Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...خیلی وقت پیش، در قسمتی از تاریخ که کاملا ناشناخته مونده
در کوهستانی هزاران مایل اون ور تر از تمدن
.پسر تنهایی زندگی می کرد که با طبیعت خو گرفته بود
"بولما و سون گوکا"
دنیای اینمه تقدیم میکند TEAM A
www.fourms.animworld.net
Kingofhell & Saboteur کاری از
خلی خب! تمام کاری که باید میکردم جمع کردن هیزم بود
...من واقعا گرسنمه
...باید یه جایی همین اطراف باشه
!پدر بزرگ! من میرم غذا پیدا کنم
عجیبه، قسم می خورم که دیدم داشتی می درخشیدی ...
پدربزرگ! الان کاری کردی؟
عجیبه
.آه خوب
چرا من اینقدر احساس گرسنگی می کنم ؟
من که دیروز یه خرسو خوردم...
یوهووووووو
هممممممم
چه حالی میده
خودشه! باید چند تا ماهی بگیرم
وقته خوردنه
انجامش دادم
چه صید خوبی
این صدای چیه؟
زدمش
اون زندست
جونور بد ذات! می خواستی غذای منو بدزدی ، مگه نه؟
خوب، من بهت اجازه نمی دم
اگه غذای منو میخوای، پس باید با من بجنگی
چطور جرات می کنی، هیولا
هاه؟ یه دیو عجیب و غریب از جونوره اومد بیرون
دیوونه احمق
این چیه؟ جادوی سیاه؟!
چی! چرا نمردی؟
احمق نباش ! من به این راحتیها نمیمیرم
بدن من به محکمی فولاده
اشهدتو بخون! دیو بد ذات
دیو؟!
وایسا! من دیو نیستم ! من انسانم!
انسان...؟
معلوم نیست ؟ خوب نگاه کن ! دیدی؟
همون جا وایسا
تکون نخور
تو انسانی؟
معلومه که هستم
تو شبیه من نیستی ، تو نرمی و ضعیف به نظر میای
خوب ، بس کن،من دخترم!
دختر؟ تو دختری؟
چه احمقی
تو تو زندگیت دختر ندیدی؟
نه. به جز خودم و بابا بزرگم تو اولین ادمی هستی که میبینم
بابا بزرگ بهم گفته اگه دختری رو ملاقات کردم، باید باهاش مهربون رفتار کنم
نصیحت خوبیه
پس با پدر بزرگت زندگی می کنی؟
اون خیلی وقت پیش مرد
چکار میکنی ، منحرفه کوچولو؟
دخترا دم ندارن؟
چقدر عجیب
حرف زدن بی فایدست
اون فکر می کنه با دم با حال تر می شه؟
این حیوون تو رو گرفته بود یا یه اتفاق دیگه ای افتاده؟
این حیوون نیست! ماشینه
از پدر بزرگم درباره ی ماشینها شنیده بودم ، اما واقعا ماشینا این شکلین؟
تو واقعا نسبت به هیکلت خیلی قوی هستی؟
بابا بزرگ منو تمرین داده!
اوه! اگه تو اینو میرونی، حتما از شهر اومدی؟
اره
بسیار خوب! بیا خونه من
چونکه دختری من برات غذا درست میکنم
ص..صبر کن یه لحظه
اون پایینتر از این مسیره، پس به این معنی نیست که این پسر اونو داره...؟
اگه اینطوره ، پس قدرتش به سهولت قابل استفاده است ، هرچند این پسر عجیب غریبه...!
مشکل چیه؟ نمی خوای برات غذا درست کنم؟
دارم میام
اما کارای مسخره نداریم
چه کاری؟
خوب ، خودت میدونی...
درسته
این اولین باریه که دختر میبینه ، بنابراین چیزی در موردش نمیدونه
تو واقعا عجیبی
اوه خیلی خوب! دنبالم بیا
راستی ، اسمت چیه؟
گوکو! سان گوکو
اسمت تو چیه؟
آه؟ من ؟
اهوووم
بولما
بولما؟
چه اسم خنده داری
بخاطر همین نمی خواستم بهت بگم
بولما
نگاه ، منم ازش خوشم نمیاد، خودتم فهمیدی
از بچه ها متنفرم
همینجا وایسا
پدر بزرگ...
موضوع چیه؟
پ...پدربزرگ داره حرف میزنه!
من فکر می کردم پدر بزرگت مرده...
اینجاست! دراگون بال
تکون بخور
هی! به پدر بزرگ دست نزن
پدر بزرگ...؟ این؟
آره! این تنها یادگاری از اونه
دخترا اجازه ندارن بهش دست بزنن
نگاه!اون داره میدرخشه! مثل اینکه داره از روی هیجان حرف میزنه
!اولین باره میبینم داره این کارو میکنه
اوه خوب،فکر کنم باید اجازه بدم تو این راز رو بدونی
ببین
این پدر بزرگه! تو دوتا پدر بزرگ داری؟!
اینا پدر بزرگ نیستن، اینا دراگون بال هستن
دراگون بال...؟
آره! دراگون بال تو داره به این دوتا که اینجا هستن واکنش نشون میده
ماله خودتو بزاری کنار اونا
باشه...
میبینی؟
من این توپ رو تو انباره خونم پیدا کردم
من تو فکر بودم اینا چی هستند پس شروع به تحقیق کردم
و فهمیدم که اونا واقعا شگفت انگیزن
چه چیزه خارق العاده ای در موردشون وجود داره؟
از من میخوای بهت بگم؟
اهووووم
خیلی خب
اینجاست
پس این دراگون بال افسانه ایه؟
پس من فقط میتونم کلمات رو توش نجوا کنم، درسته؟
نه هین؟
هرچند این دراگون باله ، اما به تنهایی کاملا بی استفاده است
چی!؟
...پیلاف ساما. هفتا دراگون بال کلا وجود داره
هفت تا ، ها...؟
زمانی که هر هفت دراگون بال دور هم جمع شن
شن لانگ-ارباب اژدهاها-ظاهر میشه
اگه تو در اون لحظه دعا کنی
در اون لحظه ارباب اژدهاها یک ارزوتو براورده میکنه.
هر آرزویی؟ باور نکردنیه
من می تونم از دراگون بالها برای حکم رانی بر جهان استفاده کنم
واووو
هر ارزویی به حقیقت می پیونده اگه تو هر هفت دراگون بال رو داشته باشی؟
من شنیدم یکبار یه نفر همشونو جمع کرد و پادشاه شد
اما این ماله خیلی وقت پیشه
پس این طور به نظر میاد که اونها از ان زمان از هم جدا شدن
پس تو داری سعی میکنی همشونو جمع کنی؟
خیلی سخته، اما ده روزه قبا بالاخره موفق شدم این توپ پنج ستاره رو پیدا کنم
تو یه دره در شمال
پدر بزرگ چهار ستارست
چی اینو چهار ستاره کرده
من قبلا میدونستم ارزوم چیه
سخته که از یک منبع نامحدود توت فرنگی بگذری
اما من میخوام بجاش آرزو کنم یه دوست پسر خوشگل داشته باشم
پس من میتونم توپ چهار ستاره رو داشته باشم؟
به هیچ وجه
پدر بزرگ اینو بهم داده
مفت خور
زود باش، تو نمیتونی ازش استفاده کنی
اوه، گرفتم! فهمیدم تو چی می خوای
نظرت درباره ی این چیه؟ میتونی بهش دست بزنی اگه دوست داری
من نمی خوام به باسن کثیفت دست بزنم
کثیف نیست! تو چقدر گستاخی
آره، تو چرا کمکم نمی کنی بقیه ی دراگون بال ها رو پیدا کنم؟
پدر بزرگت بهت گفته بود که با دخترا مهربون باشی، درسته؟
پیدا کردن دراگون بالها؟
بعدشم ،تو که کاری نداری اینجا انجام بدی
و این وظیفه ی تو به عنوان یه مرده که به جاهای گوناگون بری و خودتو تمرین بدی
تو فکر می کنی اگه تمرین کنم می تونم مثل پدر بزرگ قوی شم؟
البته
همه چیزی که تو دیدی همین کوهستانه درسته؟
تو تا حالا اقیانوس رو ندیدی ، دیدی؟
اونجا شهرهایی است که خیلی آدم توشون زندگی میکنه
و حتی ممکنه که دایناسورها و هیولاها رو ببینی
جالب بنظر میاد! فکر کنم می خوام بیام
عالیه! پس تصویب شد
اما تو توپ منو نمی گیری
خودم نگهش میدارم
...خیله خوب، وقتی که بقیه رو پیدا کردیم ازت قرضش میگیرم
بنظر خوب میاد
اون محافظ خوبی خواهد بود
و این مشکلی نیست تا زمانی که من به آرزوم برسم
وقتشه که ماجرای هیجان انگیزمون رو اغاز کنیم! بزن بریم
اما چطوری می خوای بقیه ی توپ هارو پیدا کنی وقتی که نمیدونی کجا هستن؟
این همون چیزیه که منو باهوش نشون میده
اگرچه خوشگلم هستم
این!
رادار اژدهاف خودم درستش کردم
نگاه! این سه تا نقطه توپهاییه که ما داریم.
بعدی اون طرفه
تقریبا 1200 کیلومتر به سمت شرق
من نفهمیدم
بهر حال ما نمیتونیم تا اونجا پیاده بریم
تو ماشینمو داغون کردی ، پس مجبوریم از یه چیزه دیگه استفاده کنیم
بزار ببینم... این شماره چنده؟
شماره نه
برو عقب
باشه ،بزن بریم
لعنت! تو یه جادوگری
من میدونستم! تو واقعا جادوگری
داری چی میگی؟
اینا کپسولهای هویی پویی هستن، هر آدم متمدنی ازش استفاده میکنه
این جادوی سیاه نیست
فقط زودتر بشین پشت من
آماده ای ؟ حالا بریم
واو! این سریعتر از زمانی که من دارم می دَوَم میره
هی، حواست باشه کجا رو میگیری
و این جوری ماجرای خطرناک و خارق العاده ی گوکو و بولما شروع شد
واو ! چه تکنیک باحالی ! داشتیم پرواز می کردیم
...تمام سعی خودمو کردم
انتظار چنین زمین شیبداری رو نداشتم
متاسفم! همینجا وایسا، الان بر می گردم
چرا؟ کجا داری میری؟
تو مطمعنا احمقی، هاه؟
وقتی یه خانوم این حرفو میزنه، ضایعست که می خواد دستشویی کنه
اوه، پس تو احتیاج داری که بری دستشویی؟
دنبالم نیا
...اما اون میتونست همینجا بشاشه
اون واقعا عجیبه
مشکل چیه ؟ سوسیست رو مار نیش زده؟
تو کی هستی؟
من گوکو هستم. تو دوستشی؟
بله
ما الان باید رو یه چیزی بحث کنیم ، تو همینجا منتظر بمون
هاه؟ من کاملا طناب پیچ شدم
خوب، خیلی ممنون! خداحافظ
خیلی وقت از زمانی که من گوشت انسان خوردم میگذره
من می خوام بخورمت
هی! چقدر دیگه باید منتظر بمونم؟
چکار میکنی؟ منو نجات بده
احمق! ابله! خرفت
اوه ، تو میخوای من نجاتت بدم؟
تو باید اینو زودتر بگی
...حالا من باید چکار کنم؟ من که نمی تونم پرواز کنم
درسته
اگه میتونستم اینو برونم...
...فک کنم این دختره اینو اینجوری پیچوند
موفق شدم ! حرکت می کنه
خودشه
رفتیم که بریم
من از اینجا انجامش میدم
گوکو
چه احمقی
بزرگ شو چوب دستی
مزه چوب دستی بزرگ منو بچش
...کمکم کن
باشه
فک کنم بعد از این همه نتونستم نجاتش بدم...
...بیتشر از این نمیتونم جلوی شاشمو بگیرم
برات خوبه
مسافرت گوکو و بولما شروع شد
در ادامه ی ماجراشون چه چیزی منتظرشونه؟
Kingofhell & Saboteur www.forums.animworld.net TEAM A
پیشرفت ، خیال
من از معما خوشم میاد
جوونیت رو پنهان نکن
اگه مثل بزرگترا رفتار کنیو تسلیم شی
اگه مثل بزرگترا رفتار کنیو تسلیم شی
اگه مثل بزرگترا رفتار کنیو تسلیم شی
اگه مثل بزرگترا رفتار کنیو تسلیم شی
تو هیچ وقت رازِ این معجزه رو نمی فهمی
ادامه بده و سعی کن زندگی کنی حتی قویتر و خشن تر شو
من به تو یک افسانه میدم، من به تو یک افسانه میدم
اگه تو به من شجاعته واقعیت رو نشون بدی
من به تو یک افسانه میدم، من به تو یک افسانه میدم
من به تو قلبی درخشان میدم، یک رویای درخشان
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.