All language subtitles for Superman.and.Lois.S03E05.HDTV.Filmkio

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آنچه در «سوپرمن و لوئیس» گذشت

من سرطان التهابی سینه گرید سه دارم

کجا می‌ری؟ - دفتر -

من تا موقع شیمی‌درمانی همین‌جوری دست‌روی‌دست نمی‌ذارم، کلارک

به‌جز هنری میلر یه زندانی دیگه‌هم هست

که قاضی رگان آزادی مشفقانه بهش داده

جیمز دیستفانو

نرفتی شیمی‌درمانی، لوییس

تازه سرنخ جدید توی پرونده منهایم پیدا کرده‌بودیم

برونو منهایم مهم‌ترین پرونده‌ی منه

این داستان مهم‌تر از سلامتیت نیست

مامان؟

برونو منهایم دویست میلیون دلار

روی مرکز درمانی هابز بی سرمایه‌گذاری کرده

اگه به‌عنوان مریض شیمی‌درمانی برم

میفتم وسط هابز بی

رسیدیم خونه، کاغذبازیش رو انجام می‌دم

تا شب می‌ره توی سیستم‌شون

ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.

فکر کنم همه‌چی رو برداشتم

بعد از وقت معالجه‌م من و پدرتون میایم مهمونی پیش‌تون

مامان، مجبور نیستی بیای

بابابزرگ گفت به‌جات میاد

همراه زیاد هست

ولی رقص روز ولنتاینه

می‌خوام اونجا باشم - حالا که یه جلسه شیمی‌درمانی داری -

شاید بهتر باشه بعدش یه استراحتی بکنی

آره ولی دفعه‌پیش خیلی کوفته بودی

یه‌کم خسته بودم، اون هم روز بعدش

تازه، این تنها فرصتیه که می‌تونم شما

رو توی لباس دیگه‌ای جز هودی و کتونی ببینم

حالا اگه واقعا می‌خواید خوشحالم کنید

یه کت‌وشلوار تن‌تون کنید

و موهاتون رو شونه کنید - باشه -

دوست دارم ولی کندیس نمی‌ذاره وارد دستشویی بشم

جوردن، درباره‌ش حرف زدیم

اون مهمون ماست - نه، جدی می‌گم -

سه هفته‌ست دارم دوش سرد می‌گیرم

تازه منتظر موندن برای دستشویی رفتن، بماند

دنبال یه خونه‌ست که اجاره کنه

فقط یه‌کم بیشتر از حد انتظار داره طول می‌کشه

اصلا فکر کنم دشمن دیرینه‌ی من باشه

خوبه، هنوز اینجایید

گفتم شاید موقع شیمی‌درمانی‌تون

یه‌کم خوراکی بخواید

چه‌قدر تو مهربونی

باز هم ممنون که من رو بردید خرید

بی‌صبرانه منتظر نشون دادن لباسم توی مهمونی‌ام

قراره خیلی خوشگل بشی

خیلی‌خب، برام آرزوی موفقیت کنید

دومین جلسه

موفق می‌شید، خانم لین

ممنون

هی

با نت می‌خوای یه دور دیگه باهاشون بزنی؟

خیلی ممنون که گذاشتی از زمینت استفاده کنیم

خواهش می‌کنم

ولی کلارک، می‌خوام روراست باشم

من با معالجه لوییس توی بیمارستان برونو منهایم

موافق نیستم

یعنی تنها کسی که فکر می‌کنه

اون باید به‌جای کارآگاه‌بازی

روی درمانش تمرکز کنه، منم؟

درمان لوییسه

تصمیم این‌که کجا قراره درمان بشه، با خودشه

برونو منهایم نمونه‌ خونت رو دزدید

و بعد سعی کرد خواهر جان هنری رو بترکونه

طرف بهش نمیاد آدم خوبی باشه

می‌دونم

حداقل نذار امشب بیاد مهمونی بچه‌ها

باید خونه باشه و استراحت کنه

تصمیم گرفته بره

پس باید بهش اعتماد داشته‌باشیم که محدودیت‌های خودش رو می‌دونه

هنوز از دستم به‌خاطر رفتن به بیمارستان هابز بی ناراحتی؟

من اینجام تا هرطور ممکنه

کمکت کنم، عزیزم

آماده‌ای؟

توی مهمونی می‌بینمت

«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n

خانم لین؟

نوبت شماست

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

کانال زیرنویس‌های فیلمکیو: @SubKio

اینجا خیلی هم بد نیست

بد نیست

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

خیلی خوشحالم که داریم این کار رو می‌کنیم

دوتایی غذا خوردن خیلی خوبه

چی گفتی؟

...گفتم - ببخشید -

برای مهمونی امشب، هیجان‌زده هستی؟

نه. آخه توی مدرسه که نیست

اصلا راسته وفادار گاومیش دیگه چیه؟

این که امشب تالار مهمونی‌شون

رو به‌مون قرض دادن، از لطف‌شونه

من باید برم

کریسی یه بیانیه

بابت تاخیر ساخت‌وساز تالار شهر می‌خواد

اوف

سلام، جونیور

حال خودت و مادرت چطوره؟

تظاهر نکن برات مهمه

معلومه که مهمه - واقعا؟ -

چون حالا که بابام مرده

ظوری رفتار می‌کنی انگار اصلا شهردار نبوده

من یه بیانیه صادر کردم

یه بیانیه‌ی مسخره

به هیچ‌کدوم از کارهایی که واسه مردم اینجا

کرده‌بود، اشاره نکردی

بیخیال جونیور

اینجا همه‌ با هم دوستیم

من و تو، ده‌ساله با هم دوست نیستیم

می‌دونم واسه شکست بابام، تقلب کردی

دروغه

باشه

نفر دومی که برسه خونه، باید ناهار بخره

شانس آوردی من گیاهخوارم

وگرنه یه استیک گرون سفارش می‌دادم

اونی که با جوردنه رو می‌شناسی؟

هی، نت، حدس بزن کی رو داشت دنبالت می‌گشت

متئو؟

از این بابت مطمئنی؟

اگه به فایل‌های دکتر هوک دسترسی پیدا کنم

شاید برنامه‌های برونو منهایم رو بفهمیم

باشه ولی پرستاره گفت داروهای ضد تهوع

شاید شلت کنه پس شاید بهتر باشه، تخقیقات

رو بسپری به من

یا شاید هم چون من کی از مریض‌هام

بتونم بدون شناسایی شدن با آزادی اطراف رو بگردم

پس تو همین‌جا بمون

چی کار کنم؟

من رو پوشش بده

یعنی نمی‌دونی

باشه

بیشتر نیاز دارم

کاری که می‌گم رو بکنی هرچه‌قدر بخوای گیرت میاد

این تنها چیزیه که من رو زنده نگه‌می‌داره

کارایی‌هاش بیشتر از این‌هاست

لوییس لین مستقر شد

می‌دونی باید چی‌کار بکنی، آقای دیستفانو؟

می‌دونم

این دلقک رو کجا پیدا کرده؟

توی متروپلیس

کجای متروپلیس؟

تو یه مهمونی

این متئو از کجا فهمیده

خونه‌ش توی اسمال‌ویله؟

راستش آنلاین، سارا رو پیدا کرده

و شماره‌ی نت رو ازش گرفته

ولی سارا گفت بهتره

شخصا بیاد اسمال‌ویل و ازش بپرسه

ببین، کاری کرده

بیخیال همه‌ی پروتکل‌های امنیتی بشی

و مستقیم بیاریش تو مزرعه

به‌نظر آدم خوبی میاد

آدم خوب؟

باشه

راستش رو بگم

اون بابا یه‌کم داره می‌ترسونتم

حتما براش سواله چرا اینجایی

چرا اصلا براش مهمه؟

اون، از فامیل‌های ناتنیمه

قضیه پیچیده‌ست

آها باشه فهمیدم

پس در اون صورت

سعی می‌کنم درست رفتار کنم

این خیلی دیوونه‌کننده‌ست

باورم نمی‌شه واقعا اومدی اینجا

من هم همین‌طور

خیلی استرس این‌طوری غافل‌گیر کردنت رو داشتم

...ولی سارا اصرار داشت

این دفعه، قطعا شماره‌م رو بهت می‌دم

سینمای داخل شهر

داره فیلم انیشتین خنگ رو می‌ده البته اگه بخوای بریم

یا اصلا ولش کن

آخه، امشب

یه مهمونی ولنتاین توی مدرسه‌م هست

...می‌خواستم بهت بگم بیای

ولی همراه داری

نه، خیلی مجلس رسمیه

لباست خوب نیست

باشه پس کت‌وشلوار می‌خرم

مطمئنم توی شهر مغازه‌ای چیزی هست که بتونه ردیفم کنه

برای یه مهمونی دبیرستانی می‌خوای این‌همه توی زحمت بیفتی؟

فقط یه مهمونی دبیرستانی نیست

یه مهمونی دبیرستانی با توئه

ارزشـش رو داره

خیلی‌خب

لطفا بشین

دارم مضطربم می‌کنی

ببخشید، من برای شیمی‌درمانی نیومدم

اومدم همراه همسرم باشم

لوییس لین، درسته؟

لوییس لین توی هابز بی؟ - سرطانش چیه چیه؟ -

سرطان التهابی سینه گرید سه

این اولین دوره‌ی شیمی‌درمانیشه؟

دومی. اولیش توی نیو کارتج بود

همه‌چی خوب بود. حالش عالیه

خودت چطوری؟

والا

من فقط می‌خوام لوییس بهتر بشه

مثل این‌که یکی دیگه از این‌ها داریم

درست مثل بقیه‌ی همسرها

بشین

ببخشی. می‌تونم کمک‌تون کنم؟

آره، می‌خوام برم نتیجه آزمایشم رو بگیرم

حتما. اولین اتاق سمت راست‌تون

عالیه

لعنت بهش

آقای کوشینگ

کمک می‌خوای؟

خیلی وقته اینجا گیر کردم نمی‌دونم والا

کلی ماشین رد شده تو اولین نفری هستی

که وایساد

نه‌بابا، چه حرفیه

می‌خواستم مطمئن بشم، همه‌چی مرتبه

همینی که گفتی

کار من دقیقا همینه

می‌دونی، ما توی ایستگاه

یه‌کم دست‌تنهاییم

یه‌کم کمک بد نمی‌شه

واقعا؟ - آره -

اگر می‌خوای یاد بگیری الان توی بهترین سنی

اگه بهش علاقه داری

آره، عالی می‌شه

ولی بین هفته توی "بریت و دان" کار می‌کنم

آخر هفته‌ها خالی هستی؟

بله قربان

چطوره شنبه‌ی بعدی یه‌سر بزنی؟

اون‌موقع شروع می‌کنیم

باشه

خوبه

جان، باید بریم تا بتونم به‌موقع آماده بشم

برو

شنبه می‌بینمت

حتما

جونیور خیلی عصبی بود

انگار آدم‌بده من بودم

نه باباش

متاسفانه فقط جونیور

این احساس رو نداره

درمورد اتفاقی که برای دین افتاد خیلی سوال هست

مردم دنبال یکی هستن که تقصیرها رو بندازن گردنش

ولی خب چرا گردن من؟

اصلا به من ربطی نداشته

ولی شما رقیب سیاسی بودید

با این‌حال مردم می‌شینـن با خودشون دو دو تا چهار تا می‌کنـن

کاش مردم می‌تونستن ببینـن جورج دین چقدر بدجنس بود

ولی خب به‌صورت عینی برای این شهر کارهای زیادی کرده‌بود

باور کن، ضررهایی که زده از سودهاش بیشتره

کلی مدرک و شواهد

از دزدی دین از شهر دارم

لانا، تا مردم حقیقت رو ندونـن

مدام تو رو سرزنش می‌کنـن

اگه بخوای، من می‌تونم درستش کنم

ما دوتا قبلا این حال رو داشتیم

من از پنج‌سال پیش سرطان دارم

همه درمان‌ها رو هم انجام دادم

پرتودرمانی، جراحی

داشتم خوب می‌شدم که دوباره آخرهای پارسال

برگشت

متاسفم

من، هر دو طرف اینجا نشستم

اول مثل تو همراه دخترم، دایانا بودم

سرطان سینه داشت

سه‌سال پیش همین‌ماه از دستش دادم

اگه بود، الان ۳۷سالش بود

واو، چه جوون بوده

دکترهاش هم همین رو می‌گقتن

مدام بهش می‌گفتم نگران نباش

حتی با این‌که پیش خودش

می‌دونست یه‌جای کار اشتباهه

حالش خوبه؟

به‌خاطر اثر شیمی‌درمانیه

بابت دخترتون خیلی متاسفم

من هم همین‌طور

هنری میلر کجاست؟

واقعا آفرین

برای درمان اومدی بیمارستان من

که بتونی همزمان روم تحقیق هم بکنی

دکتر هوک کجاست؟

مریض‌ها رو معاینه می‌کنه

هر دومون می‌دونیم چرنده

اگه بخوای، می‌تونم بدم یه پرستار

سراغش رو بگیره

ولی این‌همه قایم‌موشک‌بازی لازم نیست

اگه می‌خوای چیزی بدونی، بپرس

می‌دونم که نموه‌ی خون سوپرمن دستـته

و دادیش به دکتر هوک تا بتونه به‌نوعی

به افراد ابرقدرت بده

باز شروع شد

افرادی که مثل هنری میلر درحال مرگ بودن

می‌دونی، دوستـت، سوپرمن

هم همین اتهام رو بهم زد

اینجا مرکز درمانی سرطانه

تنها کاری که می‌خوام اینجا بکنم نجات جون مردمه

این‌قدر درباره‌ت مقاله نوشتم که بدونم

هیچ اتفاقی توی متروپلیس جنوبی بدون این‌که سودی

برای تو داشته‌باشه، نمیفته

سوژه برای مقاله می‌خوای؟

این آزمایشگاه تحقیقاتی پیشرفته‌ی منه

باهام بیا

نمی‌دونم چرا مادرت می‌خواست

بیاد اینجا - شما وقتی جوون بودی -

مهمونی‌های دبیرستانی دوست نداشتی؟

نه، من توی دوره‌آموزی ارتش بودم

وقت برای رقصیدن و قرار گذاشتن، نداشتم

فکر کنم هنوز هم براتون دیر نشده

این دقیقا همون چیزیه که انتظارش رو داشتم

خدای من، موفق شدی

آره، نمی‌دونم چطوری ولی ردم رو زده

اومده اینجا و یه کت‌وشلوار خرید

بهترین رفیق‌پایه

یالا. کلی حرف برای زدن، داریم

مثل این‌که زنت نمی‌تونه آروم بشینه، ها؟

به‌زودی اوضاع عوض می‌شه

اما بعدا این غریزه‌ت به کار میاد

نترسونش

نه، اشکال نداره

منظورتون چیه؟

هرکسی یه اسمی براش داره

و به‌نحو متفاوتی تجربه‌ش می‌کنه

ولی اون کشش، اسمیه که من براش گذاشتم

برای هرکی که روی اون صندلی می‌شینه اتفاق میفته

کشش؟

این بیماری

همه‌ی وجودت رو به‌چالش می‌کشه

روانی، فیزیکی

و بعضی‌اوقات یه حسی بهت دست می‌ده

یه کشش

که می‌گه اگر بیخیال بشی خیلی آسون‌تر می‌شه

به این معنی نیست که عزیزانت رو دوست نداشته‌باشی

یا این‌که بخوای ترک‌شون کنی

ولی

ولی اون حس که بهت می‌گه تسلیم بیماری شو

خیلی قویه

پس این انرژی‌ای که همسرت

داره

باید از تمام اون انرژی برای زنده‌موندن، استفاده کنه

راست می‌گه

همه‌چی مرتبه، خانم‌ها؟

خوبه - ممنون -

همسرتون کجاست؟

سلام، اسمال‌ویل های

می‌خواستم به‌تون یه‌سری خبر خوب بدم

تمیزسازی قارچ تقریبا تموم شده

که این یعنی مدرسه‌ و زندگی‌هاتون

می‌تونه به روال‌عادی برگرده

بابت درک و شکیبایی‌تون ممنونم

و لطفا نذارید امشب به‌تون بد بگذره

شما دو تا برقصید من برمی‌گردم

نمی‌خوام رفیق‌پایه‌ت رو ناامید کنم

جان - هی -

یه‌چیزی شده - چی؟ -

خاله پگیم پشت خط بود

زنگ زد و گفت می‌تونم برم پیشـش زندگی کنم

توی توپکا

توپکا؟

چهارساعت راهه

می‌تونیم آخرهفته‌ها هم رو ببینیم

آره

خداروشکر الان ماشین هم دارم

یالا

خیلی خوشحالم که اومدم

من هم

خیلی خوشگل شدی

یه‌بار گفتی

می‌خوام مطمئن بشم که شنیدی

نت... ببخشید

نت

این بود، آدم خوبیه؟

من اینجا رو تاسیس کردم تا جمعه‌م کمک کنم

جامعه؟ - هابز بی -

ولی بعضی‌ها هنوز هم بهش می‌گن متروپلیس جنوبی

وقتی ۱۴ساله بودم، مادرم مریض شد

دلیلش رو نتونستم بفهمیم

معلوم شد کل محله‌مون

کنار یه انبار زباله‌های شیمیایی بوده

کسی اصلا از وجودش خبر نداشت

سعی کردم از شرکت مسئولش کمک بگیرم

ولی آخه کی به یه زن نظافتچی توی محله زاغه های انتحاری

اهمیت می‌ده؟

بعد از این‌که مرد

فهمیدم کسی هیچ‌وقت قرار نیست برای نجات‌مون بیاد

پس همون‌جا تصمیم گرفتم

خودم این‌کار رو بکنم

هرچی که اینجا می‌بینی

از همون باور من نشأت می‌گیره

من تمام سعی خودم رو می‌کنم تا جونت رو نجات بدم

ولی اگه سعی کنی مانع راه من برای نجات جون عزیزهام

اینجا توی هابز بی بشی

اجازه این کار رو بهت نمی‌دم

باید برگردی مرکز درمان

می‌دم افرادم تمام فایل‌های تحقیقاتی

دکتر هوک رو بفرستن

لوییس، آروم باش - می‌خوام واو به واو -

فایل‌های دکتر هوک رو بخونم

درمان توی هابز بی دقیقا همون چیزی بود که می‌خواستیم

بیا. رقص‌شون شروع شده

...چی

هنوز همه یادشونه

آقای کوشینگ؟ - بله -

گفتم اگه می‌شه به‌جای آخرهفته

بین‌هفته توی ایستگاه داوطلب بشم

مگه بین‌هفته توی بریت و دان کار نداشتی؟

دارم ولی

...ولی تو

می‌خوای آخرهفته‌هات آزاد باشه - آره -

شاید این کار به دردت نمی‌خوره

نه، قضیه این نیست

فقط باید یه تعهد دیگه می‌دادم

خب، گمونم باید ببینی

کدومش برات مهم‌تره

لب تر کنی، می‌رم اون تو

و اون بچه رو مثل سگ می‌ترسونم

نه، کار اشتباهی نکرد

مشکل منم

می‌خوای درباره‌ش حرف بزنی؟

تو درک نمی‌کنی

...شاید نه ولی

می‌تونم حداقل تلاش کنم

...تاحالا

کسی رو نبوسیدم

و تاحالا با کسی قرار نذاشتم

و حالا یکی اون تو هست که من ازم خوشـش میاد

...و من هم خیلی ازش خوشم میاد

من توی این قضایا خیلی از بقیه عقبم

آخرین‌باری که من چیزی شبیه رابطه داشتم

شبی بود که زنم ولم کرد

۳۰سال می‌گذره

به سن من که می‌رسی

انگار از همه توی همه‌چی عقبی

مخصوصا موضوعات عاشقانه

نمی‌تونم برگردم داخل

فکر می‌کنه قاطی دارم

طوری که اون بچه کل شب داشت بهت نگاه می‌کرد

فکر نکنم اصلا بتونی کاری کنی همچین فکری بکنه

چرا این‌قدر می‌ترسم؟

چون عشق، ترسناکه

و تو سرسخت‌ترین بچه‌ای هستی که می‌شناسم

از پسش برمیای

ممنون بابابزرگ

هی

دیدم بعد از سخنرانی مامانم، رفتی

می‌خواستم ببینم حالت خوبه یا نه؟

جونیور؟

دلم براش تنگ شده، سارا

دلم برای بابام تنگ شده - جونیور، بیا اینجا -

خیلی وقته دلم براش تنگ شده

می‌خوای شب آخری که توی اسمال‌ویلم بهم بی‌محلی کنی؟

هی، می‌دونم رابطه‌های فاصله‌دور

معمولا موفق نیستن ولی

با همه اتفاقاتی که ما پشت‌سر گذاشتیم

مطمئن موفق می‌شیم

اون چیزی که داشتم بهت می‌گفتم

درباره ایستگاه آتش‌نشانی

آقای کوشینگ گفت فقط آخرهفته‌ها

می‌تونه باهام کار کنه

پس یعنی تنها راهی که می‌تونم تو رو ببینم

اینه که پیشنهادش رو رد کنی

...که می‌خواستم همین کار هم - نمی‌تونی این کار رو بکنی -

نه، مجبورم - نه، نیستی -

ولی می‌خوام تو رو ببینم

آره، من هم می‌خوام ببینمت ولی بعد از زحماتی که تو

و خونواده‌ت برام کشیدید

خیلی برای کمک بهم فداکاری کردید

پیشنهادش رو رد نکن

پس کی می‌تونیم هم رو ببینیم؟

یه‌کاریش می‌کنیم

دوستـت دارم، کندیس

من هم دوستـت دارم

می‌دونی، ما تو دوره‌های مختلفی

رفتیم دبیرستان

ولی مهمونی‌های شما هم این‌قدر خسته‌کننده بود؟

آره، تقریبا

سلام بچه‌ها

سلام - سارا رو ندیدید؟ -

نه - نه -

نه، شرمنده

خیلی‌خب، برم پیداش کنم

شاید بهتر باشه من برم

نه

هنوز نه

...می‌بینی، به‌نظرم

کوش واسه یه کاری به کمکت نیاز داره

از لقب خودت استفاده کردی؟

فکر کنم، آره

ایول

چی‌کار می‌کنی، کریسی؟

چرا لباس نپوشیدی؟

عزیزم، پسرها گفتن

عکس می‌گیرن

چطوره امشب همین‌جا باشیم؟

چرا الان داری بهم می‌گی؟

دارم سعی می‌کنم حمایتـت کنم و دارم به فرمون تو پیش می‌رم

ولی بعضی‌اوقات انگار به‌جز خودت

کسی حق نظر دادن درباره درمانت نداره

چون اونی که بیماره، منم - می‌دونم -

می‌فهمـم ولی هر چی که خوندم

و با هر کسی که صحبت کردم گفته این بیماری

قراره بزرگ‌ترین مبارزه زندگیت باشه

و باید استراحت کنی

استراحت می‌کنم ولی امشب نه

من یکی حتما می‌رم به اون مهمونی

برام خیلی مهمه

و اگه می‌خوای باهام بیای، عالیه

ولی باید لباس بپوشی

سریعا ببینید اون نفوذی از کجا اومده

بله خانم

چی می‌خوای؟

دسترسی به بزرگ‌ترین رازهاتون

می‌دونم می‌خوای بری اونجا

ولی هنوز هم به‌نظرم باید درباره‌ش حرف بزنیم

باشه، گوش می‌دم

بازش کن، ژنرال

یه‌دقیقه منتظر باش

بخوای نخوای چیزی که می‌خوام رو بهم می‌دی

برو

دیر کردی، سوپرمن

لازم نیست بری

مگه‌این‌که خودت بخوای - چی؟ -

...نه. من آخه چون تو

نه، من می‌خوام بمونی

اوه

خوبه

می‌شه از جایی که بودیم شروع کنیم؟

قبل از این‌که مثل احمق‌ها فرار کنم

هرچی تو بخوای

بابت چیزی که توی غذاخوری گفتم، متاسفم

دلیل این‌که با هم دوست نبودیم

من بودم

شاید بتونیم دوباره شروع کنیم

البته اگه بخوای

به سلامتی پدرت

چه تلخه - آره -

آره، بابام مشروب ارزون می‌خرید

برو داخل، جونیور

...مامان - باور نمی‌شه -

اون هم بعد از صحبت‌هامون؟

می‌ری همچین حرکتی می‌زنی؟

مامان، من حرکتی نزدم

کل شب داشتی این بیرون مشروب می‌خوردی

می‌شه توضیح بدم؟

فقط اومدم به جونیور سر بزنم

...می‌دونم خیلی عصبی بود ولی

به‌خاطر از دست‌دادن پدرش بود

و می‌دونم شهردار دین

درباره تو و من و خونواده‌مون چی گفته

ولی هیچ‌کدومش مهم نیست

اون پدر خوبی بود

و حالا تنها چیزی که برای جونیور مونده، خاطراته

فقط می‌خواستم یه دوست خوب باشم

می‌فهمـم

واقعا؟ - آره -

فقط دفعه‌ی بعد، مشروب رو بیخیال شو

بیا. الان مهمونی تموم می‌شه

لوییس

اینجام

خوبی؟

راستش، نه

خیلی دوست دارم برم ولی نمی‌تونم

عزیزم، حق با تو بود

چون سرطان دارم دلیل نمی‌شه اشتباه نکنم

من تنها کسی نیستم که توی ان قضیه حق اظهار نظر داره

می‌خوام به‌نظر دادن‌هات ادامه بدی

مخصوصا وقتی من موافق نیستم

قول می‌دی؟

قول می‌دم

خب چطور بود؟

بد نبود، چیز خاصی نبود

لطفا بگید که عکس گرفتید

ببخشید، خانم لین، به‌کل یادمون رفت

اون تنها فرصت من برای دیدن بقیه

با لباس خوب و رقصیدن بود

شاید هم نه

اگه پایه‌ای

نگاهش کن

بهتره باهام برقصی

البته

اگه ازم می‌خوای برقصم جواب یه نه‌ی قاطعه

داشتم درباره‌ی حرفی که زدید فکر می‌کردم

و توی ماشین گوشیت رو دزدیدم

«سینیور سوایپ؟ «برنامه دوستی با جنس‌مخالف اصلا

استفاده‌ش خیلی آسونه

تنها کاری که باید بکنی اینه که دستـت رو بذاری روی صفحه

و اگه کسی چشمت رو گرفت

یه پیام بهش بده

شاید بتونی پارتنر رقص بعدیت رو پیدا کنی

می‌شه بیام؟

بفرمایید

سلام خوشگله

موهات رو شستی؟ - مامان -

خیلی‌خب، بس می‌کنم

دوستـت دارم، مامان

دوستـت دارم

دوستـت دارم

عالی بود

تو عالی هستی

خودت هم کم خوب نیستی، می‌دونستی؟

آره، اصلا نمی‌دونی

فکر کنم لوییسه

یا زن سابقت

چی می‌خواد؟

نمی‌دونم، می‌گه می‌خواد من رو ببینه

هی

چی شده؟

نمی‌خوام اون اطلاعات از دین رو عمومی کنم

ببخشید. چی نظرت رو عوض کرد؟

فکر نمی‌کنی مردم حق‌شونه

حقیقت رو بدونـن؟

به‌نظرم، توی این موقعیت به‌خصوص

حقیقت آسیبش از التیامش بیشتر باشه

بهتره یه راز نگه‌داریمش

...ولی بعد از همه‌ی اتفاقاتی که افتاده

این شهر به یه نفس راحت نیاز داره، کریسی

و من هم می‌خوام همین رو بهش بدم

پس تصمیم گرفتم اسم شهردار دین

رو روی تالار شهر جدید گذاشتم

که‌این‌طور

تالار شهر یادبود جورج دین

آره

بدک نیست

همه‌چی رو گذاشتی؟ - آره -

هر چیزی که خواستی، جام رو که بلدی

ممنون، خانم لین

خیلی شیرینی

از طرف من مراقب برادرت باش

باشه

به‌سلامت

باید حرف بزنیم

مثل این‌که این بابا، ددلاین

مکان چند تا از بهترین تسهیلات‌مون رو گیرآورده

چه‌نوع تسهیلاتی؟

تسهیلاتی که توشون چیز های حیاتی‌ای هست

پس داشتید با ددلاین می‌جنگیدی

بقیه‌ی اینترگنگ همه‌چی رو به‌غارت کشیدن

چی برداشتن؟

این اولویت جدیدمونه

شبیه خودشه

فقط انگار مرده

فعلا

«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.