Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
شش سال از مرگ شوهرم گذشته
من ، نیجیهارا یائویی
از حد و حدود خارج شدم
اونم با برادرم ، هیرو که باهاش زندگی میکنم .
یه نوع رابطه جنسی بود که هیچوقت درموردش به کسی نگفتم .
تحت تاثیر این راز قرار گرفتم،
مثل یه رُز وحشی بود که با بوی خودش دلبری میکرد.
هرچند که یه روز
خیلی وقت گذشته ، خانم .
تو !
مردی که باهام خوش و بش کرد کسی نبود جز هبیزوکا جوجی
مردی که شوهرم و من قبلا بهش دستور میدادیم.
و اینکه
اون عوضی که باعث اون تصادف خونین هشت سال پیش شد .
یائویی سان من
این اولین باریه که بعد از مدت ها همدیگه رو میبینم .
عجب خوش آمد گویی سرد و غیرصمیمی .
بهترین شیوه واسه احوال پرسی با کسی که همیشه دائم نئشه س و به دخترای گروه تجاوز کرده .
مثل همیشه عصبانی هستی.
واسه همین فک کردم که اینجا به مشکل خوردی واسه همین اومدم اینجا
همم، کی ، تو ؟
شنیدم که رئیس مرده .
اگه درست یادم باشه ، شش سال پیش بوده .
چی خنده داره ؟
رئیس من ُ از گروه پرت داد بیرون
و زندگی من ُ از این رو به اون رو کرد.
تاحالا اینقدر خوشحال نبودم .
بعدشم
رویای دیرینه من بلاخره محقق شد.
اون سوراخ کوسی که تا حالا نتونستم بهش دست پیدا کنم
الان تو چنگ منه .
میدونستم.
مثل همیشه عوضی هستی
ادامه بده ، شیطان متجاوز
قبل اینکه تماس بگیرم بچه ها بیان عاشق کتک زدنت هستن
راستش ، یه چیز باحال با خودم آوردم .
داداش کوچیکه رئیس ... بچه سر به راهیه ، نه ؟
هیرو کون
تو نکنه...!
مواد غذایی مدت زمان محدود عمده فروشی جاشون امنه دیگه!
من و یائویی سان امشب جشن میگیریم.
فقط باید باهات انجامش بدم ، مگه نه ؟
حتی با خودم به هتل عاشقونه آوردمت ، چقد احمقانه .
چرا همین حالا شروع نمیکنیم ؟
میدونی که ، از منتظر موندن خوشم نمیاد .
باشه فهمیدم .
باورم نمیشه که درمورد هیرو میدونه
اولویت اول من امنیت هیرو ـه
مهم نیست چطوری باید ازش مراقبت کنم .
اگه دلت میخواد میتونی همین حالا بیخیالش شی
انجامش میدم !
خب؟
مزه کیر بعد از این همه مدت چطوره ؟
مزه ش عالیه ، نه ؟
خیلی بو میده ، دارم بالا میارم !
میدونی همیشه یه کیر تمیز و جوون رو میخورم.
خیلی با این چیز عجیب غریب و کثیف فرق میکنه .
این چه سریه داره ؟
خیلی حس بدی داره
بی ارزش نیست در واقع خیلی هم می ارزه
من حتی از زن هایی که میخواستن باهاش حال کنن پول در آوردم.
چقدر احمقانه
یعنی اینکه این یه کیر ضعیف که با معلوم شدنش هم نمیتونه کاری کنه
دارم طعنه های تحقیر آمیزت رو موقعی که داری کل کیرم میخوری گوش میدم .
یالا خوب ساک بزن
پسر ، آبجو خوردن موقعی که دارن واست ساک میزنن بهترینه
و اونی که داره اینکار میکنه زن رئیس گروه سابقمه
بعدشم این همون یائویی سان گستاخه که داره کیرم میخوره.
مثل رویا میمونه .
نمیتونم نفس بکشم !
نمیتونم
نفس بکشم
دارم خفه میشم .
خوبه ، داره آبم میاد !
ریختش بیرون
بلند شو
لباسات در بیار
تپش قلبم متوقف نمیشه
باید آروم باشم !
صبرکن
اینوری
یه مدته که دارم یه بویی حس میکنم
این آب کوست نیس، ها؟
شاشیدی، نه ؟
حتی خودتو خیس کردی؟
کوست تنگ و خیس شده
حس انگشتام خوبه
سرم داره سیاهی میره
هر لحظه بیشتر داره آبم بیرون میاد
لحظه ای که آب کیرم بیرون زد شاشیدی
ملکه الان بدون شاهش خیلی بدبخت به نظر میاد
اصلا مغزم کار نمیکنه
حالا نوبت برنامه اصلیه
اول از همه، از پشت سر بیا روم
حس تنگی داره !
فقط سرشه ! عجب کیرش گندس
میترسم بیشتر هلش بدم داخل
هی ، دست نگداشتی
ترسیدی؟
الان میذارمش تو
این چیزی نیست
رفت تو !
تا ته کوسم رفتش .
اصلا فکر نمیکردم فقط با گذاشتن داخل اینقدر حس خوبی بده
تازه ارضا شدی؟
نخیر ... نشدم !
ارضا نشدم !
بدنم فقط واکنش نشون داد!
حالا واسه بقیه ماجرا هیجان گرفتم .
اصلا ارضا نمیشم.
اونم با کیری مثل مال تو !
تهدید میکنی ؟ خوبه.
چون الان خفن ترین کیری که تونستی گیر بیاری رو بدست آوردی.
نه این ... این به خاطر اونه .
چرا باید ... همچین کیر بو گندو و کثیفی بخوام
چرا باید ... چرا باید ... !
قیافه خوبی به خودت گرفتی.
این قیافه بهم میگه که تو ارضا شدی.
نشدم !
هنوز نشدم !
عجب زن کله شقی هستی!
حتی سوراخ کوست هم بهم میگه شدی.
نه ، اونقدر نه !
نزن بهش ... نزن به رحمم !
هی
میخوام آبم بریزم اونجا
پس چرا از حلقه تو دستت نمیپرسی الان چه خبره !
اینکار نباید بکنی !
اگه اینکار نکنی ، نمیذارم برگردی خونه
نه
نمیتونم بیخیالش شم
با هر قسمت از وجودم از این مرد متنفرم.
توی همین مدت کوتاه
توسط اون دارم ارضا میشم !
مردی که قبلا بیشتر از همه متنفر بودم
الان داره باهام سکس میکنه .
حتی حالا ، دارم هرچی داره
اون آب بو گندو و کثیفش رو میگیرم.
آب منی کثیفش قراره توی رحمم پاشیده بشه.
میخوام اینطوری حاملت کنم .
بگیر!
امروز روز امن نیست و تازه هرچی داشت ریخت تو !
واقعا حامله میشم !
میخوام دیگه برگردم خونه .
درجا میخوام برم خونه .
میخوام به همونجایی که هیرو منتظرم برگردم.
یائویی سان این اواخر اضافه کار می ایسته
یه سرپرست ـه، پس کاریش نمیشه کرد ، نه ؟
هنوز استفادش نکردم .
احتمالا امشب خبری نیست.
یائویی سان
الو یائویی سان ؟
چی شده ؟ این موقع زنگ میزنی
چیزی شده ؟
نه ، راستش الان ... استراحت میکنم
اخیرا زیاد وقت نبوده که با هم باشیم
نتونستیم زیاد باهم صحبت کنیم ، نه ؟
هیرو
واسه همین میخواستم صداتو بشنوم
ممنونم !
منم میخواستم صداتو بشنوم !
اوه راستی ، فک کنم امروز زود بیام خونه .
واسه شام چی میخوای ؟
خب بذار ببینم
اما همین الان ناهار خوردم
اینقدر فشار نده تا رحمم !
نمیتونم درست حرف بزنم !
کاری چطوره ؟
کاری دوست داری ، نه ؟
چطوره کاری مخصوص درست کنم ؟
پارم کرد.
داره هلش میده تو رحمم
عاشقشم !
کاری های تو واقعا خوشمزه س
سبزیجات هنوز از دیروز مونده
گوشت به اندازه کافی داریم !؟
اوه ، فقط گوشت گاو داریم.
اما با یکم گوشت خوک قاطیش میکنیم ، نه ؟
دیگه تمومش کن
هیرو داره میشنوه ، اونوقت من نمیتونم جلوی ارضاشدنم بگیرم.
ها؟ یائویی سان ؟
صدامو داری؟
باید تماس قطع کنم
قبل اینکه ارضام کنه
الو؟
یائویی سان ؟
صداتو ... دارم.
حالم ... خوبه
چی شده ؟
نفس نفس میزنی
داشتم آروم میدویدم
موقع دویدن تماس گرفتم
ها؟ توی بیمارستان؟
آره
رژیم گرفتم
صدام بالا نمیاد ، نمیتونم درست نفس بکشم
واسه منم سخته !
جی اسپاتت الان باز شده
یائویی سان ؟
همین الان زدش به جی اسپاتم
حالت خوبه ، یائویی سان ؟
مشکلی نیست ، دوی آرام تبدیل به دوی تند شده .
همش تقصیر این سگ ـه .
سگ ، ها
پس کاری میکنم بیشتر درد بکشی !
یائویی سان ؟
هی یائویی سان ؟
نمیتونم جلو خودمو بگیرم.
الانه که صدامو بشنوه!
نفس زدنت سخت شده
توی مسیر برگشتی؟ سریع تماس با امداد تماس بگیر
نمیتونم متوقف شم
هرچی چیزی به جز اون !
همین الانش کلی آب ازش اومده
اما مشکلی نیست
هنوز سفت و شقـه
الانه که ارضا شم
میخوام تماس قطع کنم ، خیلی میخوام تمومش کنم !
چقد نازی
خب ، میخوام
نه اینکارو نکن !
داره میاد !
آبش داره میریزه تو کوسم
آب کثیفش داره میریزه تو
دارم ارضا میشم !
این یه جور مبارزه بود یا واکنش به مبارزه ؟
درست موقعی که داشتی ارضا میشدی خیلی محکم دستام تکون میدادی.
فک کنم به خاطر اثر بعد ارضا شدن الان نمیتونی درست بهانه ای بیاری
کوست انگاری خیلی حال کرده
منظره شاشیدن در کنار ارضا شدن از اینجا جالبه
بقیه آب مونده سر کیرم بخور
و تمیزش کن
دارم چیکار میکنم ؟
دوتا سوراخم با منی این عوضی پر شده
تا شب خدافظ
بعد از شیفت کاری میخوام باهات حال کنم
تا بعد
دیگه مغزم کار نمیکنه .
الان همه چیز اشتباهه
اوه داره بارون میاد
نمیدونم یعنی یائویی سان چتر با خودش برده
هیرو ای که باید ازش محافظت کنم
تا الان قربانی دوبار خیانت من شده
و تازه قراره
سوم دفعه هم بدم
متاسفم هیرو
من ... حالا دیگه جنده ی کیر هیبیزوکا شدم .
خیلی حس خوبی داشت دیگه نمیتونم فرار کنم.
واقعا متاسفم.
https://eroanimesnewsite.blogspot.com/
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.