All language subtitles for Meteor.Garden.E37

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK

مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK

قسمت ۳۷

مغازه چای استعداد

سلام. بفرمایید سفارشتون آماده ست

دوباره تشریف بیارین ممنون

زیایو

تو شیمن کجا رفتین؟

اتفاقی افتاد؟

هیچی نشد

زیایو گوش کن

تو و شیمن دوستای خوبی میتونین باشین

ولی نمی تونی باهاش قرار بزاری

ضربه میخوری میدونی؟

چرا همش اینطوری حرف میزنی؟

چون با چشمای خودم دیدم

اون با دخترای زیادی قرار میزاره

خودتم میدونی درسته؟

شیمن هیچوقت در موردت جدی نیست

نه

اون در مورد هیچکس جدی نیست

از کجا میدونی؟

تو میتونی بفهمیش؟

تو نمیشناسیش. پس چرا اینطور نتیجه گیری میکنی؟

تو چی مگه میشناسیش؟

اون ازت میخواد که بشناسیش؟

این به تو مربوط نیست

پرسیدن مسائل خصوصی بقیه واقعا بی ادبانه ست

درسته

ازم نخواسته

مناسفم زیایو

خیلی تند رفتم

من فقط نمیخوام تو آسیب ببینی

شان سای

چیه؟

اگه یه روزی شیمن با من عحیب رفتار کرد تعجب نکن

واقعا عجیب شدی

من تصمیمو گرفتم

تصمیم چی؟

یه سلامتی

خیلی زیبایی

خیلی بانمکی باشه

چند وقته اومدی شانگهای؟

تازه رسیدم

واقعا؟

اولین کسی هستی اینجا باهاش آشنا میشم

بیا به افتخار آشناییمون بنوشیم خیلی پر سرو صداه اینجا

بیا بریم یه جای دیگه

حتما اون زیایوه

چرا تنها اومده اینجا؟

اتفاقی براش افتاده؟

فراموشش کن

چی میخوای بنوشی؟

خوبم

درسته

فک کنم شراب میوه ای دوس داشته باشی

شیرین

هی

اگه چیزی بخوام سفارش میدم

مگه تنها نیستی پس میتونم به چیزی برات سفارش بدم

نه به این خاطر اینجا نیستم

از وقتی اومدی تو حواسم بهت بود

اینجا نشستی هیچی سفارش نمیدی

مگه نمیخواستی یه نفر بیاد و باهات صحبت کنه؟

بهم گوش کن باشه برام نوشیدنی بگیر

قوانینو نمی دونم چون اولین باره میام اینجا

خیلی دختر بامزه ایی

مشکلی نیست بیا بخوریم

مهمون من هر چی میخوای سفارش بده

باشه بیا بخورم

میتونم از قیافه ت بگم دختری نیستی که همش تو بار باشی

اولین بار اومدی اینجا

منو دیدی

من خیلی خوش شانسم

یکی برام نوشیدنی خرید وقتی اولین بارمه اومدم اینجا

منم خیلی خوش شانسم

ظرفیت الکل خوردنت چقده؟

قبلنا خیلی زود مست نمیشدم

پس باید بدونی ظرفیتت برا امروز چقده؟

شیمن

بعد از اینجا کجا بریم؟

کارایوکه یا رستوران یا خونه تو؟

مشخصا خونه واقعا؟

زیایو خیلی خورده یه لیوان دیگه

میتونه کنترلش کنه؟

همه چیزایی که پسره براش سفارش داده خیلی قوین

اگه ادامه بده خیلی زود مست میشه

نمی خوای هیچ عکس العملی نشون بدی؟

تو هم تو بار نشستی

این دفعه من میخرم چی میخوای؟

خیلی بامزه ای

پسرا باید برا دخترا نوشیدنی بخرن

نیازی نیست اینکارو بکنی

نباید این سخاوت تو رو جواب بدم؟

فعلا بیا همینو بخوریم اگه زیاد بخورم مست میشم

اگه مست شدم باید مسئولیتشو قبول کنی

یه لیوان خوبه

دوس ندارم بهت بدهکار باشم

همونو دوباره برامون بیارین

مستی؟ نه

صورتم یه کم قرمز شده بزار ببینم

خیلی خوردی

میخوای بریم بیرون هوا بخوریم؟

چطوره؟ نیازی نیست

فقط میخوام برم خونه

نوشیدیی ها رسید

یعد از اینا چطوره؟

اینا رو برا تو خریدم

نه

گفتی میخوای بری خونه پس باید اینو بخوری

آرزومه

اگه نمیخوای بخوری و میخوای بری خونه

میبرمت

باشه

اینو خوردم میرم باشه

بعد از این میبرمت خونه

من بجاش میخورم

تو دیگه کی هستی؟ تموم شد

الان میتونی بری

پس خداحافظ

مستی درسته؟

خیلی خوردی بایدم مست باشی

فک کنم مستم

ولی هنوزم میتونم بخورم

میخوای برام نوشیدنی بخری؟ چرا اینکارو میکنی؟

چرا درست همون جایی که من بودم اومدی؟

اگه تو میتونی بیای منم میتونم

اگه تو میتونی بنوشی منم میتونم

امروز یاد گرفتم چطوری باید سفارش بدم

اشکالی نداره برات نوشیدنی میخرم

ما باید بریم... بیا

همین الان تصمیممو گرفتم

میخوام باهات باشم

میدونی به خاطرت چه زمان های سختی داشتم؟

چقد منو ناراحت کردی؟

میدونم

خیلی خودگرا نباش

جوری نشون نده که میخوای از همه چیز به خاطر من دست بکشی

این چیزا رو من کار نمیکنه

فک میکنی دخترای دیگه اینکارو با من نکردن؟

ولی الان فقط من جلوت وایسادم

تو...

واقعا اینطوریی

آره

فک میکنم خیلی عجیب شدم

پس؟

از میخوای چیکار کنم؟

دفعه قبل گفتی همیشه تو عشق پشیمونی هست

پس توی عشق پشیمونی داشتی؟

بهم بگو

بزار بدونم

قول میدم دیگه دورو برت نباشم دیگه اذیتت نمیکنم

باشه

بهت میگم

ولی بعدش منو تنها بزار

باشه

چیو میخوای بدونی؟

همه چیو

دختری به اسم زیوجینگ رو میشناختم

ما ب هم بزرگ شدیم

خونه ش کنار خونه ما بود

همیشه میومد خونه ما با هم بازی میکردیم

هفت

نه

جی

من بردم

دیگه اینطوری بازی نکن

ولی من تو این بازی از درس خوندن بهترم

میتونم کمکت کنم

منم بهت قول میدم کمکت کنم نمره های خوبی بگیری

فک میکنی راحت میتونی متقاعدم کنی؟

میخواستم کنارم باشه

بودن باهاش برام عادی شده بود مثل نفس کشیدن

اصلا نمیخونی

از یه طرفم بعضی وقتا باعث میشد نتونم نفس بکشم

اگر چه به نظر میرسید خانواده م دارن خوب زندگی میکنن

خیلی وقت بود جدا شده بودن

نمیتونی فقط وانمود کنی؟

تو نیومدی خونه

حتی نگرانی کجاها میرم؟

میشه احمق فرض کردن دیگرانو بس کنیم همینطور که خودمونو احمق فرض کردیم؟

بیا وانمود کردنو بس کنیم

چه طلاق گرفته باشیم چه نگرفته باشیم

تو برام مهمی

ولی نمی تونی مثل قبل باشیم تو...

ازدواج خانواده م دروغ بود

زندگیشون کلا قلابی بود

از م میخواستن همونطوری زندگی کنم

ولی خیلی سخت بود

بگو

میشه احساسات مردم

تو کل زندگیشون تغییر نکنه؟

حالا فهمیدم

تو تحت تاثیر رابطه ی خانواده ت قرار گرفتی

به عشق اعتقاد نداری

همیشه گریه کردن مادرمو میدیم و میشنیدم

یه چیرو یاد گرفتم

عشق خیلی به آدم صدمه میزنه

عشق مثل یه تیغه ی نازک و تیزه

هر چی بیشتر براش تلاش کنی درد و ناراحتیت بیشتر و عمیقتر میشه

من شانس آوردم زیو جینگ رو کنارم داشتم

واقعا انگار از بهشت اومده بود

میتونست همه دروغ های دنیا رو از بین ببره

اونموقع

هر موقع میدیدمش آرامش میگرفتم

شکلات

کیک

بستنی

خیلی خوشمزه ن

اون خیلی با اف ۴ فرق میکرد

وجودش باعث امنیت و آرامش بود برام

امیدوار بودم رابطه مون هیچوقت تغییر نکنه

امیدوار بودم همیشه همینطوری بمونیم

ولی مردا عروسک و توپ ها رو دوست ندارن

اون به من

بستگی داره

تو بهترین توپی برام

من؟ به نظرت شبیهشونم؟

پس یه عروسک میشم

ولی اون عروسک نبود

ولی اون نمیخواست همش یه جا باشه

هی بهم نزدیکتر میشد

میدونم همه امیدشو جمع کرده بود اینکارو بکنه

به من نگاه کن

الان شبیه یه دختر شدم؟

منو ببر بیرون

باشه؟

امروز چت شده؟

چرا اینطوری پوشیدی؟

خیلی عجیب شدی

آرایشم کردی؟

خیلی سریع عوض نشو

بقیه رو میترسونی اینطوری نیا منو میترسونی

میدونم درسته؟

فک کنم اینطوری بهم نمیاد

همیشه پسرونه رفتار کردم

به هر حال باید برم یه کاری بکنم

الان میرم

امروز دوباره برمیگردم

واقعا خیلی بد بهش ضربه زدم که حتی نزدیکم نیومد

زیوجینگ

لطفا بمون کجا میری

این هم برا تو خوبه هم من

خیلی وقت بود چایی که تو درست کردی رو نخورده بودم

خیلی خوبه

داری اغراق میکنی

واقعا هست

سرت خیلی شلوغه

وقتی اومدم ندیدمت

چی شده؟ چرا دنبال من میگشتی؟

چیزی نیست

چرا برا خودت دوست پسر پیدا نمیکنی؟

اگه دوست پسر داشته باشم تو ازم بخوای باهات چایی بخورم؟

دیگه نمی تونم بیام

خیلی فک میکنی

من همیشه سرم شلوغ بود

کلا نادیده گفتم چقد میتونه بهش ضربه بزنه

عمدا ازش دور شدم

فک میکردم کار درستو انجام دادم

اون دیگه هیچوقت نیومد

خوب همه چیرو گفتم

طبق قرارمون

دیگه نیا

سفارشتون

دوباره تشریف بیارین

سلام خانم

زیایو امروز نیومده؟ نه

زنگ زد و گفت یه چند وقت نمیاد

چرا؟

بهم نگفت

به نظر میرسید نمیخواست بگه

به خاطر همین نپرسیدم

تو باید سختر کار کنی

واقعا متاسفم اشکالی نداره

امروز دوستتو با خودت آوردی خونه؟

چرا براتون مهمه؟

اگه اینکارو کردی اشکال نداره

به هرحال من چیزی ندیدم

اگه کاری کرده بودیم هم میگفتیم

زانگ

من برگشتم لندن

مواظب خودت باش

مواظب شان سایم باش

به هر حال از کاری که ترتیب دادم راضیی؟

کار؟

اون شب

شیمن گفت رابطه اونا کلا تموم شده

ولی من اینطور فک نمیکنم

هنوز تموم نشده

حس میکنم باید همه ی این ساختمونا رو بگردم

باید اینکارو انجام بدم

چون واقعا میخوام جوابشو پیدا کنم

زیایو

مامان

بیا اینجا میخوام باهات صحبت کنم

زیایو هر شب کجا میری؟

نصف شب میری صبح زود برمیگردی

درسته؟

کاری کردی که نمیتونی بهم بگی؟

نه نکردم

این چیه؟

دقیقا دنبال چی میگردی؟

اسم یه عالمه ساختمون رو اینجا لیست کردی

جاهایی که رفتی و نرفتی رو علامت زدی

دنبال چی میگردی؟

کاری نکردم که نگرانش باشی

زمان خیلی مهمی واسه منه

مامان امیدوارم درکم کنی

هی

چیه؟ ترسوندیم عوضی

بادیگارد هات کجان؟

خواهرم حواسش بهشون هست

درست گوش کنین

هیچی ندیدین هیچی هم نمیگین

فهمیدین؟

صب کنین

به‌عنوان بادیگارد های خانواده دو مینگ باید حواستون باشه

حتی اگه بادیگارد باشین

باید خوب باشین و اعتماد به نفس بیشتر داشته باشین

خانم زانگ خیلی عجیبه

خواهرم خیلی غیر معمولیه

به خاطر همچنین برادر برجسته ای که داره اینطوریه

خانم زانگ واقعا برجسته ست

ولی تو...

چی؟

درست بگو دختر دیوونه

تو دیوونه ای خیلی دیوونه ای

من؟ تو از همه دیوونه تری

اگه تو هم تیمی من نبودی

تا الان تونسته بودم تو همه مراحل بازی برنده بشم

برنده؟ برنده چی؟

بازی فانتزی جنگ غرب؟

آره

تو بازی میکنی چرا من بازی نکنم؟ من...

نگفتم نمی تونی بازیش کنی

ولی تو هیچوقت با من بازی نمیکنی

از کجا میدونی من باخت هم تیمیم شدم؟

من همیشه با تو بازی میکنم

من میدونم تو چطوری بازی میکنی

چی؟

درسته

واقعیتش اسمم تیرانداز ماهره

واقعا؟

چطور ممکنه؟ اون قهرمان لیگ ایکس ناینه

چطور میتونی اینقد خوب بازی کنی؟

بهم اعتماد نداری؟

چی فک میکنی؟ خیلی باحالم نه؟

خیلی وقته میخواستم نشونت بدم فقط شانس ندارم

تو واقعا تیر انداز ماهری

تو فوق العاده ای

ولی دیگه بدون من با اون اسم بازی نکن

من هر کاری بخوام میکنم. چرا برات مهمه؟

شان سای

این مدال اون بازیه نیست؟

آره

تو فوق العاده ای تو مدال قهرمانی رو گرفتی

خیلی دوسش دارم

میشه بدیش به من؟

این واقعا برام ارزشمنده

خیلی خسیسی

چند روز شده

به ساختمونای زیادی تو شهر رفتم بعد کلاسم

حتی نمیدونم دنبال چی میگردم

ولی مثل اون میخوام اینکارو براش بکنم

نم تونم کاری نکنم

بعد از 29 متر وارد خیابان شوید

اونجاست

سی کجاست

زود میاد

چرا به نظر میرسه تازه از خواب بیدار شدی؟

خیلی زوده

چطور زوده؟ ظهر شده دیگه

تمرینت چطور پیش میره؟

خوبه

تو چطوری؟

واقعا به ارائه ایندفه ت علاقه مند شدم

میدونستم دوستش داشتی

آماده سازی هاش به زودی تموم میشن

باید روز بازگشایی اونجا باشی

باشه

حتی سر قرار رفتم هم خیلی سخت شده به دانشجوها واقعا حسودیم میشه

هر روز میتونن قرار بزارن

شیمن

چه اتفاقی دیشب برا شما افتاد؟

دیگه برنگشتین حتی جواب تماسامم ندادی

زیایو دیگه رفت درسته؟ رفت؟

منظورت چیه؟

هیچی درمورد یه نفر دیگه حرف میزدیم

زیایو؟

اوه بهترین دوست شان سای

لی واقعا حافظه تو اسم ها واقعا داغونه

هی مگه نگفتی دیگه کاری به کار زیایو نداری؟

چی شده؟ من الان رسیدم اون رفت

مغازه چای استعداد

چای هلو قرمز سفارشتون ممنون

دوباره تشریف بیارین

زیایو

میتونی بگی بین تو و شیمن چه اتفاقی افتاده؟

شان سای دیگه ازم نپرس

این بین منو شیمنه

چیزی نیست به کس دیگه ای مربوط بشه

ولی واقعا نگرانتم

امروز شیمنو دیدم خیلی عجیب بود

واقعا؟

آره

دوتاتون یه جور دیگه شدین

همش به خاطر منه

حواسم بهش هست

نمی فهمم چی میگی

همه چی درست میشه شان سای

فقط منو تشویق کن

امیدوارم بتونی بهم امید بدی

چیزیه که قبلا هم گفتی

فقط میخوام بشنومش

باشه

تو میتونی

به رییس گفتم زودتر میرم

بقیه ش رو به تو میسپارم خداحافظ

هی صب کن

چرا دوباره اتفاقی افتاده؟

زیایو

هی

دو مینگ سی

جدیم منو ببر پیش شیمن

چرا؟

منو ببر پیش شیمن وگرنه رابطه مون تمومه

شام خوردی؟

آره باورت میشه؟

خیلی بهش فک نمیکنم

سی اینجا چیکار میکنی؟

اتفاقی افتاده

خانوم گول این گرگو که تو لباس گوسفند رفته نخورین

شان سای

کار بهتری نداری بکنی؟

میدونی زیایو چقد ناراحته و هر روز گریه میکنه؟

به خاطر تو نیست؟

نمی تونه به خاطر کس دیگه ای باشه

بگو دقیقا چه اتفاقی بین شما افتاده؟

هیچی نشده

اون خیلی بزرگش کرده

نه بزار بیرون درباره ش صحبت میکنیم

هی

زیایو در مورد تو جدیه چرا اینقد بی مسئولیتی؟

چرا باید اینقد ناراحت باشی؟

زیایو چه ربطی به تو داره؟

اون دوستمه

چطور میتونم نگران نباشم؟

و تو

تو مثل یه دوست پستی

فقط نمیتونی جدی قرار بزاری؟

نمی تونین با یه عالمه دختر قرار بزارین

درسته

از من یاد بگیرین. دیگه کافیه

اگه اونو دوست نداری چرا بهش علاقه نشون میدی؟

آره علاقه نشون دادم

الان ازش پشیمونم

من مرد خوبی نیستم هیچوقت نمی تونم باهاش باشم

راضی شدی؟

هی شیمن

چرا اینکارو کردی؟ چرا رفتی پیش شیمن؟

بهت گفتم خودم حواسم بهش هست

حواست به چی هست

چیکار میتونی بکنی؟

من...

نه سر کار میای نه میری خونه میخوای چیکار کنی؟

شیمن گفت تو رو دوست نداره

میدونم نیازی نیست بهم یادآوری کنی

این کارا فقط

همه چیو برا شیمن سختر میکنه

شان سای

نگران من نباش

فقط بزار هر کار میخوام بکنم

اون باهات اینطوری رفتار کرد

هنوزم تسلیم نشدی؟

میخوام بدونم دختری که شیمن دوست داشته براش چیکار کرده

وگرنه خیالم راحت نمیشه

خیلی مهمه پیداش کنی؟

آره برا من مهمه

زیو جینگ تنها کسیه که تو رو میشناسه

قبل اون زندگی قلابی

یا حتی بعد از اون

همه صمیمیتت رو گذاشتی تو علم چایی

اون میدونه

حتی تو مراسم های چایی جمله یکبار تو زندگی رو شنیدی؟

اولین باری که در موردش شنیدم

وقتی بود که معلمم بهش اشاره کرد

میدونی یه بار تو زندگی هر نفر یعنی چی؟

یعنی

اتفاقی که فقط یه بار تو زندگی باهاش مواجه میشی

هر اتفاقی تو زندگیتون باید اینقد ارزشمند باشه انگار فقط یه بار اتفاق میفته

هر کار میتونین بکنین

هیچ پشیمونی نداشته باشین

برام مهم نیست چیکار میکنی یا با کی رو به رو میشی

نگرشیه که

باید تو زندگیت داشته باشی

یه بار تو زندگی از نظر علم چایی شناسی

یعنی دنبال کردن صمیمیت

و..

نتونستم هیچوقت انجامش بدم

چه اتفاقی بین شما دوتا افتاده؟

پیام از زیوجینگ

شیمن زیوجینگم

یه چیزی میخوام بهت نشون بدم

آدرسو برات میفرستم

فردا ساعت پنج صبح میبینمت

شیمن گفت

اون دیگه هچوقت نه برای چایی خوردن نه درس خوندن نه کارت بازی نیومدم خونم

آخرین بار از شیمن خواسته باهاش قرار بزاره

یه جای خاصو انتخاب کرده بود

تو یه زمان خاص

ساعت پنج صبح

همش به خودم میگفتم اشکال نداره

خیلی وقت شد که دیگه اصلا همدیگه رو ندیدیم هیچی خوب تموم نشد

من اونجا نرفتم

منو اون قطعا میتونیستیم دوباره به همون روال قبلی برگردیم

چون نمیخواستم از دستش بدم

کنجکاو نیستی بدونی اون روز میخواسته چی بهت نشون بده؟

اونروز

شیمن خیلی راحت آدرسی که زیوجینگ براش فرستاده رو پاک کرده

حتی بهش نگاه هم نکرده

بدون اینکه بدونه کجاست

تونسته احساساتشو سرکوب کنه نرفته اونجا

چون امیدی نداشته بتونه پیداش کنه

زیو جینگ میخواسته چی بهش اعتراف کنه

پیامی که برات فریتادم رو گوش کردی؟

آره

کل دیروزو با دوستام بیرون بودم

فهمیدم

زیوجینگ

منظورم اینه کی ساعت پنج صبح قرار میزاره؟

خیلی زوده

دیشب خیلی بهم خوش گذشت میرم بخوابم

شیمن

همه چی درست میشه

به خودم میگقتم

فردا زیو جینگ برمیگرده به حالت عادیش انگار هیچ اتفاقی نیافتاده

حتما با لبخند دوباره برمیگرده

قطعغا دوباره مثل قبل میشیم

چون...

نمی خوام از دستش بدم

خداحافظ

مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK

مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK

مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.