All language subtitles for The.Blonde.One.2019.720p1080p.BluRay.x264.AAC-[YTS.MX]-Farsipersian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه از کانال تلگرام ایران گی لاو ☆ @IranGayLove ☆ Kiarash & Arya : ترجمه و زمانبندی

چرا اون اتاقو خالی کردی؟

.واسه اون پسری که باهام کار میکنه

میخوای بذاری بیاد اونجا؟

.نه، میخوام اونجا رو بهش اجاره بدم

برادرت اونجا زندگی میکنه، درسته؟

آره

.داره بابا میشه- !ماریانو؟ چه عالی-

هنوزم جوونه. ۲۳ سالشه؟

نه من چهار سال .از اون بزرگترم، ۲۶ سالشه

.اون دوست دخترشو حامله کرد

اما جای نگرانی نیست .اون شغل و چیزای لازمو داره

سلام بچه ها

کی میخواد اینجا بمونه؟- کجا؟-

توی اون اتاق

.گابریل رفیق

کدوم گابریل؟

.تو چند باری اونو دیدی

اون بوره

اون بورِ

کلیدا اینجان .من میرم بیرون و میام

باشه

فردا میبینمت عروسک. اگه .اون اذیتت کرد بهم خبر بده

.حتماً

او تنها است.

بیا دیگه...

توی ایالات متحده و سوئد به فوتبال "ساکر" میگن.

.این ورزش زناست

...توی چین هم همینطور

.و زنای فوتبالیست خیلی جذابن

.واقعا جذابن

،باید بازیشونو تماشا کنی .خیلی خوب توپو توی زمین میگردونن

.با آزمایشگاها هم سر و کار دارن

.یه مواد خاص واسه استقامت پاهاشون مصرف میکنن

اونها مثل چندتا مرد قدرتمندن .اما توی بدن زن

اما از با جراحی و اینا خودشونو عضلانی نکردن

.هنوزم کاملاً زنن

عکسارو نشونمون بده اونا اهل کجان؟ سوئد؟

.اون پیرهن تنگشو نگاه کن .انگار یه بیکینی پوشیده

تو به مهم ترین نکته‌اش .دقت نمیکنی، مرد من جدی‌ام

ما مردا اونارو نادیده میگیریم .و اونا روز به روز از ما جلو میزنن

یه روز میبینین .که برنده جام جهانی هم میشن

.فقط اینو نگاه کن- .عه بکش بیرون-

آروم باش ماریو

ماریو واسه خودش یه شخصیته، درسته؟

همینطوره

من میرم بخوابم

باشه

،برایان شما رو هدف قرار میده ، شلیک میکنه .و همتونو لت و پار میکنه

اولین باری که اونجا رفتمو یادمه

.دستکشامو فراموش کرده بودم

آخرش کار با کبودی خون مردگی تموم میشه

.وحشتناکه

.هرچند بازیش عالیه

اما چون از اسلحه های بادی فشرده استفاده میشه

.اگه جلیقه محافظ نپوشی ممکنه آسیب ببینی .خب، یکم

.خوش میگذره .باید بعضی وقتا بریم

من میرم بخوابم تا فردا زودتر شروع کنم

.باشه. شب بخیر

درو باز بذار، وگرنه تا بعد از ظهر میخوابه

باشه

امروز کجا میری؟

بریسو

اوه، خیلی دوره

مادرت هنوز اونجا زندگی میکنه درسته؟

دخترت هم؟ اونجا مدرسه میره؟

قطار ده دقیقه دیگه حرکت میکنه تو هم میای؟

آره

یه دقیقه تنهامون بذار

چای ماته‌ی خوبیه

جایی که زندگی میکنیو دوست داری؟- .آره-

جای خوبیه؟ خوب غذا میخوری؟

.آره مامان

.بخاری داری؟ زمستون توی راهه

بابا یه لحظه میای توی اتاقم؟- .آره الان میام-

.عجله کن- .الان میام عزیزم-

آها، پول، بیا

.میخوام واسش ژاکت بخرم

برو دیگه

.من اینجام ژان

چه خبر؟ .من تازه اینجا نشسته بودم

.دوستت از اتاق اومد بیرون .اما منو ندید

.نمیدونستم چی بگم

.اشکالی نداره مرد نگران نباش

چیزی خوردی؟

.نه

بیا بریم یه چیزی بخریم

میخواستم روی هر دو بازوم تتو کنم

این طرف یه خرگوش .و این طرفم یه روباه که پشت بوته‌ها مخفی شده

فقط با جوهر سیاه

مثل یین یانگ

برادرم با فتوشاپ کار میکنه

.بهم نشون داد که با تتو چه شکلی میشم

.اما میترسم پشیمون بشم .اینجا یه عکس دارم

با این پوست سفیدت ...تتو خیلی بهت میادا

.ببین، اینجاست

خوشت میاد؟- .آره قشنگه-

.اونا پنیرو فراموش کردن

درمورد کار جدیدم بهت گفتم؟- .نه-

از کار قبلیمو گذاشتم کنار میدونی؟

جدی؟

.آره الان توی یه داروخونه نزدیک ایستگاه کار میکنم

.آره میدونم کدومه

ازش خوشم میاد

میخوام چند ماه پول پس انداز کنم

تا از خونه عمم برم توی خونه خودم زندگی کنم

ازش خسته شدی؟

آره

تو خوبی؟- .آره-

تو چی؟

مدتی میشد که همدیگه رو میدیدیم

اما باهم کنار نمی اومدیم پس جدا شدیم

اون همیشه همینکارو میکنه .یهو پیداش میشه و بعد غیب میشه

.فکر کنم الان یه دوست پسر داره

.اما بازم برمیگرده پیش خودم

با کسی قرار میذاری؟

.یجورایی

اسمش چیه؟

جولیا

.نمیدونستم طبقه بالایی

چطوری؟ خوبی؟

.آره، فقط خستم

یکم آبجو بخور

یکشنبه برمیگردی؟

.آره

پس اونو ماهی یه بار میبینی؟

نه وقتی من اومدم اینجا .اون با مادرم به کوردوبا رفت

.فقط تا دوشنبه، که مدرسه ها شروع میشن

کلاس دومه؟

لئاندروعه

گربهه با بچه هاش توی جاکفشی طبقه پایین بودن

به نظرم عجیب بود چون توی سبد نبودن

.و حتی پتو هم نداشتن

پس از مامان‌بزرگ پرسیدم و اون .گفت که گربهه میخواد اونارو قایم کنه

چون قبلاً هم توله هایی توی جعبه داشت

.مادربزرگ گذاشتشون توی سبد

اما گربهه اونارو یکی یکی بیرون اورد

.و یه جایی پنهونشون کرد .اون نمیخواد کسی پیداشون کنه

درسته

از اونجا که میدونست منم یه بچه‌ام ،و به بچه هاش آسیب نمی رسونم

.اجازه داد نازشون کنم و چشماشو بست

چجوری؟- .اینجوری-

و شروع به صدای موتور دراوردن کرد بهش چی میگن؟

صدایی که گربه‌ها در میارن؟

خر خر کردن

.آره این کلمه رو یادم رفت .اون خر خر کرد

میخواستم یکی از بچه هاشو بگیرم .اما مامان بزرگ اجازه نداد

گفت اون با پرلا کنار نمیاد .چون اون پیره

.آره، احتمالاً

دارم میرم سیگار بخرم تو چیزی نمیخوای؟

نه ممنون

خیابون خیلی شلوغه

چی میخونی؟

مرد مصور

نویسنده‌ش کیه؟

ری بردبری

ممنون

.داشتم میگفتم، خیابون حسابی بهم ریخته‌س

دوتا موتورسیکلت تصادف کردن

یه مرد یه گوشه روی زمین افتاده بود

میرم سیگار بکشم

یه آبجو میخوای؟

اوکی

عجله کن ، الان تعطیل میشن

اوکی

واسه آبجو بریم؟

.باشه

خرگوش جمع میکنی؟

آره

سلام

سلام میخوایم بریم پیتزا بخوریم تو هم میخوای باهامون بیای؟

اوکی

قطار ده دقیقه دیگه حرکت میکنه

من نمیخوام ازدواج کنم .یا بچه دار بشم، میدونی

.و این پسر اینارو میخواد

دو ماه با هم توی رابطه بودیم که من این موضوع رو روشن کردم

اصلا خوشش نیومد .فکر کنم قصد ازدواج داشت

بهش گفتم: "اگه میخوای "با یه زن دیگه باشی من مشکلی ندارم

چرا باید داشته باشم؟

اون خیلی بهش برخورد .و دیگه بهم زنگ نزد

احمق

.دو ماه پیش زنگ زد .بهش گفتم دیگه بیخیالش بشه

.جدی از من بکش بیرون

یارو دیوونه بود، گفتم آروم بابا

قبل از رفتن میرم دستشویی

تو وان حمومو درست کردی؟

آره

پس از این تعمیرکاریا بلدی؟

.آره، وقتی بچه بودم پدرم بهم یاد داد

پس بعدا باهم کار داریم

خداحافظ

بابا

معلمم ازم پرسید

که چرا به جای مامان و بابام؛ با مامان بزرگم زندگی میکنم

.بعد بهش گفتم وقتی خیلی کوچولو بودم مامانم فوت کرد

و اینکه تو مجبور بودی یه جای دور کار کنی

و اینکه پدر بزرگ داره طبقه بابا یه اتاق میسازه

تا بتونی با ما زندگی کنی

.چون تو پول خونه اجاره کردنو نداری

چرا اون اینارو پرسید؟

چون بهش گفتم

که مامان بزرگم توی تکالیف بهم کمک میکنه

.اما بعضی وقتا درسا رو بلد نیست

.و بخاطر همین پرسید

.بابا، من دلم میخواد برم سینما

چون آخرین بار

من با مامان بزرگ رفتم

اونا داشتن فیلمای بعدی رو اعلام میکردن

یکیشون بود که خیلی دوست داشتم تماشاش کنم

.اما منو پامان بزرگ اسمشو یادمون رفته

در مورد چی بود؟

یادت میاد؟

هی ، اون پسری که امروز سرکار بود واقعا دیوونه بود مگه نه؟

فکر کردم الانه که راننده کامیون اونو بکشه

منم همینطور

دیوونه بود که اونجوری چیزا رو روی زمین پرت کرد

میخوای با من بیای بستنی بخریم؟

اوکی، بیا بریم

من میرم بخوابم

...اسپیکرای تخمی

میرم هدفون بیارم

گوش کن

سلام اوضاع چطوره؟- .خوب-

ممون که گذاشتی بیام تو .و شرمنده که دیر وقت اومدم

با گیمه دعوا کردم

خیلی افتضاح بود .اون یه چیزی توی فیسبوکم خوند و دیوونه شد

چیکار کرده بودی؟

چه خبر ، عروسک؟

سلام ، ماریو

چطوری؟

داشتم تعریف میکردم .که اون منو از خونه انداخت بیرون

و من حتی با اون دختره سکس نکرده بودم .من واقعا احمقم

فیسبوکم رو باز گذاشتم و گیمه همه چیزو دید

.فقط داشتیم دیوونه بازی میکردیم و حرفای خاک برسری میزدیم

چیزای احمقانه، میدونی؟

پس گیمه منو از خونه بیرون کرد

دختره جذابه؟

.آره خیلی خوشگله

چند سالشه

22. نوجوونه

اگر پسر نبود .میتونستم باهاش سکس کنم

عکس یه زن قشنگو میبینی

.و بعد میبینی یه زن جامه‌س، یا چیزی مثل اون

من باید بشاشم

اون میتونه امشب بمونه، درسته؟- .آره البته-

شام خوردین؟

من میرم بخوابم

من حدود شیش ماه دوره گذروندم

یادم میاد که استاد گفت

که واسه نمایشگاه آخر سال سه چهارتا عکس بگیریم

واسه آخر سال تحصیلی

خانواده و دوستامونو دعوت کردیم

،پس مادرم اومد ...خواهرم، همشون

من چراغای شب تاب و تصاویر تار آماده کرده بودم

.یکم عجیب غریب بودن ولی خواهرم خوشش اومد

مادرم چیز زیادی نگفت ، اما اونم خوشش اومد

.پدرم هیچ حرفی نزد

یادم میاد که روز بعدش

.توی خونه روی مبل نشسته بودیم

: و پدرم بهم گفت

"کاری که تو انجام دادی خوب نبود. اون اسمش عکاسی نبود."

.بعدش دیگه به نمایشگاه برنگشتم

.شاید حق با اون بود، نمیدونم

ساعت چنده؟

بذار ببینم

9

میخوای یه چیزی بخوریم؟- .باشه-

واسم مهم نیست که فقط شنبه ها همدیگه رو میبینیم

موضوع یه چیز دیگه‌س؟

آیا زن دیگری است؟

پای زن دیگه‌ای وسطه؟

من مردسالار نیستم .اما با پدرم موافقم

کامیلا 18 سالشه. اون .نمیدونه که چی میخواد

!عروسک

چطوری؟

پدرم از دستش عصبانیه چون اون هر روز

با این دختر چاق مو کوتاه

.که موتور داره؛ بیرون میره

: پدرم بهش میگه

من میدونم که همجنسگرا نیستی *عبارت توهین آمیز رو گفت*

اما چرا هر روز با اون تام‌بوی میری بیرون؟

و اون میگه این لباسا مد شده .و اون دختر خودش یه دوست‌پسر داره

.که ما هیچوقت دوست پسرشو ندیدیم، هیچوقت

من نمیدونم، هدفشون چیه؟

پدرتون خیلی دیپلماتیکه

،اگر من جای اون بودم

جوری به باسن اون لزبین لگد میزدم .که تا اطراف بوینس آیرس پرواز کنه

*توی فرهنگ لاتین، مخصوصاً توی آرژانتین و پرتغال با مردای همجنسگرا مشکل خاصی ندارن و رابطشون رو نشونه مردانگی و قدرت میدونن. اما شدیداً نسبت به زن های همجنسگرا فوبیا دارن و میگن اونا به زنانگی خودشون پشت کردن! برعکس ایران. هر دوشون هم ریشه مردسالاری توی فوبیاشون هست. این نشون میده که همجنسگراهراسی یه آموزه‌ی فرهنگیه و توی هر نقطه دنیا به یه شکل خاص وجود داره. یه شکل خاصِ مزخرف*

.من مشکلی با داشتن یه پسر همجنسگرا ندارم

.اما یه دختر لزبین؟ ترجیح میدم تخمامو بِبُرم

مسئله اینه ... پدرای بی عرضه .پسرای همجنسگرا پرورش میدن * :| به بابام توهین نکن پدر جیندا*

...و وقتی مادر یه جورایی

چی؟

...مادرم فوق العاده زنونه ، لاغر و آرومه

.و خواهرم ... دختر خیلی پاکیه

.اون نمیفهمه که اون لزبین داره ازش سواستفاده میکنه

خب، فردا میری خونه؟- .آره-

کی؟

حدود ساعت یازده

چون من فردا کار نمیکنم

به رائول گفتم که شنبه ها استراحت میکنم

.این پول اضافی ارزششو نداره

میخوای اورلنا رو ببری و چیزایی که میخواستو واسش بخری؟

.آره

لئاندروعه- میخوای درو باز کنم؟-

.نه ، یه لحظه صبر کن

.رفیق ... من یه دختر آوردم خونه

.نه اون اینجا نیست

فردا بیا

.حتما. خدافظ الاغ

من دوشنبه میام و اونجا میمونم، اوکی؟

.خوبه ، لطفاً پدربزرگ مادربزرگو اذیت نکن

.نه ، فقط همین یه آخر هفته

من همیشه چهارشنبه ‌ها .و شنبه‌ها میام ، تغییری نمیکنه

.نه ، فقط واسه آخر هفته میام

باشه

منم همینطور

.دوستت دارم پرنسس

.آره خدافظ

!هی مرد

.بچه های همسایه

چه خبر؟! سرت شلوغه ، آره؟ - .نه ، بیا داخل -

چطورید بچه ها؟ - .خوبیم مرد -

.مونو ، نیکو ، گابریل

حالت چطوره؟

یکم ماته میخواین؟

آره من قبلا یه بار اینجا بودم .واسه جشن تولدت

مادربزرگت اسباب و اثاثیه .رو برد کنار تا بتونیم برقصیم

.اون نیومد چون اونموقع خیلی کوچیک بود

اما من اینجا بودم

کی به اینجا اومدین؟

دو سالی میشه

از اون موقع همدیگه رو ندیدیم اون چند دفعه تو رو دید ولی من ندیدم

خب، الان دوست دختر داری؟

.یجورایی

قبل از اینکه مجبور بشم .ازش بپرسم با چند نفره، نه با کیه

یادته تو و اون با اون جنده

توی محله دیوونه بازی میکردین؟

.لعنتی اون خیلی جذاب بود

ما همین اطراف بودیم .و اون بهمون گفت که جوان اینجا زندگی میکنه

.پس اومدیم تا غافلگیرت کنیم

اون چند باری تو رو دیده اما من توی این دو سال ندیده بودمت

.زمان زیادیه- .آره-

پس الان میخوای چیکار کنی؟

.میخوایم بریم آبجو بخریم- .اوکی. زیاد طولش نده-

اسمت گابریله درسته؟- .آره-

میتونی اون مجله‌ای که قبلاً راجبش صحبت کردیو نشونم بدی؟

.آره البته- اشکالی نداره؟-

.ممنون رفیق

.بیا- .ممنون رفیق-

.میرم یه آبجو بیارم- .باشه-

آخریشه؟- .آره-

اوضاع با اون حرومیا .همیشه همینطوره. اونا ناپدید میشن

بابت دیروز عذرمیخوام

نیکو برنامه داشت و ما .به خونه‌ی یکی از دوستامون رفتیم

.دیر وقت بود ، پس همونجا موندم

شما چطور؟ تا دیر وقت بیدار بودین؟

.نمیدونم. من زود رفتم خوابیدمو اینجا تنهاش گذاشتم

.اون صبح رفته بود

مجبورم نکن واست توضبح بدم ...تو که دوست دخترم نیستی

☆ @IranGayLove ☆

بیا اینجا

.از طرف من اورنلا رو ببوس- .اوکی-

.چه خونه های کوچولوی قشنگی کی اونارو کشید؟

مادربزرگ

وقتی اون هیچ ایده ای نداره

بهش پیشنهاد میکنم که یه مکان یا یه شخصیتو نقاشی کنه، میدونی؟

.گاهی وقتا من نمیتونم به هیچ چیزی فکر کنم

...پس من بهت چیزایی مثل ...سه تا خرس ، یه یونیکورن

و کوهستانی پر از گل رز میگم، اونوقت .از اینا الهام میگیری

آره مثلا من یه بار

یه یونیکورن کشیدم که توی رزها گیر افتاده

رزهایی که توی کوهستان .رشد کرده بودن، و خرسا واسه نجات دادنش اومدن

تو بهش چندتا الهه اضافه کن یکم شلوغش کن

و با اونا یه داستان میسازی .این محشره

الان دیرت میشه

درسته

بابا وقتی برگشتی بیا یه فیلم ببینیم

حتماً

ما استیک و سیب زمینی سرخ شده آماده میکنیم

سلام حالت چطوره؟-

خوب- دخترتو دیدی؟-

آره

گابو ، تو خوبی؟- .سلام-

.بیا بریم بیرون- .باشه-

اون خیلی رو مخه .اگه بگی باهاش مخالفی میگه اشتباه میکنی

.و اصلا اینطور نیست

.بعضی وقتا دیدگاهای دیگه هم مهمن .هیچ درست و غلطی وجود نداره

.فقط مردم تفکرات متفاوتی دارن

اما اون اینو قبول نداره

.و یعنی، قبل از اینکه راجب بقیه حرف بزنی یه نگاه به خودت بنداز

فکر کنم برایان باشه .بهم گفته بود که میاد

تو حرفی نمیزنی اما منو متوجه حرف هستی، درسته؟

.یعنی، همه حق دارن کاری که میخوانو انجام بدن

.اما اون خیلی لجبازه، ازش خسته شدم

...من میدونم اون با تو کار میکنه اما .بیخیال

.یه بطری دیگه میگیرم- .باشه-

سلام

تو خوبی؟- آره تو چی؟-

منم خوبم

میرم یه آبجو بگیرم- باشه-

نمیدونستم قراره اونم بیاد- اوکی-

.اونا واقعاً محشرن

.من هیچوقت همچین چیزی ندیدم

من اونا رو توی تکنو پولیس و .بعدشم توی پلازا د ماریو دیدم

.اونا از ساختمونا میپریدن

.اما یه نمایش بود که حتی نمیتونی تصورش کنی .شبیه یه تیاتر بود

و من هیچوقت به تئاتر نرفته بودم و .آدمای مشهور زیادی هم اونجا نبودن

بالای سرش .مثل یه استخر نایلونی بود

از آب پر شده بود و دخترا توش میپریدن

.همه برهنه بودن و خیلی خوشگل

.خیلی زیاد بودن و بهشون اضافه هم میشد

حیرت انگیز بود

میکا کنارم بود ، فکر می کنم .اون حسودیش شده بود

و من تحت تأثیر .نمایش قرار گرفته بودم ، نه دخترا

.من قبلاً هم زنای برهنه دیده بودم، اما نه اونجوری

حیرت انگیز بود

گابو؟

کجا بودی؟

همین دور و بر

من بهت پیام دادم

شارژ باتریم تموم شده بود

میرم بخوابم خسته ام

سلام

.جوان ، ناتالیا طبقه پایین بود

سلام

حالت چطوره عروسک؟ خوبی؟

آره

.فیلم باحالیه. ندیده بودمش- .آره میدونم-

.واقعاً ترسناکه

.این یارو دیوانه‌ست و اصلاً خسته هم نمیشه

.به این صحنه نگاه کن

یانی کجاست؟

رفت سر کار

برایان کاندوم داری؟

.نه، مرد

لئاندرو تو چی؟- .نه ندارم-

نمیتونن نابودش کنن .همینجوری شلیک میکنن و چیزی نمیشه

بهت که گفته بودم

من همینم که هستم. من .هر کاری که بتونمو انجام میدم

.ما نمی تونستیم زندگی بهتری داشته باشیم

،ما با هم زندگی می کنیم ، با هم می خوابیم .با هم غذا می خوریم . ما کنار همدیگه بیدار میشیم

.اما همین الانشم یه زندگی دارم و نمیتونم تغییرش بدم

.من تغییرش نمیدم

من میخوام با پسرا فوتبال بازی کنم

.و نمیخوام توی رختکن رفتارم مشکوک باشه

.من اینو نمیخوام

،درست مثل تو که یه دختر داری .منم میخوام یه خانواده داشته باشم

.من یه زندگی معمولی میخوام

.من نمیخوام مردم توی خیابون بهمون اشاره کنن

نمیخوام

من خیلی جوون بودم ، میدونی؟

.هر دومون 20 سالمون بود

ما توی یه خونه کوچیک که هشت .بلوک تا خونه پدر و مادرم فاصله داشت زندگی میکردیم

اورنلا دو ساله‌ش بود. بخاطر همینه که خاطره‌ای از مادرش یادش نیست

این اتفاق ناگهانی بود

اون توی محل کارش بیمار شد

.او از دنیا رفت. اونو به بیمارستان بردن و فوت کرد

.ظاهراً یه نقص قلبی داست که تشخیص داده نشده بود

و یک شبه

.من با اورنلا کوچولو تنها موندم

در اون زمان منم دقیقاً مثل پدر و مادرم مذهبی بودم

...و احساس میکردم که

.هیچوقت نتونستم با همسرم صادق باشم

،و وقتی دیدم عاشق مردها میشم

احساس کردم این یه مجازاته بخاطر دروغگو بودنم

.یا بخاطر اینکه با مردها تحریک میشدم

مدتها طول کشید تا .این ایده از ذهنم بیرون بیاد

.تا اینکه بفهمم این گرایشم ربطی به باقی قضایا نداشته

.من دیروز رابطمو باهاش تموم کردم

.خوبه

.من میخوام ماریو رو به یه پارتی ببرم

ببرمش اونجا رو ببینه

،به نظر میرسه که پیره .اما در عین حال مثل بچه هاست

اون منو میکشه، پیش از حد احمقه

میتونی اون گیاهو واسم بیاری؟

.من به لین گفتم توی تعمیر ون بهش کمک میکنم و اینکارو نکردم

نزدیک پارکه؟- .آره درست همونجاست-

فقط برم اونجا ازش گیاهو بخوام؟- .آره فقط بهش بگو-

باشه

سلام

میبرمش بیرون

.خوان می ترسید که عصبانی بشی

.من بهش گفتم که قطعاً درک میکنی

البته

دیدی؟

خیلی فوری نیست ، میتونی .بدون عجله دنبال یه خونه جدید بگردی

.ماه مه زمان زایمانمه .میتونی تا دنیا اومدن بچه اینجا بمونی

دیگه سیگار رو ترک کن ، لطفا

قصد داریم اون اتاقو واسه بچه آماده کنیم

مشکلی نیست

.میبینی؟ خیلی سخت نبود

من میرم دستشویی

.من میخوام بعد از اینم همدیگه رو ببینیم

با گذشت زمان میتونیم یه راهی پیدا کنیم

نظرت چیه؟

ما کی با همدیگه زندگی میکنیم؟

وقتی بابابزرگ طبقه بالا رو آماده کنه، یادت رفته؟

و الان چیکار میکنی؟

من با گیاها کار میکنم

من از اونا مراقبت میکنم ، اونا رو داخل ...کامیون میذارم ، بهشون آب میدم

خوانم اونجا کار میکنه؟

.نه خوان هنوزم توی جای قبلی کار میکنه

یعنی دیگه باهم دوست نیستین؟

.نه

اورنلا، میتونم بهت یه چیزیو بگم؟

.خوان دوست پسرم بود

چجوری؟

.همینجوری، ما یه زوج بودیم

و چرا اینو قبلاً بهم نگفتی؟

.چون خجالت میکشیدم

اوه ، بابایی ...

ارائه‌ای از کانال تلگرام ایران گی لاو ☆ @IranGayLove ☆

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.