Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Bemba
Bihari
Bosnian
Bulgarian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Ewe
Faroese
Finnish
French
Ga
Galician
Georgian
Greek
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Xhosa
Yiddish
Zulu
تو یه جاسوسی
CiMDB زیرنویس از تیم ترجمه کانال تلگرامی معرفی، نقد و دانلود آثار سینمای جهان
... ما نمیتونیم
ترسوندمتون؟
یه مقدار- عذر میخوام-
،کیفتون رو دیدم .حدس زدم باید اینجا باشین
خانم، گوش کنین بهم
...دیگه اون پایین نرین
چرا آخه؟
پدربزرگم میگفت قبرستون .منزلگاه مردههاست
.و مردهها دوست دارن تو آرامش رها بشن
،تا زمانی که بهشون کاری نداشته باشی .اونا هم بهت کاری ندارن
.فکر میکردم پلیسها خرافاتی نیستن
...تو آمریکا شاید .ولی اینجا ما باورای خودمون رو داریم
روز خوبی داشته باشین- خداحافظ-
بزن کنار، مارتین
یه ایده دارم
مرسی
بیا
.الان فصل شکار مرغابی هاست .هیشکی کاری به کارمون نداره
.اینا قبلاً واگنهای حمل غذا بودن
بیا...بریم تو
زود باش
بدک نیست، نه؟ .صاحب قایق از راه آهن خریده اینا رو
یکیشون رو هم درست کرده واس عشقوحال
.بعضی وقتا دختر میاره توش
.استن، من حس خوبی ندارم
چرا هیچ پنجرهای نداره؟- چون ضدآبه-
.ولی تهویه هوا داره
.بدون این، هیچ هوایی داخل اینجا نیست
،بدون این، دیگه نمیتونی بری بیرون .انگار که تو گاوصندوق باشی
لعنت، فیوز پرید
استن، میترسم من- از چی میترسی اخه، مورین؟-
،فقط ما دو تا اینجاییم .هرچند که من باید یه دقیقه برم بیرون
.کنتور بیرونه
تو کلید رو برداشتی؟- نه-
گذاشتمش اینجا، مطمئنم .غیبش زده
کجا میتونه باشه؟ .کمکم کن پیداش کنم، مورین
.این حفاظ وقتی اومدیم، سالم بود
.تهویه کار نمیکنه. هوا داره خفه میشه .نمیتونم نفس بکشم، استن
...در لعنتی .هیچ راهی نیست بازش کنیم
استن...نگاه کن
سیم برق از اون لوله های پلاستیکی عبور کرده. که الان یعنی قطع شده
بیا
.شاید مورین هنوز بیدار باشه بذار یه نگاه بندازم
.ما با هم رفیق بودیم
.بهم بگو کجایی
.بهم بگو
کجایی؟ جواب بده
!خواهش میکنم، جواب بده
اره
.تو فورمن هستی
تو فورمنی
اره
آره
نتونستیم پیداش کنیم. کل شب دنبالش بودیم. از استن هم هیچ خبری نیست
.شاید با هم دیگه فرار کردن
.امیدوارم همینطوری باشه، لیلیان
.بیا امیدوار باشیم همینطوره که میگی
.جناب، متاسفانه ناچارم جریمهتون کنم
اینجوری به مهموناتون خوشآمد میگین؟
!نه جناب .فقط وقتی که سرعتشون بیش از حد مجازه
متوجهام، سرکار
ولی از من خواسته بودن که .خودمو با سرعت برسونم اینجا
.اسم من گورلیه
کارآگاه گورلی از اسکاتلند یارد (ستاد فرماندهی نیروی پلیس انگلستان)
خوش اومدین، قربان .اداره ما اونطرفه، باهام بیاین
.من بودم که درخواست کمک کردم در واقع
.دوتا جوون بدون هیچ سرنخی ناپدید شدن
میخوایم مطمئن شیم که . صرفا فقط فرار کردن
دفعه بعدی هم حتما به خاطر . دعوای مرغا درخواست کمک میکنین
عکاسه، قربان
.ولی مال این اطراف نیست
از آمریکا اومده اینجا .تا رو مخروبههای شهرمون تحقیق کنه
.خوشم میاد ازشون
از چی؟ مخروبهها؟- نه، این تیپ دخترا-
،جریمه رو الان پرداخت میکنین یا اینکه بفرستم اسکاتلندیارد؟
،چند ماهه که حواسم بهش بود .ولی دم به تله نمیداد
.تا اینکه دیشب گیرش انداختم
و شرط میبندم که .دیدی داره با مردهها حرف میزنه
،دور بودم ازش .ولی ماه کامل بود
.میتونستم ببینم داره چیکار میکنه
،خدا میدونه تو وقتی مستی .چیا که نمیتونی ببینی
من دیدمش، قسم میخورم. دیدمش
.یه دستگاهی داشت که گذاشته بود رو قبر
عذر میخوام، درباره کی حرف میزنین؟
پرفسور مایلز
،گوش کنین، رفیقمون که اینجاست .تا خرخره مشروب خورده
.پرفسور مایلز دیوونهاس
.بهتره ازش دور بمونین
اره...مال منه
حالا ازم چی میخواین؟
هیچی- باور نمیکنم-
.وگرنه برش نمیگردوندی
اهل اینجا که نیستی؟- نه-
برام سواله چه مزخرفاتی در موردم .تا الان بهت گفتن
.خب، شنیدم که با مردهها حرف میزنین
،من صداشونو ضبط میکنم .و بعد با دستگاهم رمزگشاییش میکنم
چرا تو خفا؟ از چی میترسین؟
.از حماقت و خباثت آدما
احمقا فکر میکنن . دارم به قبرا بیحرمتی میکنم
،بعضی آدما نیروی ماورایی دارن
.که ورای تصور ادماست
توانایی هایی که هنوز . قادر به کنترلشون نیستیم
،یا تصمیم میگیریم نادیدهشون بگیریم .چون ازشون میترسیم
.من اون قدرتها رو دارم
و خودمو موظف میدونم . که ازشون استفاده کنم
،مرگ پایان همه چیز نیست
.تنها آغاز یک هستی تازهست
،و برای اطمینان از صحت این امر .از مردهها راهنمایی میگیرم
بعدش قراره چیکار کنین؟
.هنوز نمیدونم
.من با قدرت حواس و عواطف آشنام
...معنا و مفهوم دیدن، شنیدن، بوییدن
.ولی برام کافی نیست
.میخوام فراتر برم
.همیشه یه حدود و موانعی هم هست
.حقیقت نداره
ماییم که با حماقتمون، دست به خلق .موانع میزنیم
.دارین منو میترسونین
میدونم، برای شما عجیبه که توسط من .سر ذوق نیایین
نه، از این میترسم که هیچ حد و حدودی .برای خودت قائل نیستی
.تو زیبایی، خانم
.دستات نرم و ظریفه
.چشمات روشن و عمیقه
.به من نگاه کن .دارم بهت دستور میدم که بمن نگاه کنی
.هیچ حرکتی نمیتونی بکنی
.میتونم بهت دستور بدم هرکاری بکنی
.بدون لحظهای درنگ ازم اطاعت میکنی
.تو هیچ اراده آزادی از خودت نداری
.ذهن من به تو حکمرانی میکنه
.بهتون حمله کرد
.اولین بار نیست .قبلاً هم کرده
چرا از شرش خلاص نمیشی؟
.این تقدیر ماست
.به همدیگه نیاز داریم
نفرت مشترکمون، ما رو به همدیگه وصل کرده
.اون یه جونور شیطانیه
.ولی اون فقط یه گربهاس
.گربهای که دیر یا زود منو میکشه
من اینجوری میمیرم .تقدیرم اینه
باید مشتری خیلی خوبی باشه- اره-
کیه؟
.بازرس گورلی .باید باهاتون صحبت کنم
،صبح بخیر ...میدونم ساعت چنده
،اگه به کمکتون احتیاج نداشتم .مزاحمتون نمیشدم
من متوجه نیستم- ...یه حادثه رخ داده-
شخصی فوت کرده و ظاهراً شما .تنها عکاس شهر هستین
به چندتا عکس، قبل اینکه جسد منتقل شه .احتیاج دارم
طرف کیه؟
.بدون شک مست بوده
....یه لغزش کوچیک
.پرت شده پایین
.میتونی دیگه بری
بازرس گورلی؟- بله؟-
میتونیم ببریمش؟- هر موقع ایشون کارش با عکسا تموم شد-
گفتی هیشکی رو نداره، درسته؟- فقط یه زن داشت-
.که اونم با یه مرد دیگه ولش کرد و رفت
.نفرت مشترکمون، ما رو به هم وصل کرده
!اون میخواد منو بکشه
کجایی؟ کجایی؟
کجایی؟
خودشه
برای چی اومدی اینجا؟
.باید بهم کمک کنی
تو تنها کسی هستی که .میتونی مورین رو پیدا کنی
نه، نمیتونم
رابرت، خواهش میکنم
.اگه بخوای، میام دوباره باهات زندگی میکنم
.تو هیچ رحمی نسبت به من نداشتی .دیگه نمیتونی برگردی
چیزی داری که متعلق به دخترت باشه؟
بازتاب...نور
جریان داره
مایع، آب
سبز
درختا
تاریکی
مرغابیها
.کلید، باید کلید رو پیدا کنیم
.نمیتونم نفس بکشم
کاور قایق
کمکم کن، خواهش میکنم
...مامان، نمیتونم نفس بکشم
...نمیتونم
الان دیگه میدونم کجاست
میدونم کجاست
،همیشه میذاشتمش اینجا .فکر میکردم راز منه، ولی یکی پیداش کرد
.مجبوریم در رو بشکونیم
کاور قایق
.جریان برق رو قطع کردن
اره، خودشه
این کلیده
بله
.مستقیم میام اونجا
.هیچ هوایی داخلش نبود
چرا در رو نشکوندن؟- مثل در یه گاوصندوق طراحی شده-
.هی تو، برو انتهای اسکله
.به هیچکس اجازه ورود نده
.پرفسور مایلز، ممنون که تشریف اوردین
تا حالا این مکان رو دیدین؟
بله، البته قبلاً دیدمش، بازرس
،ولی تا حالا هرگز اینجا نبودم .اگه منظورتون اینه
بله، البته .میگن شما نیروی ماورایی دارین
دارین طعنه میزنین، بازرس؟
...ببینین، پرفسور مایلز ...برای یه پلیس خیلی سخته
.که در مورد یه چیز غیر عادی تحقیق کنه
...من مظنونم اینجا؟ بهم بگین فکر میکنین کار من بوده؟
...برای مظنون بودن
،باید به اندازه کافی کوچیک باشین .که از محفظه تهویه بتونین رد بشین
...متوجه نمیشم
،طبق گزارشات پزشکی قانونی .در از داخل قفل شده بوده
،پس قربانیها بعد از قطع کردن الکتریسیته .خودشون رو محبوس کردن
اون سوراخ داخل حفاظ، تنها راه خروج .غیر از در اصلی بوده
پس خودکشی؟
.بله، به شرطی که کلید داخل اتاق میبود
.ولی بیرون پیداش کردیم
روی کاور قایق ...یکی گذاشتتش اونجا
کی؟
سلام، بله؟ جسارتا شما؟
...جیل، آها آره ...معلومه که یادمه
کدوم عکسا؟
اره، حتما .هر موقع که بخوای
.حتما...حتی الان
.بیا، من منتظرت می مونم .جایی نمیرم
...برای تو یه تئوریه
.برای من قطعیته
،ولی اگه بگیم کار یه گربه بوده .میخندن بهمون
.این تقدیر اوناییه که آگاهن
.زوج جوون رو هم اون کشت
مطمئنی؟ مورین و استن؟
.اره، کلید رو از راه تهویه برده بوده بیرون
این مسخرهاس
.برای همچین کاری، باید قادر به تفکر باشی .توانایی که فقط انسان داره
.یک مرد به دار آویخته میشه
.و ما داریم از یه گربه حرف میزنیم
.چیزی که میگی تماما غیر ممکنه
...تو بودی
.که این عکسها رو آوردی
.سه تا علامت یکسان، تو سه روز گذشته
.و با این حال بازم میخوای نادیده بگیری
.واقعا عجیبه
...دوتا جوون و مرگ مشکوک و ماجرای کلید
..فرگوسن مست از بالای داربست میفته پایین
،و حالا مادر مورین ... از پنجره خونه در حال سوختنش
فورمن رو فراموش کردی
فورمن؟ کیه؟
.قبل اینکه بیای، تصادف کرده بود .مستقیم رفته بود تو دل یه ون
.اون روز صبح اصلا مه نبود
...حوادث معمول کنجکاوی برانگیز نیست؟
...کارت خوب بود
.برای یه آماتور
.دارین اشتباه میکنین، بازرس
.من تو آمریکا عکاس تحسین شدهای هستم
میدونم، ولی خب سابقه عکاسی از جنازهها رو هم داشتین؟
...نه راستش .این تجربه اولمه
پزشکی قانونی جزییات تازهای .از مرگ زوج جوون ارائه داده
چی؟
موی گربه، بازرس گورلی موی گربه مشکی
توی کانال تهویه پیدا کردن مو رو؟- بله، دقیقا-
شما از کجا خبر داشتی؟
!نگاه کنین
...خیلی عجیبه
.احتمالا گمشون کردم
اون شب چیز عجیبی هم شنیدین؟
صدای فریاد مرد بدبختی که سقوط میکرد- فقط همین؟-
کافی نیست؟
منظورم اینه، دعوایی...مشاجرهای؟
دعوا با کی؟ گربهها؟
.هیشکی شبا اینجا نمیاد
.فقط منم و وایولتا و چند تا گربه دیگه
چند تا گربه دیگه- جانم؟-
هیچی...هیچی
خیلی ممنون، با اجازه- خداحافظ-
مزاحمت شدم؟ خواب بودی؟
نه، هنوز نه بیا داخل
چی شده؟
بیدارم نکردی که یبار دیگه روی مبارکم رو ببینی؟
خیلی ایده بدیه؟
.نه، ولی امیدوارم بهتر از این باشه
...نمیدونم بهتره یا بدتر
ولی تقصیر خودته. اون ایده گربهها رو .گذاشتی تو سر من
،گربهها نه گربه
بله، یک گربه
یک گربهی قاتل
.این ماجرا یه ارتباطی با پرفسور مایلز داره
.اگه اشتباه میکنم، تصحیح کن
.متاسفانه، اشتباه نمیکنی
مایلز رو میشناسی؟
.هرکسی تو شهر میشناستش
و داستانایی که در موردش میگن رو شنیدی؟
.شاید حتی کمی هم بیشتر از حرفا بشناسمش
...چرا تو آکادمی شما
فراروانشناسی تدریس نمیشه؟
.احتمالا میشد اسم دیگه جادوی سیاه
حتی برای یه گربه هوشمند هم توقع زیادیه ،که بخوای وارد یه اتاق شه و کلید رو بدزده
.بعدم سیم برق رو قطع کنه
تازه این همش نیست. .آتیش زدن خونه لیلیان بماند
،بیا تصور کنیم که اون فقط یه آلته
.و ذهنش توسط شخص دیگهای کنترل میشه
...یه انسان
.نه، این تئوری معتبری نیست
درواقع، تئوری احمقانهاس
.و تنها تئوری که وقایع اخیر رو توضیح میده
باید تمام این چیزا رو گزارش کنم به لندن؟
.رئیس من، لری فلین رو نمیشناسی میدونی بهم چی میگه؟
.گورلی، انقدر با مست و پاتیل جماعت نچرخ
،واسه اینکه کار به اونجا نکشه .شاید بهتره یه ذره کمتر بخورین
.واس رسیدن به جواب حاضری خودتو بکشی
به نظرم تو هم .خیلی بهتر از اونی که بیخیال بشی
چون نمیدونی در حال حاضر .تو مغز من چی در جریانه
،میتونم حدس بزنم .و هیچ ایرادی هم نداره
.نمیتونم جلوشو بگیرم
.دیگه از من اطاعت نمیکنه
.هیچی نمیتونه کنترلش کنه
...حتی مرگ هم
.مغلوبش شد
نه
نه
.من اینو نمیخواستم
.نباید این کار رو میکردی
چندبار باید بهت بگم؟
یا مست بود .یا میخواست خودشو بکشه
تو پیاده رو بود، یهو ناغافل .پرید جلو ماشین من
...ظاهر ماجرا طوری بود که
انگار کسی بهش دستور داده باشه؟
منظورت از دستور چیه؟
صبر کن
...قبلاً بهم گفته بودی که حرکاتش
.طوریه که انگار اتوماتیک راه میره
.اره، شبیه یه روبات بود
گربه هم دیدی؟
گربه؟
آره، روی پیاده رو .جایی که اون بود
...قبل اینکه خودش رو بندازه زیر ماشینت یه گربهی سیاه
خانم، فکر نکنم خیلی مهم باشه که .اونجا گربه بوده یا نه
.باور کنین خیلی مهمه
خواهش میکنم سعی کنین به یاد بیارین
بذارین فکر کنم
...گربهی سیاه
اره آره، قربان
یادم میاد
.بازرس فلین داره لندن رو ترک میکنه
.تا دو ساعت دیگه اینجاست
.تو میدونستی
.باید جلوشو میگرفتی
.اروم باش و با من بیا
.اینجا دفنش کردم
دیشب چی؟
گفتم که...مرده
دیگه اتفاق بدی نمیفته
اتفاقی که واسه گورلی افتاد چی؟
اون یه تصادف بود....همین و بس
،اون یه موجود شیطانیه .دیر یا زود منو میکشه
،اون یه موجود شیطانیه .دیر یا زود منو میکشه
من با مردهها مشورت میکنم
صداشون رو ضبط میکنم
پرده از راز بزرگ برمیدارم
ما نمیتونیم
Sur le Pont d'Avignon On y dense, On y dense...
.به من دروغ گفتی
.نمیتونی همیشه حقیقت رو بگی
،من سعی کردم نابودش کنم .ولی موفق نشدم
اون حیوون مرتکب همه اون جنایات شده؟- بدون شک-
.ولی یکی باید راهنماییش کرده باشه
.گربهها از کسی دستور نمیگیرن، عزیزم
دستورات معمول
.ولی تو از نیروهای فرابشری ذهن انسان گفتی
تواناییهای غیرقابل تصور
یادت میاد...مهارناپذیر
.تو اونا رو کشتی
با قابلیتهای غیر طبیعیت
.تو از گربه به عنوان سلاح استفاده کردی
سلاح شیطانی
،تو وارد ذهنش شدی
.تا نقشههای شوم مرگبارت رو عملی کنی
تو اونو مقهور خودت کردی و .تحت فرمان آوردیش
و بعد بهش دستور قتل دادی- نه-
.چیزی که داری میگی، بیانصافیه
این اون هیولا بود که ،ضامن نفرت فروخوردهی من رو کشید
.و خشم من رو آزاد کرد
،به خاطر اونایی که منو نمیفهمن
برای انزوا و عزلتی که ، منو درونش حبس کردن
اون هیولا تنها از نیمه تاریک من . فرمان میگرفت
،از شیطانی که درون من پنهان شده .همون طور که درون همه
ولی وقتی اینو فهمیدم و قدرت نابود کردنش .رو به دست آوردم، دیگه خیلی دیر شده بود
پس زندهاس- بله، پیروز شد-
،منو شکست داد .و از من قویتر شد
.اراده و خواست منو نابود کرد
،از حالا به بعد .اون دیگه فقط فرمان میده
اون شیطانه
...و من خدمتگزارش
.الان اون صاحب منه
،خونه نیست .خانم میلر از دیشب ندیدتش
به نظرت رفته؟- مثل دخترای خوب و منظم-
چرا باید بذاره بره؟- شاید چون ترسیده بود-
.با تمام اون اتفاقات، قابل درکه
.عکسهایی که از زمان ورودش به اینجا گرفته
من تو عجیب ترین زمان و مکان ممکن .باهاش ملاقات کردم
.و حالا همه چیو رها کرده، به همین راحتی
...مسخره اش .این عکسها خیلی براش اهمیت داشت
،آدما حتی وقتی شتابزده هم میرن
.دسترنج چند ماه کار رو نمیریزن دور
هیپنوتیزم توسط گربه؟ گورلی، دیوونه شدی؟
واس همین میخواستم . که باور کنی، مست بودم
مطمئنی الان مست نیستی؟
آره
ویلسون، کمک کن لباس بپوشم- ...قربان، فکر نکنم-
.کمکم کن، نباید وقتو هدر بدیم
.با گربه یا بی گربه، اون دختر تو خطره
عصر بخیر، پرفسور مایلز .بازرس فلین میخواد باهاتون صحبت کنه
عصر بخیر- عصر بخیر-
همینطور بازرس گورلی
ما افتخار آشنایی داشتیم، خاطرتون هست؟
...ولی شما تصادف کرده بودین
چیز مهمی نبود. چند تا خراش سطحی
میخواستیم بدونیم که خانم جیل ترورز امروز اینجا بوده یا نه؟
جیل؟ بله اومد برای خداحافظی
.گفت باید فورا برگرده
ما یه مقدار شک داریم، راستش
گمون داریم که برای دلیل متفاوتی اومد اینجا
چه دلیلی؟
!ببینه گربهتون هنوز زندهاس یا نه
!چه احمقانه
چرا باید به یه گربه اهمیت بده؟
...نه یه گربه
اون گربه
گربه من مرده
مشکلی نیست یه نگاهی به اطراف بندازیم؟
شما دنبال گربه نیستین دنبال جیل هستین
آقایون، همراهم بیاین
.هرجا که دوست دارین رو وارسی کنین
عذر ما رو پذیرا باشید- فکر کنین خونه خودتونه-
نه
من نمیخواستم
.هیچوقت قصد کشتن نداشتم
...اون هیولای شیطانی بود
...اون مجبورم کرد
،ما از یکدیگر مشغول چپاول بودیم
،و اینبار او بود که پیروز شد
.و مرا در دستان جلادم خواهد گذاشت
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.