Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
در سراسر دنیا دستِ کم هفت دروازه به جهنم وجود دارد
یکی از آنها در کوهستانهای ویرجینیای غربی قرار دارد
و این منطقه هیچ نامی ندارد
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
«جــلّاد»
ترجمه از: امـیر دلپسـند و آرمـان اسـدی Arman333 & AMIRX79X
جک؟
جونم عزیزم؟
- پولها کمه - چرت نگو!
یعنی چی کمه؟
خب کمه دیگه، احمق نفهم!
باید زنگ بزنیم تامی و بهش بگیم
آروم بگیر بابا
فعلاً آروم بگیر
جِرمون میده
جک؟!
جک؟
کیه؟
[پخش زنده]
ای گندش بزنن
چی شد، آنتن رفت؟
اینجا آنتن نداریم؟
حالا چیکار کنیم؟
حالا چه خاکی به سرمون بریزیم؟
وای نه، نه!
نمیتونم، کمـک!
یکی به دادم برسه، آنتنم رفت!
وای خدای بزرگ!
برای همین اومدیم دیگه رفیق
داریم میزنیم به دل طبیعت تا هرچی ترس داریم بریزه
کارهای مردونه میکنیم
آره
قشنگ مشخصه نژادپرست نیستن (پرچم دیکسیکراتها که معروفن به نژادپرستی)
آره
نمیخواد نگران این چیزها باشی
یهجایی میریم که هیچکس نباشه
فقط خودم و خودت
خیالت راحت
جسی اینجا رو ببین سرسبزی رو حال میکنی؟
ای جان
همونی که میخواستم، حال میکنی؟
حرف نداره، مگه نه؟
وا بده دیگه خودت هم خوب میدونی عاشق اینجا شدی
محشره، بینظیره
همهش هم در اختیار خودمونه
خیلیخب، یالا
تام همچین هم بیراه نمیگفت
تام کی بود؟
توی راه که بهت گفتم، جسی
یکی از مشتریهامه
خیلی مَشتیه
دمش گرم اینجا رو معرفی کرد
منظره رو ببین آخه
راستی، یه سورپرایز برات دارم
میدونم دوست داشتی الان جاهای دیگه باشی
و درکت میکنم
برای همین ازت ممنونم...
مرسی که باهام اومدی، خب؟
این هم میدونم که خلوتت رو دوست داری
برای همین یه چادر آوردم مخصوص خودت
وای...
مرسی
عالی شد، چون تو توی خواب خیلی خر و پف میکنی و من هم که عمراً بتونم با صدات بخوابم
میخندی؟
خیلی خندهداره، آره؟ باشه، خیلیخب
ولی حواست باشه، چون اگه نصف شب هوا سرد شد
یهو دیدی مجبور شدی بیای بغل بابا جونت بخوابی تا گرم شی
- برو بابا، چندش - به اینکار میگن بقا، پسرم
بیا
بخور
سلامتی
سلامتی
به سلامتی طبیعت
سلامتی طبیعت
خیلی خوشگله
چشمهاش به تو رفته
بابا، یه سؤال ازت بپرسم؟
آره رفیق، هرچی دوست داری بپرس
تو با تام رابطه داری؟
چی؟!
ها؟! من با تام...؟
معلومه که نه...
مشکلی نداره اگه باهاش رابطه داری
اصلاً چرا باید همچیـ...
حالا چرا یهو گرخیدی؟ چیزی نیست که
نگرخیدم
یهکوچولو بهنظر همجنسگراهراس میای
همجنسگراهـ... جسی، گندت بزنن
اگه با تام رابطه داشتم...
مشکلی نداشت، خب؟
انقدر بزرگش نمیکردم
اما ندارم، باشه؟
تازه، من دگرجنسگرام، جسی
دگرجنسگرام همجنسگرا نیستم
- من و مامانت تو رو بهدنیا آوردیم - باشه، باشه
مشکلی نیست با تام رابطه نداری دیگه
آخه، پنج سال گذشته و من تو رو با هیچکس ندیدم
هیچ قرار عاشقانهای نرفتی
دوست ندارم تنها باشی، بابا
میفهمم چی میگی، پسرم
نه، من...
ببین، واقعاً بابت این نگرانیت ممنونم جسی، جدی میگم
خیلی برام ارزش داشت این حرفت اما نه، نترس مشکلی ندارم
ردیفم
نظرت چیه دربارهی فردا حرف بزنیم؟
صبح زود بیدار شیم
بریم یه قدمی بزنیم
یه برکهای چیزی پیدا کنیم یه تنی به آب بزنیم
چطوره؟
قشنگ بهش فکر کن
جسی
هی...
خوبی؟
هیچوقت دربارهی مامان حرف نمیزنیم
میخوای دربارهش حرف بزنیم؟
زیاد بهش فکر میکنم...
من هم هنوز اون صدا رو میشنوم
نه، نه!
نیاز نیست...
نیاز نیست دربارهش حرف بزنیم، باشه؟
چرا نزنیم؟
چون نیاز نیست، خب؟
چون میترسی
دیگه کافیه جسی، بس کن
نه، نه...
نه
این همه حرف از مقابله با ترسها میزنی اونوقت خودت میترسی حتی دربارهشون حرف بزنی
تازه از تنها بودن هم میترسی
اونوقت حالا من باید به پای ترسهات بسوزم!
خوب میدونی که چقدر دلم میخواست اون سفر رو برم!
فقط میخواستم قبل از اینکه بری دانشگاه با هم یه مدت پدر پسری بگذرونیم
مگه چه ایرادی داره؟ اشتباه کردم؟ خبط و خطایی کردم؟
خیلی خواستهی زیادیه؟
اون زمان برگشتی گفتی باید سعی کنیم فراموشش کنیم، اما من نمیتونم
نمیتونم
بعضی وقتها میشینم فکر میکنم چه کارها که میتونستم بکنم و نکردم
بعد یهو یادم میاد...
اون موقع یه بچهی ۱۲ ساله بودم
بعد از اونور به این فکر میکنم تو چه کارها میتونستی بکنی و نکردی
کجا بودی بابا، هان؟
- کجا بودی؟ - دیگه بسه
گفتم کافیه، خب؟
دیگه...
بسـه!
- من شرمندهم که تو نمیتونی... - گفتم بس کن، جسی
دیگه ادامه نده
نیاز نیست دربارهش حرف بزنیم
جسی...
برات نیمرو درست کردم رفیق
سرد بشه از دهن میوفته
سلام رفیق
یهکم با خودم فکر کردم...
من عذر میخوام، باشه؟
شرمندهم تو درست میگفتی
این که به زور آوردمت واقعاً کار خودخواهانهای بود
معذرت میخوام
حالا خودت میدونی اما خب بهنظرم اگه هنوز هم بخوای
میتونم ببرمت به همون جشنوارهی موسیقی که میخواستی بری
بذار ببینم، گمونم اگه الان راه بیوفتیم
احتمالاً طرفهای بعد از ظهر برسیم
یهکاری کنیم
من میرم با ماشین یه دوری بزنم
یهکم تنهات میذارم تا با خودت خلوت کنی، باشه؟
جسی!
جسی، یالا!
یالا، باید بریم رفیق
یالا دیگه!
الان وقت ناز کردن نیست، جسی بلند شو، یالا، پاشو
جسی!
جسی!
جسی!
جسی!
آهای، آهای، وایسا لطفاً خواهش میکنم وایسا!
میشه لطفاً کمکم کنید؟
جلو نیا
زانو بزن
گفتم زانو بزن
ببین آقا...آقا...
میشه بگی اینورها چیکار میکنی؟
من و پسرم دیشب اومدیم اردو بزنیـ...
کدوم خری گفته حق دارید این اطراف اردو بزنید؟
ببین، من فقط دنبال کمکم، باشه؟
یه گوشی که تماس بگیرم یا حتی اگه بشه تا جایی من رو برسونید
تو رو خدا!
پسرم گم شده
میدونی چرا شما سیاهسوختهها نباید سر و کلهتون این طرفها پیدا شه؟
چون همیشه یه گندی بالا میارید
آقا، باور کن من دنبال دردسر نیستم
فقط میخوام...
چیکار کنیم، بیلی؟
بهش درس عبرت بدیم؟
بمونه برای بعد
شاید تامی بخواد باهاش حرف بزنه
مطمئنی؟
تا چهار/پنج دقیقهی دیگه باید بریم سراغ جک و دینا
خب پس این رو هم با خودمون میبریم
ای مادرسگ!
بیخیال
میخوایم کمکت کنیم
من جات بودم از این دورتر نمیرفتم
باور کن دلت نمیخواد توی جنگل گم و گور بشی
پیدات میکنیم
خوب هم پیدات میکنیم
دیرمون شد بریم
خدایا!
سلام جناب
انگاری کمک نیازی
قضیه چیه؟
پسرم گم شده
دیشب اومدیم اردو زدیم
پسرم گم شد و...
امروز صبح بیدار شدم دیدم نیست
توی جنگل هم دیدم یه جسد از درخت آویزونه
همینجا رو میگی؟
پشمام!
پس یالا، پاشو بریم
میخوای چیکار کنی؟ همینجا بمونی؟
تو کی هستی؟
من کِینـم
فایده نداره
هنوز یه ۴۰ دقیقه راه مونده تا آنتن بیاد
اما نترس، خونه خط ثابت دارم
بهنظرت اگه بریم کلانتری سریعتر رسیدگی نمیکنن؟
کلانتری؟
مگه نمیدونی اینجا کجاست؟
این اطراف پلیسی در کار نیست
پلیس سگ کیه، اصلاً قانونی وجود نداره
کل این منطقه رو «شبکهی درختستان آپالاش» میگردونه
یه شبکهی خیلی گسترده
با کلی مکان و ساقی
اینجا پایه و منبع مواد مخدر مرکز ایالته
قانون اینجا اینه که نباید پول رو بهگا بدی
پول بهگا دادی؟
نه نه، فکر نکنم
رئیس توی تمام این جنگلها دوربین کار گذاشته
برای همین احتمالاً میدونه که اینجایی
تو بمون توی ماشین
جک؟ دینا؟
کسی خونه نیست؟
منم، اسکات
قرار بود ۱۲:۳۰ بیام سراغتون تحویل بگیرم
ببین لیان، ازت خوشم میاد
بذار یه راز کوچیکی رو بهت بگم
از شانس خوبت من خیلی وقته اینجام
و حرفم برو بیایی داره
میتونم به چند نفر زنگ بزنم و جوابهایی که دنبالشونی برات گیر بیارم
آره، هرچی هست راضیام
هر جوری شده
اما یه مسئلهای هست
رسوماً، همچین لطفهایی نیاز به یهجور برنامهی مشخص دارن
بابام همیشه میگفت هیچ کاری رو مفتی انجام نده
میگیری که چی میگم؟
چیز دیگهای نیست که بخوای دربارهی گم شدن پسرت بهم بگی؟
چرا...
هر کی که اون رو دزدیده ماشینم رو هم خراب کرده
میدونی این چیه؟
ببین لیان...
میشه یه لحظه بری بیرون؟
باید این تلفن رو جواب بدم
باشه
بله؟
پس اینجاست
التماست میکنم بهم رحم کن
همین الان اینجاست
چی؟
سعی میکنم، ولی...
ببین، اگه مجبور شدم باشه ولی برات آب میخوره
آره
آدمهات هم خودشون باید تمیزکاری رو انجام بدن
من هیچوقت توی خونهم از این کثافتکاریها نمیکنم
پس ردیفه؟
پشمام...
حرومزادهی کصخل!
هوی، هوی، هوی!
بگو ببینم قضیه چیه؟
- آروم بابا - گوشی رو قطع کن!
خیلیخب، باشه آروم باش
باشه
اشکالی نداره اگه یه نخ بکشم؟
- انقدر اعصابم رو انگولک نکن - اتفاقاً میکنم
انگاری زیاد تفنگ دستت نگرفتی مگه نه؟
هی، هی، آروم
اتفاقاً پای تلفن از پسرت خبر گیر آوردم
کصشر میگی
نه، نه اتفاقاً
چیزی نیست
روحت هم خبر نداره درگیر چه ماجرایی شدی
کونت پارهست
این رو یکی میگه که اسلحه دستش باشه نه تویی که اسلحه روی سرته
بگو پسرم کجاست؟
پسرت مُرده
باز داری کصشر میگی گفتم کجاست؟!
توی جهنمه!
کیر توش!
تف به ذاتت، زدی توی دستم!
ببین، معذرت میخوام
فقط...بگو کجاست!
خیلیخب، بیا نزدیک
بهت میگم
- دیگه حوصلهی کصکلکبازی ندارم، خب؟ - کصکلک نیست
دیگه نمیتونم دیگه کافیه
بیا جلو
برو...
خونهتون
جوابت غلط بود، حمال
آروم باش، آروم! بسه، بس کن!
میخوام کمکت کنم میخوام کمکت کنم
اومدم کمکت کنم بابا
خیلیخب؟
خیلیخب، بذار پس من...
تو دیگه کی هستی؟
اسمم لیانـه
تو چی؟
تارا
تفنگت رو بده
سلام عشقم
کجا میری؟
دنبال پسرتی، نه؟
آره
اون رو ببینم
گمونم یکی رو سراغ دارم که میتونه کمکت کنه
کی؟
یه کشیش پیر که خونهش ناکجا آباده
میتونم ببرمت پیشش تا بیحساب شیم
قبوله
حالا این یارو کی هست؟
یکی از دوستهای خانوادگیمونه
احتمالاً تنها کسیه که این اطراف میتونی بهش اعتماد کنی
موفق باشی
با خودت اسلحه داری؟
نه
چی میخوای؟
دنبال پسرمم
آرومتر حرف بزن خوابه
اسمت چیه؟
لیان
گفته بود ممکنه بیای
کی؟
ببین، من با پسرم اومدیم اینجا اردو بزنیم
۱۷ سالشه
امروز صبح وقتی بیدار شدم دیدم نیست
هر کی که اون رو دزدیده
این رو گذاشته
آقا، خواهش میکنم میشه کمکم کنید؟
بزرگترین ترس زندگیم...
امیدوار بودم اشتباه کرده باشه
هیچوقت اشتباه نمیکنه
آقا، پسرم زندهست؟
نمیدونم
دنبالم بیا
برای اینکه خطری که تو و پسرت توش قرار گرفتید رو درک کنی
اول باید تاریخ شومی که ما رو احاطه کرده درک کنی
باشه
سال ۱۹۷۵، فرقهی بعل شکل گرفت
بعل، پادشاه اصلی جهنم
پیروانش باور داشتن که اگه کمک کنن که این اهریمن رو احضار کنن
میتونن جَوونیشون رو حفظ کنن
خیلی زود اولین مورد رو پیدا کردن
یه نوجَوون بدبخت و مریض به اسم دیمن
دکتر بَنن، پدر دیمن رو قانع کرد که مراسم احضار میتونه جون پسرش رو نجات بده
جسم پسر نجات پیدا کرد
اما روحش به برزخ رفت
همینطور که رفته رفته جسم پسر تسخیر شد
ترکیب اهریمن و اون پسر باعث شد برای ما هیولایی خلق بشه
قدرتهای ماورایی به دست آورد
و عطش سیرنشدنی به درد و خونریزی پیدا کرد
جوری جسدها رو به نمایش میگذاشت
که انگار نشان یا مُهر مخصوص کارش بوده
مردم اسمش رو گذاشتن...
جلّاد
جلّاد؟
مثل همون بازی که بچهها بازی میکنن؟ (داربازی)
آخر سر مردم شهر جمع شدن
گیرش انداختن و دارش زدن
اما به این سادگیها نمیمُرد
عوضش سوزوندنش
و بعد از ۵۰ سال انتظار
حالا برگشته
گندش بزنن
آره
نه
گفتم گندش بزنن چون وقتم رو الکی گرفتی مرتیکه!
ببین رفیق، من باید برم پیش پلیس
اینجا هیچ پلیسی در کار نیست
اینجا سرزمین بدون قانونه
فقط خدا و شیطان اینجا فرمانروایی میکنن
اصلاً اینی که گفتی یعنی چی؟!
ببین، میخوای بدونی نظر من چیه؟
بذار بهت بگم
بهنظرم این شهر پر از یه مشت کصخل و روانی حرومزادهست
که راست راست راه میرن و ملت رو دار میزنن
آره داداش، آره
و بهنظرم پسرم جسی، نصف شب از خواب بیدار شده بره بشاشه یا برینه
که یهو یکی از شما عوضیهای روانی نژادپرست تصمیم میگیره سربهسرش بذاره
بهنظرم همین شده
و بهجای اینکه برم دنبالش بگردم
یا گروه جستجو بفرستم دنبالش
نشستم به داستانهای کصشر تو گوش میدم
من فقط ازت میخوام...
میشه لطفاً از خط ثابتت استفاده کنم؟
پلیس بالأخره باید یه غلطی این اطراف بکنه
استر گفت...
وقتی تاریکی در افقه
نور روشنی از دور دست بهش میتابه
متأسفیم
مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد
بهنظرم تو ممکنه همون نور باشی
با فروشگاه دین گاتر تماس گرفتید چه کمکی از دستم بر میاد؟
هی، سلام تونی
منم، لیان
لیان! اردو چهخبر؟
از این بهتر هم میتونست بشه
ببین، میتونم آمار یکی از فروشها رو ازت بگیرم؟
اسم مشتری تام بَننـه و خونهش توی خیابون فارست شمالیـه
عجب
گمونم از یه نمایندگی دیگه هم زنگ زدن
اما چیزی سفارش ندادن
هیچ تامـی هم نمیشناختن
تام کی بود؟
یکی از مشتریهامه.
دمش گرم اینجا رو معرفی کرد
وایسا ببینم، این همونی نیست که زمینش رو بهتون قرض داد؟
لیان؟
لیان؟
لیان؟
جددایا...
این کیه؟
این دکتر توماس بننـه
همونی که پدر دیمن یعنی جونا رو قانع کرد
تا اهریمن رو درون پسرش احضار کنن
خیلیخب
حالا چیکار کنیم؟
باید با استر حرف بزنیم
استر یهسری استعدادها و قدرتهای بهخصوص داره
متأسفانه طی این چند سال خیلی ضعیف شده
منظورت از استعداد و قدرت چیه؟
حالا خودت میبینی
راستی یهچیز دیگه
سعی کن زیاد بهش خیره نشی
حس میکنه
استر
پشمام، اون...؟
نه
باهاش صحبت کن، پسرم
سلام؟
برو نزدیکتر
استر؟
خیره نشو
استر...
گندش بزنن!
حالا چیکار کنم؟
صبر کن، مهلت بده
لیان
درد و رنجت رو حس میکنم
گم شدی
از پسرم چیزی میدونی؟
نیروی شرور بزرگی برگشته
پسرم هنوز زندهست؟
اون...اون...
الان اینجاست
چی؟!
جسی اینجاست؟ آره؟!
نه
اون اینجاست
همینجا پیشش بمون
باهاش همینطور صحبت کن
تف توش
باشد که خداوند او را نکوهش کند...
حقیرانه به درگاه تو و پروردگار دعا میکنیم ای شاهزادهی سپاه آسمانی
به کمک قدرت پروردگار به دل شیطان جهنم و تمام ارواح شروری که
در جهان سرگردانند و فساد ارواح بیگناه را میخواهند، وحشت بیانداز.
دیمن...
من فقط میخواستم کمکت کنم
اما انگار دیگه دیمن وجود نداره
خودت رو نشون بده، بعل!
فقط یه ترسویی که توی سایهها قایم میشی
استر خواهش میکنم، تو رو خدا
بهم بگو آخه کجاست؟
اون رو میخواد
بهش نیاز داره
از چی حرف میزنی؟
در اعماق شکم عنکبوت
هی، هی
لعنتی
اینجا چه خبر شده؟
خدا لعنتش کنه
!تو روحش
اون اینجاست
باید پسرت رو پیدا کنی
اینو بگیر
،به معض اینکه وارد قلب شد جلّاد بشه
مستقیم به جهنم برش میگردونه
فهمیدی؟
آره، آره، آره، فهمیدم، جددایا
،آخه
آخه اصلا نوک تیز نداره
تیز هم نیست
مسیرهای زیادی به قلب هست
مرد با ایمانی هستی؟
ارائـه شده توسط وبسـایت دیـجــی موویـز
ترجــمه از امــیر دلــپسـند و آرمــان اسـدی
،زیبا بود، بیلی ولی میشه یه لحظه صبر کنی؟
فکر کنم دوستمون داره بیدار میشه
سلام، لیان
تعجب کردم که به این زودی بیدار شدی
نگران بود بیلی داروی آتراکوریوم
رو بیش از اندازه تزریق کرده باشه
پسرم کدوم گوریه، تام؟
اوه
منو این اطراف تامی صدا میکنن
قدیما، دکتر توماس بنن بودم
ولی مردم شهر فکر کردن
،یکم زیادی متظاهر به نظر میام، پس آره
الان تامی هستم
میدونی، قدیما خیلی روشنفکر بودم
در واقع، فکر کنم قبل از اومدنم به این شهر
هیچکس حاضر نبود با یه مرد رنگینپوست
داد و ستد کنه
قدیما، اگه یکی مثل تو پاش رو این اطراف میذاشت
فاتحهاش خونده بود
اون کجاست؟
درسته
بیلی
!بذار بره
شرمنده، نمیشه
اون کاری نکرده
میدونی که کاری نکرده
میدونم
اون فقط گرفتار بدشانسی شده
درسته؟
خواهش میکنم
خواهش میکنم
چی میخوای؟
پول میخوای؟
!نه
اینجا هر چقدر پول بخوایم داریم
پس چی؟
لیان، واسه کسایی که دوستشون داری حاضری چیکار کنی؟
دوستان، خانواده، معشوقها؟
مشکلی هست؟
نه، فقط یکم توی دهنم بالا آوردم
گول ظاهر رو نخور، لیان
بیلی یه پیرزنه
،توی ۵۰ سال اخیر
تونستیم زندگی بدون پیری داشته باشیم
،خودِ من، تولد بعدیم
قراره ۱۲۷ ساله بشم
فقط به خاطر اینکه به یه اهریمن کوچیک کمک کردیم از جهنم بیرون بیاد
صدا رو شنیدی؟
آدمهای این اطراف به اندازهی ما خبره نیستن
سلام، کوچولو
به زودی همه چی تموم میشه
سیگار برگ میخوای، لیان؟
نه، تام. سیگاری نیستم
راست میگی
چندشه، مگه نه؟
ولی عوارض بدی دارن
ما دقیقا هم جاودان نیستیم
خیلی بد میشد
که برای همیشه توی این دنیا زندگی کنی
نه، میتونیم هر موقع بخوایم بمیریم
فقط وقتی اینجاییم میتونیم مثل خدایان زندگی کنیم
،و این امپراطوری
هر چقدر پول که میخواستیم برامون به ارمغان آورده
،تازه از اون بهتر
هیچکس نمیدونه ما وجود داریم
این مزخرفات چه ربطی به پسرم داره؟
متاسفانه، زمانش رسیده
تا واسه اهریمن بزرگ یه میزبان جدید پیدا کنیم
تاریخ انقضای میزبان اصلی گذشته
طبیعتاً باید جوان باشه
ولی مهمتر از اون، باید روحی باشه
که سرشار از درد شدید و خردکننده باشه
،و بعد از خوندن در مورد مادرش ،که همون همسرته
جسی کوچولو بهترین مورد بود
همونطوری که گفتم گرفتار بدشانسی شده
!آروم، دوست من
بهم اعتماد کن، اصلا دوستت نیستم
بگذریم، امشب، باید هدیهامون رو تقدیم کنیم
و بعدش مردم من
واسه ۵۰ سال آینده آماده میشن
بذار یه چیزی رو برات توضیح بدم، پسر
،اگه نمیخوای توی دو دقیقهی آینده بمیری
بهتره پسرم رو آزاد کنی
برام مهم نیست با من چیکار میکنی
مهم نیست
،لیان
برات سوال نشده چرا هنوز نکشتیمت؟
چرا جلّاد از بین همه سراغ تو نیومده؟
فکر کنم دلیلش رو میدونی
و اگه از من بپرسی میگم غمانگیزترین بخش قضیهاس
میدونی، اون میتونه حسش کنه
پسرت میدونه پدرش هنوز زندهاس
و تو، لیان، بیش از هر کسی برای پسرت درد حاصل میکنی
درست میگم، مگه نه؟
میدونی دقیقا از چی حرف میزنم
جلّاد گاهی خیلی شیطونی میکنه
آقا، میخوای یه نمایش ببینی؟
راستش، همهی کارکنان اینجا احمقن
فقط تعداد انگشتشماری از ما
واقعا از همه چی باخبر هستن
اگه از من بپرسی خیلی خوب میشه همهاشون زودتر بمیرن
لیان، چه غلطی داری میکنی؟
به نظر خیلی دردناک میاد
خودکشی الان هیچ فرقی به حالت نمیکنه
بیلی، میشه یکی رو بفرستی اینجا؟
!لعنتی
از سر راهم برو کنار، عوضی
هنوز کلی دارو
توی بدنت جریان داره
عوارض جانبی شامل تاری دید، از دست دادن تعادل
و آره، فلج خفیف
لیان، در رو باز کنی فاتحهات خوندهاس
پسرت دیگه مرده
دلیلی نداره تو هم بمیری
خیلی خب
میخوای بهم شلیک کنی؟
پس شلیک کن
!یالا، همینجا، همینجا
اونوقت درد و ناراحتی توی وجود پسرم
دیگه تموم میشه، درسته؟
راست میگی، تف توش
میخوای بسوزی، لیان؟
پس بسوز
!گندش بزنن
آخ
سعی کردم محترمانه رفتار کنم و همه چی رو بهت توضیح بدم
ولی نه، حتما باید جنجال به پا میکردی
و حالا، باید ۵۰ سال آینده رو
با این صورت لامصب زندگی کنم
اوه، نگاهش کن
لیان، پسرت توی مسیر جهنمه
چی چی شد؟
،تارا
خیلی وقته ندیدمت
!اوه، اوه
ممنون
خواهش میکنم
"رفیق فابم گفت، "تولدت مبارک، عزیزم
تو، لیان، بیش از هر کسی برای پسرت درد به ارمغان میاری
!نه، نه
میدونی دقیقا از چی حرف میزنم
آروم باش، حالت خوبه
جسی رو گرفته
جسی رو گرفته
میدونم
کجا میری؟
خونه، اگه هنوز سر جاش باشه
متاهلی؟
...نه، نه، من
قبلا بودم
فوت شده
متاسفم
تو چی؟
باید بپرسم اینجا چه غلطی میکردی
داستانش مفصله
،وقتی بچه بودم و اینجا بزرگ میشدم
مامانم میگفت جلّاد پدربزرگ و مادربزرگم رو کشته
تا الان حرفش رو باور نمیکردم
از پسرت چی میخوان؟
به خاطر درده
پس به خاطر این بود
نه، نه، نه
من درد نمیکشم
به خاطر درد پسرم رو میخوان
منظورت چیه؟
،پنج سال پیش، مادرش رو از دست داد
همسرم رو میگم
تقصیر من بود
هی
هی
ما معمولا اینجا میشینیم
خب، شرمنده، ولی ما اینجا نشستیم
دوباره درخواست نمیکنم
فکر نکنم دفعهی اول هم درخواست کرده باشی
،بچهها
،اونا مشتری ثابت هستن، زیاد خرج میکنن اگه میشه جابجا بشین
چی؟
واقعا؟
نه، نه، نگرانش نباش
اصلا میگم چیکار کن
اون بطری بزرگ چنده؟
،واسه تو زیادی گرونه مردی که آبجوی بادلایت میخوره
آفرین، آفرین
اون رو میخریم
اون ۲۵۰ دلاره و ما فروشگاه مشروبفروشی نیستیم
خب، این چطوره؟
چطوره همینطوری برامون بریزی تا حالی بشه؟
شرمنده
شرمنده
هی، هی، هی
چیکار میکنی، دادا؟
اوه
،شرمنده
برادر
همه چی ردیفه
هی، مایک
همه چی اینجا ردیفه
لعنت، چت شده؟
نگرانش نباش، پسر
،همه چی روبراهه همه چی روبراهه
همه چی رواله، عزیزم، بهم اعتماد کن
همه چی رواله؟
اینو بشنو
مادربزرگ مایا یه عالمه جواهرات براش ارث گذاشته، خب؟
اونم براش مهم نیست
هیچی براش مهم نیست
صحیح
دیروز قیمتشون رو در آوردیم
،وقتی میگم ارزششون زیاده داداش، تصورشم نمیتونی بکنی
ارزششون چقدره؟
اونقدری که دنبال خرید یه خونهی جدیدیم
مبارکه، داداش، عالیه
ممنون
همه چی روبراهه
نگران پول نباش
!منو کفری نکن
!بلند شو، بلند شو
بازش کن
...جسی بهش فکر میکنه و
عصبانی هستی
حست رو درک میکنم
اصلا چرا کمکم میکنی؟
فکر کردم گفتی بیحساب شدیم - بودیم -
حالا تو کمکم میکنی
جلوی این روستا رو بگیریم
به نظرم باید کمک کنی
گفتی پرستاری؟
آره
،وقتی به این روستای داغون برگشتم
هیچ دکتری این اطراف نبود
،بعدش با کین آشنا شدم
ولی کسی اهمیت نمیداد
تو اون آدمها رو کشتی؟
آره
کجا میری؟
باید یه دوش بگیرم
در اعماق شکم عنکبوت
!تف توش
پیدات کردم، حرومی
کین، حرومزادهی عجیب و غریب
پشمام
آره، خیلی خب، خیلی خب
هی، داری میری؟
میدونم جلّاد کجا میبرتش
میدونم جسی کجاست
کجا میری؟
جهنم، عزیزم
میدونی که هنوز بهم بدهکاری
شرمنده، جیگر
بمونه یه وقت دیگه؟
خوش برگشتی
بیا بازی کنیم
هی، چطوری، شیطونبلا؟
داری اشتباه بزرگی میکنی
تیرکمون رو بده به من
بدش به من
آره، آره، حتما حق با توـه
،اگه نمیخوای گلوت پاره بشه
پیشنهاد میکنم منو به جایی که میخوام ببری
روحت هم خبر نداره کجا میری، مگه نه؟
،نه، نه، نمیدونم ولی میدونم که تو میدونی
پس، بیا بریم
بازش کن
از من بشنو، دلت نمیخواد بدونی چی اون پایینه
پسرت دیگه رفته
بازش کن
آره
از ظاهرش هم پیداست که دروازهی ورود به جهنمه
شرمنده، لیان
نمیدونی سر به سر کی میذاری
فکر کردی تازه به دوران رسیدهام؟
من ۷۸ سالمه
حالا بگو ببینم، خوشحالی؟
!وقتی باهات حرف میزنم بهم نگاه کن
خوشحالی؟
چون همه چیم رو ازم گرفتی
فقط به خاطر اینکه یه نوجوون بیارزش رو ازت گرفتم
به نظر عادلانه نمیاد
راستش باید ازت تشکر کنم
چون به نظرم دیگه وقتش بود
تغییراتی در رهبری به وجود بیاد
و اگه توی دورانی که اینجا گذروندم
،چیزی یاد گرفته باشم
اینه که عشق فقط در مورد فداکاریه
!کون لقت
نه
نه، لیان
میشناسمت
من و تو خیلی هم فرق نداریم
،آشغال، دست کم گرفته شده، در حاشیه مانده
!فقط منتظر نوبتمون موندیم
حالا نوبت منه
خودت هم نمیدونی چه غلطی میکنی
!تنها میمونی
وای نه
نه، نه
فکر کردی فقط ماییم
ما خیلی بزرگتر از این حرفاییم
و قراره مدت خیلی طولانی اینجا باشیم
همهاش به خاطر پسرت و قربانیت
جنگ در راهه
،دیر یا زود
قراره من
جلّادِ جدید
و پیشرفته
رو ببینم
هی
میدونی چیه؟
بیا یه بازی کنیم
یه بازی عالی بلدم
شش حرف
نگاه کن
لیان
جای خالی
نگاه کن لیان چیکار میکنه؟
نگاه کن لیان چیکار میکنه؟
باشه، راهنماییت میکنم
با میم شروع میشه
نگاه کن
لیان
میم
بیخیال، میدونی دیگه
اگه درست حدس بزنی
شاید بتونیم در مورد دوست شدن حرف بزنیم
نگاه کن لیان چیکار میکنه؟
خیلی خب
!م-ی
دیگه اینقدر هم خنگ نیستی دیگه؟
نگاه کن لیان چیکار میکنه؟
آره
...نگاه کن
چی گفتی، لیان؟
یالا
زنیکه، بیا اینو نگاه کن
نه
!نه، نه
!کمک
!لعنتی، نه
!آره، آره
!وایسا
آره
دیگه کمپ نمیزنم
دارم میام دنبالت، جسی
دارم میام
کدوم گوری هستم؟
سلام؟
کی اونجاست؟
!دیمن
میتونن نجاتت بدن
!نه، نه
!تنها راه نجاته
!وقتشه یه مرد بشی
!نه
!لیان
خواهش میکنم
شلیک نکن
اون با من میاد
!اون با من میاد
!بلند شو، بلند شو
توی اتاق بمون وگرنه هم اون رو
!و هم هر کسی توی این خونهاس رو میکشم
جواهرات لامصب کجاست؟ کجاست؟
!دارم سعیم رو میکنم
خیلی خب
!بازش کن، بازش کن
!خیلی خب
متاسفم
!دارم سعیم رو میکنم
!دارم سعیم رو میکنم
مامان؟
!بگو چی از جونمون میخوای
!مامان
!مامان
!بازش کن
!لعنتی، بازش کن
!خواهش میکنم، بگو چی از جونمون میخوای
!بذار برم
!بابا
این واقعی نیست
نمیتونه واقعی باشه
نمیتونه واقعی باشه
!بابا
جسی
!جسی
!جسی
جسی، من اینجام
من پیشتم، جسی
!جسی، چیزی نیست، من اینجام
!جسی، من اینجام
!پیشتم، جسی
!یالا، جسی، منم
!یالا، جسی، منم
!جسی
!نه، نه، نه
جسی
ازت میخوام قوی باشی، پسرم، باشه؟
و متاسفم
متاسفم، پسرم
،میدونم، ضربه خوردی، جسی منم ضربه خوردم
هر روز به اتفاقی که افتاد فکر میکنم
و به این که مادرت
چه زن محشر و شجاعی بود
و چقدر دوستت داشت
،و با اینکه از دنیا رفته هنوز میتونم حسش کنم
و میدونم تو هم میتونی حسش کنی
میدونم که میتونی
اون نمیخواد درد بکشی، پسرم
دیگه درد نکش
با اینکه این لحظه برای همیشه بخشی از زندگیمون میشه
نمیتونیم بذاریم ما رو تعریف کنه
و به هیچ وجه نمیتونیم بذاریم مادرت رو تعریف کنه
شنیدی چی گفتم، پسرم؟
!لعنتی
!هی
هی، این کار میکنه؟
دنبال یه حرومزادهی پلید و زشت میگردم
جلّاد صداش میکنن
کلاغه بهم خبر داد
یه نفر عطش خون و خونریزی داره
،اگه عطش داری
بیا سراغ خودم
،و جهت اطلاعت میخوام حرف همدیگه رو بفهمیم
،اگه میخوای بگردی و به بچهی معصوم رو بکشی
باید اول از رو جنازهی من رد بشی
خوشت میاد، جلّاد؟
اوه، اوه، نه
یا باید دیمن صدات کنم؟
آره، شنیدی چی گفتم، دیمن؟
انتظارش رو داشتم
،خیلی خب، پسر خوشگله
بیا برقصیم
حتما شوخیت گرفته
لعنتی
!بابا
!بابا
!جسی
!لعنتی
آخ
آره، کثافت
یعنی چی؟
!تف تو روحش
!دیمن
آره، درسته
!میدونم کی هستی
چیزی جز یه پسر کوچولوی مریض و ترسیده نیستی
که واسه باباییش گریه میکنه
درسته
!میدونم اونجایی
!دیمن
عصبانی هستی
اشکالی نداره
منم بودم عصبانی میشدم
میدونم که میخوای تموم بشه
بابا، از این خوشم نمیاد
لطفا جلوش رو بگیر
!دیمون، داری مثل آدمهای ضعیف رفتار میکنی
!نه، نمیکنم
درد داره
همه چی درد داره
!تنها راه زنده موندنه
!وقتشه یه مرد بشی
درست توی قلبت، حرومی
خداحافظ، دیمن
!نه
!بابا
!بابا
بابا
بابا
بابا
بابا؟
!بابا، بابا، بابا
حالت خوبه، بابا؟
فقط خستهام، پسرم
باید خیلی چیزها رو توضیح بدی
چی یادت میاد؟
خب، وسط آتیش بودم
و عوضیبازی در میاوردم
متاسفم
هی. هی، نه، نه
بیا اینجا
بهم گوش کن
نه، پسرم، حق داشتی، خب؟
باید بیشتر حرف بزنیم
،در مورد... در مورد مادرت
در مورد همه چی، خب؟
حق با تو بود و من اشتباه میکردم
،بگذریم
بعدش رفتم بخوابم و یه خواب خیلی عجیب دیدم
و توی جنگل بیدار شدم
چیا رو از دست دادم؟
خیلی چیزها، پسرم
خیلی چیزها
اون ماشین کیه؟
،جسی، بهت قول میدم
به زودی تکتک سوالاتت رو جواب میدم
...فقط
چطوره فعلا بریم خونه؟
نظرت چیه؟
،بابا
باید بری بیمارستان
راست میگی، راست میگی
مشکلی با این ندارم
فکر خوبیه
چیه؟
دوستت دارم، پسرم
منم دوستت دارم، بابا
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
میشه از اول شروع کنی؟
آره، یه لحظه بهم وقت بده
بابا
بابا
بیخیال، گرفتی ما رو؟
ترجمه از: امـیر دلپسـند و آرمـان اسـدی Arman333 & AMIRX79X
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.