Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
اگه اون بفهمه که من
...دخلی به ناپدید شدن دخترش داشتم
کی گفته که اون قراره بفهمه؟
جو کولومبو داره کارش رو خوب انجام میده
هم کسب و کار رو میگردونه ...و هم مراقب توئه و
اون بهم نظر داره
تو از جای بابام اومدی؟
فاینمن درباره اتفاقاتی که با کولومبو افتاده بهش گفته
دیگه لازم نیست که نگران جو کولومبو باشی
من هیچوقت نگفتم که میخوام بهش آسیبی برسه
من شنیدم که اون برای یک مسجد جدید، برنامههایی داره
عمر میخواد برای مالکوم کار کنه
ازت میخوام که قسم بخوری کاری نمیکنی که
به مالکوم آسیب برسونه
من به خدای الله قسم میخورم
حالا نوبت توئه قسم بخور که دیگه دوستم نداری
من هنوز آماده این قسم نیستم
عمر ازم خواسته که باهاش قرار بذارم- اگه میخوای بهش یک فرصت واقعی بدی-
باید اون رو ببخشی
مالکوم داره زندگیش رو برای آزادی ما، به خطر میندازه
عمر، تو که گفته بودی الیس یک زن باهوشه
دوست نداری توی کار هروئین باشم؟
اگه کیفیت زندگیمون کم شد اشکالی نداره
من انقدری عاشقتم که کلمات قدرت بیان کردنش رو ندارن
انتقال مالکیت پالمتو به اسم شما
کار سختی نیست
بستن همچین قراردادی
میتونه واقعا اون رو به مسیر درستی هدایت کنه
درخواستتون رد شد
من دیگه هیچ کار مجرمانهای انجام نمیدم
هوزه میگه که تو واسمون یک پیشنهاد داری
سیآیای هرماه صدها کیلو کوکائین رو میسوزونه
به ما بدینش ما میفروشیمش
و یک چهارم سودش به شما و
مبارزه علیه کاسترو میرسه
شما هم چیزی رو دارید که ما میخوایم
دسترسی به مالکوم ایکس
تو برامون اونا رو بیار شما هم میتونید هرچقدر که میخواید کوکائین داشته باشید
اطلاعاتی که درباره
سفر آفریقای مالکوم خواسته بودم رو، آوردی؟
تو، با دخترت و مالکوم باهم ناهار خوردید
منم درموردت تحقیق کردم عملیات میمون پوزه دراز
که اگه یهو ناپدید بشم به سرخط خبرها تبدیل میشه
پس، فاصلت رو با مالکوم حفظ کن
و یک چهارم سود رو میگیری و هیچ مشکلی هم پیش نمیاد
تحت تاثیر قرار گرفتم
بیا موادمون رو ببریم بیرون
قراره هارلم رو پس بگیریم
من هیچ مشکلی با اطلاعات دادن
از اون کومونیسته کاکاسیاه ندارم
به سلامتیش مینوشیم
خیانت هیچوقت از طرف دشمن اتفاق نمیوفته
بلکه از طرف دوست اتفاق میوفته
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com::.
ترجمه از محمدعلی امیرزاده
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
ما با مقدار کم شروع کردیم ولی این قراره خیلی سر و صدا کنه
سر و کله دردسر پیدا شد
سلام جو، چخبر؟
چرا دار و دستت رو آوردی توی دورهمی؟
چون به هیچکدوم از شما عوضیا اعتماد ندارم
چین جیگانته قصد جونمو کرده
کاری که بدون تایید شماها نمیتونست بکنه
چی داری میگی؟
من همه موادها رو گرفتم
برای شما حرومزادههای حریص میلیونها دلار پول در آوردم
از شر بامپی جانسون لعنتی هم خلاص شدم
و اینطوری ازم تشکر میکنید؟
!یه خری رو میفرستید که منو بکشه
هی، مرتیکه شاید بهتر بود قبل از اینکه به دختر چین نظر پیدا کنی
یکم به عواقبش فکر میکردی
چی؟- ما چندتا نفوذی توی بلوک سی زندان داریم-
که میگن
چین سر این موضوع دیوونه شده
بابت اینکه قصد جونت رو کرده بهش حق میدم
...با تمام احترامی که براتم قائلم، جو
جو، وقتی باهات حرف میزنم، به من نگاه کن
با تمام احترامی که براتم قائلم
فکر نمیکنی اگه به دخترش نگاه چپ نمیکردی
خیلی بهتر میشد؟
گوش بده ببین چی میگم
من حتی به دخترش دست هم نزدم
چه دست زده باشی، چه نزده باشی به ما ربطی نداره
ولی اینکارت میتونه اتفاقی که داره میوفته رو توجیه کنه
جوزف، درسته که ما قوانینی داریم ولی یک پدر، پدره
یک رئیس، قصد جون یک رئیس دیگه رو میکنه
و شما کله گندهها بابتش هیچ کاری نمیکنید
این دورهمی ها به هیچ دردی نمیخوره
شماها همتون بی مصرفید
تو واقعا تونستی
هیچ کسب و کاری، مثل این کسب و کار بدرد کوکائین نمیخوره
نقشه هوشمندانهای بود که
اول بری سراغ موزیسین ها بعدش مدیر برنامههاشون
بعدش هم مدیران اجرایی کله گنده
همه پولها دست اوناست
هاروی فردا واسمون 40 کیلو آماده داره
40کیلو خیلی زیاده
باید کم کم پخشش کنیم
تو از پس 40 کیلو برمیای
تو غریزت برای اینکارا خوبه من بهت اعتماد دارم
اینکار توجهها رو به سمتمون جلب میکنه غریضه، تنها چیزیه که داریم
خب
از اینکه تونستی از دوستت مالکوم ایکس دفاع کنی
منو تحت تاثیر قرار داد
اون برادرمه
تو مراقبشی ازش محافظت میکنی
چرا فکر میکنی که دوستمون توی سیآیای
انقدر این موضوع براش جالب بود؟
اونا فکر میکنند که مالکوم خطرناک ترین آدم توی آمریکاست
چرا؟
هیچکس اینو نمیدونه، ولی مالکوم و چگوارا
میخوان توی سازمان ملل متحد صحبت کنند
این بین خودمون باشه
من نمیخوام اتفاقی برای مالکوم بیوفته
من هیچوقت به اعتمادت خیانت نمیکنم
قسم میخورم
شما پسرا اومدید نوشیدنی بخورید؟
هوزه بتل افبیآی حکم جلبت رو داره
شما دیگه کدوم خرایی هستید؟
من دستیار بازپرس بخش قضایی جاناتان پایک هستم
به شما اتهام پولشویی وارد شده
باید بریم
میتونم بیام تو؟
بفرمایید
میبینم که داری وسایلت رو جمع میکنی- آره-
آره، دارم برمیگردم به فیلادلفیا
تا یه مدت رو پیش دیلیا بمونم
میخواستم ازت تشکر کنم که این مدت ازم مراقبت کردی
و اینکه درک میکنی که من باید برم دنبال زندگی خودم
...قبل از اینکه بری
شاید بتونی یک چیزی رو واسم توضیح بدی
چیو؟
خب، مثلا
چرا باید پدرت
فکر کنه که من و تو باهم رابطهای داریم؟
رابطه؟
رابطه صمیمی
نمیدونم
این میتونه اقدام نایب رئیسش، لامباردی رو
برای کشتنم توجیه کنه مگه نه؟
نه، فکر نمیکنم بخاطر این باشه
اصلا چرا اون باید فکر کنه که من با تو رابطه دارم؟
نمیدونی؟
نه، اصلا نمیدونم تو که پدرم رو میشناسی
اون نصف اوقات رو با حوله میگرده
فکر میکنم که تو یک چیزی رو از من پنهون میکنی
نه
واقعا میگم
...استلا
خوب فکر کن
چرا چین جیگانته
که منو مسئول محافظت دخترش کرده
باید وقتی که تو، توی اتاقی آدم بفرسته که منو بکشه؟
ممکنه کار وکیلش باشه
فاینمن؟- آره، من باهاش ملاقات کردم-
اون گردنبندی که تو بهم دادی رو دید
و ممکنه که فکر اشتباهی راجبش کرده باشه
کار فاینمن بوده؟- آره، فکر کنم-
و تو تلاشی برای انداختن این فکر از سرش نکردی؟
چرا، کردم
به اون وکیل عوضی زنگ بزن
بگو که فورا باید ببینیش
میخوای باهاش چیکار کنی؟
هرکاری که لازم باشه
اینجا چخبره؟
چرا این یارو پایک پاشو تو کفش ما کرده؟
افبیآی داره تو کارمون دخالت میکنه
اونا از دهه 50 دارن توی کارای ما موش دوونی میکنن
افبیآی و سیآیای باهم دیگه سرِ جنگ دارن
باید درک کنی که قبل از اینکه ما بیایم
اونا سلطان همه جا بودند
و الان فقط کارای جزئی میکنن
چیزی که من نمیفهمم
اینکه که چرا بجای من، رفتن سراغ بتل؟
چون میدونن که تو حرف تو دهنت خیس میخوره
پس برای همین شریکت رو امتحان کردن
بیشتر بنظر میاد که یک مخبر این اطراف دارن
خبرچین؟ کی؟
سمت شما
بجز ما، کی به تراکنشات دسترسی داشته؟
بانکدارم
من به یک قاضی و وکیل پول میدم
ولی فقط همینه
کسی هست که ترسیده باشه؟
طبق تجربه من هرکی که ترسیده باشه
از همه بیشتر انکارش میکنه
من به رابط هامون فشار میارم تا ببینم چی دستگیرم میشه
اگه تا عصر چیزی دستگیرمون نشد
باید از شر همشون خلاص بشیم
هی پدرسگ اینا آدمای منن
اول من میرم سراغشون بعدشم من موقعیت رو تعیین میکنم
با آدمات حرف بزن
منم به کانرد میگم که با روابط خودمون صحبت کنه
ولی حواستون باشه بچهها
اگه بفهمیم که یکی از آدمای شما بوده
با اشد مجازات روبرو میشن
آدمی مثل مالکوم
لیاقتش کمتر از مرگ نیست
باید الایجا محمد رو
به شکل گرگِ بد میکشیدن
این که شوخی نیست
الایجا صراحتا داره به افرادش دستور قتلت رو میده
اگه سیآیای با سم نتونست من رو بکشه
پس امت اسلام هم با یک کاریکاتور نمیتونه اینکارو بکنه
ممنون
برادر مالکوم سازمان ملل متحد
همین الان سخنرانی شما همراه با چگوارا رو تایید کرد
عالیه
نگران این نباش
فردا هم یک اراجیف دیگه چاپ میکنن
مالکوم، اطرافت رو ببین
این آدما همه چیز رو رها کردن تا پیرو تو بشن
اگه عاقبتت به تابوت ختم بشه اینا باید چیکار کنن؟
بتی چیکار کنه؟
من میدونم که قراره بمیرم الیس
و دارم تا جایی که میتونم از زمانم نهایت استفاده رو میکنم
مجبور نیستی که بمیری میتونی جلوش رو بگیری
من توی چند ماه اخیر به 12 شهر سفر کردم
در هرکدومشون یکی داشته تعقیبم میکرده
حتی نمیتونستم بدون مزاحم
خم بشم که بند کفشم رو ببندم
این که دلیل نمیشه بخوای از زندگی نا امید بشی تو چت شده؟
من از فرار خسته شدم
اگه کسی خواست بیاد دنبالم
ترجیح میدم که با مشتام ازش استقبال کنم
نه اینکه خودم رو قایم کنم
پیروان جدید مالکوم، مثل خودش آرزوی مرگ دارن
اونا چطور میتونن الایجا محمد رو ول کنن و پیرو مالکوم بشن؟
خودت که مالکوم رو میشناسی میدونی چطور مردم رو شستشوی مغزی میده
میدونم که با شکستی که خوردم امت اسلام رو سرشکسته کردم
تو و کاپیتان هنری تنها کسایی بودید که
شجاعت اقدام به اونکار رو داشتید
تو یک قهرمانی
حیف شد که به قیمت جون هنری تموم شد
حتی، کاری که الان میکنی ...شهامتمندانه تره
وانمود به دوستی
به زودی، مالکوم دیگه از جانب من احساس خطر نمیکنه
واقعا از دیدنت خوشحالم عمر
ما همیشه آرزوهامون شبیه همدیگه بوده
سرسختیِ تو بهم الهام میده
...شاید این برامون یک فرصت باشه تا
باهم مشارکت کنیم
چی توی ذهنته؟
اگه مسجد شماره 7 مجبور به کاری شد
شما باید خبردار باشی
چیز خاصی نیست
هردوی ما میدونیم که این حرف درست نیست
به لطف تو و حادثهای که برای هنری رخ داد
ما مجبوریم بی گدار به آب نزنیم
من و هنری کاری رو کردیم
که بقیه فقط جرئت حرف زدن راجبش رو داشتند
من نمیخوام که مرگش بی فایده باشه
کمک کن کاری که شروع کردیم رو تموم کنیم
مسجد هم پیمان ما در نیوارک
اونا پا به خط مقدم گذاشتند
برادر کلاید، کسیه که باید باهاش صحبت کنی
حالت چطوره؟
نسبت به زندان لاکابانای کوبا
که دوسال توش بودم اینجا مثل بهشته
ولی با اینحال، باید از اینجا بیام بیرون
افبیآی یک خبرچین داره
دوستامون فکر میکنند که یکی از زیردستای منه
من مخالفم
دوستامون حرف الکی نمیزنن
احتمالا یکی از اون سه تا حرومزادهایه که تو واسم آوردی
حس من بهم میگه که اونا هیچ ربطی به این قضایا ندارن
ولی باهاشون صحبت میکنم
ممکنه که این خبرچین از جانب تو باشه؟
امکان نداره
آدمای من میدونن که با همچین کاری به یک مرگ آروم و دردناک خواهند رسید
...یه چیزی اصلا با عقل جور در نمیاد
و چرا من اینجام و تو نیستی؟
سوال خوبیه
مشخصه
یکی از دوستات یه قراری گذاشته
اونا منو لو دادن تا مجبور نشن به تو خیانت کنن
احتمالا هم کار همون قاضی خیکی بوده
یکم بهم وقت بده تا ببینم قضیه چی بوده
بهم اعتماد کن
توی وضعی که الان دارم اعتماد، کار سختیه
من بجز آلکاتراز توی زندان های زیادی بودم
هیچکس بیشتر از من خواهان آزادیِ تو نیست
کاری که لازمه رو انجام بده
بفهم که کدوم دوستت منو انداخته زندان
چون اگه تو نفهمی دوستامون میفهمن
گمشو پایین
بهت که گفته بودم کاری از دستم بر نمیاد
بهتره که یک راهی رو پیدا کنی
اون توی انفرادیه
حتی اگه بتونم باهاش حرف بزنم بنظرت به حرف من گوش میده؟
هیچکس نمیتونه بهش بگه چیکار کنه
بس کن جو
حق با اونه وقتی موضوع درباره من باشه، بابام دیوونه میشه
آره، این که مشخصه
یک چیز دیگه هم هست
چیو به من نمیگی؟
هیچی
!اوه، لعنتی
چند هفته پیش
با اَره سر یک نفر رو قطع کردم
فکر کردی مغزت رو
روی دیوار پخش نمیکنم؟
اون فکر میکنه که، تو بهش خیانت کردی
...چی
ماه پیش، سهم اون 2 میلیون بوده
اون هیچوقت تاحالا انقدر از هروئین درآمد نداشته
میتونم ثابتش کنم
تو فکر میکنی دیوونه بازیاش الکیه؟
من فکر میکنم اون یک دیوونه واقعیه
وقتی موضوع کسب و کار باشه بابام دیوونه نیست
اون فکر میکنه که تو با رئیسهای دیگه داری اُخت میشی
چون داری واسشون کلی پول در میاری
اون نگرانه که نکنه، هارلم رو دست بگیری
!من از هارلم محافظت کردم !از تو محافظت کردم
بازش کن- چشم، رئیس-
از این لحظه به بعد من از وکیلش بودن استعفا میدم
دیگه تحمل این کارا رو ندارم
تو قراره پُستی که داری رو نگه داری
و باید دروغی که درباره من و استلا گفتی رو جمع کنی
و قراره تمام کارایی که میکنه و حرفایی که میزنه رو بهم بگی
اگه اینکارو بکنم، منو میکشه
اگه اینکارو نکنی، خودم میکشمت
انتخابش با خودته
ببخشید؟
...داری میگی که
بازپرس قضایی تایید کرده که یک نفر خبرچینی کرده
...من تحمل- بشین... بشین مرتیکه-
...بشین
این دیوونگیه
آخه این عمل بعد از اینهمه کاری که ما کردیم
چه نفعی میتونه واسمون داشته باشه؟
...پلیس به هیچکدوم از شماها
چیزی نگفته؟
ممکنه کسی بخاطرش آسیب ببینه
من باید حقیقت رو بدونم
نه
هیچوقت
قاضی؟- نه-
دیتون؟- نه-
از کجا مطمئنی کنه، یکی از ما بوده؟
هیچکس دیگه به اون مدارک دسترسی نداره
ترجمه از محمدعلی امیرزاده
میخوام باهام رو راست باشید
و به عنوان یک برادر از جامعه لنیکس هیل ازتون بپرسم
آیا از پلیسها، کسی پیشتون اومده؟
شرافت داشته باشید
بذار یک چیزی رو توی رابطمون
باهات روشن کنم بامپی
بی پرده بودنت اصول کاریت
وفاداریت به انجمن
تاثیر عمیقی روی ما گذاشته
ما تحسینت میکنیم
تو سر قولت میمونی
درسته که ما قبلا اختلافاتی داشتیم
ولی ما میدونیم که اگه ازت پیروی کنیم هیچوقت بهمون خیانت نمیکنی
و با دونستن این ما هم هیچوقت بهت خیانت نمیکنیم
من اینکارو نکردم
و من مطمئنم که براردانم هم، هیچوقت همچین کاری نمیکنند
...پس
ظاهرا همه مشکلش هم نظر داشتنه تو به من نبوده
اون میخواست به بهونه تو
کاری که میخواسته رو بکنه
که منو بکشه
ولی بازم اینکه من توی دردسر انداختمت رو توجیه نمیکنه
شاید حالا درک کنی که چرا دلم میخواست از کشور برم
این دعوا، جای تو نیست
جای منه
...اگه میخوای بری
من برای نجات جونم بهت مدیونم
چو، من بهت دروغ گفتم
اون بخاطر گردنبند قضیه رو نفهمیده بود
من به فاینمن گفتم که تو بهم نظر داشتی
من متاسفم
بهش گفتم که به پدرم چیزی نگه ولی اون بهش گفت
اصلا میدونی چیکار کردی؟
...همه تلاشهایی که کردم
نابود شد
تو تا ابد منو با پدرت دشمن خونی کردی
من تو رو وارد این هچل کردم خودم هم بیرون میارمت
من میدونم چطور پدرم رو کنترل کنم
چطوری؟
با بقیه رئیس ها
اگه همشون قبول کنن که تحریمش کنن چی؟
چه فایدهای داره؟
معنیش اینه که اگه اون منو بکشه اونا هم پدرت رو میکشن
ولی فراموشش کن
اون عوضیا هیچوقت اینکارو نمیکنند
مگه اینکه مجبورشون کنی- ...چی-
نه، فراموش نکن که یکی از اونا سعی کرد که منو بکشه
ما باید بفهمیم که کدومشون بوده و ازش به عنوان اهرم فشار استفاده کنیم
تو نمیدونی کدومشون بوده؟
یکیو میشناسم که میدونه
تو میتونی خیلی به دردمون بخوری
باتوجه به چیزایی که راجب مالکوم میدونی
برای همینم هست که اومدم اینجا
اومدم تا تضمین کنم که نقشههای شما موفق میشه
من میخوام با شما در خط مقدم باشم برادر کلاید
بخاطر سو قصد اولیت
بنظرم بهتره که از پشت صحنه به کارت ادامه بدی
شما همین الان گفتید که من میتونم به دردتون بخورم
من میتونم بهتون بگم که مالکوم کجا کار میکنه، کجا میخوابه
کی نگهاباناش شیفتاشون رو عوض میکنن
که اینکار، تو رو یک نفوذی خوب میکنه نه یک سرباز
برادر عمر
شما برگشتی کنجکاو شده بودم که چیکار کردید
برگشتید پیش الیس؟
...من
قضیش طولانیه
من نگرانشم
مالکوم اون رو فریبش داده اون بهت نیاز داره
کاش خودش هم همین فکر رو میکرد
...ساندرا نباید توی
مسائل خصوصی عمر سرک بکشیم
...نه، نه
خواهش میکنم
همسرم رو ببخش
راست میگم خب
چیزی نمونده بود که امت رو نجات بده
هیچکدوم از ما جرئت کاری که اون به تنهایی انجامش داد رو نداریم
شاید چند نفر باشند که بتونی به کارشون بیای
بیا بالا دستی صداشون کنیم
بالا دستی؟
کسانی که حد و حدود قرآن اونا رو محدود نمیکنه
از دیدنت خوشحالم بیل
فکر میکردم که یه روز بیای سر بزنی
تو که منو میشناسی تامی
همیشه میام تا یه لطفی در حقم بکنی
چه لطفی؟
اتهامات رو از هوزه بتل بردارید
و قبل از ناهار آزادش کنید
و چرا باید یک دلال مواد مخدر و قاتل رو
آزاد کنم؟
چون هر دوی ما میدونیم که موضوع این نیست جان
هوزه بتل باید آزاد بشه
تا بتونیم ازش برای یک هدف مهمتر استفاده کنیم
اون هدف دیگه در خارج از خاک کشور نیست
الان وارد حوضه افبیآی شده
شما مامورای افبیآی
همش دلتون میخواد توی رسانه ازتون خوب بگن، آره؟
شما وقتی مالکوم توی آفریقا بود فرصت خودتون رو داشتید
و فرصتتون رو از دست دادید
مالکوم ایکس، از یک تهدید داخلی
با عواقب محدود به یک شخصیت
با تاثیر جهانی تبدیل شده
اون مرتیکه قراره توی سازمان ملل صحبت کنه
افبیآی، تجهیزات لازم برای کنترل عواقب کارهاش رو نداره
بهتره برید همون سارقای بانک رو بگیرید
اوضاع با کاسترو چطوره؟
اخیرا سیگار کسی رو نترکوندی؟
بذار اینطوری بهش نگاه کنیم
رئیس افبیآی آقای هوور
به دادستان کل جواب پس میده
وقتی سیآیای با رئیس جمهور جانسون تماس میگیره
و اونم درحال ریدنه
قبل از اینکه کونش رو بشوره تلفن رو جواب میده
فعلا بتل دستِ منه
ببخشید اگه اذیتت میکنه
من از رئیست جو ادگار، یک سری عکس دارم
که توی اون عکسا لباس تابستونی و کلاه گیس بلوند گذاشته
من میخوام هرچی زودتر هوزه بتل از زندان آزاد بشه
کیک سیب زمینی شیرین؟
امروز عیده؟
نکنه من یادم رفته؟
این دسر مورد علاقه مارگارته
میدونم که الان اینجا نیست
ولی درست کردنش بهم حس خوبی میده
اون زود برمیگرده، بهت قول میدم
ازت میخوام یک لطفی بهم بکنی
باید کیک رو بذارم توی فر
مهمه درباره لیلیانه
لیلیان؟
چی شده؟
تو زیاد گفتی که بهت شکایت کرده
که چرا هیچوقت با آرچی به تعطیلات نمیره
ازت میخوام تشویقش کنی که بره
چرا؟
بهش بگو که من بلیط هواپیما خریدم و نمیتونم ازشون استفاده کنم
و بعد هم همینطوری بلیطا رو بهش بده، باشه؟
تو ازم میخوای که لیلیان رو قانع کنم که با شوهرش بره
و دلیلش رو هم بهم نمیگی؟
آرچی واسم یه سری کارا انجام داده
و چند نفر هستند که
فکر میکنن ممکنه اون با پلیسها همکاری کرده باشه
ممکنه حق با اونا باشه
السورث، اون رو وارد چه کاری کردی؟
کاری نبود که خودش دلش نمیخواسته
خطری تهدیدش میکنه؟- اگه بره، نه-
فقط باید مدتی که من این کارش رو جمع میکنم از شهر بره
لیلیان نباید از این قضیه خبردار بشه، باشه؟
این دیوونگیه
موضوع چیه؟
پولشویی؟
دلالی مواد مخدر؟ دوباره داری هروئین میفروشی؟
!میخوام بدونم
اصلا اونی که فکر میکنی نیست
بهتره ندونی که دارم به چی فکر میکنم
فقط از رفتنشون مطمئن شو
هرچی زودتر، بهتر
!خدای من !ترسوندیم
ببخشید الیمپیا
دلم میخواست خبر بدم
ولی یادم اومد که نمیخوای باهام حرف بزنی
سلام خانومِ جیگانته
شما دوتا چه کوفتی میخواید؟
اطلاعات
به کی گفتی بیاد منو بکشه؟
گامبینو؟ لوکیسی؟
نمیدونم درباره چی حرف میزنی
من وقت این کارا رو ندارم
قبل از اینکه به پلیسا زنگ بزنم گمشید از خونم بیرون
پیشِ کی رفتی؟
من هیچی نمیگم
شما دوتا هم برید به جهنم
من مرد متشخصیم
نذار بی ادب بشم
میدونستی که با تهدید من
داری حکم مرگت رو امضا میکنی، نه؟
شوهرت همین الانشم میخواد منو بکشه
من چیزی برای از دست دادن ندارم
اگه بهمون نگی کی بوده خودمون جسدش رو درمیاریم
تا ببینم اون عوضی رو میشناسم یا نه
بریم
!حالا
!لعنتی الان بالا میارم
به کندن ادامه بده
شما هردوتون چندشین این کار هم چندشه
شایدم بهتر باشه بهمون بگی کارِ کی بوده
کون لقت
برو از لامباردی بپرس که کی قصد جونت رو کرده بود
لامباردی مرده
اینا، اون رو هم کشتند
همیشه میدونستم اون موقع که ادای دخترای معصوم رو درمیاوردی، همش چرت بود
یه چیزی پیدا کردم رئیس
شبیه خیلیاس
به کندن ادامه بده
فکر نکنم چیزی توی جیباش باشه
ولی چک کردنش ضرری نداره
بو رو حس میکنی؟
بوی جسده فاسده
میدونستی که اگه فقط بهمون میگفتی
لازم نبود این کارا رو بکنیم
رئیس- جنده سرسختی هستی-
اینو بدون
لعنتی
این فرانک باربوزاست
از کجا میدونی؟
از روی ساعتش
یک رولکس 1060ئه با شمارههای الماسی
همیشه دستش میکرد
میدونی کی این ساعت رو بهش داد؟
تامی لوکیسی
اونا باهم مثل داداش بودن
فرانک معتمد ترین آدم کشش بود
که چی؟
پس تو لوکیسی رو قانع کردی تا اینکارو بکنه
چطور اینکارو کردی؟
اینکه بامپی بهمون اون بلیطا رو داد عالی نیست؟
اون میخواسته مایمی رو ببره به جزایر کیمن
ولی یهو براش یک جلسه پیش اومده
آره، عالیه
آرچی، مشکل چیه؟
چرا اون باید این بلیطا به ناکجا آباد رو بهمون بده؟
تاحالا بهش فکر کردی؟
تو چت شده؟ اون داره دست و دلبازی میکنه
آره، منم که ساده زود گول میخورم
!آرچی! خدای من
!آرچی! آرچی
تو با دستگیری هوزه بتل
کلی منو توی دردسر انداختی
من الان مجبور شدم وکیل بامپی جانسون رو بکشم
چون باید یکی رو قربانی میکردم
واسم خبر آوردی
یا اومدی غر بزنی؟
من فهمیدم که چگوارا و مالکوم ایکس
قصد دارند توی سازمان ملل صحبت کنن
اون کمونیست های عوضی میخوان تبلیغاتشون رو
در سطح جهانی گسترش بدن
هاروی میخواد چیکار کنه؟
اون خیکیه عوضی که همینطوری نقشههاش رو روی زمین پهن نمیکنه
تو بیشتر از یک سال با اون مامور مخفی بودی، مامور کانرد
باید بیشتر تحقیق کنی
گوش کن عوضی تو داری منو توی خطر قرار میدی
حالا هم که پای بامپی جانسون به قضیه باز شده
و اونم حسابی مشکوک شده
جانسون نمیتونه جلوی ما یا سیآیای رو از رسیدن به مالکوم بگیره
فقط برو بفهم که حرکت بعدی هاروی چیه، باشه؟
فقط همینقدر میتونم بگم که
اون مصممه تا قبل از افبیآی دستش به مالکوم برسه
قضیه داره واست بیخ پیدا میکنه؟
میخوای از این اطلاعات استفاده نکنیم؟
ببین، منم به اندازه ادگار هوور مالکوم ایکس رو میخوام
ولی از حالا به بعد بذار من با هاروی سر و کله بزنم
و دیگه دخالت نکن
مرتیکه عوضی
به خونه خوش اومدی هوزه- ممنون-
آزادیت رو تبریک میگم
همه چیز درست میشه بامپی
چطور انقدر زود آزاد شدی؟
یکی از شاهدها نظر قلبیش عوض شد- آره، بعد از اینکه قلبش وایساد-
درمورد چی داری صحبت میکنی؟
پلیسا هوزه رو دستگیر کردن چون آرچی گینز جاسوسشون بود
ما هم حسابشو رسیدیم
تو چیکار کردی؟
افبیآی برامون مدارک محکمی آورده بود
کدوم مدارک؟
آرچی گینز هفدهم و چهاردهم این ماه
به ساختمون پلیس رفته و اقرار کرده
...و خامه روی کیک اینکه
اون با زنش وقتی گرفتیمش
داشته به جزایر کیمن فرار میکرده
چرا باید اینکارو باهاش بکنن؟
نمیدونم
آرچی حتی آزارش به یک مورچه هم نمیرسید
اون مرد خیلی خوبی بود
وقتی 15 سالش بود باهم آشنا شدیم
و از اون موقع باهم بودیم
میدونم
درک نمیکنم
اونم درست زمانی که ما داشتیم میرفتیم
خب، با پلیس صحبت نکردی؟
اونا چیزی نگفتن؟
اونا که کاری نمیکنن
خودم میدونم
باید از بامپی بپرسی
چیو بپرسم؟- اینکه کی اینکارو کرده-
و عدالت رو بجا بیاره میدونم که میتونه اینکارو بکنه
خواهش میکنم
تو و بامپی تنها کسایی هستید که بهشون اعتماد دارم
این دیگه چه کوفتیه؟
کادوئه
از طرف فرانک باربوزاست
فرانک باربوزا؟ اون فلوریداست
اون مرده
به لطف استلا جیگانته
باید اعتراف کنم که جنده سرسختیه
خب این چه ربطی به من داره؟
الیمپیا اینجا چخبره؟
اون خبر داره تامی
اون همه چیز رو میدونه
تو نه تنها قصد جون دختر یکی از رئیس ها رو کردی
بلکه زنش رو هم کردی
فکر کردی به خواست خودم این اطلاعات رو بهش دادم؟
اون منو تهدید کرد تامی من چارهای نداشتم
جویی، از اینجا ببرش بیرون
اینجا جای زنا نیست
از اینجا ببرش جو
باشه، میتونی بری
نمیدونم چی بگم تامی
من اگه جات بودم دلم میخواست این خبرا جایی درز نکنه، مگه نه؟
چی میخوای جو؟
ازت میخوام که تو و بقیه رئیس ها
چین رو، بخاطر سوقصد به جونم، تحریم کنید
حتی اگه من بتونم بقیه رو راضی کنم
تا چین رو توی زندان تحریم کنن
چی باعث میشه که برای تامین امنیتش نره پیش پلیسا؟
آره، میدونم چی میگی
فقط کافیه تحریمش با این مضمون باشه که
اگه اتفاقی واسم بیوفته اون میمیره
فقط همین جو؟
و نصف سود فروش مواد رو هم میخوام
کون لقت کولومبو برو درتو بذار
جونت توی دستای منه تامی
اگه خبراش بپیچه صبح فردا رو نمیبینی
!پدرسگ
راستی یه چیز دیگه
یکی از دلایل سوقصد به جونم این بود که
فکر میکرد من به دخترش نظر داشتم ولی نداشتم
ولی دلیل دیگش اینه که اون فکر میکنه
مواد، منو در جایگاهی میذاره تا قلمرو اون رو تصاحب کنم
پس میخوام بهش نشون بدم که درست فکر میکرده من میخوام هارلم رو دست بگیرم
الیس مالکوم
باید فورا باهات صحبت کنم
موضوع مرگ و زندگیه
میشه اتاق رو خالی کنید؟
چی میخواستی بهمون بگی برادر عمر؟
من یادمه که شما بهم دستور دادی که
با پذیرش الایجا محمد به اسلام رو بیارم
که بی حکمت هم نبود
من خیلی دقت کردم
مطمئنم کارهایی که توی دفتر انجام دادیم رو
بخاطر دارید
و بررسی سوابق تمام اعضای جدید
...بعد از اینکه پلیسها
نفوذی هاشون رو فرستادند
من شنیدم که امت اسلام مالکوم رو تهدید به مرگ کردند
برای همینم یکم تحقیق کردم
ما از کارایی که امت اسلام میکنه خبر داریم عمر
از چیزی که فکرش رو میکنی بدتره
منظورت چطور تهدیدهاییه؟
من با خواهر مارنی صحبت کردم
و کاری کردم که فکر کنند من طرف اونام
و ایشون بهم گفت که مسجد شماره 25 در نیورک
برادر کلاید و خواهر ساندرا
...دارند نقشه میریزند تا
تو رو بکشند مالکوم
خواهر ساندرا؟
از مسجد شماره 7؟
چرا داری اینکارو میکنی؟
چرا جونت رو به خطر میندازی؟
میخواستم که اشتباهم رو با اعمالم جبران کنم، نه با حرف
و باعث افتخارمه که در خدمتتون باشم
خداحافظ مالکوم
خداحافظ الیس
برادر عمر، یک لحظه صبر کن
مطمئنی؟
بله، هستم
هر کمکی به اهداف شما باعث افتخار منه
من ازت میخوام که سرپرست بخش امنیته من باشی
ولی فقط اگه الیس تاییدش کنه
اون میتونه بمونه
باید بگم که از دیدنتون غافلگیر شدم آقای جانسون
که چی؟
دیگه همینطوری اجازه میدی شاهدات بمیرن؟
بدون محافظت؟- ببخشید؟-
تو بجای من، بتل رو دستگیر کردی
این منتهی به قتل آرچی گینز شد
من اصلا نمیدونم درباره چی یا کی داری صحبت میکنی
خبرچین نفوذیت !آرچی گینز
تو اون رو ولش کردی
من اصلا نمیدونم آرچی گینز کیه
و بعلاوه من درباره شاهدها با هیچکس صحبت نمیکنم
تو فکر میکنی این قضیه به گنگسترهای هارلم ربط داره؟
یا اون عملیات کوکائینت؟
آقای پایک در جلسه امنیت سازمان ملل متحد
منتظرتون هستن
الان میام، یک لحظه صبر کن
به درک
تو خیلی ابلهی
یک بازی خیلی بزرگتر اینجا درجریانه
که درباره سرنوشت این کشوره
ببخشید، از این بیشتر نمیتونم چیزی بگم
آقای جانسون؟
باشه
دلم برات تنگ میشه
برات کارت پستال میفرستم
کجا میری؟
پیش دیلیا، توی فیلادلفیا
یه چیزی برات دارم
بازش کن
بلیط فرست کلاس به پاریسه
برای ماه اولی که اونجایی بهترین هتلش رو برات رزرو کردم
لطف کردی
باور کنی یا نه دوست دارم خوشحال باشی استلا
واقعا میگم
چی تو رو خوشحال میکنه؟
...راستش
اینکه نری
...اینکه پیشت بودم
خیلی چیزا بهم یاد داد
خیلی از ایدههایی که درباره زنها داشتم عوض کرد
درباره رابطه بینمون درباره چیزایی که توی زندگیم کم دارم
جو
قصدم خواستگاری نیست
درباره کسب و کار صحبت میکنم
تو، از همه این احمقایی که باهاشون کار میکنم باهوشتری
تواناییت بیشتره
و این حرفم رو به منظور بد برداشت نکن
ولی وقتش که میشه خیلی بی رحمی
...ببین، ازت میخوام که بمونی
چون فکر میکنم میتونی کمکم کنی
و چون بهت اعتماد دارم
و ازت خوشم میاد
دیوونهای
دلم میخواد که یک مشاور خانوم کنارم باشه، متوجهی؟
و در ازای اون من پولدارت میکنم
فکر میکنی این کسب و کارت
برای یک زن جا داره؟
نه برای هر زنی
پس ببینیم چی میشه
هروقت بخوام میتونم برم، درسته؟
آره
بعدش به واشنگتن زنگ زدم
و بهشون گفتم که یک اسلحه اتوماتیکه کالیبر 50ئه
اونام گفتن محض رضای خدا اینکارو نکن
بامپی، بفرما
الان یه صحبتی با پایک کردم
عه؟
چی بهت گفت؟
که همه مسیرها به مالکوم ختم میشه
مراقب باش برادر
داری با دم شیر بازی میکنی
سیآیای و افبیآی
دارن سر اینکه کی جنازش رو نمایش بده دعوا میکنن
و برای سنجیدن اوضاع نیروی پلیس رو وارد ماجرا کردن
منظورت چیه؟
این عوضا گولت زدن هوزه
هیچ جاسوسی نبوده فقط افبیآی، داشته سیآیای رو اذیت میکرده
اونا تو رو دستگیر کردن
تا سرعت هاروی رو برای رسیدن به مالکوم کم کنن
جاسوس نبوده، خبرکش بوده
خبرکش؟ زر نزن کجا؟
خیلی توی ذهنم مرورش کردم
دیگه کی به اسناد بانکی دسترسی داشته؟
خبرکش کانرده
اون به افبیآی اطلاعات داده
مرتیکه دروغگو- چرت میگی-
اون آرچی گینز رو مرخص کرد تا رد خودش رو بپوشونه
کانرد عضو افبیآیه
!کون لقت
دهنتو باز میکنی یا با یه تیر تو زانوت
دهنت رو باز کنم؟
ببین، این آدمه منه
از اینجا به بعدش رو بسپر به من
تروی، گوش بده ببین چی میگم
گناهکار باشی یا نباشی هیچکس بهت تیر نمیزنه، فهمیدی؟
بهتره که نزنه
حالا اینجا رو ببین اگه جانسون راست بگه
و تحقیقات ما به تو برسه
بهتره که الان اعتراف کنی
با آدمای صادق خیلی بهتر تا میکنن
به حرف این پدرسگ گوش نکن
من هیچوقت بهت خیانت نمیکنم
کانرد، من یک ساله که تو رو میشناسم
من توی مراسم غسل تعمید بچه ت بودم باید باهام روراست باشی
من افبیآی نیستم
شاید حق با تو باشه شایدم نباشه
من کاری رو ناتموم نمیذارم
بیل وحشی بزرگ یک سال نتونست رد جاسوسش رو بزنه
بازی آدم بزرگاست
از این اتفاقا میوفته
آره، حق با توئه
خودمم باید زودتر رد جاسوسم رو میزدم
چی؟
تو تنها کسی بودی که من
درباره صحبت کردن مالکوم و چگوارا در سازمان ملل باهاش صحبت کردم
پایک از کجا اینو میدونست؟
از خبرچینش
و خبرچینش هم از تو فهمیده بود
میدونی دوستت داره چیکار میکنه؟
شراکت با چگوارا
مردی که میخواد همه جای دنیا
انقلاب کمونیستی راه بندازه
بامپی، باید درک کنی که
رفاقت با این مالکوم کسب و کارت رو نابود میکنه
تازه اگه زندگیت رو نابود نکنه
یادت باشه بیل اگه دستی به من بخوره
عملیات میمون پوزه دراز لو میره
متاسفم برادر
من دیگه بهت اعتماد ندارم
این شراکت دیگه تموم شده
اون چیه؟
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com::.
ترجمه از محمدعلی امیرزاده
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.