All language subtitles for Family.The.Unbreakable.Bond.E02.WEB-DL[@AirenTeam]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(خانواده: پیوند ناگسستنی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

رئیس

...شما اینجا چیکار میکنید

مدیر کوان، خودت گفتی که بیام

غذاتـون رو آوردم

هی

هی

تو کی هستی؟

تایید وضعیت

...آدرس بیونجو رو 17، آپارتمان سو وو

واحد 704 هستش

اتمام وضعیت

تیم پاکـسازی رو لطفا بفرستید

چاقویی که ازش استفاده می‌کرد مال ولادی وستوکه

این اواخر که باهاشون کاری نکردی

این بچه‌ها مال قدیمن

مدتی بود که خبری ازشون نبود اما دوباره اومدن

خب دقیقا چرا تا اینجا پاشـدن اومدن؟

تیم پاکـسازی میان و اوضاع رو ردیف میکنن

مشکلی نیست، پس نگران نشو

اونجا چه غلطی دارن میکنن؟

...زندگی هیونگـت از الان

به قبل و بعد دیدن مدیر اوه تقسیم میشه

آره

نگرانم که از فردا چطوری قراره بره سرکار

"چرا تی شرت آبی پوشیدی؟"

"نکنه مدیر اوه جونـِت گفته آبی بهت میاد؟"

این مرتیکه مگه همین دیشب حموم نبود" "چرا دوباره داره دوش میگیره؟

"چرا کفش‌هاتو برق میندازی؟"

"چرا انقدر شیک و پیک کردی میری سرکار؟"

هرچی بشه زن داداشت قراره ربطش بده به مدیر اوه

عمرا نمیتونم تحمل کنم

من باشم نمیتونم راحت زندگی کنم

چرا انقدر شورش می‌کنید؟

بذار ببینم

اگه جون جی هیون جلوی چشم مردا باشه

دیگه کسی یه نگاهم به این خانم مدیره نمیندازه

بابا

مگه همه مردم یه جور زندگی میکنن؟

روانشناسی انسان میگه

...اگه فقط یه جا بلغـزی

دیگه تا تهش گند میخوره بهش

...توی زندگیشون وسواس و شک به وجود میاد

یا ابلفضل، زن داداش

مدیر اوه خیلی خوشگلـه، مگه نه؟

هووووی الاغ چرا نمیای بالا؟

بابا

چی؟

این چیه؟

اوه- بیا بالاااااااا-

زود باش بیا ببینم

پس چرا نمیای بالا؟

خانواده‌ت منتظرتن برو بالا

چی چیو برم بالا؟ الان به خاطر تو همه چیز به هم ریخته

سوار شو برو

چرا؟؟ خانمت که نصفه شب چون کنجکاوه به رئیست میگه بیاد

اگه منو ببینه میزنه دهنتو سرویس میکنه؟

هی، با زنم کار نداشته باش

زن مهربونی مثل اون با تو اصلا قابل مقایسه نیست

زنم الان آسیب دیده

اگه سوتفاهمی پیش اومده باید حلش کرد

اگه شکست خوردی فقط دلداریش بده

من همه چیو برات حل میکنم

چی چیو حل میکنی؟ تو خودت اصل مشکلی

چرا نمیری؟

چیه؟

سلام. اوه چون ریون هستم

اومو، پدر جان

حالا که از نزدیک دیدمتـون خیلی جوون هستین

حتی اگه بگین برادر بزرگـتر مدیر کوان هستین باور میکنم

نه بابا

ببخشید نشد بیام عروسیتون ناراحت شدین، درسته؟

برای همین پول بیشتری برای کادو به برادرت دادم

از آشناییت خوشبختم می ریم جان

تو مین سو هستی

خدایاا، لپاشو ببین خیلی نازن

از آشناییت خوشبختم

من اوه چون ریون هستم

بالاخره همو دیدیم

خب خب... همگی بشینید

بشینید پدر جان

...خب

...درضمن درباره اینا

هدایایی هستن که هروقت مناسبت خاصی بود

برای خانواده مدیر کوان عزیز تدارک می‌دیدم

هی میگفتم بیا بگیر اینارو براشون ببر

هی میگفت نمیخوام، نمیخوام

...برای همین یه جورایی میشه گفت احساساتم بود

که به دست شما نرسیده بود؟

خانواده دوست داشتنی

بفرمایید شروع کنید

واااای، این واقعا خیلی گرونه

خیلی ممنونم

وای این برای منه؟ واقعا دلم میخواست امتحانش کنم

...آیگو

این نسخه محدود نیست؟

...آیگو

چرا انقدر گرد و غبار توی هوا پخش شده؟

خانم اوه

این وقت شب یهویی مهمونی دعوت شدین !ولی ماشالا همه جوره تدارک دیدین

نفرمایید

به هر حال برای هدیه دادن باید یه نیتی باشه

...قصد دارین

با خانواده ما قاطی بشین، درسته؟

اومو... من که دشمنتون نیستم

اگه دقیق نگاه کنید میشه بهش گفت رشوه؟

...اگه از اون رشوه‌هاست که

"هرچی تو گذشته اتفاق افتاده رو فراموش کن"

...به نظرم برای این کار

کادوها اصلا جور در نمیاد

البته که کافی نیست

امروز فقط شروعشه

...بذارین بگم که در آینده

...چه کارهایی قراره برای شما انجام بدم- خانم اوه-

...هزینه اون زمانی که

پدرشوهر عزیز من داشت روی تخت سرد اتاق عمل با مرگ دست و پنجه نرم میکرد

و شوهرم دائما بهونه می‌آورد و آخرشم نیومد

دقیقا چقدر میشه؟

خانمم

گفتم که اون‌موقع سفر کاری بودم

...خودت همه اینارو میدونستی اما

مشکل همینه

...خب

آدم باید با خانواده‌ش بره سفر کاری

...بعدشم اگه صادق باشیم

عمل زانو دیگه با مرگ دست و پنجه نرم کردن داره؟

هی بچه پررو

بیهوشی شوخیه از نظرت؟

...ای بابا، بابا توام

...علاوه بر اون

وقتی برادرت سربازی بود حتی یک بار هم ملاقاتش نرفتـی، درسته؟

آره

همش میگفتی خانم اوه کلی کار ریخته روی سرت پس سرت شلوغه و نمیتونی بیای

اصلا میدونی اون‌موقع چقدر قلبم شکست؟

به نظرم در حد یه خونه نو ارزش داشت

الهی بمیرم

گوگولی قشنگ من ناراحت شده بوده؟

خیلی گریه کردم

خدایا، واقعا دارم دیوونه میشم

هی

...خیر سرت مردی

کسی که سربازی ادارات دولتی شیفت وایستاده

چرا باید ملاقاتـش رفت؟

برای چی انقدر شورش میکنی؟

خیلی خنده‌دار نیست؟

برو خودتو جمع کن بچه

...حرف مفت میزنه

...اوه، گویا پس سوتفاهمات پیش اومده

از چیزی که پیش‌بینی کرده بودم خیلی بیشتره

...نه و

روز، شب، صبح هر لحظه ممکنه یه چیزی بتـرکه

ممکنه یه چیزی بتـرکه

مگه دست خانم اوهه؟

شرکته‌ها، شرکت

ها؟

پس عزیزم

...واجبه که همینطوری

...توی همچین شرکت بیخودی

به کارت ادامه بدی؟

ها؟

درست نمیگم خانم اوه؟

خانم اوه؟

همش تقصیر منه

...همه اینا

به خاطر بی دقتی من اتفاق افتاده

من لیاقت ندارم

من بدترین رئیس دنیام

هیچ بهونه‌ای ندارم

شرمندم

کار شرکتی همینه

در اصل کار بالا دستی‌ها سخت‌تره- خانم اوه-

...درسته

برای همینه که من کار پیدا نمیکنم

...درسته درسته اون

یه رئیس باحاله که به زیردستاش فکر میکنه

خوشگله

...به این رئیس زورگو اراز و اوباشش

...مدیر کوان مهربون

هیچوقت نه نگفته

همش دستورات من بوده

...بدون مدیر کوان

شرکتمون به فنا میرفت

...من و شرکتم

نسبت به مدیر کوان و خانواده‌ش

مدیون هستیم

شرمندم

...آیگو، نزن این حرفارو

مجانی که نیست

به هرحال براش حقوق میگیره

هی بچه

سخت‌تر کار کن

باشه، چشم

اشکال نداره گریه نکن

وای خدایا، اشک منم در اومد

من اصلا نمیدونستم که اینطوری بوده

داری گریه میکنی مامان؟

عزیزم

همش تقصیر منه

عزیزم پول درآوردن سخته، نه؟

فروش کافه هم خوب نیست

طراحی داخلی به چه درد میخوره؟ "فقط پولو بگیر و خرج کن"

ببخشید که من نمیتونم هیچ کمکی کنم

پدر جون

...اگه من برات

کفش پیاده روی نسخه محدود خریده بودم

اونطوری از بالای کوه پرت نمیشدی پایین

...من خیلی متاسفم

آیگوو نه نه، این حرف رو نزن عروس قشنگم

کفش نسخه محدود میخوام چیکار؟

وقتی پیر میشی باید یه گوشه بشینی اصلا چرا پاشدم رفتم اونجا؟

...آخه کوهنوردی به چه کارم میاد من

من اشتباه کردم

کار خودم اشتباه بود

و برادرشوهر

انقدر دلت بازی میخواست؟

من زن داداشتم

ولی اصلا نمیدونم از ته قلبت چی میخوای

نه زن داداش، گریه نکن

آدم بیکار بازی میخواد چیکار آخه؟ بازی نمیکنم، بازی نمیکنم

نمیخوام اصلا، هیچوقت بازی نمیکنم

من از همتون معذرت میخوام متاسفم، متاسفم

واقعا باحاله

...خیلی داره خوش میگذره

...عزیزم

مامان- اوه مین سو، مامان حالش خوبه-

اینطوری نمیشه، بیاین مشروب بخوریم

همچین مواقعی نمیشه که مست نکرد

هی مکنه. آماده باش

باشه، چشم بابا

چیه؟ چیه؟

خودت میدونی دیگه

یه نوشیدنی بخور، یه نوشیدنی بخور، یه نوشیدنی بخور

بیا تا وقتی مست بشیم بدوییم، نوشیدنی بخور

من و تو امشب

یکی میشیم و می‌دوییم، می‌دوییم

یه نوشیدنی بخور، یه نوشیدنی بخور، یه نوشیدنی بخور

تا وقتی مست بشیم

دارم میرم، یه نوشیدنی بخور

...من و تو

!ساکت باشید جان مادرتون

هی! طبقه چندمی؟- !بذارید کپه مرگمـو بذارممم-

الان تو دردسر بزرگی افتادم

زود باش سوار شو

روشنش کن، روشنش کن، روشنش کن

خب، به همه خوش گذشت؟- !شوهر-

بله، بله- اونی من، چون ریون اونی-

آره، میدونم

هی، مدیر کوان- بله-

خیلی خوردی- خواهرم چطوره؟ خوشگل نیست؟-

اوه، البته، البته- باید به هم معرفیتون کنم؟-

...نه، ما ازدواج کردیم، ازدواج کردیم- اونی، من میخوام برم خونه بخوابم-

کجا میری؟ باید بیای بریم خونه عزیزم

...بریم خونه، آره منم میرم خونه- ...نه، نه اینجا-

باید برم خونه مدیر- باید برم؟-

خب، خب، بریم، مدیر- ...بریم-

نه، با هم باید بریم- با کی میخوای بری؟-

همه با هم بریم- خب، بریم-

بریم، بریم- زودباش، برو-

باهم بریم- نه، کجا؟-

فردا باید برم مدرسه مین سو

بیا، با من بیا

بریم، بریم، بریم- نه، نه، نه-

زود باش برو، زودباش برو

همهمه شده، الان آشوب به پا شده

خداحافظ

خداحافظ، خداحافظ

خداحافظ، خداحافظ

خداحافظ

خداحافظ، خداحافظ، خداحافظ

شما دوتا بهم میاین

خداحافظ، به سلامت

خداحافظ

اوه، رفت

مدیر اوه، چند سالشه؟

ها؟

مشخص نیست؟ ده سال بزرگتر ازت به نظر میاد

چرا نگفته بودی که مدیر اوه خانومه؟

گفتم

نگفتم

عزیزم، چه اهمیتی داره. کجاش اهمیت داره

...مهم اینه که

از الان به بعد اگه نشه باهات تماس بگیرم میتونم به خانم اوه زنگ بزنم، مگه نه؟

عزیزم

اوه، عزیزم

عزیزم، عزیزم، عزیزم

بریم سمت قسمت شرقی

تو کی هستی؟

بله، چک کردم

از اونجا دوباره داره حرکت میکنه درست به نظر میرسه

میرم گزارش بدم الان

الو؟

اعترافمو قبول میکنی یا نه؟

ها؟

هنوز مطمئن نیستم

ازت چیز سختی پرسیدم؟

از من خوشت میاد؟

هی، الو؟

الو؟

...ولی

من الان خواب‌آلود و گیجم

حالت خوبه؟

نگران من نباش. سریع بهم جواب بده

اگه جواب ندی، قطع نمیکنم

...خب

هرکار کردم

فکر نکنم ازت خوشم بیاد

چی؟ چجوری میتونی اینکارو بکنی؟

مگه خیلی باهات خوب نبودم؟

پس چرا اون هات داگی که برات خریدم رو خوردی؟

بدون اینکه دوستم داشته باشی

من پول هات داگو بهت برمیگردونم، باشه؟

...کیم بو سوک، تو

متاسفم، ازت خوشم نمیاد

خداحافظ

الو؟ کیم بو سوک

هی، کیم بو سوک

!بوم! واو

!بنگ

هی

شیرین ترین دلبر دنیا

جذاب ترین زن جهان

الان وقتشه

خسته نیستی؟

خسته نیستم، اصلا خسته نیستم اصلا خسته نیستم

خب، مراسم تموم شد مدیر اوه، که مشتاقانه منتظرش بودی هم دیدی

مدیر که حتی اونم کاملا درست میگفت

مدیر اوه کاملا ضربه فنی شد

عزیزم دیگه وقتشه انجامش بدیم

انجامش بدیم

باید انجامش بدی دیگه، مگه نه؟

فقط منم که دلم میخواد انجامش بدم؟

مگه به نفع تو و مین سو هم نمیشه؟

خودت با انگشت کوچیکت به مین سو قول دادی‌ که براش خواهر یا برادر کوچیک‌تر میاری

اینم فراموش کردی؟

میتونیم انجامش بدیم بیا امتحانش کنیم، خیلی دیر نیست

دقیقا بعد از گفتن فایتینگ زدی قدش

من حتی انگشت کوچیکمو آوردم

چجوری زنی مثل تو مادر شده؟

دخترت که همیشه منتظر بردار و خواهرشه

تظاهر میکنی که نمیدونی تظاهر میکنی که نمیدونی

ها؟ همینه؟

فقط به خاطر مین سو

آره، حتما- ...ای بابا-

اوه، همونجا بمون

نمیتونم بازش کنم چرا- برای همه چیز یه راهی هست-

!مامان

بوسوک منو رد کرد

من دیگه با بوسوک بازی نمیکنم

دیگه براش هات داگ نمیخرم

حتی اگه فلفل قرمز روی دندونش باشه دیگه چیزی نمیگم

بوسوک خیلی پشیمون میشه

آره، پشیمون میشه، قطعا میشه

وسط تمرین بهش کلی چاقو میزنم

‌انتقاممو میگیرم، باید خودشو مرده فرض کنه

مین سو، مین سو

برای موفقیت توی انتقام باید تو وضعیت خوبی باشی

پس مجبوری بری بخوابی- باید بخوابی-

بیا فقط یک ساعت بخوابیم

بریم، مین سو

بخواب- نه، من میخوام اینجا بخوابم-

از اینجا خوشم میاد

پس مامان و من بریم اتاق مین سو بخوابیم؟

بغلم کنین

...آیگو

ها؟

بوسوک آشغال

!الهی درد بی درمون بگیره اون بوسوک- آره، خیلی عوضیه-

مین سو

!خب

مین سو

امروز اجرا رو تمرین میکنی

باید طبق متن پیش بریم، باشه؟

میتونم فی‌البداهه بگم

!کتک زدن بوسوک فی‌البداهه نیست

کوان مین سو

یادگیری واقعی احساسات خصوصی روی صحنه‌اس

من هیچوقت مجبورت نمیکنم

فهمیدی؟

من میرم مدرسه

مین سو، خداحافظی کن بعد برو

من رفتم

!چون، چون، چون

عزیزم

چیه؟- ...بیا امشب مین سو رو-

بفرستیم خونه بابا بخوابه

چرا؟- دیروز به خاطر مین سو نتونستیم انجامش بدیم-

...پس، همه موانعو

از قبل باید از بین ببری

من هنوز تصمیم نگرفتم

هرچقدر هم که قول داده باشیم و الان توی وضعیت صلح باشیم

من نمیخوام اینکارو مثل تکلیف انجام بدم

ما که حیوون نیستیم

!انجامش بده

!مجبوری

!بیا انجامش بدیم- چیکار داری میکنی؟-

"چیکار دارم میکنم؟ چیکار دارم میکنم؟"

!بیا انجامش بدیم

وای خدایا واقعا خل شده

آره من خل شدم

!مگه چیه، من حیوونم

به‌خاطر مدیر نمیتونم و دخترم نمیتونم

!هر روز نمیتونم اینکارو کنم

خب پس کی میخوای بـکنم؟ کی دقیقا؟

هـا؟ مشکل چیه؟

من ضعیفم؟ ضعیفـم؟

پس خوب ببین

دستم میزنم

دیدی؟ من تونستم. میتونم انجام بدم

پر انرژیم

ها؟ من آمادم

برنامه‌ای داری؟

باید برم کافه

درسته! منم دیرم شده باید برم سر کار

پس امشب انجامش بدیم؟

امروز زودتر بیا خونه باشه؟

جوابمو بده

ها

باشه

فعلا برو

زودتر بیا

امروز برو مدرسه دنبال برادرزاده‌ت

امشب خونه‌ی بابا بخواب‌

امروز تو مراقب مین سو باش، خنگول

فهمیدی؟

با غذا و جا و مکان میشه ۳۰هزار ون

حله؟ توله قطع میکنم

منم میخوام یکم پول در بیارم ..حالم از این زورگویی بهم میخوره

!کوان دو هوون

مرکز مراقبت از بچه های تازه متولد شد‌ه‌ای که جاریم پیشنهاد کرده خوبه

...ولی مدیر اوه، همونطور که گفتید

این رویای من بوده

خیلی ممنونم مدیر اوه

بله، خداحافظ شما مدیر جان

بله

چیه؟ چی شده؟

اون مرکز مراقبتی که بهت گفتم رو که میشناسی

همون که شبیه به هتل میمونه- آها-

خب اونجا توسط یکی از هم دوره‌های مدیر اوه اداره میشه

...من

قراره برم اونجا

واقعا؟

اونجا خیلی گرونه

فوق العاده تر اینکه

ظاهر یه شغلی برات جور کرده

...دوست مدیر اوه که صاحب شرکته

گفت که برات مصاحبه کاری میذاره

خیلی خوب شد

چیه؟

چرا قیافه‌ت همچینه؟

میگما

تو داری میری که از یه سفر لذت ببری

من باید سخت کار کنم

من قراره برم خوش گذرنی؟

پونگ پونگ کوچولو قراره به دنیا بیاد ازش مراقبت بشه، اینطور نیست؟

مگه خودت نگفتی که از بیکاری بیزاری؟

دقیقا

نمیخوام باهام شبیه به بیکارا رفتار بشه

این کاری نیست که میخواستم بکنم، می‌ریم

میخوای اینطوری باشی؟

‌‌...ولی تو

اگه مرکز مراقبت رو عوض کنی، زن داداش ناراحت نمیشه؟

به هر حال زن داداش

دست و دل بازانه گرونترین جای توی محله رو گرفته

خوشم میاد درباره پول جدی میشی

آقاییم خیلی ساده‌ست

اینطوریه؟

نه

حتما زن داداش خیلی ناراحت میشه

باید کلی عکس رو توی فضای مجازی پست کنم

اوپا، هه جو رو میشناسی؟

نمیشناسم- فامیلای همسرش خیلی پولدارن-

داری یواشکی دیدم میزنی؟

!اگه بدونی کجا دارم میرم غذاش از اینجام بهتره

هیجان انگیزه

توهم حس خوبی داری؟

آره؟

ولی واقعا بین داداشت و مدیر اوه چیزی نیست؟

هی هی هی، تمومش کن زن داداش داره میاد زن داداش اومد

راستی چرا از خانواد‌ش مراقبت میکنه؟

...نکنه مدیر اوه و برادر شوهر

اینجایی زن داداش؟

داشتین درباره مدیر اوه حرف میزدین؟

...آره، آره، ولی

میخواستم همه چیزایی که مدیر اوه دیشب بهم داد رو بفروشم

...خب

مراقب حرف زدنت باش

باید زودتر بهم میگفتی

!نون! نون

بهم یاد بده، اینجوری؟ خودشه؟

نه یه چیز دیگه‌ست

من تخم مرغ مدیر کوان رو سرخ میکنیم

پدر، این چطوره؟

خب

کوان دو هون

اگه تخم مرغ سرخ شده توی نودلش نباشه نمیخوره

فقط یکی بذاری خوبه

برای خودمم درست میکنم

وقتی خوردم، خیلی خوش مزه بود

...الان

چه خوب شکست

سنگاپوور؟ کی گفت؟

حست رو از دست دادی

به هر حال، هنوزم سوییسه

سنگاپوور فقط الکی دردسر میسازه

..نگران نباش

فقط با دستورات من پیش برو

نصف دلار

شماره حساب بانک خصوصی رو که بلدی؟

خوب جمعش کن

،راستی

باید این هفته انجامش بدیم؟

،بمیر، بمیر

،بمیر، بمیر، بمیر

صبر کن صبر کن

بسه. وایستا

چو من تورو رد کردم اینجوری شدی؟

نه؟ اصلا؟

تو آدم بده‌ای، چرا نمیبازی؟ چرا مدام میجنگی و نمیمیری؟

حتی آدم های شرور هم میتونن برنده بشن

باید منو شکست بدی

من نمیبازم

باید بمیری

تا عدالت برقرار بشه

من قراره تورو بکشم و آدم خوبه بشم

اینطوری میتونی به عنوان یه موجود ماورایی زندگی کنی

نمیدونم. نمیدونم

به هرحال اگه بمیری خوب میشه

اگه طبق فیلم نامه پیش نری به مربی میگم

شخصیت اصلی داره داستان رو میگه

تو واقعا باید بمیری

هی، کوان مین سو

مین سو

مین سو

مین سو خوبی؟

مین سو من نجاتت میدم

مین سو

کوان مین سو

اگه وقتی معلم نیست تمرین کنین میتونه خطرناک باشه

گفتید که برای اینکه تو نقش برم

حتی توی خواب و خیالاتمم تمرین کنم

توی مدرسه

هر وقت معلم اومد شروع کن به تمرین کردن، باشه؟

پس میتونم اینکارو سر کلاس ریاضی بکنم؟

دقیقا توی کلاس ریاضی همه ارتباطم با نقش رو از دست میدم

بعد از کلاس بمون

باهات خصوصی تمرین میکنم

منم میخوام

اما فکر میکنم لازم نیست به بعضی از حرفای معلم گوش کرد

از اونجایی میبینم داری زبون میریزی

پس حالت خوبه کوان مین سو؟

بذار شکمت رو ببینم قبلا هم مریض بودی؟

نه من نمیخوام

چرا خوشت نمیاد؟ بهم بگو

نمیتونم، خجالت میکشم

از چی خجالت میکشی؟

برو بیرون

چرا بهم نگاه میکنی، خجالت میکشم؟

!ایش

مرسی

بچه های دردسر ساز دیدگاه متفاوتی دارن

دقیقا مثل مین سو

...مین سو از اون بچه ها نیست که

خیلی سرزنده‌ست

و قاطع

و بی شیله پیله باشن

بچه خوبیه

تو میگی

ولی برای بچه های شیطون تقدیر نامه دادن بهترین کاره

اگه تقدیر نامه بگیرن حرف گوش کن میشن و عوض میشن

گفتی عوض میشه؟

تقدیر نامه جواب میده؟

به مین سو چه تقدیر نامه‌ای بدم؟

!آها

عالیه

حرکت بده پاهاتو

دقیقا کنار خودت، کنارت همینجا خودشه

!فایتینگ

مین سو

دوسش داری؟

نخیرم ندارم؟

نه بابا؟

!شوت کن- وای گل شـد-

چرا با این قیافه اینجا وایسادی؟

خونه دودکبوکی داریما، منتظرته

نه

میخوای کاری کنم ازت خوشش بیاد؟

عمو چطوری؟- مین سو-

بابات نه، از عموت یاد بگیر

مین سو کوچولو، وقتش شده بهت درس خصوصی قرار گذاشتن رو یاد بدم

فقط به عموت اعتماد کن، میتونم کمکت کنم

وای خیلی خوبه

خیلی خوبه بیشتر اینجا بیارم

باشه بیا یه عکس بگیریم- وای باشه-

من عکس میگیرم

اینجارو ببینید- آه-

...این- این چیه؟-

ببینیدش

...نه این- این برای تولد ۸۰سالگیتونه-

گفتید میخوای بری مسافرت

شینگ دائو بهتر از سفر دریایی اروپایی نیست؟

به سلامتی برید

نمیتونم قبولش کنم. معذب میشم

نه. به سلامتی برید و برگردید

ممنون

خانم پارک

برای آبجو خوردن باهام به شینگ دائو میای؟

هوم؟

مدتی که اونجاییم میتونیم از مناظر لذت ببریم

اگه بیای

من بلیط هواپیما و هتل رو حساب میکنم

به سلامتی

اولین سفرمون

این لباس کاپلی رو بپوشیم بریم شینگ دائو؟

آبیه خوشگله

ها؟

اگه برای سفر خانوادگی‌ای که داریم این لباس و بپوشین خوب میشه

ها؟

یه سفر خانوادگی برای جشن تولد 80 سالگی تون

اوه سفر خانوادگی‌مون؟

پدر گانگ نونگ چطوره؟

اون آبیه رو بپوشین

کنار دریای آبی محشر میشه

خیلی هیجان انگیزه، نه؟

گانگ نیونگ چیز جالبی برای دیدن نداره

پس پدر جزیره جیجو چطوره؟

وقتی تولد ۷۰سالگیتون رو اونجا جشن گرفتیم خیلی باحال بود

این بار با هم هم عروسم هم میاد بیشتر خوش میگذره

اما

احساس میکردم هواپیما خفه‌ام میکنه

مثل یه قطعه فلزی بزرگ در حال پروازه

عجیب نیست؟

...اوه

...فهمیدم پدر جان

حواسم هست. نگران نباشید

من حتما

مکان مورد علاقه پدرجان رو پیدا کنم

بعدش میریم اونجا

اما میگما

مشکل مکانش نیست

تعداد اعضای خانواده زیاد شده و الان وضعیت اقتصادی خوب نیست

نمیشه فقط بیخیال مسافرت۸۰ سالگی بشیم؟

اینجام همینطوره

به سختی روزی صد هزار وون بدست میاری درسته؟

آیگو آیگو پدر جان

توی روزهای خوب

روزی 300 تا درآمدشه

یکم قناعت کن بچه

وقتی جوون بودم فکر نمیکردم بخوام با پولایی زندگی کنم که پس انداز کردم

نه تو باید در هر شرایطی پس انداز کنی

...قبل از

...رسیدن به فروش یه میلیون وون سفر خانوادگی

ممنوعه

مدیر اوه؟

با پدر چکار داره؟

اوه سلام

پدر جان؟ پدر جان؟

من مدیر اوه هستم اوه چونگ ریون‌ـم

ها؟

چرا اینطوریه

...الو

اه لعنتی

پدر صدامو میشنوی؟

اه بله

برای شینگ دائو بلندترین هتل و رزرو کردم

پدر جان از ارتفاع که نمیترسی؟

نگران بودم

حتما

اره اره

چشم پدر

باشه خداحافظ

مامانم

این ماه تولدشه

یه کیف لوکس میخواد

چند سالشه؟

....اوم. پنجهاه و

پنجاه و هشت سال

یادم نره

۲۲سال دیگه

وقتی ۸۰ساله شد حرفش رو پیش بکش

برو بیرون- باشه-

باشه- مردی که لباس پیک اومده بود -

اسمش مین جون گی هستش

خب باشه- ۳۲سالشه-

اصالتاً اهل روسیه‌ست و یک قمار خونه رو اداره میکرده

به نظر میرسه سال گذشته جمع و جور کرده و به کره اومده

اون تنها کسی نیست که اومده

حواست به بچه های دیگه‌ای که مرتبط با مین جون گی هستن باشه

چشم

سرقت اسناد محرمانه

ساخت یه اس‌پی‌سی‌* با گروه ایلشین کنترل فرایند آماری

وام غیر قانونی

۴تیریلیون وون

کجایی؟

الان دارم میرم

اومدی خرید؟- آره-

پدرت حالش خوبه؟- بله-

سلام، حالت چطوره؟

سلام

انقدر کاسبی کساده؟

اگه اینطوری باشه ماموریت پدر سخت میشه

چطوری توی یه روز یه میلیون وون بفروشم؟

...یه میلیون وون

مغازه رو بستم، تو کی میای؟

خوش اومدید

ببخشید

اوه، دستشویی؟

بخاطر یه مراسم افتادم

میتونم سفارش گروهی رزرو کنم؟

سفارش گروهی؟

بله

بله

بشینید

منم دلم برات تنگ شده

مین سو، بابا هم خیلی دوست داره

میخوای بیای خونه؟

نه، نه، نه

بد میشه

امشب باید خونه پدربزرگم بخوابی

میدونی بابابزرگ چقدر ناراحته

که مین سوی خوشگل ما توی خونه ماست

امشب خونه بابابزرگ میخوابی، فهمیدی؟

قول، مهر، کپی

دوباره قول، آره

خوابای رنگی رنگی ببینی و خوب بخوابی

فردا میبینمت بابایی

قطع میکنم

خوب، مین سو هم دَک شد

بذار ببینم

امروز تو

فوق العاده خوشتیپی

خوبه راضیم

عسلم

...آه

چه خبره؟

"نابغه صورت* چا اون وو" به کسی میگن که زیبایی منحصر به فردی داره

این میان وعده حمایتی از اونـه

تو بازیگر چا اون وو رو میشناسی؟

نه نمیشناسم

برای 80 نفر، هر کدوم بیست هزار وون کلا۱.۶میلیون وون

بلافاصله پرداخت کرد

این بالاترین فروش از زمان افتتاحیه کافه‌ست تا داغه بخورش

چطوره؟- خوشمزست-

بیا بریم خونه

واقعا خوشمزس؟- آره خیلی خوشمزس-

خوشمزه‌ست خیلی خیلی خوشمزه‌ست

فوق العاده خوشمزه‌ست

چرا اینقدر ناراحت شدی؟

نه، آخه الان باید اینکارو انجام بدم؟

یه روز مهمی مثل امروز؟

چرا انقدر سفارش قبول کردی، خسته میشی

پدر جان به خاطر پول سفر خانوادگی نمیاد

پدر

...جوش پول رو میزد؟ امکان نداره

آه، درسته

بله، هزینه رزرو کمپینگ رو یکم قبل پرداخت کردم میخواسم چک کنم

کانگ یورا

دوتا آپشن برای سه روز و دو شب اضافه کنین

بله، درسته ۱.۱میلیون وون

اونو خودمون میتونیم مستقیم بریم

بله

میگما 1/6 ملیون میفروشی بعد 1/1میلیون رو لارج خرج میکنی؟

اگه هزینه مواد و بقیه چیزا رو کم کنی چی تهش میمونه؟

سفر خانوادگی‌مون

بذار بمونه

من اینجا رو تمیز میکنم. اینجا استراحت کن

بیا باهم انجامش بدیم- نمیخواد-

نیای خونه بگی خسته‌ام

و بگیری بخوابی، فقط استراحت کن

!بمون همینجا، تکون نخور

بیا باهم انجامش بدیم

بعد زود بریم انجامش بدیم

گفتی "انجامش بدیم"؟

اوه واقعا گفتی زود بریم؟- آره-

واقعا گفتی بیا سریع بریم؟- آه عجله کن-

باشه، بیا سریع اینجا رو تمیز کنیم

باید سریع جمع و جور کنیم

الان چی رو تمیز میکنی؟ همه اینارو کنار میذاری؟- اول اون کاسه هارو جمع کن-

آیگو، چرا فقط دوتا دست داریم؟

آه واقعا که- صب کن وایسا-

!درو باز شد- آیگو، ساکت، ساکت-

خب زود بازش کن

مشکل چیه، ساکت باش- !باز شد-

!پر از عشق، خوشحالی

!این خونه شاد ماست

اوه خدای من

چرا، چرا، چرا اینجایین؟

آه، کل محله

آب تا فردا صبح قطعه

تلویزیون تو خونه منم خراب شده

هیونگ، میدونی امروز با ژاپن مسابقه فوتبال داریم، مگه نه؟

!کره

!کره

!هو

چرا، آخه چرا؟

بابا جلوی خونه‌ت یه سونا هست

اونجا هم میتونی برای کره طرفداری کنی

بابا، مامان

من تقدیرنامه گرفتم

چرا؟ ها

چرا؟ چرا؟

چرا؟ آخه چرا؟

منم نمیدونم

اگه خیلی دلت میخواد بدونی توی مراسم پنجشنبه شرکت کن

خدای من، حدس میزنم واقعی باشه آره واقعیه

آخ‌جونم

امروز میخواین همه‌مون باهم بخوابیم؟

همینه- آفرین بهت-

باشه

آیگو

بابایی

تنها تنها داری چی میخوری؟

ترسوندیم- این چیه؟-

پدر مین سو برای یه سفری کاری رفته بود خارج

و اینو از خارج برام خریده چون برای پوست خوبه

اوه

پوستشو نگاه چه خوب شده

خوب شده؟

برادر شوهر من حرف نداره

چون شرمنده‌ت بوده

به خاطرت سوار هواپیما شده و پیاده تا دریا رفته؟ به خاطرت به هرکاری کرده

بقیه‌ش مال خودمه

فقط همینقدر بهت میدم

اوه، توروخدا اینا فردن برام زوجش کن

اونا ماله منن- سه تا دیگه بده توروخدا-

زن عمو و عمو

برای مراسم اهدای جوایز من میاین دیگه؟

زن عمو وعمو باید

به نمایندگی از خانواده باشن- منظورتون ماییم؟-

وقتی تو خونه‌ای چه کار میکنی مثلا؟

برو اونجا دل برادر زاده ات رو شاد کنه

من اون روز یه قراری دارم

اوپا هم یه مصاحبه داره، مگه نه؟- هان؟ آره-

آره آره- یه مصاحبه؟-

گفتی مطمئن نیستی

تونستی آزمون رو پاس کنی؟

...همون طور که انتظار میرفت قبول نشدم

یکی توصیه‌ام رو کرده

اون کیه ها؟

فقط دارم به این در و اون در میزنم

آها

کمپینگ رزرو کردم

یه سفر خانوادگی برای تولد 80 سالگی بابا

با جاری و پونگ پونگی میریم

چی؟

الحق که زن داداشم دست و دل بازه

واقعا؟

واقعا رزرو کردی؟

تو حتی نظر منو درباره این موضوع نپرسیدی باید جلسه خانوادگی میذاشتی

باید میدیدی کی موافقه کی مخالف

دیونه‌ام کردی

پر جان عصبانی شدی؟

...پدر جان

برای سفر شینگ دائو‌ همه چی خوب پیش میره؟

من از قبل چمدونامو بستم

منم خیلی براش ذوق دارم

مرکز مراقب های زایمان رو عوض نکن

اگه زن داداش عصبانی بشه هیچ کس جلودارش نیست

من تصمیم میگیرم که منو پونگ‌پونگ کجا زندگی کنیم

اوپا حواست به مصاحبه‌‌ت باشه

میخوای تو مصاحبه بری؟

فکر کنم تو بهتر انجامش بدی

برو مصاحبه بعد خیلی سوسکی اسم مدیر او رو مطرح کن

بهشون بگو که آشنای مدیر او اینایی، اوکی؟

برای پنجشنبه هتل رزرو میکنم

هتل؟

دیگه نمیتونم جلوی خودمو بگیرم

باشه

جواهر

...جواهر

هان؟

...جواهر

الو؟

اینجا مرکز مراقبت های بعد از زایمانه

من برای بازپرداخت باهاتون تماس میگیرم

درباره کنسلی رزروتون، باید بهتون اطلاع بدم که باید صورت حساب کنسلی رو پرداخت کنین

کنسل؟ من که کنسل نکردم

لی می ریم، شما خودتون شخصا کنسل نکردین؟

...جاری، یه نونوایی

باید تنوع بیشتری داشته باشه چون منه بدبخت هر روز دارم اینو میخورم

یکم جالب نیست

من بررسی میکنم و دوباره باهاتون تماس میگیرم

بله

جاری- بله-

تو مراقبت های بعد از زایمانت رو کنسل کردی؟

...ببین

به خاطر مدیر او من سرزنش شدم

قبول کردن مصاحبه شلغی که برای اوپا قبول کرده

و قبول نکردن مراقبت های بعد از زایمان عجیبه

درستش اینکه یا کلا قبول کنی

یا کلا رد کنی

اما من باید برای آقاییم کار پیدا کنم

آره، امیدوارم بتونی براش کار گیر بیاری

این اولین زایمان منه

من میخوام برم توی مرکز مراقبی که دوست دارم و مراقب خودم باشم

فکر میکنم نی‌نیم هم خوشحال تر بشه

اشکالی نداره، هم عروس؟

همینطور که گفتی باید مراقب خودت باشی تا شادتر باشی

پس انجامش بده

من پول کنسلی رو میدم

خودم میدم

این پول بذار هر چیو که هوس کردی برای خودت بخر بخور

... به خاطر همینه اسمت مدام ورد زبونپدر جان و آقامـه

جاری جون، جاری جون

میتونم امتحانش کنم؟

...در مورد مدیر اوه

برداشت اولم یکم بد بود اما فکر نمیکنی آدم خوبیه؟

درسته

مدیر او

چرا انقدر با خانواده‌مون خوبه؟

جاری، سیب زمینی شیرین بخرم- ...اوه-

اوه. سیب زمینی شیرین

وای جاری خیلی خوشمزه‌ست

بی 104. شناسایی مسیر تکمیل شد

جنس رو برات میفرستم

چون گفتی به خاطر پول سفر نمیری ناراحت شدم

باید اول ازت می‌پرسیدم بعد رزرو میکردم

ببخشید بابا

نه، اینطور نیست

عروس بزرگه

...راستش

مدیر اوه

بله؟

بدون اینکه بخوام... بلیط هواپیمای شینگ دائو رو رزرو کرده بود

برای همین قبول نکردم

همش میگفتم نمیرم

اینطوری شرمنده کننده‌ست

...آها

من نمیخواستم برم چون معذب کننده‌ست

اگه تو بگی نرو منم نمیرم

من بیشتر دوست دارم که سفر خوانوادگی برم

باید چکار کنم؟

من نمیخوام بدجنس باشم

پدر جان به سلامت بری وبرگردی

تمومش کنیم؟

اما

چرا مدیر اوه انقدر با خانواده‌مون خوب رفتار میکنه؟

♪ گا این باش ♪

♪ تو مثل سرنوشتی ♪

♪ من میخوام دوباره و دوباره تو رو ببینم ♪

♪ یه روز دوباره ♪

♪ همو میبینیم ♪

♪ دل ها به هم جذب میشن ♪

این اندازه

هر جای دیگه بود احتمالا خیلی گرون تر میشد

خسته نباشی

اگه دفعه بعد سفارش بدید

بیشتر روش وقت میذارم

الحق یه دلیلی داره که اوه چون ریون پیشنهادتون کرده

اوه، چون ریون؟

اوه، شنیده بودم دوستای نزدیک هستین

نشنیدی؟

چون ریون معرفیتون کرده

مدبر اوه چون ریون، بله

...آیگو

کوان مین سو، تبریک میگم

بچه خلاق

مامان همه‌ش به لطف توئه

بخاطر اینکه تو خوب بزرگم کردی

از اینکه نتونستم بیام ناراحت نبودی؟

متاسفم

چون یه گروه بهم سفارس داده بودن

امروز خیلی کار سرم ریخته بود

اشکالی نداره

فقط اینکه با پول امروز منو موسسه نفرستی کافیه

واقعا؟

گفتی ریاضی سخت بوده

قرار بود بفرستمت به موسسه آموزش ریاضی

بعدا بهم زنگ بزن

باید به بابا هم پز بدم

...اوه واقعا که

من راه افتادم

فکر کنم من زودتر برسم

خواهر، تو عکسارو دیدی؟

وقتی مین سو گواهی رو گرفت، قیافش خیلی بامزه بود

مین سو گفت خیلی ناراحته که خانوادش نمیتونن بیان

من رفتم

فقط هر از گاهی مثل الان قرضش میگیرم ::::@AirenTeam::::

به جاش نمیتونم خانوادمو بهت بدم ::::@AirenTeam::::

فقط کوان دو هون رو بگیر ::::@AirenTeam::::

مین سو بابارو دوست داری یا جواهر رو دوست داری؟ ::::@AirenTeam::::

معلومه، خانواده‌مون- اوه، دختر من- ::::@AirenTeam::::

جواهر الان دیگه خانوادمونه ::::@AirenTeam::::

آتیشش کن، بریم، الان، الان ::::@AirenTeam::::

جواهر داره یکی دیگه رو میبوسه ::::@AirenTeam::::

من میرم خونه ::::@AirenTeam::::

چی، نمیتونی بیای؟ ::::@AirenTeam::::

مظنون شناسایی شده ::::@AirenTeam::::

هنوز باهات تماس نگرفته؟ ::::@AirenTeam::::

من همیشه نگرانم ::::@AirenTeam::::

چون خودم از دستش دادم مجبورم خودمم حلش کنم ::::@AirenTeam::::

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.