All language subtitles for Psychic.Princess.EP01-EP52.KoreFa.ir

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

شاهدخت نیرومند فصل اول ارائه ای از تیم ترجمه ی کـره فـا بابا

من تا حالا شاهزاده رو ندیدم

نمیخوام باهاش ازدواج کنم

ارباب

ازدواج قراره با دخترنخست وزیر باشه

(چیان آئوتیان)

(چیان یونشانگ) به جز یونشانگ

مگه یه دختر دیگه ندارید؟

منظورت

همونی که در کوهستان لینگیونه

چیان یونشی

(چیان یونشی)

چقدر منو معطل کردن

زود مراسم بعدی رو اجرا کنید

بانوی من

از اینجا به بعد ما دیگه نمیتونیم دخالت کنیم

عالیجناب الان درحال تمرین با نیزه هستن

کار با نیزه ایشون بسیار عالیه

یادم رفته بود

حتی با اینکه یه ازدواج سیاسیه

اگه واقعا بیاد اینجا

من چیکار باید بکنم ؟

عرض ادب خدمت عالیجناب

KoreFa.ir تیم ترجمه کـره فـا با افتخار تقدیم می کند

(یه یومینگ)

چه سریعی

سریع؟ میتونم تمام شب اینکار رو بکنم

رفتن سر اصل مطلب؟

عالیجناب دستش پره

براهمین سریع میره سراصل مطلب

هی

آه

اومدم اینو بهت بگم

اگه دستور امپراتور نبود

لیاقت حضور در عمارتم رو نداشتی

فقط نان چینگوان لیاقت داره

بانوی من باشه

نان چینگوان؟

KoreFa.ir تیم ترجمه کـره فـا با افتخار تقدیم می کند

به سو رونگ بگید ببرتش عمارت چینگ یو

بله عالیجناب

من مرخص میشم

...این

عالیجناب کجا بود؟

اون فقط یه حروم زاده است

من، چیان یونشی

یه دختر آزادم که

در کوه لینگیون زندگی کردم

بیا بیرون

گلوله کوفته برنجی

چطور جرات میکنی

بعد از این همه مدت که

حبسم کردی ازم کارم بخوای؟

کوفته برنجی خوب من

فقط یه بار دیگه بهم لطف کن

واقعا که، باشه

(عمارت چینگ یو)

تا اومدم بیرون ازم کلی کار کشیدی

خیلی گرسنمه

یونشی

چیکار میخوای بکنی؟

حالا که کسی غذای برامون نمیاره

باید خودمون دست به کار بشیم

KoreFa.ir تیم ترجمه کـره فـا با افتخار تقدیم می کند

مسیر اشتباهی اومدم

فکر نمیکردم پیدا کردن مطبخ اینقدر سخت باشه

شش، آروم

نباید گیر بیوفتیم

..به نظر میرسه

همدستم داری؟

کی هستی؟

من کی هستم؟

پرسیدم کی هستی؟

منم پرسیدم تو کی هستی؟

کی فرستادتت؟

تو رو کی فرستاده؟

من دارم ازت می پرسم

فکرکردی کی هستی که ازم سوال می پرسی؟

من... من نگهبان عمارتم

نگهبان؟

میدونی اینجا کجاست؟

عمارت یه حروم زاده

چطور جرات میکنی؟

شبانه ودزدکی اومدی اینجا

و با گستاخی صحبت میکنی

صبرکن خودم دستگیرت میکنم

شب ها به جای لباس نگهبانی

لباس خواب می پوشی؟

داشتی با زن ها خوش میگذروندی؟

اگه بهم نزدیک بشی

فریاد میزنم و میذارم همه

افراد عمارت ببیننت

(خوشبختانه دود سمی استادم رو با خودم آوردم )

این دود ضعیفم کرد

قطعا مال پایتخت نیست

نکنه ربطی به چیان آئوتیان

داره؟

KoreFa.ir تیم ترجمه کـره فـا با افتخار تقدیم می کند

کوفته برنجی

بالاتر

بالاتر

(یو زیمو)

بانو

اینجوری مات و مبهوت به یه مرد نگاه نکن

بانو

من یو زیمو هستم

میشه اسمت رو بدونم؟

من اینجا فقط یه خدمتکار تازه واردم

چیزی برای صحبت نیست

مهم نیست

صبر کن

نه

خداحافظ

بانو

...اسمتون

لطفا اسمت رو بهم بگو

دوست دارم دوباره ببینمت

واقعا میخوای اسم منو بدونی؟

پس خوب گوش کن

اسمم

خاله

بزرگ و

عالیه

چی عالی؟

خاله بزرگ

خاله بزرگ ؟

KoreFa.ir تیم ترجمه کـره فـا با افتخار تقدیم می کند

یه

یکی از خدمه عمارتت منو از کتف

پرت کرد

خیلی خوب بود

پس میشه آموزشش داد

میشه اونو بدی به من ؟

باشه گروه جدید خدمه ام رو

میفرستم عمارتت

ممنون یه

در مورد اون موضوع

تحقیقات چطور پیش میره؟

وضعیت غرب خوب نیست

اون روباه پیر، چیان آئوتیان

دست به کار شده

هه

وقتی تمام مدارک جمع شد

به عمارت چیان میرم و

دریایی از خون راه میندازم

KoreFa.ir تیم ترجمه کـره فـا با افتخار تقدیم می کند

چه درد طاقت فرسایی

رودخانه ای است که از شرق سرازیر شده

نمیتونم از این غم خلاص شوم

و غم طرد شدنم

در قلبم رشد میکنه

اشتباه، اشتباهه

همش تقصیر خودم است

چرا کسی به من نگفت

که زندگی بانوان میتونه

اینقدر سخت و دردناک باشه؟

حال

نیاز دارم که کسی به آغوشم بگیرد

ما باید همدیگه رو به آغوش بگیریم

اوه

این یه اسبه نره

نه

یه اسب ماده است

اوه ، تو انسانی

همرزم من

من چیان یونشی هستم

اسم تو چیه؟

(اسمم می شائ، خیلی سطح پایینه)

(نمیخوام بهش بگم )

(چیکار کنم؟)

(نباید منتظرش بذارم)

هرگز به گذشته اهمیت نده

زمان حال مهمه

از حالا به بعد

اسمت

کریستال یخی از برفهای وی ئه

با اسم مستعار

زی وی

اونوقت تو ار کانگ من میشی؟

معلومه که آره

از حالا به بعد

من تکیه گاهت

چشمانت

و آر کانگت هستم

KoreFa.ir تیم ترجمه کـره فـا با افتخار تقدیم می کند

بیا بریم محوطه مسابقه

بریم

(شوان یوئه پو)

می شا یه اسب معمولی نیست

هیچکی جز برادر یه حق نداره بهش نزدیک بشه

بایست

شما کی هستی؟

کی بهت اجازه داده سوار این اسب بشی؟

تو کی هستی که از

ازم میخوای بیام پایین؟

من شوان یوئه پو هستم

همین الان بیا پایین

این اسب منه

(نگران نباش)

(من اسب اون نیستم)

(خیالت راحت )

این اسب تو نیست

زن بد

به برادر یه میگم

باشه، باشه، گریه نکن

بهت یاد میدم چطوری سوار زی وی بشی

واقعا؟

KoreFa.ir تیم ترجمه کـره فـا با افتخار تقدیم می کند

کوفته برنجی

یه چیزی برام بیار بخورم

حسابی خستم

من که ازت نخواستم بری اسب سواری

کوفته برنجی

چیکار میکنی؟

من نیستم

میخوای منو بترسونی؟

کی هستی؟

بگو

من دونه کنجد هستم

یهر وح تنها با قدرت خیلی کم داخل عمارتم

التماس میکنم ازم بگذرید

میتونم ببخشمت

اما

میدونی الان باید چیکار کنی؟

یه لحظه صبر کنید

وای

عالیه

با شاهزاده ازدواج میکنم

اما باید بهم قول بدی

با چوئه آر خوب رفتار کنی

مطمئن باش

بازم داری تنبلی میکنی؟

اگه امروز تمومش نکنی

خبری از غذا نیست

یونشی، چه مشکلی دارد؟

خواب چوئه آر رو دیدم

اونا داشتن اذیتش میکردن

میخوای بدونی چه خبره

به هرحال که کسی اینجا بهت اهمیت نمیده

میتونی یواشکی بری اونجا

درسته

KoreFa.ir تیم ترجمه کـره فـا با افتخار تقدیم می کند

بالاخره الان همسر شاهزاده هستم

وقتی میام بیرون باید تغییر لباس بدم

بهترین ماهیتابه

تو هر خونه ای لازمه

چندکاره است برای غذا پختن و محافظت

فقط یه ماهیتابه است

کدوم احمقی این مزخرفاتو

باور میکنه

آقا

من یکی میخرم

یکی بخرید ده تا ببرید

هی

ارباب جوان

میخوای کی برداری؟

آقا یکی برمیارم

اینجا

ارباب جوان

بردار

وای

شما بهترین رو برداشتی

تبریک میگم ارباب جوان

قویترین ابزار ضد دزدی رو برداشتی

فقط در مواقع ضروری بازش کنید

(سرکه)

اگه مورد دزدی یا سرقت قرار گرفتید

نگران نباشید

خروس جنگی اجناستون رو پس میگیره

خروس جنگی، بیاید ببینید

این خروس ازتون محافظت میکنه

چرا نمیگه

این خروس خدای مطلقه؟

چه حرفها

فروشنده

من یکی میخرم

بسه

تو واقعا یه احمقی

تو نمیدونی

زن ها برای خرید کردن دلیل نمیخوان

دزد رو بگیرید دزد رو بگیرید

آهای دزد

KoreFa.ir تیم ترجمه کـره فـا با افتخار تقدیم می کند

وای

نان چینگوان

دختر ژنرال نانه

از بچگی مورد علاقه

شاهزاده بوده

برید ، برید

حرف زدن بسه

ای مردای بدبو

شین

بی ادب نباش

آه

هی کوری؟

وای نه

شین ار کیسه پولم نیست

آهای اون دزده

بایست

دزد رو بگیرید، بگیریدش ، دزد

دو بانوی زیبا

چینی چیزای کوچیکی رو

بسپارید به من

مرد شمشیرزن

به کجا میرید؟

وسیله ضد دزدیم الان رو میکنم

(فرار کن )

ولش کن

یکی دیگه دارم

وایسا

با من ازدواج کن

خروس جنگیمو بگیر

آه

فرار نکن

حالا

ماهیتابه محافظم رو امتحان کن

ترفند ضربه برگشتی

تابه رو پس بگیر

حمله دوباره

ترفند نهایی دوبار پختن گوشت خوک

ترفند نهایی دوبار پختن گوشت خوک

(آخ)

ببینم جرات داری دوباره دزدی کنی یا نه

چیان آئوتین جرأت کرده و دخترش رو

فرستاده پیش من

خوبه

الان یه گروگان دارم

متأسفانه حکم ازدواج تو و چینگوان

منحل شد

ژنرال نان با من مثل پسرش رفتار میکرد

اما الان توسط چیان آئوتیان متهم شد

باید هر جوری شده کاری کنم که

عمارت چیان تقاص اینکارشو پس بده

راستی

تو بانو چینگوان

امروز قرار ملاقات دارید

جرا هنوز نیومده؟

از جونم بگذر

نیش سم

...این دود

نکنه...؟

کی دیگه؟

کی هستی؟

سرجات بمون

صبر کن

ازت سوالی دارم

باهم همدستید؟

حرف بزن

این دودزا رو از کجا آوردی؟

به تو ربطی نداره

به چه جراتی

به صورتم سیلی زدی

حرف بزن

همون قاتلی هستی که اونشب مخفیانه

وارد عمارتم شدی؟

نمیدونم درمورد چی داری حرف میزنی

برادر یه

برادر یه، دست نگه دارید

برادر یه

اون آدم بدی نیست

کمک کرد دزد رو بگیریم

وان آر

چی شده؟

متاسفم برادر یه

تو راه ازم دزدی شد

برای همین دیر رسیدم

پس اون یه یومینگه

شوهر من

بشتابید، بشتابید

مرغ سوخاری

از اون حروم زاده یه متنفرم

بشتابید

(عمارت سرگرمی ) مرغ کبابی

مهمان محترم

بفرمایید داخل

شما دوتا الان کجا بودید؟

ارباب یونشی ما یدفعه

احساس ضعف کردیم

بازم به ما سربزنید

درسته انگار یه نیروی نامرئی

ما رو پس میزد

باورم نمیشه

ارباب جوان شما خیلی خوش قیافه اید

بفرمایید داخل لطفا

ازتون دعوت میکنم

مرغ سوخاری بخورید- مرغ سوخاری؟ -

(عمارت سرگرمی)

این غذای مخصوص ماست

سطل مرغ سوخاری

چیکار میخوای بکنی؟

ارباب نترسید

این یه روش منحصر به فرده

مختص منه

بهتون کمک میکنه نیروتون زیاد بشه

چه ترفند احمقانه ایی

فقط احمق ها باور میکنن

مسخره

برای من انجامش بده

خیلی احمقی

خواهر رویان خبر بد

اون مرده دوباره اومد

ارباب جوان ببخشید

پیشخدمت

به ارباب ما عظیم ترین عظیم ترین

شراب رو بده

متاسفم

ما چنین چیزی نداریم

پس یه بزرگ بزرگ

بزرگشو بیار

مهمان محترم

من کوزه رو پیشنهاد میدم

از بالا 500سکه خرج کنید

در حالیکه حسابی خنکه

یه کوزه دیگه میدم

اگه بالای هزار سکه بدید

همچنین لافی میارم

اگه بالای ده هزار سکه بدید کارت طلایی میگیرید

هی، هی، هی

لعنت، لعنت

لعنتی

یو

اینقدر عصبانی نباش

برو کنار

چی شده

(جون یی چین) که به اینجا اومدید؟

رویان

دلت برام تنگ شده بود؟

امروز فقط برای دیدن تو از قصر اومدم

بروکنار

رویان

برات شعر می نویسم

همچین شعرهای مینویسی گرمت نمیشه؟

گرم؟

قلبم همانند

لباسی گرم در تابستان داغه

رویان با من به قصر بیا

ازم دور شو

نه

باید بهم قول بدی که میای

اگه ولم نکنی جیغ میزنم

جیغ بزن

حتی اگه فریادم بزنی هیچکی بهت کمک نمیکنه

کمک

یه نفر کمک کنه

خیلی آزار دهنده ایی

اون بانو رو ول کن

ای حروم زاده

چطور جرات میکنی برای بانو صاحب اینجا قلدری کنی

این پسر خوشگله کیه؟

ارباب چرا اینجایید؟

رئیس

کار ما هنوز باهم تمام نشده بود

رویان

دیگه دوستم نداری؟

پاشو بیا

...رئیس تو باید

بهم خدمات سلامتی بدی

ای میمون کوچیک

چطور کردی زنم رو ازم بگیری

فرار نکن

یکی باید اینو به خودت بگه

تا سرحد مرگ میزنمت

ارباب

بس کنید

من همچین ادمایی رو هرچقدر بخوام میزنم

چطور جرات کردی ارباب ما رو

بزنی، بزنی، بزنی

کل خاندات رو اعدام میکنیم

آفرین ، آفرین

بس کنید

ممکنه به مهمان ما صدمه بزنید

بزنش

تا سرحد مرگ بزنش

خرج دوا درمونت با خودم

♪یک دو، یکی دو سه، برو♪

♪چشمان سرگردانت♪

♪به طور مخصوص مشکوک هستن♪

♪ قصد داری معاشقه کنی ♪

♪برای چی♪

♪ چه کسی اول عاشق میشه ♪

♪مثل یه مشکل غیرقابل حله♪

♪به طور اتفاقی غوغا کردی و عاشق شدم ♪

♪همین الان تسلیم شو ♪

♪ یه بازی سخت برای بدست آوردنته♪

♪و شبکه گسترده ای از عشقه♪

♪به طور اتفاقی غوغا کردی و عاشقت شدم ♪

♪همین الان تسلیم شو ♪

♪ یه بازی سخت برای بدست آوردنته ♪

♪و شبک ای گسترده از عشقه♪

♪ از قبل♪

♪ برای عهد شکنی♪

♪دیگه خیلی دیر شده ♪

بذارم زمین

فکرنکن ازت تشکر میکنم

خدمتکار کوچولو

بالاخره پیدات کردم

ولم کن،کی هستی؟

من یو زیمو هستم

همونی که از شونه پرتم کردی

توی

بانوی من میشی؟

قول میدم باهات خوب رفتار کنم

نمیشه

اون به قاتلی که به عمارتم حمله کرد

ربط داره

یه

مجبور نیستی همچین بهونه ای بیاری

..تو

انتظار نداشتم

همچین بانوی دوست داشتنی باشی

اونجا خیلی بی ادب بودم

ازم عصبانی نشو

عالیجناب حالتون خوبه؟

خیلی خوبم

از جونم چی میخواهید؟

میتونم همتونو گاز بگیرم

برادر یه

لطفا دعوا نکنید

درسته

قرار بود بانو چینگوان رو همراهی کنیم که بهش خوش بگذره

بعدش داریم سر یه بانو دعوا میکنیم

الان چینگوان رونادیده گرفتی

وان آر

بیا بریم

عالیه

اون کجاست؟

خدمتکار کوچولو

خدمتکار کوچولو

عالیجناب

ما قاتل را شناسایی کردیم

حرف بزن

اون بانو یی است

اوه

بیدار شدی

...تویی

بله منم ، منم

فکر نمیکردی دوباره منو

ببینی؟

چطور یه ولیعهد میتونه همچین کار زشتی انجام بده؟

چرا منو بستی؟

تو بانوی هستی که

عالیجناب یه و عالیجناب یو هردو میخوانت

طبیعیه من ولیعهدم درگیر بشم

در گذشته

برای خودم آزادنه

بی قید و بند زندگی میکردم

خدا اون یومینگو لعنت کنه

که منو به عنوان ولیعهد انتخاب کرد

پولم کم، تعطیلاتی ندارم و وظایفم زیاده

دیر به رختخواب و زود ازش خارج میشم

اینجا حبست میکنم

تا یومینگ رو

عذاب بدم

عزیزم

فقط مطیع من باش

قول میدم بهت زندگی خوبی بدهم

من بانو یه هستم

بانو یه؟

عالیه

با دزدیدنت میتونم

عصابشو بهم بریزم

(همسر ولیعهد)

ولیعهد داری چیکار میکنی؟

میخواهی کل امشب رو روی زانو

یا توفو زانو بزنی؟

جون یی کینگ،اونو بهم برگردون

کیو؟

کی ور میگی؟

زنی که در طول روز گرفتیش

بانوی منه

اگه عاقل باشی همین الان پسش میدی

پس اونی که الان میخواستی ببوسی

بانو یه، بود

چی؟

خدمتکار کوچولو بانو یه ئه؟

یه

قبلا نشنیدم اسمی ازش ببری

بانو یه کجا بود؟

گمشو

پس

شما میدونی اون کجاست؟

داخل این اتاقه

...داره دیر میشه من

صبر کن

برای پیدا کردن

دختر دشمن خیلی عجله داری

نکنه واقعا بهش علاقمند شدی؟

اون کجاست؟

..شاهزاده یه

حدس میزنم این بانو یه رابطه

چیان آئوتیان با

غرب رو میدونه

برای اینکه نکشیش به عمارت

نخست وزیر برگشت

اگه اینقدر چاق نبودی

راحت از سوراخ سگ می اومدی بیرون

دلت کتک میخواد ؟

کی اونجاست؟

چوئه

بانوی من

بانو یونشی

چرا اینجایی؟

معلومه برای دیدن تو اومدم

نمیدونی

عمارت یه چقدر خسته کننده است

فکرشو نمیکردم

اونجا اذیت بشید

چوئه

دستت چی شده؟

...نه

چیزی نیست

باید کارخاله و خواهرم باشه

درسته؟

بانوی من

از وقتی رفتی

بانو مسئول تمام کارهای عمارت شده

بانو یوشانگ هم

بهم سخت میگیره

نگران نباش

این بار یه کاری میکنم پدرم با بردنت

موافقت کنه

دیگه نمیذارم اینجا اذیت بشی

واقعا؟

اما

ارباب امروز درتالار ضیافت غرب عمارت

برای رهبر منطقه غربی ضیافت برگزار کرده

اسمش بیتانگ لیه است

بانو یوشانگ هم دوسش داره

فکرکنم نتونی ارباب رو ببینی

چه دردسری

صبر کن

تالار ضیافت؟

آره

یه فکری دارم

فقط لباساتو بهم قرض بده

آشنا به نظر نمیای

تازه وارد هستم

چه توجیه مسخره ایی

پس وقتی رسیدیم مطبخ به حرفم گوش کن

بله

این برای

جناب نخست وزیر و بانوئه

به لطف شما

(بیتانگ لیه )

تونستیم در اینجا جمع بشیم

زیادی ازم تعریف میکنی

من فقط برای برقراری صلح بین دو

سرزمین تلاش کردم

بفرمایید

ارباب بیتانگ

به غیر از مراسم خوش آمدگویی

و آماده کردن غذای بسیار

برای شما

من یه غذای بزرگ

براتون آماده کردم

(پدر اینجاست)

(حیف که خاله (زن بابا) هم اینجاست)

(بیتانگ لیه چرا به من زل زده؟)

ارباب ببینید

این مناظر زیبا از کوه ها و رودخانه ها

به صورت غذا آماده شدن

و شکل رودخانه و کوهای دو سرزمین

به معنای شکوفایی

آرامش و شادیه

ایده بسیار عالیه که

نمادی از صلح باشه

بسیار هوشمندانه است

ممنون از تعریف شما

بفرمایید

نوشیدنی هم بنوشید

گستاخ

متاسفم

لطفا منو ببخشید

میدونی چیکار کردی؟

افراد

اینو ببرید

و هشتاد ضربه شلاق بزنید

صبر کنید

ارباب

امروز اینجا مهمان افتخاری داریم

نبای دخدمه رو شکنجه کنیم

(به محض اینکه پدرم منو بشناسه )

(ولش میکنه)

گستاخ

کی هستی؟

چطور جرات میکنی

هردوشون رو ببرید

وبزنیدشون

(منو نشناخت )

(اصلا ذره ای منو )

(دوست نداره )

پدر عصبانی نشید

به نظر من

این نشانه خوبیه که

دو کشور در هماهنگی کامل باشن

بانو یوشانگ درست میگن

فکر می کنم این دو خدمتکار

عمدا این کار رو نکردن

امیدوارم بتونید با ملایمت رفتار کنید

(باورم نمیشه برای من خواهش کرد )

پدر

حالا که ارباب بیتانگ

اینجوری گفتن

بیاید یه اقدام کوچیک

انضباطی براشون انجام بدیم

ندادن حقوق برای یک ماه کافیه

بسیار خب

طبق گفته ارباب بیتانگ و شانگ عمل میکنیم

شما هم سریع

از جلو چشمم دور شید

شانگ آر

برای ارباب بیتانگ شراب بریز

پدر منو نشناخت

تغییر لباسم اینقدر موثر بود؟

ارباب یونشی ناراحت نشو

نخست وزیر باید جلوی مهمانش

وانمود میکرد نشناختت

تو تغییر چهره دادن

منطقه لینگیون بهترینه

میدونید اون مرد مهربون

کی بود؟

مرد مهربونی که گفتی

منم؟

تویی؟

اومدم اینجا ببینمت

به خاطر کمکت ممنونم

اگه کار دیگه ای نیست من میرم

کوفته برنجی

کمکم کن

متاسفم

خیلی خوردم دارم میارم بالا

چیکار میکنی؟

ولم ککن

خیلی متاسفم

خیلی به نظرم اشنا میای

میشه

اسمتو بدونم ؟

...من

نمیخوام بهت بگم

جالبه

یه خدمتکار از دستورم سرپیچی میکنه

به نظر میرسه

باید به روش منطقه غرب

مجبورت کنم حرف بزنی

گمشو

صورتمو ول کن

حالا حسابتو میرسم

ببین

هشدار، مراقب باشید

ترفند مخفیه

کوفته برنجی خیره کننده

نیروی درونی؟

این چه نوع کونگ فوی ئه ؟

ترفند مخفی

تشدید کننده کونگ فو

مواظب باش

چه بانوی جالبی

دنبالم که نیومد، نه؟

متاسفم

متاسفم ، متاسفم

بایست

چطور جرات میکنی

منو بزنی

آدم های بدجنس حافظه ضعیفی دارن خواهر

تو حتی منو نمیشناسی؟

مسخره است

تو فقط یه خدمتکاری

به چه جراتی وانمود میکنی خواهرمی

دختر احمق

حتی اگه منم نشناسی

دیگه باید بانو یی رو بشناسی

فقط یه دختر وحشی هستی که تو کوه بزرگ شده

نگهبانان

بگیریدش

خودم تنبیه اش میکنم

یادت نره

من الان چیان یوشانگم

اگه به اون یه عوضی خیانت کنم

همه فکرمیکنن کار توئه

اصلا خوب نیست

اگه همچین چیزی پخش بشه

گستاخ

اینجا چه خبره؟

مادر

پدر

لطفا کمکم کنید

عرض ادب پدر

گزارش

عالیجناب

جاسوسمون گزارش داده

نخست وزیر امروز

ضیافتی برای

رهبر منطقه غرب، بیتانگ لیه برگزار کرده

بانو هم د رعمارت نخست وزیر هستن

اون واقعا یه جاسوسه

بریم ، به اونجا میریم

تویی؟

نبادی در عمارت یه باشی؟

اینجا چیکار میکنی؟

وقتی که بهم اجازه بدید

چوئه رو با خودم ببرم

برمیگردم

چطور جرات میکنی برامون شرط بذاری؟

اگر من نبودم و اجازه نمیدادم

همسر عالیجناب بشی

الان این نبودی

این مقام اصلا برام اهمیتی نداره

اگه میخواهیش

میتونم بهت پسش بدم

خفه شو

فقط چند روز بانو شدی

حالا جرات میکنی خواهرتو تهدید کنی

مادرت به خاطر حسادت

به مادرم دست به هر کار پلیدی زد

حتی با یه مرد مشکوک

به پدرم خیانت کرد

فکر کنم تو و مادرت

خیلی بهم میاید

خفه شو

بازم در مورد مادرم

زر بزنی دهنتو پاره میکنم

پدر

دیدید؟

اون منو کتک زد

افراد

این دختر رو ببرید

و چهل ضربه بهش بزنید

بله

پدر

مادرم هیچ وقت بهت خیانت نکرد

به حرف اونا گوش نکن

از اینجا ببریدش

چیان یونشی

اشتباهاتتو می پذیری؟

نمیتونید منو بزنید

من بانو یی هستم

حالا یادت افتاد بانو یی هستی

بهت بگم

حتی اگه عالیجنابم اینجا بود

تا زمانی که نگی اشتباه کردی کتک میخوردی

محکم بزنیدش

شروع کنید

دست نگه دارید

عالیجناب

ببخشید که به پیشوازتون نیومدم

(چقدر خجالت آور )

(منو نبین ، منو نبین )

پس بانوی من اینجاست

خیلی وقته دنبالش میگردم

عصر بخیر

بانوی من چه اشتباهی کرده که

میخواهید بزنیدش؟

هیچی، هیچی

جرات ندارم

منتظر چی هستید؟

سریع

بانو یه رو باز کنید

بدون اجازه عمارت رو ترک کردم

امیدوارم منو ببخشید

نیازی به عذرخواهی نیست

دیگه

در این مورد صحبت نکن

بریم

عالیجناب

اگه

چوئه همراهم به عمارت بیاد

دیگه هرگز عمارت رو ترک نمیکنم

...این

چیه؟

نخست وزیر چیان راضی نیستی؟

جرات ندارم

به چوئه میگم همراهتون بیاد

خیلی خوب

عالیجناب به سلامت

بانو نگاه کنید

این کالسکه عمارت ما نیست؟

(بانوی زیبارو چو )

عالیجناب چرا به دیدن نخست وزیر اومده؟

بریم

بررسی کنیم

عالیجناب

عرض ادب عالیجناب

امیدوارم حالتون خوب باشه

چرا اینجایی؟

امروز کاری نداشتم

برای همین

با خدمتکارم مقداری پارچه خریدم

تا براتون لباسی نو بدوزم

من باید با بانو به عمارت برگردم

حالا که کاری نداری

خودت میتونی پیاده بیای عمارت

بله عالیجناب

من محبوبترین

زنِ عمارت بودم

بانو یه

ازت متنفرم

اینجا خیلی جا داره

چرا نذاشتی با ما بیاد؟

(دوباره میتونم با چوئه کلی خوش بگذرونم )

(این زن احمق چرا میخنده؟)

(برخلاف انتظار از من برای)

(تهدید کردن پدرش استفاده کرد)

(جالبه)

بهت بگم

من اصلا دوست ندارم

...چرا

چرا منو نگه داشتی؟

چرا پرتم کردی؟

خودت گفتی ولت کنم

حتی تو کالسه هم سر و صدا راه میندازن

درسته

شب عروسی شنیدم

کلی سرو صدا راه انداختن

عالیه

انتظار نداشتم بانو همچین رابطه

خوبی با عالیجناب برقرار کرده باشه

این چه طرز شانه کردن موهای منه؟

یه کار کوچیکم نمیتونی انجام بدی

متاسفم

به خاطر بانوی جدیدی که

مورد علاقه عالیجنابه ناراحتی؟

مورد علاقه؟

انگار واقعا ربطی

به بانو یه داره

عالیجناب بدون اینکه تو رو

سوار کنه برگشت

اگه دیگه بهت علاقه ای نداشته باشه

هیچی برات نمیمونه

بای دمراقب باشی

کی گفته من دیگه مورد علاقه اش نیستم ؟

چیان یوشانگ

مطمئنا کنار زدنت کار سختیه

بانو

عمارت جایی نیست که

خدمه گل روی سرشون بذارن

بهتره بردارمش

اشکالی نداره

من بهت دادمش

نباید برش داری

...اما بانو

اما چی؟ این چطوره؟

...بانو

صبر کن! فرار نکن

کجا فرار میکنی؟

فرار نکن

...تو

منو ببخشید

چوئه آر حالت خوبه؟

بلند شو

من خوبم بانوی من

تو کی هستی؟

من آب ریختم

چرا چوئه ار رو زدی؟

بانوی من، محبوبترین بانوی عمارت هستن

بانوی زیبارو چو

فهمیدم

همون کسی که عالیجناب نذاشت سوار کالسکه بشی

چطور جرات می کنی گل بذاری روی سرت؟

چیو ژو

بهش قانون رو نشون بده

بله

حالا پشت سرهم سیلی رو نشونت میدم

بس کن

دختر احمق

به کی سیلی میزنی؟

چطور بود؟

یه روش تکراری بود

ول یهنوزم خیلی خوبه

تو اشغال

چطور جرات کردی از جادوی سیاه استفاده کنی؟

به عالیجناب میگم

تا مجازاتت کنه

وای ضعیف شدیم

کوفته برنجی ، چت شده ؟

نکنه اون عوضی داره میاد

عالیجناب اینجا هستن

سر چی دعوا میکنید؟

عرض ادب عالیجناب

چه اتفاقی برای صورتت افتاده؟

عالیجناب

بانو روی من آب ریخت

و حتی از جادوی سیاه استفاده کرد

تا بهم اسیب بزنه

جادوی سیاه؟

من دیدم خدمتکارش روی سرش گل گذاشته

که خلاف قانونه

برای همین به چیو ژو گفتن بهش یه درسی بده

اما برخلاف انتظار

من بودم که صدمه دیدم

باور نکردنیه

جیائو آر

همین الان خودت نشونم بده

میخوتم ببینم واقعا جادوی سیاه بوده یا نه؟

من نزدمش چه برسه با جادوی سیاه

چرا باید چوئه رو بزنه؟

چون اینجا عمارت منه

بزنش

عوضی

چوئه آر

بیا بریم

سرجات بایست

کی اجازه دادم که بری؟

افراد

بانو رو در خونه جنگلی حبس کنید

من هیچ جادوی سیاهی ندارم

چرا میخوای حبسم کنی؟

عمارت قوانین خودشو داره

هرکی اشتباه کنه مجازات میشه

برادر یه

این بار ولش کن

من معتقدم که

بانو چو هم اونقدر مهربون هست

که هرگز نیمخواد اون

در مقابلش مجازات بشه

درسته بانو چو؟

خب البته من نمیخوام ببینم عالیجناب

مجازاتش کنن

...اما اگه

از اونجایی که میخوای ازش بگذری

حوصله هدر دادن وقتم

با تو رو ندارم

ممنونم عالیجناب

تشکر برای چی؟

ما که مقصر نبودیم

بیا بریم

بایست

انگار واقعا دلت راه سخت رو میخواد ، آره؟

افراد

بانو رو در اتاق جنگلی حبس کنید

به مدت سه روز

هرکاری دوست داری بکن یه اتاقه دیگه

چیز خاصی نیست

بریم

چیو ژو

حواست بهشون باشه

نذار هیچکی

تا سه روز هیچ غذای براشون ببره؟

فهمیدی؟

در نزدیکی اون

اغلب اتفاقای عجیب و غریب رخ میده

افراد

عالیجناب امر بفرماید

پیشینه بانو رو

بررسی کنید

میخوام همه چی رو درمورد گذشته اش بدونم

بله

یهِ حروم زاده

به چه جراتی منو تو جنگل حبس کرد؟

چوئه آر

متاسفم که باید همراه من باشی

نگران من نباش

شما باید

دست از مخالفت با عالیجناب برداری

اما این بار مطمئن شدم وقتی

اون نزدیک میشه

ما ضعیف میشیم

ارباب یونشی

براتون غذا آوردم

نه

ترجیح میدم از گرسنگی بمیرم

یاهمینجا خودمو حلق آویز کنم

تا غذاهای

عمارت یه رو بخورم

خوشمزه ان

غرورت کجا رفت؟

انداختمش دور

چیان یونشانگ

حتما توسط چیان آئوچیان اومدی اینجا تا

به من صدمه بزنی

گزارش

بیا داخل

عالیجناب

من به هویت واقعی بانو

پی بردم

بگو

بعد از پرسیدن از افراد زیادی

متوجه شدم که

دختر دوم نخست وزیر عمارت

چیان یونشانگ که امپراتور براتون انتخاب کردن

همسر شما نیست و بانوی اینجا

دختر بزرگشه که

همسر شما شده

و از کودکی در کوه لینگیون بزرگ شده

چیان یونشی ئه

خیلی خوب

حالا میشه جرم

چیان آئوتیان درفریب

امپراتور رو ثابت کرد

میتونی بری

بله

پس اسم واقعیت چیان یونشی ئه

بانوی من

صبح به این زودی میخواید چیکار کنید؟

بانوی من

هی چرا

همچین لباسی تنم کردید؟

میخوام برگردم به همون اتاق جنگلی

یهِ عوضی

میخوای چیکار کنی؟

امروز یه ضیافت خانوادگی برگزار میشه

نمیخوام خجالت زدم کنی

بریم

برادر یه

برادر یه

اومدی

شوآنگ - دلم برات تنگ شده بود -

اون کیه؟

لان شوانگ کوچکترین خواهرماست

شوانگ

درساتو خوب میخونی؟

بله

برادر یه خیلی لوسش میکنه

(شاهدخت لان شوانگ)

پس شما اون بانوی هستی که

برادر یه باهاش ازدواج کرده

ازدواج کرده؟

امروز چه روزیه؟

امروز تولد شوانگه

و روزی که پانزده ساله میشه

...پانزده

بله

دستشویی کجاست؟

اون واقعا دختر

نخست وزیره؟

چطور میتونه کلمه مبتذل

دستشوی رو بلند به زبون بیاره؟

بانو ی یخیلی باحاله

کونگ فوش خوبه

حتی می شا هم رام کرد

می شا؟

چطور ممکنه؟

مگه خیلی طول نکشید تا

برادر یه رامش کنه؟

با چشمای خودم دیدم

می شا جلوش

مثل یه خرگوش شده بود

باور نکردنیه

پانزده ساله شدن یه دختر خیلی مهمه

باید بهش هدیه بدم

یه گوبلین گلها

من فقط یه ماگل هستم

چی تو میتونی منو ببینی؟

...من در کوه لینگیون بزرگ شدم

....

پس اینطور

ارکیده جادویی میخوای؟

حتما دوست استاد لیگ چوگو هستی

ارکید جادویی یه گل کمیابه

که فقط هر هزارسال شکوفا میشه

گوبلین کوچیکی مثل من نمیتونه بدستش بیاره

اما

من یه هدیه بهتر

برا یشاهدخت دارم

(عمارت چانگین)

ضیافت شروع میشه

خوش آمدید

بنشینید

ارباب بیتانگ

امروز روز بزرگیه

حتما به راهنمایی هام توجه کن

بله

اون قویترین

فرد در قبیله غربی

بیتانگه لیه است؟

اون روباه پیر، چیان آئوتیان

حتما با غرب

بیتانگ لیه، تبانی کرده

نخست وزیر چیان یک جفت

دستبند مرجانی با حاکی نقره هدیه دادن

به نام دو اژدهای سبز

این چیزها مطمئناً گرون قیمتن

اما خیلی معمولین

حوصله سر بر

عالیجناب یه مروارید نه رنگ رو هدیه دادن

مروارید نُه رنگ؟

برارد یه منو خیلی دوست داره

ارباب بیتانگ لیه از قبیله غربی

یک جفت ظرف لعابدار 7 رنگ هدیه دادن

بسیار سخاوتمندانه است

این جز گنجینه ها یقبیله غربیه

اعلیحضرت

ارباب بیتانگ امروز برای

تحکیم روابط دو ملت به اینجا اومدن

و از گذشته ها رو فراموش کنیم

پدر

از اونجایی که همه هدایای خودشون رو دادن

لطفا شروع ضیافت را اعلام کنید

شوانگ رو بیشتر این منتظر نذاریم

صبر کنید

شانگ آر

چطور میتونی اینقدر بی ادب باشی؟

چرا هیچ هدیه ای نیاوردی؟

فقط برای خوردن اینجایی؟

بانو چیان

عمارت یه اونقدرا فقیر نیست که

به بانوم اجازه بدم

خودش هدیه تهیه کنه

چیه؟

من یک هدیه مخصوص برای

شاهدخت لان شوانگ دارم

مخصوص؟

خیلی به خودت مغروری

چطور میتونی ادعا کنی که هدیه ات

خاصه؟

همچین ادعای نکردم

نیت خوب رو بد برداشت نکن

چطور میتونی اینقدر بی ادب باشی

بعد از ازدواج قوانین خانواده امون

رو فراموش کردی؟

کافیه

امروز تولد شاهدخته

اجازه نمیدم شما دو نفر در

مورد چیزهای بی اهمیت بحث کنید

بسیار خب

من در مورد هدیه ای که بانو یه آورده

بسیار کنجکاوم

لطفا الان نشونش بده

هدیه ای که آوردم

یک تاج گل ئه

این؟

خیلی هدیه پستیه

ممکنه این به

وجه عالیجناب آسیب بزنه؟

بانوی من مجبور نبود هدیه ای تهیه کنه

اما به تنهایی اینکار رو کرده

محبتِ قلبیش

بیشتر از اون هدایای پست ارزش داره

( یهِ عوضی)

(ناامیدم نکردی)

اما نخست وزیر چیان

و بانو چیان

الان بسیار بی ادب و

گستاخید

مطمئن نیستم

اهمیتی به وجه و مقامتون بدید

عالیجناب

موقعیت شما خاصه

مسئول امور نظامی هستید

باید بیشتر به حرفاتون توجه کنید

اما شما

اخلاق و ادب رو کاملا نادیده میگیرید

(وای نه )

(انگار من یهِ عوضی روتو دردسر انداختم)

یه آر

درسته که از بانو یه

دفاع کنی

اشکالی نداره لوسش کنی

اما من احساس ناامیدی میکنم

وقتی می بینم نسبت به بزرگتر خودت

بی ادبانه رفتار کنی

مادر بزرگ

برادر یه منظور بدی نداشت

دارم با یه آر صحبت میکنیم

(عمارت چانگین)

مادر بزرگ

لطفا برادر یه رو سرزنش نکنید

در حقیقت

من این تاج گل را خیلی دوست دارم

زیبا شدم؟

...این گل

گلِ دختر ارکیده است؟

این گل هر سیصد سال یکبار شکوفا میشه

و نگهداریش بسیار سخته

باید توسط افرادی که ذهن قویی دارن

مراقبت بشه

خیلی وقت پیش پدربزرگت یکی

از مرد نیرومندی گرفت

اما من نتونستم

شکوفا شدنش رو ببینم

:)) شگفت انگيزه

خيلي قشنگه

عالیه

عالیه

بسیار زیباست

کی خریدیش؟

چطور من نمیدونستم؟

ندزدیدمش

خوبه

بیاید ضیافت رو ادامه بدیم

اعلیحضرت

دشت مرکزی دارای قلمرو وسیع

منابع فراوان و مواد غنی ئه

تنها مشکلش اینه که میوه تازه نداره

اگه بشه میوه با اسب های سریع به اونجا برد

من معتقدم که

بسیار خوب خواهد شد

اعلیحضرت

دشت مرکزی دارای منابع زیادیه

در حالی که غرب اسب های خوبی داره

نظرتون چیه که

مرز رو برای تبادلات تجاری باز

و نیازهای هر دوطرف رو تامین کنیم ؟

اینجوری

هم به اقتصاد کشور کمک کردیم

هم تولید رو زیاد میکنیم

با یک سنگ دو نشان میزنیم

ما حاضریم بهترین اسب ها رو

برای تبادل

به شما بدیم

پدر

مرز از اهمیت نظامی برخورداره

ما باید مراقب باز شدن مرز باشیم

لطفا این موضوع رو در نظر بگیرید

عالیجناب

من نگرانی شما رو درک می کنم

اما

منزوی کردن کشور و تجارت نکردن

به توسعه بلند مدت آسیب میزنه

نکنه به خاطر اینه که

باور ندارید که بتونید

از کشورمون حفاظت کنید؟

پدر

حالا که صحبت از اسب شد

برادر یه چند روز پیش تعدادی

اسب خوب آموزش دادن

اونا میتون با اسب های غربی رقابت کنن

اینو نمیدونستم

همانطور که میدونید

هیچ اسبی وجود نداره که بتونه

به خوبی اسب های غربی باشه

عالیجناب

اغراق میکنی

حالا که اینجوریه

بیا یه مسابقه بدیم

و ببینیم اسب کی بهتره

عجولانه عمل نکن

چیه؟

ارباب بیتانگ ترسیدید؟

حالا که خواسته شما اینه

حتما قبول میکنم

مایلم

ببینم مهارت شما

در سوارکاری چطوره؟

اونی که

با شما رقابت میکنه

من نیستم

اونه

پدر

اگه اسبی که من بزرگ کردم بتونه

با سوارکاری که زیاد ماهر نیست برنده

و از اسب

ارباب بیتانگ ببره

واقعا ثابت میشه که

اسب من بهترینه

جالبه

خیلی عالی

پس امروز

من بینتون قضاوت میکنیم

افراد

اسب رو بیارید

(لعنتی )

زی وی؟

زی وی، تویی؟

ار کانگ، خیلی وقته ندیدمت

امروز سوار من میشی؟

(...وای)

زی ویِ من

دفعه قبل عالی بودی

دلم برات تنگ شده بود

منم همینطور

بیا دوبارههمراه هم باشیم

بیخیال بتازیم

باشه

این اسب یکه این اواخر تربیتش کردم

نمیدونم

به نظرتون

در مقایسه بااسب نعل برفی شما

کی میبره؟

بهم نگفته بودی

یه یومینگ اسب اژدهای قرمز داره

بهت گفتم عجولانه عمل نکن

عجله کاره شیطونه

اسب اژدهای قرمز تقریبا

با اسب نعل برفی برابری میکنه

حالا

اگه یومینگ برنده بشه

همه نقشه هامو بر آب میره

نگران نباش

یه یومینگ

تنها کسی نیست که خوب آماده شده

اعلیحضرت

به نظر میرسه بهشت این فرصتو بهمون نداد

حالا که اینگونه شد

چطوره که به

عمارت من بیاید

تا درباره

رابطه تجاری با ارباب بیتانگ صحبت کنیم ؟

نه پدر

امروز تولد منه

هرکسی بره بده

شاهدخت

بابت حرف های معذرت میخوام

اما آب و هوا رو نمیشه پیش بینی کرد

ما که نباید با بهشت بجنگیم، درسته؟

چون خواست بهشت این بوده

همگی لطفا

به سکوها بیاید

نمیتونیم بذاریم آب و هوا

بر ضیافت ما تاثیر بذاره

اعلیحضرت، لطفا این کار رو نکنید

شما والا مقام هستید

ما نمیتونیم روی سکوهای

هم ردیف شما بشینیم

نگران نباشید اعلیحضرت

همگی لطفا راحت باشید

یه بارون کوچیکه

هزاران راه برای اینجا موندن هست

بانو یه

چه فکری داری؟

لطفا برای من مقداری

ساتن قرمز و قرقره بیارید

بله

و حصیرهای اطراف رو به اینجا بیارید

(میدونه میخوام چیکار کنم؟)

همه برای چند لحظه زیرسایبان ها برید

چند لحظه در اختیار من باشه

♪هی، به چی نگاه میکنی؟♪

♪یک دو، یک دو سه، برو♪

♪چشمان سرگردانت♪

♪به طور مخصوص مشکوک هستن♪

♪ قصد داری معاشقه کنی ♪

♪برای چی♪

♪ چه کسی اول عاشق میشه ♪

♪مثل یه مشکل غیرقابل حله♪

بانو یه واقعا

شگفت انگیزه

اون یه دختر فوق العاده است

چه جالب

(این زن واقعا قصد داره به لان شوانگ کمک کنه)

اون حتی کونگفو بلده

واقعا لیاقت همسری برادر یه رو داره

♪به طور اتفاقی غوغا کردی و عاشقت شدم ♪

♪همین الان تسلیم شو ♪

♪ این یه بازی سخت برای بدست آوردنته♪

♪و شبکه گسترده ای از عشقه♪

♪این بازی موش و گربه ♪

♪مدام ب هعقب و جلو رفتنه ♪

♪ احساسی که نمیشه بهش توجه کرد♪

♪ مخفیانه در اطراف حضور داره ♪

♪هنوز در تلاش برای فراری♪

♪ بهم بگو چرا، عزیزم♪

♪چطور فرار کنم♪

♪از این مسیر خطرناک♪

♪ بهم بگو چرا، عزیزم♪

♪اما تو هیچوقت این حرفو نمیزنی♪

♪ بهم بگو چرا، عزیزم♪

♪چطور فرار کنم♪

♪از این مسیر خطرناک♪

♪ بهم بگو چرا، عزیزم♪

♪اما تو هیچوقت این حرفو نمیزنی♪

♪لطفا بیا تا من را اینجا پیدا کنی♪

♪ منتظرت هستم♪

♪برام مهم نیست اگه عشق خرافات باشه ♪

♪ و من به سرنوشت اهمیتی نمیدم ♪

وای

خیلی عالیه

♪ اعتراف می کنم که دلتنگ تو شدم♪

♪لطفا بهم بگو من تنها عشقت هستم ♪

♪ برای عهد شکنی خیلی دیر شده ♪

آفرین

(عالیه )

(ضیافت می تونه ادامه پیدا کنه )

چه بارون شدیدی

آه

خدمتکار کوچولو

خوبه

اوه

اون و عالیجناب

عالی هستن

واقعا زوج عالی هستن

بذارم رمین

افراد زیادی اینجا هستن

چت شده؟

بذارم زمین

بذارم زمین

هی، هی

چرا دارن میرن؟

مگه نمیشنوی؟ بذارم زمین

این دونفر واقعا

عاشق هم هستن

دقیقا، بهشون حسودیم میشه

یه عوضی

چیکار میکنی؟

بذارم زمین

بذارم زمین

چت شده؟

ولم کن

یه منحرف

همین الان بذارم زمین

لعنت بهت

چیکار میکنی؟

لباساتو در بیار

منظورت چیه؟

نشنیدی چی گفتم؟

لباساتو در بیار

نه، این کار رو نمیکنم

میخوای خودت بکن

حالا که میگی

پس من لباساتو در میارم

نزدیک نشو

تو عمدا منو اغوا میکنی

متوجه منظورت نمیشم

اگه به این کارت ادامه بدی

بعدش به خاطر کاری که میکنم سرزنشم نکن

یهِ عوضی، نگاه نکن

یادت باشه

این طرز نگاهت

فقط مال منه

نه هیچ کس دیگه

(این چه طرز اعترافه؟)

(اما چرا اینقدر زیاد )

(دوسش داشتم ؟)

برادر یه

برادر یه

چینگوان یدفعه

بیهوش شده

وان آر

الان طبیب سلطنتی میاد

(این آویز یشم یه کم عجیبه )

هی، هی، هی

فکرشو نمیکردم به این سرعت

فرصت نزدیک شدن به اینو پیدا کنم

مراقب باش

چیکار میکنی؟

تو دقیقا مثل

پدرتی

وای نـه

یکی میتونه منو ببینه

بهتره فعلا برم

فکر کردم هنوز امیدی بهت هست

حرف بزن قصدت چیه؟

قصد؟

فقط میخواستم نجاتش بدم

نیازی نیست

برو بیرون

یهِ عوضی لعنتی

بداخلاق

حتی بهم گفت جاسوس

(پایان فصل اول ) KoreFa.ir مترجم : MahTab

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.