All language subtitles for Zombie.1979.Remastered.1080p.BluRay.H264.ACC-RARBG

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

.قایق الان دیگه میتونه بره

.به خدمه بگو

تقدیم به برادر عزیزم و تمامی" "علاقه مندان به فیلم های کلاسیک ترسناک

:مترجم .محّمد شاه پسند

.هلیکوپتر 1 به مقر

.هلیکوپتر 1 به مقر ...ما یه قایق بادبانی داریم که

.کم مونده به تمام قایق های بندر برخورد کنه

دقیقا کجاست، هلیکوپتر 1 ؟ .نزدیک جزیره استیتن

.مثل اینکه رها شدست

.کسی رو داخلش نمی بینیم

.باشه، هلیکوپتر 1 .ما یک قایق گشت میفرستیم

.باید همون باشه، بیل .باشه. یک نگاهی بهش میندازیم

.هلیکوپتر 1 به مقر

گشت بندرگاه داره به .سمت قایق بادبانی میاد

.آهای! گشت بندرگاه صحبت میکنه

کسی داخل قایق هست؟

.هی، سروان، اون قایق متروکست

.آره، به نظر متروکه میاد

فقط سوال اینجاست که، چرا؟

،هی، اگر واقعا رها شده باشه، مارتی

وقتی برشگردونیم یک پاداش .خوب دریافت میکنیم

.آره. بیا بریم داخل و چکش کنیم

.برو کنارش

.هلیکوپتر 1 به مقر .هلیکوپتر 1 به مقر

.مقر صحبت میکنه. به گوشم، هلیکوپتر 1

.گشت بندرگاه می خواد وارد قایق بشه .هنوز اثری از بازماندگان نیست

کاپیتان اون قایق .باید یک احمق واقعی باشه

!هی، مراقب بادبان باش

ها؟ چی؟

داری چیکار می کنی؟

.ببخشید. دستگیرش خراب شده

.من بادبان رو درست می کنم

.تو برو پایین رو چک کن .باشه

.تکون نخور

.همونجا که هستی وایستا، آقا .دستات رو بذار روی عرشه

!بهت گفتم تکون نخور

!دارم جدی میگم

.یک قدم دیگه برداری، بهت شلیک میکنم .حالا، همونجا که هستی وایستا

.گفتم، تکون نخور

!تکون نخور

.آره. آره کجا اون قایق متروکه رو پیدا کردن؟

.مم-همم

.آره، یک نفرو واسه تحقیق میفرستم پسرای آبی پوش (پلیس) هنوز نیومدن اونجا؟

.مرسی برای اطلاعات .کارت خیلی درسته

.بگو وست بیاد اینجا

.من ندیدم... سلام، جف .پیتر، رئیس میخواد ببینت

.باشه. مرسی. میبینمت .آها. اوکی

چه کاری میتونم برات بکنم، رئیس؟ .بشین

الان سرت شلوغه، انگلیسی؟ .بستگی داره

.می خوام بهت یک کاری بسپرم

.برو به... گفت کجا؟ آها

.پیر 15. اونجا یک خبراییه

قضیه مهمیه؟

.همم .یک قایق بدون هیچ سرنشینی. یک پلیس کشته شده

.یک سرو گوشی آب بده .ببین چی میتونی پیدا کنی. خودت بهتر میدونی

.باشه. در جریان میذارمت

.ضمنا، وست

نری با کسی لاس بزنی، باشه؟

از این واقعیت هم که عموت .این روزنامه رو خریده سو استفاده نکن

.حتی اگر هم بخوام

.گشت بندرگاه داره اینجا رو ترک میکنه

،اوکی، جماعت .اینجا چیزی برای دیدن نیست

پس جسد چی؟

رفته دفتر بازرس پزشکی .برای کالبد شکافی

خانوم، میشه بری عقب؟ لطفا؟

!خیلی خوب، برید عقب، برید عقب .تو اونجا، برو عقب

.زود باشین! از در فاصله بگیرید .چیزی برای دیدن نیست

.خوب، خانوم بولز، ما منتظریم

.بله. این قایق پدرمه

الان پدرتون کجاست؟

.نمیدونم .راستش، امیدوار بودم شما بهم بگین

.من نزدیک 1 ماه میشه ازش خبری ندارم

.که اینطور

و از آخرین باری که باهاش صحبت کردین چقدر میگذره؟

.آم، 3 ماه

وقتی میخواست بره آنتیلس .تا به چنتا از دوستاش ملحق بشه

آنتیلس؟

میشه لطفا یکی به من بگه اینجا چه خبره؟

.ما گفتیم

یک مرد توی قایقش قایم شده... بدون مقصد .یک گارد ساحلی هم کشته شده

آره... اما، پدرم، پدرم کجاست؟

منظورم اینه، چه اتفاقی براش افتاده؟

این دقیقا همون چیزیه که .ما هم میخوایم بدونیم، خانم بولز

.ببخشید که توی این ساعت گفتم بیای

درک نمی کنم چرا .اونا انقدر عجله دارن

.منم واقعا درک نمی کنم

قبل از اومدن شما 2 بار از دفتر رئیس پلیس .تماس گرفتن، دکتر

.خوب، بذار شروع کنیم

تو... تو قبلا برسیش کردی؟

.آره. یک یا دو تا یادداشت هم نوشتم

،از نظر من

دلیل مرگ این بدبخت ...از خونریزی شدید بوده

.در اثر بریدگی عمیق روی گردنش

.همم

فرضیه ای برای دلیل این آسیب دیدگی نداری؟

.یک نگاه دقیق به این لبه ها بکن

.برای من کاملا واضحه دلیلش چی بوده

به نظر میرسه این نشانه های .یک یا چند گاز گرفتگی باشه

.با دقت نگاه کن

.چاقو جراحی رو بده به من

من حتی نمیتونم با اون یک ...پاکت نامه رو باز کنم

.کالبد شکافی که دیگه پیشکش

.از وسایلت بهتر مواظبت کن، جمیز

.چشم، دکتر

.جیغ نکش. جیغ نکش

.نیازی نیست که بترسی

.من پیتر وست هستم، خبرنگارم

،میخوام دستم رو بردارم و تو هم قرار نیست جیغ بزنی، باشه؟

.مم-همم .خوبه

.ببخشید اگر ترسوندمت

،ولی اگر اینکارو نمی کردم ،مطمئنا تو فریاد میزدی

و بعد دوستمون اون بالا .میومد هردومون رو دستگیر می کرد

تو کی هستی، و توی قایق پدر من چیکار می کنی؟

.من که بهت گفتم .اسم من وسته، و من خبرنگارم

.تمام عصر تو رو دنبال می کردم

چه باهوش. کنجکاوی حرفه ای؟

،خوب، داستان پلیس منو قانع نکرد

.و فکر می کنم تو رو هم قانع نکرده

.وگرنه الان اینجا نبودی

تو، آم... تو دنبال چی میگردی؟

واقعا عجب اعصابی داری، میدونستی؟

.خودتم همچین کارت بد نیست

.اوه، بیخیال .بذار اینجوری بهت بگم

.من یک سری اطلاعات دارم .تو هم یک سری اطلاعات داری

پس چرا با هم همکاری نکنیم تا ببینیم به چه نتیجه ای میرسیم؟

چون من فکر می کنم چیزی که .تو دنبالش هستی رو پیدا کردم

حالا چیکار کنیم؟

،خوب، من یک فکری دارم .اما، آم، به کمک تو هم نیازه

...مگر اینکه بخوای به قاضی توضیح بدی

.نصف شب توی قایق پدرت چیکار میکردی

حالا، کاری رو که من میگم بکن، باشه؟

.باشه .خوبه. بیا

...هی، اینجا چه خب

.اوه! اوه

.اوه

.لطفا همون داستان همیشگی رو تحویلم نده

...خوب، راستشو بخوای، جناب سروان، آم همون داستان قدیمی، ها؟

.اینا همش تقصیر توئه اصلا متوجه هستی؟

.ایده اون بود، نه من

.جالبه، به خانم گوش بده، خانم دو کفشه (کنایه به کتاب داستان بچگانه منتشر شده در سال 1756)

.تقصیر اون نبود. همش ایده من بود

خوب، پس کی بود میگفت یک نشست رومانتیک کنار آب داشته باشیم؟

.من به همون واگن خالی هم راضیم

.اوه، نه. هیچوقت. دیگه واگن کافیه

.بله، خوب، این هم به مادرش رفته .مخ هردوشون تاب داره

!مادر منو قاطیه این موضوع نکن

.اون دیوونست، خودتم میدونی .دیگه کافیه

.با هردوتونم، از اینجا برید .باشه، جناب سروان، باشه. هر چی شما بگین

.بیا، عزیزم

.شب بخیر، جناب سروان

.باشه. از جلوی چشام دور شین

.شب بخیر

خطاب به دخترم آنی" .در صورتی که اتفاقی برام افتاد

به دلیل کنجکاوی بیش از حدم، به یک ،بیماری ناشناخته مبتلا شدم

و اونا از من مراقبت میکنن .انگار که یک خوک آزمایشگاهی هستم

اما مطمئنم من دیگه هیچوقت این جزیره رو .ترک نمیکنم، حداقل زنده

من هیچوقت پدر خوبی نبودم، اما همیشه ".تو رو دوست داشتم. آخرین بوسه از پدرت

.ماتول. و تاریخش هم 15 سبتامبره

،گوش کن رئیس، ببین

من مطمئنم یک ارتباطی بین .همه این مسائل وجود داره

،خوب، پدرش، مریضی که بهش اشاره کرد

.قایق و اون گارد ساحلی که کشته شد

.آره، خوب، این ایده اونه که بریم

.باشه، رئیس، مشکلی نیست

،اون، باشه، و رئیس تو، آمم... تو بلیط هارو میگیری دیگه، نه؟

.مرسی. تو خیلی باحالی

.فکر میکنم سه ساعت باشه .آره

اگر بدون تاخیر باشه ...ما به

...پرواز شماره 782 پرواز ماست؟

.به مقصد سانت توماس و جمهوری دومینیک ....مسافرها وقت برای

.بریم

.نه، نه، نه، نه، نه. من میارمشون

تو راه رو نشون بده، همم؟

،مسافران ،کولورادو اسپرینگز، دنور و شهر کانزاس

هم اکنون برای خروج به .گیت 4-بی مراجعه کنند

.لطفا، همگی سوار بشید .این آخرین مهلت شماست

.جان بری، شماره 228 .جان بری، شماره 226

میخوای اول بریم قایق ببینیم یا مستقیم بریم هتل؟

.نمیدونم. هر چی تو بگی

جناب، شما کسی رو میشناسید که بتونه به ما قایق اجاره بده؟

قایق، قربان؟

.متاسفم. اینجا پیدا کردن قایق آسون نیست

.ما میخوایم بریم به جزیره ماتول .خیلی مهمه

.حاضرم به خاطرش هر چقدر بخوای بهت پول بدم

.الان یک چیزایی یادم اومد، قربان

...امروز صبح، یکی از دوستام، گفت

،دو تا آمریکایی .میخوان جزیره رو تفریحی بگردن

.اون قایقشه

.آخری، انتهای لبه جاده

.بهشون بگین. شاید بردنتون

.باشه .خیلی ممنون

.ممنون

پدرو خوب کمکتون نکرد، قربان؟ (منظورش اینه انعام بده)

.اوه، البته. بله

.بفرمایید. بازم ممنون .مرسی. مرسی

.آب اضافه. بذارشون توی آشپزخونه

.بله، بله، قربان

.آهای

.سلام

.سلام به خودت سلام. چطورین؟

،من پیتر وست هستم .و ایشون هم خانم آنی بویلز

.سوزان برت

و شما هم دارین با برایان هال .صحبت میکنید

تو که احتمالا دنبال قایق سواری نیستی؟

چرا اتفاقا. ما شنیدیم شما .میخواین جزیره رو بگردین

آره، تفریحی. 2 ماه ماهیگیری .و آفتاب گرفتن

.خوب، ما میخوایم بریم به جزیره ماتول

.ما میخوایم پدر آنی رو پیدا کنیم

.مدتیه که از پدرش خبر نداره

.ماتول

.جای جالبی برای رفتن نیست

.بومی ها میگن نفرین شدست .مثل طاعون ازش فراری هستن

.در هر صورت ما باید بریم اونجا

.و میخوای که شما رو برسونیم

.اگر ممکنه

تجربه ای با قایق داری؟

.آها

و خانم؟

.من توی قایق به دنیا اومدم

.باشه، پیتر

.ما باید آذوغه بیشتری برداریم .شما هم سهم خودتون رو میپردازین

قبوله؟ .قبوله

.سوار شین. بیا

.ببین، از الان بهت اخطار میکنم

وقتی رسیدیم توقع نداشته باشی .ما هم برای تماشا بیایم

من درس گرفتم که هیچوقت نباید .خرافات بومی هارو نادیده گرفت

.از ماتول، به گوادالوپا 1

.ماتول به گوادالوپا 1

.جواب بده، گوادالوپا

.از دکتر منارد به گوادالوپا 1

.منارد به گوادالوپا 1

.جواب بده، گوادالوپا 1

هنوزم خبری نیست؟

...نه. من

.میترسم تلاش کردن فایده ای نداشته باشه

.پس ارتباطمون با بقیه دنیا قطع شده

.خوب، نه دیگه اینطوری

.نه، عزیزم، من چنین حرفی نزدم

،من میخوام این جزیره لعنتی رو ترک کنم .همین حالا

.خوب، الان که نمیتونی

.رادیو کار نمیکنه

.چقدر گفتنش برای تو راحته

.تعجب نمیکنم اگر از عمد خرابش کرده باشی

.تو خسته ای

!برو به جهنم

.دیوید

داری میری بیرون؟ .باید برم به بیمارستان

یکی دیگه هم پیدا کردن؟

پیدا کردن، مگه نه؟

.راستش رو بگو .آروم باش

این بار کجا پیدا کردن؟

تو نباید انقدر .مشروب بخوری، عزیزم

.ازت سوال پرسیدم

.اونا سمت دیگه جزیره هستن

.کی میرسن این سمت؟ بهم بگو

.من فکر میکنم تو واقعا به استراحت نیاز داری .بعدا راجبش صحبت میکنیم

نیازی نیست انقدر به .خودت استرس وارد کنی

.ازت متنفرم

.نه

.تو نمیدونی داری چی میگی

اوه، تو خوشت میاد که منو .به عنوان یک دیوونه جلوه بدی

...صرف نظر از ،اون بومی های خرافاتی

من تنها کسی هستم که میدونم .تو واقعا داری چیکار میکنی

.و فکر نکن که من دهنم رو بسته نگه میدارم

...من به همه میگم

...که اون تو هستی که دیوونه ای

...دمدمیه، بی رحمه، شیطا

.من بیمارستانم

.بیمارستان

تو هنوز هم خودتو همون دانشمندی که یک زمانی بودی میدونی، مگه نه؟

.خوب، تو... تو نیستی

تو هم هیچ فرقی با .دکترهای جادوگر اونا نداری

!دیگه کافیه

...تحقیقات من !تحقیقات

تو به سرو کار داشتن با خرافات و جادو جنبل میگی تحقیقات؟

خودت بهتر میدونی کاری که .دارم انجام میدم چقدر مهمه

!اگر نبود الان اینجا نبودم !برام اصلا مهم نیست

من نمیخوام یک ساعت دیگه .هم توی این جزیره بمونم

اما تو تا وقتی که من یکی از .زامبی هات رو ملاقات نکنم خوشحال نمیشی

،ببین

به محض اینکه این .پدیده رو کشف کردم، میریم

.باورت نمیکنم

.باورت نمیکنم

!دیگه هیچکدوم از حرفات رو باور نمیکنم

.میگل

.میگل

بله، قربان؟ .من باید برم بیمارستان

پس مواظب باش که هیچکس نزدیک خونه نشه، باشه؟

.چشم قربان .میگل نگهبانی میده. دکتر نگران نباشه

.هیچکس .چشم، قربان

.ما واقعا شانس آوردیم شما 2 تارو پیدا کردیم .نسبتا

اما مطمئنا چنین شانسی رو .برای پیدا کردن جزیره شما نداریم

ما باید یک جایی همین دورو بر باشیم، نه؟

.بگی نگی، آره

،اما به گفته نقشه

تا 50 مایل بعدی .هیچ جزیره ای نیست

.کاملا هم درست نیست

،جزیره های زیادی اینجاست .که خیلی هاشون روی نقشه ثبت نشدن

مثل آخرین زوجی که ما دیدیم. اونا کاملا .گم شده بودن. کاملا شانسیه

.ما ممکنه 1 ماه دور خودمون بچرخیم .مثل گشتن دنبال سوزن توی انبار کاه

تو که نمیخوای برگردی، میخوای؟ .نه، نه، نه

.نه، ما ماتول رو پیدا میکنیم. قول میدم

،هی، ببین .برای همیشه روی ما حساب نکن

.یادت نره. ما توی تعطیلات هستیم

.برایان

.بیا یکم وایستیم من میخوام چنتا عکس بگیرم. نظرت چیه؟

.زود باش. داخل آب به نظر فوق العاده میاد

.باشه

!اونجا رو ببین

میبینی؟

.آره. اون یک جزیره دیگست

.شاید اونقدرها هم بد شانس نیستیم

کی میتونه بگه که اونجا ماتول نیست؟

!برایان. کمکم کن

!یک کوسه اینجاست! کمکم کن

!یا عیسی مسیح! بهش حمله میکنه !عجله کن

!من بر میگردم پایین

:مترجم .محّمد شاه پسند

.یک مرد پایین بود چی؟

.یک مرد یک مرد؟

.اون اینجاست، دکتز

.فکر نمیکنم تا صبح دووم بیاره

من باید چیکار کنم؟

.ببرش به کلیسا

.نمیخوام بقیه ببیننش .نیازی نیست بهشون هشدار بدیم

.خوب هم ببندش

!دکتر! دکتر

.دکتر، همه... همه دارن میرن

.آرومتر. آرومتر، لطفا

.پرستار، به اون مریض رسیدگی کن

.دکتر، بومی ها دارن روستارو ترک میکنن

همه رفتن. حالا چیکار کنیم؟

ها؟

.بریم بیرون صحبت کنیم

خوب، چی شده؟ .نمیدونم

روستا توی آزار .و اضطراب بزرگی قرار داره

.بخاطر مرد جادوگره. همون جدیده

اون خیلی حرف میزنه. به نظر میرسه .اون توسط تمام نیروهای جهنم تسخیر شده

.چقدر مسخره

.دکتر، بومی ها به کل قاطی کردن

.دور کل روستا میدون

.دارایی هاشون رو جمع میکنن .و بعد ناپدید میشن

کجا میرن؟

.میرن داخل کشور

.فکر میکنم دارن عروسک وودوو درست میکنن .وودوو

.وودوو مشکلی رو حل نمیکنه ...اما، دکتر

.اونا ترسیدن .این مردم، خیلی ترسیدن

.تو هم همینطور

تو هم ترسیدی، مگه نه لوکاس؟

.خوبه، برایان

چند سانتی متر شلش کن .و بعد محکم ببندش

.دکتر. دکتر منارد

چیه؟

چی شده؟

.ماتایاس

ماتایاس؟ ماتایاس چی؟

...اون

...اون

اوه، چرا نمیگی؟ میترسی که بگی؟ ها؟

.مسئله اون نیست .من به جادو اعتقاد ندارم

،نه، منم به جادو اعتقاد ندارم ...اما بومی های اینجا دارن، پس

پس ما درباره پدیده تحقیق میکنیم، درسته؟

.من دیدمشون، تو هم دیدیشون

حالا ماتایاس، اونم یکی از اوناست، مگه نه؟

.آره. هاه

.خوب، ما باید بهش کمک کنیم .ما باید سعی کنیم بهش کمک کنیم

.پس میریم بیمارستان. زود باش

میل لنگ ترک خورده. احتمالا همون .موقعی که کوسه زده بهمون اتفاق افتاده

خیلی شدیده؟ .خوب، 2 حالت وجود داره

یکی اینکه بریم به ساحل و بگردیم ...یک تعمیرگاه محلی پیدا کنیم، یا هم

یا؟

،یا هم همینجا میمونیم ،و چنتا منور شلیک میکنیم

به این امید که .یک نفر بیاد و کمکمون کنه

،اگر قایق رو تعمیر نکنیم

به سختی زیاد میتونیم .به جزیره بعدی برسیم

.ماتایاس بیچاره

.بیا بریم

.دکتر. دکتر

چی شده، لوکاس؟ .موشک

.یک نفر داره موشک شلیک میکنه (منظورش منوره)

موشک؟ .من دیدمشون، مرد

میدونی از کجا اومدن؟

.آره. از خلیج گربه ماهی اومدن

.بهتره برم و تحقیق کنم

.ترتیب اون رو برام بده، پرستار

کیه؟ شیطان؟

.به زودی متوجه میشیم .بیا. انجامش بدیم بره

الان خاکشون کنیم، خانم؟

نه هنوز. 2 نفر دیگه هم .هستن که به زودی میمیرن

.کمکم کن

.مانوئل من

!مانوئل

.قلب من

.قلب من

.من تو رو خاک کردم .اما دیدم که داری راه میری

...من پدرت رو تقریبا 3 سال پیش دیدم

.زمانی که اولین بار به ای جزیره ها اومد

هر موقع که میتونست، میومد ...چند هفته ای اینجا پیش من میموند، توی

.توی ماتول

...وقتی اون

...قربانی این مریضی شد

،اصرار به موندن کرد .بر خلاف چیزی که من بهش گفتم

،من اصرار کردم که اون باید بره .اما نرفت

،اون فکر کرد میتونه .تبدیل به یک خوک آزمایشگاهی بشه

،که بتونه کمک کنه بفهمیم

چی باعث این وحشت شده ...که داره جزیرمون رو نابود میکنه

.و تبدیلش کرده به یک برهوت ترسناک

.پدرت مرد خیلی شجاعی بود

،روزی که دستیارم اومد بهم گفت

.پدرت داره میمیره رو یادمه

.دکتر، دوستتون. عجله کنین

.دیوید، بیا نزدیکتر

.تمومه

.حس میکنم دارم میمیرم .من زندگی خوبی داشتم

.اما فکرش رو هم نمیکردم اینطوری تموم بشه

.اما 2 تا کار میخوام برام انجام بدی .با دقت گوش بده

.خیلی مهمه، دوست من

.یک نامه برای دخترم نوشتم

.و مطمئن شو، که نامه به دستش میرسه

...و مطمئن شو که

.روح من به آرامش برسه

.کل روز داشتم جنازش رو نگاه میکردم

اما در آخر میدونستم که باید .شجاعت اینو داشته باشم که راحتش کنم

.قایق الان دیگه میتونه بره

.به خدمه بگو

دقیقا پدر من در اثر چی مرد، دکتر منارد؟

و خدمه قایق؟ چه بلایی سر اونا اومد؟

.بله، دکتر

،داستان زنده شدن دوباره مرده ها

و اینکه دوباره باید کشتشون چیه؟

منظورم اینه، اینجا چه خبره؟

تا حالا چیزی راجب وودوو شنیدی؟ وودوو؟

.دکتر، نکنه شوخیت گرفته .این داستان ها واسه بچه هاست

منظورم اینه، وودوو واسه .آدم های خرافاتیه احمقه

تقریبا، از ترکیب .دو مذهب میاد

یکی کاتولیک، که توسط ...فاتحان اسپانیایی اینجا آورده شد

و دوم... توسط آئین قبیله های آفریقایی .که با تجارت برده داری به اینجا آورده شدند

،خوب، حالا هر چی که هست .باعث میشه مرده ها به زندگی برگردن

.من با چشم های خودم دیدم

.این غیر ممکنه

!میدونم غیر ممکنه

.اتفاق افتاده. خودم دیدم

...بومی ها میگن این .به وودوو مربوط میشه

یک دکتر جادوگر شیطانیه .که این زامبی هارو درست میکنه

اما من مطمئنم .یک توضیح منطقی وجود داره

.و مصمم هستم که اون رو پیدا میکنم

دکتر. دکتر. یک .اتفاقی برای آقای فریتز افتاده

اوه، چه اتفاقی براش افتاده؟

.هیچکس بهم نگفت

.خانم پرستار، رفت چک کنه

.برو داخل

خبره بدیه؟

،اوه. فریتز، یکی از دوستان منه

کسی که تصادفا ،تنها سفید پوست دیگه توی جزیرست

.اون... اون تصادف کرده

.اوه، ما آوردیمش به بیمارستان .مطمئنم که حالش خوب میشه

خوب، کاری از دست ما بر میاد؟ .نه، نه. خیلی ممنون

.آم، خوب-خوب، چرا

.همسرم توی... توی کلبه تنهاست

فقط خدمتکارمون .اونجاست تا مواظبش باشه

خیلی ممنون میشم .اگر یک سر بهش بزنید

.فقط، 7 یا 8 مایل بالاتره .پیدا کردنش راحته

.خوب، بعدا می بینمتون

دکتر، گفتم عاقلانه تره .اگر بیارمش اینجا

.کار خوبی کردی

چه اتفاقی برای دستت افتاده، فریتز؟

.یکی از زامبی ها

.دیر شده بود

.خیلی دیر دیدمش

کجا؟ کجا دیدیش؟

...توی روستا

.دیدمش

.اوه. اوه، خدای من توی این روستا؟

.بله

.به لوکاس بگو تمام درها رو قفل کنه .فایده ای نداره

.قفل کردن درها فقط وقت تلف کردنه

...اونا به زودی میرسن اینجا

.تا همه مارو نابود کنن

.ما باید الان 8 مایل رانندگی کرده باشیم

.آره، حتی بیشتر

،چرا ما شانسمون رو امتحان نمیکنیم

و بریم به جایی که حداقل بدونیم یک تعمیرگاه کشتی داره؟

.بعد از اینکه همسر دکتر رو دیدیم ببین، پیتر. خودشه؟

.چه طرح قشنگی

.آه، وضع دکتر با این حساب باید خوب باشه

.آره، اما یک جای کارش میلنگه

!خانم منارد

خانم منارد؟

.به نظر میاد کسی خونه نیست حالا چیکار کنیم؟

.بهتره بریم داخل

کسی اینجاست؟

.اوه

!آه ه

!زود باشین! زود باشین !برین بیرون! زود

!برایان، تو رانندگی کن

!عجله کن، برایان! بجنب

،ما رو از اینجا ببر !لطفا! ما رو از اینجا ببر

خدای من! پدر من هم تبدیل به یکی از اونها شده؟

.نه، نشده، آنی .تو که حرف های دکتر رو شنیدی

بیاین اون بیمارستان رو پیدا کنیم .و هر چی زودتر از اینجا بزنیم به چاک

!هی، مواظب باش

.لعنتی

.رادیاتور داغون شده

آره، خوب، فکر کنم مچ پای .منم به همون وضعیت دچار شده

.عالی شد. حالا باید پیاده بریم فکر میکنی از پسش بر میای؟

مگه انتخاب دیگه ای هم داریم؟

خوب، بجنبین. باید خودمون .رو قبل از تاریکی به بیمارستان برسونیم

.صدای درامه

.داره نزدیکتر میشه

!ازش متنفرم! لعنت به شما، حرومزاده ها

!نمیتونم تحمل کنم

.بیخیال .اونا دارن ما رو وودوو میکنن

.از صداش که اینطور پیداست

.آره، خوب، پس عجله کنین

.هوا بزودی تاریک میشه

لوکاس؟

تو میدونی دلیل همه این اتفاقات چیه؟

دلیلش وودوو هست؟

.لوکاس هیچی نمیدونه، مرد

...پدرم... پدرم همیشه میگفت

،وقتی زمین مرده هارو به بیرون تف میکنه

.اونا برمیگردن تا خون زنده هارو بمکن

.این مزخرفه .این فقط یک خرافاته احمقانست

.بله، شما درست میگید، دکتر .شما خیلی بیشتر از لوکاس میدونید

من باور نمیکنم که وودوو .بتونه مرده هارو زنده کنه

...و لوکاس باور نداره که .مرده ها مردن

.نه، این خوب نیست .نمی... نمیتونم بیشتر از این بیام

.باید یکم استراحت کنم

.باشه، پیتر. 5 دقیقه اینجا صبر می کنیم

ما الان دیگه باید به .اون بیمارستان لعنتی نزدیک شده باشیم

،ببین، چرا شما 2 تا یک استراحتی نمیکنین ما هم میریم جلوتر رو یک نگاه میندازیم، خوب؟

هی، اینو ببین؟

این چیه؟ .یک کلاه خوده

.حداقل باید 400 سالش باشه

اینجا باید قبرستون .فاتحان اسپانیایی باشه

.اوه .ممنون

.ببخشید که تو رو هم وارد این ماجرا کردم

پدر من بود که اومدیم دنبالش بگردیم، مگه نه؟

...میدونی، وقتی برگردیم نیویورک

.نه. نیازی نیست الان چیزی بگی

...فقط

میترسم از این جزیره .جون سالم به در نبریم

!آخ

.سوزان

.سوزان

.سوزان

.بجنب. بیا بریم، قبل از اینکه دیر بشه

.ما نمیتونیم اونو اینجا تنها ولش کنیم .اون مرده

.برایان، متوجه نیستی؟ اون مرده

،ببین .تو هیچکاری از دستت بر نمیاد

.زودباش، مرد. بیا بریم

!اوه !برایان

...اصلا خوب نیست. دیگه نمیتونم .تو نمیتونی اینجا بمونی

.منو ول کنین .زودباش. بلند شو

.اوه، نه! دارن میان .خودتون رو نجات بدین. منو ول کنین

!بلند شو . تو از پسش بر میای، مرد

.اوه .بیا. من هواتو دارم

اون کلیساست؟ .بیمارستان دکتر. ما موفق شدیم

.بجنب، مرد. بجنب، پیتر

.ما موفق شدیم

.اون مدام از هوش میره

انتقال خون رو ادامه بدم؟

.نه، بی فایدست. در هر حال میمیره

!دکتر منارد

!اونا درست پشت سر ما هستن !درو باز کنین

.زود باش، دکتر !در لعنتی رو باز کن

!دکتر، باز کن

!دکتر منارد! محض رضای خدا

چرا انقدر طولش دادی؟ !اوه، خدایا شکرت

.اون بیرون، همه دارن زنده میشن !همه جا هستن

همسرم چی؟

.ممنون

اونا چی هستن، دکتر؟

.نمیدونم

.همش 3 ماه پیش شروع شد

یکی از ماهیگیرا گفت همسرش رو دیده .که شب توی روستا راه میرفته

.در صورتی که همسرش 2 روز قبلش مرده بوده

،گرچه، اولش .هیچکس این داستان رو باور نکرد

،توی این جزیره ها ...افسانه های فوق العاده

...مثل وودوو، زامبی

.قرن ها فراوون بوده

،به عنوان یک دانشمند .به وودوو باور ندارم

اما توضیح منطقی .هم برای این پدیده وجود نداره

،من باکتری شناسی

،ویروس شناسی .و حتی رادیولوژی رو امتحان کردم

...ما تستهای زیادی انجام دادیم

.صرع و حتی برای سخت شدن عضلات

!هیچی باهاش همخونی نداره

به نظرت جلوشون رو میگیره؟ چی فکر میکنی؟ .به هیچ وجه

چطوری باید جلوشون رو بگیریم؟ .بیا. اینو بگیر

.یک اسلحه دیگه هم توی دفترم دارم

...دو تا .دو تا بشکه نفت توی کلیسا هست

.باشه، دکتر. تو همینجا بمون .حواست به پنجره ها باشه

.پرستار، با من بیا

.باید چنتا بطری خالی پیدا کنیم .هر چه قدر که بود

.دکتر منارد. دکتر منارد

!نه

!نه

!نه! نه

!اوه. اووه

!نه. نه

!تو هم یکم بیار. بجنب

.برو بازم بطری بیار

.برایان، 2 تا دیگه

!بیاین از اینجا بریم! عجله کنین

!بهش شلیک کن، وست

!بهش شلیک کن منتظر چی هستی؟

.زود باش، برایان .بیا بریم سمت قایق. تو مینونی

نمی تونیم سریع تر بریم؟

.میل لنگ هر لحظه ممکنه داغون بشه

.به سانت کریستوبال میرسیم

...اونجا یک حیاطه که میتونیم

چی شده؟ .برایان

.خیلی سردمه. خیلی

...نمیخوام به یکی از اونا تبدیل

.منو ببر خونه، پیتر

.نجاتم بده

.نجاتم بده

.نجاتم بده

.سوزان

.اون مرده

حالا چیکار کنیم؟

.توی قفسه زندانیش کنیم .با خودمون برش گردونیم به ایالت

.یک نفر اونجا باید بتونه یک کاری بکنه

.اما نمیتونیم ریسک کنیم .خودت میدونی ممکنه به چی تبدیل بشه

.خوب، من مطمئن میشم که تبدیل نشه

.ما باید با خودمون برش گردونیم

اون تنها مدرک ما .برای توضیح دادن اتفاق هایی که افتادست

.و متاسفانه به مدرک هم نیاز داریم

.وگرنه، اونا فکر میکنن ما دیوونه هستیم

.من اهمیتی نمیدم

.خودم احساس یک مرده رو دارم

.فرمون رو بگیر

بذار ببینیم میتونیم یک چیز .آرامش بخش توی رادیو پیدا کنیم

...آخرین خبرها

شرایط در نیو یورک بعد ،از کشف اولین زامبی

.در هر ساعت رو به بدتر شدنه

.در خیابون ها هرج و مرج شده

.گارد ملی نمیتونه شرایط رو کنترل کنه

،تمام مناطق شهر رو

،از بروکلین تا منهتن ،از هارلم گرفته تا کوئین

.زامبی ها تصرف کردن

فرماندار اعلام کرده ایالت ،در حالت اضطراری قرار داره

.و از رئیس جمهور کمک فوری خواسته

.زامبی ها همه جا هستن .و گویا راهی برای جلوگیری از اونا وجود نداره

.شهر در دستای اونهاست

...طبق آخرین گزارشات از مقر پلیس

...موجودهای غیر انسانی جمع شدن

.و انگار دارن به سمت پارک مرکزی میرن

.موانع در سراسر منهتن از بین رفتن

،سرپرست گارد ملی اعلام کرده .در صورت لزوم از موشک استفاده خواهد شد

من الان با خبر شدم که یک .زامبی وارد ساختمان شده

!اونا پشت در هستن! دارن میان داخل

:مترجم .محّمد شاه پسند

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.