Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
این مواد محبوب و فراگیر میشه
اون دو تا همیشه باهمدیگه هستن
وقتی که بهم حلمه کردن باهم نبودن. فقط لنی بود.
نه، امکان نداره
چی میگی؟ خودم اونجا بودم
همه چی... همه چی نابوده شده. اردوگاه. کانال ارتباطیمون.
یه سری تأمینکنندههای دیگه دارم که میتونم ازشون استفاده کنیم.
کلمبیاییها؟
اون «جس»ـه، درسته؟
و اینم اونه، همون کسی که شبیه فردی مرکوری بود.
چطوری جرأت کردی بعد از اینکه به بابات همه چی رو گفتی بیای اینجا؟
ازم میخوای که فرار کنم
رامیرو میخواد بکشتت.
باید راجع به اتفاقی که قراره سر کارمون بیاد صحبت کنیم.
ممنون که رسوندیم و گذاشتی شب پیشت بمونم.
خواهش میکنم، برادر من. سلام منو به لئون برسون.
اگه خواستی صحبت کنی،
میدونی که من همیشه در خدمتتم، باشه؟
باشه رفیق. ممنون
خیلی خب. راستی...
اگه از اون مواده چیزی داشتی،
خودم مشتریتم.
دارمت
ایول!
فراموش نکنی یه وقت!
یه کم رفتی جلوتر بپیچ سمت چپ. بعدش از آزادراه برو. باشه؟
- یادمه - دوباره گم نشو!
خوب پیش میره نه؟
بهتر از خوب اصلاً، خواهرزاده.
نمیدونم چرا خونهی اون پسر سفیدپوسته خوابیدی
مگه اینجا خودمون کاناپه نداریم.
فکر کنم جواب سؤالت رو دادی.
دیشب تا دیرموقع بیرون بودی
بله. بیرون بودم
و ببین از اون پودرها کم داریم.
مشکلی نیست
نظری داری که بخت بعدی رو کجا انجام میدیم؟
میدونم که به آشپزخونهی من فکر نمیکنی
یه جایی رو اجاره میکنیم
یه جایی که بتونیم مواد رو تولید و انبار کنیم.
خیلی خب لویی. این کار رو به تو میسپرم
برو پیش والتر. اون درستش میکنه
پسر ما باید روراست و صادقانه حرف بزنیم
به نظرم قیمتش خوبه
منظورم اون مواد نیست.
وقتی اولش اومدی پیشم،
گفتی که سودش نصفنصف.
کار تو چیه مگه؟ هان؟
منو رد میکنی
همهی کارهاش رو خودم انجام دادم، مگه نه؟
نصفشو نمیدم بره.
برات مهم نیست نه؟
خب الان درستش میکنم
تو به یه شریک نیاز داری، نه یه مشت احمق کوچولو که
باهاشون میچرخی.
یکی که این کار رو بلد باشه، اعتبار داشته باشه.
خودت رو جمع و جور کن
رابطه، مواد و کاروبار خودمه
خودم لی و کِو رو دارم
میتونم بهت ۱۰ درصد بدم
- لعنتی، داری هذیون میگی - خانم یه لحظه
۴۰ درصد
آخرش ۲۰ درصد
- ۲۵ درصد، حرفشم دیگه نزن - قبول
آره! اینه خونوادهی خودم! نه؟
یالا. میرم دستشویی. اون پولها رو بشمرین
ری-ری داره بهش فکر میکنه
به زودی خبرمون میده
در هر صورت باید حواست بهم باشه، خیلی خب؟
هواتو دارم.
خودت چی؟ حالت خوبه؟
سرت خیلی شلوغه
همه چی روبهراهه؟
«زیرنویس و ترجمه از: «حسیـن گنجــی ImLoSeR
ارائه شده توسط وبسايت رسانه کوچک LiLMeDiA.TV
خودم درستش میکنم
درست مثل قولی که بهت دادم
ولی یه چیزی ازت میخوام که انجام بدی
- چی؟ - ازت میخوام که یه مدتی از شهر بری
چند مدت؟
یه ماه فقط. حداکثر دو ماه
نه. امکانپذیر نیست
ببین، دیدی که با اعلامیهی کریستین چیکار کرد.
درسته؟ این که دیگه میتونه خیلی بدتر باشه
میره پیش پلیس. تازه اگه تا حالا نرفته باشه
و بعدش میره سراغ روزنامهها و
اخبار شبانگاهی. اینجوری عکست همه جا پخش میشه.
دو روز میخوام با کلمبیاییها معامله کنم
و اگه ناپدید بشم، اونا هم میپرن.
کسی رو هم نداری که محموله رو با هواپیما ببره
نه، یه خلبان دیگه پیدا میکنم
و تو هم که هنوز با کلمباییها به توافق نرسیدی.
فقط اینجا معامله نمیکنی
یا اینکه خودم ترتیب دختره رو میدم و هیچ برنامهای تغییر نمیکنه.
ببین...
اگه دختره الان گم و گور بشه، مخصوصاً الان،
اونم بعد از اینکه این عکس رو گیر آورده، خیلی بد میشه.
فکر میکنن مثل خواهرش فرار کرده.
نه، ریسکش خیلی بالاست. هنوز به اونجا نرسیدیم
و اگه تو اشتباه کنی چه؟ اگه نتونی جلوش رو بگیری چی؟
میتونم از پسش بربیام
میتونم... میتونم آپارتمانش رو زیر نظر بگیرم.
موبایلش رو شنود میکنم
از همهی منابع شرکت استفاده میکنم تا مشکوک و بیاعتبار جلوهش بدم و
از سر راه کنارش بزنم.
ازت میخوام که کمکم کنی کارم رو انجام بدم.
باشه
یه چیزی هست که باید نشونت بدم، ری
یه چیزی هست که باید بهتون بگم، باشه؟
بیاین داخل. یکی از افرادم بهتون خبر میده
چیزی سنگینی نیست. یه نگاهی بندازین
اینجا
پسرعموت آنتونیو از سن دیگو رو یادته؟
آره، یادمه دهنش بو سگمُرده میداد
از دانشگاه سن دیگو فارغالتحصیل شده. تو رشتهی تجارت و حسابداری.
الان میخوای این کار رو کنی؟
خودت گفتی مشکلی نیست
و اینکه پدرت از دنیا رفته
دلیل نمیشه که کار و بارمون تعطییل بهش.
تعطیل نمیشه
خودم از پس حسابکتابها برمیام
وقتی لازم بود که یکی رو استخدام کنیم، خودم بهتون خبر میدم
بهم خبر میدی؟
خانم
خانم
سلام زنعمو
سلام دردونهی خودم
سلام مامان
حالت چطوره؟
مامان؟ خونه چیکار میکنی؟
منم همین سؤال رو ازت دارم
دیشب کجا خوابیدی؟ خونهی جروم؟
خونهی ولپس
اومدم خونه تا یه دوشی بگیرم و چند تا از لباسهام رو بردارم
حالت خوبه؟
گوش کن، مامان، معذرت میخوام که بهت دروغ گفتم
بیاحترامی بود،
و باید بهتر رفتار میکردم.
باهام حرف بزن
تالف اخراجم کرد
چی؟
چرا؟
بهش گفتم
گفتم که منو مثل قولی که داده بود،
منو مسئول املاک «وستساید» کنه.
گفت که شرایط دیگه تغییر کرده،
باید اون املاک رو بفروشه.
اینکه یه موقعیتهای پیشرفت دیگه بدست میارم
نمیدونم بعدش چه اتفاقی افتاد
یهو عصبانی شدم و بهش حمله کردم...
تا به خودم اومدم تا اخراج شدم.
گور بابای تالفویتز.
میشنوی چی میگم؟
با وجود این همه زحمتی که براش کشیدی
گور باباش
خیلی هم خوب شد که اخراج شدی
خیلی هم خوبه؟
اون کارم بود، فرانکلین
یه کار دیگه پیدا میکنی. یه کار شایسته.
کجا؟ چه کاری؟
خودمو کشتم که اون یارو رو خوشحال کنم،
و حالا همهی اون زحمتهام به باد رفت.
تالف بهم معرفینامه و سابقه کار نمیده
کلی خرج و کرایه خونه داریم
اصلاً نگران اونا نباشه دیگه، مامان
نظرت چیه؟
پول ماریجوانا از گلوم پایین نمیره
نه، میتونی لباسهات رو این دفعه اونجا بذاری
تا وقتی من اینجام حواست به همه چی باشه.
آره باشه. ممنون. به زودی میبینمت
سلام. اگه هر گونه اطلاعاتی از کریستانیا دارید،
خواهش میکنم اسم و...
چیزی رو تغییر نمیده
پدرش تازه از دنیا رفته
میخوای تو مراسم خاکسپاری بهشون حمله کنی؟
پس چی. بهترین موقع همون لحظهست.
کل خونواده یه جا جمع شدند. همهشونم مست، خسته و آمادهی حملهشدن هستن
میدونی مراسم کجاست؟
عوضی
ازت میخوام که بری اونجا رو بررسی کنی، گوستاو
ببینی چند نفر نیازه،
اینکه خونه چه شکلیه.
اوسو
تقریباً کارمون گرفته، رفیق
جا نزن.
ویکتوریا
الهاندرو
از اینجا برو، تدی
نه، نمیتونم
البته که میتونی
آسونترین کار دنیاست. برگرد، از اینجا برو
اون در رو هم پشت سرت ببند.
- کار درستی نیست - کار درستی نیست؟
این یه جنگه، تدی
کاری رو میکنیم که لازمه،
کاری که اون شب تو اون خونه انجام دادم،
و متأسفانه کاری که تو نمیتونی انجام بدی.
این کار رو دارم بخاطر هر دوتامون انجام میدم
این هدیهی من به توئه
تمام کاری که لازمه انجام بدی اینه که....
این هدیه رو قبول کنی.
کارت درسته، تدی
تو یه قهرمانی
زودی میبینمت، باشه؟
ده...ده، پنج...
لعنتی
دوباره، یک...
نه یک نه. پنج، پنج
این جعبهها قضیهشون چیه؟
کدوم جعبهها؟
این جعبهها
لعنتی!
- یودا... - بله؟
یه لحظه بیا
میدونستی فرانکلین جون یودا رو نجات داد؟
- میدونی اینو؟ - نه
راست میگم. آره. پسر خوبیه
هر دفعه که میاد اینجا،
بهش مشروب و کوکائین و مادهی مخدر پینک رو تعارف میکنم.
ولی همیشه رد میکنه [مادهی مخدر پینک: مخدری جدید با هشت برابر قدرت هروئین]
من که هیچ مشکلی با اینایی که گفتی ندارم
من که به تو تعارف نکردم، مگه نه؟
چرا اینا رو آوردی اینجا؟
بهت گفتم که. کار و بارم داره میگیره
یعنی اینکه میخوایم بیشتر بخریم. پیشپرداخت هم میکنیم.
که این یعنی اینکه شاید همیشه خودم نیام که جنس بخرم.
وای آره. همینطور ادامه پیدا میکنه. من از تو خوشم میاد و بهش اعتماد دارم.
لباس رو بپوش
برو براشون بیارش
دو کیلو؟
میدونی آوی
اونجوری که ما داریم خرید میکنیم،
میدونی که، خرید عمده و جلوجلو پول دادن،
نظرت چیه یه کمی تو قیمت باهامون راه بیای؟
چی؟
میدونم که قیمتش اول با ۱۲هزازتا شروع شده.
اولش بهش جنس میدادی که بره بفروشه و پولش رو بیاره.
حالا واقعاً ازت میخره.
نظرت چیه که یه کم قیمت رو اصلاح کنی؟
شاید
- آره - آره، شاید
یا شایدم اون ابروهات رو اصلاح کردم و
بهت گفتم که بری درت رو بذاری.
آوی، ۱۲هزارتا خوبه. باشه؟
این چه وضعشه؟ بهت اجازه دادم که دوستات رو بیاری تو خونهام که
قلدری کنن؟
کسی قلدری نمیکنه
البته که قلدری نمیکنه
بخاطر اینه که میدونی اینجا رئیس کیه.
۱۳هزارتا به ازای هر کیلو
- بیخیال آوی - همینجوری حرف بزنین میشه ۱۴ هزار دلار به ازای هر کیلو
یا اینکه میتونین برین یه جا دیگه بخرین.
مادرجندههای حریص
حالا از اینجا گمیشن بیرون
ازتون خواستم که درست رفتار کنین
اینکه طرف دیوونهست تقصیر ما نیست، رفیق
اصلاً بدتر از دیوونههاست. مادرجندهی نژادپرست
مهم نیست
تا موقعی که یکی رو پیدا نکنین که بشه کوکائین اعلاء رو به اون
قیمت خرید، از آوی جنس میخریم.
میدونم کجا همچین جنسی رو با قیمت بهتر خرید و
مجبور هم نیستی یا یه یهودی دیوونه معامله کنی.
ببین لابد این جنس رو از یه جایی میگیره،
و خیلی هم کمتر از ۱۲ هزار تا به ازای هر کلیوئه.
حالا یکی رو میذاری که زاغ سیاش رو چوب بزنه،
ببینه کی میاد و کی میره.
مستقیم برو سراغ منبع اصلی.
نمیشه همینطوری بیرون خونهاش منتظر بمونی
تو این منطقه تو عرض پنج دقیقه دستگیر میشی
درسته. خودمون نمیتونم ولی یکی رو میشناسی که بتونه این کار رو کنه.
سلام. منم
چند روزی میشه که ازت خبری ندارم
یه کم نگران شدم
میشه لطفاً وقتی تونستی باهام تماس بگیری؟
حالت خوبه عزیزم؟ گرسنهای؟
میخوای سلام کنی؟ میخوای سلام کنی؟
- بابا - خیلی خب. امیدوارم حالت خوب باشه
دوسِت داریم. خداحافظ
صلیبی که بهت دادم کجاست؟
یادم رفته بندازم گردنم
از کت و شلواری که بابا میپوشید، خوشت میومد؟
نه...
ولی مدل رامیروئه، مثل گاوچرونها
به این فکر کردی که میخوای با این خونه چیکار کنی؟
چرا یه کمی اینجا نمیمونی؟
بعد از خاکسپاری میرم
باهام بیا به مکزیکو، دخترم
تو مکزیکو چیکار کنم؟
ذهنت رو آروم کن
اجازه بده رامیرو خودش کار و بار رو جلو ببره
چه من اینجا باشم و چه نباشم، اون خودش کار و بار رو دست داره.
عصبانی نشو
بابا از اینکه جایگاه من رو تو این خونواده مطرح کنه، سر باز زد.
اگه یه مرد بودم...
با رامیرو الان داشتیم اینجا رو میچرخوندیم
ولی زن هستم.
دارم پدرو و پدرش رو تر و خشک میکنم.
میا...
روز طولانیای بوده و خستهام
فردا صبح باهمدیگه حرف میزنیم. باشه؟
هر جور میلته
میکشی؟
نه، از اینجور چیزا دوست ندارم
شاید چیز کسشعری رو میکشی
آره، شاید
رامیرو داره یکی رو میاره که کار حسابداری رو انجام بده
میخندی چون میدنی که حق با خودت بود
تو چی؟
چرا هنوز اینجایی؟
چون بهت ایمان دارم
آره، حتماً
میتونم باهمدیگه کار کنیم
همهی سودش عاید خودمون بشه
اگه بهت بگم که بهت باور ندارم چی؟
یا تحت تأثیر موادی یا...
توهم زدی.
میخوام بدونی که...
که اگه این کار رو میکنم، بخاطر تو نیست.
میدونم
و حتماً باید خودمم اونجا باشم.
که فکر نکنن تو ماجرا دست داشتم.
باشه
به استامپر زنگ بزن. بهش بگو که میخوام ببینمش.
مطمئنی میخوای بیای بیرون؟
آره. یه کمی نیاز دارم از تو اون خونهی کوفتی بیام بیرون.
همین الانش هم خیلی خوابیدم تو خونه
چیه؟
هیچی
مزخرف نگو. یه چیزی هست که میخوای بهم بگی، مگه نه؟
یه حرکاتی با ری-ری زدم
فکر کنم ترتیب همه چی رو دادم
- خیلی خب، میام اونجا - نه پسر
خودت میدونی که اگه بیای باعث دردسر میشی.
به تخمم رفیق
ببین جدی میگم
این یه مورد رو دخالت نکن. خودم درستش میکنم
فرانکلین
وقتی اون اسلحه رو به سمت کارول گرفته بودی،
به چی داشتی فکر میکردی؟ چی جلوت رو گرفت؟
نمیدونم. خیلی چیزا.
خب وقتی که داری با ری-ری و لنی معامله میکنی،
ازت میخوام که به مواظبت از دوستات فکر کنی،
افراد خودت.
مامانت، داییات، لویی-، ملودی.
میخوام به خود من فکر کنی که
اونجا رو زمین داشتم از خونریزی میمردم و تو اون ماشه رو میکشی.
میشنوی چی میگم؟
یا تو حساب اونا رو میرسی یا اونا حسابت رو میرسند.
همه چی حله رفیق.
تدی
سلام
تلفنت رو جواب نمیدی؟
جولیا زنگ زد
گفت که چند روزیه ازت خبر نداره و
نگران بود نکنه اتفاقی افتاده باشه.
اوضاع یه کمی...
لباسهات رو بپوش.
باشه
نمیدونستم طرفدار موسیقی کلاسیک هستی
اسمش چی بود؟ شوپن؟
جیمز فکر نکنم آدم این کار باشم
بهت کمک کردم، تدی.
متأسفم
میخوای نصیحت من رو بشنوی؟
باید بتونی یه سری چیزها رو فراموش کنی
منظورم اینه که این قضیه هم مثل همون قضیهی تهرانـه دیگه.
از این بدبیاریها تو کار و بار ما هست.
میتونستم از اتفاق تهران جلوگیری کنم. میتونستم
باید افرادم رو بیرون میکشیدم.
میدونستم تو مشکل گیر افتاده و گوش شنوایی هم نبود.
چه اهمیتی داره؟ اتفاق افتاد دیگه. تقصیر تو نبود
ولی خیلی عصبی و آشفته به واشنگتن برگشتی،
و یه شمشیر سامورایی رو
آوردی تو دفتر هماهنگکنندهی .مقیم سازمان ملل تو آمریکا
یه شمشیر از دوران جنگ داخلی بود
درک نمیکنم، فکر میکردم که
اگه از این ماجرا بکشم کنار، تو خیلی خیالت راحتتر میشه.
رئیس خیلی بهت افتخار میکنه
میدونی، پول و تجهیزات الان به سمت جنوب در حال حرکت هستن.
شورشیان کنترا الان دوباره فاز هجومی گرفتن
درست همونطوری که فکرشو میکردی این قضیه داره جواب میده
رئیس خیلی خوشحاله
رئیسجمهور هم همینطور
خیلی شر و ور میگی
ازمون خواست که کمال سپاسگزاریاش رو
.به طرفین مسئول برسونیم
وقتی ۸ ساله بودم،
پدرم بردم تو کاخ سفید.
جایی که افتخار خدمتکاری رئیسجمهور رو داشت،
و اونجا ناهار خوردیم و من رئیسجمهور کِنِدی رو دیدم و...
اون لحظه افتخارآمیزترین لحظهی زندگی پدرم بود.
یعنی این تو پروندهام هست. میدونم که خوندیش.
ببین، فکر نکن دارم سرت کلاه میذارم، تدی
فقط دارم احساسات رو انتقال میدم
کارمون رو دوره
تا اینجاش خوبه ولی سؤال اینه که
این شرایط قراره ادامه داشته باشه یا
باید یکی دیگه رو پیدا کنم؟
ایول!
عجب جاییه رفیق
یعنی با یه چند تا مبل و یه سری لامپ لاوا
و یه تلویزیون بزرگ، محشر میشه.
میتونیم تختخواب آبی هم بیاریم
این که خونهی مجردی نیست
اینجا جایی که میخوایم مواد درست کنیم. خیلی جو نگیرتت
اگه بخوایم اینجا رو آشپزخونه کنیم،باید گاز رو هر چه سریعتر وصل کنیم
اولین قدم درست کردن اجاقگازه
فردا اول وقت درستش میکنم
ری-ری
باید صحبت کنیم
در مورد چی؟
که چطوری از یه جنگ جلوگیری کنیم
خیلی خب، اومدن
نمیدونستم کسی رو با خودت میاری
داییمه
کاری نکنی نیازی نیست که نگران باشی
بیا روراست باشیم، اینجا من اون ناکس نیستم
هر بلایی که سر لنی آوردین، بدجوری به گا دادینش.
ممکن به کشتنمون بدین
میدونیم. تو داری کار درست رو انجام میدی
بیارش بیرون
کمکت میکنم
بیا بیرون ببینم
پاشو
خیانتکار عوضی!
خیلی خب،همه چی حله؟
متأسفانه نه
باید مطمئن بشم که کلمهای از امشب به جایی درز پیدا نمیکنه
نه رفیق. لعنتی
تو فقط بهم گفتی که بیارمش اینجا. منم همین کار رو کردم
یا بهم اطمینان بده که چیزی نمیگی یا هر دوتاتون رو میکُشم.
- ری-ری - قرارمون این نبود
- خب حالا قرارمون اینه - بیخیال رفیق
ببین رفیق میدونم که این درخواست سادها نیست
میدونم
خیلی بیشتر از این پول توشه
از کسایی استفاده میکنیم که کارشون رو بلدن
آیندهمون میتونه روشن باشه
هی
هی، هی! این کار رو براش نکن!
بهت گفتم که بیخیال شو
هیچ وقت اینجا رو فراموش نمیکنی
فراموش نمیکنی و خودتم میدونی. بهم نگاه کن
فکر میکنه چون میخواد من رو براتون به قتل برسونه،
برای همین خون من دیگه گردنتون نیست،
ولی هست. ری-ری!
آره، بهتره که حواست به خودت باشه!
گمشو...
- یالا ری-ری - ری-ری، رفیق، یالا!
یالا پسر. چه غلطی داری میکنی؟ به من نگاه کن!
- یالا مادرجنده! - خیلیخب، خیلیخب!
- ری-ری! - یالا!
ری-ری! ری...
بخاطر لئون مادرجنده!
اگه میخوای یه کمی پول بزنی به جیب، خودت که میدونی کجا پیدام کنی.
برای دانیلو و دیهگو
همینجا منتظر میمونم
بیا داخل
دیهگو...
مواظب باش، کار احمقانهای نکن
دیهگو، اونا همه چی اینجا دارن
خرما دارن
دارم غذا میخورم
نمک رو بده
- کی این عکس رو گرفته؟ - نمک رو بده
دیهگو...
- سلام - سلام. حالت چطوره؟
عالیام. تو چطوری؟
- آمریکایی هستی؟ - بله
- خیلی خب، خیلی خب، وایسا وایسا - توضیح بده!
معلومه که ناراحتی
خب حقم داری که ناراحت باشی
ولی اگه میشه اسلحه رو کنار بذار تا
باهمدیگه حرف بزنیم.
- بکشمش یا نه؟ - اول باید بدونیم که کیه
تخمم نیست که کیه.
الهاندرو استویس
چی گفت؟
الهاندرو استویس
خیلی خب
اومدین اینجا تا باهاش معامله کنین، درسته؟
الهاندرو از قبل کوکائین
آورده بود تو آمریکا.
فقط کمک ادارهی مبارزه با مواد مخدر رو میخواست که از مرز واردش کنه.
شما هم فقط آلت دست بودین
داشت براتون پاپوش درست میکرد
و این عوضی اینا رو از کجا میدونه؟
اگه خفهخون بگیری ازش میپرسم
میتونم جوابش رو بدم
از همونجایی میدونم که همه چیز رو دربارهی شما هم میدونم
میدونم که دوست دارین تو آمریکا باشین
و میدونم که باند «اوریلاس» بهتون اعتماد دارن و تا موقعی که
پول بهشون میرسونین بهتون کاری ندارن.
و میتونم بهتون این اطمینان رو بدم که همینطوری هم ادامه پیدا کنه.
کاری میکنم که ادارهی مبارزه با مواد مخدر و برادران نیروی انتظامی کاری بهتون نداشته باشن،
براتون اطلاعات رقیبهاتون رو بیارم و
امنیت مرزهای مشخصشده رو برقرار کنم.
ما باید در مقابل برات چیکار کنیم؟
خب شما هم باید برام بهترین و نابترین کوکائین خالص رو
به قیمتی بهم بدین که مختون سوت بکشه.
تو دیگه کدوم خری هستی؟
مهم نیست من کی هستم
فقط مهم اینه که نمایندهی کی هستم
و نمایندهی کی هستی؟
نمایندهی دولت ایالات متحده
گور باباش. من که رفتم ادامهی خوردنم
همین الان داری میری؟
بیا. باهام بیا
باید پیشم بمونی
باید بهم کمک کنی. پشتم باشی.
- نمیتونم این کار رو کنم - چرا نمیتونی؟
وای عزیزم. میدونم که از شنیدنش خوشحال نمیشی
ولی باید بشنوی.
پدرت فکر نمیکرد چون دختری یعنی از پسرها کمتری.
همینطور فکر نمیکرد که تو ضعیفی.
میترسید که جاهطلبیات....
به این خانواده صدمات زیادی وارد کنه.
متوجهای چی میگم؟
میا...
اگه بهم نیاز داشتی...
میدونی که کجا پیدام کنی.
دوسِت دارم دخترم
درست همونطوری که هستی.
خیلی خب، باشه باشه
امروز چقدر کاسب شدیم؟
رفیق چی بهت گفتم؟
یک دلاریها رو به ترتیب پشت پنجدلاریها قرار بده و همینطور ۲۰ دلاریها رو پشتشون.
گوش میدین چی میگم؟
اینجا جاییه که شروع میشه، گوش میکنین؟
خیلی خب
کدوم یکی از شماها شمارشم رو بهم ریخت؟
خیلی خب، خیلی خب کی پول داره؟
تو پول داری؟ تو پول داری؟
شما بچهها باید باید بگیرین که هیچی تو این دنیا رایگان نیست
کی پول داره؟ تو پول داری؟ تو چی؟ تو؟ تو؟
یه مشت آسمونجُل. از کنار ماشینم دور شین.
هی
هیچ وقت دیگه از این محله بدون اینکه بایستی، رد نشو. باشه؟
این بچهها هر چی که خواستن،
بهشون بده و بعد خودم باهات حساب میکنم.
باشه؟
آره. حله
بیا
بیاین ببینم چی میخواستین بچهها
جولز،منم
آره میدونم
متأسفم
فقط...
اوضاع یه کمی تغییر کرده و...
نه. قضیه اون نیست
یه سری خبر بد دارم، جولز
آره
چطوری دخترعمو؟
میخواستم بگم که معذرت میخوام
بخاطر همه چی. من...
دوسِت دارم و... خوضحالم که دوباره باهمدیگه هستیم.
خانوادهمون
دیره دیگه
یابلی!
مطمئن شو که صحیح و سلامت میرسه خونه
ممنون
خداحافظ بابا
هی
- مایلی بهم ملحق بشی؟ - نه،امشب نه
در مورد حسابو کتابها بگم که...
فردا با آنتونیو تماس میگیرم.
میشینم باهاش حرف میزنم و همه چی رو راست و ریست میکنم.
خوبه
الان بیرونه
داره سیگار میکشه
بریم تو کارش
مسلح نیستم
فقط اومدم تا تسلیت بگم قربان
فقط بخاطر احترام به عزیز درگذشته اجازه میدم که این دفعه زنده از اینجا بری.
اگه یه بار دیگه نزدیک یکی از ما بشی،
خودم میکُشمت.
میشه لوسیا رو ببینم؟
میخوام خداحافظی کنم. بعدش دیگه میرم
هیچ وقت هم دیگه نمیبینیم
بهتون قول میدم
برو
همه چی حله؟
خدای من
عمو
به همین سادگی
برو بابا، خودم آشپزی بلدم
کارت درسته
واوو!
ادامه بده دختر
«زیرنویس و ترجمه از: «حسیـن گنجــی ImLoSeR
ارائه شده توسط وبسايت رسانه کوچک LiLMeDiA.TV
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.