Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آمبولانس خبر کن!
میشناسیش؟
یکی از همون دخترایی که کُشتم
نه...
بهت یه فرصت دیگه میدم، تدی
برو پیش پدرت و به چشماش نگاه کن
اگه گند بزنی، خودم میکُشمت
یکی از شماها تو خونهی خودم
بهم خیانت کرده.
کاری نیست که بخاطر تو انجام ندم
فقط دو تا بسته رو برمیدارم
خب، من چهار تا بسته دارم
ولپس خودشون به اندازهی کافی کوکائین دارن،
و نمیخوام تو منطقهی «والی» خرید و فروش کنم.
- چون اینطوری دستگیر میشیم - خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب
خب نظرت راجع به
منطقهی «بل ایر» و اینا چیه؟
بهتون گفتم که یه پسرخاله به نام «دیون» تو شهر اوکلند دارم.
میشه ماشین رو یه چند ساعتی قرض بگیرم؟
میخوام جنسم رو بهتون معرفی کنم
صبر کنین!
از اینجا گمشو برو
یالا!
ارائه شده توسط وبسايت رسانه کوچک LiLMeDiA.TV
سلام
فکر کردم رفتی «لاس وگاس»
خب داشتم از خیابون ۵۲ام میاومدم که
چند تا بچه یه توپ بیسبال رو سمت ماشین پرت کردند.
شیشهی سمت راننده رو به فاک عظما دادند.
شوخی میکنی!
رفتم تعمیرگاه «بیگ ارلز» با ۵۰ دلار درستش کردم
از پولی که «چو» بهم داده بود، یه کم دیگه برداشتم
«چطوری فرانکلین؟»
«خوبم مامان. ممنون که حالم رو میپرسی.»
باشه، درسته
- ممنون که درستش کردی - خواهش
ولی دفعهی بعدی بهم زنگ بزن، باشه؟
نمیخواستم مزاحم کارت تو باشگاه «اسپیدز کلاب» بشم.
- کارت اونجا چطور پیش رفت؟ - من و آگاتا
خوب قِرش دادیم اونجا.
ایولا!
دمت گرم
خانم همیلتون
سلام، فرانکلین هستم
میگم »کِو» بیداره؟
...ممنونم
چه خبر؟
راجع به اوکلند بهم بگو.
«زیرنویس و ترجمه از: «حسیـن گنجــی ImLoSeR
اگه بهمدیگه اعتماد نکنیم،
این معاملات خیلی طول میکشن.
عجله داری؟
ایول
بیشتر این پولا...
خرج خرید محمولهی بعدی میشن، باشه؟
برا همین خیلی هیجانزده نشو.
سهم هرنان.
خیلی شیطونبلایی، میدونستی؟
این به سلامتی توئه
جونمون رو نجات دادی
ممنون
کجا داری میری؟
میخوای بری همین الان پوله رو بهش بدی؟
آره. تو راه برگشت هم یه کم خوراکی میگیرم
گشنته؟
حالت خوبه؟
آره
اوسو
اوسو
آره...
آشفتهبازاری بود
لوگان آوردوز کرده بود، دختره داشت جیغ میکشید
کریستین هم داشت با اورژانس تماس میگرفت
اگه تو بودی چیکار میکردی؟
میذاشتی پلیسها پنجاه کیلو کوکائین با یه مأمور مُردهی سازمان سیا رو پیدا کنن؟
نه، وقتی مأمور بعدی سیا میومد،
به جای تأکید روی توهم زدن و دیوونه بودن لوگان،
بهش واقعیت رو میگفتم.
تو رو نمیشناختم. نمیتونستم این خطر رو کنم
آره، نه،الان که اینجام. بفرما
نه. برای الان کافیه
باشه
باهات در تماس هستم. خداحافظ
اونا شماره رو پیگیری کردن؟
آره، شماره به اسم آپارتمان «کریستین» ثبت شده
کریستین اشارهای به هماتاقی یا دوستپسری چیزی...
نه، ولی دوستپسر احتمالش کمه.
خیلی خب. هر کی که دنبالشه
الان تو خونهشه.
باید بفهمیم طرف کیه.
خدایا
خیلی شبیهشه.
- آبجو میخوای؟ - آره
این تنها اطلاعاتی که
سازمان تونسته بهمون بده.
تحصیلکردهست؟
دانشگاه میرفته. ترک تحصیل کرده
نمیخوای جواب بدی؟
- به عنوان یه دستیار حقوقی داره کار میکنه - سلام، در حال حاضر خونه نیستم
حدسم اینه که...
بعد از یه هفته که از خواهرش خبری نتونسته بگیره...
تصمیم گرفته که سوار ماشین بشه و
از اینجا بره.
برا همین باید بدونیم که دیگه چی میدونه.
یه تحصیلکردهست. چیکار میتونه کنه؟
درستش اینه که چیکار کرده.
میتونسته تحقیق کنه، میتونسته سر و صدایی به راه بیندازه.
میتونسته به پلیس خبر بده.
خب اگه بدونم که این خواهره
بویی نبرده، خیلی آسودهتر میخوابم.
فکر کنم تو هم همینطور باشی.
و یه موضوع دیگه هم هست که میخوام در موردش باهات صحبت کنم
باشه، چه موضوعی؟
جسدها
همینطوری که تو دره ننداختیشون؟
نه، بردمشون بیرون از شهر و سوزوندمشون.
کجا؟
دقیقاً مطمئن نیستم
یعنی دقیقاً مطمئن نیستی کجا
جسد اون دخترا رو سوزوندی؟
یه جایی نزدیک بزرگراه ۱۴ تو منطقهی «آنتلوپ والی» بود [دشتزاری در حوالی لسآنجلس]
اگه میخوای میتونم ببرمت اونجا
خدایا...نه...
فقط میخوام مطئمن بشم که جسدها مشکلساز نمیشن.
ببین تا جایی که میشد دور شدم و
تو گودال عمیقی خاکشون کردم. باشه؟
حالا میتونم من یه سؤالی ازت بپرسم؟
اگه یه طوری خواهره ردی پیدا کرد...
منظورت اینه...
یه چیزی پیدا کنه که عملیات رو به خطر بیندازه؟
آره
پس باید جلوش رو بگیریم.
فعلاً بیا امید داشته باشیم که چیزی پیدا نکنه
تا اوکلند چقدر راهه؟
رفیق خیلی نیست. شاید یه هفت ساعت فاصله باشه.
- هفت ساعت؟ - آره، رفیق
خودت میدونی که سفر جادهای یه کم وقتگیره.
یه تجربهست دیگه
خیلی خب، خیلی خب
چو یه پیشخدمت جدید استخدام کرده؟
میدونی کجا داریم میریم؟
فکر میکردم قبلاً اوکلند بودی
یه بار بودم. اونم خیلی وقت پیش
- یه شوشول بردار - شیرینیـه اسمش [شباهت تلفظ دو کلمه باهمدیگه در انگلیسی]
میدونستی لئون تا حالا از لسآنجلس بیرون نرفته؟
حالا هرچی رفیق.
دارم زندگیم رو با شما دو تا سر این بسته قمار میکنم.
حواس ماشینم رو پرت نکن
مطمئنی اون اقوامتون کارها رو راست و ریست کرده؟
بهت گفتم که پسرخالهام دیون
میگه که همه چی روبهراهه.
اگه یهو وسط بزرگراه
این ماشین لگنت خراب شد هم همهچی روبهراهه؟
شما ها خیلی الکی نگران هستین. همهتون عاشق اولکند میشین.
پس فقط آرم باشین!
رسیدیم؟
خوب نگاه کنین
- بالاخره رسیدیم - یعنی چی؟
بهتون گفتم که با موتورسیکلتش میریم
یعنی میخوایم با دو کیلو مواد سوار موتور رالی بشیم؟
من که باور نمیکنم برسیم سر قرار.
باید دستخالی میومدیم
کدوم قسمت فک و فامیل رو شماها درک نمیکنین؟
همه چی حله
باید یه شاشی تخلیه کنم، پس زود باشین پیاده شین
جدی میگم، این در ورودیش کجاست؟
رکورد داره از بین میره.
نیکی! یالا!
- لعنتی! - این آهنگ دیگه چیه؟
کی به شما اجازه داد بیاین داخل؟
هی هی، صبر کن یه لحظه رفیق،
من پسر از اقوام دیون هستم. کِو کوچولو از لسآنجلس؟
دیون گفت که اگه بیایم اینجا
همه چی مرتبه و...
- از سر راهم برو کنار - خیلی خب...باشه
خیلی خب. پس بهش بگو که ما اومدیم اینجا، باشه؟
قوم و خویشته نه؟ حالا از طرف پدی یا مادری؟
از طرف مادری ولی تا حالا اینطوری ملاقاتش نکردم.
یالا دختر! ایول!
شماها دیون رو ندیدین؟
هی کِو
باید اینجا باشه
- چرا هنوز لاغرمردنی هستی؟ - الان حسابت رو میرسم
بهتره با مشت حمله کنی
- چه خبر، پسر خاله؟ - چطوری؟
- رفییق - آره،آره...
اینجا خیلی باحال به نظر میاد
آره، پاتوق اصلی این منطقهست
- اینا دوستهای من هستن - چطوری رفیق؟
- چه خبر رفیق؟ - چطوری؟
چه خبر؟
تو «دو کیلویی» هستی، نه؟
اسمم فرانکلینه. جو کوچولو اینجاست؟
نه ولی تحت کنترلی.
بار اونجاست. یه کم برو اونجا
- چقدر باید منتظر بمونم؟ - رفیق ما تازه رسیدیم اینجا
بیا معامله رو انجام بدیم و پولو بگیریم و
از اینجا گمشین بریم.
داری مهموننوازی من رو رد میکنی؟
دوست دارم وقتی منتظریم اینجا جشن بگیرم.
اونا از این دوستمون خوششون میاد. دوست داره جشن بگیره.
ولی تو مهموننوازی من رو داری رد میکنی.
ببین اون خیلی آشنا نیست
ببین
نمیدونم جو کوچولو کارش
یه دقیقه طول میکشه یا یه ساعت.
ولی حتما میاد اینجا. باشه؟
باشه
خیلی خب؟
خیلی خب؟
بابا بیا یه کمی خوش بگرونیم
میتونم اون بازی رو انجام بدم؟
البته که میتونی. بهت گفتم رفیق فکر کن خونهی خودتی.
حواست بهش باشه
ما انگار خونهایم رفیق
ببین، میخوای چیکار کنی؟
- میخوای یه کمی خوش بگذرونی؟ - کارت رو انجام بده رفیق
- منتظر میمونم - خیلی خب
قراره که جنس بفروشی
بیخیال رفیق. خب منم باید
یه کمی زمینهسازی کنم.
خیلی خب، برو یه جایی رو پیدا کن.
فقط میخوام این مادرجندهها بدونن من این مواد رو دارم. باشه؟
نمونههامون رو بهشون نشون میدم
میخوام برم مخ چند تا رو بزنم
دوستشم برا تو جور میکنم
آره، آره
از این آهنگ خوشم میاد!
بیحرکت وایسا تا خرابش نکردم
آره!
نمیدونین دیون اون تو هست یا نه؟
شاید. داره تو اون محیط بسته مواد دود میکنه.
الاسدی هم آورده
هی، هی، هی
خالکوبی دختره رو شونهام چطور شده؟
زود باش. بیا ببین
نگاش کن
آره
میدونم
همیشه دلم میخواست یه هنرمند باشم
ولی روزگار نذاشت به آرزوم برسم.
خالکوبی میخوای؟
- نه، ممنون - مطمئنی؟
کارم خوبه. تو سانفرانسیکو کار میکردم
بهترین هستم
تو کولهات چی داری دلبندم؟
درس و مشق داری؟
کار دارم
آره، آره...
شکوندیش
اون داخل چه خبره؟
خبری از جو کوچولو نشد؟
- جو کوچولو؟ - آهنگ رو پخش کن!
کسی کوکائین داره؟ طرف اینه؟
به تو هیچ ربطی نداره
پس چرا اینجا منتظره؟
اومدم تا یه معالمه کنم
وقتی پیش منی، حواست به اون دهن گشادت باشه
هی!
واژنش تبدیل به یه دهن گنده شد
واژنش یه دهن بود!
بازم کُس منه عزیزم. آروم باش
هی، هی، هی...
رفیق کجا داری میری؟ اونو کجا میبری!
نگهبان!
برای همینه که هیچ وقت اینجا کسلیسی نمیکنم
بقیهی محمولهی اولمون رو فروختیم
متوجه شدم
خیلی سریع نبودبم و
الهاندرو اگه نمیتونستیم پولش رو پرداخت کنیم، باهامون دیگه کار نمیکرد.
یعنی بدون اطلاع من معامله کردین؟
آره، با رفقای گوستاو میخواست که همه چی بیسروصدا انجام بشه.
از کِی تا حالا چیزی که گوستاو میخواد برات مهم شده؟
از موقعی که راهی پیدا کرد تا جنسمون رو بفروشیم
خب سهم من کجاست؟
یا سهم منم برداشته؟
اونو شریک خودمون کردم
فقط اینطوری راضی به کمک کردن بهمون میشد
باشه
- خیلی خب؟ - باشه
تو این قرار رو گذاشتی. از سهم خودت بهش پول بده
پدرو، این چرتوپرتها چیه
چرتوپرتتر از اینه که
یک سوم سودمون رو بدون اطلاع من داری میدی گوستاو؟
چارهای نداشتم
- تو هم بودی همین کار رو میکردی - نه، من بودم این کار رو نمیکردم
چت شده؟
تو که خیلی سرسخت بودی،
حالا داری همینطوری کارمون رو خراب میکنی؟
بیخیال
پدرو
پدرو،بهش نیاز داریم
چرنده،تو ازش خوشت میاد
- دارم تلاش میکنم کارمون رو درست کنم - باهاش سکس داری؟
- بله؟! - شنیدی چی گفتم
بگو که اینطوری نیست و مسئله فقط کاره.
بعدش مطمئنم میشم که میتونم بهت اعتماد کنم
باهاش سکس ندارم
خوبه
یالا
امکان نداره
امروز بعداظهر میره شهر سنتآگوستین
باید درک کنی که...
چطوری بزرگمنشی خودت رو داشته باشی،
عزتنفس داشته باشی و بدونی که بقیهی مردم
هم بهت احترام میذارن.
سینهتو بده بالا
سرت رو بده بالا
شونههات رو بنداز بالا
آفرین پسر خودم
پسر خودمه
تو کی هستی؟
معذرت میخوام. نمیدونستم کسی اینجاست
- الان میرم - صبر کن
حالت خوبه؟
آره
اطلاع دارین که اینجا قبلاً
دفتر گروه «بلک پانتر»ها بوده یا نه؟
فکر کنم بوده
فکر کنم وقتی بچه بودم با پدرم اومدم اینجا
موقعی که داشت کارش رو انجام میداد
همهمون داشتیم کارمون رو انجام میدادیم
آره، فکر کنم
خب اینجا چیکار میکنی؟
میخوام بگم خیلی بهتر از این هستی که...
زود باش
یوهو
این چیه؟
جنس جدید مورد علاقمه
بذار ببینمش
بهش...
بهش دست نمیزنم
دور بگیرش
باشه، ولی مواظب باش این آخریشه.
تا حالا همچین چیزی ندیده بودم
از کجا گیرش آوردی؟
تو یه ستاره هستی
میدونی کجا میشه بازم از اینا گیر آورد؟
ستاره...یه دربـه
این اتاق...
دریچهای به زندگی ـه.
این زندگی، همهش دربـه.
اینا...میدونی... این درها دارن باز میشن.
- آره - دارن باز میشن...
الان دیگه راحت برای خودت تو فضا هستی
باز میشن
میخوام ببینم چیه این. برو یه کم دیگه ازش بیار.
میخرم.
ازت خوشم میاد، ستاره
منم ازت خوشم میاد
نمیخوای که بابرهنه اینجا قدم بزنی؟
چرا که نه...خیلی حس خوبی میده
خب اینجوری اون پاهای خوشگلت رو داغون میکنی
فکر میکنی پاهام خوشگلن؟
پاهای خیلی خوشگلی داره
ممنون، ستاره
اون کوکائین رو بده به من.
همین الان مصرفش کن، برادر
اصلاً فکرشم نکن که اینجا مصرفش کنی
از اینجا برو
خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب
- چی میخوای رفیق؟ - چه خبر؟
بالاخره اومدی، آتیش پاره.
با اون پاهای خوشگلت برگشتی؟
بیست دلار پیشت هست؟
بیست دلار؟ آره
بیست دلار
خیلی خب، زود باش. بریم
- راستش الان نمیتونم - نه...
چرا برنمیگردی تو همون جای مخصوصت تا
شاید بعداً تونستم بیام اونجا ببینمت؟
باشه
خداحافظ فرانکلین
احتمالاً حق با توئه. دختر خوبیه ولی دیوونهست.
تا کِی مواده کافیشه؟
نمیدونم. شاید امشب دوباره برگرده
و کوکائینـه؟
بهترین جنسه، آره
- چرا ایقدر ارزون؟ - من که درستش نکردم
فقط میفروشم
اگه بهم نشون بدی چطوری درستش میکنن،
هر چقدر مواد که داری رو ازت میخرم.
الان دیگه از خط قرمز رد شدی، رفیق
هیچی باهام نیست
داهاتی داری چه غلطی میکنی؟
نه حقهای و نه کلکی
فقط میخوام بدونم چطوری این چیزا رو درست میکنین
کفشهای قشنگیه
میخوای «جادوگر» رو ببینی؟
پس چی.
خیلی خب، همینجا بمون
وایسا. واقعاً میخوای ببریش پیش «سویم»؟
این دوستمون دو کیلو کوکائین داره. پس چی که میبرمش پیشش.
بریم، دورتی
حواست باشه. گوهکاری کردن.
- ایول که حواست بود - آره والا
بفرما
یالا رفیق
کلید ای کدوم گوریه؟
پسر خوبیه
اهل لسآنجلسه
چرا اولش اینو نگفتی؟
اهل لسآنجلسه؟
خب حالا کی هستی؟ مایکل جکسون؟
نه، خیلی سیاهتر از مایکل جکسونه.
بیشتر شبیه «سیدنی بوآتیه»ست [اولین بازیگر سیاهپوست برندهی اسکار]
نه
نمیدونم چرا این دوستمون تو رو
آورده جایی که من کسب و کارم رو انجام میدم،
اونم وقتی که باید اون بیرون باشه و کارش رو انجام بده.
ببین سویم. این رفیقمون همهی جنسهام رو خرید که
فقط بتونه با تو ملاقاتی داشته باشه.
و میبینی که چی داره.
الان خیلی دیوونهبازی درآوردی
تقصیر من بود. من ازش خواستم
میخواستم بدونم چطوری این جنس رو درست میکنین
یالا
از اینجا بزن به چاک و
تا موقعی که نفروختیش برنگرد.
اسمت چیه؟
فرانکلین
بهم میگن سوییم [شنا] چون یا تو پول دارم شنا میکنم یا
تو کُس.
اصلاً با عقل جور در نمیاد
موافقم
خودت کاری میکنی با عقل جور دربیاد یا
خودم آسونش کنم.
منظورم رو که متوجه میشی؟
نمیتونم با اطمینان بهت بگم که این اواخر شانس باهام یار بوده یا نه.
شماها دارین اینجا یه کاری انجام میدین و منم میخوام بیام تو کارش.
شاید یه کمی دارم غیرمنطقی رفتار میکنم
شاید خیلی احمق باشم ولی
این جنس، این جنس
ارزشش رو داره.
یه کارهایی هست که باید انجام بدم
چیزهایی که خودم میخوام انجامش بدم.
متوجه میشی چی دارم میگم؟
اگه تو کسی هستی که این جنس رو داره تولید میکنه،
یعنی تو یه هنرمند واقعی هستی.
از نظر من هنرمندان، هنر میآفرینند،
و دلشون میخواد که کل دنیا هنرشون رو تجربه کنند.
تو یه هنرمندی، سوییم؟
شاید
پس بهم یاد بده چطوری مثل تو اون مواد رو درست کنم
منم دستور تهیهش رو میبرم به لسآنجلس و اسمت رو پخش میکنم.
آنجلیکو
امشب یه دور بیشتر پختوپز داریم
حواست باشه. کارمون خیلی سریعه. فهمیدی؟
پس این کوکائینها مال کشور پرو هستند، درسته، وقتی اونا کوکائین درست میکنن،
این خمیر تولید میشه.
این خمیر کوکائینی که ته این میمونه.
به این خمیره میگن «به-سی».
ولی این «به-سی» رو برمیداری و تو یه سیگار بارش میزنی،
بعد این سیگاره بدجور نئشهات میکنه.
چند تا از دوستام برای تعطیلات رفته بودند پرو.
دنبال تور کردن دخترا و این جور چیزا بودند.
با یه مشت جنده این «به-سی» رو کشیده بودند
و ازش خیلی خوششون اومده بود. جندهها هم عاشقشن.
و مرتب اسمش رو تکرار میکنن.
به-سی، به-سی، به-سی
همینجوری تو مغزشون نفوذ میکنه
به-سی، به-سی به-سی، به-سی
بیس
برمیگردن به منطقهی «بی ارا»
با این فکر که این به-سی چیزی بیشتر از یه مواد مخدر سادهست.
بساط آشپزخونه رو راه میندازن و سعی میکنن طرز
تهیهاش از کوکائین رو پیدا کنن.
حتی نمیدونستن چه گوهی دارن میخورن،
ولی یهو بر حسب اتفاق یه مخدر توپ ازش ساختند.
و مثل خیلی از اختراعات تو آمریکا،
خیلی اشتباه بزرگ و زیبایی بود
مثل کراک میمونه ولی سادهتر و ارزونتر،
و خیلی تهیهش بیخطرتره.
دیگه کاری به اِتِر نداریم، مگه نه انجل؟
نه، اتر هر کاری که اتر میخواد انجام بده رو انجام میده.
ترکیباتش فقط اینا هستن؟
مثل بیکن و تخممرغ میمونه. مثل شخصیتهای عروسکی «برت و ارنی»
بعضی مواقع فقط دو تا چی لازم داری تا
- یه چیز بزرگ خلق کنی. - مثل نخود و هویج همیشه با همدیگه هستن
مثل نخود و هویج
حالا قسمت اصلیاش اینجاست
آره. اینو میبینی؟
اون سنگها رو میبینی؟ این سنگها مثل بچهی قورباغه شروع به شنا کردن میکنن
آیا با استنشاق این گازها، فازم بالا میره؟
یه خورده تکونت میده ولی فازت بالا نمیره.
وقتی تموم میشد میخوای یه امتحانیاش کنی؟
نه، مواد مصرف نمیکنم
باید یه امتحانی کنی
این مواد جاهای تاریک مغزت رو باز میکنه
جاهایی که تا حالا بهشون دسترسی نداشتی.
جاهای عمیق و تاریک مغزت.
چنان روشنت میکنه تا حالا اونجور روشن نشده بودی
خب آماده شد. حالا مثل زمین،
سرد میشه تا سخت بشه.
بدین ترتیب جنس ما آمادهست.
برای این ۵۰ دلار گیرت میاد
شوخی میکنه
میشه یه کم دیگه درست کنیم؟
چقدر دیگه؟
همهش رو
مطمئنی؟
کسی دیگهای نبود بره دنبالش؟
و این اولین گزارش شما در رابطه با این موضوعه؟
خیلی خب
خب ساعت چند بود؟
خیلی خب
سلام
ببخشید. ببخشید
سلام
میشه یه چند لحظه باهاتون صحبت کنم؟ یه چند لحظه فقط
راجع به یه فرد گمشدهست. خواهش میکنم
باید باهاتون صحبت کنم. دارم دنبال...
دوستم میگردم. اون گمشده.
اسمش «جس ایوان»ـه. خواهش میکنم، میددونم...
میدونم سرتون شلوغه...
آقا میشه صداتون رو بیارین پایین؟
- وقتی بتونیم به کارتون رسیدگی میکنیم - باورکردنی نیست
ببخشید
معذرت میخوام، نمیخواستم مزاحمتون بشم
ولی شما گفتین اسم دوستتون «جس ایوان»ـه؟
آره
چرا؟ میشناسیش؟
نه، میشناسمش
میشه یه کمی باهمدیگه صحبت کنیم.
آره، آره، حتماً
باشه
اسم من ویکوریاست
منم رید تامپسون هستم
سلام
خوبه
یه روزی همین نزدیکیها سربازهای پیاده
همهی کارها رو به جای صاحب مزرعه انجام میدن.
هرچند اگه فکر کنی چیزی تغیر نمیکنه
فرصت زیادیه که برای همه در دسترسه
این حرومزادهها دارن سرعت همه چی رو تغییر میدن و
یه زندان میسازن.
لعنتی. باید همهی نقشه رو دوباره بکشن.
این کاریه که باید انجام بدن.
برای اینکه رئیس باشی باید همیشه یه قدم جلوتر رو ببینی.
باید پشت کوهها رو ببینی
واقعاً؟ تو چی میبینی؟
تا الان فقط کوه.
پسر، بدجور به گا رفتیم
چت شده؟
هیچی
گوش کن،اون شب تو مهمونی،
یه حرف خوب زدی.
ببخش که حرفت رو قبول نکردم
یه جورایی... میدونی که.
پدر؟
باید یه چیزی رو بهت بگم
- ساعت چنده؟ - چه خبر، رفیق؟
سنت
جو کوچولو اصلاً اومد؟
اومد؟ چه مرگته؟
دیون بدجور عصبانی بود. نزدیک بود به کشتن بدیم.
میتونست بهتر از این باشه
دیگه هیچ وقت مست نمیکنم
تقصیر من بود. معذرت میخوام که رفتم
باید میرفتم. باید با خودم خلوت میکردم
- تمام شب رو؟ - گرفتار شدم
زود باش. بیا داخل
- شاتگان - رفیق، شاتگان [کلمهای که هر کی اول بگه، رو صندلی جلو میشینه]
باید قبل از اینکه به بزرگراه برسیم، از خیابون ۷-۱۱ بریم؟
آره. خودت که میدونی
به محض اینکه فرانکلین بهمون بگه چرا
به معامله گند زد،از اینجا گورمون رو گم میکنیم.
و چرا باعث شد که از پاتوق پسرخالهام بندازنم بیرون
و اینکه تمام شب رو کجا بود.
بعدش به سمت خیابون ۷-۱۱ حرکت میکنیم
- این دیگه چه کوفتیه؟ - این دیگه چیه؟
آیندهمون
پسر...
پسر تو دیوونهای
- «آیندهمون» - کاملاً خُل شدی
داری چه زری میزنی؟
نمیخوام در موردش هیچی بشنوم. میریم خونه.
- «آیندهمون» - کدوم آینده؟
«زیرنویس و ترجمه از: «حسیـن گنجــی ImLoSeR
ارائه شده توسط وبسايت رسانه کوچک LiLMeDiA.TV
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.