Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cherokee
Chichewa
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hmong
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maori
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
یائویی سان ِ من
یائویی ... سان !
هیرو ، همیشه اونجا خودارضایی میکنی .
و همیشه هم با من جق میزنی .
همش تقصیر توئه ، یائویی سان .
اینطوری که الان دارم خودارضایی میکنم
واقعیت اینه که به زن های دیگه علاقه ندارم
همش هم به خاطر توئه ، یائویی سان !
باشه، مسئولیتش رو میپذیرم.
اما نیِسان ...
اون دیگه اینجا نیست .
اون دیگه توی دنیا ما نیست .
یعنی دلیل اینکه بعد از دست دادن اون هنوز با منی اینه ...؟
در واقع ، به عنوان یه مراقب
تا زمانی که خودت کاملا بزرگ بشی .
بیا ، هیرو .
همه چیز رو به نِسان بسپر
آه ... خواب بود .
هیچوقت فکرش نمیکردم خواب رفتن به چشمه آب گرم با یائویی سان ببینم .
تازه خیلی هم سکسی بود .
وایسا ببینم ، این که شورت یائویی سان ـه!
خیلی حس تحریک بهم دست داد موقعی که لا پاش و سینه هاشو حس کردم.
بعدش موقعی که تو حموم بود شورتش رو کِش رفتم تا باهاش جق بزنم .
چی ...
این بد ـه .
باید سریع تمیزش کنم !
چی بده ؟
وای !
آه ! یائویی سان !
وقتی خواستم یه نگاهی تو اتاقت بندازم دیدم خوابیدی.
دلم میخواست موقعی که صورت درحال خوابت میبینم کلی کار باهات کنم .
صبرکن ! اونا مجلات پورن منن !
بدون اینکه ازم اجازه بگیری درشون آوردی.
حریم خصوصی هم خوب چیزیه !
میبینم که از اون مدل فتیش های خاص داری. )فتیش : خیال پردازی )
جدیداشون پرستارم اضافه شده .
نکنه چون من سرپرست بیمارستانم؟
البته که نه.
واقعیتش کاملا تصادفیه
اوه ، تصادفیه ها
خیلی بد شد.
فک کردم شاید واست عادی باشه.
میدونی ، هیچی زیر این لباس خوابم نپوشیدم .
شوخی کردم .
البته که نه.
زیرش سوتین پوشیدم .
لباس زیر هم همینطور.
اوه؟ شاید زیادی اذیتت کردم .
ببخشید.
درک نمیکنی ، یائویی سان
اصلا احساسات من ُ درک نمیکنی.
هیرو ؟
منم مَردم.
شاید الان بچه باشم.
اما اینجا واقعا جدی هستم !
هیرو.
اولین بوست بود ؟
آره .
اولین نفر بودی.
که اینطور.
همونطوری که گفتم ، همه چیز بهت یاد میدم
اما، این فقط واسه امشبه.
وقتی صبح بشه برمیگردیم به همون چیزی که بودیم.
قبوله ؟
باشه ، خب
یکم باید چشماش ببندیم.
اول لباسات در بیار.
مال منم همینطور .
قراره دوتایی شبیه به دورانی بشیم که متولد شدیم
واقعا حس بدی داره
معمولا ما هر روز همدیگه رو میبینم .
میدونم ، تو از اون مدل آدمای استرسی هستی.
مشکلی نیست .
بسپرش به خودم .
یائویی سان با دقت داره کیرم میخوره .
حس خوبی میده .
پاشید بهش
هی ، باید درست تمیزش کنی فهمیدی.
متاسفم ! الان میرم دستشویی
این سرویس ویژه امشبه.
من کسی هستم که تا آخرین قسمتش رو تمیز میکنم .
ممنونم ، یائویی سان .
حس میکنم انگاری خواب میبینم .
یائویی سان ...
تازه ارضا شدم .
مشکلی نیست .
میخوام همشو بخورم .
تا آخرین قطره رو داره میخوره .
خب ؟ حال داد ؟
آره خیلی .
هرچی نباشه جوونی.
هنوز انرژی داری.
یائویی سان ، میخوام بکنمت الان
نمیخوای قبلش یه نگاه بهتر بهش بندازی؟
به کوس خواهرت که قراره بکنیش
عالیه
خیش شده و توی تاریکی آبش معلومه
خیلی خوشمزه به نظر میاد ، یائویی سان
دیگه نمیتونم تحمل کنم .
بیا
عجله نکن
یکم آروم تر
جوری واژن لمس کن که میخوای سوراخش رو چک کنی
سوراخش اینجاس
پس همینطور آرم بکن توش
یکم یکم بذار داخل
خوبه ، داری خوب انجام میدی
با همین سرعت ادامه بده .
یائویی سان ، کوست گرمه
حالا باهات یکی شدم ، نه ؟
دیگه آدم بالغی شدی ، هیرو.
خیلی حال میده ، یائویی سان .
پس سکس این حس داره .
به منم حس خوبی میده .
شاید ... چون خیلی وقته که کیر تو کوسم نرفته .
خیلی حس خوبی داره .
همینطور ادامه بده ، هیرو
مطمئن شو موقعی که میذاری داخل
درست بره تو کوسم .
اگه اینطوری پیش بره ، من ...
آبم میاد !
میخوای ارضا شی ؟
میخوام تو رو هم ارضا کنم .
میخوام آبت بیارم ، یائویی سان !
اگه این کاریه که باید انجام بدم میخوام چندین بار انجامش بدم
میخوام همیشه ارضات کنم ، همیشه راضیت کنم !
انرژی بیشتری گرفتی
نه ، سینه هام آروم گاز نگیر
آه وای ...
من اول ارضا میشم !
خواهش میکنم ، هیرو باهام ارضا شو
تا اون موقع تحمل میکنم .
پس خواهش میکنم ارضا شو .
کوسم حس میکنم داره ذوب میشه!
داره آبم میاد ، یائویی سان
بیا با هم ارضا شیم !
باشه پس انجامش بده
تمامش حست رو درون من بریز!
داره آبم میاد .
ایستگاه پرستاری
تا حالا چند روز پشت سر هم شده ؟
فقط دوساعت میخوابم ... خب تعجبی هم نداره خوابم بیاد.
وای چقدر عجیب ...
تا حالا هیچوقت ندیدم خمیازه بکشی ، نیجیهارا سان .
رئیس !
ببخشید ، اشتباه از من بود .
نمیخواد جدی بگیری.
اما کاریش نمیشه کرد .
از وقتی که یه نفر داشتی خیلی وقته گذشته نه ؟
هفتمین سالگرد ، نه ؟
مرگ شوهرت میگم .
زمانی که تحت تاثیر نزدیکانی هستیم که دیگه نمیتونیم داشته باشیم خیلی ناراحت میشیم ، مگه نه ؟
خب ... آره واقعا مشکل بزرگیه .
گیج شدم و فکر کردم درمورد هیرو ـه
درسته .
دیروز آخرین سالگرد بعد از شش سال مرگ شوهرم بود .
برخلاف اون ، من ...
شش سالی از مرگش گذشته ، ها ...
اصلا نمیشه جز اینکه تقدیرش این بوده چیزی بگیم.
آره ، البته واقعا مرد غیرعادی بود .
راست میگی.
نباید اینجا انجامش بدیم.
فامیل ها میفهمن.
مشکلی نیست ، همه مشغول حرف زدن درمورد نیسان هستن .
خب ، درمورد شیوه زندگیت اخیرا ...
چی شده ، یائویی سان ؟
دیگه نمیتونی مقاومت کنی ؟
نباید جلو همه اینکارو بکنی !
باید به عنوان مراقبش به درستی بهش بگم .
باید بگم بس کنه !
خب ، هیرو کون واقعا خیلی بزرگ شده .
مطمئنم که برادرت از دیدن تو خوشحال میشه .
مگه نه ، یائویی سان ؟
نزدیک نیایی ها ، از همونجا حرف بزن ، خواهش میکنم .
همش به خاطر یائویی سان ـه
تا الان از من مراقبت کرده .
هنوز همون بچه سربه هوا شیطونه.
هیرو کون سربه هواس ؟
وقتی اخلاقش خوبه نه ؟
هرچی نباشه خون رو نمیشه عوض کرد یائویی باهاش درگیره .
درست میگی ، یکم پیچیده س .
بس کن ! اینقدر با کوسم و چوچولم ور نرو.
درست جلو اینا داره باهاشون ور میره ...
و کاملا خیسش کرده
آه نه ... خیلی حس خوبی داره .
نه !
داره آبم میاد ...
داره میاد
اگه صدام بلند شه همه میفهمن
میدونم .
میخوام بکنمت ، یائویی سان .
باشه .
خیلی از فامیل ها توی اتاق های دیگه ان .
اما من اینجا دارم با داداش کوچیکش سکس میکنم .
واقعا حس خوبی داره .
خیلی حشری شدم .
انگاری سوار یه موتور با سرعت بالا شدم .
ضربان قلبم رفته بالا !
آه نه ، داره صدام درمیاد !
میخوای چیکار کنی ؟
اینطوری بهتره ، نه ؟
هیرو ...
یائویی سان ، حس خوبی داره ؟
کیرت خیلی خوبه .
میخوام همشو بریزم توکوست
میتونم ، مگه نه ؟
نزدیکای پریودیمه ، پس لطفا بریزش بیرون .
اما دیگه نمیتونم جلو خودم بگیرم.
یائویی سان ، همشو بگیر.
نه ... اینکار نکن !
داره آبم میاد !
دیگه نمیتونم مقاومت کنم .
دیگه نمیتونم بدون این کیر زندگی کنم .
نمیتونم بهشون بگم .
نمیتونم بهشون بگم کمبود خوابم به خاطر سکس هام با برادرشوهرمه.
اصلا نمیتونم بگم .
نیجیهارا سان ، مهمان داری.
خوش اومدی !
اگه واقعا بهم اهمیت میدی پس از فردا باید کاندوم بذاری ، باشه ؟
باشه.
خریدن این چیزا من ُ خجالت زده میکنه .
مطمئنم که این عشقه ، آره عشقه
خیلی وقت ندیدمت ، خانم.
تو ... !
https://eroanimesnewsite.blogspot.com/
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.