All language subtitles for Hidden.2015.WEB-DL.720p.YIFI-Farsipersian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

[ تقدیم به پارسی زبانان جهان ]

[ مخفی ]

مامان

بیداری ؟

مامان

زوزو ، اینجا چیکار میکنی ؟

هنوز که صبح نشده

برو بخواب

نمیتونم ، اُلیو ترسیده

مامان

این پایین

زوزو ، این پایین چیکار میکنی ؟

مامان ،‌بهت گفتم

من از این اسم احمقانه خوشم نمیاد

اسم زویی ـه

برای اینکه قایم بشم این پایین اومدم

اُلیو گفت باید قایم بشیم

خواب دیده ما رو پیدا کردند

کی ما رو پیدا کرده ؟

بریفرزها

اخیرا در مورد چی صحبت کردیم ؟

قانون جدیدمون ، یادته ؟ قانون شماره چهار

ما دیگه حق نداریم راجع به اونها حرف بزنیم

منم نگفتم اُلیو گفت

میتونی به اُلیو بگی کسی ما رو پیدا نمیکنه

پدرت تمام شب رو مثل همیشه نگهبانی میده

ما اینجا در امانیم

شنیدی اُلیو ؟

فقط لبخند میزنم

لبخندش ثابته

معنی ـش اینکه دیگه نمیخواد لبخند بزنه

یعنی هنوزم ترسیده

حال اُلیو بهتر میشه

اگه بریم و یک سری به پدر بزنیم ؟

مشکلی نیست

بسیار خُب

بیا

همه چیز خوبه

مامان ، ‌نگاه کن

پدرته

شبیه پدر نیست

دوباره کابوس دیدی ، آره ؟

پدر

آروم

فکر کردم کابوس های احمقانه رو فراموش کردی

همینطوره

پس چرا هنوز ترسیدی ؟

بهتره از اُلیو این سوال رو بپرسی

پس این دفعه اُلیو ترسیده

چطور وقتی همیشه چشماش بازه ، میخوابه ؟

پدر ، بهش برمیخوره

فقط تعجب کردم

میخواد یک گزارش بهش بدی

پس بهتره یک نگاهی به یادداشت هام بندازم

هوم

عینکم لطفا

ممنون

پس

نگهبانیم از ساعت ده شروع شد

ساعت دو ، هفت بازی یک نفره انجام دادم

چهار دور بُردم سه دور باختم

چهار دور باختم سه دور بُردم

خانم زویی ، همینطور که میبینی

ساعت 5 چندتا آهو از بالای سرمون رد شدند

و در ساعت 6 صبح

صدای قدمهای ریزی رو شنیدم

که احتمالا متعلق به دختر حُقه بازم بود

آره ؟

و دیگه چیزی ندارم بگم

حتی یک مخلوق ترسناک هم نبود حتی یک ...؟

بریفر هم نبود ؟

زوزو

نه

حتی یک ...؟ میدونی که

و قُفل ها چطور ؟

هنوزم محکم بسته شده ؟

میخوای بررسی ـش کنی ؟

میتونم ؟ - نه -

ری ، بهت گفتم نمیخوام هیچ وقت اون بالا بره

چی ؟ این میمون کوچیک رو میگی ؟

از پسش برمیاد

آره ، از پسش بر میام

قواعد رو بلدم

اولا بلند حرف نزنم

میدونم قواعد رو بلدی

دو ، کنترلت رو از دست نده

سه ، هیچ وقت در رو باز نکن

چهار ، هیچ وقت در مورد بریفرها حرف نزن

مراقب باش زوزو ، کفشت رو میگم

فهمیدم مامان

محکم بسته شده ؟

مُحکمه

نمیتونم پابرهنه راه برم ؟

نه ، اونطور صحیح نیست

چرا نه ؟

چون ما حیوون نیستیم زویی

میخوام به یاد بسپاری

ولی بنظر نمیاد بیرون یا جایی دیگه برم

چرا باید بیرون بریم وقتی خورشید رو با خودمون اوردیم ؟

یک روز زیبای دیگه ، مگه نه ؟

آره

میخوای بری سر کار ؟

سخت نیست ،‌ باشه ؟ نمیخوام دستت رو زخم کنی

باشه مامان

خُب

چند روز شده ؟

اگه یادت نمیاد ، بشمار

در هر ردیف 25 خط قرار داره

و چندتا ردیف وجود داره ؟

یک ،‌ دو ، سه هشت ، نُه

دوازده

پس 25 ضربدر 12 میشه ؟

سیصد بعلاوه امروز که میشه 301

همینه

پس واقعا درس ریاضی که خوندی به دردت خورد

بهم یک بوس بده

معنیش اینکه گرسنه ـست

بذار اینجا رو ببینیم

ذرت پوست کنده داریم

ذرت کامل داریم

سیب زمینی

لوبیا

و هلو

من که هلو میخوام

میدونی ، ما دیروز هلو داشتیم

نمیتونیم دوباره امروز بخوریمش

ولی داشتم امروز فکر میکردم

باید چیزی رو امتحان کنیم که پروتئین داشته باشه

شاید لوبیا بهتر باشه

لوبیا خیلی بد طعمه

پدر ؟ - بله ؟ -

لوبیا یا هلو ؟

نمیدونم

بگو هلو

من که هلو رو دوست دارم

ری

چطوره رای بگیریم ؟ - ری -

کسایی که میگن لوبیا دستشون بالا

یک رای شمرده شد

الان کسایی که میگن

هلو خوشمزه و آبدار

دستشون رو بالا ببرند

عذر میخوام عزیزم

دو در برابر یک

سه

دارلین دوباره اذیت میکنه ؟ ( نام ماشین )

ماشین سر سختیه

باید یک مقدار تحریک بشه

هوم

درست شد ، بهت که گفتم سر سخته

مامان و بابا هلو ها ناپدید شد

شوخیت جالب نیست زوزو

جدی میگم ، یک نفر اونها رو دزدیده

خدایا ، 12تا کنسرو شد

جیره غذایی دو هفته ـمون میشد

دیگه هلو نداریم ؟

نه ، دیگه هلو نداریم

حتما یک نفر علاقه خاصی به شیرینی داره

یک موجود با دندون

این شبیه کدوم دندونه ؟

احتمالا یک موش

ولی موش که نمیتونه وارد اینجا بشه

در رو چک کردم ، محکم بود

در ، تنها راه ورود به اینجا نیست

بریفر هم میتونسته وارد بشه ؟

زوزو

میتونستند ؟

نه ، اونها خیلی بزرگند ، اندازه ـشون نیست

ولی یک موش میتونه

اگه موش بوده ، باید همین اطراف باشه

باید مراقبش باشیم

تا قبل اینکه بازم غذا بدزده باید پیداش کنیم

در این مدت باید جیره غذایی ـمون رو کم کنیم

پدر ، اونها خیلی هم کوچیک هستند

متاسفم زویی

واقعا متاسفم

دیگه ازت درخواست نمیکنم ، بخور

مامان بهت گفتم لوبیا نمیخورم

قانون شماره 2 رو یادت بیار

کنترلت رو از دست نده

نذار خشم بر تو چیره بشه

قانون شماره 5 منو زوزو صدا نکن

من فقط هلو میخواستم

خُب ، یک دزد اونها رو بُرده

و الان مجبوریم چیز دیگه ای بخوریم

چیز دیگه ای نداریم

من اینجا گیر کردم ، حتی نمیتونم برم بیرون

من حتی هیچ دوستی ندارم

به غیر از اُلیو که 5 جمله بیشتر نمیتونه بگه

پس ما چی ؟ - چی ؟ -

تو گفتی هیچ دوستی نداری

پس ما چی هستیم ؟

من و مامانت ، دوستت نیستیم ؟

تو میدونی منظورم چی بود ؟ - در واقع نمیدونم -

فکر میکنم احمقانه است وقتی بگی هیچی نداری

وقتی که در اصل همه چیز داری

آره ، درست میگی

به اون نگاه کن

گفتی چند روز شده ؟

301

301

پس نباید قدردان این روزهایی که

سپری کردیم باشیم

مگه اینکه بهش نیاز پیدا کنیم ؟

ما این پناهگاه رو پیدا کردیم

و بهمون غذا ، خونه و زندگی داد

تا اونجا که میدونیم ، ما تنها نفرات باقی مانده ایم

تنها کسایی که زنده هستیم

پس هر کدوم از این نشانه ها ، معجزه ـست

معجزه ؟

آره ، معجزه

و این غذا بهت اجازه میده یک روز دیگه زنده بمونی

و میتونیم یک روز دیگه روی دیوار خط بکشیم

آره ، همینطوره

پس لوبیاهای سرد و نامطبوع داخل بشقابه ـت

اونها هم نوعی معجزه به حساب میاند

و اگه تو این معجزه نامطبوع رو بخوری

شاید بعدش بتونیم یک سفر باهم بریم

سفر ؟ واقعا ؟

آره

ولی بهتره سریعتر بخوری

چون من معجزه ـم رو خوردم و بازم میخوام

مراقب باش پدر

خونه جویی اونجا میره

باشه ، بزن بریم

هشت

پنج ، شش ، هفت

بستنی سیلویا

باشه

بذار در رو باز کنم

در باز شد

زنگ به صدا در میاد

و ببین ، سیلویا پُشت پیشخوان ایستاده

و یک پیش دامن مخروطی زشت پوشیده

صبح بخیر زویی کوچولو

و بهت یکی از قاشق های صورتیش رو میده

و بعد اون دست دیگه رو

روی سطح شیشه ای سرد میکشی

داخلش ، بشکه هایی رو میبینی که

پُر از بستنی خانگی سیلویا ـست

و چون زود رفتی ، بهترین بستنی رو داره

با مزه ای شیرین به همراه پودر تُرد بادوم زمینی

و به همراه مُخلفات مورد علاقه ـت

کلوچه تُرد توت فرنگی

اونجایی ؟

الان خوشحالی ؟

تا فردا آره

تا فردا

تو بُردی

من بُردم

من بُردم

همه چیز درست میشه

سعی میکنم باور کنم ری

ولی تصور یک بستنی غذای دخترمون نمیشه

فقط میخواستم روحیه ـش رو بالا ببرم

همینکار رو کردی

ولی وقتی مریض شد چی ؟

ما همین الان هم خیلی وزن کم کردیم

و الان

و الان باید راهی پیدا کنیم تا غذای بیشتری پیدا کنیم

غذای واقعی

اگه مجبور بشم بالا میرم

نمیتونی ری ، اونها هنوز دنبال ما هستند

میتونم باهاشون بجنگم

این خودکشی ـه و خودت میدونی

قولمون رو وقتی رسیدیم اینجا ، یادته ؟

زویی اولویت داره

عواقبش مهم نیست

مهمترین چیز اینکه هنوز پیدامون نکردند

ول فقط یک موش بوده

این الان زندگی ـمونه

و باید تا اونجا که میشه بهترین زندگی رو داشته باشیم

پس چه هدف دیگه ای داریم ؟

هدف اینکه زنده بمونیم

میتونیم انجامش بدیم

و زنده هم بمونیم

آره ؟

ری ؟

بله ؟

داری چیکار میکنی ؟

زندگی

باید خیلی آروم باشیم

آروم باش

امشب میبینمت

خوش بگذره

زود باشید ، نه نمیشه پیاده رفت

مامان لطفا

زویی

مامان ، بابا دارند میان

اینم شانس تو

پنج و دو

پس پنج تقسیم به دو میشه

دو و نیم

آفرین ، میتونی ماشینت رو ادامه بدی

زودباش ، فکر کردم این روش تدریس بهتره

ولی بازم ریاضی خسته کننده ـست حتی با وجود این بازی

پس اگه خسته کننده ـست پس چرا اُلیو هنوز میخنده

مصنوعی میخنده

بخاطر همین یک مقدار

وحشتناکه ؟

نمیخواستم بهش بر بخوره

فقط نیاز به حمام داره ، همین

چطوره یک دور دیگه بازی کنیم و

بعدش بریم استراحت ،‌ باشه ؟

باشه

مامان ، فکر میکنی پدر درست میگه ؟

در مورد چی ؟

در مورد اینکه فقط ما سه نفر زنده موندیم

پریسکوپ ؟

درسته

میخوای باهاش چیکار کنم ؟

خودت چی فکر میکنی ؟

میخوام بالا رو ببینی

سطح زمین رو ؟

آره

فکر کردم گفتی اجازه ـش رو ندارم

هیچ وقت ، وگرنه یک گوشت مُرده میشم

آره ، خُب

امروز میخوام چیز جدیدی رو تجربه کنم

چی رو ؟

آرامش رو

چی میبینی ؟

هیچ چیز

مدرسه ، زمین بازی

هیچی

بابا راست میگه

فقط ما موندیم

ما و اُلیو

ولی تو ،‌ ما و اُلیو رو میبینی ؟ - نه مامان -

تا حالا در پناهگاه رو دیدی ؟

نمیتونم در رو ببینم

پوشیده شده ـست

دقیقا

وقتی ما اول اومدیم اینجا

من و پدرت مطمئن شدیم در رو مخفی کنیم ، یادته ؟

تا کسی نتونه پیدامون کنه

پس

پس بعضی وقتا

چون فقط نمیتونی چیزی رو ببینی

معنیش این نیست که اونجا نیست

بعضی وقتا حقیقت از ما مخفی شده

فکر میکنی دوستامون میتونند بیرون باشند ؟

مثل ما پنهان شدند ؟

میتونند مجبورند

چون بریفرها اونها رو هم شکار می کنند

زوزو

آره ، درسته چون بریفرها اونها رو هم شکار می کنند

خیلی از ما متنفرند ، مگه نه ؟

که اینطور شکارمون می کنند

نمیدونم تنفر میشه یا نه

این فقط

اونها با ما متفاوت ـند

همین باعث میشه از ما بترسند و این کار رو انجام بدند

بخاطر اتفاقی که اون روز افتاد ؟

آره ، بخاطر همون اتفاق

تو گفتی بریفرها

آره

دزد

برگشته

نگاه نکن

سلام

چی شده ؟

دزد اومده

ای حرومزاده

من میکُشمش ، عقب بایست اگه فرار کرد ،‌ بزنش

نه ، تو عقب باش من میکُشمش

نه ، من میکُشمش

نمیتونیم بکُشیمش

جشن سپاس گذاری رو چند سال پیش

خونه خاله کَتی یادته ؟

با اون برنامه عجیب حیاط خلوت

کی بهش اهمیت داد ؟

وقتی پدر کُشتش میتونیم برای شام بخوریمش ؟

زوزو ، ساکت باش

بگیرش پدر

پدر

داره فرار میکنه ، زودباش

میدونم

پدر

مامان

وای

شگفت انگیز بود

بهتر از برنامه حیاط خلوت پدر بود

همینطوره

چیه ؟

برو عقب

لعنتی

خاموشش کن پدر

میخواد بشکنه ، ‌برید عقب

برو عقب

عقب

عقب

داره بازیم رو میسوزونه

میکشیمش کنار ، همینجا بمون

همینجا بمون

دوباره نه

ری ، ‌کمکم کن

ماشین رو نشکون

ماشین دووم میاره

ری ،‌ زودباش

بهت که گفتم سرسخته

برو عقب

زوزو ، بهت گفتم عقب بایست

مترجم : [ Mraf ( محمدرضا ) ]

نمیتونم چیزی رو ببینم

صبر کن

زوزو کجاست ؟

زویی ؟ زوزو ؟

زوزو

زوزو

سلام

داری چیکار میکنی ؟ آتیش تو رو سوزوند ؟

فقط ترسیدم

چیزی برای ترسیدن وجود نداره

آتیش خاموش شد کسی آسیب ندید

ببین

حتی اُلیو هم سالمه

فقط یک مقدار کثیف شده ، همین

میبینی ؟

همه چیز حل میشه

نه پدر

حل نمیشه

شرایط خوب نمیشه

اونها میبینند

کیا ؟

بریفرها

خدای من

سلام گوشت نمک زده

پس آشپز کوچولو کجاست ؟

بالا ، داره آماده میشه

هنوز ؟

مگه چقدر طول میکشه تا مایو بپوشه ؟

مثل وقتی که میخواستی جویی رو تحت تاثیر قرار بدی

جویی ؟ - آره ، اونم باهامون میاد -

جویی ـه همسایه ؟

خیلی بامزه ـست ، مگه نه ؟

فکر میکنم بند کفشش رو به زور میبنده

من اینطور فکر میکنم

جویی نیری

بیخیال عشقم ، تو یادت میاد ، مگه نه ؟

وقتی اولین ملاقات رو داشتیم مثل یک سلاح

مجهز شده بودم

اصلا ازش خوشم نمیاد

پدر ،‌چرا بهم نگفتی ؟

چی رو بگم ؟

که جویی هم باهامون میاد

قراره مارکوپلو بازی کنیم

فکر نکنم ، چون دیشب با جولیان بحث کردم

ولش کن ، بهش نیاز نداریم

زودباش ، مجبوریم

باید موارد ضروری رو ببریم

زودباش

سلام تد

خوبه

جولیان

دیگه چی ؟

همه چیز مرتبه ؟

جویی ، چه خبر شده ؟

نمیخوام برم - چرا باید بری ؟ -

افراد دولتی

یک ویروسه که مردم رو یه یک چیز بد تبدیل میکنه

به چی ؟ - چه نوع ویروسی ؟ -

جولیان داری کجا میری ؟ - متاسفم کلایر -

چی شده ؟ - زویی رو بردار و تا اونجا که میشه دور شو -

سوار ماشین شو ، زودباش

به زویی بگو متاسفم نمیتونم مارکوپلو بازی کنم

تد

دیگه نمیشه برگشت

همه دارند کجا میرند ؟

زودباش ساندرا ، وسایل رو جمع کن

بریفرها

اونها دود رو میبینند

مگه نه ؟

خُب ،‌ الان غروبه

شاید خیلی تاریک باشه که دود رو ببینند

شاید

دودی رو میبینی ؟

قانون شماره دو رو فراموش نکن کلایر

باید آروم باشیم ، باید شرایط رو تحت کنترل داشته باشیم

باید فکر کنیم

هرکسی که در یک مایلی اینجا باشه این دود رو دیده

بریفرها میان دنبال ما ، میدونم

زویی ، بذار من و مامانت یک لحظه صحبت کنیم

ولی اونها ما رو پیدا می کنند مثل خوابی که اُلیو دید

اونها ما رو پیدا نمی کنند - شاید -

بس کن - چی رو بَس کنم ؟ -

دارم تلاش میکنم باید اینجا چیکار کنیم ری

ما کاری رو انجام نمیدیم

حتی اگه اونها دود رو دیده باشند

که فکر نکنم دیده باشند

تا برسند به اینجا اثر دود از بین رفته

نمیفهمند دود از کجا بلند شده

مهم نیست اونها میدونند ما اینجا هستیم

و کل ناحیه رو برای یافتن ما میگردن

پس بذار بیان

اونها قبلا چندین بار اینجا را جستجو کردند

اونها ما رو پیدا نمی کنند

و حالا قرار نیست ما رو پیدا کنند

پدر راست میگه

ما هنوز مخفی هستیم ، در رو چک کردم یادته ؟

کسایی که میگن در امانیم دستشون بالا

دو در برابر یک

سه

چی شده مامان ؟

چوب سوخته

که چی ؟

چوب سوخته ، خاکستر بوجود میاره

ما دیگه مخفی نیستیم

مگه نه ؟

فکر نمیکنم متوجهش بشند

واقعا میخوای این ریسک رو انجام بدی ؟

انتخاب دیگه ای نداریم

خاکستر رو میپوشونیم

چطوری ؟

باید بریم بالا

پس قانون سوم چی میشه ؟

هیچ وقت در رو باز نکن

بعضی وقتا قواعد

حتی قواعد مامانا

باید شکسته بشه

به من گوش بده

اگه از بالا غیر از من و بابات ، صدایی شنیدی

میخوام که در رو از پُشت قفل کنی

نه ، منم میام بالا میخوام کمک کنم

سوالت جایز نیست زوزو

من زویی هستم مثل بچه باهام رفتار نکن

دارم ازت محافظت میکنم

ولی اگه تو به محافظت من نیاز داشتی چی ؟

اگه مجبور بشم میتونم بجنگم

نه ، نمیتونی قواعد من هنوز برات صادقه

پس مهم نیست اون بالا چه اتفاقی میوفته

یا اینکه چی میشنوی

در رو باز نکن

ولی

باید بهم قول بدی

قول ؟

قول

باید سریع حرکت کنیم

نمیخوام بیشتر از سه دقیقه اون بیرون باشم

سه دقیقه

باشه

از اینطرف میرند اُلیو

زودباش

نه ، نمیدونم کجا رفتند ؟

فقط اونها هستند

حالشون خوبه

مامان ، بابا

پُشت سرتون

مامان و بابا

زودباشید

پدر

مامان و بابا

بابا

مامان

بابا

داری چه غلطی میکنی ؟

بهت گفتم داخل بمون

آروم باش ، متوجه نمیشیم

بریفرها

مراقب باشید

فقط آهو بود زویی

چیزی برای ترسیدن نیست

آهو جنگلی بودند

بنظر ترسیدند

احمق نشو

راست میگه ری ، دارند فرار می کنند

از چیزی فرار می کنند

باید برگردیم به پناهگاه

مراقب باش

چی شد ؟ چیزی دیدی ؟

ساکت باشید

چیه پدر ؟

ردپا

فکر میکنم فقط یکیه

چرا ؟ چرا فقط یکی ؟

اونها همیشه قبلا گروهی سفر میکردند

نمیدونم

شاید تنها کسی باشه که دود رو دیده

داره به این سمت میاد

زوزو ، ما باید ساکت باشیم

قانون شماره چهار یادته ؟ سر و صدا نکنیم

میدونم ، تلاشم رو میکنم

بیشتر تلاش کن

اگه صدامون رو بشنوه پیدامون میکنه

میفهمی ؟

زویی

زویی ، بیا اینجا

بشین

چی میگی اگه از اینجا بریم بیرون

چون ببین چی پیدا کردم ؟

با این ماشین

هرجا خواستی میتونی بری

هرجای دنیا

هر وقتی که خواستی

میخوای کجا بری ؟

تختم

تخت خواب قدیمی

آره

انتخاب بسیار خوبیه

باشه

عجی مَجی

روی تختت دراز کشیدی

بعد از یک روز خسته کننده

و اون کفش های رقص صورتیت رو در میاری

طوری پَرت میکنی که از مقابل چشمات رد بشه

حیوونات رو بغل میکنی

خرس کوچولو ، اردک زشت

بهشون شب بخیر میگی

میتونی حس کنی که در نیمه شب

نسیم خنکی از میان موهات رد میشه

و بعد به سقف بالا سرت نگاه میکنی

جایی که ستاره های تزئینی شب

برای تو میدرخشه

پس همیشه روشن ـَند

حتی وقتی تو خوابی

حتی وقتی رؤیا میبینی

اونجایی ؟

آره

اونجام

ستاره ها رو میبینی ؟

آره

عطسه ـت رو بکن

همیشه لبخندم میزنم

همیشه ، همیشه ، همیشه

همیشه ، همیشه ، همیشه

همیشه ، همیشه ، همیشه

همیشه ، همیشه ، همیشه

همیشه ، همیشه ، همیشه

همیشه ، همیشه ، همیشه

همیشه ، همیشه ، همیشه

نه

لطفا درستش کن

نمیتونه وارد بشه ، میتونه ؟

محکم بسته شده پدر ؟

خیلی قویه

باید در رو با چیزی تقویت کنیم

یک چیز محکم

برو برو

مامان نمیتونی بری بالا

به بابات بگو عجله کنه

پدر زودباش

دارم عجله میکنم

وای

مامان ، تو خوبی ؟

من خوبم ، فقط پایین بمون

پدر زودباش

خدایا

ری

داره میاد داخل

تحمل کن

پدر

برو کنار

ری ، لوله رو بهم بده

زیر دستگیره قرارش بده

مراقب باش مامان

مراقب باش کلایر

بمیر

ری

ری

ری

ری

ری ، نمیتونه بیاد داخل

نمیتونه بیاد داخل

مُحکمه

محکم میمونه

باشه ؟

باشه

هی

هی

محکمه ؟

مُحکمه

هنوز اون بالاست

چرا نمیره ؟

چرا نمیذاره بره ؟

نمیدونم

منتظر چیزیه

میخواد چیکار کنه ؟

چرا هنوز اونجا ایستاده ؟

داره همین کار رو میکنه

داره صبر میکنه

منتظر چیه ؟

بقیه گروهشون

زویی ، اونجا رو نگاه کن

بُرج آب رو میبینی ؟

وقتی اونجا رو رد کنیم یعنی از شهر خارج شدیم

بعدش در امانیم ؟ از مردم مریض در امانیم ؟

آره عزیزم ، از افراد مریض در امانیم

چرا همه مردم دارن برمیگردند ؟

نمیدونم

فکر کردم گفتی نمیتونیم بمونیم

اینکه اونجا خطرناکه

شاید همه چیز الان خوب شده

فکر میکنی احتمالش هست ؟

نمیدونم

شاید بشه سیگنالی دریافت کرد

موج ای ام چطور ؟

ری مراقب باش

بذارید بریم ، جای دیگه ای نداریم بریم

تمام شهروندان کینگزویل

باید فورا به خانه هایشان برگردند

تا زمانی که فاجعه تحت کنترل در آید

به دستور دولت ، این منطقه قرنطینه می شود

آن هم تحت کد ضروری 11

این برای امنیت خود ماست

تکرار میکنم تمام شهروندان کینگزویل

باید فورا به خانه هایشان برگردند

تا زمانی که فاجعه تحت کنترل در آید

به دستور دولت ، این منطقه قرنطینه می شود

آن هم تحت کد ضروری 11

این برای امنیت ماست

تمام شهروندان کینگزویل

باید فورا به خانه هایشان برگردند

تا زمانی که فاجعه تحت کنترل در آید

مامان ، قَرَن چی چی ؟

قرنطینه

یعنی نمیذارند از اینجا خارج بشیم

یعنی اینجا گیر افتادیم ؟

محققان ما با گارد ملی همکاری نزدیکی دارند

تا در برابر دشمن صف آرایی کنند

شما در زمانهای بعد اطلاعات بیشتری

دریافت خواهید کرد

برو عقب

مامان و بابا

اونها اینجاند

میله جواب نمیده

به چیز دیگه نیاز داریم

برو

فرار کنید

زویی رو به اتاق خواب ببر - مقاومت کن -

زیاد معطلشون نمیکنه

ری کمکم کن

چند دقیقه طول میکشه ؟ - وقت میبره -

باید از اینجا بریم

اونها در رو بستند

مامان و بابا

در تنها راه خروج نیست

پریسکوپ

فکر میکنم بتونیم رد بشیم - در مورد تو مطمئن نیستم ری -

منم رد میشم

زود باشید

بابا کلایر

ری ، امنه زوزو رو بفرست

آماده ای ؟ زوزو رو بگیر

زودباش

ری ، ‌همین حالا

سرت رو مراقب باش

دست مامانت رو بگیر - نه -

بگیرش

ری ، زوزو اومد بالا زودباش

رد نمیشم

رد نمیشم

زودباش

کلایر ، لباسم رو بگیر

چی ؟ - بگیرش -

محکم بگیر

خدایا - پدر -

پدر

خدایا

تو سالمی ؟

من ...؟

من خوبم

نه پدر ، زودباش

ری

قولمون یادت باشه

زویی اولویت داره

آخ

زودباش

زودباش

نه ، ری

نه ، پدر

خدایا کمک

پدر

خدایا

پدر

بذار من برم

میتونیم کمکش کنیم

بهش قول دادم از تو محافظت کنم - نه -

بهش قول دادم ازت محافظت کنم - برام مهم نیست -

بهش قول دادم

ازت متنفرم

ازت متنفرم

آروم باش - بذار برم -

مشکلی نیست

باید فرار کنیم

فرار کن

اُلیو

زوزو ،‌ برگرد

بدو

خوبی عزیزم ؟

من خوبم

زودباش

زودباش

کجاییم ؟

جایی که همه چیز شروع شد

باید چیکار کنیم ؟

بدو ، به دویدن ادامه بده

بریفرها دارن میان

خواب دیده بود که ما رو پیدا می کنند

هنوز دنبال ما هستند

از ما خیلی متنفر هستند مگه نه ؟

که اینطور ما رو شکار می کنند

همیشه قبلا گروهی سفر می کردند

میتونم باهاشون بجنگم

این خودکشی ـه و خودت هم میدونی

قَرَن چی چی ؟

یعنی نمیشه از اینجا بریم

بریفرها

بذارید بریم

بذارید بریم

بذارید بریم آزادمون کنید

نه

[ قرنطینه ـست ، خروجی در کار نیست ]

مامان زمین لرزه ـست

نه عزیزم ، نیست

داخل کینگزویل زمین لرزه رُخ نمیده

چرا محققان به جت های ارتش نیاز دارند ؟

دارن دور میزنند

الان به همه گفتند به شهر برگردند

مامان و بابا دارند برمیگردند

زودباش ، باید از اینجا بریم

زود باشید

راه زیادی برای پیاده روی است

مدرسه ابتدایی کینگزویل - چی ؟ -

یک پناهگاه زیر زمینی اونجاست

ولی نمیدونم امن باشه یا نه

خب امن تر از اینجاست زودباش

زودباش

زود باشید

کجاست ؟ - اونجاست -

در کجاست ؟ - اونجاست -

زود باش دارن میان

برو ، زودباش هوات رو دارم

زود باشید

کلایر ، ببندش

خوبی ؟

کلایر خوبی ؟

آره ،‌ خوبم

شما چطور ؟

خوبیم

آره ، ما هم ...؟

ما هم خوبیم

ما خوبیم

اوه

اونها همه چیز اینجا دارند

به این غذاها نگاه کنید

هی زویی

به این نگاه کن

هان ؟

این ...؟

اینجا کتاب و بازی و ...؟

هی پدر

بیشتر اسباب بازی هست

آره

چقدر باید اینجا بمونیم ؟

نمیدونم

امیدوارم زیاد طول نکشه

باید تا وقتی کارشون تموم بشه ، بمونیم

و بعدش

عزیزم

اتفاقی که بالا افتاد یک اشتباه بود

یک اشتباه وحشتناک

اشتباه نبود

موقع بستن در پناهگاه زخمی شدم

ویروس از طریق هوا منتشر میشه

ما مبتلا شدیم

بذارید بریم

همکاری کن به سوالم جواب بده

بعدش تا جایی که بتونم به تو و دخترت کمک میکنم

فهمیدی ؟

بله

پناهگاهی که شما رو پیدا کردیم چند وقت اونجا بودید ؟

از همون اول

تا حالا با کس دیگه ای ارتباط داشتید ؟

خانواده ؟ فامیل ؟ - فقط ما بودیم -

پدر گفت ما تنها افراد زنده ایم

زویی

من دختر کوچیکی هم سن تو دارم

لعنت به روزگار

نه

داری چیکار میکنی ؟ - گفتی کمکمون میکنی ؟ -

با دستور من - نمیذارم بهش دست بزنید -

نمیذارم بهش دست بزنید

نمیذارم بهش دست بزنید

نمیذارم بهش دست بزنید

نمیذارم بهش دست بزنید

نمیذارم بهش دست بزنید

مامان ، کنترلت رو از دست نده

عقب باشید - خطرناکه -

عقب بایستید

قانون شماره دو ، کنترلت رو از دست نده

عقب بایستید

قانون شماره دو رو فراموش نکن کلایر

مهم نیست چی بشه باید آروم باشیم

باید آروم باشیم

نذاز خشم بر تو چیره بشه

نه

اونها با ما فرق دارند همین باعث میشه

از چیزی که هستیم بترسند

ما حیوون نیستیم

بعضی وقتا حقایق از ما پنهانه

پدر ، بذار برم

زودباش

بیارش بیرون

از اکو یک به همه واحدها

هدف امنه هدف امنه

چند تا خسارت جانی داشتیم ؟

چهار کُشته دو هدف باقی موندند

در حال انتقال هستیم

به مایلها آن طرفتر

تیم پشتیبانی در راهه

فرار کن عزیزم

بس کن

مجبور نیستی اونها رو بکشی

ما که قاتل نیستیم

آه

قانون شماره دو رو یادت بیاد

قانون شماره دو رو به یاد بیار میتونی آروم بشی

میتونی متوقفش کنی

میتونی متوقفش کنی

زویی ، همینه

برگرد پیشم

برگرد پیشم

زویی

همینه

هی

مامان

آره ، خودمم

منو نجات دادی ازم محافظت کردی

میدونم

منو زویی صدا کردی میدونم

بیا اینجا

زودباش

باید بریم

مراقب باش

صدمه دیدی

بگیرش

ممنون

باهاش چیکار کنیم ؟

میذاریم زنده بمونه

مامان

نگاه کن

پدر

پدر

عاشقتم

عاشقتم

پدر

من تنهات نمیذارم

و اگه

میدونم ، زیاد دور نمیشم

همیشه میتونی منو ملاقات کنی مگه نه ؟

آره

فقط برو سفر

اوه

پدر ؟

اونجایی ؟

اونجایی ؟

نه پدر

نه ، نه

نه ، نه

ما نمیتونیم اینجا بمونیم

باید بریم

کجا ؟

باید مخفی بشیم

مامان

بیداری ؟

مامان ؟ مامان

زویی

صبح زود اینجا چیکار میکنی ؟

برو برگرد بخواب

نمیتونم

اُلیو ترسیده

چی شده ؟

اُلیو چه مشکلی داره ؟

صدایی شنیدیم فکر میکنم بریفرها دارن میان

نه عزیزم ، فقط یک کابوس دیگه دیدی

سریع مخفی شو

مارکو

مارکو

پولو

جویی نیری ؟

پیدات کردم

کی اون پایینه ؟

جویی ، کجا بودی ؟

خدای من

تد

صبر کن ، مشکلی نیست

همه مثل ما متفاوت شدند ؟

آره ولی اینجا وضعیت عادیه

زودباش

دیدیش ؟

چی رو ؟

خورشید رو

این یعنی 302 ـمین روز

میشه 302 روز

روز نیست

مترجم : Mraf ( محمدرضا )

ارائه ای از گروه ترجمه [ iMovie-DL ]

[ m9r9a9@gmail.com ]

[ امیدوارم از ترجمه لذت بُرده باشید ]

دانلود فیلم و سریال در [ iMovie-DL.com ]

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.