Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مترجم negar_0102 ترجمه اختصاصی اسیامووی
قسمت سوم SCI
الو؟
بای الان خوابگاه لی فی فانگ بودم به دکتر ژان حمله شده
چی؟منتظرم باش
خوبی؟
من خوبم فقط یه زخم کوچیکه
یه زخم کوچیک
بهت گفتم فقط مراقب خودت باش چرا کاری که بهت میگن انجام نمیدی؟
حتی نمیتونی یه مگس بکشی
هرکس بهت حمله کرده بهت رحم کرده
فقط میخواستم کارت حافظه رو پیدا کنم
خب، پیداش کردی؟
نه
صورت اون فرد رو دیدی؟
قاتل خیلی سریع لی فی فانگ رو کشته
واقعا فکرکردی بیخیال کارت حافظه میشه؟
واقعا لازمه بهت این چیزا رو یاد بدم؟ دکتر ژان تو کسی هستی که روی انسان ها تحقیق میکنی
ولی وقتی افتادم زمین
روی پای راست قاتل
یه لک قرمز دیدم
چی بود؟ مطمئن نیستم
ژان همین الان
اون همون دانشجوییه که از ساحتمون پریده؟
نکنه بادوست دخترش کات کرده؟
هنوز داریم تحقیق میکنیم مزاحم نشین لطفا
تو همونی که پروفسور شو رو عصبانی کرده؟
دکتر ژآنگ پروفسور شو رو تا کلینیک بغل کرده بود
نبودی ببینی اون پیرمرد بیچاره چطوری بود
به سختی میتونست نفس بکشه و بدنش میلرزید
تقریبا داشتیم فکرمیکردیم کارش تمومه
چیزه ، الان حال پروفسور شو بهتره؟
الان اروم شده و حالش خوبه
ولی خیس عرق شده بود
بیشتر از 20ساله دارم اینجا کار میکنم
و هیچوقت ندیده بودم پروفسور اینطوری عصبی بشه
ژان
اون دانشجویی که خودکشی کرده کیه؟
کل دانشگاه رو پلیس محاصره کرده
ژان بای اسم کل دانشجو ها و استاد ها رو پیدا کردیم اینم لیست دانشجوهایی که که از دانشگاه رفتن
فکرکنم سرتون شلوغه بهتره برم
همه دانشجوهای تو لیست رو چک کردید؟
اره زمانی که رفتن با زمان مرگ لی نمیخونه
به چی نگاه میکنی؟
حس میکنم این وسط یچیزی رو بهش بی توجهی کردم
بیخیال دوباره براساس غریزه میگی؟
بنظر میرسه اونجا لکه خونه
حتی میتونی اونم ببینی؟
قدرت مشاهده من توی کل هنگ کنگ رتبه یکه
نه تنها قطره خون
میتونم حتی رد یه ضربه هم ببینم
میتونی خودت چکش کنی
واقعا؟اینو بگیر
واقعا یه لکه خون اونجاست
بریم ببینیم
لکه خون احتمالا از صبح اینجاست
ازنظر فنی لکه خون باید مال لی فی فان باشه
چیکار میکنی؟
مراقب باش
اینقدر نترس خب؟
روی نتیجه گیریم اثر میذاری
اگه میخواستم خودکشی کنم
اینجا وانمیستادم
درسته
اگه ازاینجا بپری
اول به سکو میخوری
اصولا کسی این نقطه رو برای پریدن انتخاب نمیکنه
بعدشم این ساختمون اونقدرا بلند نیست
چیزای عجیب و بحث برانگیز زیادی هست
چرا اینجا قرقره هست؟
و وقتی اومدم اینجا در پشت بوم قفل بود
یعنی مقتول تنهایی اومده اینجا؟
.....و بعدش این دقیقا بخشیه که خودمم نمیفهمم
این طناب به دو تا نردبون
و یه تخت وصل بوده
این سطل رنگ افتاده و ریخته شنیدم دانشگاه جدیدا یکم تعمیرات داشته
چیه؟چیزی پیدا فهمیدی؟
چیکار میکنی؟ مسخره بازی چیز خاصی نیست
دستت رو تازه زدی ناکار کردی مگه نمیدونی نباید روش فشار بیاری؟
چیزی نیست فقط دارم از نردبون بالا میرم
مراقب باش
دستت رو بکش
هی نمیبینی دارم سعی میکنم باهات خوب رفتار کنم
میدونم ولی وقتی دستت رو بهم میزنی یکم عصبی میشم
برای همین تعادلم رو ازدست دادم
اکی اکی همینطور وجهت رو نگه دار
خب که چی؟مشکلی داری؟
ببین تخته به سیم وصله
دو سیم به این دو کیسه شن وصلن
و دوتا سطل زیر این کیسه شن هاست
این اتفاقی نیست
شاید
اینا توسط قاتل ساخته شدن تا کارشو راحتتر انجام بده
چیکار میکنی؟ سعی میکنم پرونده رو حل کنم
یه کمکی بهم بکن
فکرکنم بدونم لی فی فان چطوری از ساختمون افتاده
چی؟ قاتل اول این دو نردبون رو اماده کرده
پس تخته و از اونور به کیسه شن و سطل ها وصل کرده
تخته وسط نردبون بوده
و بعدش هم تکیه گاه بزرگتر رو اماده کرده
و تخته رو بین نردبون ها گذاشته
بعدش قاتل لی رو که بیهوش بوده رو روی تخته بزرگتر(تکیه گاه)گذاشته
همینطور که شن ها توی سطل میریختن
تخته کوچیک بالا میاد
و تخته بزرگ به سمت بالا هل داده میشه
و در اخر لی عادی طور از ساختمون میوفته
سرش احتمالا به لبه پشت بوم خورده
به همین دلیله اینجا لکه خون وجود داره
برای اینکه این روش رو مخفی کنه
قاتل طناب رو به پشت در بسته بوده
وقتی کسی سعی کنه در رو باز کنه و بیاد رو پشت بوم
طناب یهویی کشیده میشه
و کل صحنه جرم نابود میشه
قاتل از ساعت شنی استفاده کرده که بتونه زمان افتادن لی رو کنترل کنه
ولی هنوز نتونستیم تخته بزرگ رو پیدا کنیم
حتما یچیزی هست که ما ازش خبر نداریم
اگه قاتل بخواد روش کشتنش رو مخفی کنه
اون باید پروسه کشتن رو ازهرنظر کم میکرده
این روش به راحتی کشف میشه چون وسایل زیادی لازمه
فکرمیکنم ممکنه
قاتل از تخته بزرگ استفاده نکرده باشه
اینطوری به قدرت زیادی نیازی نیست؟
و اصلا چرا برای کشتن یه دانشجو همچین کاری کرده؟
اگه از نگاه قاتل به پرونده نگاه کنیم
این ماشین رو به یه دلیل خاص درست کرده
به هرحال هرچقدر بیشتر سعی کنه مخفی کاری کنه بیشتر خودشو لو میده
همه اینکارا رو کرده که ثابت کنه که زمان وقوع جرم اینجا نبوده
پس یعنی اینکه زمان قتل توی صحنه جرم بوده رو
میتونه پنهون کنه و امکانش رو رد کنه
اگه براساس فرضیات پیش بریم و کل قتل رو به جزئیات کوچیک تقسیم کنیم
پس 4 بخش مهم هست
لی فی فان به ساختمون وارد شده
توسط قاتل به قتل رسیده از ساختمون پرت شده پایین
و قاتل هم رفته
این دو مسئله که خود لی فی فان به ساختمون وارد شده و زمان مرگ
این دومسئله نمیشه عوض کرد
ولی دو مسئله دیگه یعنی کشتن لی و رفتن از پشت بوم
ممکنه متفاوت باشن
فهمیدم
منظورت اینه
قاتل اول ازهمه پشت بوم رو ترک کرده و بعد لی فی فان افتاده
قتل و افتادن از ساختمون
مردم ممکنه باور کنن این دواتفاق همزمان افتاده
ولی حقیقت اینه که در زمان های متفاوتی اتفاق افتادن
قاتل دراصل صحنه جرم رو
قبل اینکه لی بیوفته ترک کرده
و بعدش رفت یجای دیگه که بقیه ببینش و شاهد داشته باشه
و بعدش لی فی فان از پشت بوم پرت شده پایین
اگه اینطوری باشه قاتل برای خودش یه بهونه جور کرده (که توی صحنه نبوده)
و هیچکس بهش مشکوک نمیشه
نه بابا انگار باهوشی میتونی یه دانشجوی روانشناسی محشر بشی
اگه میشد پرونده رو با روانشناسی حل کرد خیلی خوب میشد هنوز نتونستیم تخته بزرگ رو پیدا کنیم
اینا همش فرضیه ماست
من داشتم به روش های هیپنوتیزم فکرمیکردم
بهش میگن هیپنوتیزم استیل پلیت (Steel Plate)
هیپنوتیزم؟
هیپنوتیزمی هست که باعث میشه بدن انسان سفت بشه درست مثل یه قطعه فلز
منظورت اینه لی فی فان هیپنوتیزم شده بوده؟
هنوز مطمئن نیستم
ولی اگه تونسته از همچین روش هیپنوتیزم پیچیده ای استفاده کنه
حتما یه سررشته ای توی روانشناسی داشته
و لی فی فان خیلی بهش اعتماد داشته
اینطوری قابل توضیحه
چرا نتونستیم تخته رو پیدا کنیم
چون خود لی همون تخته بوده
این خیلی بی رحمانست
اون فقط یه بچه بود
این قاب عکس رو ببر و ببین روش اثری انگشتی هست یانه
همین الان از خوابگاه لی فی فان اومدم
و یسری اثر انگشت جمع کردم که مال مقتول بودن
این؟ لی فی فان
عکس وقتیه که جایزه برده بوده
وقتی یه نفر هوشیاریشو ازدست میده
قدرت ماهیچه هاش کم میشه
بدنش طبیعیتا حرکت دادنش راحت نبوده
برای قاتل حرکت دادنش کار ساده ای نبوده
ممکنه قاتل از یسری وسایل استفاده کرده باشه؟
نه اگه بخواد بعد وسایل رو ببره
خیلی پرسروصدا و تو چشمه
شایدم
بیشتر از یه قاتل باشه
دوتا؟
دوتا قاتل؟
فکرکنم همین الانم منظورمو فهمیدی نه؟
ازلحظه ای که فی فان اومد تو ساختمون تاوقتی که از ساختمون پرت شد پایین
فقط دو نفر بودن که همزمان اونجا بودن
دکتر ژان
پروفسور ژانگ دکتر شو
غیرممکنه
یادته دکتر دانشگاه چی گفت؟
پروفسور شو میلرزیده و عرق کرده بوده
حمله قلبی باعث عرق کردن نمیشه ، درست میگم؟
حمل کردن یه بدن برای یه پیرمرد کار سختیه
بخاطر همین میلرزیده
و همینطور هم قبلا گفته بودی
کسی که این لی فی فان رو هیپنوتیزم کرده
حتما تو روانشناسی مهارت داره
پس اونا قاتل لی فی فان هستن
اونا کسایی هستن که لی فی فان رو کشتن
ولی اینا همش فرضیه هستن
هیچ مدرک قطعی ای نیست
مدرک میخوای؟
اینو ببین
این برای شما ادمای روشنفکر یه مدرکه
اون رنگ قرمزی که اونموقع دیدم
ژان ، شماها؟ دکتر شو
ما میخوایم پروفسور شو رو ببنییم
خب پس بیاین تو
پروفسور شو حالتون خوبه؟
پروفسور شو بابت اتفاق امروز ازتون معذرت میخوام
عیب نداره من خوبم
شنیدم حمله قلبی داشتید
درباره اون واقعا متاسفم
الان من یه پیرمرد بدردنخورم
راستش چندساله دارم ماساژ حرفه ای یاد میگیرم
بزارین کمکتون کنم بلافاصله حالتون بهتر میشه
بیخیال لازم نیست ممنونم
حس خوبی داره؟
گفتم نمیخوام
چیکار میکنی؟
چیکار میکنین؟
همکارم بخاطر کاری که کرده بود متاسف بود
برای همین میخواست پروفسور شو رو ماساژ بده
پروفسور این اب برای شما
چرا دکتر ژانگ رو چک نکردی؟
دیر شده بود اون لباسش رو عوض کرده بود
جدا؟
ندیدی که لباس هاش از قسمت پشتی بیرون زده بود؟
تو چرا اینقدر به نظریه هات باور داری؟
همینطور هم به غریزت اینقدر اعتماد داری؟
چیه؟
توی روانشناسی اگه یکی نسبت به یکی دیگه با تعصب رفتار کنه
ممکنه این ادم رو به چیزای خیلی بد ربط بده
و اگه این اتفاق موقع حل پرونده بیوفته
باعث نتیجه گیری اشتباه میشه
فکرنمیکنی تو
زیادی باهام بدرفتاری میکنی؟
لی فی فان دانشجو من بود
امیدوارم هرچه زودتر بتونیم پرونده رو باهم حل کنیم
ولی پروفسور شو و دکتر ژانگ
اونا همکارای من هستن همینطور هم مثل استادهام میمونن
واقعا این پیرمرد
عصبی و بدخلق و بی تربیت خوبی ای نداره
تو نسبت به کسایی که روانشناسی خوندن خیلی تعصب داری
پروفسور شو و دکتر ژانگ توی جامعه روانشناسی خیلی قابل احترامن
و همه تحقیقاتشون کامل و دقیقه
دانش روانشناسی هم به روابط درونی هم بیرونی مرتبطه
خب بعدش؟
یه عالمه جایزه بین المللی ببری
و به اوج زندگی میرسی؟
چرت و پرت نگو
کارای اونا زندگی خیلیا رو که مریضی روانی داشتن رو نجات داده
این خیریه سازمان روانشناسی که قراره برگزار شه توسط اونا به انجام میرسه
فقط چون فکرمیکنی اونا ادمای خوبی هستن
با طرز فکرمن مخالفی؟
من باهات مخالف نیستم
فقط فکرمیکنم داری برای حل پرونده یه راه اشتباهی میری
بزار بهت بگم
رک حرف میزنم
توسط این دوتا به اصطلاح روانشناس شست و شوی ذهنی شدی
میتونی صبرکنی
بزودی برات مدرک پیدا میکنم که بهت اثبات کنم
ما هان
برو و سریع تعقیب کردن پروفسور شو و دکتر ژانگ رو شروع کن
اگه چیز اشتباهی پیدا کردی سریع بهم خبر بده
مطمئنم بینمون یه جاسوس هست
وگرنه قاتل چطور میتونه هردفعه یه قدم ازمون جلوتر باشه؟
و مدارک رو نابود کنه
بیا بریم فرضیمون رو امتحان کنیم
دکتر ژان جیانگ لینگ
الان فقط مادوتا توی دفتریم
پس میشه لطفا یکم بیای تو دفترم؟
بیاتو (خدا هیچکس رو اینطوری ضایع نکنه)
تبریک میگم
امتحانت رو قبول شدی
کدوم امتحان؟
تو الان یکی از ما شدی
م...ما؟
چک کن ببین این دو گوشی مشکلی دارن یانه
گوشی بای مشکلی نداره ولی گوشی ژان شنود میشده
که همه چی رو میتونستن از محیط بیرون بشنون
ولی من خاموشش کردم
پس مشکل دیگه ای نیست
برای همینه
وقتی لی فی فان اسم کارت حافظه رو اورد
بعدش کشته شد
چی؟
چیه؟ترسیدی؟
شوخی میکنی؟چیزی توی این کره خاکی نیست که منو بترسونه
(اینجا نیز صحنه حذفی داشتیم که بازم تو پشت صحنه ها هست اینجا جیانگ لینگ میره دفتر بائو و با حرکات اغواگری بائو رو گیج میکنه تا بتونه گوشی بائو رو بدون اینکه بائو بفهمه چک کنه)
جیانگ لینگ
خوبی؟
اگه در اینده نتونستم ازدواج کنم
شمادوتا باید مسئولیتمو قبول کنید (فعلا اینا مسئولیت همدیگه قبول کنن خیلی کارکردن)
اونم هستا
تو برو بمیر
مطمئنی که
واقعا یه جاسوس داریم؟
اگه همینطوری حواست به دوربین های مداربسته
دفتر باشه میتونیم بفهمیم که هست یانه
پس وقتی میخواین رازی رو نگه دارین
دستتون رو روی عکس جذابی که روی گوشیتونه نگه دارید ( اگه گوشی درحال شنود شدن باشه خنثی میشه)
گوشی بائو رو چک کردم هیچ مشکلی نداره
ایندفعه بالاخره یه امتیاز گرفتیم ، نه؟
البته
بای
اینم اون اطلاعاتی که میخواستید
اطلاعات بدرد نخور رو جدا کردم
پس دستتون رو میبوسه
اینقدر زیاده؟
کمکم کن
ژان یائو
هرچقدر بیشتر اینارو میخونم بیشتر حس میکنم یچیزی این وسط اشتباهه
با توانایی جیانگ لینگ حتی تونستیم اطلاعات قرن بوقی رو پیدا کنیم
ولی بازم به هیچ دردی نخورد
.......توهم فکرمیکنی
هنوز ثبت عمومی نشده
ارشیو ها ارشیو ها
اقای سون
بای دکتر ژان اینقدر دیروقت اومدین اینجا
میتونم کاری براتون بکنم؟
میخواستیم ازتون درباره اطلاعات پرونده های
که به این اعداد ربط پیدا میکنن بپرسیم
یه نگاه بندازین
حافظم زیاد خوب نیست
واقعا یادم نمیاد
این چطوره؟
شما دوتا اطلاعات رو چک کنید
مرسی
این کل اطلاعات مربوطه هست
نیازی به عجله نیست با ارامش کار کنید
وقتی کارتون تموم شد صدام کنید مرسی
بیا شروع کنیم
واو چه قطوره
تازگیا فهمیدم این کارای دفتری اصلا نمیشه بهشون عادت کرد
با اینکه عادت نداری ولی بازم باید انجامشون بدی
لیست پرونده های ژائو جو
ژائو جو
کدوم ژائو جو؟
این پرونده ژائو جو هست
منظورت همون دیوونه ای که از روانشناسی استفاده میکرده
تا مردم رو کنترل کنه ادم بکشنه ، نه؟
درسته
این لیست تمام جرم هایی هست که انجام داده
شنیدم نزدیک بیست و خرده ای سال پیش اون
پیداش کردم
0423 0611 اینا شماره پرونده ها هستن
پرونده هارو پیدا کن
اقای سون پرونده شماره 0423 و 0611 کجا هستن؟
توی ردیف اول D2
اینجاست
0423 0817 0611
با احتیاط بگیرشون
بیا اینقدر زیاد؟
مراقب باش
خودم جمعشون میکنم ببخشید اقای سون
مشکلی نیست عیبی نداره پام بهش خورد
خودم جمعش میکنم معذرت میخوام
پیداشون کردی؟ اره همشون همونجاست
چیزه اقای سون چرا همشون خالین؟
این پرونده ها هنوز تو سیستم ثبت نشده
رییس گفت
که یسری اطلاعات مخفی توشونه
ازهمشون باید محافظت بشه
و یه بخشیشون هم ازبین رفته
از بین رفته؟کی اینکارو کرده؟
پس این پرونده ها قضیش چیه؟
فکرمیکنم مربوط
به کاریه که یه افسر به اسم ژائو جو انجام داده
ژائو جو بائو حتما دراین مورد بیشتر میدونه
ولی ژائو جو یه افسر پلیس بوده چطوریه که هیچوقت اسمشو از بابام نشنیدم؟
شایدچون به عنوان یه افسر پلیس همچین جرم جدی ای انجام داده
برای نیروی پلیس عامل شرمساری باشه برای همین بابات چیزی نگفته
بالاخره پیداشون کردیم
ولی این همش خالیه
ببین باید برم بیرون
ببخشید این همه وقتتون رو گرفتم دیگه میریم
ببخشید و ممونم اکی
میخوای میوه بخری؟ اره اره
موز های اونجا و سیب میخوام
اکی مرسی
مرسی کیسه رو بگیر،مراقب خودت باش
بدردنخور
پس تنها راه اینه که از بائو بخوای بزاره اطلاعات کامل پرونده رو ببینی
اگه بائو میتونست بهمون بدتشون زودتر ازاینا میداد
شت زودباش
شتتتتتتتت
چی شده؟
خواهر بزرگترم امروز برمیگرده خونه
ازم خواسته برم دنبالش
کی هواپیماش میشینه؟
یه ساعت پیش
کتت رو بپوش تو باید بیای بجای من براش توضیح بدی
نه بهتره بگیم اون خواهر بزرگترت و شوگر مامیته
من نمیخوام خودمو قاطی کنم
ژان یائو ما دوستیم یانه؟ نه
بای یوتونگ
من نمیام خواهرت خیلی ترسناکه
ما دوستیم اگه من بمیرم ، تو هم میمیری
بنظرت بای و دکتر ژان باعجله کجا میرفتن؟
نمیدونم حتما یچیز ضروری پیش اومده
ولی حتی اگه ضروری هم باشه بازم فکرنکنم لازم باشه بهم دیگه دستبند بخورن
چیه ؟ SCI واحد
تیم ویژه تحقیقات جنایی
شنیدی؟ SCI درباره
البته که شنیدم یوتونگ رییس این واحده نه؟
الان کجاست؟
چرا یکی مثل تو میخواد بدونه رییسمون کجاست؟
اسنک دوس داری،نه؟
یه عالمه خرده چیپس ریخته رو زمین
مسئله بزرگی نیست
ولی یوتونگ ما خیلی عجیب و غریب و تمیزه
تو بهتر ازمن میدونی اگه ببینه چی میشه
باکمبود نیرو روبرویه که شمارو اورده؟ SCI مگه
اسمت چیه؟ ژائو فو
من باید با یوتونگ حرف بزنم
که یه جایی برای استعداد های واقعی بزنه
شما حتما خواهر بزرگتر بای هستین
مامور بخش مبارزه از جرائم بین الملل
خداروشکر اونقدرا هم پرت نیستی
چقدر خواهر بای خوشگله
البته که همینطوره
نیازی به عجله نیست
یکی یکی حالا بیا اینجا
چی؟اون خواهر بای هست؟ اصلا دربارش خبرنداشتم
جایی هست بتونم بشینم؟
البته
لطفا بشین
تو اول حرف بزن
خب مسئله اینه
چون بای جدیدا ترفیع گرفته خیلی سرش شلوغ بود
و راحت چیزای معمولی روزانه رو فراموش میکنه
چیزای معمولی؟
البته نه همه چیزای معمول رو
خوشگل خانوم دنبال شما اومدن خیلی مهمه
به اسمون ها قسم میخورم
بای و ژان همین الان بهم دستبندخورده بودن
با عجله تو راه بودن
که بیان دنبال شما
پرواز خیلی خسته کننده بود فهمیدم
این چطوره؟ الان چه حسی داری؟
فقط این کراوات کافی نیست یچیزی کمه
سلام من گونگ سون جه هستم
سلام منم بای چینگ تانگ
یه پلیسم
میخوای باهام در بیوفتی؟
خیلی ساده و جوونی
میدونم
تو خواهر بای هستی هست SCI بای رییس واحد
و از وقتی به دفتر اومده
همیشه بی طرف بوده و بخاطر همین تحسین میشده
البته که اینطوریه خوشحالم که باهام موافقی
از پرونده های جنایی گرفته تا کارهای روزانه توی همه چی خوب بوده
اگه خانواده بای بیان که اینجارو ببینن
مسائل داخلی رو تو خلوت حل میکنه
بجای اینکه با کار قاطیشون کنه
درسته درسته خفه شو
وانگ شائو چرا این خانم جوون رو تا دفتر بای راهنمایی نمیکنی؟
از این طرف لطفا
کیفمو بیار
نمیخوام بگما ولی اون دیگه چه حالت صورتیه که داری؟
مشکلش چیه؟فکرمیکنم که خیلیم خوبه
دوباره هیچوقت بهم دستبند نزن
چی؟عالی؟ به هرحال اولین باری نیست که بهت دستبند میزنم
من قهوه درست کردم مشکلی باهاش داری؟
خواهرم کو؟
اولین باره بای رو اینقدر درمونده میبینم
دکتر ژان با این وضعیت
بنظرت بای میتونه پرونده رو حل کنه؟
برای بای هیچ چیزی غیرممکن نیست
دکتر ژان
ماهان پروفسور شو و دکتر ژانگ با چندتا ازهمکارا دنبال میکرد
و هیچی تا الان پیدا نکرده
اکی
بای چینگ تانگ کاراگاه بخش مبارزه با جرایم بین الملل یه هفته پیش به عنوان دستیار تحقیقات به چین برگشته به عنوان رییس نابغه امپراطوری بای شناخته میشه
چمدون هارو به هتل بردیم
و براتون وقت ماساژ گرفتیم
باید الان برگردیم؟ نمیخواد
برام دنبال یه نفر بگردین
کی؟ گونگ سون جه
کیه؟ خیلی دلم برات تنگ شده
صبح بخیر! صبح بخیر
صبح بخیر! صبح بخیر
بای یو تونگ
میدونم شما ها چقدر سختکوشید برای همین برای تشکر ازتون یسری هدیه اوردم
من اینارو میذارم پایین ، خب؟
باشه ولی روی زمین نه بزارشون رو میز
شنیدم عاشق اسنکی درسته؟ برای همین برات یکم شکلات ایتالیایی اوردم
یو تونگ یکم به این اقای چشم کوچول شکلات بده
اسم من وانگ شائو هست نه چشم کوچول
خب دیگه کارم اینجا تمومه چشم کوچول (چشمای بچه به این درشتی:/)
ژان بای
اطلاعات جدیدترین دوره های روانشناسی اروپارو برات اوردم
و براساس تاریخ مرتب کردم مرسی
خودشون میتونن بیان اینارو بردارن
خب.....فکرمیکنم
هدیه هایی که بهمون میدی خیلی با ارزشن
ژان یائو
هرکس هدیه نگرفته بیاد یکی یکی اینجا بگیره
کیبورد پیشرفته
برای کارای من خیلی مناسبه مرسیییی
باکیفیت ترین لوازم ارایشی مرسی
طلسم خوش شانسی این برای تویه
مرسی بای
کسی هست که هنوز نگرفته باشه؟ بله گونگ سون هنوز نیومده
خانم من میتونم بهش بدم نه نیازی نیست
خب من میرم اتاق بائو
خواهرم چیزمیزات رو فراموش کردی
تو بیارشون
وانگ شائو اینوببین
همین الان برگردین سرکارتون
این نشون محبت تویه
همینکه بیای دیدنم کافی بود
بشین
خیلی وقته یو ون رو ندیدم
اینکه دخترش برگشته به خونه
حتما الان خوشحاله بائو حتما میدونی
خواهرم خیلی بازیگوشه برای همین هنوز نرفته خونه
عمو بائو ، نوشیدن رو ول کردین؟
الان که دیگه نمیتونم کاریش کنم
اون سالهای قبل رو هنوز یادمه یو ون و چی تین شمارو میاورد باهام غذا بخورین
تو و ژان یائو نمیخواستین ضعف هاتون رو نشون بدین
و اکثر مواقع موقع غذا خوردن به سروکله هم میپریدین
ولی برعکس چینگ تانگ خیلی بافکره و هرچقدر میخواستم برام میریخت
راستش تنها چیزی که بهت دادم فقط ابه
البته که اینو میدونم
اونموقع ها اینقدری بودی
اره الان دیگه بلند شدم
نگاش نکن
خواهرم خوبی؟
خواهرت رو ببر استراحت کنه زودباش
مترجم negar_0102 ترجمه اختصاصی اسیامووی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.