Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
رسانه بزرگ نایــتمــووی تقدیم میکند WwW.NightMovie.Top
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
دانلود فیلموسریال بدون سانسور با زیرنویس چسبیده WwW.NightMovie.Top
«متـــرجمان: احسان جولاپور و هـــادی» Mister.Cloner & Ha.va.Di
[ اغواگری بادیگارد ]
آمادهای بیام؟
خیلی خوشگل شدی
کلاً درباره دلربایی توئه،
از این رو، کاری نداره
خب، زندگی رومانتیکت در چه حاله؟
هیچ خبری نیست
بابا، بیخیال
یعنی خبری توی زندگی رومانتیک چارلی هاکستون نیست؟
دو بار رأی مدل سال به تو داده شده
درواقع سه بار بوده
تو از موسسان و مدیرعامل خط مُد خودت هستی
مجردی، جذابی
توی رابطه نیستی؟
دربارهش حرف نمیزنم
دیلن تنر؟
خب؟
اون یکی از معروفترین ستارههای سینماست
و تو باهاش ازدواج کردی
همه مرتکب اشتباهاتی میشن
چه خوب که میتونی دربارهش حرف بزنی و بگی و بخندی
شما 14 ماهه که از هم جدا شدید
بله
و در این دوره، کاملاً عوض شدی
و به یک شخص تجاری موفق تبدیل شدی
تاحالا شده صبح بیدار شی و فکر کنی
«حالا یه سال چه اهمیتی داره؟»
راستش، نه
من کاملاً از اون مرحله عبور کردم و کاملاً شاد هستم
سهام پوشاک ورزشی سینگولار ماه گذشته عمومی شد
و تبدیل به یکی از داغترین سهامها در بازار وال استریت شد
حالا، بعضی معتقدن که موفقیت شرکت تو
وابسته به اعلام علنی جداییت از دیلن بوده
درست میگن یا غلطه؟
من قبل از آمدن دیلن به زندگیم هم اوضاع کاملاً خوبی داشتم
ببخشید، اما باید این سوال رو مطرح کنم
تولیدکنندگان اصرار دارن که این سوالها پرسیده شن
پس یه بار دیگه میپرسم
سوالی که ذهن همه رو درگیر کرده اینه
مرد جدیدی در زندگیت اومده؟
پاسخت چیه؟
یه میلیون بار هم ازم بپرسی فرق نداره
پاسخی ندارم
بسیارخب
این بار برنده شدی
اما دفعهی بعد، از زیر زبونت میکشم
خواهیم دید
عالی بود، ممنون
قبل از اینکه بپرسی، میگم که خوب بود
یعنی نمیخواست بدونه با کی توی رابطهای؟
معلومه که میخواست
معلومه که یه زن نمیتونه توی 500 شرکت برتر قرار بگیره
بدون اینکه مردی در کنارش باشه
خوش به حالت که یهدونه هم نداریم
طعنهی زیبایی بود
در هر حال، تو یه نفر واسه من کافی هستی، همکار
- خب، چه خبر؟ - خبر اینکه
همین الان گادفری اومده بود دفترم
و داشت نق میزد که دوباره بهش زور گفتی
طراح ارشدمون اونه، نه تو
گادفری همهاش فکر خودشه و ما زیادی بهش پول میدیم
اصلاً خبر داری چهقدر حقوق میگیره؟
من میخوام مسئلهی اصلی رو درنظر بگیرم
خداروشکر که جزئیات کار بخش توئه
ببین، من واسه این گادفری رو استخدام کردم چون به ایدههاش اعتقاد دارم
تازه، من سابقه طراحی مد دارم
تو که نداری
ببین، وقتی این شرکت رو تأسیس کردیم
تصمیممون بر این شد که چهرهی برند من باشم
حالا اگه تو یا هیئت مدیره با راه و روش من
مشکل دارید، میتونید بندازینم بیرون
وقتی که 51% اختیارات دست توئه، نه
راست میگی، یادم رفته بود
راستی، ما یه تیم هستیم، یادت بمونه
جدای شوخی
باید باهاش صلح کنی
و امروز باید این کار رو انجام بدی
باشه، وقتی برگشتم دفتر
بغلش میکنم و خایهش رو میمالم
قول
مرسی
- میای ناهار؟ - ببینیم چی میشه
خیلی کار دارم
امیدوارم خیلی زیاد نباشه
تو همهکس منی، لارک
میدونم
زیاده آبیه، زیادی قرمزه
- زیادی... - من هفته قبل این طرح رو رد کردم
بله خانم هاکستون، اما گادفری گفت...
گادفری زیردست منه، من که زیردست اون نیستم
الان کجاست؟
اون...
میندی، آروم باش
تو دستیار منی
یعنی اجازه داری رک حرف بزنی
توی دفترتونه
ببینم توی دفتر من چیکار میکنی؟
اون کامپیوتر منه
- ببخشید - دارم یه فایل رو چک میکنم
تو پسورد من رو بهش دادی؟
ندادم، فقط پسورد رو زدم
گفت شما مشکلی ندارین
الان به نظر میاد مشکلی نداشته باشم؟
نمیدونم به چی میخندی
تو هم مثل دستیارم
قراره اخراج شی
بدون دلیل مشخص، نمیتونی اخراجم کنی
بدون دلیل؟
همین الان تمام قوانین حریمشخصی
و حریم محیط کاری رو زیرپا گذاشتی
حالا میخوای حرف از حریم بزنی؟
چه جالب
باید چیکار میکردم؟
دست روی دست بذارم تا دسترنج ماههای من رو از بین ببری؟
باید مطمئن میشدم بازم طرحهام رو تغییر دادی یا نه
- بدون اطلاعم - آخی
بخت باهات یار بوده که فقط اخراجت میکنم
حالا برو بیرون!
وکیلم باهاتون تماس میگیره
وقتی حرف از اخراج زدین
منظورتون من هم بودم؟
بله، تو هم همینطور
[ هالیوود ]
خب، کات
واسه امروز تمام
خب، بچهها پنج ساعت دیگه برمیگردیم
تلنت، یه استراحتی بکن
یه آبی بخورید، خسته نباشید
بریم بازی
چه خبره، وارگاس؟
میخواد دیالوگها رو باهاش مرور کنه
دختره بازیگره؟ به جا نمیارمش
سیاهیلشکره
اما انگار قراره نقش دیالوگدار بهش برسه
- وای - آهای
ما فقط واسه یارو کار میکنیم، مگه نه؟
قرار نیست دخالت کنیم
باید حرف بزنیم
مگر اینکه از روی جنازه من رد شه و برگرده سرکار
متوجهم که چرا اون انترن رو اخراج کردی، اما گادفری؟
هیئتمدیره با این موضوع کنار نمیاد
نه بابا؟
نکنه میخوان پاشن بیان
پشت میز منم بشینن
باید اول با من مشورت میکردی
راست میگی. خدا ازم بگذره
نه، به این راحتیها قسر در نمیری
اقرار کن که میخواستی رویکردت رو تغییر بدی
و این بهونه واسهت عالی بوده
یهو این حرف از کجا اومد؟
یهو؟
یه ساله که سر هر تصمیم بزرگی
داری با من میجنگی
- من طرف توام - دروغه
معلومه که نه
من هم یکی از بنیانگذاران این شرکتم
اما یه طور باهام رفتار میکنی
انگار من هم پادوی تام
مزخرفه
چرا اینقدر شخصی با این موضوع برخورد میکنی؟
کار گادفری نابخشودنیه، خودت هم میدونی
داشت پیامهای شخصی و ایمیلهام رو زیر و رو میکرد
حالا نمیخوام خشن حرف بزنم
اما میشه کارت رو انجام بدی
و یه نفر دیگه رو به جاش بیاری؟
نمودار بی درآمد ما در یکچهارم گذشته رو نشون میده
همونطور که میبینید، کمپین سینگولار
هنوز داره فروش و توجه بالایی رو
در تمام اقشار و خطهای تولید شامل حالمون میکنه
کمپین جدید کی شروع میشه؟
تا سر برج در بازارهای بزرگ شروع میشه
خوبه، هرچه زودتر، بهتر
ببینم، این ماه؟
مگه روی کریسمس توافق نکرده بودیم؟
تصمیم گرفتم جلو بندازمش
تو تصمیم گرفتی؟ اما کار تیمیه
نباید روند کارمون شُل بشه، لارک
دربارهش حرف زدیم، و دلیلی برای تعلل نیست
ما دربارهش حرف نزدیم
بیخیال، همه میدونستیم که چی میگه
الان داری میگی
پس نظر من مهم نیست، حرفت اینه؟
لیلی به لالای من میگذاری
و بعدش هرکاری بخوای میکنی؟
نه
اصلاً امروز صبح خیلی مزخرف بوده
همگی خسته هستیم
بهتره این گفتگو رو
تا بعد ناهار به تعویق بیندازیم، باشه؟
وقتشه که یکی از ما مرخص شه
من از 5 صبح اینجام
من هم بودم
باشه
خب چطور کنار بیایم؟
سنگ، کاغذ، قیچی
دوباره سنگ، کاغذ، قیچی؟
بسیارخب
نظرت چیه عین آدم بزرگها شیر یا خط بندازیم؟
آخه مگه بعد باختی که دیشب سر پوکر دادی
سکه هم داری؟
خندهدار بود
همیشه سنگ میاری
باید یاد بگیری اینقدر قابل پیشبینی نباشی، رفیق
شاید قابل پیشبینی باشم
اما حداقل میتونم پول مشروبهای خودم رو بدم
چند بار تاحالا سر یه چیز احمقانه
همه چیزت رو شرطبندی کردی؟
چی بگم، جانی جون؟
وقتی شرطبندی باشه، من همه چیزم رو میگذارم
محض اطلاعت، بهم بدهکاری
ببین، مشکل از من نیست
قماربازی مرضه
و من بیمارم، جانی
فردا میبینمت، وارگاس
کمک، کمک!
یه نفر کمک کنه!
چیکار داری مردک؟
موقعی که من نگهبانی بدم هیچکس حق نداره از یه زن سواستفاده کنه
رفیقت رو کنترل کن
کارت تمومه، رفیق
فکر کنم شغلت رو از دست دادی
اشکال نداره
در هر حال میخواستم استعفا بدم
فقط امیدوارم من شغلم رو داشته باشم
جاناتان میکپیس. فوراً بیا دفترم
نمودار بی درآمد ما در یکچهارم گذشته رو نشون میده
همونطور که میبینید، کمپین سینگولار
هنوز داره فروش و توجه بالایی رو
در تمام اقشار و خطهای تولید شامل حالمون میکنه
وای خدایا
توی جعبه بود
جالبه
بسیارخب، همگی، هشدار غلط بود
- برگردید سرکارتون - دستور رو شنیدید
برگردیم سرکار؟
شوخیت گرفته؟ این تهدید به مرگ بود، چارلی
اولیش که نبوده
نه نبوده. اما آزارت نمیده؟
من آدم معروفی هستم
بعضی اوقات بد و بیراه شنیدن بهای کار موفقه
- گاهی اوقات... - خب، ببین
ممکنه فکر کنی آسیبپذیر نیستی، اما هستی
من دیدار اضطراری هیئت مدیره ترتیب دادم
نمیخوام بلایی سرت بیاد
همه توافق دارن
ما بسیار نگران امنیت تو هستیم
خب، خودم نگران نیستم
بلایی سرم نمیاد
به نظرم متوجه عمق فاجعه نیستی
معلومه که هستم
نگران هستین که یه خل و چل
یه گاو صندوق بکوبه توی سرم
این اتفاق نمیافته
و نود درصد مواقع این تهدیدها پوچ هستن
فاکتورهای دیگری هست که باید در نظر گرفته شن
- مثلاً؟ - اگه بلایی سرت بیاد
چه بلایی سر قیمت سهاممون میاد؟
در جریانم
خط قرمز همینه
محض یادآوریت، اینجا شرکت تجاریه
صحبت سر زندگی منه
انتظار داری چه کنم؟
عین زندانیها توی خونه قایم شم؟
میخوایم یه بادیگارد استخدام کنی
شوخیت گرفته
از نگرانیتون ممنونم
اما به نظر لازم نیست
یه بادیگارد و چند تغییر در روند زندگی
تا وقتی پلیس تحقیقات رو به اتمام برسونه
تقاضای زیادی نیست
من نمیخوام از این ابله بترسم، حالا هرکی باشه
حالا اگه کارتون باهام تمومه، فردا حسابی کار دارم
با 911 تماس گرفتید، مشکلتون چیه؟
سلام. چارلی هاکستون هستم
یه نفر رفته زیر ماشینم
انگار داره بمب کار میگذاره
چرا فکر میکنید بمب کار میگذاره، خانم؟
چون هفته قبل به مرگ تهدید شدم
خانم هاکستون، موقعیتتون رو بهمون میگید؟
بله، شماره 528-22 محله لوما ورده
[ تکرار آدرس به صورت حرف به حرف ]
درسته، خانم؟
- خانم؟ - صبر کنید
دیگه نمیبینمش
وای نه
- یادم رفت - یادت رفت در رو قفل...
- وای - جلومه
- چی شده؟ - پلیس رو بفرستید
- بابا چته؟ پلیس؟ - بله، پلیس
تا نیان اینجا جایی نمیری
خانم هاکستون، لطفاً توصیف کنید چه اتفاقی افتاده
خانم هاکستون، انگار سوتفاهم شده
خسته نباشی. دیدمت زیر ماشینم
میدونم چیکار میکردی
اگه تکون بخوری، دوباره اسپری میکنم
داشتم اطمینان حاصل میکردم که کسی ترمزهاتون رو دستکاری نکرده باشه
- چی؟ - من جاناتان میکپیس هستم
- من بادیگار جدیدتونم - من بادیگارد ندارم
الان دارید. لارک امبریج من رو استخدام کرد
بهتون خبر نداده؟
حرفش رو نزده
کارت شناساییای چیزی همراهتونه؟
بله
بفرمایید
آره
یه ماشین گشت تو راهه
صبر کنید، حالم خوبه
اشتباهی بود، عذرخواهی میکنم
اون مرد که زیر ماشینتون بود چی؟
انگار بادیگارد منه
- حالت خوبه؟ - نه
آب دارین؟
آره، سینک اون طرفه
ببخشید، انتظار کسی رو نداشتم
باید به چشمم آب بزنم
- سلام؟ - لارک؟
دیگه هیچوقت بدون اطلاعم چنین کاری نکن
میدونم اهمیت قائل هستی، اما دیگه زیاده کاری بود
ای کاش مجبور نبودم،
اما حتی از همیشه هم بیمنطقتر شده بودی
نظر تو اینه
متأسفم
بابا یه بار امتحان کن
یه هفته، تنها درخواستمون همینه
48 ساعت
و امیدوارم سد راهم نشه
خداحافظ
من...
باید ازت معذرتخواهی کنم
نه، نه تقصیر خودم بود واقعاً
باید از قبل اطلاع میدادم
که دارم میام
ببخشید
اما اولین بار بود که اسپری میزدن بهم
آره، بالاخره هرچیزی یه دفعه اولی داره
چه خوشحالم که تاریخ مصرفش تموم شده بود
میسوزونه
معلومه
- هدفگیری خوبی بود - آره، که اینطور
ببینین، متوجهم که از این تدبیرات
- خوشتون نمیاد، اما... - ای کاش فقط خوشم نمیاومد
اما باید با هم راه بیایم
موقتی
- چیکار میکنی؟ - رانندگی. سوییچ؟
شوخیت گرفته؟
ببینید، اگه نذارین کارم رو انجام بدم، کار پیش نمیره
خب بادیگاردی، راننده که نیستی
اگه میخوای ازم محافظت کنی، محافظت کن
اما رانندگی با خودمه
باشه
منتظر چی هستین؟
که کمربندت رو ببندی
ممنون
اگه قراره کلی باهم باشیم
بهتره بیشتر همدیگه رو بشناسیم
حس میکنم میخواین در سریعترین حالت
باهام آشنا شین
مشخصه که شناخت زیادی نداری
من تا هرکی اطرافمه رو بدبخت نکنم راضی نمیشم
خب
تاحالا واسه مشتریت تیر خوردی؟
مهمه؟
خب، میخواستم ببینم کارکنانم
مثل من کارشون رو جدی میگیرن، یا نه
ببینید، وقتی به کسی متعهد بشم، پای تعهدم هستم
واقعاً؟
منظورم اون نبود
امیدوارم که نبوده باشه
اگه میخوای واسه من کار کنی
باید حواست به کارت باشه
لارک دقیقاً شرایطتون رو توصیف کرد
پس مشکلی نخواهد بود
شرایطی که انتظار دارم تیمم تمرکز داشته باشن؟
فقط همین
واقعاً؟
مثلاً چی؟
بگو ببینم، میخوام بدونم دقیقاً چی گفته
ببین، نمیخوام وارد موش و گربه بازی
دو نفر که جزو یک درصدیها هستن بشم [ یک درصد پولدار جامعه که 99% ثروت رو صاحب هستن ]
یک درصدی؟
تو ما رو حساب بانکی میبینی؟
منظورم این بود که دیدم
کارهای شما به چه جاهای باریکی میکشه، و نمیخوام دخالتی توش داشته باشم
واسه شروع گفت توی دانشگاه کتابهای آین رند رو زیادی میخوندین
تازه یخاش باز شد
محض اطلاعت، لارک بیشتر طرفدار رَند بود
من بیشتر طرفدار وانهگات بودم
واقعاً؟ من هم همینطور
[ بیمارستان ]
اینجا چیکار داریم؟
زیاد طول نمیکشه
توی ماشین بمون
واقعاً میخوای اون روی من رو ببینی؟
نهایت یه ربع طول میکشه
نیا
امروز درباره روش پرداخت پرسید
بهش گفتم پرداخت شده
اما بعید میدونم باور کرده باشه
- ممنون - از من تشکر نکنید
کارتون فوقالعادهست، خانم هاکستون
ببینید، باید برم سرکار
اما اگه چیزی نیاز داشتن بهم خبر بدید، باشه؟
حتماً
گفتم که، دقیق یه ربع
دیگه کی خبر داره؟
از چی؟
سرطان
دنبالم کردی؟
ببینید، من از لحاظ فنی واسه شما کار نمیکنم
واسه هیئت مدیره کار میکنم
فقط نمیخوام اگه یهو فوت کردید بیفته گردن من
نگرانیت واسه سلامت من تکاندهنده بود
اما حالم خوبه، مطمئن باش
خوبه
وقتی 15 سالم بود مادرم رو بهخاطر سرطان خون از دست دادم
خدا به سر دشمنم هم نیاره
متأسفم
حتماً... ضایعه بزرگی بوده
حرفم این بود که،
اگه بلایی داره سرتون میاد
و به یه نفر واسه صحبت کردن نیاز دارید...
من حاضرم
نمیتونم تصور کنم اون همه بلا رو
اما این موضوع...
این مسئله شخصیه
نمیتونم دربارهش حرف بزنم
مشکلی نداره؟
نه
بسیار خب
خب، امروز پرمشغلهست
پس واقعاً لطف میکنی
اگه زیاد خودت رو نشون ندی
حضورم رو متوجه نمیشین
رمز دروازه بیرونی رو میخوام
بفرما. از خودت پذیرایی کن
چندتا دارین؟
چندتا چی؟
خونه
همینه
واقعاً؟
میلیونها دلار ثروت دارین
سوتفاهم نشه، ویو فوقالعادهست
اما به نظر یهخورده...
منحصر به فرده؟
- آره - آره
حس خوبی داره
که یادم افتاد، چطور امروز صبح
از دروازه بیرونی عبور کردی؟
به نگهبان رشوه دادم
دیدین چهقدر رسیدن به شما راحته؟
صبح به انجمن صاحبان خانه زنگ میزنم
تا فوراً برکنار شه
- انجام شده - وای
باید اقرار کنم، تحت تأثیر قرار گرفتم
چرا؟ چون مثل شما کارم رو جدی میگیرم؟
خب، بسیار آموزنده بود،
اما الان حسابی احساس امنیت میکنم،
پس اگه کارمون اینجا تمومه...
آره، هرچی که لازم بوده رو دیدم
- شبتون بخیر - همچنین
- دکتر دنکاف؟ - کارتون؟
جاناتان میکپیس هستم
من امنیت شخصی چارلی هاکستونام
خواستم بدونم که میشه
درباره روند درمانش چندتا سوال ازتون بپرسم؟
درمانش؟
خانم هاکستون تحت هیچ درمانی نیست،
حداقل اینجا نه
پس سرطانشون بهبود یافته؟
تا جایی که من میدونم، خانم هاکستون هرگز سرطان نداشتن
اما اگر هم داشتن، من اجازه نداشتم دربارهش حرف بزنم
پس اگه اجازه بدید...
پس امروز صبح اینجا چیکار داشت؟
اومده بود دیدن کی؟
ببخشید، آقای میکپیس؟
درسته
اما این سوال رو باید از خودشون بپرسین
دختر خوشگل، باهام راه بیا، باشه؟
اگه فقط بتونی...
بتونی کاری که میخوام رو انجام بدی
میبینم که خوب با بیکاری کنار اومدی
دارم روی چندتا سفارش کار میکنم. شما؟
نه کار نمیکنی. حسابی سر دشواری توی همکاری معروف شدی
سرم شلوغه. چی میخوای؟
دیروز در دفتر سینگولار خطر بمبگذاری بود
خب، کار من نبوده
میدونم، چون کار خودم بود
ما مشکل مشترکی داریم، آقای لوییس و اسم اون فرد چارلی هاکستونه
آره، منتخبها الان پیش منن
دارم میام
میتونیم به همهچیز یه نگاهی بندازیم
وای!
- خوبی؟ - آره
- اینم از قهوهات - مرسی
دیگه با من این کار رو نکن
- چه کاری رو؟ - تو من رو قال گذاشتی
قالت نذاشتم
بله که گذاشتی. هیچکس نمیدونست کجا بودی
بگو ببینم
من قراره شغلت رو آسونتر کنم،
یا برعکسش؟
سرویس بهداشتی مردانه اون طرفه
یه لباس برات میارم بپوشی
وضعت مرتبه؟
اره، بیا تو
سایز مردانه لارج اوردم
چه سریع
تحتتأثیر قرار گرفتم
نگیر، اینجا کارمون همینه
بله، باید بهت بخورن
بله
- طوری شده؟ - نه
البته که نه
اینها رو میدم برات بشوین
و تحویلت میدمشون
ممنون
چارلی
سلام، این رو بشنو
به گروهبان نیروی دریایی جاناتان میکپیس
بعد از نجات سه زن جوان از فرد انتحاری
لقب جنگی داده شد
گروهبان میپیس مهاجم را شناسایی کرد
و بدنش را سپر بلای زنها مقابل انفجار کرد
او به وضعیت پایدار رسیده و سوختگی شدید وی
در ناحیه پای راست، در حال بهبودیست
- وای - چه سابقه درخشانی
مگه نه؟
بهنظر میاد شایستگی داره
لازم به ذکره، جذابیت کمی هم نداره
که اینطور؟ توجه نکرده بودم
واقعاً؟
اگه سیاست سختگیرانه تعرضات جنسیمون نبود
الان تو کارش بودم
بله؟
الو
چه حالی میده مردنت رو تماشا کنم
توی ساختمونه
صبر کن، بهش دست نزنین
بهت گفتم که باید جدی بگیریمش
حق با تو بود
کسی چیزی ندیده
اگه دیده باشن هم نمیگن
شاید لازم باشه کل طبقه رو خالی کنیم
واکنش زیادی لازم نیست
به پلیس زنگ میزنیم، تصاویر دوربینها رو میبینیم
الان میرم سراغش
در عین حال، تو باید باقی روز رو تعطیل شی
مطمئنی لازمه؟
مطمئنم
آقای میکپیس، میشه خانم هاکستون رو تا خانه همراهی کنید؟
بله، خانم
ببین
جا داره بگم...
میدونم چند ماه گذشته
باهات رفتار خوبی نداشتم
عذر میخوام
قول میدم جبران کنم
اون ماجرای داخل سرویس بهداشتی...
بیخیال
نمیخواستم خجالتزده شی
مشکلی نیست، نشدم
عذرخواهی پذیرفته شده
درد داره؟
موقع راه رفتن
نه، شوخی کردم
دکتر بهم گفت انقدر بافت عصبی از دست دادم
که اگه چاقو بهم بزنن
حس نمیکنم
البته فعلاً نمیخوام امتحان کنم
ببین، احتمال 10 به 1، کار یه کارمند ناراضیه
اما اگه نباشه...
دیگه چه کسی ممکنه قصد جونت رو داشته باشه؟
اگه بخوای به جایی که من هستم، برسی
نمیتونی همه رو راضی نگه داری، اما باورم نمیشه یکی اینقدر ازم بدش بیاد
یه ماجرایی شنیدم درباره طراحی که اخراج کردی
گادفری؟
نه، اون دل و جرئت
چنین کاری رو نداره
شوهر سابق چی؟
ببین، رسانه اون قضیه رو زیادی بزرگش کرد
من و دیلن با هم مشکلی نداریم
مطمئنی؟
هیچکس اندازه شریکزندگی سابق کینهای نیست
تجربه داری؟
آره
دارم
به همین خاطر میخوام زندگی رومانتیکم ساده باشه
بدون توقعات، بدون پیچیدگی
کسی آزرده نشه
آره، من هم دقیقاً چنین حسی دارم
واسه همین...
کاپیتان هالیوود آخرین رابطهات بوده؟
کی گفته؟
- اینترنت - اینترنت
چه منبع معتبری
حالا بهت میگم
که از اون زمان با کلی آدم بودم
«کلی» رو تعریف کن
چیه، فکر کردی دروغ میگم؟
فکر میکنم راستش رو نمیگی
یا داری اغراق میکنی...
چرا اینقدر باورش سخته؟
من روانشناس نیستم، اما...
اگه بخوام حدس بزنم،
بعد از به هم خوردن ازدواجت
جلوی چشم کل دنیا
ترسیدی و دیگه کسی رو به زندگیت راه ندادی
فکر کردی من میترسم خودم رو نشون بدم؟
بیا موضوع رو عوض کنیم
نه، عوض نمیکنیم
چرا همه طوری فکر میکنن
که من نمیدونم دنبال چیام؟
آخرین باری که سر قرار رفتی کی بوده؟
ارتباطی نداره
چطور نداره؟
بزن کنار
- نه - گفتم بزن کنار
- تقریباً رسیدیم خونه - نه، همین الان بزن کنار
بازم بهم میگی ترسیدی؟
چیزی رو ثابت نمیکنه
چیه، فکر کردی من از همه کارمندهام لب میگیرم؟
نه، به نظرم سعی داشتی توی بحث پیروز شی
وای که چقدر از خود راضی هستی
کجا میری؟
خونه
مگه نگفتی تقریباً رسیدیم؟
یه دقیقه وایسا
ولم کن
گریهت گرفت؟
نه نگرفت
ناسلامتی من مدیرعاملم
آره، آفتاب افتاده توی چشمهات
حالا من رو مسخره میکنی؟
نه، نه، اصلاً
ببین، ببخشید که مورد بحث قرارت دادم
اما انگار یه چیزی درمورت هست
که من رو مجاب میکنه
دقیقاً چه چیزی؟
کُپ نمیکنی؟
بگو ببینم چه فکری میکنی
راستش رو بگو
چارلی
چارلی
چارلی، صدام رو میشنوی؟
لارک، حالم خوبه
نه، دکترها گفتن ضربهمغزی نبوده
الان اصلاً نمیخوام دربارهش حرف بزنم
فردا میبینمت دیگه
خداحافظ
خبری نیست
احتمالاً بهتره استراحتی کنی
اینقدر ذهنم درگیره که خوابم نبره
تو کجا میری؟
توی ماشین یه بالش هست
- مشکلی پیش نمیاد - تو جون من رو نجات دادی
نمیگذارم توی ماشین بخوابی
بفرما، راحت باش
گرسنهای؟
آره
غذا میخورم
یه چندتا رستوران هست
یه رستوران تایلندی ته خیابون
آره، به نظر خوب میاد
راستی حرفمون رو تموم نکردیم
قرار بود راستش رو بهم بگی
که چه فکری میکنی، یادته؟
آره
یادمه
هنوز منتظرم
باشه
به نظرم طوری رفتار میکنی
انگار همهفن حریف و سرسختی
چون نمیخوای مردم بفهمن
چقدر اهمیت میدی
و من متوجهم
توی دنیای کاری ممکنه ضعف به حساب بیاد
پس روانشناس نیستی؟
ببین
خبر دارم که بیمار نیستی
میدونم رفته بودی بیمارستان یه نفر رو ملاقات کنی
اما اعضای خانوادهت در قید حیات نیستن
پس رفته بودی سراغ کی؟
اسمش رایانه
استئوسارکوما داره، همون سرطان استخوان
مادرش کارمندمونه
اما یه فرم اشتباهی پر کرد
حالا بخش حفظ سلامت کارکنان هزینه درمانش رو نمیده
و تو پرداخت میکنی
- مادره میدونه؟ - نه
نمیخوام هم بفهمه
چه سخاوتمندانه
کار درست همینه
... و توان مالیش رو هم دارم، پس
شرط می بندم که بعضی وقتها احساس تنهایی میکنی
بیخیال
اولش مظلوم بودم حالا هم تنها شدم
میدونی، این حرف کلیشهای رو
پشت سر همهی زنهای قوی و موفق میزنن
... می دونی، چارلی
... هرچهقدر دلت میخواد انکارش کن
ولی تهش باز هم من رو بوسیدی
میدونی، چون یه لحظه احساساتی شدم
معنیش این نیست که یه دختر ساده و عاشقپیشهم
و در به در دنبال مردی هستم که بیاد و از خود بیخودم کنه
اشکالی نداره
درکت میکنم
من هم آدم تنهایی هستم
.صبر کن ببینم اگه فکر کردی ما یه ذره هم شبیه هم هستیم
باید عقلت رو از دست داده باشی
♪ تسلیم شو، بیا بجنگیم ♪
♪ تو هزاران بار برنده شدهای ♪
♪ تمام اشکها و کلماتم ♪ ♪ بیثمر و حاصلاند ♪
خب داشتی میگفتی
خفه شو
♪ احساسمان را سرکوب کردهایم ♪
♪ به دور خود میچرخیم ♪
♪ و در چرخهی حوادث تکراری به دام افتادهایم ♪
♪ هی، تمام روزهایم پوچ و تهیاند ♪
♪ حالا برگشتهام پیش تو ♪
♪ دوباره دچار همان حادثهی تکراری شدهام ♪
♪ هی، تمام روزهایم پوچ و تهیاند ♪
♪ حالا برگشتهام پیش تو ♪
♪ دوباره دچار همان حادثهی تکراری شدهام ♪
♪ هی، تمام روزهایم پوچ و تهیاند ♪
♪ حالا برگشتهام پیش تو ♪
♪ دوباره دچار همان حادثهی تکراری شدهام ♪
♪ هی، تمام روزهایم پوچ و تهیاند ♪
♪ حالا برگشتهام پیش تو ♪
♪ دوباره دچار همان حادثهی تکراری شدهام ♪
♪ تو چهطور؟ ♪
بهم بگو چی شد
تقصیر بادیگاردش بود
همون بادیگاردی که عمداً به این خاطر استخدامش کردم
که آدم بیعرضهای هست؟
حرومزاده نزدیک بود من رو با تیر بزنه
تیر زد به ماشینت
من هم توی همون ماشین بودم
درک نمیکنم که اصلاً چرا باید همچین آدمی رو استخدام کنی
خودت چی فکر میکنی؟
برای اینکه در ظاهر خیال سهامدارانمون رو راحت کنیم
و واسه اینکه کسی بهمون مظنون نشه
.شاید به تو مظنون نشن ولی به من چی؟
تو نقاب زده بودی؟
آره، و عینک آفتابی هم داشتم
دیر یا زود به قضیه بو میبرن
فیلم دوربینهای امنیتی دفتر پاک شده
و کسی نمیتونه با ردگیری ماشین به ما برسه
خونسردیت رو حفظ کن
گفتنش واسه تو آسونه
من نزدیک بود کشته بشم
ببین، کاری که ازم خواستی رو انجام دادم
حالا چیزی که وعده کرده بودیم رو میخوام
پول، ترفیعدرجه، اختیار خرید سهام همهشون رو میخوام
این کار رو از کجا یاد گرفتی؟
فیلم پلیسی زیاد دیدم
خب پس میدونی که
تبهکارها همیشه دستگیر میشن
چون اشتباههای احمقانه میکنن
من از اونها باهوشتر هستم
آره موفق باشی
.بیخیال پول من دیگه نیستم
هیچ اندازه پولی ارزش این کار رو نداره
من میخوام برم خونه یه بطری ویسکی «وایلد ترکی» رو سر بکشم
و سعی کنم این قضیه رو به کل فراموش کنم
قبل از اینکه بری واسه یه کاری به کمکت نیاز دارم
وای خدایا. چیه؟
گلولهها رو میشه با اسلحهای که ازش شلیک شدن، تطبیق داد
که توی این مورد از اسلحهی آقای «میکپیس» شلیک شدن
مثل یهجور اثر انگشت خاص میمونه
همهی تفنگها با هم فرق میکن
آره، خب که چی؟
حالا این تفنگ خیلی شبیه اونی هست
که آقای «میکپیس» با خودش حمل میکنه
پس میخوام مطمئن بشم گلولهای که از توی بدنت درمیارن
از اسلحهی اون باشه نه از این
جریان چیه؟
همه دارن جوری رفتار می کنن که انگار کسی مرده
لابد نشنیدی
چی رو نشنیدم؟
گادفری به قتل رسیده
و در خصوص پروندهی گادفری لوئیس
طراح مدی که به ضرب گلوله در مرکز شهر کشته شده
ادارهی پلیس از اظهار نظر خودداری کرده
.وای خدای من، این همونه این همون ماشینه
کدوم ماشین؟ - همونی که سعی کرد زیرمون بگیره -
اون برچسب روی سپرش رو یادمه
میخوای بگی گادفری سعی کرد بکشتت؟
من هم باورم نمیشه
اون خیلی روی اعصابم بود ولی بیخیال
شاید یکی اجیرش کرده
چرا یکی باید همچین کاری کنه؟
و کی اون رو کشته؟
شاید هردوش کار یه نفر بوده
میدونین، احتمالاً شما دو نفر
آخرین کسانی بودین که اون رو زنده دیدن
شرط میبندم که پلیس میخواد بدونه
شما دو نفر دیشب کجا بودین
ما با هم نخوابیدیم - رابطهی ما فقط کاریه -
از شنیدنش خوشحالم
چون همچین قضیهای بین مردم ظاهر خوبی نداره
اینکه مدیرعاملمون خودش سیاست آزار جنسی خودش رو زیر پا بذاره
چارلی هاکستون؟
جاناتان میکپیس؟
بله - درسته -
«کاراگاه «رومرو «و کاراگاه «بیلور
از دایرهی قتل پلیس
لازمه چندتا سوال ازتون
درمورد قتل گادفری لوئیس بپرسیم
باشه - آقای میکپیس -
ما یه حکم برای آزمایش
روی اسلحهتون داریم
اون مظنونه؟
در حقیقت، خانم هر دوتون مظنون هستین
به آرومی
جایی هست که بتونیم خصوصی حرف بزنیم؟
خب، بعد از اینکه جریان رو برای افسر سر صحنه توضیح دادین
برگشتین خونهتون؟
بله - تنهایی؟ -
نه، جاناتان هم کنارم بود
و اون کل شب رو کنارتون بود؟
بله، کل شب رو کنار هم بودیم
کس دیگهای میتونه صحت این حرف رو تایید کنه؟
احتمالاً نه
هیچکس شاهد ورودمون به خونه نبود
این پیامها
از داخل گوشی مقتول به دست اومدن
همونطور که میبینین
به نظر میاد از طرف شما ارسال شدن
توی پیامها از الفاظ رکیکی استفاده شده
نه، من این پیامها رو ننوشتم
چندین بار تهدید به کشتنش کردین
این پیامها از گوشی من نیستن - نه از این گوشی ارسال شدن -
توی کشوی میزتون پیداش کردیم
و قبل از اینکه بخواین اعتراضی کنین باید بگم که حکم تفتیش داشتیم
ولی ظاهراً گوشی موقته
هیچ مخاطبی نداره هیچ صورت حسابی نداره
کاملاً ناشناسه
گزارش آزمایش اسلحه همین الان به دستمون رسید
گلولهای که دیشب آقای لوئیس رو توی پارکینگ کشته
و گلولههایی که امروز صبح به ماشین دزدی شلیک شدن
همه از اسلحهی شما شلیک شدن
چه توضیحی برای این داری؟
چرا من باید همچین کاری کنم؟
چرا باید نصفه شب برم به یه پارکینگ
تا با آدمی دیدار کنم
که تا دو ساعت پیش جتی اسمش رو هم نشنیده بودم؟
و بعدش چی؟ بکشمش؟
چون اون خانم هاکستون رو تهدید کرده بود
،کارفرمات که تبدیل به معشوقهت شده دلیلش اینه
خانم امبریج همین چند دقیقه پیش این موضوع رو تایید کرد
ببین، اون شخصی که سعی کرد ما رو زیر بگیره
یه نقاب اسکی به صورتش داشت
روحمون هم خبر نداشت که اون کیه
تا اینکه امروز صبح ماشینش رو توی اخبار دیدیم
توی گزارشت درمورد حادثهی ماشین حرف زده بودی
من گزارش رو خوندم ولی توی صحنهی قتل نقابی پیدا نشده
اینجا نوشته که کارفرمای قبلیت
اخیراً به اتهام ضرب و شتم ازت شکایت کرده
به نظر میاد وقتی که حس میکنی یه خانم داره تهدید میشه
سابقهی استفاده از زور و خشونت داری
میدونی نظر من چیه؟
به نظر من خانم هاکستون
گادفری لوئیس رو شناخت
وقتی که اون سعی کرد زیرش بگیره
و به تو دستور داد که از شرش خلاص بشی
و تو نمیتونستی بهش نه بگی
درست میگم، آقای عاشقپیشه؟
حقیقت ماجرا این نیست
شما آقای میکپیس رو اجیر کردین تا گادفری لوئیس رو بکشه؟
نه - پس چرا دارین قتل گادرفری لوئیس -
توسط اون رو لاپوشانی میکنین؟
.حقیقت ماجرا همینه پاشو بایست
پاشو بایست
چارلی هاکستون، من رسماً شما رو
به اتهام اخلال در فرایند بازپرسی بازداشت میکنم
تا زمانی که بفهمیم چه دخالتی توی قتل گادفری لوئیس داشتین
این اتهام مسخرهست
ما هیچ نقشی توی این کار نداشتیم
لطفاً بایستین روتون رو برگردونین
و دستهاتون رو بذارین پشت سرتون
رو به دیوار بایست
دستهات رو ببر بالا
وای خدای من
داری چیکار میکنی، جاناتان؟
صبر کن
لعنتی
.پسر، کاش هنوز جوون بودم حالت خوبه؟
یالا، بیا بریم - وایستا -
لعنت بهش
لارک امبریج هستم از طرف پوشاک ورزشی سینگولار تماس میگیرم
فکر کنم یه خبر مهم براتون داشته باشم
چرا داریم فرار میکنیم؟
میتونیم توی دادگاه بیگناهیمون رو ثابت کنیم
یه نفر قطعاً برامون پاپوش دوخته
باشه، ولی آخه کی؟
نمیدونم
کی به کشوی میز توی دفترت دسترسی داره؟
کی اونقدر خوب گادفری رو میشناسه که اون رو بفرسته دنبال ما؟
کی از حذف تو بیشترین سود رو میبره؟
نمیدونم
دیگه آماده شدیم؟ - بله، بیا شروع کنیم -
خانم امبریج، کارمند سابق شما
گادفری لوئیس امروز صبح به قتل رسید
نظری در این ارتباط دارین؟
گادفری طراح فوقالعاده با استعدادی بود
ولی چارلی کار کردن رو براش سخت کرد
مثل خیلی از آدمهایی که از نظر مردم موفق هستن
اون اعتقادی نداره که باید مثل همه تابع قوانین باشه
این نظریهی پلیس رو
که خانم هاکستون به آقای میکپیس دستور داده
،تا گادفری لوئیس رو بکشه باور میکنین؟
تنها چیزی که من میدونم اینه که چارلی یه آدم دغل باز و سوءاستفادهگره
که عادت داره حرف خودش رو به کرسی بنشونه
این حرفها یعنی چی؟
اون گوشی 2000 دلار واسم آب خورده بود
میخوای پلیس ردمون رو بزنه؟
وای خدایا. این چه حرفیه میزنی؟
طمع میتونه آدمها رو وادار کنه به هر کاری دست بزنن
فکر میکنی اون پشت پردهی تمام این اتفاقاته؟
باشه، بیا فرض بگیریم لارک میخواد من بمیرم
چرا باید گادفریای رو برای این کار اجیر کنه که یه طراح مده؟
آخه چه انتظاری ازش داشت؟
انتظارش داشت اون با سوزن خیاطی اینقدر من رو بزنه که بمیرم؟
فکر نمیکنم اون گادفری رو برای کشتنت اجیر کرده باشه
منظورت چیه؟ - اون رو برای ترسوندن ما اجیر کرده بوده -
میخواست یه بهونه دست ما بده که بریم دنبالش
و تو هم من رو به عنوان بادیگارد استخدام کردی تا گادفری رو حذف کنم
نقشهش به بهترین شکل جواب داد
خب، من از اون پولدارتر هستم
هنوز هم میگم میتونیم توی دادگاه بیگناهیمون رو اثبات کنیم
اینقدر ساده نباش
قضیه جنگ تو و اون نیست
قضیه، جنگ ما با یه شرکت بزرگه
که از هیچ تلاشی دریغ نمیکنه تا از اعتبارش محافظت کنه
این قضیه فقط یهجور تموم میشه ... مگه اینکه
مگه اینکه چی؟
مگه اینکه راهی پیدا کنیم که به روش خودش شکستش بدیم
کجا داریم میریم؟
جایی که پلیس نتونه پیدامون کنه
میشه دقیقتر بگی
اسمش «وارگاس»ـه
.با هم خدمت میکردیم بابت یه قضیه بهم بدهکاره
خب، بذار ببینم درست متوجه شدم
توی اخبار همهش دارن درمورد شما حرف میزنن
پلیسها به اتهام قتل دنبالتون هستن
و میخواین توی خونهی من مخفی بشین
درسته
نه - وارگارس، من یکی ازت طلب دارم -
از مجا این این نتیجه رسیدی، جانی؟
اون بار توی «مانیل» رو یادته؟ [ پایتخت فیلیپین ]
اگه من نمیومدم وسط
اون چتربازها میزدن نفلهت میکردن
دوران خوشی بود - آره -
ولی اون شیرینکاریای که سر صحنهی اون فیلم درآوردی رو یادته؟
اون کارت باعث اخراج هر دومون شد
پس تا جایی که من میدونم ما بی حساب شدیم
من بهت پول می دم
عه؟ میخوای همینجوری بری کنار خودپرداز
و از دستگاه پول بگیری؟ - خب، وقتی این قضیه تموم شد -
مطمئن میشم که لطفت رو جبران کنم
و این قضیه کی قراره تموم بشه؟
فقط یه زمان حدودی بهم بده
با این به جایی نمیرسیم - صبر کن -
تو اهل قماری، درسته وارگاس؟
تو دوست داری بختت رو امتحان کنی
اگه تلاشمون به بار بشینه تا آخر عمرت تامین هستی
اگر هم ننشست، میتونی به پلیس بگی که ما به زور اسلحه تهدیدت کردیم
200هزار دلار وقتی که از این مخمصه نجات پیدا کردیم
یه چیزی رو بهم بگین
کار شما بود؟
نه - پس کار کی بوده؟ -
شریک سابقم، لارک امبریج
عجب شریکی
ببین، ما فقط یه جایی رو میخوایم
.که چند روزی رو بتونیم مخفی بشیم بعدش دیگه زحمت رو کم میکنیم
بهتره ارزشش رو داشته باشه، جانی
من باید ماشینش رو از توی خیابون بردارم
بذارش توی پارکینگ
ممنون
میدونی، مجبور نیستی این کار رو بکنی
خودم دلم میخواد
به نظر درد داره
میسوزه؟
نه، زخمهای بدتر از این داشتم
خیلی خوششانسی که اون پلیس بهت شلیک نکرد
اگه شلیک هم میکرد دفعه اولم نبود
... وقتی واسه خدمت اعزام شدی، کسی رو
کسی رو کشتی؟
تا جایی که میدونم نه
... ولی فکر میکردم تو - توی نبرد -
روی دشمن تمرکز نمیکردم
دغدغهم بیشتر این بود
که آدمهای همراهم رو سالم و زنده برگردونم خونه
فکر کنم به خاطر همینه که بادیگارد شدم
... میدونی اگه دیشب بهم اجازه نداده بودی
... که باهات بخوابم
خب؟
توی این دردسر نمیافتادیم
تو یه دردسرساز خیلی بزرگی، چارلی هاکستون
آره، این رو زیاد بهم میگن
استاوروس»، رفیق خودم چطوره»
... مروری بر اخبار فوری امشب
نه، ولی میدونی که پولت رو میدم
متهم به قتل است
در آستانهی از دست دادن چندین میلیارد دلار است
نه
هنوز ... نتونستم جورش کنم
.دارم تلاشم رو میکنم ... فقط
فقط تا دوشنبه بهت وقت بده، باشه؟
دوبرابر پولت رو بهت پس میدم
ببین، پشیمون نمیشی، باشه؟
الو؟ استاوروس؟
همه چی مرتبه؟ - آره -
فقط یه تلفن درمورد یه پیشنهاد کاری بود
پس میرم ببینم جریانش چیه
اینجا رو خونهی خودتون بدونین، باشه؟
خب پس اینجا هستی
به نظر فکرمون شبیه هم بود
تو خیلی خوب میدونی چهجوری نقاط درست رو پیدا کنی
کارم همینه
چارلی؟
جانم؟
میدونی که به خاطر پولت نمیخوامت، درسته؟
... خوبه. چون بعد از این قضیه
ممکنه دیگه پولی نداشته باشم
بهتره کاری که به خاطرش من رو کشوندی اینجا، ارزشش رو داشته باشه
نگران نباش، ارزشش رو داره
من میدونم اونها کجا هستن
پشت تلفن هم همین رو گفتی
اگه فقط میخوای حرفهات رو تکرار کنی
بهتره وقت یکی دیگه رو تلف کنی
.باشه بیا اول دربارهی پول حرف بزنیم
حاضرم بابت اطلاعاتت یه مژدگانی بهت بدم
به شرطی که قابل اتکا باشن
200هزار دلار نقد
چیش خنده داره؟
این پول برای تو پول خرد حساب میشه
شرط میبندم توی این چند روز
با فروش استقراضی سهام شرکتت پول زیادی به جیب زدی
بیخیال دیگه
100هزار دلار
و ازت فقط اطلاعات نمیخوام
میخوام مشکل رو حذف کنی
آخی، جریان چیه؟
فکر کردی بدون اینکه نیازی به کثیف کردن دستهات باشه
میتونی یه پول راحت به جیب بزنی؟
اون یه دوسته - من و چارلی هم دوست بودیم -
راستش تعجب میکنم که مردی مثل تو
اینقدر نازک نارنجیه
.اوه، آره از سابقهت خبر دارم
آقای وارگاس
همینطور میدونم که فعلاً بیکاری
و پول رهن خونهت رو هم نداری بدی
میدونی، من بدون اینکه تحقیق کنم
سر قرارهای مخفیانه با آدمهای غریبه نمیرم
... 100هزار دلار
به علاوهی اختیار خرید سهام
به گمونم میشه ترتیبش رو داد
فقط مطمئن شو که هیچکس جسدشون رو پیدا نکنه
نگران نباش
وقتی شرطبندی باشه، من همه چیزم رو میگذارم
آره، هنوز نمیتونم بهت بگم
ببین فقط میخوام بدونم چه گزینههایی دارم
آهان
با کی حرف میزنی؟
گوش کن من بعداً که اطلاعات بیشتری به دست آوردم، بهت زنگ میزنم
خدافظ
یه دوست دیگهم بود که بهم بدهکاره
به نظرم به کمک بیشتری نیاز داریم
اون تلفن موقته؟
مثل همونی که توی دفترم پیدا کردن؟
همونی که باهاش برام پاپوش دوختن؟
آره، درسته
بهم اعتماد نداری؟
راستش نمیدونم که میتونم بهت اعتماد کنم یا نه
آخه، نقشهت چیه؟
میخوای همه رفیقهای قدیمی ارتشیت رو به خدمت بگیری و چیکار کنی؟
... به زور وارد دفتر لارک بشی و
و با زور اسلحه ازش اعتراف بگیری؟
چندان هوشمندانه نیست - من توی نیروی دریایی بودم نه ارتش -
و آره. شاید لازم باشه همین کار رو کنیم
این جنگ که نیست - نیست؟ -
هی، فرار کردن فکر تو بود نه من یادت رفته؟
نه، یادمه
هی ... ببخشید
نباید صدام رو برات بالا میبردم
می دونی چرا قبل از آشنایی با تو چیزی به اسم زندگی اجتماعی نداشتم؟
دلیلش اینه
من دو روزه باهات هستم
و هنوز هیچی نشده بهت اجازه میدم برام تصمیم بگیری
و نتیجهش چی شده؟ پلیس افتاده دنبالم
جون من هم در خطره، خب؟
شغل تو همینه که جونت رو به خطر بندازی
درسته، برای محافظت از تو
نه، تو سعی نداری ازم محاظت کنی
سعی داری کنترلم کنی
درست مثل همسر سابقم و درست مثل لارک
آروم باش - نه، بهم نگو آروم باشم -
حفاظت من از تو ربطی به کنترل کردنت نداره
پس به چی ربط داره، هان؟
قضیه به شغلت ربط داره؟
نه - خب پس چی؟ -
ارزش تو بیشتر از این چیزهاست
.سلام، بچهها بابایی برگشته خونه
قضیه چهطور پیش رفت؟ کار رو گرفتی؟
راستش رو بخوای، آره
گرفتم
برو سوار ماشین شو. برو
جاناتان
جاناتان - برو -
به گمونم رفیقهای الانی به درد جرز لای دیوار میخورن
همونجوری که قبلا گفتم، طمع
احتمالاً دوستت بهش پول داده تا ما رو بکشه
چی؟ مثل جایزهبگیرها؟
وارگاس در کنار خدمتش برای آمریکا
بعضیوقتها به عنوان آدم اجیرکرده هم کار میکنه
اتفاقی که اونجا افتاد باعث تعجبم نمیشه
برای آدمهایی مثل وارگاس این هم یه شغله واسه کسب درآمد
فکر کردم گفتی میتونیم بهش اعتماد کنیم
... خب، آره
من هم همین فکر رو میکردم
اگه توی خیابونهای اصلی نگردیم
پلیسها احتمالاٌ نمیتونن ببیننمون
باورم نمیشه که برای سرم جایزه گذاشته
واقعاً همین کار رو کرده
.عالی شد بنزینمون داره تموم میشه
یه پمپ بنزین همین نزدیکیها هست
اونجا بزن کنار
یه دبه میگیرم و نقدی هم پرداخت میکنم
زود برمیگردم
[ تماس با دفتر حقوقی ]
چیه؟ زیپ شلوارم بازه؟
توی خونه گفتی که به یکی از دوستهای دیگهت
توی نیروی دریایی زنگ زدی
درسته
پس چرا توی گوشیت نوشته دفتر حقوقی؟
قضیه چیزی که فکر میکنی نیست - جدی؟ -
داشتی با وکیلت مشورت میکردی که با قاضی توافق کنین
و من رو بندارین جلوی گرگها؟
من هیچوقت همچین کاری نمیکنم
فقط داشتم گزینههام رو بررسی میکردم
چارلی، من مثل تو نیستم
.من پولدار نیستم مشهور نیستم
نمیتونم با پول خودم رو از قتل تبرعه کنم
ولی میتونی بهم دروغ بگی، آره؟
بهت دروغ نگفتم
.اون یکی از دوستهامه با هم خدمت کردیم
و حالا وکیل شده
کجا داریم میریم؟
خونهی یکی از دوستهام همین نزدیکیهاست
چهجور دوستهایی هستن؟
اهمیتی داره؟
این هفته خونه نیستن
فقط خودمون تنها توی خونه هستیم
دوست هات همینجوری کلید یدک خونهشون رو میدن بهت؟
گهگاهی اجازه میدن توی خونهشون بمونم
تا از رسانهها دور باشم
به نظر دوستهای خوبی میان
با توجه به بختی که اخیراً با دوستها داستیم
میرم یه گشتی توی خونه بزنم
باشه
همهچی امنه
همینجا منتظر میمونم تا یه نگاهی به اطراف بندازی
باشه
بهتره ماشین رو از توی دید برداری
... پلیسها احتمالاً دنبال
بعداً میتونی ماشین رو جابجا کنی
... ولی الان
باید ازم اطاعت کنی
و هرکاری میگم بگی چشم
این بلاییه که سر پسرهای بد و شیطون میاد
زیاد محکم نبند، باشه؟
مبادا لازم باشه زود پاشم
نه
تو اینجا دستور نمیدی
راستش، حق نداری هیچ کاری
.بدون اجازهی من بکنی و باید دقیقاً
هر کاری بهت می گم رو انجام بدی
متوجه شدی؟
همین رو دوست دارم بشنوم
داری چیکار میکنی؟
وارگاس جلوی خونهست
دیدمش که داشت تعقیبمون میکرد
چی؟ - میخوام بکشونمش داخل -
و مدرکی که لازم داریم رو به دست میارم
چارلی، من رو خیلی محکم بستی
چارلی، دستهام رو باز کن - نه -
باید همینجا بمونی
.نقشهم جواب میده بهم اعتماد کن
چارلی، دستهام رو باز کن
چارلی
چارلی
چارلی
نگران نباش، جانیجون
فقط یه خراش کوچیک بود
اگه بهش آسیبی برسونی میکشمت، حرومزاده
پس فکر کنم روزهای عمرم به شماره افتادن
هرچهقدر پول بهت میده من دو برابرش رو بهت میدم
.وسوسهکنندهست ولی ترجیح میدم شانسم رو
با کسی امتحان کنم که با حکم حبس ابد رو به رو نباشه
همچین اتفاقی نمیفته
حالا میبینیم
باید بگم شما دوتا نمایش جالی توی تختخواب راه انداخته بودین
.سعی کردین من رو بکشونین داخل زیرکانه بود
ولی شرط می بدم الان از اون تصمیم پشیمون هستین
اون با دستهای بسته روی تخت نمیتونه ازت محافظت کنه
به خاطر این کارت
کاری میکنم که حسابی درد بکشی
چارلی - حالم خوبه -
قشنگ نیست؟
هنوز هم براش مهم هستی
حتی با وجود همهی این اتفاقات
سکس باهاش باید فوقالعاده باشه
بذار بره، وارگاس
و از پول هنگفتی که گیرم میاد بگذرم؟
فکر نکنم، جانیجون
میدونی، اول تو رو میکشم و اون تماشا می کنه
هنوز نمیکشیش
جدی؟ چرا نکشم؟
چون رییست نمیخواد
خونهی قشنگش رو خونمالی کنی
رییسم؟
منظورت چیه؟
مگه نمیدونستی؟
اینجا خونهی لارکه
و طبق برنامهش
هر لحظه ممکنه سر برسه
چارلی؟
ما اینجا هستیم
سختش نگیر، دختر گاوچرون
بهتره یه توضیح خیلی خوب واسه این قضیه داشته باشی
آره، داشتم تعقیبشون میکردم که اومدن اینجا
روحمم خبر نداشت اینجا خونهی توئه
بیخیال
از اینجا ببرشون
میخوای کجا بکشمشون؟ - توی پارکینگم بیل و کلنگ دارم -
.توی حیاط پشتی انجامش بده اونجا کسی نمیبینتت
فقط داخل خونه نباشه
خیلیخب، من رو پوشش بده
جریان چیه، لارک؟
جرأتش رو نداری خودت ماشه رو بکشی؟
پس واسه چی به وارگاس پول میدم
لارک؟ - من برخلاف تو -
مفهوم تقسیم کار رو درک می کنم
عجله کن
من بهت اعتماد کردم
بیا بریم. وسایلت رو جمع کن
جاناتان
عجله کن
این کار رو نکن
خفه شو - چرا باید این کار رو بکنی؟ -
اون هم بعد از این همه مدت که با هم کار کردیم؟
... قضیه واقعاً فقط این بود
که من رو از سر راه برداری
تا بتونی شرکت من رو به سلیقهی خودت بازسازی کنی؟
شرکت تو رو؟
من کسی هستم که سرمایهی اولیهی شرکت رو جذب کرد، یادته؟
من کسی هستم که ایدهی تاسیس شرکت رو بهت گفتم
تنها کاری که جنابعالی کردی این بود که جلوی دوربین ها لبخند بزنی
و فکر میکنی با این کار اختیار تام پیدا میکنی
من دیگه از اطاعت کردن و نادیده گرفته شدن خسته شدم
میخوای بدونی قضیه چیه؟
قضیه اینه که بالاخره رویاهای خودم رو زندگی کنم
نه رویاهای یکی دیگه رو
میتونستی باهام حرف بزنی
میتونستیم مشکل رو حل کنیم
فکر میکنی من این همه مدت واسه چی تلاش کردم؟
تو 51 درصد سهام شرکت رو داری یادت رفته؟
حتی اگه میخواستم هم نمیتونستم مجبورت کنم از شرکت بری
خودت این بلا سرت آوردی، چارلی
خواهش میکنم - خفه شو -
یه گلوله توی مغزت خالی میکنم
نه - راه بیفت. یالا -
برو
بس کن. خفه شو و برو
وارگاس منتظرته
،هرچند دیر باشه ولی من متاسفم
نمیتونستی بهم اعتماد کنی و نقشهت رو بهم بگی؟
اگه میگفتم قبول میکردی؟
احتمالاً نه
خب ... من تمام اعترافات لارک رو ضبط کردم
دربارهی چی حرف میزنین؟
گوشی تلفنی که توی جیبمه
همهچی رو ضبط کردم
اگه زحمت گشتنمون رو کشیده بودی پیداش میکردی
بندازش اینجا - چرا باید همچین کاری کنم؟ -
تو که در هر صورت ما رو میکشی، درسته؟
راههای زیادی واسه مردن هست، عزیزدلم
انتخابت چیه؟
برو
مرکز فوریتهای پلیس، بفرمایید
من به پلیس نیاز دارم
جریان چیه، لارک؟
جرأتش رو نداری خودت ماشه رو بکشی؟
پس واسه چی به وارگاس پول میدم
من برخلاف تو مفهوم تقسیم کار رو درک می کنم
من همین الان این نوار صوتی رو برای پلیس فرستادم
هر لحظه ممکنه سر برسن
چرا این کار رو کردی؟ من فکر میکردم با هم دوست هستیم
الانش هم هستیم، رفیق ولی همونجوری که خودت گفتی
.من قماربازم الان هم دارم بختم رو امتحان میکنم
ولی ظاهراً بخت زیاد با تو یار نیست
ولی یه کاری میکنم
سریع راحتت میکنم
به یاد قدیمها
من بهت تیر زدم
به پای اشتباهی تیر زدی، همکار
دکترها راست میگفتن
توی این پام هیچ حسی ندارم
باشه، فقط بهم شلیک نکن
یه دلیل خوب بیار که نکشمت
.بیخیال، پسر هرکسی رو میشه خرید
هرکسی رو نه - باشه -
علیهش شهادت میدم
.میگم بهم پول داده قسم میخورم
هرچی بخوای میگم فقط ماشه رو نکش
قبوله
.پلیس هستیم در رو باز کنین
در رو باز کنین - کمک -
.اون میخواد من رو بکشه من اینجا هستم
.اسلحه رو بنداز دستهات رو ببر بالا
.بیا اینجا. دستها بالا همون جایی که هستی بایست
.لطفاً دستها بالا ممنون
ممنون، جناب سروان
.اینجا خونهی منه اون به زور وارد خونهم شد
حالتون خوبه؟ - آره -
چارلی
منتظر چی هستین؟ اونها قاتل هستن
دستگیرشون کنین - آره، یه مطلبی هست -
کاشف به عمل اومده که یه گلوله در رابطه با ماشین گادفری لوئیس کم بوده
و گلولهای که باعث مرگش شده
اثر رنگی روش بوده که با رنگ ماشین همخوانی داشته
عجیبه، نه؟
و اون نواری که براتون فرستادم ثابت میکنه، اون یکی رو برای قتل ما اجیر کرده
اون پشت تمام این ماجرا بود
تهدیدهای جانی، قتل گادفری همه چیز
مردی که اجیر توی حیاط پشتیه
اون همه چیز رو بهتون میگه
توی حیاط پشتی؟
بله، قربان - شوخیتون گرفته؟ -
اون نوار صوتی بدون اطلاع من ضبط شده
من اون مرد حاضره به خاطر منافعش هر چیزی بگه
اثبات حرفهام برای وکیلهام مثل آب خوردنه
.قبول کن، لارک همهچی تموم شده
من ازت متنفرم
اون یارو اینجاست، کاراگاه
بله، متوجه هستم [ 1ماه بعد ]
باشه، ممنون
هفتهی بعد همهتون رو میبینم
چی گفتن؟
با توجه به اتفاقات اخیر
بعد از تمام ماجراهایی که پیش اومده
پیشینه و اینجور چیزهات
دیگه به عنوان بادیگارد من بهت حقوقی پرداخت نمیکنن
خب پس اینجوریاست، آره؟
دوباره بیکار شدم
خب، دیگه برای شرکت پوشاک ورزشی سینگولار کار نمیکنی
برای من کار میکنی
جدی؟ - آره، یهخرده پول توی بانک دارم -
و توان مالیش رو دارم
که تو رو به عنوان بادیگارد شخصیم نگه دارم
حقوقش چهقدره؟
بعداً دربارهش حرف میزنیم
فکر میکنی از عهدهش بربیای؟
شاید بتونم
فکر میکنی بتونی از این بدن محافظت کنی؟
بستگی داره
حقوق بازنشستگی هم داره؟
نه. تازه مرخصی هم نداری
قبوله
«متـــرجمان: احسان جولاپور و هـــادی» Mister.Cloner & Ha.va.Di
دانلود فیلموسریال بدون سانسور با زیرنویس چسبیده WwW.NightMovie.Top
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.