Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم: eris ، قسمت اول
♪نسیم عصر تو نور مهتاب میچرخه♪
♪رو گوشهی دهنت میفته♪
♪با لبخند خجالتی که به لب داری♪
♪کی باید اول صحبت کنه♪
♪شاید بتونم کمی سر و صدا کنم♪
♪نمیخوام فضا حوصله سر بر بشه♪
♪عشق خیلی فوقالعادهست♪
♪دوستت دارم ولی جرأت ندارم بهت بگم♪
♪تو ستارهی دنبالهداری هستی که آسمون شب رو روشن میکنه♪
♪به صدای قلبم گوش بده♪
♪تو زمان مناسب، با شجاعت♪
♪باهات روبهرو میشم♪
♪آه، عشق نیازی به توضیح نداره♪
♪تو معنایی هستی که واسهاش تلاش میکنم♪
♪فردا و حال و هوات♪
♪کم کم درگیر من میشه♪
♪ای عشق من، سرزنشت میکنم که نفهمیدی♪
♪فقط میخوام با عشق حقیقی بهت، پیشت بیام♪
♪دیگه انتظار کشیدن بسه♪
♪نور ستاره به آغوشم میفته♪
=گنجینههای فرعی=
=قسمت اول=
(عمارت پی)
(مشهور به ساخت یشم در شهر یون سوی)
ارباب جوان، امروز این یشم رو بندازین
نه- خواهر دن دن-
یه کاغذ رو درت چسپونده شده
این یکی چی؟
این یشم چربی گوسفند با ابریشم همخونی نداره
بهجاش از این یشم قرمز استفاده کن
اطاعت
(اطلاعیه استخدام)
(عمارت چی پی نیازمند یه خدمتکاره، با حقوق ماهانهی: بیست تیل)
(نیازمندیها: حیلهگر، خوش بیان، بیادب و تندخو)
(شان دن دن، پول دوست)
...این نیازمندیها
چه هیجان انگیزه؟
ارباب جوان
در ضمن- برگرد سر کارت-
واقعا نمیخواین خدمتکار جدید رو ببینین؟
نه
هر کی استخدامش کرده باید ببینتش
...ولی
ولی در کار نیست
یه کلمه دیکه بگو تا بزنمت
ارباب جوان
نزدیکه برسه
(صلح و آرامش)
میتونم خدمتکار باشم
سختیها رو تحمل کنم و
از اول شروع کنم
شان دن دن، تو میتونی
عرض ادب ارباب جوان خدمتکار جدید، شان دن دنم
کمکی لازم دارین؟
ارباب جوان؟
ارباب جوان؟
اتفاقی که نیفتاده، نه؟
ارباب جوان؟
ارباب جوان؟
ارباب جوان؟
اینجا چه خبره؟
!شوانگ شوانگ
تسخیر شدهست، تسخیر شدهست
(پی پی، ارباب جوان عمارت چی پی)
چرا تویی؟- چرا تویی؟-
وایسا
(لباسفروشی سو شوان)
!ای رذل، دزد، دروغگو
وایسا و ببین امروز چیکارت میکنم
(عمارت گل)
(برترین خانه هنر شهر یون سوی، یک روز پیش)
ارباب جوان پی
دوباره اینجایین، ارباب جوان پی
ارباب جوان پی
ارباب جوان پی، اینجایین
بیاین، بیاین، لطفا بیاین داخل
درود، ارباب جوان پی
درود- ارباب جوان پی-
ارباب جوان پی
چرا انقدر دیر اومدین، ارباب جوان پی؟
چندتا کار داشتم، امروز اینجا رسیدم
ارباب جوان پی، اینجایین
نوشیدنی این دو میز به حساب منه
ارباب جوان پی رو ببینین
همیشه نوشیدنی مهمونتون میکنه
زود باشین ازشون تشکر کنین
ممنون ارباب جوان پی
از غذا و نوشیدنیتون لذت ببرین
راحت باشین
اون ارباب جوان پی
(یشم هه تیان، درجه سوم، اثربخشی سوم، بده) همیشه بقیه رو نوشیدنی دعوت میکنه
ولی هیچوقت خودش نمیخوره
(یشم هه تیان، درجه سوم، اثربخشی سوم، بده)
(بده)
(یشم هوانگ لونگ، درجه سوم، خلوص دوم)
(خوبه)
(یشم جنوبی، درجه سوم، شفافیت دوم)
(بده)
(زمرد، درجه دوم، شفافیت سوم، عالیه)
ایناهاش
این یشم توسط ارباب سابق
عمارت چی پی تراشیده شده
ارباب پی نابغهست
جزئیاتش رو ببینین
(این بانوی کلاهبردار از کجا پیداش شده؟)
حرفی که گفتی حقیقت داره؟
معلومه که داره
رنگش رو ببینین
شفافیتش رو ببینین
کار دستش رو ببینین
هر چند الان عمارت سو یو اهمیت عمارت چی پی رو آورده پایین
ولی اونموقع
عمارت چی پی بیهمتا بود
فقط ارباب پی میتونست
همچین مواد یشم خوبی بهدست بیاره
دوباره از نزدیک ببینین
ارباب جوان وانگ
کیفیت این یشم رو ببینین
واقعا میخوامش
بانو هوا دیان، ازش خوشت میاد؟
آره
پس واسهات میخرمش
ممنون، ارباب جوان وانگ
...این- اسمم شانه-
اهمیتی نداره
میشه این آویز یشم رو بخرم؟
نگران نباش
نمیذارم
ضرر کنی
ممنون، ارباب جوان وانگ
واقعا ازش خوشم میاد
صادقانه بگم
این آویز یشم تنها چیزیه که
از نامزد مرحومم مونده
بفرمایین
ممنون، ارباب جوان وانگ
دوستش داری؟
آره
عالیه
ببین چقدر این آویز یشم قشنگه
شنیدم یشم خوبی واسه فروش اینجا هست
تو کی هستی؟ اشتباهی اومدی؟
همین الان از این بانو شنیدم
انگار با عمارت چی پی خیلی آشنا بود
ولی چرا احساس میکنم این آویز یشم
...فقط
چی کار داری میکنی؟- چی کار داری میکنی؟-
بذار بهت بگم، من این آویز یشم رو خریدم
هوا دیان دوستش داره، من خوشحالم
بیا بریم، هوا دیان
کاری نکن دوباره چشمهام بهت بخوره
مراقبت کنین، ارباب جوان
دیوونه
وارد اتاق اشتباهی شدین؟
نه
اومدم دنبال خودت
به خدمتکار میگم اتاق رو تمیز کنه
لازم نیست
اهمیتی نمیدم
بانوی اتاق کناری، چون یو
بهتر از من میرقصه
موسیقی های بیشتری هم بلده که بخونه
دعوتش کنم بهتون خدمت کنه؟
کدوم چون یو؟
علاقهای ندارم
واسه یشم اینجام
(یه فرصت کاری اومده دم در خونهام)
(دلیلی نداره این پول رو بهدست نیارم)
ارباب جوان
جای درستی اومدین
ببینین
با دیدنتون میتونم بفهمم که
یشم رو دوست دارین و ازش سر در میارین
این یشم ببینین
رنگ و شفافیتش رو ببینین
فوقالعادهست
...این کار استاد سابق عمارت چی پی
بس کن
این آویز یشم
میتونم بخرمش و
هر چقدر داری هم میخرم
باشه
ولی
اینجا یه خانه هنر است
اگه خوب بهم خدمت کنی
صحبت کردن در مورد بقیهی چیزها آسون میشه
چی میخواین؟
واسهام برقص
برقصم؟
اینجا تازهکارم
هنوز نمیتونم برقصم
هنوز کاملا آموزش ندیدی؟
بانو یانگ رو بیار اینجا
نه، نه
واسه هیچ چیزی مزاحم بانو یانگ نشین
خوب نیست
برقص
(دروغگوی کوچولو)
(ببینیم تا کی میتونی به این نقش بازی کردنت ادامه بدی)
(سرکش، چی میخوای؟)
واقعا میرقصم
برقص پس
نه، نه، بس کن، بس کن
بس کن، بس کن
بهتره دیگه کلا نرقصی
جدی میگم
پس
برام بخون
بخونم؟
نه بلدی برقصی
نه موسیقی میخونی
انگار واقعا باید بانو یانگ رو صدا بزنم
نه، نه
یه آهنگ بلدم
کدوم؟
این آهنگ دربارهی شهوت شیطانیه
...بانو یانگ، یکی اینجا
هیس
!بانو یانگ
هیس
گفتم صداش رو در نیار
صداش نزن
فراموشش کن
پس
لباسهات رو در بیار
(لیو، خدمتکار پی پی)
ببین، یه مشت مشتری
این خوب نیست
چه خبره؟
این کیه؟
(عمارت گل) عجله کنین، عجله کنین
بانوی بزرگ داره میاد بگیرتش
آره
چیه؟
واسه در آوردن لباسهات کمک لازم داری؟
اینجا خونهی هنره نه رقاصخونه
هنر میفروشم، نه بدنم رو
نه بلدی بخونی نه بلدی برقصی
دقیقا چه جور هنرمندی هستی؟
دیگه خدمت کردن بهت بسه
تظاهر میکنی هنرمندی ولی
در واقع واسه خرید یشم مشتری جذب میکنی
بعدش هم این چیزهای بیکیفیت رو میفروشی
تو نمیفهمی، چرت و پرت نگو
این یشم بهترین کیفیت رو داره
بهترین کیفیت؟
از مواد درجه پایین ساخته شده
این دستبند یشم قرمز جنوبی یه چیز کاملا مشکلداره
و این سنجاق مو
این یشم تقلبیه
بوی زاج میده
و به اینها میگی کیفیت خوبی دارن؟
...تو
اگه دوستشون نداری، خب نداشته باش
چرا انقدر دربارهاشون حرف میزنی؟
با نگاه کردن به این کار دستها
باید باقیمونده هایی از
عمارت سو یو باشن
جرأت میکنی اینها رو به من بفروشی؟
آدم اشتباهی رو فریب دادی
...من
بهم بگو
عمارت سو یو فرستادتت؟
برو کنار- ...تو-
نه، هیج رابطهای با عمارت سو یو ندارم
فقط واسه پول در آوردن اینها رو میفروشم
خیلی خوب، میدونم اشتباه کردم
ببخشید، ببخشید
شما بزرگوارین
از بانویی به کوچیکی من، به دل نگیرین
(بانوی بزرگ عمارت پی چین)
بانوی بزرگ
طبقهی بالان
ارباب جوان
سلام، سلام ارباب جوان
چرا داد میزنی؟
میخوای همه بفهمن من اینجام؟
بانوی بزرگ رو دم در دیدم
چی؟
چرا زودتر نگفتی؟ بیا بریم
باشه- ارباب جوان-
کجا دارین میرین؟
ارباب جوان، وقتی نمونده
برو کنار، لطفا
حالا که اینجایین
فقط بشینین
بشینین
ارباب جوان، نمیخواستین واسهاتون بخونم؟
واسهاتون آهنگ میخونم
ولم کن
ازم دورش کن
تو، تو، تو، ولشون کن
ول کن
...بلایی به
ول کن
باید چی کار کنم تا ولم کنی؟
بخرشون
دیگه دیره، ارباب جوان
عجله کنین- بهش ده تیل نقره بده-
پنجاه تیل
پنجاه تیل؟ چرا نمیری دزدی کنی؟
عزیزم
یکی داره میاد بگیرتت
بهش بده- اگه بری، چیکار باید کنم؟-
...ولی- بهش بده-
داد نزن، داد نزن
داد نزن، ساکت باش
بگیر
ممنون، ارباب جوان
کاری نکن چشمهام دوباره بهت بخوره
ارباب جوان، خداحافظ- بیا بریم-
چرا زودتر بهم نگفتی؟
برو، برو، برو- شما نمیدونین، ارباب جوان-
تا بانوی بزرگ رو دیدم دویدم اومدم
ارباب جوان- میشه بیشتر قابل اعتماد باشی؟-
قابل اعتمادم
کی میخواد ببینتت؟
بانوی بزرگ
تا حالا اینجوری با ارباب جوان رفتار نشده
انتظار نداشتم که
یکی بهجای من بهش درس بده
(لی گوی شیانگ، خدمتکار بانوی بزرگ پی)
این بانو
جالبه
مثل شما وقتی جوون بودین
بیباک مثل گوسالهی تازه بهدنیا اومده
این یشمها
وای، نه- ارباب جوان، حالتون خوبه؟-
این بانوی وحشی از کجا اومد؟- خوبم-
جلو چشمهات رو بپا
به کی میگی کور؟
گوش کن بهت چی میگم
اینها جواهرات بزرگداشت عمارت چی پیه
(پی چو فنگ، ارباب عمارت چی پی) اگه آسیب ببینن، تو دردسر میفتی
میدونی به کی خوردی؟
ارباب عمارت چی پی
...تو
تو پی چو فنگی؟
حالا که پی چو فنگی
باید بیشتر نگران
آسیب زدن به جواهرات خودت باشی
چرا داری مغرورانه رفتار میکنی؟
به خدمتکارت اجازه میدی واسه یه بانوی جوون قلدری کنه
این چه منطقیه؟- ...تو-
دلت میخواد اخراج بشی؟
اهمیتی نداره
بدون من
خاندان خودتون ضرر میکنه
تو، وایسا
(عمارت گل)
لطفا بیاین داخل
(مغازهی یشم عمارت سو یو، طلای عالی و یشم خوب)
این یشم عالی و با بهترین کیفیته
مغازهدار، صورت حساب
بانو دن دن
خیلی سریع کالاها رو فروختین
اون آویز یشم دفعه قبلی، فروش رفته
انگار سود زیادی بهدست آوردین
اینکه چقدر پول در میارم به تو هیچ ربطی نداره
فقط قیمت تعیین شده رو پرداخت میکنم
حسابش کن
باشه
حساب میکنم
بهم بگو
کدوم یشم اخیرا بیشترین فروش رو داشته؟
(شان شوانگ شوانگ، هنرمند عمارت سو یو) یشم قرمز و یشم هه تیان فروش خیلی خوبی داشتن
مثلا، یشم قرمز
...بافتش خیلی- دن دن-
میدونم
ممنون
شوانگ شوانگ- چرا اینجایی؟-
...من
دوباره رفتی عمارت گل؟
تو یه بانویی، زیادی خطرناکه
خیلی خوب، خواهر
مغازهدار همین الان حقوق ماهانهام رو بیشتر کرد
بگیرش و چیز خوبی بخر
عمارت سو یو واقعا بخشندهست
ولی الان دیگه بزرگ شدم
نمیتونم پولت رو بگیرم
شوانگ شوانگ، واسه خودت نگهش دار
تو تنها خواهرمی
معلومه که واسهات پول خرج میکنم
صبر کن یکم بیشتر اونجا بمونم
حقوق ماهانهام دوباره بیشتر میشه
عمارت سو یو واقعا خوبه، منم میخوام اونجا کار کنم
امکان نداره
تحمل دیدن زجر کشیدنت رو ندارم
بانو دن دن، کارم تمومه
خواهر، منتظرم بمون
شصت تیل میشه
خوبه
شوانگ شوانگ- بهم گوش کن-
سریع برگرد
دیگه اطراف ول نگرد
من رفتم پس
(دن دن)
(عمارت سو یو خیلی جای خطرناکیه)
(همین که تنهایی اونجام کافیه)
(نمیتونم بذارم تو به خطر بیفتی)
مغازهدار
یه لطفی بهم کن
میخوام متخصص شناخت یشم توی عمارت سو یو بشم
هر کاری میکنم
حتی اگه نمیتونی کاری واسهام جور کنی
فقط بهم فرصتی بده بهشون معرفی بشم
اربابم قراره
تو حراج خیابون شرقی شرکت کنه
میتونم ببرمتون اونجا
بقیهاش به خودتون بستگی داره
خیلی خوب
مغازهدار تو خیلی مهربونی
زندگی طولانی و شادی کنی
من رفتم پس
خداحافظ
ارباب جوان، تا حالا فکر کردین که
پوست این انار کنده نمیشه؟
ارباب جوان
چتون شده؟
نپرس
بدشانسیه
(سوی لیو، خدمتکار عمارت پی)
آ لیو
وقتی ارباب جوان میره بیرون نمیتونم که تعقیبشون کنم
تو دقیقا چطور ازش مراقبت کردی؟
چی کار میتونم کنم؟
بانوئه رو کتک میزدم؟
بانو؟
دیگه حرفش رو نزن
تو بهدرد نخوردی، هیچ کاری رو نمیتونی درست انجام بدی
ارباب جوان
دوباره به عمارت گل رفتین؟
چیه؟
الان تو امور خصوصیم هم فضولی میکنی؟
ارباب جوان شوخی میکننن
چطور جرأت کنم تو امور خصوصی شما فضولی کنم؟
بانوی بزرگ این همه ثروت بهدست آوردن
تا فقط ارباب جوان از زندگی لذت ببرن
در ضمن
وقتی واسه خوش گذرونی بیرون میرین
وقتی برمیگردین هم میتونم بهتون خدمت کنم
هی
کی اجازه داد اینجا بشینی؟
فکر میکنم
میخوای باهات ازدواج کنه، نه؟
بانوی بزرگ
مادر، چرا اینجایی؟
یه خدمتکار، نامناسب و بدون اخلاق
صحبت و رفتار میکنه
فکر میکنم باید خدمتکار جدیدی بگیریم
بانوی بزرگ، ببخشید
فقط میخواستم ارباب جوان رو خوشحال کنم
لطفا بیرونم نکنین
پی آر
تو مسابقات یشم امسال
شرکت نمیکنی؟
نه
مادر
من از یشم سر در نمیارم
علاقهای ندارم
خیلی سال گذشته
مادر
اگه کار دیگهای نداری
میرم بیرون بازی کنم
لیو، بیا بریم
پی ار
پی آر
هنوز حرف زدنم تموم نشده
ارباب جوان
پی آر
حواست به رفتارت باشه
ارباب جوان سو- ارباب جوان پی-
ارباب جوان سو اینجان
ارباب جوان پی
ارباب جوان پی
سالها میگذره از آخرین باری که
به تراشیدن یشم و تجارت خاندان اهمیت دادین
(سو جوئه، ارباب عمارت سو یو) چرا خواستین
امروز بیاین اینجا؟
اولا
دنبال چیز جدید و سرگرم کنندهای میگردم
دوما
میخوام چیزی که میخوای رو بهدست بیارم و
روحیهات رو ضعیت کنم
عمارت چی پی کوچولو شاید قوی نباشه
ولی حرفهای گنده گنده میزنه
بیا ببینیم پس
ارباب جوان
همهاتون بعدا برین
مغازهدار
بانو دن دن
از این طرف، لطفا
جای عالی واسهاتون پیدا کردم
اینجا، میتونین همه چیز رو ببینین
جناب سو اومدن؟
جناب سو طبقهی بالان
(دوباره این آدم)
بانو دن دن
میتونین واسه عمارت سو یو پیشنهاد قیمت بدین
ولی اگه اشتباهی کنین
قیمتش بالا باشه
خودتون باید پولش رو بدین
مشکلی نداره، واسهاش آمادهام
خیلی خوب
...باید بهت بگم، اینها
ارباب جوان، اون بانو رو ببینین
آدم کناریش از عمارت سو یوئه؟
واقعا از عمارت سو یوئه
الان چی کار کنیم؟
هر پیشنهادی داد تو بالاتر بده و
بهش درسی بده- اطاعت-
حتما برنده شو
اطاعت
به خودم بسپارینش
بگیر
!آفرین- !آفرین! آفرین-
مهمان های عزیز
همگی
ممنون که امروز اومدین
حراج الان شروع میشه
خیلی خوب- خیلی خوب-
اولین مورد
یه جفت دستبند زمرده
قیمت پایه صد تیله
صد تیل، گرونه
فکر نکنین زیادی گرونه
درخشندگی و رنگش رو ببینین
ارباب جوان، این رو بگیریم؟- کم یابه-
به این بستگی داره کی بتونه تشخیصش بده
صد و ده
صد و بیست تیل
تراشیدگیش نفیسه- صد و پنجاه تیل-
ولی موادش متوسطه- این جناب پیشنهاد صد و پنجاه تیل میده-
عمارت سو یو نمیخوادش- یه فرصت نادر، فقط یه جفت-
پیشنهاد بالاتری هست؟
صد و پنجاه تیل یهبار
صد و پنجاه تیل دوبار
صد و پنجاه تیل
فروخته شد
خیلی خوب- خیلی خوب-
مورد دوم آویز یشم هه تیانه
آویز یشم هه تیان
همگی
این آویز یشم هه تیانه
بانو دن دن این چطوره؟- واسه روزانه انداختنش مهمه-
این یشم هه تیان براق و شفافه- نیازی به توضیح بیشتر نیست-
یه گنجه- این یشم-
هم از نظر مواد و هم از نظر ساخت
میشه گفت
بهترین کیفیت ممکن رو داره
ارباب جوان، این یکی خوب بهنظر میرسه
قیمت اولیه امروز فقط صد و بیست تیله
پیشنهاد بدین
دوستان، منتظر چی هستین؟
صد و سی تیل
صد و سی تیل- صد و چهل-
این جناب پیشنهاد صد و چهل تیل میده
صد و پنجاه
این بانو پیشتهاد صد و پنجاه تیل میده
صد و شصت تیل
صد و هفتاد
صد و هشتاد تیل
صد و هشتاد تیل
پیشنهاد بالاتری هست؟
صد و هشتاد تیل، یهبار
صد و هشتاد تیل، دوبار
صد و هشتاد تیل
فروخته شد
!خوبه
تبریک به این جناب
مبارکه، مبارکه
مبارکه
چه مزاحم
بعدی، گنج سوم
این آویز تراشیده شده با یشم سفید لائو کنگ
قیمت اولیه دویست تیله
یه جواهر واقعیه
دویست و سی تیل- مواد و ساخت عالی داره-
این جناب دویست و سی تیل پیشنهاد میده
گرفتنش با کمتر از چهارصد تیل دزدیه- دویست و چهل تیل-
دویست و پنجاه تیل
پیشنهاد بالاتری هستی؟
دویست و پنجاه تیل
ارباب جوان
نظرتون دربارهی این یکی چیه؟- دویست و هفتاد تیل-
اگه اون پیشنهادی داد، تو بالاتر بده
امروز- دویست و هشتاد تیل-
یه درسی بهش بدم- دویست و هشتاد و پنج تیل-
اطاعت
دویست و نود تیل
پیشنهاد بالاتری هست؟- سیصد تیل-
این بانو سیصد تیل پیشنهاد میده
سیصد و بیست تیل
سیصد و پنجاه تیل
چهارصد تیل
چهارصد تیل
...چهار- بانو دن دن-
تو حراج آروم بمونین
عصبانی نشین- چهارصد تیل-
چیزهای خوب بیشتری هم هست- پیشنهاد بالاتری هست؟-
باهاش نجنگین
چهارصد تیل، یهبار
چهارصد تیل، دوبار
چهارصد تیل
فروخته شد
ارباب جوان، گرفتیمش
تبریک به این جناب
مبارکه، مبارکه
عجلهای نیست
بعدی، مورد چهارم یشم
خوبه
قفل یشم نماد عشق منبت کاری شده با طلا
قیمت اولیه هشتاد تیله
صد تیل- این جناب پیشنهاد صد تیل میده-
صد و ده تیل
صد و ده تیل
پیشنهاد بالاتری هست؟
صد و سی تیل
صد و چهل تیل- صد و چهل تیل-
این جناب صد و چهل تیل پیشنهاد میده
پیشنهاد بالاتری هست؟
صد و پنجاه تیل
خیلی خوب، صد و پنجاه تیل
این جناب پیشنهاد صد و پنجاه تیل میده
صد و شصت تیل
صد و شصت تیل
ارباب جوان، ارباب جوان
درخشش رو ببین، خیلی واضحهه
ارباب جوان، دیدین؟
فکر میکنی میتونم ببینمش؟
صد و هفتاد تیل
ارباب جوان- صد و هفتاد تیل-
ببینین، ببینین- این جناب پیشنهاد صد و هفتاد تیل میده-
پیشنهاد بالاتری هست؟
صد و هفتاد تیل
ارباب جوان، چطوره؟- صد و هفتاد تیل، یه بار-
همچین درخشندگی شفافی تو یشم سفید
ارباب جوان
چقدر میارزه؟- پیشنهاد بالاتری هست؟-
الان صد و هشتاد تیله
هزاران تیل ارزششه- صد و هشتاد تیل-
خیلی گرونه
ولی کنجکاوم
چرا بقیه هر کدوم ده تیل میبرنش بالاتر؟- پیشنهاد بالاتری هست؟-
اون جناب پیشنهاد صد و نود تیل میده
اونها چشمهای تیزبین شما رو ندارن، ارباب جوان
قابل درکه- الان صد و نود تیله-
قفل یشم نماد عشق منبت کاری شده با طلا
هشتاد و دو درصد درخشندگی، آبی کمرنگ- پیشنهاد صد و نود تیل-
پیشنهاد بالاتری هست؟
صد و نود تیل، یهبار
صد و نود تیل
دوبار- نباید اشتباه کنم-
پیشنهاد بده- اطاعت-
الان صد و نود تیله
دویست تیل
دویست و پنجاه
سیصد تیل
سیصد و پنجاه
سیصد و هشتاد
چهارصد تیل
چهارصد و بیست
چهارصد و پنجاه
چهارصد و هشتاد
پونصد
پونصد و بیست، پونصد و سی
پونصد و پنجاه
ششصد
من تسلیمم
فروخته شد
تبریک میگم
ارباب جوان، تونستیم
تبریک به این جناب
مبارکه- خوبه-
ببین، ببین
ارباب جوان، عالیه
ششصد تیل خریداری شده
بعدی، یه آویز
یشم داریم
بادقت ببینین
ششصد تیل، الان میتونین پولش رو پرداخت کنین
از نظر رنگ
ارباب جوان- مواد-
درجه یکه- چیزی اشتباهه-
درخشندگیش مثل قبل نیست
چه خبره؟
ارباب جوان، این ارزش ششصد تیل رو نداره
حداکثر دویست تیل- حداکثر دویست تیل-
دروغگوی کوچولو
دستکاریش کردی؟
خاندانت ثروتمندن
پا پس که نمیکشی، نه؟
دقیقا، ثروتمندن
البته
خودت خریدیش- پولش رو بده-
آره، پولش رو بده- پولش رو بده-
وگرنه، من میخرمش
آ لیو
...این
بگیرش
بعدا به عمارتتون فرستاده میشه
چشمهای تیز خوبی داری
اشتباه قضاوت کردی، نه؟
وایسا
با یشم
چی کار کردی؟
چی کار میتونستم کنم؟
فقط از مغزم استفاده کردم
اگه واضح توضیح ندی
نمیتونی بری
چی کار داری میکنی؟
ارباب جوان
ارباب جوان
ارباب جوان
راه باز کنین- ارباب جوان-
راه باز کنین- وایسا-
تو بانوی کوچولو- راه باز کنین-
برین کنار- وایسا-
راه باز کنین
!همین الان برین کنار
...من- ارباب جوان-
ارباب جوان
ارباب جوان
ارباب جوان، خیس شدین
خیلی خوب، میدونم، حوله بیار
حوله
ارباب جوان، منتظرم بمونین
ارباب جوان سو
ارباب جوان سو
من کسیم که رقیبتون رو ضایع کرد
موضوع اینه
میخوام متخصص شناخت یشم تو عمارت سو یو بشم
هیچوقت درگیر این مسائل نمیشم
باید با مغازهدار صحبت کنی
حرف زدم ولی
گفت تصمیمش با اون نیست
ارباب جوان سو
اینها سوابق فروشم تو طول این چند سال و
ترجیحات هر مشتریه
همچنین چشمانداز رقابتی صنعت یشم تو کل شهر رو
تجزیه و تحلیل کردم
خدمتکارهای زیادی از خاندانهای مقامات میشناسم
پس ترجیحات ثروتمندها و قدرتمندها رو
میدونم
سالهاست دارم آماده میشم
لطفا بهم فرصتی بدین
بانو، بذار ازت بپرسم
تا حالا تو مغازههای بزرگ یشم
هشت شهر چهار مرز کار کردی؟
...من
خانوادهات مهارت خاصی دارن
یا تو
تکنیکهای فروش خاصی داری؟
منظورم از اون خاصهاست
چه جذاب
ارباب جوان
دربارهی موقعیت متخصص شناخت یشم
باتجربهی مغازهامون
پسر جناب وانگ هم
میخوان متخصص شناخت یشم بشن
نظرتون چیه؟
میتونیم فردا دربارهاش صحبت کنیم
خیلی خوب
ارباب جوان، لطفا بهم فرصت دیگهای بدین
وقتت رو بههدر نده
(یو، نگهبان شخصی سو جوئه) تو هیچی نداری
صلاحیت کار کردن توی عمارت سو یو رو نداری
چه برسه به متخصص شناخت یشم شدن
باید همین اول کاری تسلیم بشی
(تو هیچی نداری)
(صلاحیت کار کردن توی عمارت سو یو رو نداری)
(چه برسه به متخصص شناخت یشم شدن)
(لباسفروشی سو شوان)
وایسا
!ای رذل، دزد، دروغگو
وایسا و ببین امروز چیکارت میکنم
چرا خیره شدی؟ چرا هیچی نمیگی؟
قبلا خیلی پرحرف نبودی؟
ادامه بده
چی؟ موش زبونت رو خورده؟
بیخیال، من پیدات کردم
چه قوی
هی
چی کار داری میکنی؟
نظرت چیه؟
چرا زندگی انقدر ناعادلانهست؟
خیلی سخت کار کردم و سختکوش بودم
چرا هیچکس نمیبینه؟
فقط میخوام یه متخصص شناخت یشم بشم
چرا انقدر سخته؟
بهم بگو
بهم دست نزن
هیچکاری که باهات نکردم
سعی نکن ازم اخاذی کنی
یه جناب متشخص با یه بانو بحث نمیکنه
امروز میذارم بری
یه روز دیگه باهات سر و کله میزنم
بانو لی
خونهی این بانو رو پیدا کن
اطلاعیه استخدام رو دم درش بزن
بنویس عمارت چی پی
میخواد یه متخصص شناخت یشم استخدام کنه
نه
خدمتکار استخدام کنه
اطاعت، بانوی بزرگ
(اطلاعیه استخدام)
این نیازمندیها خیلی هیجانانگیزن
(عمارت چی پی)
(دفتر مرکزی، مغازهی یشم عمارت چی پی)
صبح بخیر
مشغول بشین
...بانو، شما
(اطلاعیه استخدام)
بابت کار اینجام
کجا باید برم؟
خیلی خوب، مشغول کار بشین
(عمارت چی پی)
عمارت چی پی
هر چند تو صنعت یشم
تو شهر یون سوی، دومیه
ولی عظمتش
غیرقابل انکاره
حتی مسیر راهشون رو هم با یشم ساختن
تو عمارت پی دزد داشتیم من خبر نداشتم؟
شما بانوی عمارت چی پی هستین؟
اینجوری بهنظر میام؟
هالهام خیلی مشخصه، نه؟
نه، نه
ما فقط خدمتکارهای عمارت پی هستیم
خدمتکار؟ ما همه خدمتکاریم
پس ما همکاریم
خوشحالم از دیدنت
کی میخواد همکار تو باشه؟
الان یه خدمتکارم ولی
کی از آینده خبر داره
احمق دهاتی
بیخیال
لباس قرمزت با دامن سبز
پوست زرد با لبهای صورتی و
لباسهایی که شونههات رو باریک میکنه
نمیدونی سرت رو بزرگ نشون میده؟
چی گفتی؟
هیس
خیلی ارایش کردی
!ای پست
این همه سر و صدا واسه چیه؟
تو شان دن دن، واسه کار اینجایی، نه؟
بانوی بزرگ منتظرته
دنبالم بیا
(گرانقیمت، نفیس، معتبر، نجیب)
بانوی بزرگ
درود، بانوی بزرگ
نیازمندیهای کار رو خوندم
کاملا نمیفهمم و
نمیخوام اعتراف کنم
ولی
(اطلاعيه استخدام) این دقیقا مشخصات منه
...هر چند
هر چند چی؟
راستش رو بگم
فکر میکنم بانوها
همیشه لازم نیست کارهای خدمتکاری انجام بدن
همیشه دلم میخواست
یه متخصص شناخت یشم عالی بشم
اگه میخوای یه متخصص شناخت یشم بشی
چرا کاغذ اطلاعیه استخدامم
واسه یه خدمتکار رو برداشتی؟
اگه برش نداشته بودم
چطور میتونستم اینجا باشم و باهاتون حرف بزنم؟
واقعا صادقی
بهم بگو پس
از نظر تو
یه متخصص شناخت یشم چطوریه؟
یه متخصص شناخت یشم عالی
باید
یشم رو بشناسه
ازش سر در بیاره
یشم بسازه و
(صد و بیست تیل، دویست تیل پونصد تیل، دویست و هشتاد تیل)
بفروشه
باید با ثروتمندها و قدرتمندها شیوا صحبت کنه و
روابط رو حفظ کنه
بانوی بزرگ ببینین
اینها سوابق فروشم
تو طول این چند ساله
ترجیحات هر مشتری و
و تجزیه و تحلیلم
از چشمانداز رقابتی صنعت یشم تو کل شهر رو داره
انگار بدون تو
بهعنوان یه خدمتکار نمیتونم کاری کنم
به هر حال
هنوز یه خدمتکارم؟
این خدمتکار متفاوته
(صلح و آرامش)
(میتونم یه خدمتکار باشم)
(سختیها رو تحمل کنم و)
(از اول شروع کنم)
(شان دن دن، تو میتونی)
ارباب جوان
چرا تویی؟- چرا تویی؟-
!ای رذل
دروغگوی کوچولو
اینجا چی کار میکنی؟
خدمتکاریم که بانوی بزرگ شخصا انتخاب کردن
نمیدونم به چی انقدر افتخار میکنی
من ارباب جوان عمارت چی پیم
باهام بیا
♪شاید برگهایی که از درخت میفتن♪
♪شاید نورهایی که روی آب منعکس شدن♪
♪پروانههای توی چشمهات♪
♪با شادی توی قلبم میرقصن♪
♪شاید این باده که گونهات رو میبوسه♪
♪شاید خاص بودنت رو حس میکنم♪
♪با کنار تو بودن حس میکنم♪
♪کل دنیا مال منه♪
♪مثل یه انعکاس، دور و در عین حال نزدیکی♪
♪روز به روز، سال به سال، همراهیت میکنم♪
♪گاهی اوقات فکر کردن بهت♪
♪مثل موجهای روی سطحی♪
♪میتونی افکار ناگفتهام رو بشنوی♪
♪مثل یه انعکاس، دور و در عین حال نزدیکی♪
♪روز به روز، سال به سال، همراهیت میکنم♪
♪طرح اون داستان♪
♪تو زیبایی باهات رقیبه♪
♪پر سر و صدا و با دعوا♪
♪گلهای شکفته تبدیل به جشنی میشن♪
♪شاید این باده که گونهات رو میبوسه♪
♪شاید خاص بودنت رو حس میکنم♪
♪با کنار تو بودن حس میکنم♪
♪کل دنیا مال منه♪
♪مثل یه انعکاس، دور و در عین حال نزدیکی♪
♪روز به روز، سال به سال، همراهیت میکنم♪
♪گاهی اوقات فکر کردن بهت♪
♪مثل موجهای روی سطحی♪
♪میتونی افکار ناگفتهام رو بشنوی♪
♪مثل یه انعکاس، دور و در عین حال نزدیکی♪
♪روز به روز، سال به سال، همراهیت میکنم♪
♪طرح اون داستان♪
♪تو زیبایی باهات رقیبه♪
♪پر سر و صدا و با دعوا♪
♪گلهای شکفته تبدیل به جشنی میشن♪
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم: eris ، قسمت اول
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.