All language subtitles for The Long Way Home 1998.Per.WEBRip.1080p.@Lemonfilm

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تقدیم به عاشقان جک لمون

ارائه ای از کانال تلگرامی لمون فیلم @Lemonfilm

"سوهان نجاری پنج دلار"

چندمیه که روشن کردی؟ _ اولی _

فکر کنم یکی هم صبح روشن کردی بابا

یادته که دکتر چی گفت؟

خوبه، حداقل نظرتُ عوض کردی _ در مورد چی؟ _

سفر تنهایی

اگه بشه، یه ماجراجوئیه

آره، مثل پریدن از کوه بطورِ خلاصه

میدونی چیه؟ نمیتونم بفهممت

ولی مطمئنم که با ماشین سواری مشکلی ندارم پنجاه هزار دلار ارزششه

اون ماشین مال من نیست

اونوقت قبول نکردی؟

پدرم دوست داره بهم یه چیزایی بده

و اگه رد کنی، ناراحت میشه

خُب، این لطف بزرگیه برای تو

هیچ کس بد بخت تر از این نیست"

"که یه بچه ی ناسپاس داشته باشه

مطمئنا راه طولانی ئیه برای تنهایی رانندگی کردن

"آدام"

بنظرت تا کی طول میکشه؟ _ نمیدونم _

قبلا تو (جاده های) کشور رانندگی نکردم

منظورم اینه که عجله ای ندارم

برای رفتن به اونجا یا برای برگشتن پیش من؟

تختت رو برای اتاقم نگه داشتم

البته یذره کوچیکه

...سعی میکنم به خاطر بیارم

کنی و پیت، هر جفتشون تو اون تخت میخوابیدن

فکر کنم کینی تنها تو اون تخت میخوابید

نمیدونم، به هر حال نگهش داشتم

اون گنجه رو که بیست و پنجمین سالگرد ازدواجمون، برات درست کردم یادته؟

آره

"غرب 72"

"ماركو"

این چیه؟ _ ممنونم _

از اینا گرفتی؟

اون بسته رو ببر

من به کمک نیاز دارم

رستوران و بار پارادایز باز است

حالت چطوره؟

من خوبم، حال تو چطوره؟

با پدربزرگت سفر می کنی ، درسته؟

نه، پدر بزرگم نیست، فقط باهاشم

شنیدی؟ میگه باهاشم

حدس میزنم داره شوخی میکنه نه؟

هر وقت بخواد، میتونه باهام شوخی کنه

اسمت چیه عزیزم؟

"اوفيليا"

چه اسم قشنگی

نظرت چیه یه مدت از دست پدربزرگ خلاص بشیم؟

و همدیگه رو بشناسیم؟

نه اون واقعا پدربزرگم نیست

اون عشقمه

من قبل از ملاقات با جورج فاحشه بودم

بعدش اون زندگیمو کاملاً تغییر داد

و حالا ما نامزد کردیم

فک میکنی خیلی زرنگی، نه؟

چرا باور نمی کنی؟

من شبیه یک دختر فریبکارم؟

میدونم باورش سخته

ولی این روزا خیلی چیزای عجیبی وجود داره توجه نکردین؟

باید به چی توجه کنم، عوضی؟

بریم

بسه، راس

بیا ببینم مزه ش بهتره، یا حرفاش؟

همین الان تمومش کن، راس

رستورانه اونقدرا هم عالی نبود

فکر کنم اسپری فلفل بود

سخت تر از چیزیه که فک میکردم

من یه ایده دارم چرا نرم و توی بوته ها قایم نشم؟

و موقعی که ماشین برات وایساد، ...در این شکی ندارم

بهشون میگی یه همراه داری که مچ پاش کبود شده

و یه دفه ظاهر میشم

روشون نمیشه که مانع سوار شدن من بشن

مگه اینکه از انسانیت بویی نبرده باشن

امکان داره، فکر میکنین جواب بده؟

این طرح با کلودت کولبرت کار کرد

کی؟ _ تو یه فیلم...یکی داره میاد _

دو روزه که دوش نگرفتم شاید شما متوجه شده باشین

فک میکردم بوی منه _ ازت متنفرم _

الان چه حسی داری؟

ما برای ذوب برف به مایکروویو نیاز داریم

خوبه، ورمش رفته _ آره _

یه باند میگیریم و میپیچیم دورش

خوب میشی _ امیدوارم _

بنابراین، برنامه ت واسه هزاره چیه؟

چی گفتی؟

هزاره جدید، قرن بیست و یکم

نزدیکتر از اونیه که فکرشُ بکنی

من هرگز به اون فکر نکرده بودم

نمیدونم ، امیدوارم زنده بمونم

در مورد من..شاید پاریس باشم

شب سال نو

نشستن بالای برج ایفل

شمارو نمیدونم، ولی من خیلی خسته ام

لطفا بگو که خر و پف نمیکنی

نه

نه خروپف نمی کنم

چرا روی تخت نمیخوابی؟

روی تخت خوابیدم _ منظورم اینه که همیشه _

خیل وقته دور بودم(از تخت خواب)

حتی لباساتو در نیاوردی

ولی تو به اندازه ی هر دومون لباس در آوردی

اول صبح بد اخلاقی؟

نه

ولی ناراحتی

ناراحت نیستی؟

شاید من یه پیرمرد باشم ، اما نه اونقدرا

پیر برای چی؟

بطور شرم آوری جلوم برهنه شدی

برهنه؟

لباسام رو در آوردم و رفتم بخوابم

براحتی این رو فهمیدم

واقعا اینقدر ناراحتی؟ شما مثل پدربزرگ منی

من پدربزرگت نیستم

و حتی یه چیزی شبیه اون

منظورم این نبود ، منظورم این بود که شما پیر شدین

نه ، منظورم این نبود

منظور من این نبود

هنوز شروع نکردی به خوردن؟ _ نه، منتظر شما بودم _

قهوه و آب پرتقال لطفا

میتونی آروم باشی؟

یعنی هنوز عصبانی هستی؟

من حساب میکنم _ نه، اجازه بدین دنگیش کنیم _

دیروز به اندازه کافی برای من هزینه کردی

بهش توجه نکن یذره شوخ طبعه

در مورد اون دختر چیزی میدونین؟ _ اصلا، هیچی _

فکر می کنین اون با پدرتون رابطه داره؟

مثلا چی؟

علایق بزرگسالانه؟

باهام شوخی میکنی؟

ما در مورد تام گرن صحبت می کنیم

...یه نفر توی دکستر

تو سن هشتاد سالگی، از همسر بیست و شیش ساله ش، بچه دار شد

روزنامه ها این خبرُ چند هفته پیش گزارش کردن

پدرم با همسرش پنجاه سال زندگی کرد

دیگه به دخترها علاقه ای نداره

مخصوصا دختری هم سن و سال نوه هاشه

بیشتر از اونچیزی که فکرشُ بکنی اتفاق میوفته

باید بهت بگم که مغز اون، اکسیژن کافی دریافت نمکنه

عموم هم از همین وضعیت رنج می برد

اینطور شروع شد

ببخش کلانتر

ما برنده داریم

ممنون

ممنون

یه آهنگ آروم تر میزنی؟

عالی، ببخشید

من مدتهاست که نرقصیدم

مثل دوچرخه سواریه

اونم اخیرا انجام ندادم

هنوز با اونا تماس نگرفتی، درسته؟

تو تلفنی دیدی؟

فکر نمی کنی که من فراری ام؟

وقتی شنیدی چی تو رادیو میگن

منو عصبانی میکنه

مطمئنم که تو پدر خوبی هستی

من هر کاری که میتونستم انجام دادم

...همونطور که میدونی در اون زمان

از اونا حمایت کردم و هر کدوم که میخواست، فرستادم دانشگاه

این کافی نیست؟

البته همه شکایت میکنن رسم اینه

من یک دختر دارم که میگه ازش دور شدم

کارگاه من سیزده متر از خونه ش فاصله داشت

اون هر روزِ زندگیش منُ دیده

دور؟ این چه نوع مزخرفیه؟

بهم نگاه کن ، کنی

از وقتی پدرت به خونمون اومد رابطه جنسی نداشتیم

بیخیال بانی، الان باید در این مورد صحبت کنیم؟

و کی میخوای در این مورد صحبت کنی ، کینی؟

وقتی برگرده نمیتونیم درموردش صحبت کنیم

خُب، شاید اون برنگرده

این خوشحالت میکنه؟

"طراوت"

در کالیفرنیا به کجا میرین؟

"مونتيری"

اگه بخواین میتونم به استوکتون برسونمتون

از مونتری دور نیست

این باعث خوشحالیمون میشه، ممنون

با هم نسبتی دارین؟ _ نه _

فکر کردم شاید پدر بزرگشی

بدم نمیاد، اما نیستم

تو جاده همو دیدیم

...اگه بد نبود، میگفتم که

شما دو تا غریبه این که با هم فرار کردین

واقعا؟ _ بابا _

خوبی عزیزم؟

همه چی خوبه

شاید فقط یه کابوس بوده

خوبی؟

همه چی خوبه

کجاییم؟

تقریبا داریم به نوادا میرسیم

اوه پسر، کالیفورنیا، ما داریم میایم

همیشه با هم "

در همه شرایط آب و هوایی

"ما راه طولانی رو انتخاب کردیم

لیان، میخوام بدونی که من خیلی خوشحالم

...فکر میکنم یه چند تا هتلی هست که

اوه، بی فکری نکن

سلام

سلام

کسی خونه نیست؟

تو سفر همراهم بود و این پدر من، کریگ بوسرت

سلام

این اتاق شماست

اینم توالت

راحت باشین، این فقط یه اتاق خوابه

نوشیدنی میل داری؟ _ نه ممنون _

...تمام عمرم

تنها چیزی که می خواستم این بود که بهش نزدیک باشم

و حالا که بازنشسته شده ، رفته

مردم روشهای مختلفی برای به هم نزدیک شدن دارن

فکر کنم

چی باعث شد بیاین کالیفورنیا؟ آقای گرین، اینجا قوم و خویشی دارین؟

نه خانم، فامیل نه

من فقط قصد سفر داشتم

گفتنش سخته _ بله، دقیقا _

از شنیدن خبر تصادف متاسفم

ماشین قشنگی بود

راستش من مسافرت تنهایی رو دوست دارم

مخصوصا که تو همراهم بودی _ بهمچنین _

آقای گورین تا کی پیشمون میمونین؟

هر چقدر که بخواد

قطعا

مطمئنا، هیچ مشکلی نیست

تهدیدش کردم که اگه باهام نیاد یه بلایی سرش میارم

میخواست بره هتل

بعضی وقتا جواب میده

بله این کار رو کرد میدونین اعراب چی میگن؟

خیلی دوست دارم بابا

میخوای شنا کنی؟

من هیچوقت شنا یاد نگرفتم

شوخی میکنی؟ _ نه _

یه تلاشی میکردم ...اگه یه نجات غریق بود، ولی

وقتی بچه بودم پدرم به من یاد داد _ اوه واقعا؟ _

تو به پدرت خیلی وابسته ای، درسته؟

آره

...ولی من

احساس میکنم با مادرت زیاد جور نیستی

شاید اون تمام تلاش خودشُ کرده

من نمی خواهم دخالت کنم

ولی پدرت خیلی سالم بنظر نمیرسه

داره میمیره

خدایا، از شنیدنش متاسفم عزیزم

چه مرد جوونی

زندگی عادلانه نیست ، درسته

اون کار میکنه

اون بعضی از کارهاشُ صبح و بعضی هاشُ عصر انجام میده

الان مشاوره

ولی منظورم این اینه که روحیه شُ از دست نداده، کار میکنه

فکر میکنین از دستش میدیم؟

من فکر میکنم از نظر جسمی کاملا سالمه

احتمالا کارش رو ترک میکنه

اون اعلام نمیکنه که تسلیم شده

منظورمو میفهمی؟

فکر میکنم

خُب، میخوای بری دنبالش؟

این کارُ کردم

واقعا؟ _ بله، اسمش توی دفترچه تلفن هست _

اول بهش زنگ میزنی؟

یا میری جلوی درشون تا شوکه ش بکنی؟

هنوز تصمیم نگرفتم، به نظرت بهترین راه چیه؟

پس چرا من این کار رو نکنم؟ _ این کار رو میکنی؟ _

بهت ایمیل میزنم ، وقتی اومدم بهت اطلاع میدم

خوبه

سلامت برسی خونه

منم

کجایی؟ اونه

هنوز کالیفرنیایی؟

میای خونه؟ اونجا چه خبره؟

بهش بگو میریم، برش میگردونیم

اجازه بده رسیدگی کنم

یذره دیر میرسم

چه خبره؟ _ یه چیزایی هست که باید درست بشه _

برمیگرده یا نه؟ _ آره برمیگرده _

چه جور چیزی بابا؟

چطور حلش میکنی؟

مثلا اینکه وقتی بانی باهام تماس گرفت ...مرتبا در حال چرت زدن بود

...گوش کن پدر

تقدیم به عاشقان جک لمون

ارائه ای از کانال تلگرامی لمون فیلم @Lemonfilm

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.