واندوم ببین

‫بنجامین فرل رو یادت میاد؟

‫- سلام برونو ‫- سلام

‫برو

‫داخل ستون میدون مکان عالی‌ای برای مخفی شدنه

‫ببین

‫هدفون تو گوشی

‫بیا. برای توئـه

‫ارتباطت رو حفظ کن باشه؟

‫لباست

‫قراره نقش فرمانده ضربتی رو بازی کنی که ‫تازه انتقالی گرفته

‫- سلام فرمانده فلیکس از تیم ضربت هستم ‫- سلام فرمانده

‫کنترل عملیات رو به دست بگیر

‫افرادم دارن سیستم امنیتی رو تقویت می‌کنن

‫منتظر تایید واقعی بودنش نمی‌مونیم؟

‫نه سروان. خطر مثل نارنجک بدون ضامنـه

‫طبیعی رفتار کن. ‫بهت شک نمی‌کنن

‫باید قبل از انفجارش خطر رو خنثی کنیم. ‫سرگرد، افرادت رو مستقر کن

‫چشم فرمانده

‫هرچقدر دروغ شاخ‌دارتر‌باشه، ‫بیشتر باورش می‌کنن

‫می‌خوام همه‌چی رو راجع به ‫سیستم امنیتی‌شون بدونم

‫تو گوش و چشم من میشی

‫- آماده‌ای فرمانده؟ ‫- آره

‫اگه صدام رو می‌شنوی نشانت رو تنظیم کن

‫خیلی خوبه. برو تو

‫سراغ مدیر رو بگیر، آقای ایمبر

‫تو این مکان 43 تا دوربین داریم

‫یکی هم این جاست. ‫توی هر اتاق سنسور حرکتی داریم

‫چندتا راه خروجی؟

‫با راه‌پله خدماتی میشه شش‌ تا

‫- ازش درمورد کدها بپرس ‫- کد امنیتی هم دارید؟

‫یه کد چهار رقمی، برای تمام درها یکیه

‫- باید عوضش کنید ‫- همین الان باید عوضش کنید

‫ الان عوضش می‌کنم

‫بگو شاید قبلاً اومده باشم اونجا

‫این احتمال وجود داره که ‫اسان دیوپ قبلاً اومده باشه اینجا

‫ شایدم داره همین الان تماشامون می‌کنه. ‫خطرش جدیه، آقای ایمبرت

‫این موضوع رو ساده نگیرید

‫حله، بچرخ

‫لعنتی

‫اوه، این طبقه ارتفاعش زیاده

‫این طبقه واقعا مرتفعـه

‫ما که طبقۀ دوم‌یم

‫یارو احمقه؟

‫آره، ترس از ارتفاع بد دردیـه

‫[ کد عوض شد ]

‫مروارید سیاه اینجاست

‫در مرکز

‫ارزشش از کل جواهرات دیگه باهم بیشتره

‫اونا با لیزر از مروارید مراقبت می‌کنن، ‫ اما همچین چیزی رو نباید بدونی

‫ بگو بذارنش پشت شیشۀ ضدگلوله

‫مروارید سیاه باید پشت شیشۀ ضدگلوله باشه

‫ما کارمون از این چیزا بهتره. ببین

‫هر چی بیشتر به مروارید علاقه نشون بدی، ‫ اون بیشتر بهت اعتماد می‌کنه

‫بهش بگو حفاظت از ‫مروارید یه موضوع شخصیه برات

‫نه صبر کن

‫بهش بگو آبروی فرانسه در معرض خطره

‫بهت که گفتم، هر چی دروغ شاخ‌دارتر باشه...

خوبه، سیستم بی‌نقصیـه

‫به افرادم میگم که این اتاق رو پوشش بدن

‫- عه؟ چند نفر؟ ‫- به اندازه کافی، آقای ایمبر

‫بهتون اطمینان میدم ‫ کسی به مرواریدتون دست نمی‌زنه

‫صحبت آبروی کشور در میانـه

‫بهم توضیح بده چرا باید یه کپی از نامه رو برای آبجکتور می‌فرستادم؟

باید میدون رو از مردم پر کنیم

‫بهترین راه برای اعلام مهمونیت چیه؟ ‫ فرستادن دعوتنامه

‫‫به این نگاه کنید! ‫به این میگن خبر دست اول

‫نمی‌دونم چطور انجامش دادی ‫ ولی کارت خیلی خوب بود

‫ممنون

‫اخبار رو فراموش نکن، کلی بیننده هست

‫خب،‌ آقای دیوپ، ‫ اگر دارید برنامه رو تماشا می‌کیند

‫قبل از کار بعدیتون به فرانسه هشدار می‌دید

‫ما اونجا خواهیم بود

‫اسان دیوپ!

‫تحت‌تعقیب بودن مزایای خاص خودشو داره

‫- می‌خوام خودت و افرادت وارد شین ‫- بزن بریم!

‫اسان دیوپ! اسان دیوپ!

‫بخش اول. ما از جمعیت استفاده می‌کنیم تا ‫به تیم ضربت نفوذ کنیم

‫بدون اینکه کسی بفهمه

‫برید، برید، بجنبید

‫ده!

‫نه! هست!

‫هفت!

‫شیش! پنج!

‫چهار!

‫سه!

‫دو!

‫یک!

‫صفر!

‫چه اتفاقی افتاد؟ مروارید کجاست؟

‫نمی‌دونم، نیستش

‫عیرممکنه! ماسکت رو در بیار!

‫لعنتی! باید همین نزدیکی‌ها باشه

‫بخش دو. خودمون فرار می کنیم

‫با استفاده از کد درست،

‫تو می‌تونی هر دری رو باز کنی

‫و اگه حوصله مهمون‌های ناخونده رو نداری...

‫فقط کافیه که کد رو عوض کنی

‫- منتظر چی هستی؟ ‫- من که تعمیرکار نیستم!

‫وقتی میگم کار نمی‌کنه یعنی کار نمی‌کنه!

‫من تا دو دقیقه دیگه به محل قرارمون می‌رسم

‫آقای ایمبر رمز رو تازه عوض کردید. عجله کنید!

‫و در نهایت، بخش سوم...

‫آهای تو، بی‌حرکت، بی حرکت ‫مقاومت نکن

‫گفتم بی‌حرکت! پاهاتو باز کن

‫- مقاومت نکن ‫- دستتو بده من

با یه نمایش بزرگ می‌زنیم بیرون

‫- بزن بریم ‫- ما از در جلویی خارج می‌شیم

آزادی برای اسان دیوپ! آزادی

‫جمعیتی که کمک کردن وارد شیم حواس پلیس رو پرت می‌کنن

‫اونا مارو می‌بینن، اما خیلی دقت نمی‌کنن

‫ما تعظیم آخرمون رو می‌کنیم

‫و پرده‌ها کشیده میشه

‫اسان دیوپ!

‫ما عاشقتیم!

‫تو دیوونه‌ای اسان!

‫- باورم نمیشه انجامش دادیم! ‫- کارتون عالی بود بچه‌ها

‫حالا که پولت رو دادم، فکر می‌کنی خواهرت ازم متنفر می‌مونه؟

‫خوشحال می‌شیم دیگه هیچ‌وقت نبینیمت

تو اینجا باید پیاده شی

‫بیا به اونجایی که گفته بودم

یک نفر در پشت‌بام‌های اطراف میدان واندوم دیده شد

‫صبر کنید، اسان دیوپـه!

‫ما موقعیت ماشین منتقل‌کننده‌اش رو نداریم. هویتش رو تایید کنید

‫گمش کردم، داره فرار می‌کنه

‫داریم پشتیبانی می‌فرستیم

‫ارائه‌ای از وبسایت دیجی موویز ‫.:: DigiMoviez.Com ::.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

‫ ‫«ترجمه از امیرعلی_پی‌ام» ‫ .:: Amirali_Subs@ ::.

‫یکی از رو سقف افتاد!

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.