All language subtitles for Bandit.2022.720p.10bit.WEB-DL.6CH

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

میرا ساب | MiraSub.ir رسانه بزرگ نایــت‌مــووی تقدیم می‌کند WwW.NightMovie.Top

برنده قرعه‌کشی ماهانه‌ی نایت‌مووی باش @nightmoviett :اطلاعات بیش‌تر در کانال تلگرام

« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور با زیرنویس چسبیده WwW.NightMovie.Top

ترجمه از: سینا اعظمیان، امیرحسین ترکاشوند و احسان جولاپور Sina_z, Hiz3n & Mister.Cloner

[ این یک داستان واقعی‌ست ]

هیچ‌کس بد به‌دنیا نمیاد

[ لندن، کانادا، 12 ژوئن 1988 ]

مثل هر چیز دیگه‌ای نیاز به تمرین داره

[ وازلین ]

و وقتی بللاخره بفهمی که خونه

جایی نیست که توش بمونی یا حتی بتونی توی نقشه پیداش کنی

کار بد، تبدیل به مکان گرم و پرمحبتی می‌شه که همه‌چیز توش امکان پذیره

[ 1988/06/12]

عصر بخیر خانم - سلام -

چرا اون کشوها رو باز نمی‌کنی و یه سری چیز از توشون برداری

پول رو توی کیف بذار

یالا

پول علامت‌گذاری شده نمی‌خوام و آژیر هشدار بی‌صدا رو نمی‌زنی

فهمیدی؟

بله، قربان - باشه -

اون یکی کشو، لطفا

آروم و قشنگ

هی، نگران نباش

همه چیز درست می‌شه قرار نیست بهت آسیبی بزنم

بیا بریم سراغ گاوصندوق

برو

بفرما

اوه آره

بیا پش عمو

همه‌ی واحدها توجه کنین

چندین گزارش سرقت بانک 1082 در جریان داریم

مظنون یه ژاکت قرمز پوشیده و یه کلاه داره

مسلحه

اوه لعنتی

تکون نخور

من که تکون نمی‌خورم، قربان

هیچ‌کاری نکردم

اشتباه گرفتی

بله، فکر کنم یه سرقت از بانک رو دیدم

بله، الان یه سرقت مسلحانه رو

در بانک «گلد کراون» مشاهده کردم

حروم‌زاده نزدیک بود از روم رد شه

اون یه لباس

نمی‌دونم، ژاکت قرمز؟

موهاش بلوند بود

نمی‌دونم اون یه هیپی مو بلند لاشیه [یکی از جنبش های اجتماعی جوانان بود که در دهه ۱۹۶۰ در آمریکا آغاز شد ]

و داشت توی بزرگراه به‌سمت غرب می‌رفت

داشت به شرق و سمت «تیمزفورد» می‌رفت

باشه

اون کونده رو بگیرین

خدافظ

و سه، دو، یک

سلام، چه‌طوری؟

عالی،‌ من رو یادت میاد؟

آره، از آخرین مراسم خوندن موعظه

شغل، افزایش درآمد، فرصت

باید همه روزه

از طریق شرکت‌های مردان و زنان آزاد

برای فقرا ساخته شود

آره

فقط آزادی اقتصادی می‌تواند

نیاز فوری آن‌ها به رشد اقتصادی رو برآورده کند

درسته، بهشون بگو رانی

فقط سعی دارم بفهمم اینجا چه‌خبره

اوه، ‌ببخشید

همین‌طور که به اون یکی مامور پلیس گفتم

یه یارویی یه ژاکت و یه کلاه بهم داد، همین

این همه سر و صدا و هیاهو واسه چیه؟

یه دزدی اون ‌طرف خیابون شده

چی، جدی؟

خدای من

تاکسی‌ها کجائن؟

فرستادیم‌شون برن

باشه

خب موفق باشین

خب، دوباره از اول توضیح بده پس از بانک برگشتی

[ فروشی ]

فروشیه؟

آره

قشنگه

می‌خوای یه دوری باهاش بزنی؟

نه، فکر کنم همین‌طوری می‌خرمش

ممنون

خیلی دوستش دارم، ‌ممنون

اوه، خیلی سریعه

ممنون

پس گفت 50 دلار می‌ده اگه به جای در جلویی

دم در کناری وایستی؟

خدای من، معلومه گفته

معلومه این کار رو کرده

وایتمن» می‌دونه» مردم برای اینکه پول صدقه ندن

از یه ورودی دیگه استفاده می‌کنن

راه فرارش رو باز گذاشته

خودشه؟

مال بخش سرقتی؟

بخش ورود غیرمجاز، کارآگاه اسنایدز

خوب بهش نگاه کن

بخش ورود غیرمجاز داره روی دزدی بانک کار می‌کنه؟

آره

همه کاری ازم برمیاد

آره یا نه؟

نه - نه، ‌عالی -

کسی این یارو رو ندیده؟

صبرکن، بذار ببینمش

اوه لعنت چرا من دیدم

فکر کنم دیدم سوار ماشین شد و رفت

حروم‌زاده

یه حروم‌زاده‌ای که ظاهرا اون یارو نمی‌تونه بگیرتش

همونی که فکر می‌کنن اسمش رابرت وایتمنه

[ رابرت وایتمن، نام مستعار ]

پنجاه و نه سرقت موفق پول

جواهر و بانک به مقدار قابل توجه 2.339 میلیون دلار داشته

چرا انجامش دادم؟

توی این اقتصاد

چرا نکنم؟

[ چهار سال قبل ]

قاضی این داستان بچه‌ایه

که هیچ‌وقت تو زندگیش فرصتی گیرش نیومد

من همیشه می‌گم [ دیترویت، میشیگان ]

من رو با گذشته‌م قضاوت نکنین

چون دیگه تو گذشته زندگی نمی‌کنم

جزء 5تا از بهترین صحن دادگاه‌هایی که تو عمرم دیدم

گچ‌بری‌های اینجا رو ببینین

گیلبرت لیاقت یه فرصت دیگه رو داره

لیاقت مهلت دادن رو داره

داستان از این قراره هیچ‌کس دوست نداره فقیر بزرگ شه

خب برای اون دسته از ما که با فقر بزرگ شدیم

دیر یا زود

کارمون به این‌طرفِ جایگاه‌قضاوت کشیده می‌شه

صبرکنین، اینجاست که وکیل تعیین شده از سمت دادگستریم

درمورد تاثیری که جامعه روم گذاشته

و اینکه پدر و مادرم ترکم کردن حرف می‌زنه

و اینکه زندگی توی یتیم‌خونه هیچ‌وقت

فرصت یا شانسی که لیاقتش رو داشتم بهم نداده

سیستم اداره کشور خراب نیست این‌طور ساخته شده

اینو داشته باشین

چون به‌نظر من، جناب قاضی

سیستم اداره کشور خراب نیست این‌طور ساخته شده

گیلبرت گلوان جونیور

باتوجه به اینکه کلاه‌برداریت خشونت‌آمیز نبوده

بدین وسیله تو رو به 18 ماه حبس

در زندان سنت‌جوزف محکوم می‌کنم

آره، منصفانه‌ست

ولی می‌دونین

مهم نیست چندبار زمین بخوری

مهم که دست رو بذاری رو زمین و بلند شی

و من هم دقیقا همین‌کار رو کردم

[ زندان سنت‌جوزف، شش ما بعد ]

خب یه‌جورایی

دو تا از کلمه‌های مورد علاقه‌م

امنیت پایین

ولی سه‌کلمه‌ای مورد علاقه‌م

به‌ کانادا خوش‌اومدین

[ مرز کانادا 2 کیلومتر جلوتر ]

[ اتاوا، آپریل 1985 ]

وقتی همه‌چیز خراب می‌شه فرو می‌ریزه پایین با فرار کنی و بری به سمت بالا

در این مورد، اتاوا بالاترین نقطه‌ در شمال بود

که می‌تونستم بهش برم

خوبه

ممنون، جناب

لعنتی

محکوم فراری

خیلی توی رزومه خوب نیست

[ درخواست نیروی برای استخدام ]

و از اونجایی که درآمد خلاف مثل قبل نیست

باید می‌دیدم راه‌راست درآمدش چه‌طوره

[ بستنی دوست‌دارین؟ استخدام پیک ]

قربان، یه پولی به من کمک کنین؟

بدبختم

جفت‌مون همین‌طوریم، رفیق

چه‌طوری؟

مدرک دانشگاهی دارم اون‌وقت دارم بستنی یخی می‌فروشم

چه کمکی از دستم برمیاد؟

من چه کمکی می‌تونم بهت بکنم؟

خیلی وقته دوچرخه سوار نشدم

ولی می‌گن مثل سوار دوچرخه‌ شدن می‌مونه [ کنایه از مثل آب خوردن بودن ]

خوشم اومد

بامزه‌ای

خوبه

برای آگهی استخدام اومدی؟

بله، قربان

برای همین اومدم

می‌تونم یکی از این جلیقه‌ها بپوشم؟

این رو پُر کن و یه کارت شناسایی بهم بده

اوه

کارت شناسایی

توی ماشین جا گذاشتمش

برمی‌گردم

تف توش

توی کیف‌پولت کارت شناسایی داری؟

آره، چرا؟

دو دلار ازت می‌خرمش

فقط دو دلار، بی‌خیال، کارت شناساییمه

پنج دلار بهت می‌دم

باشه 10 دلار می‌دم

22

بیست و دو تا؟

باشه،‌خیلی‌خب

عجله کن

خیلی‌خب

[ اداره بهداشت ، رابرت وایتمن ]

[ این واقعا اتفاق افتاد ]

اوه، کانادا

فکر کنم الان دیگه منی

رابرت وایتمن

فکر کنم هستم، ممنون

خیلی‌خب، بفرمایید

آقای رابرت وایتمن

خیلی برای اینکار هیجان زده‌م

اره من هم همین‌طور

عاشق این جلیقه‌م

اکثر فراری‌ها

توی 72 ساعت اول گیر میفتن

و معمولا توی یه ماشین مسروقه

یا خونه دوست‌دخترشونه

کم پیش میاد کلیسایی که جای خواب رایگان به‌مردم می‌ده

خبرساز بشه

آهای

متاسفم

بعد از ساعت 11 کسی رو قبول نمی‌کنیم

الان مگه ساعت چنده 11 و یک دقیقه؟

دقیقا به‌همین خاطر نمی‌تونم راهت بدم

ببخشید - چی؟ -

بیخیال، فکر می‌کردم درهای کلیسا همیشه به‌روی مردم بازه

خب، حتی خدا هم محدودیت‌هاش رو داره

اگه خدا بود می‌ذاشت برم داخل

خدا رو می‌شناسی؟

اره

اوه جدی؟

آره

لطفا

[ درها ساعت 11 شب بسته می‌شود ]

خیلی‌خب، باشه

عجله کن

ممنون

آره - ممنون -

این بالاست

عجب

پنج‌ستاره‌ست

مشروب و مواد ممنوع

خوش‌گذرونی هم نداریم

فهمیدم

اسمت؟

رابرت وایتمن

محل تولد؟

کالگری

دلیل این که به شرق کشور اومدی؟

داشتم رد می‌شدم

توی شهرم کلی کار دارم

ولی یه سری کار موقتی اینجا دارم

خوبه

آره، همین‌طور که مامانم همیشه می‌گفت

کامل نیستم، ولی کافی‌م

اتفاقات بد برای افراد خوب میفته

کتاب‌های کوشنر رو خوندی

اره

زن و بچه؟

نه

ولی مجردم اگه خواستی در خدمتم؟

بگیر

هر تخت خالی توی اون اتاق رو خواستی بردار

باشه، و اسمت چی بود؟

آندریا هادسون

آندریا هادسون

شب‌بخیر آقای وایتمن

شب‌بخیر

گفتین، دوشیزه هادسون؟ [ خانمی که مجرده ]

اره

باشه، عالی

خانوم‌ها، بستنی یخی نمی‌خواین؟

اوه،‌ بی‌خیال؟

بی‌خیال

یکی بخرین

یکی بخر، اذییت نکن

بدو بیا بستنی یخیه

بستنی یخی نمی‌خوای؟

به‌خاطر جلیقه‌ست؟

خیلی‌خب، ممنون

روز خوبی داشته باشین

بفرمایید

یکی می‌خوای؟

سلام

بعد از ساعت 11 کسی رو راه نمی‌دیم، وایتمن

بی‌خیال

تو رو خــدا

نه

اگه بخوای هم نمی‌تونی بیرون نگهم داری

خدای من

خیلی‌خب، بفرمایید

عالی

لطفا

ممنون

بفرمایید

داشتم می‌گفتم

مراقب باش روز خوبی داشته باشی

خیلی ممنون

بقیه‌ش رو نگه‌دارم؟

ممنون

بستنی یخیه، بدو بیا

چه خبر؟

بستنی یخی نمی‌خوای؟

نه ممنون - هوا گرمه‌ها -

صبح‌بخیر، جری؟

چه خبره؟

دارن تعدیل‌مون می‌کنن تا تمرکزشون رو روی ماشین‌های بستنی فروشی بذارن

چی؟

حتما شوخیت گرفته

خب، باشه

می‌شه حداقل چک آخرین دست‌مزدم رو بگیرم؟

کاش می‌تونستم ولی حقوق انفصال از کار نداریم

منظورت چیه؟

پس پولم رو نمی‌دین؟

حدودا 200 دلار بهم بدهکارین

متاسفم مرد

چه فازیه؟

خدای من، بی‌خیال

نه، جری اذییت نکن

خب حالا چی‌کار باید بکنم؟

بی‌خیال

همین کاری که من دارم می‌کنم

یه کار جدید پیدا کن

می‌دونی چیه؟

می‌تونی جلیقه رنگین‌کمونی بنفش، زرد، نارنجیت رو

بکنی تو کونت

می‌دونی چیه؟

جلیقه رو نگه می‌دارم

نگهش می‌دارم

گاییدمت جری

اسم من بنه

کیرم دهنت، بن

سلام - سلام -

چی برات بریزم؟

چیزی داری هوش از سرم بپرونه؟

آره چوب بیسبال دارم

بذار فعلا با آبجو شروع کنیم

حتما

هی، عشقم، یه دور مشروب دیگه اینجا

هر شهری پادشاه خودش رو داره

کسی که همه رو خریده

بدون اینکه بفهمن اونکه داره تلکه‌شون می‌کنه

توی اتاوا اون شخص «تامی کی» بود

اون موقع هنوز نفهمیده بودم

به انبار حمله شده

رایلی می‌گی پلیس‌ها و صاحب ملک‌ها و شرخر‌ها

اومدن سراغش

وقت بیشتری می‌خواد

خب همین‌طور که همیشه می‌گم

با موفقیت بکشش، با لبخند چالش کن [ در اصل به معنای جواب کسانی که بهت شک دارند رو با موفقیت بده ]

و اگه این جواب نداد

همیشه دو تا دست و با8 استخون روش داریم که تو صورت‌شون خورد کنیم

بیا

به رایلی و بقیه‌ اون لاشی‌ها بگو

اگه یه بار دیگه دیر کنن نمی‌فهمن کی میام سراغ‌شون

فهمیدم، رئیس

اره

هرکی می‌گه پول خوش‌بختی نمیاره

می‌تونه بریزه به حساب من

هی، مشکلی داری رفیق؟

کی من؟

آره

نه، قربان

به‌خاطر مشروب زیاد حالم خوب نیست مشکلی نیست

قصد بی‌احترامی نداشتم

به این میگن خطر از بیخ گوش گذشتن

آره من ضد گلوله‌م

ببخشید

هی، رفقا، چه‌خبر؟

امپراتوری جرم و جنایت در چه‌حاله؟

خب، توی کار مشروب و رقصنده که جرمی نیست

خب، فکر کنم نمی‌تونی تموم درآمد حاصل از نزول‌گیری رو

توی کلاب مارکی پولششویی کنی

حتی نمی‌دونم چه‌طوری این کلمات رو بنویسم

ولی مطمئنم رئیست دوست نداره بشنوه

که داری بدونه حکم اذییتم می‌کنی

مگه اینکه داشته باشی

نه هنوز

نه

ولی داره میاد

اومد قبلش یه خبر بهم بده

آره، خبرت می‌کنم

من هم موقع دستگیری دست‌هام رو جایی می‌ذارم که بتونی ببینی

تف‌ تو این شانس

پولت رو خورد

یه بازی «استرویدز» برام بیار [ یک بازی با تم فضایی ]

مثل یه بازنده حرف می‌زنی

سلام

ساعت 12ست خیلی از 11 گذشته وایتمن

برای خوابیدن اینجا نیومدم

فکر نمی‌کردم به کانادا بیام

تا به رویای آمریکایی برسم [ برابری فرصت ها و فراوانی به هرکس امکان ترقی و تعالی را می دهد ]

ولی دست تقدیر روش جالبی داری

به‌نظر می‌اومد فرصتی پیدا کردم دست از دویدن بردارم

و شروع به قدم زدن کنم

امید، خیلی بهم می‌اومد

و همه‌ش به‌خاطر اون بود

چیزی هست که باید درموردت بدونم؟

مثل چی؟

خب، هدف خاصی داری؟

اره

حقیقت جالبی در مورد خودت ؟

جسدی توی زیرزمین خونت قایم نکردی؟

جسد؟

نه تاجایی که خبر داشته باشم نه، فکر نکنم

خب، نه

باشه

خانواده‌ت چی؟

خب،‌ بابام سمت غرب زندگی می‌کنه

اون کسیه که شغلی که منتظرشم رو برام جور کرده

مادرم، خیلی وقته ندیدمش

خیلی وقت پیش ولمون کرد رفت

سعی نکردی پیداش کنی؟

پیچیده‌ست

ولی این کار ممکنه خیلی خوب باشه

جدی؟ - اره -

و وقتی که به‌اندازه کافی پول جمع کنم

مستقیم به سمت باهاما می‌رم

و یه بار دم ساحل برای خودم می‌خرم

هدفم همینه

آره

باحاله نه؟

آره

تو چی؟

آره، الان چند سالی می‌شه پدر و مادرم مردن

پس، خودم تنهام

متاسفم

اره، مشکلی نیست

می‌دونی مثل خیلی از مردم

خیلی سخت بود

وقتی که بانک‌ها نرخ بهره رو زیاد کردن و خونه‌مون رو ازمون گرفتن

نتونستم به وضعیت قبلم برگردم

بانک همیشه می‌بره [ اصل این اصطلاح درمورد قماره که کازینو همیشه برنده اصلیه ]

همیشه نه، ولی آره

به‌خاطر همینه تمرکزم رو روی گرفتن مدرکم گذاشتم

می‌خوام یه مددکار اجتماعی باشم به مردم کمک کنم

فکر کنم مردم باید به خودشون کمک کنن، نه؟

خب، بعضی‌ها نمی‌تونن چون نظام از پایه مشکل داره

مردم به مردم نیاز دارن

از استرایسند بپرس

آره

مثل من و تو، ما به‌ هم نیاز داریم، درسته؟

می‌دونی اگه می‌خوای با من سکس کنی

نیاز نیست این‌قدر فریبنده حرف بزنی

می‌دونی شعار من چیه؟

چیه؟

چرت و پرت به‌خوردم نده

هر وقت خواستین حساب کنین

ممنون

نه، نمی‌تونم بذارم این کار رو کنی، لطفا

هیچ‌کس نمی‌ذاره هیچ کاری کنم

بذار یه زن مستقل باشم

پولش رو بهت برمی‌گردونم

باشه

عاشق این آهنگم

[ هشت ماه بعد ]

سلام خوشگله

چه‌طوری «مات»؟ [ مات به معنی احمق‌ست ]

الهه‌ی من

اندی

یه لحظه صبر کن

باشه

[ فراری ممکن است از مرز عبور کرده باشد ]

هر چه‌قدر هم که تغییر کنی

همیشه گذشته‌ت بهت می‌ رسه و می‌گه

هنوز کارم باهات تموم نشده

[ گیلبرت گلوان ]

ولی این دفعه درمورد من نبود

اوه لعنتی

بحث سر محافظت کردن از اون بود

بیا، بیا بریم غذا بخوریم

خیلی‌خب، جرالد بهمون نشون بده چی داری

شراب ال‌وینو می‌خوری؟

نه، نمی‌خوام

آره

آره

خوبی؟

آره

اره

هی

خودت می‌دونی که؟

آره، من هم عاشقتم

باید حرف بزنیم

آره

آره؟

بله

فردا به‌سمت غرب می‌رم

برای اون کار برای یه مدت کوتاه

تا بتونم کاری کنم رابطه‌مون جواب بده

داره جواب می‌ده

معلومه، آره ولی

پس داری می‌ری کار کنی یا داری فرار می‌کنی؟

بی‌خیال، دارم برای کار می‌رم اون هم فقط برای چند هفته

چرت و پرت به‌خوردم نده

قسم می‌خورم

باشه، این آخر کارمون نیست

یه توقف موقتیه

باشه؟

باشه

می‌خواستی در مورد چیزی حرف بزنی؟

چیز خاصی نبود

[ ونکوور ]

اگه پلیس‌ها قراره

شرق کشور دنبالم بگردن

پس منطقیه که به‌سمت غرب برم

تازه، همین الانش هم از یک بار شانسم برای فرار از زندان استفاده کردم

بی‌کاری این روزها خیلی شایع‌ـه

پس کار زیادی نیست

فقط اون‌هایی که تو بانکن پول در میارن

نکول قسط وام، بالابردن نرخ بهره سلب مالکیت

خودت می‌دونی چه‌طوریه

اوه، بیا اینم یکی

ظرف‌شور پاره‌وقت؟

این که حقوق اداره کار هم نمی‌ده

اقامت اینجا رو ندارم نمی‌تونم کمک هزینه رفاهی از دولت بگیرم

اگه می‌تونستم کارم رو بهت می‌دادم

برای کار ظرف‌شوری اومدم

ببخشید، این کار رو صبح دادم به‌کسی

جدی

نمی‌دونم چی می‌خوای بهت بگم

گفتن یه جای خالی هست

مردم کار می‌خوان سریع میان می‌گیرن

به‌نظر آدم خوبی میای موفق باشی

مهم‌ترین وظیفه یه رئیس جمهور این است

که از مردم‌مون در برابر دشمنان محاظقت کنه

چه داخلی چه خارجی

در داخل کشور، بزرگ‌ترین دشمن‌مون مشکل اقتصادیه

تحلیل پیش‌رونده سبک زندگی آمریکایی

و رویایی آمریکایی

که به تراژدی رکودِ اقتصادی و بیکاری امروز منجر شده

تو رو خدا

نه به حرف مامانت گوش کن

الو

رابرت،‌ خودتی؟

آره، خودمم

کجایی؟

ونکوور

دارم به این نتیجه می‌رسم که این طولانی‌ترین هفته زندگیم بوده

به‌خاطر این که از تو دورم

پس بیا خونه

میام

کی؟

نمی‌دونم، خیلی زود شاید یه چند هفته دیگه

رابرت، من حامله‌م

یه بچه رو؟

ببین خودم تنها می‌تونم از پسش بربیام

...فقط گفتم بهتره بدونی و

قراره یه خانواده بشیم؟

این چیزیه که می‌خوای؟

آره

آره، می‌دونی که می‌خوام

خدای من، تو قراره بهترین مادر دنیا

و من هم قرار پدرم بشم

شوخیت گرفته؟

اوه،‌ ما قراره به این بچه

بهترین خونه و خانواده‌ای که یکی به چشم دیده رو بدیم

گوش کن، خونه جایی همه‌مون باهم باشیم

فقط هرکاری که لازمه رو بکن تا برگردی، باشه؟

می‌کنم

باشه، باید برم

و به‌زودی بهت زنگ می‌زنم، عاشقتم

خدافظ

اوه خدای من

خدای من

من قراره

هی، من قراره بابا شم

قراره پدر شم

پشمام

قراره بابا شم

برگام

تو یه بازیگری؟

آره

من بازیگرم. بازیگر بی‌پول

برای فردا تست بازیگری دارم

دارم سعی می‌کنم برم تو نقش

مطمئن نیستم چیکار باید بکنم

اره، می‌فهمم چی می‌گی

هی، می‌شه یه چندتا چیز ازتون قرض بگیرم

و کارت شناسایی‌م رو پیش‌تون گرو بذارم و وقتی کارم تموم شد بر گردونم‌شون

سلام، چرا وقتی از اون گوشه اومدم

کسی جلوم رو نگرفت؟

بیل بانی، بخش امنیت سازمان

برای یه بازرسی عادی اومدم

و می‌خواستم ببینم می‌تونم با مدیرتون حرف بزنم یا نه

این‌روزها بودجه کافی نیست

پس برای امنیت از نگهبانان امنیتی محلی استفاده می‌کنیم

پس، من به‌راحتی می‌تونم به اینجا وارد و خارج بشم؟

خب، هنوز هیچ مشکلی نداشتیم

هنوز؟

خیلی‌خب، بذار بگیم یه‌نفر بیاد این پشت

و بگه در گاوصندوق رو با کن

تو چی می‌گی؟

موافقت می‌کنیم

بگه پول علامت گذاری شده ندین

نمی‌دیم

می‌گه آژیر هشدار بی‌صدا رو نزنین

نمی‌زنیم

و اگه سوال دیگه‌ای داری

می‌تونی با جسیکا معاون مدیر حرف بزنی

با کمال میل بهتون کمک می‌کنه

خیلی‌خب

عالی

آفرین

باشه - ممنون -

سلام - سلام -

می‌دونم که شما کارهای امنیتی

تموم بانک‌های منطقه رو انجام می‌دین

درسته

اشکال نداره رزومه‌م رو بهتون بدم؟

نه، متاسفم فعلا استخدام نداریم

اوه - خیلی متاسفم -

خب، این خیلی بده

آره

هر روز از چند نفر استفاده می‌کنین؟

شاید یه نفر دیگه هم بتونین استفاده کنین

خیلی متاسفم

نه، من از دوشنبه تا چهارشنبه اینجائم

و یکی دیگه‌ هست که میاد تا شنبه می‌مونه

رزمی ‌کارم

اره، تخصصم مبارزه ی تن به تنه

مجوز حمل اسلحه کمری دارم

نه؟ - اوه آره -

آره

خیلی تاثیر گذاره

ممنون

متاسفانه کسی از کارش اخراج نمی‌شه تا جا خالی بشه

باشه

متاسفانه

نه مشکلی نیست

شرایط عوض می‌شه

پسر چرا نمی‌ری

و این رو برای من به رئیست نمی‌دی؟

ممنون

مرسی

خوش‌بختم، من‌ام میشل توی «رویال ایست» هستم

الان با رئیست حرف زدم

گفت دارن شیفت‌های کاری‌تون رو کم می‌کنن

فردا بهت نیازی ندارن

لاشی صفت گفت توی عیدیِ کریسمس

براتون جبران می‌کنه

پس فکر کنم این خوبه

باشه

خیلی‌خب، خدافظ

خیلی‌خب، بحث جلوه‌های خاص گریم رو ادامه می‌دیم

خب چشم‌ها رو گفتیم

گوش‌ها رو هم گفتیم

حالا می‌ریم سراغ دماغ

پلی‌اورتان عالی کار می‌کنه

ولی در مواقع ضروری

می‌تونین وازلین رو با موم شمع آب کنین

و کارتون رو راه می‌اندازه

خیلی عالی بودین، ممنون

فقط همین رو احتیاج دارین؟

خیلی‌خب، خوبه

از دیدنتون خوش‌حال شدم

بعدا می‌بینمتون روز خوبی داشته باشین

سلام، چه کمکی برای نفر بعدی از دستم برمیاد؟

سلام - جسیکا چه‌طوری؟ -

عالی،‌چه کمکی از دستم برمیاد؟

خب، اگه ممکنه

یه نگاهی به این بندازین

تو این بخش رو نمی‌تونم بخونم

...نمی‌تونم

نزن؟

اوه، نوشته جیغ نزن

کشوت رو خالی کن

اوه

آژیر خطر بی‌صدا رو نزن پول علامت گذاری شده هم نده

پلیس‌ها بین 2 تا 5 دقیقه دیگه می‌رسن

اگه الان آروم باشی اون موقع سالم و سلامت خواهی بود

نمی‌تونم

آره، می‌تونی

یالا

از پسش برمیای

تو می‌تونی، یالا

خیلی‌خب

اوه، پسر چه‌قدر پول

خوبه؟

آره، بیشتر هم داری؟

نه

اوه

کجا بذارمش؟

چی؟

کیفی چیزی داری؟

چی؟

اوه، لعنتی ندارم

چیزی شبیه کیف داری؟

اوه، آره

آره

عالی

عالی، کارت درسته

کارت رو عالی انجام دادی

خیلی‌خب

باشه

خیلی‌خب

خیلی‌خب

...بعضی‌وقت‌ها درست

نگه‌ش دار

تو نگه‌ش دار من زیپش رو می‌بندم

اوه

...دماغت

خیلی‌خب، ممنون

چه‌طوره؟

باشه، خوبه

کارم چه‌طور بود؟

روی دست‌خطت کار کن خیلی خرچنگ قورباغه‌ست

خب، تو کارت عالی بود - ممنون -

ممنون - خیلی‌خب -

روز خوبی داشته‌باشید

چه‌طور پیش رفت؟

چی؟

تست دیگه

اوه

خوب بود، گمونم

می‌تونستم آماده‌تر باشم

ولی نمی‌دونم

خودم رو زدم به لکنت‌زبان داشتن

ولی فکر نکنم جواب داده‌باشه

فعلا باید وایسیم تا تکلیف روشن بشه

و بابت این ها هم ممنون

خواهش

تعریفت رو زیاد کردم

ممنون

خواهش می‌کنم

می‌تونم از سرویس استفاده کنم؟

یا خدا

ایول

هی، نظرت چیه؟

بد نیست، مگه‌نه؟

هی، دربست؟

آخ، یادم رفت باید برم دست‌شویی

جوراب

جون

خیلی‌خب

آقا

بله؟

ما بار ها رو تو پرواز های داخلی اسکن نمی‌کنیم

می‌تونید رد بشید

اوه

ممنون

من ممنونم

خیلی‌خب

توجه، مسافران عزیز هواپیمای پرواز ۴۹۲

با خدمات فرودگاه بین‌المللی اتاوا اکنون در فرودگاه و پذیرای شماست

آقا، ایروپلن؟

خانم، ایروپلن؟

یه لیوان کراون دیگه، لطفا

در اسرع‌وقت، آقا - ممنون -

مایل هستید برای کارت ایروپلن ثبت‌نام کنید؟

یه کارت اعتباری و ایرمایلز با همه

ایرمایلز؟

یه برنامه پاداش مکرر پروازه، جناب

هر چی بیشتر از کارت استفاده کنید

امتیاز بیشتری برای پرواز ها

و البته کوکتل ها می‌گیرید

کیه که به این نه بگه

مسافران عزیز

...لطفا چمدون‌های خودتون رو قبل از

ترک پایانه، تحویل بگیرید

رابرت

دیگه قرار نیست بهم طعنه بزنی، مگه‌نه؟

هرگز، قول می‌دم

فردا بهت ثابتش می‌کنم

چه‌طوری؟

من که نمی‌تونم همه راز هام رو بهت بگم مگه‌نه؟

نه

اوه، یادم نره

بیا، ماشین این طرفه

طلا ها و بدلیجات همسرم

عوضی حتی شاتگانم هم برده

خب، حالا باید چه کنیم؟

اگه از اینجا دزدیده باشن می‌رن تو وانیر می‌فروشنش

می‌رن تو یه ایالت یا یه کشور دیگه آبش می‌کنن

احتمال پس گرفتن مال‌تون خیلی کمه

به طرز فجیعی کمه - لازم نیست باشه -

کارآگاه ری هافمن بخش ورود غیرمجاز وانیر

چه مدل مویی داری، رفیق

ظاهرت باید برای کاری که می‌خوای، باشه

چند هفته‌ست دنبال شمام

یه‌لحظه

حتما

بهم گفتن شما آدم پشت‌میز بشینی، نیستی

گفتم شاید موقع عملیات پیداتون کنم

مثل این‌که شانس شما هم مثل ما خشکیده

آره خب، هی بودجه ما رو کم می‌کنن

چون تعداد پرونده های تحویلی‌مون کمه

تعداد پرونده های لغوی‌مون از محکومیت هامون بیشتره

منتظر دستور لغو خودمم

چه‌طور می‌تونم کمکت کنم؟

۸۲۲۴سرقت در سراسر کشور

این آمار از کل دنیا بیشتره

تعداد سرقت های پایتخت نسبت به دوسال گذشته دو برابر شده

برعکس چیزی که دولت می‌گه

داریم می‌بازیم

تو عمرم کسی رو ندیدم

این‌قدر کتابی حرف بزنه

مطمئنا برای شما هم

با این همه پرونده تداخل‌دار

دسترسی نداشتن به منابع هم‌دیگه خسته‌کننده‌ست

دله‌دزد ها میان تو شهرمون و می‌رن بیرون

هر دو بخش‌هامون هدف‌شون یکیه

وایسا ببینم

منظورت اینه که نیرو هامون با هم کار کنن؟

یه نیرو جدید می‌سازیم

مثل یه گروه ضربت؟

چیزی که من فهمیدم سه تا مال‌خر کله‌گنده

برالی همه اموال دزدی هست

و اسمی که مدام روی میزمه

تامیه - تامی کی -

می‌دونم

می‌دونم دست‌شون تو همون کاسه‌ست

حتی این دزدی اینجا هم

داد می‌زنه تامی

جواهرات و تفنگ ها رو دزدیدن ولی همه وسایل الکترونیکی رو گذاشتن

قیمت فروش اون دو تا بهتره - آره -

طبق پیش‌بینی من

هفتاد درصد اموال دزدی رو اون آب می‌کنه

اگه اون رو بگیریم، کار همه تمومه

پس یعنی به تعداد افراد بیشتر

یه بودجه کلفت و یه پیشنهادنامه مشتی نیاز داری

ال‌وود جون، فکر کنم دستور ماموریت خودمون رو از خود خدا گرفتیم

هافمن

نه، ال‌وود از فیلم برادران بلوز رو می‌گم

...منظورم بلوشی، اکروید و

خیلی‌خب، رو شوخ‌طبعیت کار می‌کنیم

به‌خدا

محله خوبیه، مگه‌نه؟

برنامه‌ت چیه؟

یعنی چی برنامه‌م چیه؟

خیلی‌خب

داریم قدم می‌زنیم - آها -

اینجا رو دوست دارم

خونه کیه؟

خونه ما

چی؟

یعنی چی؟

نه

آره

واو

بیخیال، ما که برای رهن اینجا

پول کافی نداریم

حالا کی گفت رهن؟

خب

می‌دونم دارید به چی فکر می‌کنید

اون لبخند صاحب‌خونه‌ای رو لبم

نشونه‌گر پول‌داریمه؟

نه‌خیر

با هر سرقت بانک به طور متوسط ۲۰هزار دلار دستت رو می‌گیره

می‌خواید بدونید خرج کردن ۲۰هزار تا چه‌قدر سریع و آسونه؟

خب یه نگاه به همین خونه بندازید

بچه جدید، شروع تازه چیز های شگفت‌انگیز برا یه زن شگفت‌انگیز

واقعا؟ - آره -

چه‌طوری؟

با بابام تو غرب آشتی کردم

...و اون هم من رو به عنوان

بیا تو

به عنوان تحلیل‌گر امنیتی استخدام کرد

پس قراره کلی پرواز های این‌بر اون‌بر داشته‌باشم

ولی به‌نظرم ارزشش رو داره مگه‌نه؟

دقیقا کارت چیه؟

می‌رم تو کسب‌وکار ها و نقطه‌ضعف هاشون

رو ارزیابی می‌کنم

بذاریدش اونجا، بچه‌ها

پس یعنی می‌رم پیش شرکت ها و کمک‌شون می‌کنم

به‌شون نشون می‌دم چه‌طوری امنیت‌شون رو بالا ببرن

که از سرقت و این‌جور چیز ها جلوگیری کنن

واقعا؟

آره

کی می‌تونم ببینمش؟

والا، خیلی اعتقادی به این قضیه

که قبل از ازدواج پیش هم زندگی کنیم، نداره

به‌نظرش ما گناه‌کاریم

می‌شه گفت یه‌جور هایی کمونیسته

پس کی قراره ازدواج کنیم؟

شوخی کردم باو

این چوب واقعیه؟

یه‌کم سریع نمی‌خونی‌شون؟

چون خیلی روشون کار شده

فقط گفتم که بدونی

الحق که خیلی خوب و مرتبه

بله، درسته

بعد آخه این ها

مثل مور و ملخ ریختن همه‌جا

اون‌ها منابعیه که بهش نیاز داریم

تا بتونیم رد مال‌خر هاشون رو بگیریم

آخه باید مدرک هم داشته‌باشیم دیگه

گرفتم

فقط بودجه‌مون توان این همه خرج رو نداره

خب از این‌ور اون‌ورش می‌زنیم عیب نداره

مشکلی نیست

حتی با این وضع هم

لازم نیست برای اضافه‌کاری‌مون حقوق بدید

عیب نداره

شاید اگه اخیرا روند موفقیت‌هامون بهتر بود

-این قضیه آسون‌تر تو کت کله‌گنده های بالا می‌رفت-

این منابع قراره روند رو بهتر کنه دیگه

و تو هم قهرمان‌تر از الانت

نشون بده

این‌که چرا اومدیم تو این کار رو به یاد بیار

بیا همون کار رو بکنیم

فقط با انجام دادن این می‌تونیم اون کار رو بکنیم

ای بابا، حالا ردش کن بره

اگه گفتن نه، که بیخیال دیگه بحثش رو وسط نمیارم

اگه این رو، رد کنم پا می‌شید برید؟

پاشو پاشو پاشو

قول؟ - قول قول حاجی -

رفتید؟ - خداییش که قهرمانی -

نقاط قوت و ضعف فرصت ها و تهدیدات [بهار سال ۱۹۸۶]

این ها پایه های سطحی هر کسب و کارن، مات

از اونجایی که نمی‌شه

از بانک‌ها، برای سرقت از بانک، وام گرفت

باید دنبال یه بانک تعاونی دیگه می‌گشتم

و چون خرجم سریع‌تر از سرقت‌هامه

باید سریع ترتیب یه جلسه رو می‌دادم

وضعیت گوه رو ببین

یه نسل کامل نمی‌دونن موزیک واقعی چیه

یه سرگرمی الکیه که یادت بره

موزیک ریده

خواننده هایی مثل سیناترا، آرمستراگ

حتی لنون عنتر

اون ها اهل این قضایا نبودن

من سال ۷۴ تو ردیف بالایی صندلی های کارنگی‌هال بودم

سیناترا این‌قدر فاصله داشت

که حتی رنگ کراواتش هم نمی‌تونستی تشخیص بدی

ولی مهم نبود

چون وقتی صداش رو می‌شنیدی

روحت ارضا می‌شد

به اون می‌گفتن موزیک

اصلا بوی‌جورج خر کیه؟

یه مرد مهربون که لباس زنونه می‌پوشه

زمونه داره عوض می‌شه، عزیزم

آره

مشکل اینه که کسی دیگه گوش نمی‌ده

انگار کلمه ها دیگه مهم نیستن

ولی کلمه های من مهمن

بیشتر مواقع

زبون یه مرده که دماغش رو می‌شکنه

ولی در مورد تو یکی گوش های تخمیته

خفه

شرایط من نه تنها عادلانه بلکه خیلی هم واضح بودن

دیگه دیر نکن، خب

بیا، خودت رو تمیز کن و بسیک

عجب

از سایه برو

موزیک زمان دایناسور ها بهتر بود

موافقم

موزیک ویدیو ها، رادیو رو کشتن

تو از کجا اومدی؟

کی هستی؟

اسم من رابرت وایتمنه

برای یه کار بیرون از شهر یه‌کم مایه‌تیله می‌خوام

و شنیدم تو کسی هستی

که باید باهاش حرف بزنم

پلیسی مگه‌نه؟

پلیسه حاجی - داد می‌زنه پلیس -

پلیس نیستم - پلیسه -

نه، نه، نه، پلیس نیستم

مطمئنم پلیسه

بیشپ، دماغت عزیزم

می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

بیا

اون‌هام می‌تونن بیان

کجا می‌ریم - همین کنار -

این‌جا - حله -

باشه

اون بانک رو اونجا می‌بینی؟

آره

می‌تونم تو سه دقیقه برم توش و بیام بیرون

که چی بشه؟

بانکه رو بزنم

گوه نخور باو

می‌خوای شرط ببندی؟

اگه پول می‌خوای چرا نمی‌ری بدزدیش؟

چون پول بیشتری از یه سرقت پیش‌پا افتاده می‌خوام

و نمی‌خوام یه سر به همه بانک های شهری

که توش زندگی می‌کنم بزنم

سه دقیقه

سه دقیقه برای ده‌هزار دلار

با سود ۲۰درصد طی شیش ماه پسش می‌دم

۳۰درصد طی پنج ماه

قبوله

ساعتت رو تنظیم کن

هو، رولکسه ها حاجی

خوب خایه‌ای داره

آره، دو تا دارم

هی، از در جلویی نیا تو

باشه

واقعا می‌خواد این کار رو بکنه؟

رفت دست‌شویی

شاید مضطربه

ای مادرجالب - واقعا این کار رو کرد؟ -

۵۰دلار شرط می‌بندم گیر میفته

پس ۵۰تا می‌ره تو جیبم

خیلی طولش داد

گفتم که

گوه توش

یعنی چی آخه

لعنتی

بفرما

یا خدا، کارگر ساختمون‌ها نون‌شون تو روغنه

عید شما مبارک

دیر کردی، سه دقیقه و دوازده ثانیه

گم‌شو حاجی، نزن تو تخم‌هامون

چپیه رو می‌زنم بشین ببینم

چند بار این کار رو کردی؟

این دومین بارم بود

خیلی وقت بود زیرنظر داشتمش

تو ایالات همه بانک ها

نگهبان مسلح دارن

ولی تو کانادا، انگار نه انگار

می‌شه یه پیک بزنیم؟

لیندا - بله -

دو تا پیک کراون به‌مون بده

حله

دیو، یه دیقه تنهامون می‌ذاری؟

ممنون رفیق

به نظرت چند بار دیگه می‌تونی این کار

رو به این راحتی بکنی؟

تو سراسر کشور ۵۸۹۰ تا شعبه دارن

...پس

پس گمونم

قراره کلی پیک بزنیم با هم

هی تو پولش رو داری من وقتش رو

پایه‌م

ممنون

ممنون - مرسی لیندا -

به سلامتی شراکت و گندم‌سیاه

به سلامتی شراکت و گندم‌سیاه

[تورنتو] [نه‌مین بانک]

سلام

[سلام، همه پول هاتون رو بدید، لطفا و مرسی اه]

[وینیپگ] [شانزده‌مین بانک]

هی

می‌شه یه لطفی بهم بکنید؟

بعد یارو بهم گفت چیه می‌خوای چی‌کار کنی؟

گفت: داری با میمونه چی‌کار می‌کنی

ورود میمون ممنوعه

ممنون

[ادمونتون] [بیست‌وسه‌مین بانک]

[بانک بریستول] [بیست‌وچهار‌مین بانک]

این رو می‌برم

نظرت؟

یه دور بزنیم؟

یه فکری دارم

یه رفیق دارم، رئیس بانکه [شهر کبک]

می‌خوام یه شوخی باهاش بکنم ایده‌ش با تو

همه پول هات رو رد کن بیاد به فرانسوی، خوبه؟

عاشقش می‌شه

بخند تا دنیا به روت بخنده

خیلی ممنون آقاهه

[سی‌وشش‌مین بانک]

در عوض

به خاطر قرضی که بهم داد

تامی یه‌ذره از پول سرقت‌ها رو برمی‌داشت

من همیشه بهش نیاز نداشتم

ولی دوست های قدرتمند داشتن، به کار میاد

ایول

دوستش داری؟

عاشقشم

خوبه، چون دو تا دیگه تو راهه

مطمئنی فکر خوبیه؟

به‌نظر پول حروم کردن، میاد

نه وقتی مایه‌داری

[ونکوور] [چهل‌وهفت‌مین بانک]

سلام، چه کمکی ازم برمیاد؟

می‌خواستم مبلغی رو واریز کنم

از چه روشی مایلید؟

نقدی

من تو این پرواز ها زیاد بودم، روزی

و باید بگم هیچ‌کی مثل خودت سنگین نمی‌خوره

به سلامتیت

روز خوبی داشته‌باشید

هی

من رو یادته؟

یالا، خودت که می‌دونی

ممنون خانم کلاوس [پنجاه‌وپنج‌مین بانک]

آقای وایتمن

به جمع مسافران برتر ما خوش‌آمدید

مبارکه

بیخیال

یا خدا، چه‌قدر پول

خدا بده برکت

با شکوهه ها؟

همه چی دو رو داره، تامی

یه رو برای کاخه

یه رو هم برای

کسی که پول ساخت کاخ رو دزدید

بذارید براتون مشروب بیارم

دستت درد نکنه - مرسی -

شراکت و گندم‌سیاه ها؟

آره

حاجی، قضیه برات فقط پولش نیست

واقعا این کار رو دوست داری - آره -

می‌دونی هیجانی‌ترین قسمتش کجاست؟

وقتی تو هواپیمایی و سه‌هزار کیلومتر از زمین ارتفاع داری

و می‌بینی کل دنیا زیر پاته

تا حالا تو سه‌هزارکیلومتری حساب باز کردی؟

من خیلی کار ها تو سه‌هزار کیلومتری کردم

ولی این یه مورد رو نه

می‌رم بشمارش

حالش خوبه؟

دیو یه‌کم زیادی محافظه‌کاره

محافظه‌کار تو؟

آره

والا فکر نکنم نیازی باشه

آره

کلا تا کلاس هشتم خوندم

ولی دکترای خیابون رو دارم

که یادم می‌ندازه، اگه به همین روشت

به این کار ها ادامه بدی

چشم رو هم نذاشته می‌ری

قاطی جمع میلیونر ها

جمع میلیونر ها؟

آره

جایی که برای یه کار یه میل گیرت میاد

عمرا از یه بانک بتونی یه میل بزنی

خدایی؟

منظورم بانک نیست

چیزی درباره جواهرات می‌دونی؟

چیزی درباره جواهرات می‌دونم؟

می‌دونم که آدم به‌شون وصله و خطری‌تره

می‌دونم پول پوله شاخ و دم نداره

ولی الماس و ساعت‌مچی این ها شخصین

آره، برای همین هم پول‌ساز تره

نمی‌دونم

جواهرات، انگار داری از مردم بدبخت می‌زنی

ولی بانک یه مؤسسه‌ست

ولی نباید از مردم عادی زد که

طرف به فنا می‌ره بدبخت می‌شه

شوخیت گرفته؟

تا حالا پات رو تو یه گادوینز گذاشتی؟

این ها اماکن شرکتین

از بانک ها کوچیک‌ترن نگهبان ها کم‌تره

یه کار این‌طوری بزنی می‌تونی بازنشسته بشی

بهش فکر کن

کلی راهه تا اونجا برسیم

می‌تونی از پرواز های ایرمایلزت استفاده کنی

و اگه نشد یکی از این ها داری

اوف، مثل این‌که اندازه واقعا مهمه

تامی

گوه توش

الان میام عزیزم

اون کیه؟

دخترم

دختر داری؟

هیچ‌وقت نپرسیدی

عزیزم، می‌دونی که نباید اینجا بیای

چی شد، مدرسه آتیش گرفته؟

بیخیال، کلا ۱۶سالته، نباید

اینجا باشی بیا بریم

قبلا زن لخت دیدم

اصلا نمی‌پرسم از کجا

می‌تونم گزارش رو تغییر بدم

مبلغ ها رو کم می‌کنم یه‌طوری که بتونن

بودجه رو رد کنن بالا

بی‌فایده‌ست

یعنی همین، بیخیال بشیم؟

قبول کردن؟

مگه این‌که دارن سربه‌سرمون می‌ذارن

می‌دونم خیلی لاشی‌بازی بود

خب، من بیست‌هزار دلار برای ردیف کردن

کار های مال‌خر می‌خوام

می‌خوام همه افرادمون

یه ماشین پلیس رنت-رک مخفی

و یه مقر با شکوه داشته‌باشن

خب از کافی‌شاپ های عن که بهتره

اسمش رو چی بذاریم؟

[کافه پروژه]

[جولای سال ۱۹۸۶]

ماموران پلیس سلطنتی کانادا همه تو کارشون، بهترینن

می‌شه همه یه‌لحظه توجه کنید؟

سلام بچه‌ها، چه‌طورید؟

من کارآگاه اسنایدز از سرقت های ورود غیرمجازم

نمی‌خوام الکی سخن‌رانی کنم

اما حقیقت اینه که کافه پروژه اولین اولویت‌تون

به صورت فردی، مهم نیستید

خونواده‌هاتون هم دیگه مهم نیستن

ولی اگه طرف‌مون رو بگیریم

همه‌تون با امتیاز دست‌گیریش

به خونه می‌رید

شیرفهم شد؟

سوالی بود؟

دقیقا کی رو قراره گیر بندازیم، رئیس؟

تامی کی

طرف حتی از سیمپسون سیرز

هم بیشتر جنس جابه‌جا می‌کنه

نصف مشتری هاش از کف دست خودش دون می‌خورن

برای همین اونجا پر از متهم احتمالیه

من آمار هر دزد و فاحشه‌ای که از اونجا

می‌ره و میاد رو می‌خوام

تامی رو که می‌شناسیم

دایمند دیو، دست راستش

بیلی بیشپ، معتاد و پلشت

اما دو تیکه آخر پازل

چه اطلاعاتی ازشون داریم؟

داریم روشون کار می‌کنیم

سخت‌تر کار کنید

هر اطلاعاتی می‌تونید از این دو بهم بدید

چون از وقتی سروکله‌شون پیدا شده

مال‌خری ها خیلی کم‌تر شده

می‌خوام ببینم اون ها با سرقت های اخیر بانک‌ها

ارتباطی دارن یا نه

چون می‌دونم قضیه اتفاقی نیست

لعنتی

پرس‌وجو کردم

تحلیل‌گر های امنیتی این‌قدر پول ندارن، رابرت

خوب هاشون دارن

کارت سرکارت چی؟

شماره تلفنش که قطعه

آدرسش هم اصلا وجود نداره

داری چی‌کار می‌کنی؟

ببین

مواد می‌فروشی؟

نه

آدم می‌کشی

نه بابا، آدم می‌کشی چیه

خب چیز دیگه‌ای به ذهنم نمی‌رسه

اصلا واقعا با بابات کار می‌کنی؟

بابام از ده‌سالگیم تو حبسه

آخرین باری که دیدمش

دست‌بسته داشتن می‌بردنش

بهت نگفتم چون خجالت می‌کشیدم

پس مامانت چی؟

اون همه داستان درباره مامانت اون ها هم دروغ بود؟

نه

نه، اون ها دروغ نبودن

قبل از اینکه مامانم بره، من و داداشم رو

می‌نشوند و برامون کتاب می‌خوند

خیلی به این چیز ها علاقه داشت

خیلی باهوش بود

ولی وقتی بابام افتاد زندان

نمیدونم والا بیخیال شد

دیگه زیاد نمی‌دیدیمش

همیشه بهم می‌گفت

هر چه‌قدر هم لباس هام رو عوض کنم

من همیشه، "اون" باقی می‌مونم

پس دقیقا چه‌خبره؟

چی کار می‌کنی؟

اولین صفحه

تو بورسی؟

پایین صفحه

بعد از این‌که از زندان بیرون اومدم تو رو دیدم

خواستم از نو شروع کنم

یه خونه می‌خواستم یه خونواده

همین

متاسفم

این تویی؟

آره

بانک می‌زنی؟

آره

تا الان چند تا رو زدی؟

نمی‌دونم، اندازه ۳۰تا روزنامه؟

۳۰؟

شاید بیشتر

ولی هیچ‌کس جز تو آسیبی ندیده

وسایلم رو جمع می‌کنم تا فردا رفتم

قول می‌دم

پس یعنی از بانک‌دار ها پول می‌زنی؟

آره

نشونم بده

خب دنبال چی باید باشیم؟

نقاط قوت و ضعف فرصت ها و تهدیدات

اگه تا دیقه یک و سی ثانیه اول گیر نیوفتم

تا سه دیقه بعدی

همیشه می‌زنم به چاک

آها اومد

عاشق این بابام

نگاهش کن

چه حشری

نگاهش کن

قبلا اینجا بودی؟

آره

ولی فقط برا دیدزنی

پس اون نقطه ضعفه؟

و البته فرصت [کارل]

الان می‌خوای بری؟

آره

داری می‌ری؟ ای خدا

دعا کن - چی؟ -

خدای من

خب

هی رفیق، تو هم کارلی؟

من هم همین‌طور

نه، یا خدا

اوه، راستی پلی‌موثه برا توئه؟

آره

یکی رو اونجا دیدم

انگار داشت با ماشین ور می‌رفت

واقعا؟

فکر کنم می‌خواست دزدی کنه

کجایی؟

وایسا

چی؟

اوه نه

یا خدا

یا خود خدا

با منه؟

وای خدا

چی؟

بیخیال ناموسا

حالت خوبه؟

آره

یه‌کم زیادی هیجان‌انگیزه

ولی غیر از اون، خوبم

کلی اتفاق پشت‌سر هم افتاد نمی‌دونستم کجایی

پس یعنی کارم رو خوب انجام دادم

اینجا رو

باورنکردنیه

می‌دونم، عزیزم

می‌دونم خیلی عجیبه قضایا

ولی امیدوارم بتونیم رد بشیم

به چی فکر می‌کنی؟

باید یه قول بهم بدی

راستش، چند تا قول باید بدی

باشه

اولی، هیچ‌وقت گیر نیوفت

البته

دومی، فقط بانک بزنی

آخه، زندگی هر کی که برام عزیز بوده خراب کردن

پس باهاش مشکلی ندارم

حتما

دیگه؟

این کار رو تا وقتی پول کافی برای باقی زندگی‌مون داشتیم، بکنی

و بعد با بچه‌مون می‌ریم تو هم اون بار ساحلی که می‌خواستی رو می‌گیری

و بعد صددرصد قانونی می‌کشیم بیرون

قبول

راستش، تو هم باید یه قول بدی

چی؟

باهام ازدواج می‌کنی؟

رابرت

خدای من

اون بله‌ست؟

بله

خدای من

خیلی‌خب، دو نفر آخری که باید شناسایی کنیم

هنوز اطلاعاتی ازش نداریم؟

هیچی؟

هیچی، طرف مثل روحه

اون یکی چی؟

اون هم همین ماشین رو سوار نمی‌شد؟

چرا، همه‌شون همینن

شبیه گنگستر هان

تامی و دیو هم یکی دارن

اون یکی طرف هم همین ماشین با همین پلاک رو می‌روند

به مالکیت یکی به اسم اندریا هادسون

دلیلش چیه؟

فکر کنم الان بفهمم

زیادی خوردی

هی، چرا این رو می‌گی؟

هنوز قیافه‌ت رو پنهون کردی

لعنتی

نرین تو کار، بچه

می‌دونی، می‌فهممت

راستش، کل تمرکزم ...رو روی آخرین

سرقت بزرگ‌مون گذاشتم...

یه کار خیلی بزرگ

و بعد یکی از این بار ها می‌زنم

ولی کنار ساحل

ترتیب کار هاش رو دادی؟

کاملا نه، ولی یه جایی هست

تو غرب که چند ماهیه زیرنظرش دارم

می‌دونی، این یکی خیلی بزرگه

می‌خوام اسمش رو بذارم ونکوور بزرگ

حالا دیگه رو سرقت هات اسم می‌ذاری

رابرت اگه می‌تونست کارت کاری هم می‌زد

رزومه‌ش هم می‌ذاشت روش

ایده خیلی خوبیه

آره

واسه یه کار بزرگ‌تر یه نفر دوم می‌خوای

نه، نفر دوم نمی‌خوام

بیشپ خوبه؟

بیخیال

اون یارو؟ نه - آره -

بیخیال، کارش درسته

نه، هیچ نیازی به نفر دوم ندارم

بیخیال دیگه، من از سرمایه‌م محافظت می‌کنم

تو هم یه جفت چشم دیگه همراهته

من نفر دوم نمی‌خوام

رابرات، خواهش می‌کنم

می‌دونی چیه؟

بعدا درباره این قضیه حرف می‌زنیم، باشه؟

الان باید برگردم پیش زنم

زن داری؟

راستش فعلا نامزدیم

چند ماه بود حلقه رو خریده‌بودم

ولی به‌نظرم الان وقتش بود

مبارک باشه، بچه‌جون

ممنون

هی، به سلامتی شراکت و گندم‌سیاه

و نامزدت

و بچه تو راهیم

پکیج کامله پس

دو تا پر کن

به‌به

خیلی‌خب، من برم بشاشم

برگردم خونه تا خونم رو تو شیشه نکرده

خیلی‌خب

راستی، یه چیزی برات گرفتم

‫اون چه کوفتیه؟

‫آهنگ کارما کامیلیون ‫شماره یکه

‫هان؟

‫توی ام تی وی عزیزم

‫آهان، این همون یارو جورج بویه

‫همه جا هست لعنتی

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫سلام کاراگاه، بالاخره اومدی ‫حکم رو بزنی توی صورتم؟

‫نه بابا، راه گم کردم

‫انگار خیلی از اینجا خوشت میاد

‫تنها چیزی که توی اینجا خوشم بیاد

‫قیافه‌ی توئه وقتی که درش رو تخته می‌کنم

‫دیر و زود داره ‫ولی سوخت و سوز نداره

‫گذر زمان خیلی جالبه

‫زیاد که بگذره ‫حکم‌ها منقضی می‌شن

‫بودجه‌ها تموم می‌شن ‫مردم صدمه می‌بینن

‫آسیاب به نوبت

‫آره

‫واسم چاقش کن

‫سلام

‫سلام

‫طرفدار بوی جورجی پس، هان؟

‫آره آره

‫هستم

‫به نظرم اون‌قدر بهش توجه نشده

‫آره ازش خوشم میاد

‫زیادی آرایش می‌کنه

‫حتی به نظرم من

‫همه فکر می‌کنن من خط‌چشم کشیدم

‫آره

‫انگار خط‌چشم کشیدی

‫نکشیدی؟

‫نه، نه

‫خودت باش

‫آره

‫حتماً

‫مراقبت کن

‫خداحافظ

‫ببین ‫هرروز تغییر کردن؟

‫این آهنگ هم توی همون آلبومه، مگه نه؟

‫فکر کنم

‫به نظرت سعی داره چی رو مخفی کنه؟

‫نمی‌دونم حاجی

‫من بیشتر به آهنگ توجه می‌کنم ‫تا شعر

‫منظورم رو فهمیدی؟

‫آره

‫گیراست

‫باشه، پس تو رو خواهیم دید

‫آره

‫لعنت به من. خدایا

‫اون دو نفر سوار ماشین دقیقاً ‫یکسانی هستن

‫چون فرد یکسانی هستن

‫تغییر قیافه می‌ده ‫پوست مصنوعی و کلاه‌گیس

‫و امثالهم داره

‫چرا؟

‫چراش رو نمی‌دونم

‫خب بریم پلاکش رو چک کنیم ‫تا بفهمیم

‫آره بعد از غرب تا شرق ‫به همه‌ی

‫لباس فروش‌ها و آرایشی‌ها زنگ بزنیم

‫جان، بیخیال بابا

‫ببخشید، عزیزم

‫آره

‫خدا کنه مفید باشه

‫پلیس منطقه چند ماه اخیر ‫افراد مختلف

‫و خودروهای مختلفی رو تحت نظر ‫داشته

‫می‌دونم

‫یکی از افرادمون داشت به حوزه‌ی

‫پشت 7-ایلون برمی‌گشت ‫یه بیوک قدیمی اونجا پارک بود

‫زیاد بهش توجه نکردن

‫اما حس کردن که قبلاً دیدنش

‫همش حس می‌کردن که شاید

‫خب، اگه اصل مطلبی هست ‫الان وقتشه که بگی

‫خب، خب ‫مشخص شد که ماشین

‫متعلق به کسی بوده ‫که به جرم رانندگی تحت تأثیر الکل یا مواد

‫دستیگرش کردیم ‫بعدش توی دادگاه حاضر نشده

‫خب، دهنش سرویسه ‫فهمیدم

‫من واسه چی اینجام؟

‫می‌خواست با تو حرف بزنه

‫سلام

‫سلام

‫فقط اون دو نفر نیستن ‫که یه نفرن

‫که توی پلی‌میت دیدم‌شون

‫این یارو هم هست

‫رابرته؟

‫آره، رابرته

‫دایمند دیو می‌گه ‫الان رفته سر یه کاری

‫چیزی که رابرت اسمش ‫رو ونکوور بزرگ گذاشته

‫حالا داره واسه کارهاش ‫اسم هم می‌گذاره

‫پول نقد چقدر هست؟

‫بابا بیخیال

‫شاید 50 تا توی حسابم مونده باشه ‫واسه بلیت هواپیما

‫- بدو، رو کن ‫- باشه، باشه، بیا

‫حالت خوبه؟

‫خمارم

‫وای خدا

‫اولویت با این کاره

‫مطمئنی با این کار ‫مشکلی نداری؟

‫تو مطمئنی به ثمر می‌رسه؟

‫من می‌دونم چه گهی دارم می‌خورم

‫تویی که باید خودت رو جمع کنی

‫من سه بار اینجا رو شناسایی کردم

‫و اگه درست انجام بشه ‫بیش از یک میلیون به جیب می‌زنیم

‫هرکاری که قبل از اینجا کردیم ‫مقدمه‌ای بیش نبوده

‫مقدمه دیگه چه گهیه؟

‫خب یه نگاهی به اینا بنداز، آماده‌ای؟

‫پس قطعاً این خودشه؟

‫ببین، همون‌طور که پشت تلفن ‫درمورد فکست گفتم

‫- قطعاً خودشه ‫- باشه

‫و یه حرفی درباره پول زدی

‫اون این هفته برنگشته؟

‫خب، اومد درباره ‫استخدام بازیگر سوال می‌کرد

‫درباره‌ی چی؟

‫نمی‌دونم. گفت می‌خواد کار جدیدی ‫رو امتحان کنه

‫شاید کارگردانی

‫آره، حدس می‌زنم که این نباشه

‫ببین، نمی‌تونی بری داخل

‫به کاراگاه هافمن زنگ بزنین ‫مشکلین داره

‫واقعاً مشکلی نداره

‫کاراگاه جان اف اسنایدز هستم ‫یکی از افرادم

‫قبلاً با تیم‌تون صحبت کرده

‫اشکال نداره

‫معتقدم این مرد به شهر شما اومده

‫تا طی شبانه روز آینده ‫از بانکی سرقت کنه

‫چقدر طول می‌کشه بتونین ‫مأمورها رو به اون موقعیت‌ها بفرستین؟

‫بیش از 670 تا بانک ‫توی مرکز شهر هست

‫هر سری که به هر شهر جدید می‌ره

‫همون جا سرقت انجام می‌شه

‫و من تعدادشون رو به پنج تا ‫کاهش دادم

‫دوتا رو توی یه روز زده

‫شاید بخواد رکورد خودش رو بزنه. ‫نمی‌دونم

‫کمک می‌کنین یا نه؟

‫[ 28 اکتبر سال 1986 ]

‫کسی چیزی به چشمش خورده؟

‫نه من چیزی ندیدم

‫منفیه

‫خب، ما همه دنبال یه چیز

‫بزرگ و متفاوت هستیم، درسته؟

‫بزرگ و متفاوت

‫ممنونم

‫مواظب باشین

‫دیگه باید کار کنه

‫سلام، این چیه؟

‫چهارتا نخل واسه تحویل دارم

‫نمی‌تونی اونا رو اینجا بذاری

‫چرا که نه؟

‫چون ما سفارش ندادیم

‫بالاخره یکی سفارش داده

‫ما توی مرکز خرید ‫نگهبان نذاشتیم؟

‫من همون‌جایی می‌گذارم‌شون ‫که بهم گفتن

‫باشه، اما

‫ببینم، انگار از هرکدوم یه‌دونه می‌خوام

‫نه

‫نه؟

‫نه

‫- یا خدا ‫- باز کن ببینم

‫شوخیت گرفته؟

‫بقیه هم این صحنه رو می‌بینن؟

‫آره، بالاخره که یه نفر سفارش داده

‫من ندادم

‫اینجا مگه گادوینز نیست؟

‫روی تابلو نوشته ‫آره گادوینزه

‫پس همون‌جایی هستن که باید باشن

‫یه لطفی کن ‫پلاک اون ون رو چک کن

‫آهای، برو سراغ اون

‫لعنتی

‫خب، زود باش

‫رفتارتون به شدت غیرحرفه‌ایه

‫آهای تو، بخواب زمین

‫زود بخواب زمین

‫الان بخواب زمین

‫آهای، آروم باش

‫آروم

‫زود باش

‫حواست به در جلویی باشه

‫بفرما

‫همه‌شون رو بریز

‫رابرت، فکر کنم مهمون داریم

‫بیا اینجا

‫اسمم رو اوردی، ابله

‫آفرین

‫[ بله، چنین اتفاقی هم افتاد ]

‫گه توش، بانک نمی‌خواد بزنه

‫به گادوینز توی مرکز خرید ‫دستبرد زده

‫کجا رفت؟

‫آروم باش، ندو

‫ریلکس باش

‫سلام

‫آهای

‫دو مظنون احتمالی دارم

‫که دارن توی مرکز خرید ‫به سمت شمال حرکت می‌کنن

‫لباس آبی تن‌شونه

‫جُم نخورید!

‫دست‌ها بالا، بچرخید

‫اسنایدز ‫آره فکر کنم اون سمت

‫مرکز خرید دیدم‌شون

‫برید بیرون...

‫دیدم‌شون

‫دارن به سمت ورودی غربی ‫حرکت می‌کنن

‫نه، نه. من دو نفر رو اینجا دارم ‫که به سمت شرق می‌رن

‫گه توش. هم‌شون رو دستگیر کنیم؟

‫دنبال دوتایی برین ‫که آروم حرکت می‌کنن

‫برو. بدو

‫گندش بزنن

‫اون در رو بپا

‫گه توش، گند زدم ‫اسمت رو اوردم

‫فقط خفه شو و حواست به در باشه

‫گه توش

‫چیه؟

‫اسلحه رو نیاوردم

‫چی؟

‫چی کار کردی؟

‫حتماً توی مغازه جا گذاشتمش

‫سریع حرکت کردیم ‫من ترسیدم

‫حاجی چه مرگته؟

‫وقت تمومه،‌ رابرت

‫وقت تمومه

‫بهم شلیک کنی ‫چیزی نصیبت نمی‌شه

‫هنوزم به مدرک نیاز داری

‫تو دستت حسابی واسه همه رو شده رفیق

‫نه، نه ‫من و تو هردو می‌دونیم

‫که به اندازه کافی مدرک نداری ‫تا من رو گیر بندازی

‫نه، اون کار رو نکن

‫ادامه‌ش رو بعداً ازسر می‌گیریم

‫نرو

‫آهای

‫آهای احمق

‫گه

‫گه

‫الو

‫وسایلت رو جمع کن،‌ عزیزم

‫جدی جدی؟

‫جدی جدی؟

‫کشوی بالای دراور رو باز کن

‫نه

‫خب

‫باید برم، می‌بینمت

‫یادت نره صندل‌هات رو هم بیاری

‫من رفتم

‫باشه، خداحافظ

‫پلیس‌ها می‌فهمن بلیط هواپیما خریدیم

‫حواس‌شون به فرودگاه هست

‫واسه همین با قطار می‌ریم

‫بگیرش

‫من توی واگن مشروب می‌رم

‫مطمئن باش ‫که یه جای دیگه رفتی

‫می‌بینمت

‫الهه‌ی من، دیگه وقت حمل وسایله

‫باید بریم دیگه

‫اندی

‫قطعاً باید بریم

‫عزیزم

‫حواسم هست

‫برو ویلچر بیار

‫عالیه

‫خب

‫بیا، بشین

‫مرسی

‫اشکال نداره

‫فقط خونسرد باش

‫خونسرد باش

‫تا اینجا عالی بوده

‫وضعیت چطوره دکتر؟

‫وای خدایا

‫- برو بیرون ‫- وای خدا

‫- وای خدا ‫- چی‌کار می‌کنی؟

‫من... من سرش رو دیدم، وای

‫رابرت، خجالت بکش

‫باشه

‫خب، حواست بهم باشه

‫نفس بکش، نفس بکش ‫خم شو و فشار بده

‫فشار

‫بدین بهش

‫وای خدا

‫وای خدا

‫وای خدا

‫سلام

‫چه خوشگله

‫چقدر عالی هستی

‫عالیه

‫سلام

‫سلام

‫- به دماغش نزن ‫- دارم لمسش می‌کنم

‫سلام

‫من باباتم

‫آره

‫باباتم

‫چرا اینجا خالیه؟

‫هیچی نیست

‫بیخیال بابا

‫گه توش

‫وقتی تامی داشت

‫1.2 میلیون جواهرات ‫رو آب می‌کرد

‫پلیس‌ها داشتن رد تفنگ‌شکاری ‫رو از ونکوور

‫مستقیم به دایمند دیو ‫می‌زدن

‫و من، وقتی همه چیز خراب شه سرم ‫من از اون خرابی‌ها بالا می‌رم

‫رابرت، چی؟ ‫[ پمبروک، اونتاریو. 150 کیلومتر شمال اوتاوا ]

‫نمی‌خوای بگی چه خبره؟

‫ببین، اونا فرودگاه‌ها

‫و ایستگاه‌های قطار ‫رو تحت نظر دارن

‫کار امن همینه

‫تامی کمک کرد کل این ماجرا ‫درست بشه، لحظه آخری

‫نقشه چی می‌شه؟

‫باهاما چی پس؟

‫ببین، اینجا بودن ‫بغل کردنش توی بیمارستان

‫نمی‌دونم، انگار کل عمرم رو صرف

‫پیدا کردن چنین فراری کنم

‫این زندگی عالی کنار اقیانوسی

‫اما به همه‌ی این‌ها، شما دو نفر ‫تنها جایی هستین که می‌خوام بهش فرار کنم

‫و همون‌طور که خودت گفتی ‫«ما هرجا بریم خونه‌ست»

‫مگه نه؟

‫جامون امنه؟

‫آره

‫خب

‫محل زندگی جدید، شهر جدید

‫اونا نمی‌دونن کی‌ام ‫و کجا هستم

‫پس، به خونه خوش اومدی

‫[ هجده ماه بعد ]

‫سلام

‫اغلب اوقات فرصت دومی ‫گیرت نمیاد

‫که دنیا به حرف بیاد ‫و بگه

‫«این رو گند نزن»

‫اما گوش کردم ‫و کشیدم بیرون

‫به جز دزدی از بانک

‫معمولاً کارهای دیگه ‫نمی‌تونی یه روز بچه‌تو با خودت ببری سرکار

‫بسیارخب، بفرما

‫بفرما

‫الهه، اومدیم خونه

‫اینجام

‫سلام

‫وای، اون لبخند برام آشناست

‫دوست داری این لبخند رو؟

‫دوست دارم اون لبخند رو ‫حالت چطوره؟

‫حال تو چطوره؟

‫ببین، هنوز درمورد

‫تو راهی‌مون حرف نزدیم

‫هنوز مشکلی نیست؟

‫نه

‫- نه؟ ‫- اوهوم

‫خیلی‌خب

‫معلومه

‫در روز باز کن ‫برم بخوابونمش

‫باشه

‫بیا،‌ بریم

‫سلام، من دنبال رفیقم ‫رابرت وایتمن هستم

‫وای خدا

‫- رفیق خوبم ‫- اینجا چی کار می‌کنی؟

‫داشتم رد می‌شدم

‫کسی همین‌طوری الکی ‫از پمبروک رد نمی‌شه

‫کاملاً درسته

‫ببین، رفته بچه رو بخوابونه

‫برو بشین ‫می‌رم آبجو بیارم

‫- حتماً ‫- باشه

‫بفرما

‫مرسی

‫نوش جان

‫بچه‌داری مثل داشتن یه مخلوط‌کنِ بدون دره

‫اسباب‌بازیاش هم واسه خودشون ‫اسباب‌بازی دارن

‫آره

‫می‌دونی، همیشه فکر می‌کردم

‫شلوار گرم‌کن ‫نشونه‌ی شکسته

‫اما چقدر که به تو میاد

‫تو رو باید بذارن جلوی مغازه

‫خب، تامی. واقعاً اینجا چی‌کار می‌کنی؟

‫تو عادت نداری رفیق واقعی داشته باشی ‫نه؟

‫فقط اومدم ببینم حالت چطوره

‫که این‌طور؟

‫بله

‫خوبم

‫واقعاً خوبم

‫مطمئنی؟

‫آره

‫چون هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم ‫روزی رو ببینم

‫که رابرت وایتمن ‫باغچه خودش رو بیل بزنه

‫آره، کی فکرش رو می‌کرد ‫که بزرگ‌ترین مشکلاتم

‫بشن علف‌هرز؟

‫دلت تنگ نشده

‫نه

‫نه، اون کار فقط وسیله‌ای بود ‫به یک مقصد

‫می‌دونی هرچی پیرتر می‌شم

‫می‌فهمم خیلی چیزها ‫رو لازم ندارم

‫چیزهایی که وقتی بمیرم

‫می‌خوان بندازنش دور

‫قطعاً سطل آشغال

‫محله‌تون عالی می‌شه

‫مرسی

‫آره

‫خنده‌داره که هرچی فکر می‌کنم

‫یه دونه از اسباب بازی‌های بچگیم ‫رو هم یادم نمیاد

‫احتمالا چون هیچ‌وقت نداشتم

‫دیدن اینکه بچه‌های دیگه

‫با اسباب‌بازی‌ها ‫و وسایل‌شون

‫مشغولن، عصبانیم می‌کرد

‫روحیه داشتم و مشکلی نبود

‫چون یاد گرفتم قدر چیزهایی ‫که بدست می‌آوردم رو بدونم

‫وقتی می‌فهمی داشتن یه چیز ‫چه حسی داره

‫بیشتر دلت می‌خواد

‫مهم نیست فقیر باشی یا غنی

‫تو همیشه طوری زندگی می‌کنی

‫که یه‌خورده بیشتر از نیازت بخوای

‫پس باید حدت رو بشناسی

‫تو، من، ما هرچیز مهمی ‫رو داریم

‫بقیه‌ی چیزها می‌شن ‫خاک و خاکستری

‫که خودمون هم می‌شیم

‫پس می‌گی

‫می‌خوای از بازی بیرون بکشی؟

‫نه، نه ‫دیگه واسه بزرگ شدن پیر شدم

‫اما تو حواست باشه که موقع بیرون رفتن ‫خایه‌های شیر

‫رو قلقلک ندی

‫دوست ندارم له شدنت رو ببینم

‫گندش بزنن

‫نه

‫فقط یکی دیگه باید انجام بدم

‫یکی برای همیشه

‫یه راه دیگه پیدا می‌کنیم

‫این تنها چیزیه که تاحالا ‫توش خوب بودم

‫راه دیگری وجود نداره

‫همیشه راه دیگری هست

‫باهم قرار گذاشتیم

‫باشه؟

‫باشه

‫راست می‌گی

‫فکر احمقانه‌ای بود

‫قول می‌دی؟

‫قول می‌دم

‫صبح به چند جا زنگ می‌زنم

‫ببینم چی کار می‌شه کرد

‫باشه

‫مثل من نباش

‫مرسی

‫[ یه سرنخ پیدا کردم ] ‫[ مهمون‌خونه‌ی هالیدی توی لندن ]

‫[ عاشقتم ]

‫رابرت

‫واسه چی گریه می‌کنی؟

‫بیا

‫رابرت

‫امروز چطوری؟

‫رابرت

‫بریم غذا بخوریم

‫ماشین هنوز جلوی دره. ‫وایتمن رفته

‫فکر کنم آندریا و بچه ‫هنوز داخلن

‫این همه وقت برده ‫تا به اینجا رسیدیم

‫نمی‌خوام بذارم فرار کنه

‫فکری داری؟

‫الو

‫سلام، ببخشید راب خونه‌ست؟

‫نه، نیست

‫پیامی دارین بهش برسونم؟

‫نه، مشکلی نیست. ‫بعداً زنگ می‌زنم

‫بعداً زنگ می‌زنم ‫مرسی

‫خونه نیست

‫بو کشیده و زده به چاک؟

‫نمی‌دونم

‫نه، بدون زنه ول نمی‌کنه بره

‫ما واحد گزارش تلفنی ‫رو فقط امشب در اختیار داریم

‫باید ردیفش کنیم

‫داره یه حرکتی می‌زنه

‫داره یه حرکتی می‌زنه

‫به فرودگاه‌ها و ایستگاه‌های قطار زنگ بزن

‫من به اتوبوس‌رانی ‫و کرایه ماشین زنگ می‌زنم

‫زود باش، یا الان حل می‌شه

‫یا کلاً از اول باید شروع کنیم

‫[ لندن - 12 ژوئن 1988 ]

‫الهه

‫سلام

‫خبری شد؟

‫آره

‫آره، یکی از دوست‌های سابقم ‫رو پیدا کردم

‫که یه اطلاعاتی درباره‌ی ‫یه کار موقت داره

‫فقط کار فروشه ‫چیز خاصی نیست

‫اما نمی‌دونم که خرج‌هامون ازش دربیاد یا نه

‫کی می‌فهمی؟

‫خب،‌ قراره به زودی باهاشون دیدار داشته باشم

‫حس خیلی خوبی نسبت بهش دارم

‫مطمئنم عالی می‌شه

‫آره

‫آره

‫احتمالاً تا 4:30 می‌رسم خونه

‫می‌تونی بیای فرودگاه دنبالم؟

‫حتماً

‫آره، حتماً ‫می‌بینمت پس

‫ببین، می‌دونی که

‫من هم دوست دارم

‫خداحافظ

‫باشه، خیلی‌خب ‫بهم خبر بده

‫هیچی توی فرودگاه ‫ایستگاه قطار و اتوبوسرانی نیست

‫بهتون پول نمی‌دیم ‫که گشاد کنین

‫برین یه کاری کنین

‫صبر کن

‫اون رو بده من

‫فرودگاه داخلی رو چک کردی؟

‫ممکنه بلیتی چارتر کرده باشه

‫از پمبروک به تورنتو

‫از تورنتو به لندن ‫کارت اعتباریش اونجا استفاده شده

‫پس تعجبی نیست که تونسته ‫بی‌سروصدا انجام بده

‫حروم‌زاده از فرودگاه داخلی ‫به عنوان راه فرار استفاده کرده

‫برو

‫بعد از ظهر بخیر، خانم

‫سلام

‫می‌شه یکی از اون کشوها رو باز کنین، ممنون

‫برو

‫خودشه؟

‫ای وای، آره

‫گندش بزنن

‫بفرمائین

‫مظنون سوار پروازی

‫در فرودگاه بین‌المللی لندن شده ‫و در باند است

‫هرکاری که می‌کنین ‫نذارین بلند شه،‌خب؟

‫نذارین بلند شه

‫نه، موفق نمی‌شیم

‫ببین خیلی ریسکش بالاست

‫که یه نفر دیگه بگیرتش

‫بذار بلند شه

‫نه، گور باباش

‫اعتماد کن، بذار بلند شه

‫بذارین بلند شه

‫مطمئنی؟

‫آره، بذارین بلند شه

‫باشه

‫بیا حالا

‫می‌خوایم بریم دنبال بابا ‫مگه نه؟

‫می‌خوای بری ماشین سواری

‫بفرما

‫بیا سوار صندلی ماشینت شو

‫چه خوب

‫این هم از این

‫لطفاً رسیده باش

‫لطفاً رسیده باش

‫بریم بابا رو ببینیم ‫زود باش بیا

‫سلام

‫دیگه از این کارها نکن

‫باشه

‫باشه

‫نمی‌کنم ‫تموم شد

‫باشه؟ ‫تمومه

‫خدا

‫وای وای این رو نگاه

‫سلام عزیزم، چطوری؟

‫رابرت

‫رابرت

‫آهای ‫چی‌کار دارین می‌کنین؟

‫اشکال نداره

‫چه خبره؟

‫چه خبره؟

‫به زنم دست نزن

‫خدا لعنتت کنه

‫رابرت

‫ولش کنین ‫شوهرمه

‫همه‌چیز رو به راهه، عزیزم

‫من چی‌کار کنم؟

‫همه چیز درست می‌شه

‫می‌خوام من رو ول کنین

‫نکنین، من بچه دارم

‫نمی‌بینی بچه دارم؟

‫لطفاً برین عقب

‫خانم، باید برین عقب

‫چیزی نشده، عزیزم ‫چیزی نشده

‫متأسفم

‫آجیل کهنه رو بریز دور ‫و جایگزینش کن

‫آهای، کاراگاه ‫خیلی وقته نبودی

‫آره، خیلی وقته

‫یدونه قوی می‌خوای؟

‫یه نوشیدنی

‫نه، دوست من

‫نه، نه، امروز من ازت پذیرایی می‌کنم

‫زمان چیز جالبیه

‫چقدر جدی گرفتی

‫تازه کاری؟

‫نه؟

‫خیلی وقته توی نیرو مشغولی؟

‫درمورد اون یارو ‫که پنج تا کیر داره شنیدی؟

‫شلوارش عین دستکش میره بالا

‫می‌دونستم

‫خنده‌ت گرفت

‫می‌دونی چی باعث تعجب منه؟

‫- چی؟ ‫- تو

‫- واقعاً؟ ‫- آره

‫خب، مرسی

‫می‌دونستی حوس‌مون بهت هست

‫و باز هم ادامه دادی

‫یعنی بچه بودی به اندازه کافی ‫محبت بهت نکردن؟

‫اون... خط‌چشم کشیدی ‫نه؟

‫- شاید، شاید میبی‌لاین باشه ‫- اگه نیست که...

‫چه مژه‌های قشنگی

‫نظرت چیه تامی رو لو بدی

‫و ما بهت حبس کم‌تری بدیم؟

‫تامی اهل تجارته

‫چیزی واسه لو دادن نیست ‫اصلاً

‫و شما چیزی علیه من ندارین، پس

‫نه، نه

‫ما اثرانگشتت رو با مأمورهای فدرال ‫بررسی کردیم

‫- خب؟ ‫- آره

‫وینسنت اسمیرز اسم افتضاحیه

‫متوجهم که چرا وایت‌من رو انتخاب کردی

‫خب

‫دستم رو رو کردین

‫شما کارتون درسته

‫باشه، بهت بیشتر اطلاعات می‌دم

‫اگر بذاری یه ملاقات رو در رو ‫با همسرم داشته باشم

‫الان زیاد چشم دیدنت رو هم نداره

‫مخصوصاً وقتی فهمید

‫اسم واقعیت وایت‌من نیست

‫کسی پیتزا سفارش داده بود؟

‫آره، بیارش

‫[ این هم واقعی بود ]

‫مرسی

‫این هم از این

‫بفرما

‫نه، مرسی

‫- مطمئن؟ ‫- آره، مرسی

‫همه‌ش مال خودت

‫یه بار دیگه اثرانگشت رو با فدرالی‌ها ‫تطبیق بده

‫یه جای کار می‌لنگه

‫راستی، چطور بود؟

‫حسابی مغرور و گستاخ

‫اما به دلت می‌شینه ‫آره

‫و راستی زنش رو بیار

‫پس اگه اسمت رابرت وایت‌من نیست

‫اسمت عوضیه یا..؟

‫خب، چندتا چیز بوده که شاید از قلم انداختم

‫آره

‫پس حالا یهو سارق بانک شدی؟

‫چیز دیگه‌ای هم هست ‫که از قلم انداخته باشی؟

‫هان؟

‫وقتی هم رو دیدیم، من ‫یه چیز در زندگیم داشتم

‫اعتقاد به مردم

‫و تو قرار نیست اون رو ازم بگیری

‫رابرت، نگاهم کن

‫باید بهم بگی

‫من بخشی از یه دروغ بزرگ بودم؟

‫من پوشش تو بودم؟

‫نه

‫تو تنها چیز واقعی زندگیم هستی

‫این‌قدری که من در کنار تو خودم بودم ‫در کنار هیچ‌کس نبودم

‫بهم یاد دادی چطور زندگی کنم ‫چطور عاشق باشم

‫بهم یاد دادی چطور اعتماد کنم

‫و این حقیقته و دروغ نیست

‫بسیارخب، سخن‌های قشنگی بود

‫اما هنوز فکر می‌کنم عوضی هستی

‫اون هم درسته

‫آره

‫ببخشید

‫و می‌دونم هیچ‌وقت کافی نیست ‫اما ببخشید

‫گند زدم

‫به اوضاع گند زدم

‫خب حالا چی؟

‫باید فرار کنی

‫تا جایی که می‌تونی ازم دور شی

‫از پسش برمیام

‫واضحه که نمی‌تونی

‫و می‌دونی چیه؟

‫من مثل تو نیستم، رابرت

‫اهل فرار نیستم

‫چه خبر، همکار؟

‫باهات خوش رفتاری می‌کنن اینجا؟

‫بد نیست

‫ببین، ببخشید اگه توی این ماجرا ‫چیزی هم سر تو خراب شد

‫ببین، تو رو از طریق من پیدا کردن

‫من باید ازت عذرخواهی کنم

‫صبحت سر چند وقته؟

‫انگار 20 سال

‫من مسئولیت تمام سرقت‌ها ‫رو قبول کردم، اونا...

‫احتمالاً اتهام دوتاش ‫رو به نامم بزنن

‫احتمالاً طرف‌های 1998، 99 بیام بیرون

‫آره، احتمالاً بتونی ‫معامله‌ی بهتری گیر بیاری

‫اگه به بقیه رو بندازی

‫اگه به من باشه ‫هشت ساله میای بیرون

‫من زیاد از دوست و خانواده سر در نمیارم

‫اما هیچ‌وقت چنین کاری نمی‌کنم

‫خوب هم سر در میاری

‫سفر خوش، رفیق

‫لطفاً بلند شوید

‫دادگاه بدین وسیله ‫گیلبرت گلوان جونیور را

‫در تمامی اتهامات سرقت مسلحانه ‫گناهکار شناخته

‫و وی را از هم اکنون ‫به 20 سال حبس

‫در زندان میل هیون محکوم می‌کند

‫ختم جلسه

‫[ هرچند کافه پروژه منجر به 84 دستگیری ‫402 اتهام شد ]

‫[ اما منجر به دستگیری تامی کی نشد ]

‫هیچ‌کس از اول ‫بد به دنیا نیومده

‫مثل هرکاری دیگه ‫به تمرین نیاز داره

‫و وقتی بالاخره متوجه شی

‫که خانه جایی نیست ‫که درش بمونی

‫یا حتی بتونی توی نقشه پیداش کنی

‫بد می‌شه همون‌جای گرم و نرمی ‫که درش هرچیزی امکان‌پذیره

‫[ در سال 1992، کار‌اگاه‌ها در اسموکر به هم ‫ملحق شدند که بعدها منجر به هشت سال حبس تامی شد ]

‫تا دیگه گرم و نرم نباشه

‫[ همسر جانی اسناید مدت کوتاهی پس از ‫کافه پروژه او را ترک کرد ]

‫[ جانی هرگز دیگر ازدواج نکرد ]

‫[ درعوض، با یکی از کارمندان بانکی که در ‫یکی از سرقت‌های رابرت بود، وارد رابطه شد ]

‫به بابات سلام کن

‫وای، وای

‫[ رابرت و آندریا در سال 1989 از هم جدا شدند ]

‫[ او در سال 2001 از زندان آزاد شد ‫و در حال حاضر، راننده‌ی کامیون است ]

‫[ او ارتباط نزدیکی با هردوی دخترانش دارد ]

‫[ در سال 2005، ایوا اولین گلوانی شد ‫که از دبیرستان فارغ‌التحصیل می‌شود ]

‫می‌شه بدون اینکه خنده‌تون بگیره

‫بگید که دیگه پولی براتون باقی نمونده؟

‫می‌تونم بدون خندیدن

‫حتی با یه لبخند بگم

‫هیچ پولی برام باقی نمونده

‫[ هرچند تخمین‌ها بر این زده می‌شود که از تمام 59 سرقت ‫مبلغ 2/339 میلیون دلار به سرقت رفته ]

‫[ بسیاری از آن مبلغ هرگز پیدا نشد ]

‫[ گیلبرت گلوان جونیور تا به امروز ‫رکورد دار بیشترین سرقت‌های متوالی در تاریخ کاناداست ]

ترجمه از: سینا اعظمیان، امیرحسین ترکاشوند و احسان جولاپور Sina_z, Hiz3n & Mister.Cloner

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور با زیرنویس چسبیده WwW.NightMovie.Top

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.