Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK
باغ شهاب سنگ مترجم: فاطمه
قسمت 43
اتفاقی برا دو مینگ سی افتاده اخبارو زنده همین الان نگاه کن
حدودای ساعت یازده دیروز
دو مینگ سی تنها جانشین گروه دو مینگ
به وسیله شخص ناشناسی مورد حمله قرار گرفت
گزارش داده شده دو مینگ سی به کما رفته
هنوز تحت عمل جراحی اضطراریه و در وضعیت وخیمی به سر میبره
نگران نباش
شان سای زنگ زد گفت حالش خوبه
مجرم که در صحنه دستگیر شد
یکی از کارکنای شرکتای گروه دو مینگ بوده
انگیزه ش از این کار معلوم نیست هنوز در حال بازجویی میباشد
لی
بدن پر خون بود
نگران نباش خوب میشه
من واقعا آدم حریصیم؟
به خاطر همین خدا داره منو تنبیه میکنه
این اتفاقا تنبیه نیست آزمایشه
آدمایی که بتونن این آزمایشارو با موفقیت پشت سر بذارن حتما شادی رو به دست میارن
عمق جراحت بیمار زیاده خون زیادی از دست داده
به خاطر کوفتگی های منطقه ای مغز زیر فشار شدیدیه
چرا این اتفاق افتاد؟ کی اینکارو کرد؟
ما دو تا مظنون رو دستگیر کردیم
اونا به کارشون اعتراف کردن
گفتن که اونا کارمندای هتل های زنجیره ای گروه دو مینگ بودن
با خاطر مدیریت ضعیف هتل ها بسته شدن اونا هم از کارشون اخراج شدن
میخواستن انتقام بگیرن
همچنین خانم هی یوانزی هم اعتراف کرده
آدم ربایی و بردن اون به جزیره همش شوخی بوده
شما هم میدونستین؟
خانم یوانزی ما رو به مهمونی تو جزیره شون دعوت کرده بود
بعد از اینکه رسیدیم اونجا از کارش با خبر شدیم
ولی گوشی اونجا آنتن نمیداد که شما رو در جریان قرار بدیم
باشه لطفا به اداره بیاین و اظهاراتتون رو ثبت کنید
ما سه تا میایم
ولی به شان سای برا ثبت اظهاراتش ...
زمان بدین باشه
پس شما بیاین بریم
دکتر
دو مینگ سی چطوره؟ عمل موفقیت امیز بود
خطر رفع شده
هر چند فشار زیادی به جمجمه بیمار وارد شده
که ممکنه رگ های مغز یا اعصاب بیمارو تحت فشار قرار بده
هنوز نمی دونیم ممکنه عواقب بعدی داشته باشه یا نه
بعدا میتونین تو اتاق بخش ببینینش
ممنون دکتر خواهش میکنم
شان سای
همین الان کارم تو اداره پلیس تموم شد
یه کم غذا و لباس برات آوردم
متاسفم
اگه به خاطر من نبود
این اتفاق برا سی نمیفتاد
تو کاری نکردی
نیازی نیست احساس گناه کنی
من خیلی دردسر سازم
واقعیتش
حتی نمی تونم تو چشات نگاه کنم
میدونم تو اینکارو کردی منو دو مینگ سی با هم باشیم
با من منتظر بمون
تا وقتی بهوش بیاد
وقتی تو ابنجا باشی من احساس شجاعت و اعتماد به نفس بیشتری دارم
واقعا؟
آره
شان سای
خیلی مهربونی
خانم دو مینگ؛ دو مینگ سی..
دکتر همه چیو بهم گفته
شان سای
حتما خیلی برات سخت بوده
خیلی خوبه که سالمه
خدایا شکرت که خوبه
شیتین
پرواز بعدی به لندن کی ؟
پرواز مستقیم ساعت 10 شب
خانم دو مینگ
نباید تو زمانی مثل این خونه باشی؟
سی حالش خوبه
بمون و ازش مراقبت کن
کی قصد داری این بازی که شروع کردی رو تموم کنی؟
من.. خانم دو مینگ
اگه شما کارمنداتونو درست مدیریت میکردین
این اتفاق برای سی نمیفتاد
شان سای کاری نکرده
شیاوزی
فک کنم واقعا در موردم دچار سوتفاهم شدی
من با پدرت کار میکنم
که همه کارارو درست کنم
واقعا بهت علاقه دارم. منو ناامید نکن
دیگه این کارای بچه بازی با این دخترو تموم کن
ولی خانم دو مینگ من...
شان سای
یه بار بهم گفتی
تو دنیای تو کسی بهم خوش آمد نمیگه و جایی تو دنیای تو ندارم
الان منم همون حرفو بهت میزنم
تو دنیای خانواده دو مینگ کسی بهت خوش آمد نمیگه
خواهش میکنم دیگه خودتو جلوی سی نشون نده
تو میتونی منو از دنیات بیرون کنی
ولی دو مینگ سی یه قسمت از دنیای منه
هر اتفاقی بیفته
اینجا میمونم
تا دو مینگ سی بهوش بیاد
اگه ازم خواست از دنیاش برم میرم
فقط میخوام از خودش بشنوم
هر چی زودتر تمومش میکنی
سی چطوره؟
هنوز بیدار نشده
بیاین تو و منتظر بمونین
دو مینگ سی
بالاخره بهوش اومدی
من کجام؟
چرا اینجام؟
سی تو آسیب جدیی دیدی و یه چند ساعنی میشه تو کمایی
من آسیب دیدم؟
آره
این کیه؟
سی هنوز کاملا بیدار نشدی؟
یا مثل چیزی که دکتر گفت حافظه ت رو از دست دادی؟
هی میدونی من کیم؟
شیمن
من چی؟ میزو
اون چی؟
لی. چرا سوالای مزخرف میپرسین؟
پس من کیم؟
میمون. هیولا زشت
بس کن
ترسوندیم فک کردم حافظه ت رو از دست دادی
پس این کیه؟
اینجا چیکار میکنه؟
سی بس کن
چطوری همه مارو یادته ولی شان سایو یادت نیست؟
شان سای
چه اسم مسخره ای
درست میشه
اون تازه بهوش اومده هنوز ذهنش سرجاش نیست
درسته
اونا خیلی همدیگرو دوست دارن نمی تونم باور کنم فراموشش کرده
شان سای
چطوره یه کم از اتفاقایی که بینتون افتاده براش تعریف کنی؟
شاید کمک کنه یادش بیاد آره
کفش های سبز
یادته
باهاشون رفتی رو گوشیم و شکستیش؟
من اومدم تو مراسم افتتاحیه دانشگاه
طرفدارات منو هول دادن
گوشیم افتاد تو روش پا گذاشتی و شکست
حتی به خاطرش باهات بحث کردم
یادته؟
هی پسره کفش سبز
این چیه؟ یه گوشی شکسته
تو پا گذاشتی روش شکستیش
هی
اتفاقای زیاد دیگه ای افتاد
دو تایی باهم از تو بالکن شهاب سنگ ها رو نگاه کردیم
یه گردن بند شهاب سنگی بهم دادی
یه هدیه معنی خاصی داره
پس نمی تونی ردش کنی
چرا اینقد مغروری؟
چون تو تنها کسی هستی که حاضرم همه ی شهاب سنگ های آسمونو
براش بیارم
به گوشیت نگاه کن
تو بازی
تو بهم یه باغ شهاب سنگ دادی باشه بسه دیگه
نمی فهمم چی میگی
لطفا منو فراموش نکن باشه؟ باید منو یادت بیاد
چرا باید یادم بیاد؟
چون اون کسیه که از همه بیشتر دوسش داری
چون کسیه که از همه بیشتر دوست داره
کسی که از همه بیشتر دوسم داره
درسته؟
یعنی چی درسته
آره
من کسیم که از همه بیشتر دوست دارم
بهت گفتم
من دوست دارم
تو لندن
ما به هم قول دادیم
تو زندگی بعدیمون با هم شاد زندگی کنیم
من تصمیم گرفتم
تا زندگی بعدیمون صب نکنم
تو همین زندگی
همیشه دوست دارم
من دوست دارم
واقعا دوست دارم
مهم نیست حافظه ت رو از دست داده باشی
کاری میکنم دوباره عاشقم بشی میدونی من چقد دوست دارم؟
شان سای
خیلی خشن نباش
سی هنوز داره ریکاوری میشه
مهم نیست داری ریکاوری میشی
من دونگ شان سای میگم مهم نیست چه اتفاقی بیفته من باهات میمونم
خودت گفتی
اگه دروغ بگی پس یه سگی
میدونستم داری دروغ میگی
چطوری دیگه میتونستم به اعترافاش گوش کنم؟
واقعا هوش خودمو تحسین میکنم
تو این موقع چطوری میتونی شوخی کنی؟
خیلی تند رفتی
عالیه
همه چی به حالت عادی برگشت
مهم نیست اگه بزنیش
شان سای
بزن
خانم یو طرفدار کیی؟
به هر حال لی ممنون
تو زمان مناسب شریک مجرمو گرفتی
فک نمی کنم تشکر خشک و خالی کافی باشه
کی دیگه میتونست اون چاقو رو ازت دور کنه؟
چرا مگه شما اینکارو کردین؟
بهش فک کردیم بهش فک کردیم
شما دوتا
برین خونه و به کاراتون فک کنین
از بین سه تا دوستم
یکی حاسش بهم هست
بین من و لی عشق واقعی هست
احمق
دست عشق واقعیت تو دستته
هی
بزار برم
بزار برم
بزار برم
میزنمت نه
بزار برم
خانم یو سی خوبه
شما خسته شدین برین خونه و استراحت کنین
راستی به خانم دو مینگ نگید سی بهوش اومده
نمیگم
فقط به زانگ میگم که نگران نباشه
من میرم
هنوزم ناراحتی؟
اینطوری فک کن
اعتراف عاشقانه حافظه منو برگردوند
باید خوشحال باشی
واقعا شوکه شدی درسته؟
آره
واقعا شوکه بودم
لحظه ای که دیدم آسیب دیدی
وقتی که به سرعت بردنت اتاق عمل
خیلی نگران بودم همه ی اون مدت آشفته بودم
همش به لامپ اتاق عمل زل زده بودم
مثل شکنجه بود برام
فقط
دعا میکردم بهوش بیای
ولی هیچوقت فک نمیکردم
بعدش منو فراموش میکنی
وقتی عجیب بهم نگاه میکردی
واقعا آشفته و عصبانی بودم
برا یه مدتی فک کردم
شاید به خاطر اینه که من خیلی شکنجه ت کردم
به خاطر همین خدا
خواست تو منو فراموش کنی
واقعیتو فراموش کرده بودم
که تو زنده و سالمی
مهم ترین چیز همین بود
توی احمق
چطور میتونم تو رو فراموش کنم؟
ما مثل چسب میمونیم
مهم نیست چی بشه از هم جدا نمیشیم
خیلی خوبه که خطر از سی رفع شد
بعد از این همه آزمایش و اندوه
باید فهمیده باشی عشق واقعی چیه
حسودیت شده درسته؟
من با نظرت در مورد عشق موافق نیستم
اگه من بودم
اصلا دوست نداشتم اینطوری آزمای بشم
شاید میزو درست میگه
فقط عشق واقعی میتونه این آزمایشا رو به بهترین شکل پشت سر بذاره
با اینکار شادی حقیقی رو پیدا کنه
فقط اونایی که تجربه ش کردن میدونن
کی من تجربه ش کردم؟
در مورد تو و جینگ حرف میزنه
شما دوتا نتونستین آزمایشو رد کنین؟
به خاطر همین عشقتون مثل چینی بود شکننده بود
با یه لمس میشکست
درباره چی حرف میزنی؟
رابطه بین من جینگ
به یه چیزی بیشتر از عشق تبدیل شده
چی؟
همیشه همدیگرو دوست داشتن ولی پیش هم نبودن
فقط خاطره های خوب موندن
مثل یه مرحله خیلی بالاتر از عشق میمونه
فهمیدمش ولی اصلا نمی تونم اونکارو بکنم
واقعا حسودیم شد
منم
مامان بابا خونه این
دلمون برات تنگ شده بود
خبرارو از دهکده شنیدیم
خیلی نگران بود
مامان من خوبم
دختر ضعیفمون
این چند روز همش بیمارستان بودی
درست نخوابیدی نه؟
آره خیلی خسته م
بایدم باشی
منو پدرت نگرانت بودیم اومدیم ببینیمت
دو مینگ سی چطوره؟
نگران نباشین فعلا خوبه
اون جوونه خیلی خوبه که حالش خوبه
منو مامانت بریم تو بیمارستان ملاقاتش؟
نیازی نیست
ممکنه مادرش رو اونجا ببینین خوب نیست اینطوری
درسته تو برو بخواب
باشه
من و پدرت دو روز اینجا میمونیم
به زودی تعطیلات زمستانی شروع میشه
میخوای سال جدید چینو با ما بگذرونی؟
البته
ما باید اون موقع رو با هم باشیم
عالیع برو بخواب
باشه
چطوره؟
خواب رفت
باید بعد از اون اتفاق خیلی خسته باشه
فقط یه چیرو فهمیدم
حتی با وجود ابنکه دو مینگ سی پسر خیلی خوبیه
فاصله بین خانواده هامون خیلی زیاده
اتفاقی که اینبار افتاد یه هشداره
اونا هنوز خیلی جوونن
بعدا تلاش میکنم متقاعدشون کنم
شان سای و دو مینگ سی
فقط با هم دوست بمونن
اومد عجله کن
دونگ شان سای عجله کن
تو اون دختری هستی که رو زندگیش خطر کردو
از جانشین گروه دو مینگ محافظت کرد درسته؟
رابطه ت با دو مینگ سی چیه؟ شما قرار میزارین؟
برا چی رو زندگیت خطر کردی؟
بگو بهمون یه چیزی بگو
یه چیزی بگو رابطه تون چیه؟
توضیح بده؟ میتونی جواب بدی؟
یه چیزی بگو رابطه تون چیه؟
قرار میزارین؟ خانم
دقیقا رابطه تون چیه؟
آره رابطه تون چیه؟
جواب بدید لطفا جواب بدید
میشه بگی؟
نرو
بگو بهمون نرو فرار نکن
لطفا جواب بده
فرار نکن جواب بده
بگو خانم
دقیقا رابطه تون چیه؟
برگرد برگرد
برگرد
بگو نرو
لطفا جواب بده نرو
فرار نکن باهامون مصاحبه کن بگو بهمون
خانم
شان سای خیلی باحالی
دیگه دختر آسیب پذیر و ضعیف نیست
تیپ مورد علاقه ت الان چیه؟
در مورد چی حرف میزنی؟ چرا قیافت اینطوریه؟
جبیقه
مگه مدیر شان سایی؟
اون فقط یه قورباغه حسود کوچولوه
چی؟
شان سای
از الان به بعد الهه ی منی دوست دارم بعدا میبینمت
حالا دیگه اونا هم شان سایو دوست دارن
شان سای حالت خوبه؟
جنیقه و زیایو و من نگرانت بودیم
واقعا میخواستیم به دیدن دو مینگ سی بیایم
ولی به شیمن زنگ زدیم اون گفت نریم بیمارستان
من خوبم ممنون
شان سای همیشه خدای منه
چطور میتونی اینقد شجاع باشی؟
از مجرمای دیگه ای که ممکنه بود باشن نترسیدی؟
چطور میتونستم اونموقع به این فک کنم؟
وقتی اون افتاد فقط یه چیز تو ذهنم بود
باید کمکش کنم بلند شه باید کمکش کنم زنده بمونه
اگه من بودم
همون کارو میکردی؟ چن جنیقه
تو واقعا خدای حسودایی تو..
هی
جنیقه بهترین دوست منه البته که نحاتش میدادم
شنیدنش کافیه
امیدوارم همیشه بهترین دوستت باشم
من چن جنیقه همیشه برا تو و دو مینگ سی آرزوی خوشبختی میکنم
من رسما از دنبال تو کردن خودمو کنار میکشم
مگر اینکه
تو دو مینگ سیو رد کنی
یا اینکه دو مینگ سی تو رو رد کنه
یا اینکه
جزییات تولدشون با هم سازگار نباشه کافیه
نه
دیگه چیزی نمیگم
نیازی نیست بیای من خوبم نگران نباش
نگران نباش بهم بگو
اسم خواهرت چیه؟
دیوونه شدی؟
منو دیوونه صدا زدی؟
منظورم اینه فقط دیوونه ها نمیدونن اسمت دو مینگ زانگه
زیباترین و با استعداد ترین خواهر دنیا
عالیه به نظر میرسه خوبی
درسته
ولی واقعا منو ترسوندی
از وقتایی که دعوا میکردی و آسیب میدیدی بیشتر ناراحت شد
چون واقعا از خودت خوب مراقبت نمیکنی
میدونم
دیگه اتفاق تکرار نمیشه
ولی ایندفعه مقصر تو نبودی
من از مامان ناراحتم
واقعیتش همش تقصیر مامان نبوده
اون باید برا هر اتفاقی که برا گروه دو مینگ میفته سرزنش بشه
درسته
من خوبم
بهت نگفتم
یکی گفت تواناییم تو ریکاوری مثل یه سگ میمونه
یه سگ؟
فهمیدم. حتما شان سای گفته
درسته من باید برم بای
میام و میبینمت
خانم یو
کجا میری؟
خانم یو
زخمم
ریکاوری شده
میخوام مرخص بشم
مرخص؟
آره
دو هفته اینجا بودم
اگه هنوزم بمونم
نگرانم زخمم عفونت کنه
همینطور
میخوام یه مدت تو خونه لی بمونم
نمی خوام با مادرم رو به رو بشم
مادرت به این زودیا برنمگیرده
اون تو لندن سر خیلی شلوغه
نباید الان بیمارستان باشی؟
میتونستی مرخص بشی؟
به هر حال که مثل یه سگ سریع ریکاوری میشم
به نظر میرسه میخوای یه چیزی بگی؟ چیه؟
میخوام با شان سای ازدواج کنم
من مشکلی باهاش ندارم
شان سای باهاش مشکل داره
شان سای نگران مادرته درسته؟
قبلا فکرشو کردم
خودم میتونم به روش خودم درستش کنم چرا باید به مادرم تکیه کنم؟
فراموش نکن
وقتی فقط 18 سالم بود تو تجارت چیکار کردم
نکته اینجاست شان سای نمیخواد تو مادرت به خاطر اون بجنگین
خیلی خوب شان سایو میشناسی
نگو که حسودست شده؟
این دفعه نه
واقعیتش یه نقشه دارم
اول با شان سای ازدواج مبکنم
بعدم نقشه مخفیی که خیلی وقتع دارم روش کار میکنم رو به مادرم میگم
بعد یه مفهموم جدید برا هتل های زنجیره ای دو مینگ مطرح میکنم
نقشه مخفیت چیه؟
نقشه مخفی یه رازه
چطوری میتونم بهت بگم؟
شب بخیر
سفارشتون آماده است ممنون
لطفا دوباره تشریف بیارین خداحافظ
شان سای امروز تنها بودی ممنون خیلی سخت کار کردی
من خوبم خانوم
چرا زیایو از دیروز نیومده؟
اتفاقی افتاده براش؟
زیایو؟ آره
اوه اون گفت داره به یه باشگاه چایی سازی میره
کمکمون میکنه یه محصول جدیدی رو اضافه کنیم
چقد خوب اون خیلی برا مغازه فعالیت میکنه
البته
آرزوش اینه که یه شعبه از مغازه چای استعداد رو باز کنه
عالیه هیچوقت بهم نگفته بود
باید بعدا در موردش بپرسم
شما دوتا اینجا سخت کار کردین
از وقتی که از دبیرستان فارغ التحصیل شدین
من خیلی خوش شانسم شما دوتا رو داشتم
ما خیلی خوش شانسیم که رئیسی مثل شما داریم
سلام به همه اسم من جیانگ زیایو
خیلی خوشحالم به باشگاهتون پیوستم
امیدوارم چیزای زیادی ازتون یاد بگیرم
خوش اومدی خوش اومدی
خیلی بامزه ای
ییفن همه دخترای ما موهاشون بلند بود به جز تو
حالا زیایو هم هست
عالیه. اونا همش بهم میکفتن من مثل پسرم
چطور؟
چشات خیلی بزرگه مثل یه عروسک مو کوتاهی
وقتی میگی عروسک ییفن خوب میدونه چطور عروسک بشه
شما واقعا با مزه این
بعضی وقتا باشگاه ما یه فعالیت هایی میکنه
اون عروسکاشو همراه با چایی ها میفروشه
اونا واقعا محبوبن آره
واقعا؟
خیلی دلم میخواد ببینمشون
فقط ازش بخوا برات یکی درست کنه
درسته
میتونی درست کنی برام؟
حتما ولی
برام دوست پسر پیدا کن
وانمود کردنو بس کن
هر بار یکی دنبالت میکنه نادیده میگیریش
درسته درسته
احساس میکنم مغزم داره جرقه میزنه
تیپ مورد علاقه ت چیه؟
اون مردایی دوست داره که به چایی علاقه داشته باشن
ولی پسرای اینکاره خیلی زشتن
درسته
چرا میکین ما زشتیم ما خیلی تکیم
زیایو تیپ مورد علاقه چیه؟
منم مثل تو دوست دارم از چایی سر در بیاره
امیدوارم شدیم
زیایو بهشون توجه نکن
اونا در مورد چایی میدونن؟
اونا فقط حرف مفت میزنن تو
ییفن
تو واقعا
خیلی با مزه ای میخوام باهات عکس بگیرم
باشه
نگاه کن. دخترای مو کوتاه خیلی با مزه ن
آره درسته
چی؟ یعنی مو بلندها خوب نیستن؟
دخترای مو بلند واقعا زیبان درسته؟
درسته حوبه
درسته زیبا
خیلی خوبه دو مینگ سی خوبه خیلی زود ریکاوری شد
خیلی خوبه آره
خیلی نگران بودم
فک کردم میمیره
یا حافظه ش رو از دست میده یا چیز دیگه
خیلی تو بیمارستان نگران بودم
وقتی تو اخبار دیدمت واقعا شکه شدم
هنوزم حالت چهره ت یادمه
واقعا تو رو تحسین میکنم
در مقایسه با تو واقعا ترسوام
چی؟
همش فشار زیادی بهم وارد میشد
نمی دونستم چیکار کنم
نباید به خاطر مرخص شدن دو مینگ سی چیزی میخریدم؟
گل یا میوه
نیازی نیست تو فقط بیا
چیزی که مهمه اینه که هممون با همیم
ولی نمی دونم چی بگم
اگه شیمنو دیدم
فقط مثل دوست دو مینگ سی باهاش رفتار کن
یه چند وقتی میشه ندیدیش درسته؟
وقتی تو لندن بودی رفتم درباره تو ازش بپرسم
خیلی سرد بود باهام
زیایو
خودتو بخاطر این چیزا اذیت نکن
شاید شیمن برا تو مناسب نیست
دیگه نگرانش نباش
باشه
مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK
مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK
مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.