Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK
مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK
قسمت 35
شان سای چرا اینجایی؟
امروز بیکار نیستی؟
اتفاقی داشتم رد میشدم
میخوام بهت بگم
سفارشا امروز خیلین
خودم از پسش برنمیام
رئیسم زودتررفت
تو که بیکاری
بیا یه کم کمکم کن
باشه حتما
برو لباساتو عوض کن
باشه
شان سای
مهم نیست چه اتفاقی برا خانواده من تو آینده میفته
دوباره ناپدید نشو باشه
خیلی خوشحالم تو و سی دوباره با همین
حتی خیلی خوشحالتر شدم که احساستو بهش شنیدم
متاسفم
ممنون...
که تسلیم نشدی
زیایو؟
چرا اینجایی؟
منتظر تو بودم
فقط اینجا وایساده بودی و منتظر من بودی؟
به نظر میرسه سورپریز کردن یقیه رو دوس داری
ببخشید یه دفعه اینکارو کردم
اشکال نداره
اگه نمیومدم خونه چی؟
اونوقت منم میرفتم
اومدم ازت عذرخواهی کنم
عذرخواهی از من؟
به خاطر دیروز متاسفم
اشکال نداره بهش عادت دارم
اگه باید نگران اینجور موارد میشدم که سرم خیلی شلوغ میشد
فکر میکنم ناراحتی
ولی مثل اینکه برات مهم نیست
فک میکردم الان دیگه یه کم از توجه تو جلب کردم
زیایو
میدونی
چرا هیچوقت با دخترای دانشگاه قرار نذاشتم؟
چون خیلی بهت نزدیکن خیلی آزار دهنده ن؟
درسته تو خیلی باهوشی
تو دوست شان سایی شان سای هم دوست دختر بهترین دوستمه
پس یعنی تو از دخترای دانشگاه مینگده هم آزار دهنده تری
ببخش که اینقدر رک حرف میزنم
هر چند فک میکنم ما دوستای خوبی برا هم میشیم نه؟
دیر شده
باید بری خونه بعدا خطرناکه میشه
من همشو میخوام
آخرین بار گفتی میتونیم قرار بزاریم همدیگرو بغل کنیم و بوس کنیم نه؟
باید سر حرفت باشی
زیایو
از کی اینقد شجاع شدی؟
تو به اندازه کافی شجاع هستی این حرفارو بزنی
تو مثل قبل نیستی
اگه یاد نمیگرفتم این حرفارو بزنم
چطوری میتونم آدمی مثل تو رو دوست داشته باشم؟
ولی... برنامه تو تنظیم کن بهم بگو
ببخش که که امروز اذیتت کردم دیگه میرم خونه بای
کار بهتری ندارین بکنین؟
خوش اومدی به خونه. خوش اومدی به شانگهای
هی بدش بالا
موافقم آره
من برگشتم و شما باهام اینطوری رفتار میکنید
چرا نذاشتی بیایم ببینیمت؟
یه ماه احساس گناه میکردم
بهت میاد یکی دو روز تو ماه اون احساسو داشتی
یه روز
چرا تو و سی خودتونو باحال نشون میدین؟
فک میکنی فقط خودت باحالی
خودمو باحال نشون میدم؟ من باحال به دنیا اومدم
آره تو باحالترین آدمی
خیلی باحال باحال
تو هم مثل من باحالی؟
هی
شرایط خانواده ت چطوری بود؟ به کمک ما احتیاج نداشتی؟
مشکلی نیست
بهم گفتم نگران چیزی نباشم و فقط سخت درس بخونم
پس خودت مشتاق بودی برگردی پیش ما؟
من هیچوقت برا همیشه نرفتم
نرفتی؟
پس بیشتر بخور
بیشتر بیا
لیوان پر
پرش کن همشو بخور
خوبه کافیه
بخور
دو ثانیه. بشمار
یک
دو
خیلی طول کشید
یکی دیگه
پس به سلامتی دوستیمون
باشه بیاین
بیا به سلامتی به سلامتی
به سلامتی
میدونی؟
اگه نمی دونی از من بپرس
نمی دونم ازت هم نمیخوام بپرسم
چرا نسبت به دوستت اصلا کنجکاو نیستی؟
واقعا نیستم
مهم نیست
بپرس ازم
بپرس چیکار کردم
کارت خوب بوده کی بهت گفته؟
پس خوب نبوده؟ چرا بوده
باشه
اون منو به بازی گرفته
لی
فقط هر کار میخواد انجام بده
وگرنه کل شبو غر میزنه
هیچکدوممون نمی تونیم بخوابیم امشب
سی هر چی اتفاق افتاده رو به لی گفتم
فقط شیمن و میزو نیستن که زیایو هم درموردش بهم گفته
سه تا آدم سه تا دیدگاه
مهم نیست
تعریف های من ورژن اصلیه
خودم میخوام بهت بگم
باشه
سی تو شان سای در چه حالین؟
من و شان سای رسما باهمیم
واقعا
با همیم
عالیه
سی
تبریگ میکم
عالیه اف ۴ به حالت عادی خودش برگشت
خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم
مزخرف گفتم بسه.بیاین به سلامتی بخوریم
به سلامتی قرار گذاشتن رسمی سی بخوریم چطوره؟
بد نیست
بیا به سلامتی
به سلامتی به سلامتی
لی
کی برگشتی شانگهای؟
خانواده ت چطورن؟
تو چطوری؟
چرا اینجایی؟
دیروز
خوبه
چون میخواستم بیام اینجا
چرا تو اینجایی؟
به همون دلیلی که تو اینجایی
خیلی خوبه برگشتی
نقشه ت چیه؟
آماده سازی مراسم تکنوازی ویولن
واقعا؟
عالیه خیلی دوس دارم ویولن زدنتو بشنوم
واقعا؟
آره
شان سای
تو و سی رسما با هم قرار میزارین درسته
فک کنم شروع خوبیه
آره
من فقط این راهو انتخاب کردم
واقعا احساساتم یه خورده قاطی شدن
یه کم خوشحالم یه کمم ناراحت
از یه طرف امیدوارم همه چی بین تو و سی به آرومی پیش بره
از طرف دیگه تو خیلی برام خاصی
خاص؟
بخوام واضح بگم
مثل حیوون خونگیم؟
حیوون خونگی؟
واقعا که
ازت چی انتظار داشتم
باید شاد باشی
هممون باید شاد باشیم
تو دوست دختر بهترین دوستمی
اینطوری
ما میتونیم همیشه با هم دوست باشیم
باید برم تمرین
لی
میدونی من قبلا دوست داشتم درسته؟
خداحافظ شان سای
واقعا تونستم چیزی رو بگم که گفتنش واقعا برام سخت بود
خیلی خوشحال شدم وقتی لی گفت تا ابد دوست باشیم
عشق اولم تموم شد
این همون وقتیه که عشق تبدیل به رابطه دوستی میشه
دوست جدید
زیایو
چطوری آقای شیمن؟
خوبم مثل قبل
حدس میزدم
از وقتی پدرت بازنشسته شده
همه ی مراسم ها ی مربوط به چایی افتاده گردن تو
خیلی خوبه. مثل من نیستی
مشکل چیه؟
تو همیشه تو ارائه ها و مراسما شرکت میکردی درسته؟
من فقط شرکت میکردم
هیچوقت مسئول هیچ پروژهای نبودم
فقط باید مراقب قسمت مربوط به خودم میبودم
الان فرق کرده
الان چه موضوع کوچیک باشه چه بزرگ
خودم باید شخصا براش تلاش کنم
باید مراقب جزییات زیادی باشم
خیلی استرس بهم وارد میشه
تو آدم دقیقی هستی پس نباید برات مشکل پیش بیاد
حتی وقت برا قرار گذاشتن ندارم
بعد از تموم شدن نوشیدنیم باید برم
برنامه ت با زیایو چیه؟
چیکار میتونم بکنم؟
فکر میکنم واقعا با جراته
ولی نمی تونی هیچ کاری براش بکنی درسته؟
دیوونه شدم؟
من مثل سی بشجاع نیستم نمیخوام مثل قضیه شان سای درست بشه
دخترا مثل نوشیدنی تو بار هستن
در مقایسه با شراب قویشون
نوشیدنی میوه ش خیلی خوبه ولی اثرای وحشتناکی از خودش باقی میذاره
تنوع نوشیدنی هات خیلی زیاده
کدوم یکیشون مثل زیایوه؟
کلمات تند خیلی موثر به نظر نمیرسن
میدونم اون داره خودشو مجبور میکنه
ولی به راهش ادامه میده و دنبال من میاد
هیچوقت به مانع برخورد نمیکنه حتی اگه سرعتش زیاد باشه
اینجور دخترا واقعا خودشونو فدا میکنن برا چیزی که میخوان. مراقب باش
نگران نباش
من حتی یه کمم به این جور دخترا علاقه ای ندارم
واقعا؟
فکر میکنم قلبت یه جایی گیره
حالا زنای کمتری رو میبینی
میزو قرار نداری؟
باید برم
خیلی سخته با بزرگتر از خودت قرار بذاری
همش بهت زنگ میزنه و خیلی سخت گیرانه زیر نظرت داره
به همین خاطر قرار گذاشتن خیلی جالبه
سن و عشق چیزای نیستن که درموردش نگران باشیم
میزو هنوزم سانا رو دوس داری؟
اون یه الهه ست هر وقت بخوای میتونی پرستش کنی
ولی آدمای اطراف خودتو هیچوقت فراموش نکن
شیمن
عشق واقعی مسئولیت میخواد
هر وقت نیاز باشه باید خودتو قربانی کنی
برا اون آدم تو آینده
تو این بیست سال کاملا میشناسمت
اولین باره کلمه قربانی کردن و از زبونت میشنوم
سانا واقعا شگفت انگیزه
اون فک میکنه تو خودتو براش قربانی کردی
باید برم دیگه
هی پسر خوشتیپ تنها نوشیدن کسل کننده ست
میخوای با هم بنوشیم؟
متاسفم امروز نه. شاید یه وقت دیگه
دو مینگ سی
میخوام بدونم داره چیکار میکنه الان
دلم میخواد ببینمش ولی نمیشه
همون موقع که رسما قرار نمیذاشتیم بهتر بود
نه
چیکار میکنم؟ دوباره به چه مزخرفاتی دارم فکر میکنم؟
دو مینگ سی
دو مینگ سی
سلام شان سای
سلام شان سای چرا هیچی نمیگی؟
کیه؟ چی شده؟
الان میام اونجا
دزده امشب موفق نشد شاید دوباره برگرده
اگه چیزی مشکوکه فورا به پلیس زنگ بزن
البته ما هم برا امنیت منطقه اینجا گشت میزنم
لطفا درت رو قفل کن
زنگ بزن پلیس
اگه اتفاقی افتاده زنگ بزن پلیس
گوشیم کجاست؟
گوشیم
چی شده؟ دزده برگشت؟
خیلی از خود راضیه
درسته
تنبیهش میکنم. نابودش میکنم
هی
چرا اینقدر عصبانی شدی؟
دو مینگ سی
میتونی درست فکر کنی؟
نیمه شبه
چرا اینجایی؟
دختر دیوونه نگرانم کردی
اگه دزده رو بگیرم از وسط نصفش میکنم
خیلی خوبه اینجایی
احساس امنیت میکنم
یه جای خوب برات پیدا میکنم
دیگه تو این محله خطرناک نمون
نیاز نیست
حتی اگه فکر کنی خوب نیست
ولی خونه منه
مهم نیست چی بشه همینجا میمونم
ممنون دو مینگ سی
کی کنارت زندگی میکنه؟
هیچکی خالیه
نگران نباش
میخوای امشب بریم خونه من بخوابیم ؟
نیازی نیست همین جا میمونم
باشه پس پیشت میمونم
نه
نمی تونی اینجا بخوابی فقط برو خونه
چرا؟ مگه قبلا اینکارو نکرده بودم
نه برو خونه
برو خونه و اونجا بخواب
مطمئنی؟
برو خونه من نگرانتم
هیچی نمیشه
نگران نباش مطمئنی؟
مطمئنم درو قفل کن
باشه
نقشه ات چیه؟
اگه دزد دوباره بیاد خطرناک نیست؟
دو مینگ سی چی گفت؟ حتما باید نگران باشه
آره
پس؟
ازم خواست باهاش برم خونه اونا و اونجا بخوابم
ولی چطور میتونم اونکارو بکنم؟
چرا نتونی؟ دوست پسرته
درسته
ولی... شان سای
بزار ازت یه چیزی بپرسم. اونکارو با دو مینگ سی کردی؟
کدوم کار؟ رابطه داشتین؟
زیایو چی میگی؟
یعنی نداشتی؟
همیشه فکر میکردم دوست داشتن یه نفر یعنی هر چی داری در اختیارش قرار بدی
فک کنم طبیعیه
زیایو
این موضوع برا من خیلیه نمیتونم اونکارو بکنم
شان سای تو واقعا خیلی پاکی من نیستم
چطور تو نیستی؟
الان فرق کردم
من اون زیایو قبلی نیستم
الان روحیه جنگندگی بالایی دارم
زیایو
خیلی از روحیه ت میترسم
شیمن باهات چیکار کرده؟
سلام
هنوزم میخوای باهام قرار بذاری؟
آره
شان سای اتفاقی افتاده باید برم
اگه رئیس پرسید بگو من بیکارم
چی شده یه دفعه؟
باشه برو من مواظبم باشه
شان سای
به نظرت این رژ لب بهم میاد؟
فکر میکنم این بهتر بهت میاد
باشه پس از این رنگ استفاده میکنم
این برند رژ لب این روزا خیلی معروفه
عجیب به نظر میرسم؟
نه واقعا
ولی.. شان سای بعدا حرف میزنیم
من رفتم خداحافظ
شان سای
به نظرت امروز هوا خیلی خوب نیست؟ حتی بوی خوبی میده هوا
واقعا دوسش دارم
امروز خیلی خوشحالم
هی زیایو
نمی خوای اول لباساتو عوض کنی بعد بری؟
درسته
به خاطر رژلبه؟
به نظرم زیایو امروز خیلی شاد و زیبا شده
هوای اطرافش مثل رنگ صورتیه روشنه
انگار تو آب شناوره
سی خشم بدی داره و خیلی عجوله
ولی خوبه
شان سایم همونطوریه
شاید شان سای فقط میتونه با سی قرار بزاره
درسته اونا واقعا بهم میان
ما فقط درمورد سی و شانسای حرف زدیم
نباید درمورد خودمون حرف بزنیم؟
درسته
کار تو مغازه چایی چطور پیش میره؟
بد نیست
نوشیدنی جدیدی ندارین؟
آره اسمش...
اسمش...
اشکالی نداره
یه بار میام و امتحانش میکنم
خانم امروز واقعا خوشگل شدین
اسم این دسره. آقا اینو براتون سفارش دادن
مردد نباش
بازش کن
۱۵۷۳
این به این معنی نیست احساس ما واقعیه؟
نه
شماره اتاق منه
عحیبه فکر میکردم کسی اینجا زندگی نمیکنه
کسی اومده اینجا؟
خیلی بی خیاله
کلید هنوز رو دره
سلام کسی اینجاست؟
دونگ شان سای همسایه کناریم
کلیدتونو رو در جا گذاشتین
کسی خونه ست؟
یادم نرفت برش دارم
مخصوص برا تو گذاشتمش
چرا اینجایی؟
اینجارو اجاره کردم
چی؟
تو خونه کناری رو اجاره کردی؟
من تو یه ماموریت مخفیم
نیاز به خونه خالی داشتم. راز....
باید از یه خوک بزرگ مراقبت کنم
اون ممکنه به هر کسی حمله کنه
باید مخفیانه ازش مراقبت کنم
خوک کیه؟
نگفتم تویی که چرا ناراحت میشی؟
این همه خونه خالی
چرا اومدی اینجا رو اجاره کردی؟
جاش خیلی خوبه خیلم راحته
اگه خانواده ت بفهمن ماموریتت شکست میخوره؟
نگران نباش
صاحبخونه هیچی به کسی نمیگه
از کجا میدونی؟
نکنه دهنشو با لباساش بستی؟
واقعا یه خوک دیوونه ای
منم راه خودمو دارم
پول مطمئنم از پول استفاده کردی
تو دقیقا این مدلیی
یا تهدیدشون کردی؟
میزاری حرفمو اول تموم کنم؟
گوش کن
دوست پسرت خیلی خوشتیپه
البته اون عاشق جذابیتم شد
به خاطر همین خونه رو بهم اجاره داد
خوب خیلی احساس غرور میکنی نه؟
این پسر خوشگل فقط دوست پسرت نیست
حتی الان همسایه ت هم هست
چرا این خونه ی کوچیکو اجاره کردی؟
اگه من خوک دیوونه ام تو خوک دیوونه تریی
دیوونه شدی؟
این خونه رو دیگه اجاره نکن
وقتی خوک دیوونه در خطره من نباید ازش دور باشم
نمیفهمی؟
البته که میدونم تو نگران منی
به خاطر همین این خونه رو اجاره کردی
ولی حرکاتت واقعا شوکه کننده ن
چرا بهم زل زدی؟
دوست پسرت واقعا خوشتیپ و باحاله نه؟
مثل اینکه سلیقه تو و صاحبخونه دقیقا مثل همه
نوشیدنی میخوای؟
میخوای اول دوش بگیری؟
آروم باش
کنجکاوم بدونم دو مینگ سی خوابیده یا نه
سقف خیلی پایینه
بوی خاصی میاد
چطوری اینجا میتونه برا زندگی راحت باشه؟
شان سای تو همچین محیطی بزرگ شده
پس منم الان مثل اون شدم
من تو هوایی نفس میکشم که شان سای نفس میکشه
هر مشکلی باهاش روبه رو میشیم ما رو از هم جدا نمیکنه
ما رو بیشتر بهم مشتاق میکنه
مردم واقعا ارزش بیشتری
برا عشقی که به سختی به دست بیارن میزارن؟
باید الان بریم پیش شان سای؟
نه خیلی دیر شده
شاید اشتباه متوجه بشه
فکر میکنه میخوام کاری باهاش بکنم؟
خیلی دلم میخواد برم پیشش
فک کنم باید خودمو بندازم تو دنیای اون
فک نمیکنم اون هیچوقت مشتاق باشه بیاد تو دنیای من
خیلی موثر بود
میخوام برم اونجا همین الان بهش بگم
ولی....
اگه برم در خونه ش رو بزنم
اون فکر نمیکنه من دختر دم دستیم؟
خودتو مجبور نکن
تو اونطور دختری نیستی
واقعا از دخترایی که راحت خودشونو به هر کاری میزنن خوشم نمیاد
خودتو بزرگ نگه دار
من..
احساسم به تو خیلی با اهمیته که حاضر شدم باهات بیام اینجا
اگه تو خوشحال بشی
من مشتاقم هر کاری بکنم
خیلی طبیعیه اولین بار استرس داشته باشی
بهش توجه نکن
دفعه دیگه استرس ندارم
شیمن
یکم بهم وقت بده و صب کن
واقعیتش من فقط میخواستم بترسونمت
هیچوقت فکر نمیکردم مشتاق هر کاری باشی
اون زیایویی که میشناسم نیستی
ولی چرا اونایی که همدیگرو دوس دارن نمی تونن با هم باشن؟
زیایو مطمئنی میخوای اینکارو بکنی؟
من میتونم هر کاری بکنم
بعد چی؟
ولی مطمئنم پشیمون میشم اگه قلبمو دنبال نکنم
پشیمونی همیشه تو عشق هست
پس تو هم پشیمونی تو عشق داری
به تو مربوط نمیشه
مسائل شخصی بقیه رو پرسیدن واقعا بی ادبانه ست
پول اتاقو پرداختم
میتونی وایسی منظره رو ببینی بعد بری
مجانیه
شیمن
ولی چرا اونایی که همدیگرو دوس دارن نمی تونن با هم باشن؟
ولی چرا اونایی که همدیگرو دوس دارن نمی تونن با هم باشن؟
ولی چرا اونایی که همدیگرو دوس دارن نمی تونن با هم باشن؟
مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK
مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK
مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.