All language subtitles for Meteor.Garden.E47

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)

باغ شهابسنگ

قسمت 47 مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)

باور نمیکنم دیشب چی دیدم الان تو چه عصری هستیم؟

چطور ممکنه همچین اتفاقی بیفته؟

...مادر سی

اون دیوونه ست؟

شاید مادرش دیوونه شده

دیوونه چی؟ پول؟

خانواده دائومینگ خیلی داره

حالا اونا واقعا نیاز دارن که دو تا شرکت و با هم ادغام کنن؟

چی باعث شده که این موضوع اینقدر ضروری باشه؟

برای چی؟

چرا ضروریه؟

شاید خانواده دائومینگ محکوم به فناست

لی چرا این و میگی؟

کارمندا سی و با چاقو زدن

گفتن که این یه تهدید از طرف کارکنان هتل بوده

که میخواستن از سی انتقام بگیرن

شاید عملکرد همه هتل ها ضعیفه

اگه اینطور باشه

پس اونا مشکل بزرگی دارن

میتونیم کمکشون کنیم؟

ضروری ترین چیز اینه که

مانع بشیم که دائومینگ سی کاری کنه که بابتش پشیمون بشه

چطور میتونیم این کار و کنیم

شانسای و پیدا کن

شانسای غذا خوردی؟

نیازی نیست من و دلداری بدین

فقط بهم بگین

حال سی چطوره؟

بهم بگین

من آماده ام

نیومدین که بهم خبرای بد بدین

میتونم از چشماتون بخونم

شانسای

طبق طرح خانم دائومینگ

سی و شیائو زی به زودی ازدواج میکنن

شانسای

تو میدونی که این چیزی نیست که من میخوام

...پس

ازم میخواین چی بگم؟

تبریک؟

شیائو زی

نمیتونم این و بگم

میدونم

میدونم هر چی و که بگم باور نمیکنی

اما شانسای

میتونم یه خواهش ازت بکنم؟

لطفا سی و رها کن

شیائو زی

همه میدونیم که این اتفاق میفته

وقتی سی این و فهمید

نه میخوره نه مینوشه

من می بینم که چه اتفاقی داره براش میفته

اون داره بدتر و بدتر میشه

ما همه سعی کردیم باهاش حرف بزنیم ما کار خودمونو انجام دادیم

اما اون به ما گوش نمیکنه

اگه ادامه پیدا کنه

اون میمیره

لطفا

...التماست میکنم... فقط

فقط باهاش حرف بزن

و بهش بگو که به خودش صدمه نزنه

اون بهت گوش میکنه

اما مادرش اجازه نمیده من ببینمش

اگه تو بخوای ازش دست بکشی

مادرش اجازه میده که ببینیش

هوازی لی

حتی تو هم ازم میخوای که ازش دست بکشم؟

نه. ما سی و خوب میشناسیم

وقتی تصمیمشو میگیره هر کاری میکنه که اون تصمیم محقق بشه

اگه تو نری اون تا آخرش با مادرش میجنگه

شاید نیروی اراده ش بتونه شکستش بده

اما بدنش نمیتونه

شانسای بابت این خودخواهی ما رو ببخش

ما میخوایم تو اونو ببینی

نه به این خاطر که دوست پسرت برگرده

بلکه برای اینکه مانع مرگش بشی

شانسای

میدونی

که تو تنها کسی هستی که میتونه سی و نجات بده؟

...چون

اون به هیچکدوم ما گوش نمیکنه اون فقط به تو گوش میکنه

...میدونم این در حق تو بی عدالتیه اما

بهت التماس میکنم

شیائو زی

یه چیز و بهم قول بده

وقتی تو و سی با هم ازدواج کردین

من و تو عروسیتون دعوت نکنید

...چون

چون قبلن اونو بهت بخشیدم

بریم شیائو زی

اگه تو اونجا باشی

مادرش بهم اجازه میده ببینمش

من تنها نیستم

من حمایت و تشویق همه رو دارم

من تنها نمیجنگم

شیائو زی

تو قراره عضوی از خانواده ما بشی

پس باید از قوانین خانواده ما پیروی کنی

در آینده دیگه نمیتونی با این آدمای سطح پایین دوست باشی

روی افکارت اثر میذاره

میفهمی؟

راست وایسا. محکم بایست

من ازاون آدم با چشمای سردش شکست نمیخورم

اومدم اینجا که سی و ببینم

اون کجاست؟ لطفا بذارید ببینمش

خانم دائومینگ

من شانسای و آوردم اینجا که با سی صحبت کنه

نیازی نیست

خانم دائومینگ لطفا اینو در نظر بگیرید

شاید شانسای بتونه باهاش حرف بزنه و سی قبول کنه که غذا بخوره

این ممکنه آخرین راه حل ما باشه چرا سعی نکنیم؟

نمیتونم اجازه بدم دوباره پسرم و از راه به در کنی

شانسای ازش دست کشیده

خودش اینطور گفت میتونه همه چیز و برای سی روشن کنه

خانم دائومینگ اجازه بدین اونا همدیگه رو ببینن

من نمیذارم اونا همدیگه رو ببینن

خوبه. طوری نیست بذارین از پشت در با هم حرف بزنن

خانم دائومینگ در موردش فکر کنید

من هفته دیگه با سی ازدواج میکنم

مگه اینکه مطمئن بشم که اونا همه چیز و تموم کردن

من در مورد ازدواج با اون نگرانم

لطفا بذارین باهاش صحبت کنم بعدش از اینجا میرم

تو باهاش برو

اون فقط میتونه از پشت در باهاش حرف بزنه

وقتی کارش تموم شد بفرستش بیرون

ممنون مادام

بریم

چیه؟

میخوام خودم اونو ببینم

میتونم؟

من فقط از پشت در باهاش حرف میزنم

نگران نباش

حتما

دائومینگ سی

دائومینگ سی

من شانسایم

شانسای؟

میتونی صدامو بشنوی؟

شانسای

تو احمقی

چرا هیچی نمیخوری؟

چرا مثل احمقا رفتار میکنی؟

به خاطر منه؟

تو همیشه میگی که من یه احمقم

اما این تویی که احمقی

...شاید

باید به حرف مادرت گوش کنی

و با شیائو زی ازدواج کنی

میتونه قشنگ باشه

چون شیائو زی واقعا تو رو دوست داره

...اما

من هرگز تو رو دوست نداشتم

من یه دختر معمولیم

من میخواستم باهات ازدواج کنم

فقط برای پول و شهرتت

واسه زرق و برق زندگیت

میشنوی؟

میشنوم

ادامه بده

وقتی اولین بار با هم دوست شدیم

خیلی خوش گذشت

اما تا آخرش

همه چیز پیچیده شد

نمیتونستم تحملش کنم

اگه از اول با هم دوست نشده بودیم

همه چیز آسون تر میشد درسته؟

من خیلی بهش فکر کردم

و میخوام بهت بگم که

از همون اولش

من واقعا دوستت نداشتم

دائومینگ سی

میدونی تو چقدر مزخرف بودی؟

دونگ شانسای

...تو

خیلی بامزه ای

چطور میتونی

اینقدر احمق و بامزه باشی؟

...من واقعا

خوشحالم

این مزخرفات چیه؟

تو حتی میدونی

الان چه خبره؟

خفه شو

از اون کله پوکت استفاده کن

و سعی کن فکر کنی

درباره هر چی که تا حالا بهت گفتم

...دائومینگ سی

آروم باش

و درباره ش فکر کن

به همه لحظات بدی که داشتیم فکر کن

اینکه چطور عشق من هرگز متزلزل نشد

من فراموش نمیکنم

ایمان دارم

تو هم فراموش نمیکنی

!دونگ شانسای

دوستت دارم

نمیدونم چرا

خودمم تعجب میکنم چرا اینقدر دوستت دارم

مهم نیست کجا میرم تو تنها کسی هستی که می بینم

شانسای

میدونم اذیت میکنم

اگه بخوای فرار کنی من دنبالت میام

اگه بری مریخ

منم میام اونجا

!پسر احمق

چرا نجنگیدی؟

اگه میجنگیدم

حتما شکست میخوردم

میشه گریه نکنی؟

...فقط تعداد کمی از اونا

...اونا

اونا نمیتونستن من و شکست بدن

اما دیدن گریه تو

نگرانم میکنه

زندگی من بدون تو بی معنیه

وقتی بیدار میشم تو تنها کسی هستی که بهش فکر میکنم

وقتی چشمام و میبندم فقط تو رو توی رویاهام می بینم

فقط میتونم به یه چیز فکر کنم

نمیتونم بدون تو زندگی کنم

شانسای

من تا قبل این هر کاری خواستم کردم

اما دیگه نمیدونم چکار باید بکنم

لطفا بهم بگو

چکار باید بکنم که بتونم به دوست داشتنت ادامه بدم؟

شانسای مال منه

نمیتونم ببینم با یکی دیگه باشه

میخوام قلبش و به دست بیارم

...با صرف نظر از مادرم

حتی اگه همه دنیا بخوان از اون دست بکشم

من هرگز شانسای و رها نمیکنم

من هرگز درباره اینکه ازت دست بکشم فکر نکردم

نه در گذشته و نه حالا

نه در آینده

دیدار امروز تو

ثابت کرده که ارزششو داره

...چون

فقط شانسای بیشتر از هر کسی عاشق منه

کسی که نگران من بود یهو ناپدید میشه

و اون حرفای آزار دهنده رو به من زد

من اونقدر ضعیف بودم که نمیتونستم تکون بخورم

اما حالا حس میکنم انرژی زیادی دارم

تو بهم قدرت دادی

توی همه این دنیا

...فقط تو

من نیاز دارم که شانسای کنارم باشه

فقط اینطوری میتونم ادامه بدم

دائومینگ سی

من میفهمم

از حالا به بعد دیگه نمیخوام به قلبم دروغ بگم

یه دیوار بین ماست

اما من همیشه طرف تو بودم

مهم نیست چکار کنی

نمیذارم تنها بمونی

من همیشه میتونم طرف تو باشم

مگه نگفتی

اگه فرار کنم

تو دنبالم میای؟

اگه برم مریخ

تو هم میای اونجا

هی

اون میخواد اینطور رفتار کنه؟ الان میخواد غذا بخوره؟

دیگه نمیخواد بهت گوش کنه؟

اگه اینطوره

الان میتونی بری

هی شانسای

شانسای

بابتش متاسفم

شیائو زی

من حالم خوبه

من واقعا خوشحالم

چون در مورد چیزی که میخوام هرگز مطمئن نبودم

متاسفم. نمیتونم متقاعدش کنم

چون میفهمم داره چکار میکنه

اگه تو نمیفهمی

اما من میفهمم

پس کنارش وایمیستم

اگه اون غذا نخوره

منم غذا نمیخورم

اگه اون بیرون نیاد

من منتظرش میمونم

!شانسای

مثل سی احمق نباش

شیائو زی میدونی من چطور آدمیم

فکر نکن اگه این کار و کنی بهت ترحم میکنم

خانم دائومینگ

اونی که نیاز به ترحم داره من نیستم

شمایین

شانسای

باید یه چیزی بخوری

خیلی وقته اینجا وایسادی

یه چیزی بخور

حداقل یه کم آب بخور نمیتونی اینطور ادامه بدی

هر کاری دائومینگ سی کنه

منم همون کار و میکنم

اگه اون هیچی نخوره منم نمیخورم

تا پایان جهان

تو بهشت یا جهنم

من با اون میمونم

این اون چیزیه که ما میخوایم؟

این تصمیم متقابل سی و شانسایه

واسه دیدن من عجله کردی. موضوع چیه؟

چطور میتونی اینقدر بی رحم باشی؟

پسرت خودشو تو اتاق از گرسنگی کشته

دختری که پسرت و دوست داره

بیرون از اینجا همین روش و پیش گرفته

مگه قلبت از سنگه؟

این چیزیه که میخوای در موردش باهام صحبت کنی؟

اگه خانم یو بهم نگفته بود تو نمیتونستی حرفی به من بزنی درسته؟

چرا باید بهت بگم؟

پس تو میتونی به برادرت کمک کنی که فرار کنه؟

فراموش کردی که میخواستی با یکی فرار کنی؟

پس چی شد؟

مردی که بهت قول داد که تا ابد پیشت میمونه

مثل یه ترسو فرار کرده

من نشونت ندادم که اون مرد چقدر ضعیفه

من نمیدونم چه اتفاقی واسه زندگیت افتاد

وضعیت من از سی متفاوته

من چیز متفاوتی نمی بینم

مهم نیست که چه رفتاری میکنی و یا از چه شکنجه ای استفاده میکنی

نمیتونی شانسای و شکست بدی

اون از من شجاع تره

تو طرف اونو گرفتی که از من انتقام بگیری؟

نه

نمیتونم ببینم که تو همچین اشتباهی بکنی

فراموش نکن

برادرت تنها پسر گروه دائومینگه

آینده اون آینده گروه دائومینگه

من بهترین راه و براش انتخاب کردم

میخوای به برادرت یه شرکت شکست خورده رو تحویل بدم؟

راهی که براش انتخاب کردی راه اون نیست راه شرکتته

مادر چرا بچه های بیشتری نداشتی؟

هر وقت که شرکت به دردسر بیفته می تونستی یکیشونو بفروشی

تموم شد؟

شما یک زن تاجر فوق العاده هستین

اما نمیدونید که چطور یک مادر باشید

تو نمیفهمی

بذار یک بار دیگه بهت بگم

مادری تنها وظیفه من نیست

سی

اگه چیزی نخوری

صورتت که فکر میکنی خوشگله شبیه جمجمه میشه

فکر میکنم خیلی هم خوبم

حتی اگه یه جمجمه روی بدنم باشه

درست نیست

همین الان پاشو. من بهت شام میدم

نمیخوام اینطوری ببینمت

دیگه؟

دیگه؟

منظورت چیه؟

منم باید زورگویی مادرم و قبول کنم

درست مثل تو؟

با شیائو زی ازدواج کنم

و دختری و که عاشقشم فراموش کنم؟

باید این کار و کنم؟

یه راهی پیدا میکنیم

میدونم

اما ژوانگ

من این کار و میکنم که مادر بفهمه

من تسلیم نمیشم

میخوام اون بدونه

چقدر در مورد این رابطه جدیم

میفهمی؟

آره

ژوانگ

متقاعد کردن من و تموم کن

من خوشحالم

...چون

شانسای کنارمه

من واقعا خوشحالم که تو کسی و داری

که خوشحالت میکنه

خوب؟ تو چی فهمیدی؟

از یه نفر توی بخش مالی شنیدم که

گروه دائومینگ خیلی سریع رشد کرد

و نمیتونه با وضعیت جدید کنار بیاد و خودشو نگه داره

به این خاطر که اونا پول زیادی از دست دادن

احتمالا دلیل ناراضی بودن کارمنداش همینه

اون میخواد شیائو زی و وارد خانواده خودشون کنه

چون پدر شیائو زی میخواد از شرکتشون سود به دست بیاره

در حالی که اونا توی موقعیت بدی هستن

اما اون نگرانه که دائومینگ فنگ بخواد تلافی کنه

این ها استراتژی های دنیای تجارته

کی فکرشو میکرد

که خانواده سی تو همچین دردسر بزرگی بیفته

تعجبی نداره که خانم دائومینگ اینقدر سختگیرانه برخورد میکنه

اما نمیفهمم

این تنها راهیه که به گروه دائومینگ کمک میکنه که به وضعیت سابق برگرده؟

البته که نه

من فکر میکنم مادر سی نمیدونه داره چکار میکنه

چون مسیرش و گم کرده

زن موفقی مثل اون؟

اون به هیچکی اعتماد نداره

شرکت اون توی مسیر اشتباه بوده

اون نمیتونست هدفش و توی این دوره پیدا کنه

اما ما نمیتونیم اون اهداف و براش پیدا کنیم

کی همچین چیزی گفته؟

فراموش نکن

وقتی 18 سالم بود اولین درآمد میلیونی خودم و از بازار بورس به دست آوردم

در واقع من یه نقشه دارم

اول با شانسای ازدواج میکنم

بعدش به مادرم در مورد طرح محرمانه ای که دارم میگم

و گروه دائومینگ و با گروه هتل با یک مفهموم جدید تبدیل میکنم

طرح محرمانه ت چیه؟

کی ایمیل سی و داره؟

...فکر میکنم

سی یه ایده خوب داره

من دارم

نمیخواد غذا رو ببری

سی چیزی نمیخوره

دیگه واسش غذا حاضر نکن

مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)

مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)

مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.