All language subtitles for Presumed.Innocent.S01E08.The.Verdict.720p.ATVP.WEB-DL.DDP5.1.H.264-NTb [Fa]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫سی‌نما تقدیم میکند ‫WwW.30NaMa.CoM

‫« خدمات پزشکی قانونی پلیس شیکاگو »

‫« برو درتو بذار »

‫حتماً خودش اینو اینجا گذاشته ‫دیگه کی می‌تونسته باشه؟

‫فکر می‌کنی راستی ‫اینو گذاشته اینجا؟

‫خب، دیگه کی اینقدر درمونده‌ست ‫که همچین کاری بکنه؟

‫حالت خوبه، تامی؟

‫نه

‫گربه‌م داره وحشت می‌کنه ‫ولی می‌برمش طبقه‌ی بالا

‫« اصــل بــرائــت »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫سلام، چی شده؟

‫چی؟

‫توی آزمایشگاه بررسی شده؟

‫آره. هیچ دی‌ان‌ای یا اثرانگشتی روش نیست ‫ظاهراً تمیز شده

‫از کجا می‌دونیم این واقعاً ‫سیخ شومینه‌ی "کارولین"ـه؟

‫نمی‌دونیم. شاید تو بدونی

‫- گور پدرت ‫- و اینم هست

‫این هیچی رو اثبات نمی‌کنه، تامی

‫نشون میده یکی می‌خواد منو بترسونه ‫یا منو گناهکار جلوه بده

‫نشون‌ دهنده‌ی تنفر کسی از منه

‫نشون میده یه نفر درمونده شده

‫یعنی می‌خوای به شواهد پرونده اضافش کنی؟

‫چطور می‌تونم؟ زنجیره‌ی توقیف شواهد ‫رعایت نشده، کسی رو تبرئه نمی‌کنه

‫فقط میشه با قطعیت گفت "یه" سیخ ‫شومینه‌ست، نه سیخ شومینه‌ی "آلت قتاله"

‫مستخدم چی؟ اون می‌تونه شناساییش کنه؟

‫خب، آوردیمش پاسگاه، گفت شبیهشه

‫جزو همون مجموعه‌ست ‫ولی فقط تونست در همین حد بگه

‫و گفتی خونه‌ت کاملاً بررسی شده؟

‫آره. نه اثری از دی‌ان‌ای هست ‫نه اثر انگشت. خیلی موشکافانه عمل کرده

‫قفل خونه رو شکسته؟

‫نه، در پشتی رو باز می‌ذارم. گربه دارم

‫گاهی اوقات وقتی تا دیروقت کار می‌کنم

‫به همسایه‌م میگم بره یه سر بهش بزنه

‫گربه داری؟

‫- آره ‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب. بذارین فکر کنم

‫دوباره حاضرم دادرسی رو متوقف کنم ‫که درخواست محاکمه‌ی مجدد کنیم

‫کسی نظری داره؟

‫دادستانی می‌تونه دادرسی رو ادامه بده

‫فقط فکر می‌کنیم اعضای هیئت منصفه ‫باید از شرایط آگاه بشن

‫می‌تونیم بهشون بگیم ‫که نباید جزو مدارک لحاظ بشه

‫کالدول چی؟

‫چرا باید کالدول بخواد ‫برای تامی پاپوش بدوزه؟

‫- چون کفریش کردی... ‫- که تو رو از زیر ذره‌بین بکشه بیرون؟ شاید؟

‫عالیجناب، باید یه لحظه ‫با موکلم صحبت کنم. ممنونم

‫- ممنونم، عالیجناب ‫- سوال احمقانه‌ایه. آره

‫ازش بازجویی کردین یا نه؟ ‫سوالم فقط همینه

‫راستی، آروم باش. راستی...

‫آخه...

‫آروم باش

‫دلمون نمی‌خواد این بیاد جزو شواهد ‫حتی نمی‌خوایم بهش اشاره‌ای بشه

‫چه بگن جزو شواهد لحاظ نشه چه نگن

‫ولی ممکنه شک تو ذهن‌شون ایجاد کنه

‫اگر تامی صادق نبود ‫چرا باید این قضیه رو گزارش کنه؟

‫اینکه سیخ شومینه دستشه

‫که کمکی به اثبات اتهاماتش نمی‌کنه

‫و با اون یادداشت "برو درتو بذار"؟ ‫انگار یکی عمداً اینو گذاشته اونجا

‫آخرین باری که به عنوان دادیار گفتی

‫"هی، آلت قتاله رو توی آشپزخونه‌م پیدا کردم"

‫آره، موافقم. کمکی بهمون نمی‌کنه

‫به‌علاوه، اگر هنوزم می‌خوایم نشون بدیم ‫که لیام رینولدز مظنونه

‫- این خلافش رو اثبات می‌کنه. باید... ‫- عجب، حالا...

‫حالا می‌خوای بگی لیام رینولدز مظنونه؟

‫- انگیزه‌ای نداره که برای تامی پاپوش بدوزه ‫- خب پس حداقل باید از کالدول بازجویی کنیم

‫- چرا اون باید بره سراغ مولتو؟ ‫- من...

‫کی می‌دونه؟ کی اهمیت میده؟

‫قضیه رسیدن به حقیقت نیست

‫قضیه فقط ایجاد تردید منطقیه

‫گوش کن چی میگم

‫اگر اعضای هیئت منصفه ‫فکر کنن عمداً اونجا گذاشته شده...

‫که احتمالاً همین فکرو کنن...

‫فکر نمی‌کنن کار کالدول بوده

‫فکر می‌کنن کار تو بوده

‫پس قصد دارن هیچ اشاره‌ای بهش نکنن؟

‫خب، مدرک محکمه‌پسندی نیست ‫می‌دونی، شاید اینطوری به نفعم باشه

‫ممکنه منو بد جلوه بده ‫چون انگیزه‌ای برای این‌کار دارم

‫ولی اگر یکی به رسانه‌ها خبر بده چی؟

‫خب، آخه... اگر به نفع دادستانیه

‫چرا نباید تامی یواشکی بهشون بگه؟

‫ببین، اگر خبرش درز کنه ‫احتمالاً برگردیم سراغ درخواست محاکمه‌ی مجدد

‫که فکر نکنم دلش همچین چیزی بخواد ‫آخه فکر می‌کنه داره برنده میشه

‫و میگی حتی مطمئن نیستن ‫همون سیخ شومینه‌ی اصلی باشه

‫خودشه

‫لبه‌ی دسته‌ش پریده. شناختمش

‫- اینو بهشون گفتی؟ ‫- نه

‫راستش یه بار اونجا ‫برای آتش درست کردن ازش استفاده کردم

‫خداروشکر اثرانگشتم روش نبود

‫- سلام ‫- سلام

‫چی شده؟

‫میشه اینو ببری؟ الان میایم

‫باشه

‫اگر شخصی غذا بخوره ‫و مثلاً در عرض 20 دقیقه بمیره

‫اکثر غذا هنوزم توی معده‌شون باقی می‌مونه

‫بخشیش ممکنه به دوازدهه برسه ‫که قسمت ابتدایی بخش زیرین دستگاه گوارشه

‫و وقتی کارولین پلیموس فوت کرد

‫- غذایی توی معده‌ش بود؟ ‫- نه نبود

‫و چقدر طول می‌کشه ‫تا معده‌ی انسان خالی بشه؟

‫مایعات و نیمه‌مایعات ‫سریع از معده خارج میشن

‫کمتر از دو ساعت، پروتئین‌ها و چربی‌ها ‫حدوداً دو ساعت و نیم طول می‌کشه

‫برنج و لوبیا، حدوداً 3 ساعت

‫رسیدی که روش زده 8 و 27 دقیقه‌ی شب

‫نشون میده خوراک مرغ کونگ پائو ‫و دلمه‌ی خرچنگ

‫ساعت 8 و 55 دقیقه‌ی شب

‫به خونه‌ی خانم کارولین پلیموس ‫ تحویل داده شده

‫- بله ‫- و در زمان مرگ

‫- معده‌ش کاملاً خالی بوده؟ ‫- بله

‫ولی دکتر کوماگای تشخیص داده ‫که ایشون حدوداً ساعت 10 شب مرده

‫اشتباه می‌کنه. شخصاً زمان مرگش رو ‫بین 1 تا 3 صبح می‌دونم

‫چطور می‌تونسته اینقدر اشتباه کنه؟

‫نمی‌دونم والا. برای اینکه معده‌ش خالی باشه

‫باید زمان مرگش حداقل ‫چهار ساعت بعد از غذا خوردن باشه

‫اگر اصلاً دلمه نخورده باشه چی؟

‫سفارشش داده، به دستش رسیده

‫خب، می‌تونین با قطعیت بگین ‫کسی حدوداً همون زمان نرسیده

‫و قبل از اینکه فرصت کنه بخورتش ‫ایشون رو نکشته؟

‫یه ظرف نیمه‌خالی غذای چینی ‫توی آشپزخونه بوده، پس...

‫توی دوازدهه‌ش اثری از ‫غذای چینی پیدا کردین؟

‫اثری از نوعی غذا ‫توی دوازدهه‌ی ایشون بوده

‫ممکنه ناهارش بوده باشه؟

‫گمونم هرچیزی ممکنه

‫می‌تونی از نظر پزشکی با قطعیت بگین ‫که مقتول غذای چینی خورده؟

‫نه

‫ممنونم

‫پس، صرفاً جهت اطلاع می‌پرسم

‫الان فقط به عنوان شاهد کارشناس ‫برای وکیل مدافع‌ها کار می‌کنین؟

‫گزارشی بهتون میدن، نظری میدین

‫و بعد از اون، وکیل مدافع تصمیم می‌گیره استخدامتون کنه یا نه

‫و اگر نظری که به نفع متهمه ندین

‫- استخدام نمیشین؟ ‫- من یه شخص حرفه‌ایم

‫شما یه شاهد حرفه‌ای برای وکیل مدافع‌ها ‫هستین که فقط در صورتی پول می‌گیره

‫که نظری به نفع متهم بده

‫ و نظر امروزتون در مورد زمان مرگ ‫بر اساس محتویات معده‌ست

‫که نظرتون فرض رو بر این می‌گذاره ‫که مقتول ساعت 10 شب غذای چینی خورده

‫ولی نمی‌تونین از لحاظ پزشکی با قطعیت بگین ‫یا حتی احتمال بدین که خورده بوده

‫درست میگم؟ ممنونم

‫خیلی‌خب. بیاین فرض کنیم ‫ که امروز با موفقیت تونستیم

‫کاری کنیم هیئت منصفه باور کنه ‫یا حداقل فکر کنه

‫که کارولین نیمه‌شب یا ساعات بعدش کشته شده

‫باید اثبات کنیم که اون ساعت خونه بودی ‫می‌تونیم این‌کارو بکنیم؟

‫من می‌تونم. می‌تونم شهادت بدم که بوده

‫نمی‌تونیم بیاریمش توی جایگاه شهود

‫چرا؟

‫چون بی‌طرف نیستی ‫و چون فرصت آسونی دستشون میدی

‫که شوهرت رو بد جلوه بدن

‫"خانم سبیچ، حقیقت نداره"

‫"که خبر نداشتین با مقتول می‌خوابیده؟"

‫"خانم سبیچ، حقیقت نداره"

‫"که حتی بعد از اینکه گفت ‫رابطه‌ تموم شده، دوباره شروعش کرد؟"

‫"حقیقت نداره که بهتون نگفت"

‫"که شب قتل اونجا بوده؟"

‫"که حامله‌ش کرده؟"

‫"رابطه‌ی بازی داشتین، خانم سبیچ؟"

‫"اونم همه‌چی رو در مورد شما می‌دونه؟"

‫"همه‌مون اسراری داریم"

‫"در مورد کلیفتون می‌دونه؟ ‫دوست کافه‌چی مهربون‌تون؟"

‫یعنی چی؟

‫تعقیبم می‌کردین؟

‫گاهی اوقات ‫ کارآگاه‌های خصوصی استخدام می‌کنیم

‫با این تفکر که حقیقت می‌تونه بهمون کمک کنه

‫گاهی اوقات کمک می‌کنه

‫دیگه چیزی ارائه نمیدیم

‫تردید منطقی ایجاد کردیم ‫چرا باید خطر کنیم؟

‫به‌نظرم موافقم

‫و صحبت‌های نهایی رو خودم میگم

‫اوه، نه

‫با این مورد مخالفم

‫- زندگی خودمه. صحبت‌های نهایی رو خودم میگم ‫- راستی

‫از نظر این هیئت منصفه ‫اصلاً و ابداً هیچ اعتباری نداری

‫بعد از تمام این قضایا ‫چرا باید یک کلمه از حرف‌هات رو باور کنن؟

‫آخه... ای خدا

‫توی ایالت "مین" که اهل اونجام ‫اگر بخوای بری به خوک‌ها غذا بدی

‫اونا هم به حرفات اعتماد نمی‌کنن ‫که بیان سمتت. ای خدا

‫صحبت‌های نهایی رو من میگم. و بذار اینو بگم ‫شک و تردید توی هیئت منصفه به نفع منه

‫ولی شک و تردید توی دل وکلام ‫سودی برام نداره

‫و شک توی دل بهترین دوستم ‫اینم سودی به حالم نداره

‫باید کنار بکشی

‫امکان نداره

‫معلومه که امکان داره ‫وقتی حاضر نیست به نظرت گوش کنه...

‫قاضی لیتل عمراً اجازه نمیده ‫توی این مرحله از دادرسی کنار بکشم

‫به ضرر موکلمه

‫حالش خوب نیست

‫خوب باشه یا نه ‫بی‌گناه باشه یا نه، برای صحبت آماده‌ میشه

‫عزیزم، این محاکمه یه بار ‫نزدیک بود به کشتنت بده

‫بعد از این، بازنشسته میشم ‫قول میدم

‫میرم قدم می‌زنم، چمن‌ها رو می‌زنم

‫باهات یخ‌چای می‌خورم

‫مثل تورنتون وایلدر تمام و کمال ‫غرق در زندگی روزمره میشم، ولی...

‫فعلاً خیلی باهاش فاصله داریم

‫هیچ شواهد فیزیکی، یا پزشکی قانونی ‫یا شهادت شهودی وجود نداره

‫نیکو دلا گواردیا...

‫لیام رینولدز هم هست...

‫کالدول، مظنون دیگه‌ای ‫که در موردش تحقیقی نشده...

‫از همون اول روی من تمرکز کردن...

‫قربانی این اتفاق شد، خب منم شدم

‫دقیقاً همین...

‫در 15 سالی که دادیار این شهر بی‌نظیر ‫بودم، هرگز و هرگز پرونده‌ای رو...

‫محاکمه‌ی مجدده، و بهتون گفت ‫که به مقتول علاقه داشته

‫خب، منم داشتم ‫خیلی عاشقش بودم

‫خیلی دلتنگشم، و می‌خوام بدونم ‫این قضیه کار کی بوده

‫مثل خیلیای دیگه. و درک می‌کنم که...

‫سلام

‫سلام

‫دارم صحبت‌های پایانیم رو تمرین می‌کنم

‫آره می‌بینم

‫کمک لازم داری؟

‫کلاس ستاره‌شناسی پیشرفته برداشتم

‫پس احتمالاً اگر حرفی بزنی که با منطق زمینی ‫ جور درنیاد، می‌تونم تشخیص بدم

‫حتی توام، دخترم؟ ‫("تو هم"، آخرین جمله‌ی سزار)

‫خب اون آخر کاری یکم دیوونه شده بود، می‌دونی

‫خب، می‌دونی، وقتی تمام رفقات ‫بهت خنجر می‌زنن...

‫می‌تونه اعصاب آدمو بهم بریزه

‫بابا، واقعاً؟

‫می‌خوای خودت جمع‌بندی پرونده رو بگی؟

‫مامانت ازت خواسته بیای اینجا؟

‫من بهترین شانس خودمم، جی

‫قبلاً هم این‌کارو کردم

‫از پسش برمیام

‫باشه

‫باشه

‫فقط در مورد ارکان پرونده صحبت کن

‫نبینم شروع کنی به گفتن اینکه ‫ تامی قاتل اصلیه

‫یا لیام رینولدز، یا شوهر سابقش

‫می‌شنوی چی میگم؟

‫راستی؟

‫آره، شنیدم

‫خیلی‌خب

‫صحبت‌های تیم دفاعی رو می‌شنویم

‫اسم من، همونطور که خودتون می‌دونین ‫"راستی سبیچ"ـه

‫من متهم پرونده‌م

‫متهم به قتل شدم

‫درد گفتن این حرف توی این سالن...

‫جلوی زن و بچه‌هام...

‫چیزی که شواهد اثبات کردن ‫اینه که به خانواده‌م خیانت کردم

‫به کسایی که بیشتر از همه عاشقشونم

‫هرگز نمی‌تونم درد و رنجی ‫که به زنم تحمیل کردم رو جبران کنم

‫و به احتمال زیاد هرگز نمی‌تونم کاری کنم ‫که بچه‌هام دوباره برام احترام قائل بشن

‫ولی چیزی که شواهد اثبات نکردن ‫اینه که من کارولین پلیموس رو کشتم

‫چون من نکشتمش

‫با کارولین رابطه‌ داشتم ‫رابطه‌ای که مخفی کردم

‫حامله‌ش کردم ‫ و تازه بعد از فوتش اینو فهمیدم

‫و اون شب اونجا بودم ‫همونطور که شب‌های دیگه هم بودم

‫ولی شواهد فقط تونستن ‫و فقط می‌تونن در همین حد اثبات کنن

‫نه شاهدی بود، نه خونی

‫نه شواهدی روی بدنم نه روی لباس‌هام ‫نه توی ماشینم نه توی خونه‌م

‫اثر انگشتم توی آپارتمانش بوده

‫چون اون شب ‫و شب‌های دیگه اونجا بودم

‫ولی شواهد فقط تونستن ‫در همین حد اثبات کنن

‫خب، تامی مولتو ‫ اول دادرسی اینجا ایستاد

‫و بهتون گفت که به مقتول علاقه داشته

‫خب، منم داشتم

‫خیلی بهش علاقه داشتم

‫خیلی عاشقش بودم

‫و خیلی دلتنگشم

‫و منم مثل خیلیای دیگه ‫دلم می‌خواد بدونم کار کی بوده

‫می‌خوام قاتل رو پیدا کنم

‫پلیس هم همینطور ‫دادیار تامی مولتو هم همینطور

‫اونقدر که، با وجود اینکه مطمئنه

‫حاضره به کمتر از اونم قانع بشه، به من

‫و پسر، چجورم گناهکار جلوه می‌کنم

‫شرایط انگشت اتهام رو به سمت من ‫نشونه میرن، قبول دارم

‫ولی فقط به سمت من نشونه نمیرن

‫کسای دیگه‌ای هم بودن ‫که کارولین تمام فکر و ذکرشون بود

‫یکیش "مایکل کالدول"ـه، پسر مقتول

‫که اونم اون شب اونجا بود

‫که خیلی خیلی از دست مادرش عصبانی بود

‫و به پرونده‌ی بانی دیویس دسترسی داشت

‫ولی لباس‌هاش، خودش، خونه‌ش ‫هرگز بررسی نشدن

‫هیچ حکمی برای پدرش ‫دالتون کالدول صادر نشد

‫که اونم خیلی از دست مقتول عصبانی بود

‫و می‌تونست به پرونده‌ی بانی دیویس ‫دسترسی داشته باشه

‫خب، هیچکدوم اینا اثبات می‌کنه ‫که مایکل کالدول

‫یا دالتون کالدول کارولین پلیموس رو کشتن؟

‫معلومه که نه ‫ولی قطعاً براتون سوال پیش میاره

‫خب، من دارم محاکمه میشم ‫بی‌طرف نیستم

‫ولی بهتون میگم که در 15 سالی ‫که در این شهر فوق العاده

‫دادیار بودم، بی‌شک بهتون میگم

‫هرگز به کسی اتهام نمی‌زنم

‫که نتونم بدون هیچ شک و تردیدی ‫اتهامات رو اثبات کنم

‫و دادستانی دقیقاً همین‌کارو کرده

‫منو به جرمی متهم کردن

‫و هیچ شواهدی ندارن ‫که بتونن این اتهام رو اثبات کنن

‫نه مدرک فیزیکی، نه شهادت شهود ‫و نه شواهد پزشکی قانونی هست

‫آلت قتاله‌ای نیست

‫مظنون‌های بررسی‌ نشده‌ی دیگه‌ای هم هستن

‫و لیام رینولدز رو هم به لیست اضافه کنیم

‫که جلوی چشم همه مقتول رو تهدید کرد

‫علاوه بر اون، زمان دقیق مرگش مشخص نیست

‫پس تا دلتون بخواد تردید منطقی وجود داره

‫که باعث میشه سوال پیش بیاد...

‫اصلاً اینجا چیکار می‌کنیم؟

‫در پرونده‌های خبرساز ‫وظیفه‌ای که گردن دادستان‌هاست...

‫که درضمن سیاستمدار هستن

‫اینه که مردم رو راضی کنن

‫باید یکی رو محکوم کنن ‫باید یکی رو پیدا کنن که محکومش کنن

‫هرکسی می‌خواد باشه. و توی این پرونده ‫من بهترین انتخابشون هستم

‫من بهترین انتخاب تامی مولتو هستم

‫و از همون اول می‌خواسته منو بزنه زمین

‫تنفرش، انزجارش، از همون اول واضح بوده

‫هدفش همینه

‫توی این پرونده، تامی مهم نیست

‫من مهم نیستم ‫حتی کارولین هم مهم نیست

‫حداقل نه برای اجرای عدالت... ‫مهم شمایین

‫شما سوگند یاد کردین ‫قسم خوردین وظیفه‌ای رو انجام بدین

‫که برای محکوم کردن ‫باید بدون هیچ تردیدی براتون اثبات بشه

‫انزجارتون رو می‌پذیرم

‫لایق انزجارتون هستم

‫به عنوان یه شوهر...

‫به عنوان یه پدر...

‫و به عنوان یه مرد

‫ولی من کارولین پلیموس رو نکشتم

‫و برای همینه که هیچ شواهدی نیست ‫که بگه کار من بوده

‫من آدم شریفی نیستم

‫ولی جالب اینجاست که ‫امیدوارم شماها باشین

‫ممنونم

‫متهم از عشقش نسبت به مقتول گفت

‫ولی از نظر من ‫چیزی که توی دادرسی به نمایش گذاشته شد

‫و آقای سبیچ بهش اعتراف کرد ‫اینه که فقط عشق نبود

‫یه وسواس فکری بود

‫گفت می‌خواد مسئول این کار رو پیدا کنه

‫خب، به عنوان معاون دادستان ‫فرصت بخصوصی برای این‌کار داشت

‫درواقع خودش مسئول تحقیقات بود

‫اطلاع داشته باشین که 48 ساعت ‫بعد از هر قتلی

‫برای حل کردن پرونده‌ش حیاتیه

‫و در طی اون دوران حیاتی چیکار کرد؟

‫اطلاعات رو مخفی کرد ‫جلوی تحقیقات سنگ‌اندازی کرد

‫به کارآگاه مسئول پرونده‌مون گفت ‫که شواهد رو فقط به خودش بده

‫بخصوص اینکه به من نده

‫و این رو نگفت

‫که با مقتول رابطه‌ی جنسی داشته

‫که درگیر یک جدایی ناجور بوده

‫که در شبی که به قتل رسیده ‫توی خونه‌ش بوده

‫هیچکدوم اینا رو نگفت

‫این‌ رفتار یه آدم بی‌گناه نیست

‫بخصوص کسی که مسئول ‫گیر انداختن قاتلشه

‫دروغ گفت

‫مخفی کرد

‫و سعی کرد به بقیه رشوه و انگیزه بده ‫که به دروغ اعتراف کنن

‫به پزشک قانونی ارشدمون حمله‌ی فیزیکی کرد

‫و یک شاهد احتمالی رو کتک زد

‫این‌ کارها با بی‌گناهی نمی‌خونن

‫با رفتار کسی که اهل خشونت نیست هم نمی‌خونن

‫جوری که متهم خودش رو نشون داده

‫خب، دوست صمیمی خودش ‫یوجینیا میلک

‫گفت در روزهای قبل از قتل

‫ رفتارش مثل همیشه نبوده ‫و داشته غرق عشقش به کارولین می‌شده

‫در روزی که به قتل رسید ‫سی تا پیام فرستاده

‫از جمله این یکی ‫"فکر کردی کدوم خری هستی؟"

‫"فکر کردی کدوم خری هستی؟"

‫در محل قتل بوده، در محل قتل دیده شده

‫دی‌ان‌ای و اثر انگشتش اونجاست

‫و بعد با قیافه‌ی عادی بهتون میگه

‫با این قیافه‌ی خیلی فریبنده‌ش، خب؟

‫بهتون میگه "هیچ شواهد واقعی وجود نداره"

‫واقعاً؟

‫خب، متهم دروغگوی خیلی خیلی خوبیه

‫و یه قاتله

‫ببینین چه بلایی سرش آوردن

‫روزی که متهم رفته اونجا

‫روزی که بهش پیام داده ‫روزی که دست رد به سینه‌ی متهم زده

‫و در شبی که آخرین نفر ‫اون همراهش دیده شده

‫ببینین چه بلایی سرش اومده

‫بعد میاد این بالا و میگه

‫"خب می‌تونسته کار لیام رینولدز باشه ‫یا می‌تونسته کار شوهر سابقش باشه"

‫و فکر کنم غیرمستقیم گفت ‫ممکنه کار من بوده باشه

‫می‌تونسته کار من باشه. صحیح

‫به این میگن یه درموندگی عادی

‫کاملاً طبیعیه

‫ولی چیزی که طبیعی نیست ‫اینه که غیرمستقیم و مستقیم پسر مقتول رو

‫متهم به این‌کارا می‌کنه

‫همچین حرفی از یه آدم اهریمنی برمیاد

‫از یه آدم روانی برمیاد

‫ببینین، متهم وقتی معاون دادستان بود

‫فرصت داشت قاتل ‫کارولین پلیموس رو پیدا کنه

‫و چیکار کرد؟

‫اطلاعات مخفی کرد

‫جلوی تحقیقات سنگ‌اندازی کرد

‫چرا؟

‫چون می‌دونست قاتل یه جایی اون بیرون ‫واسه خودش نمی‌چرخه

‫قاتل همین‌جا بوده

‫امروز یه فرصت برای اجرای عدالت وجود داره ‫و به عهده‌ی شماهاست

‫خب؟

‫حرف... اسمشو چی گذاشت؟

‫انزجارم!

‫حرف انزجارم، حرف رفتارم رو پیش کشید

‫باشه. داره التماستون می‌کنه ‫به من نگاه کنین

‫به من نگاه کنین ‫خوب و دقیق به من نگاه کنین

‫ولی بعد...

‫یه نگاه خوب و دقیق ‫به این مرد بندازین

‫این بدترین بخششه

‫انتظار. یا دومین بخش بدشه ‫گمونم باختن از اینم بدتر باشه

‫من که تجربه‌ش رو ندارم

‫صحیح. چون خاص‌تر از اونی که ببازی

‫خب، شخصاً اینطور فکر می‌کنم

‫جداً باید چه برداشتی ازش کنیم؟ ‫که اینقدر طولش دادن؟

‫هیئت منصفه هرچی بیشتر مشورت کنن ‫بیشتر به نفع متهم رای میدن

‫سلام

‫بهتره بری خونه

‫ممکنه یکم طول بدن

‫به‌علاوه، نگران گربه‌ت هستم

‫- فکر کردی خنده داره؟ ‫- شوخی کردم، تامی. بیخیال

‫- درکل میگم... ‫- می‌دونم، می‌دونم

‫منتظر موندن فایده‌ای نداره

‫بریم یه لیوان مشروبی چیزی بخوریم

‫به‌نظرم محض احتیاط نگهش داشته بوده

‫تمام این مدت

‫- ها ‫- سیخ شومینه؟

‫خب... اگر می‌باخت

‫چیزی داشت که برای گرفتن محاکمه‌ی جدید ‫ازش استفاده کنه یا... یجورایی

‫خیلی‌خب، آره. فکر می‌کنی ‫راستی سیخ شومینه رو گذاشته توی خونه‌ت؟

‫اصلاً کارولین توی این یارو چی دیده بوده؟

‫میشه یه سوال شخصی ازت بپرسم؟

‫چقدر عاشقش بودی؟

‫جدی می‌پرسم

‫بچه‌ها، هیئت منصفه به توافق رسیدن

‫خیلی‌خب

‫بلند شو وایسا، آقای سبیچ

‫خانم منشی، اگر میشه حکم رو بخون

‫چشم عالیجناب

‫"دادگاه عالی ایلینوی، شهرستان کوک ‫در پرونده‌ی"

‫"مردم ایالت ایلینوی در مقابل روزت کی. سبیچ"

‫"پرونده‌ی شماره‌ی 6710098"

‫"ما اعضای هیئت منصفه، در پرونده‌ی مذکور ‫متهم روزت کی. سبیچ را..."

‫"به جرم قتل بی‌گناه اعلام می‌کنیم"

‫"حکم صادره در رابطه با جرم مذکور در ‫بخش 609.195 قانون کیفری"

‫"که بر اساس آن در بخش اول دادخواست ‫ایشان را متهم به وارد کردن این جنایت"

‫"بر کارولین پلیموس، یک انسان ‫ متهم نموده‌اند صادر گردیده است"

‫تقریباً انگار واقعی نیست

‫تمام شد، مگه نه؟

‫نمی‌تونن درخواست تجدیدنظر کنن ‫یا یه دادگاه دیگه برگزار کنن؟

‫آره. دادستانی درخواست ‫تجدیدنظر نمی‌کنه. تمام شد

‫هرچه زودتر برم باهاشون حرف بزنم ‫زودتر از اینجا میرن

‫طبیعتاً از حکم صادره خیلی راضیم

‫عدالت قضایی اجرا شد

‫و همچنین عدالت اخلاقی

‫از اونجایی که من بی‌گناهم ‫و مرتکب این جنایت نشدم

‫ولی به هیچ عنوان ‫ عدالت کاملاً اجرا نشده

‫عدالت در حق کارولین پلیموس اجرا نشده

‫قاتلش هنوزم آزاد می‌چرخه ‫و پرونده‌ی قتلش هنوزم حل نشده

‫سیستم قضایی ‫بخصوص دفتر دادستانی

‫در حق کارولین پلیموس کوتاهی کرده

‫لیاقتش بیشتر از این‌هاست ‫خیلی بیشتر از این‌ها

‫و دلیل اینکه به حفش نرسید

‫اینه که افرادی که وظیفه‌ی ‫اجرای عدالت بهشون سپرده شد

‫بلندپروازی و حس می‌کنم احساسات ‫کورشون کرده بود

‫تامی مولتو

‫از همون روز اول چشماش رو ‫روی همه‌ی چیزای دیگه بست

‫مسئله‌ی اصلی رو ول کرد ‫و مستقیم انگشت اتهام رو به سمت من گرفت

‫و دفتر دادستانی ناحیه ‫به‌شدت کوتاهی کردن

‫به‌جای حقیقت، کینه‌شون رو اولویت قرار دادن

‫و بیشتر از همه ‫در حق کارولین پلیموس کوتاهی کردن

‫تامی، کارت توی این پرونده عالی بود

‫واقعاً میگم

‫یه سری شواهد اماره‌ای داشتیم ‫و تو تمام تلاشت رو کردی

‫شکستم داد

‫کارولین رو سرافکنده کردم

‫چون مهارت کافی نداشتم ‫انتقام قتلش گرفته نمیشه

‫نه. نه، تامی، ببین

‫باید بیخیال شی، باشه؟

‫اینجا "شیکاگو"ـه

‫آدم‌های وحشتناک‌ زیادی هستن ‫که بیفتی به جونشون

‫باید فراموشش کنیم و به کارمون برسیم، باشه؟

‫و شخصاً، باید بیخیال راستی سبیچ بشی

‫جدی میگم

‫یه عالمه کار داریم. بریم سراغشون

‫گمونم می‌تونیم بریم سفر ‫می‌بینم که بند و بساطت رو جمع کردی

‫آره

‫توصیه‌ی دکتر راش بود...

‫اگر دوباره پیش بیاد

‫دوباره پیش بیاد؟

‫آره

‫اگر دوباره بدون فکر سعی کنی ‫این خانواده رو نابود کنی

‫دوباره پیش بیاد؟

‫راستش از همون اول می‌دونستم ‫ولی بعد به شک افتادم

‫و بعد دوباره مطمئن شدم

‫راستی، روحمم خبر نداره منظورت چیه

‫تمام مدت فقط داشتم به این فکر می‌کردم

‫"گردن منه. تقصیر منه. گردن منه"

‫و مجبور بودم هرکاری لازمه برای محافظت ‫از خانواده‌م و از تو بکنم

‫و همون کارم کردم

‫نه

‫ولی چیزی که برام قابل هضم نبود

‫این بود که روز بعدش ‫چقدر رفتارت عادی بود

‫انگار نه انگار

‫نمی‌دونستم می‌تونستی کسی رو بکشی ‫و ذره‌ای روت تاثیر نذاره

‫فکر می‌کنی من کارولین رو کشتم؟

‫نه، کار کس دیگه‌ای بود

‫ولی کسی که توی بدن تو بود

‫همونطوری که احتمالاً کار کس دیگه‌ای ‫توی بدن من بود که دست‌و‌پاش رو بست

‫منظورت چیه تو دست‌و‌پاش رو بستی؟

‫که ردپای تو رو بپوشونم

‫چی؟

‫اون شب برگشتم خونه‌ش

‫یا خدا

‫یا خدا

‫کارولین؟ کارولین!

‫نه، نه، نه، نه! کارولین؟

‫چی شده...؟

‫و اول دست بردم سمت گوشیم ‫که زنگ بزنم اورژانس

‫که شاید یجورایی زنده باشه

‫ولی، واضح بود... که نیست

‫اوه، لعنتی. لعنتی!

‫و بعد یهویی به ذهنم رسید

‫فقط یک نفر می‌تونسته این‌کارو بکنه

‫برای همین زنگ نزدم اورژانس

‫که از اون شخص محافظت کنم

‫که بهش شک نکنن

‫پس تمام اون قضایای...

‫لیام رینولدز چی؟

‫گرفتن اعترافات دروغ راحته ‫خیلی اوقات این‌کارو می‌کنیم

‫ما... بهشون حبس کمتری پیشنهاد میدیم ‫که معمولاً کافیه

‫ارزش امتحان کردن رو داشت

‫- راستی، تو مریضی ‫- ولی بعد با خودم گفتم

‫"یا خدا، حتماً اشتباه کردم"

‫ولی بعد جیدن ‫در مورد انفکاک ذهنی بهم گفت

‫که چطور کسی می‌تونه ‫از شخص خودش جدا بشه

‫که چطور ذهنش می‌تونه عملش رو ‫از خود اون شخص مخفی کنه

‫و بعد متوجه شدم ‫دقیقاً همین اتفاق افتاده

‫یهویی جلوی کارولین جوش آوردی ‫و بعد فرداش که رسید

‫انگار یکی دیگه مرتکب اون کار شده بوده

‫تو دیوونه‌ای

‫و اشتباه می‌کنی!

‫اشتباه نمی‌کنم

‫بعد از قضیه‌ت با کافه‌چی ‫توی ماشینت ردیاب گذاشتم، "بی"

‫چی؟

‫می‌دونم تو بودی که رفتی ‫اون سیخ شومینه رو بذاری خونه‌ی تامی مولتو

‫خب، فرض می‌کنم می‌خواستی ‫بهم کمک کنی، ولی تو رفتی اونجا

‫نه، اون نرفت

‫من رفتم

‫چی؟

‫من...

‫بعد از شهادتت فکر کردم قراره محکوم بشی

‫تنها کاری که به ذهنم رسید اون بود

‫وایسا ببینم

‫چی...؟

‫من با ماشین مامان رفتم اونجا

‫چی؟

‫من سیخ شومینه رو گذاشتم توی آشپزخونه‌ش

‫جی

‫جی؟

‫نه. نه. نه

‫سیخ شومینه دست تو چیکار می‌کرد؟

‫فقط رفتم باهاش رودررو بشم، و...

‫سلام

‫نه

‫مطمئنی چایی نمی‌خوای؟

‫آره

‫که بهش بگم دیگه نزدیکت نشه

‫که نزدیک خانواده‌مون نشه

‫تقصیر من نیست، تصیر باباته

‫دست از سرم برنمی‌داره

‫حقیقت نداره

‫باید از شغلت استعفا بدی ‫و دیگه هیچوقت نزدیک خانواده‌م نشی

‫نزدیک ما نشو لعنتی

‫من دیگه نزدیک بابات نمیشم

‫ولی زندگی‌هامون تاحدی به هم گره می‌خوره

‫چون حامله‌م...

‫از پدرت

‫و بعد داشتم برمی‌گشتم خونه

‫و با خودم فکر کردم همه‌ش خواب بوده

‫ولی نبود

‫و وقتی رفتین صبحونه بخورین ‫گفتم حالم خوب نیست

‫و ماشین رو تمیز کردم

‫و سیخ شومینه رو خاک کردم

‫خیلی‌خب، گوش کن چی میگم

‫دیگه در مورد این قضیه حرف نمی‌زنیم

‫با دقت گوش کن چی میگم، جی

‫این کار یهویی ازت سر زد

‫به عنوان دفاع از خود...

‫برای دفاع از این خانواده

‫و من مسببش بودم

‫تمام اینا گردن منه

‫به عنوان یه خانواده ‫از این جریان عبور می‌کنیم

‫باشه؟

‫عاشق همدیگه‌ایم

‫ما یه خانواده‌ایم، و عاشق همدیگه‌ایم

‫ایول!

‫همینه!

‫خیلی عالی دراومده

‫کسی آبگوشت می‌خواد؟

‫ممنون

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ‫WwW.30NaMa.CoM

‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ] ‫[ @BDSubs ]

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.