Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه در "تایتانها" گذشت
این خودشه؟
.اوه، مدت زیادی گذشته، فرزندم
،وقتی پیش ما آورده شد
احتمالا ریچل داشت از دست .پدرش مخفی میشد
.ترس زن جوان بسیار متقاعد کنننده بود
هی، نصیحت منو میخوای؟ .رابین نباش
تمام اون سالها بروس داشت کمکم میکرد؟
.داشت منو به یه سلاح تبدیل میکرد
نمیتونی چیزهایی که بهت یاد داده رو .یاد نگیری و نمیتونی کنترلشون نکنی
.وقت خوابه عوضی
چه خبره؟- .توی سعی کردی ریچل رو بکشی-
!کوری، بس کن .داری بهش آسیب میزنی
.باید برم
کوری؟- .من اینجام-
.من از سیارهای به اسم تاماران میام
درباره چیز دیگهای دوباره صحبت نمیکنیم؟
.ریچل، عزیزم، زود باش. باید بلند شی
این چیه؟- .این گاره. اون مریضه. بیا-
.داره میمیره! میتونم حسش کنم
.پدرت. اون قویتر از تو هست .اون میتونه درمانش کنه
.فرزندم
این مخلوق به زمین فرستاده شده .تا در مغز یک دختر تکوین پیدا کنه
.ترایگون
زمین اولین سیارهای خواهد بود که .اون توی تاریکیش پوششش میده
این کیه؟- .مادر ریچل-
.این یه مسئله خانوادگیه
.دوستم داره میمیره میتونی نجاتش بدی؟
.ممنونم
.بالاخره من خونهام
چه خبره؟
.این دقیقا جایی هست که خونه باید باشه
وقت بلعیدن دنیا هستش؟
.نه تا وقتی که قبلش بشکنه
!دیک، وایسا
دانلود فیلم و سریال با بهترین کیفیتها WwW.LavinMovie.Net
.کالیفرنیا
!بابایی
!تاوانش رو میدی !تو دیو رو عصبانی کردی
.راه فراری نیست !هیچی نمیتونه الان تو رو نجات بده
!مامان
.هی! بیا اینجا
!مامان! نجاتم بده
سلام! اوه، خدای من !همه جارو خیس کردی
.تو هم همینطور- همش تقصیر اونه، نیست؟-
!نه- !آره-
،عزیزم، حالا که اینجایی
رنگ سبز شبدری یا انبهای؟
نمیخوای تا وقتی که بفهمیم چیه وایسی؟
.چقدر احمقم .فکر کردم میتونم کنترلت کنم
.یکم کمتر به شوخی بگیرش. جدی میگم- .بیشتر به شوخی میگیرم-
من نمیخوام اینکارهای فرق گذاشتن .بین دختر و پسر با آّی و صورتی رو انجام بدم
.به علاوه، وقتی بفهمیم چیه، قراره سرمون شلوغ بشه
.وقت نقاشی اتاق نخواهیم داشت
.میخوام کل این اتاق طی این هفته تمیز و مرتب بشه
.من آبجی میخوام- واقعا؟-
،این عالیه، رفیق
ولی بعضی وقتا ما چیزی رو که .میگیریم انتخاب نمیکنیم
.هرچی باشه رو میگیریم
!وو! مواظب باش! وو
بزار کمکت کنم. عجله برای چیه؟ .هنوز یه ماه برای رفتن وقت داریم
.آره، تا وقتی که بچم زود به دنیا نیاد
،اگر به تکون دادن وسایل سنگین ادامه بدی
.خیلی زود همینجا بچه رو روی زمین به دنیا میاری
.اینو نگو
منو روی زمین بدنیا آوردی؟
.نه، توی بیمارستان
ولی زود بدنیا اومدی .و ۹ ساعت طول کشید
،ولی طبق گفته پرستارها ،زیاد هم نیست
.و باید خودم رو خوششانس در نظر بگیرم
میدونی بابات چیکار کرد؟
اون سه ماه زودتر بهم کمک کرد که ،اتاقت رو مرتب کنم
،تا درباره چیزی نگران نباشیم
.من ایده عالیای دادم
چرا بعد از ظهر رو با نقاشی این دیوارها
و اتاق رو آماده کردن نگذرونم؟
!این ایده محشریه .پدرت یه نابغس
درسته؟
میخوای بری ببینی کیه؟- .وقت روبهرو شدن با یکی هست-
!زود باش، بریم- !وایسید منم بیام-
.سلام، حیوونا- .سلام، جانی-
!سلام- .ما داشتیم به جانی زنگ میزدیم-
خب، هدیههایی که فرستادیم رو دریافت کردید؟
.آره،لامپ خرگوشی خیلی بانمکه.
.و خیلی به اتاق بچه میاد
.اون داشت میشکوندش. من نجاتش دادم- .البته که اینطوره، دیک-
جانی... پس، جایزهای که برات خریدم رو گرفتی؟
!آره- .اون عاشقشه. یه لحظه هم ولش نمیکنه-
باشه، خب، اسمشو چی بذاریم؟
...گار ریزهمیزه؟ گار کوچولو؟ یا اینکه- .نه، اسمش گراولی هست-
.این... آره. خلاقانس
همه چی توی کالج اوکیه؟
.آره! همهچی عالیه
چهار هفتهاس اینجاییم و ریچل ...هنوز اخراج نشده، پس
...اوه، آره، و گار نرفته کلاس. پس
.کارتون عالیه .بهتون افتخار میکنم
،هی،آم، میدونم که شاید یکم زود باشه
.ولی شیکاگو خیلی داره سرد میشه
شاید بتونیم برای جشن شکرگزاری بیایم شمارو ببینیم؟
!آره- .آره! خوب میشه-
یکیتون باید اتاق رو با
.جانی و گراولی سهیم بشید
،و یه بچه جدید قراره تمام شب جیغجیغ کنه
.ولی خوشحال میشیم شما هم باشید
،خب، یا اونموقع میایم یا کریسمس
پس میتونید انتخاب کنید که میخواید .گار کدوم تعطیلات رو خراب کنه
.کاملا به شما بستگی داره
.هردوتاش رو انتخاب میکنیم- .دلمون براتون تنگ میشه-
.ما هم همینطور، مرد- !ولی بیشتر برای جانی. خداحافظ، جانی-
!خداحافظ
!خداحافظ
.خیلی بزرگ شدن
.میدونم .هنوزم نگران ریچلم. فکر کنم
.اون حالش خوبه. اون حالش عالیه .اون انجامش داد
.آره. فکر کنم هممون انجامش دادیم
.آره
.بابا؟ یکی داره از ورودی میاد داخل
هی، دادا. چه خبرا؟
جیسون؟- پنج سال گذشته. تغییر کردم؟-
.باید بخاطر مدل موهام باشه
اینجا چیکار میکنی؟
.موضوع بتمنه
.توی دردسر افتاده
:مترجم (Armanpe) آرمان
(قسمت یازدهم (پایانی "دیک گریسون"
...چیزی میخوای؟ قهوه یا- .نه، خوبم-
.این خیلی باحاله، مرد
میدونستم تو اینجا زندگی میکنی، ...خانواده داری، ولی این
.خوش بحالت، مرد
جیسون، چه اتفاقی افتاد؟- .آه، من احمق بودم. کاملا مشکل من بود-
رایدلر و یسریهای دیگه داشتن از یه .طلافروشی توی شب سرقت میکردن
من و بتمن یکیشون رو گرفتیم، مجبور .شدن بیان داخل
میتونستیم راحت بگیریمشون
.ولی من خواستم خودنمایی کنم .سورپرایزشون کردم
.مستقیم رفتم سراغش .فکر کردم میتونم تنهایی بگیرمش
میدونی رایدلر هیچوقت تفنگ استفاده نمیکرد؟
.خب، حالا میکنه .گلوله به مهره پنجم ستون فقراتم خورد
.هنوزم اونجاس
.خدای من
.متاسفم
.گاتهام وضعش بدتر شده، مرد
.راه و روشش بدتر شده
کمسیر گوردون مرده- چی؟-
سه روز پیش. تقصیر جوکر بود .و خیلی بد بود
.نزدیک یک هفته زنده نگهش داشته بود
.از کارایی که میکرد عکس میگرفت
،وقتی هم که بروس فهمید اون کجاست .خیلی دیر شده بود
.هیچوقت اونجوری ندیده بودمش
.میخواد جوکر رو بکشه
.اون هیچوقت اینکار رو نمیکنه
.بروس خط قرمزهایی داره که هیچوقت ازشون رد نمیشه- .چیزها عوض شدن، دیک-
،اول، آلفرد مرد، بعدشم این ،حالا هم کمیسر گوردون
.انگار یچیزی درونش جرقه زد
.هرچی که اون رو پایدار نگه میداشت رفته
پس چرا اومدی اینجا و به من میگی؟
.چون تو رابین واقعی هستی، مرد
.باشه؟ تو همیشه بودی. .نه من
حقیقت اینه که، اون بعد از رفتن تو .اون آدم سابق نشد
.آلفرد اینو گفت
.باربارا اینو گفت .حتی شنیدم سوپرمن هم یبار گفت
،حتی نمیخوام باورش کنم .ولی حقیقت داره
.تو تنها کسی بودی که اون به حرفش گوش میداد
شاید تنها کسی که اون بعد از مرگ .والدینش بهش اهمیت میداد
باید برگردی به گاتهام و متقاعدش کنی .اینکار رو نکنه
.نمیتونم .من قسم خوردم هیچوقت برنگردم
.به علاوه، من چندساله با بروس حرف نزدم
...دیک، همهچیزی که درباره تونی زوکو بود
.ببین، تو میدونی اون داره چیکار میکنه
،اگر این کار رو بکنه .هیچ راه برگشتی نیست
.اون تنها قهرمانی هست که گاتهام داره
.تنها قهرمان با یکم حس عدالتجویی
،اگر اون بد بشه .شهر به فنا میره
...رفیق
.تو تنها کسی هستی که میتونی نجاتش بدی
،اگر بروس بخواد کاری رو بکنه .انجامش میده
.هردومون اینو میدونیم
اون مثل یه خفاش لباس پوشید تا با .جرم و جنایت مبارزه کنه .این براش کار میکنه
ولی این، این تفکر که من تنها کسی هستم .که میتونم نجاتش بدم چرته
پس، کی؟- چی؟-
.جیم گوردون مرده .آلفرد مرده .باربارا گم شده
.سال پیش با سوپرمن به مشکل خورد
.اون تنهاس- .اون همیشه تنهاس-
.نه تا وقتی تو هستی
حالت چجوری میشه اگه حتی سعی نکنی؟
.بروس وین مسئولیت من نیست
.متاسفم
...ببین
،بعد از بدنیا اومدن بچه .اگر اون هنوز کارشو نکرده بود، من میرم
.باشه
(صدای قطار بخاره دیگه انتظار نداشته باشید تایپش کنم)
حسش میکنی؟
.گراولی میخواد باهات بیاد
بره کجا، عسلکم؟- .به شهر گاتهام-
!واو. گوش وایساده بود
.ولی گراولی دوست توئه- .از تو محافظت میکنه-
ببین، عزیزم، میدونم رابطهات با بروس .خیلی پیچیده هستش
،و میدونم آخرین باری که همدیگه رو دیدید ...تو چیزهایی گفتی
.ولی اون نجاتت داد، دیک
چی میشه اگر تو تنها کسی رو زمین باشی که میتونه نجاتش بده؟
.عزیزم. این مزخرفه- ولی اگر اینطور باشه چی؟-
!سلام
کجا میری؟- .مرکز شهر-
.مرکز شهر واینمیستم
.بین بالاشهر و مرکز شهر- .پایین خیابون ۹۹ نگه نمیدارم-
.بالاشهر میتونی یه هتل پیشنهاد کنی؟
.آره. هتل چهارفصل بوستون .چهار ساعت از شمال اینجا فاصله داره
.هی، بروس. منم
،میدونم مدت زیادی گذشته ...ولی، آه
.بهرحال، من توی گاتهامم .میخوام شخصا باهات حرف بزنم
اگر پیغام رو گرفتی بزار بفهمم، باشه؟
.متوجه شدم منظورت از قسمت بد شهر چیه
.همه جا قسمت بدی هست
.یا عیسی مسیح
.موفق باشی
.ممنونم
هی. تازه اومدی به این شهر، عزیزم؟
میتونم کمکتون کنم؟- .یه اتاق میخوام-
البته. برای چند ساعت میخواید؟- .کل شب رو میمونم-
...اوه، خیلی هم خوب. آم
.قیمتمون... ۵۵ دلار برای... کل شب هست
.و متاسفانه فقط پول نقد قبول میکنیم
ملافه جدید نیازتون میشه، آقا؟
.آره
.با این ۶ دلار اضافه میشه
.باشه
...آه
.اتاق ۳۰۹. طبقه سوم- .ممنونم-
.آه، آسانسور داره تعمیر میشه
ما اینجا چه غلطی میکنیم، گراولی؟
میخوای بری خونه؟
ایجاد هرج و مرج... .و گرفتن قانون در دستانشون
،کمیسر قبلی ،جیم گوردون
رابطه نزدیکی با مبارزان جرم .ماسکپوش مختلف داشت
ولی اون، در عوض، موجی از .جنایتکارهای ماسکپوش رو جذب کرد
.که در نهایت به قیمت جونش تموم شد
.تحمل پارتیزانهای عدالتجو تموم شده
جرم در این شهر همیشه مسئولیت .پلیس بوده و هست
و اداره پلیس گاتهام
.بیشتز از همه قادر به حل این چالشها هست
،پس، به عنوان کمیسر جدید پلیس اولین کار رسمی من
.اینه که بطور دائم بتسیگنال رو بازنشسته کنم
.سلام- سلام. هنوز باهاش حرف نزدی؟-
.نه .یکم سخته که توی شب پیداش کنی
!مامان- !عزیزم، الان برمیگردم-
چه خبره؟ اون جانیه؟
آره، یه ساعت بعد اینکه رفتی شروع ،به پرت کردن چیزمیزا کرد
.الانم یه تب بد گرفته
.و حالا نمیزاره از کنارش برم
به دکتر زنگ زدی؟- .آره، زنگ زدم-
.متاسفم- .فقط دارم سعی میکنم تبش رو بیارم پایین-
ببخشید، فکر میکنم فقط یکم .احساس دستپاچگی دارم
.ایکاش اینجا بودی
.اون دلش برات تنگ شده
.ما دلمون برای تو و گراولی تنگ میشه
.این احمقانس میدونی چیه؟
،.من دارم برمیگردم به فرودگاه
.ممکنه چند روز تا پیداش کنم طول بکشه
.باشه- .پروازهارو چک میکنم-
.بهت زنگ میزنم
.۹۱۱ گاتهام مشکلتون چیه؟
.یکی روی زنش دست بلند کرده توی .هتل مونتسیتو، اتاق ۳۰۷. لطفا عجله کنید
!هی! درو باز کن
!دهنتو ببند
!تکون نخور
.من تماس گرفتم .از اتاق بغلی هستم
لسانجلس؟ اینجا چه غلطی میکنی؟
.من اهل اینجام. برای یه ملاقات برگشتم- کی برمیگرده به گاتهام؟-
.آدمای احساسی، فکر کنم
.تمامی واحدها
.کد ۳۹۱ در تقاطع خیابان چستر و ۱۶۹ام
.تمام واحدها، لطفا پاسخ بدید ...کد ۳۹۱
۳۹۱؟- .آره-
.کد مخصوص برای این عیاشیهای کوفتی
.راه بیفت
.لعنتی، بروس
.تو واقعا اینکارو کردی
شمارو میشناسم؟- .من شمارو نمیشناسم-
،کاپیتان فرنک فینی .پلیس گاتهام
سر صحه جرم من با دزدکی وارد شدن چه غلطی میکنی؟
.کاراگاه دیک گریسون، پلیس لسانجلس
.من اینجا زندگی میکردم .فقط داشتم یه دوری میزدم
چیزی دیدی؟
اگر جای تو بودم، به افرادم میگفتم .اون ساختمون رو چک کنن
واقعا؟ چرا؟
.چون اون ساختمونی بود که اون ازش افتاد .نه اون
چرا این فکر رو میکنی؟- .وضعیت جسد، زاویه اصابت کردن-
،شیشههای سمت خیابون شکسته .نه شیشههای سمت پیادهرو
.هیچ تیری از اونجا زده نشده
.توی شبها قفل میشه .کسی به پشتبوم دسترسی نداره
.هیچکس نمیتونه بره اون بالا- .کسی که اون رو انداخت پایین میتونه-
بتمن؟
.جوری حرف میزنی انگار میشناسیش
اگر میشناسیش، این اطلاعاتیه که .میتونیم ازش استفاده کنیم
از هر کمکی که باعث بشه اون رو .زودتر بگیریم استفاده میکنیم
.موفق باشی
هی، کجا میری؟- .برمیگردم، لسانجلس-
چرا مدتی نمیمونی، من شاید .چندتا سوال دیگه داشته باشم
.من مظنون نیستم- .هی، گوش کن-
.من خانوادهای دارم که برگردم پیششون
.من اینجا توی گاتهام خانواده دارم
.اینجا خونه منه
حالا من یه آدم دیوونه دارم که از .ساختمون افتاده پایین
.واقعا از کمکت قدردانی میکنم
.شببخیر، کاپیتان
!لعنتی! اون هنوز زندس
داشتی میگفتی؟*
.یکی هست که باید باهاش صحبت کنم
بروس؟
تو اینجایی؟
بیخیال من تمام این راه رو نیومدم اینجا .که به یه ساعت کوفتی گوش کنم
.خوبه
.باشه، نکته اینجاست .امشب خوششانس بودی
.جوکر نمرده
.که به این معنیه که تو یه قاتل نیستی
.میدونم که داری چیو پشت سر میزاری
.بعد از اینکه تونی زوکو مرد ...من حس
.خالی بودن کردم...
،و برای یه مدت طولانی .من توی مکان تاریکی بودم
،و اینو برای هیچکس نخواستم .حتی تو
ولی بعد یکی رو پیدا کردم .که بهم نیاز داشت
یه بچه. آشنا میاد؟
...و بهم اجازه داد که برگردم به
.زندگی، فکر کنم...
ببین، میدونم تو هم توی مکان تاریکی هستی .ولی میتونی ازش بیای بیرون
...و برای تو آسونتره، چونکه
تو خط قرمزهارو رد نکردی .نه کاملا. نه هنوز
میخوام بهت کمک کنم بروس، ولی .باید باهام حرف بزنی، لطفا
.جوکر- مممم. تو توی لیستی؟-
.فینی بهم گفت آوردنش اینجا .گفتم شاید بتونم ببینمش
.اونا گفتن زنده میمونه
کوری؟
.شنیدم توی شهر بودی .نخواستم قسمت جالبش رو از دست بدم
اینجا چیکار میکنی؟
اداره پلیس مایله یه بهرهای از چیزایی مثل ...مرگ کمسیر پلیس ببره. ولی این الان
پلیسها میدونن که تو اهل کجایی؟
،نه، ولی من پسرهارو توی زیرزمین نگه داشتم .فقط برای امنیت
،سوال اصلی اینه که تو اینجا چیکار میکنی؟
.مطمئن میشم بتمن از حد خودش نگذره
.یکم برای اون کار دیره- .میتونست بدتر بشه-
چرا اصلا اهمیت میدی؟ تو همه اینارو .خیلی وقت پیش پشت سر گذاشتیز
.تو لباست رو سوزوندی چرا الان درگیرش شدی؟
چونکه شاید من تنها آدم توی جهان باشم
.که میدونه اون داره چی میکشه
،اگر شانسی برای نجاتش داشته باشم .سعیم رو میکنم
و اگر نتونی نجاتش بدی چی؟
تا حالا بهش فکر کردی؟ ...اگر اون وجدانش رو از دست بده، اونوقت
.اون هیچوقت وجدان نداشته
.اون یه دستورالعملی داره .احساس عدالتجویی
.من اونی بودم که وجدان داشت
،که این یعنی اون شبهارو میخوابید .وقتی که من به سوراخهای روی سقف خیره میشدم
.و به چیزی که اون سوقت داد .زندگیای که بهش اهمیت میدادی
.یه زن، یه بچه .تو زندگی بهتری رو انتخاب کردی
.برگرد به همون زندگی
.ناجی بتمن بودن رو فراموش کن
.شاید تو درست میگی
،من راهرو رو دارم .تو مراقب واحد کنترل باش
الان دیگه تو دستور میدی؟- .فقط انجامش بده-
.بروس، وایسا
تو کسخل احمق، درباره استفاده از تلفنت بهت چی گفتم؟
!هی- چه گوهی میخوای بخوری؟-
دوباره به پلیسها زنگ بزنی؟ .اونا هیچ گوهی نمیخورن
.هی- .اون انجامش داد. اون کشتش-
.اون جوکر رو کشت- .اوه، خدای من-
.آره،حتی بعد از صحبتی که باهاش داشتم .از کنترل خودش خارج شد
.انگار فقط برای لج کردن با من انجامش داد
.هی، میخوام کار چارچوب پنجره رو شروع کنم سبز یا زرد؟
اون کیه؟- .این هنکه. بیا سبزش کنیم-
اون اونجا چیکار میکنه؟- .داره توی نقاشی اتاق بچه کمکم میکنه-
.لعنتی، دان، من یروزه که رفتم
.بهت گفتم وقتی برگشتم انجامش میدم
.اون پیشنهاد کمک داد .منم قبول کردم
هی تو داری کاری که نمیخوای .رو انجام میدی، رفیق
.شاید بخوای برای آیندهات چیزی اضافی نگه داری
هی. مشکلت چیه؟- خودت چی فکر میکنی؟-
میدونی چیه؟ .این منصفانه نیست
.من با نقاشی اتاق سرم شلوغه .کولر گازی دوباره خراب شده
و من نیمهای از شب رو با یه بچه .مریض بیدار بودم
.نباید ازم عصبانی باشی
...متاسفم. فقط
هنک؟
...این بحث رو ادامه نمیدم
.باید جواب بدم. کوریه
.البته که هست
دان؟
دیک؟- هی، چه خبر؟-
.باید بیای اینجا
.من توی تیمارستان آرکهام هستم، و وضعیت بده
؛ظاهرا رفیق قدیمیت فهمیده که "چرا به جوکر رسیدم کارشو تموم کنم؟"
.اون حتی به زندانیها هم رحم نکرد
...نگهبانها، پرستارها
.اونها رئیس رو توی دفتر خودش پیدا کردن
.خانوادهاش هم تشخیصش نمیدن
.این عدالت نبود
.این یه قتلعام بود
.دیگه نجاتی در کار نیست .اون نمیتونه نجات پیدا کنه
.اون باید متوقف بشه
،میدونم چقدر برات سخته
.ولی باور کن، داری تصمیم درست رو میگیری
.تو زندگیهای زیادی رو نجات میدی .زندگی اون رو هم نجات میدی
.و من این عملیات رو پیش میبرم
.اگر باورت کنم
.باشه، گوش میدم
.بروس وین- .گورتو از اینجا گم کن-
.بتمن، بروس وینه
.گه توش
.باشه، گوش کنید
،قبل از اینکه شروع کنیم .بزارید کاملا روشنتون کنم
.این عمل یه استخراج هدف سخت هستش
.ما با نیروی کامل و پرفشار وارد عمل میشیم
ولی هدف صریح ما، گرفتن بتمن، بروس وین
.بصورت زنده هستش
.هریسون، تیم دمو تو اول میرن
سوات و تیراندازان تیز تحت دستور .من عمل میکنن
مامور کوری اندرسون باهامون در ارتباط هستن
!بیاید بریم
،خیلیخب .شنیدید که چی گفتن، بیاید بریم
.سلاحهامون با فشنگهای آرامکننده پر شدن
.وقتی بیهوش شد، میاریمش بیرون- .اون بی سر و صدا تسلیم نمیشه-
.ما میدونیم چی در مقابلمون داریم
.اون نمیدونه در مقابل چی هستش- .نه-
...و کوری- .بزار حدس بزنم. نکشش-
.آره، همون
.آماده برای رخنه کردن .آماده برای رخنه کردن
.برید، برید
.بمب اولی قرار گرفت
.بمب دومی قرار گرفت
.باشه، شما میاید به پلههای شرقی
.میخوام قبلش برید به سمت راست .از اتاق نشیمن رد بشید
ولی نقشه کار دیوار اشتباهی رو نشون میده که
.میره به سمت زیرزمین که بَتکِیو هست (غار بتمن)
.آره، اون چیزیه که انتظارش رو داره
.از سمت شمال وارد شید
.یه دسترسی به راه عمودی دقیقا پشت ساعت هست
!اتاق نشیمن! بزنید بریم- !آقا-
..منو وصل کنید- .دریافت شد. بزن بریم-
.بروس
.دیک هستم
.داریم میایم دنبالت
.دستور داریم بیاریمت بیرون
.لطفا مقاومت نکن
.اینا آدمای خوبی هستن
،من نمیخوام ببینم کسی آسیب میینه .شامل تو هم میشه
.بیا تمومش کنیم
.یه نور بندازید اینجا- .هیچی ندارم-
.اینجا امنه، آقا
.من بهش دید ندارم
.نه- !مواظب باشید-
!فینی، گورتو از اونجا گم کن، حالا
!نه، نه، نه
!نه! نه، لطفا
...بت
.کوری، این کار نمیکنه !از اونجا بیا بیرون !اون سلاح سرد داره
!نه
!منفجرش کنید !تکرار میکنم، منفجرش کنید
...کوری
...کمک، رابین
.لعنتی، بروس، تو اون رو کشتی
.این چیزی بود که همیشه میخواستی
تو میخواستی من وارد تاریکی بشم، .که تبدیل به تو بشم
.خب، لعنت به تو، بروس .تو بردی
.دیک
...دیک، لطفا
.باهام حرف بزن
!بزار بره
.این کار من نبود .کار خودش بود
من به دوستت راهی نشون دادم که، .راههای دیگه رو خسته کننده میکرد
ولی، بالاخره، .اون راه خودش رو انتخاب کرد
تا تاریکی خودش رو بیشتر از .قبول نکردن وجودش بخواد
.این تاوان تقلای خودش بود
اون سعی کرد از کسی که هست، .از چیزی که هست فرار کنه
.دیک
من دوستت رو از یه مسئولیت .سنگین آزاد کردم
من به اندازه تو دوستش دارم، .چون تو دوستش داری
،و برای دعای خیر ترایگون .اون الان بخشی از خانواده هست
...اوه، ریچل
.حس خیلی خوبی داره که خونه باشی
.اینو خواهی فهمید. همشون میفهمن
:مترجم (Armanpe) آرمان
دانلود فیلم و سریال با بهترین کیفیتها WwW.LavinMovie.Net
"امیدوارم از تماشای این سریال لذت برده باشید"
:توجه تا آخر برای دیدن قسمتهای پس .از تیتراژ وایسید
!برو پایین
جایی در
جایی در متروپلیس
!نه! نه
!لطفا! بهم صدمه نزن
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.