Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
my asian tv ترجمه چنل تلگرامی پن، نیلوفر ،MS :مترجمین
کانال تلگرام ما را دنبال کنید @kdrama_k_world
هر گونه استفاده از این زیرنویس بدون ذکر منبع ممنوع و غیر قانونی است my asian tv ترجمه اختصاصی چنل
[ آخرین شاهدخت ]
[ قسمت ۵ ]
ارباب جوان
ارباب جوان
قربان شما دوتا
این آقا رو میشناسین؟
خوبه
حسابی مست کردن
بدون اینکه پولی پرداخت کنن
- ممنون - برو
ارباب جوان
ارباب جوان
ارباب جوان
ارباب جوان، بریم
اون اینجا نیست
بریم
پدربزرگ
من اینجا چیکار میکنم؟
نگاه کن
این روزا،
خویشاوند خاندان امپراطوری
حتی نمیتونه از زنش محافظت کنه.
[ دختر مرموز مجبور شد برای تولد فرمانده ارتش دوباره با او ملاقات کند ]
دختر مرموز مجبور شد برای تولد فرمانده ارتشی دوباره...
روزنامه امروز
دختر مرموز مجبور شد دوباره فرمانده ارتشی رو ملاقات کنه
برای تولدش.
یه روزنامه بدین به من
بفرمایید
[ دختر مرموز مجبور شد برای تولد فرمانده ارتش دوباره با او ملاقات کند ]
بانوی جوان
آروم باشین
اینا همش مزخرفه
شما اینجوری نیستین
جسارت نباشه
من فقط یه خدمتکارم
چیز زیادی نمیدونم
ولی چشمای خوبی دارم
برای شناخت مردم
شما آدم خوبی هستین
بخاطر همینه که بانوی جوانین
برای دو آدم خوب غیر ممکنه که
باهم زندگی بدی داشته باشن
وگرنه
خدا خیلی بی انصافه
فکر نمیکنم
نیاز باشه نگران ارباب جوان باشین
اون جوون
و جسوره
و براش عادیه که
که نتونه چنین شایعاتی رو تحمل کنه
وقتی بهش فکر کنه خودش برمیگرده
و میاد پیشتون
بریم خونه ، آقای تونگ
حتما تا حالا برگشته
[دختر مرموز مجبور شد برای تولد فرمانده ارتش دوباره با او ملاقات کند]
مارشال جوان، چه کاری
میخوای کنی؟
بانوی جوان کل شب گریه کردن
اگه روزنامه جدید رو بخونه
بازم ممکنه دردسر درست بشه
لازمه به همه بگم
دور
از چشم نگه دارن روزنامه امروز رو؟
اینروزا بالاخره فهمیدم
اینکه یه نفر قلب سنگی داشته باشه یعنی چی
حتی اگه نگران بانوی جوان نباشی
این درسته که با خانوم جین اینطوری رفتار کنی؟
اگه اون خونت بیاد چی؟
تو اونو دست کم گرفتی
یبار پیشم اومد
و هیچ وقت دو بار پیشم نمیاد
علاوه بر این، اون الان حتما دانشگاهه
پس چرا باز خبرها رو گزارش کردی؟
عجیب نیست که اینقدر احمقی
که حتی نمیتونی یه زن پیدا کنی
صبح بخیر
چرا اینطوری نگاهم میکنین؟
ژنگ نان
یادته که
پارسال این عینک آفتابی رو بهم دادی؟
واقعا؟
دیشب نتونستم خوب بخوابم
امروز میخوام برم دکتر برو ببینم
برای معاینه
شما راحت باشین. خداحافظ
خب
فکر کنم
اینبار واقعا تحریک شده
شکوفایی یا نابودی یک کشور
تصادفی نیست
رنج های امروزمون
فقط نتیجه بده
کارهای بد گذشته است
-یورونگ یورونگ- برای اینکه در آینده بتونیم میوه های خوبی درو کنیم
باید سخت کار کنیم تا دلایل جدیدی رو الان بکاریم
چرا تنها اومدی؟
بوری گوده کجاست؟
اون با من نیومده
چیکار کنیم؟ تقریبا نوبت اونه
چرا هنوز نیومده؟
کجاست پس؟ - همش بخاطر اینه که دیروز زیاد تلاش نکردیم-
ما باید قاطعانه باور داشته باشیم
که تلاش های امروزمون
در آینده نتایج خوبی رو برامون به بار میاره
یادمه که قبلا یبار
این جمله رو توی یک کتاب خوندم
و عمیقا ازش الهام گرفتم
همه ی شایستگی ها و تلاش ها تو دنیا
بیهوده نخواهد بود
و پاداش خواهند گرفت
همگی، بیاید سخت کار کنیم
تلاش هامون هدر نمیرن
باید باور داشته باشیم
که هر دونه ای که میکاریم
قبلا ریشه و جوانه زدن
و درنهایت شکوفه میده
تو زمان و جهتی که
نمیتونیم ببینیم یا به اون فکر کنیم
ممنون.
با تشکر از لئو چینگ برای سخنرانیشون
نفرات بعدی، فانگ تونگ هوی،
کونگ شیائو پینگ
و بوری گوده هستن لطفا آماده باشین
چیکار کنیم؟
عجله کن
[دانشگاه پی یانگ]
چخبره؟ واستا
وایسا! ماشین ها نمیتونن واد اینجا بشن
برگرد
ممنون
با تشکر از کونگ شیائو پینگ برای
سخنرانیشون نفر بعدی آقای بوری گوده
من اومدم
ببخشید که دیر اومدم
از همه تون ممنونم
که اینجا جمع شدین و به سخنرانی ما گوش میکنین
تو جین یورونگ رو میشناسی؟
نه
افراد ظالم همیشه آدما های احساساتی رو آزار میدن
بانوی جوان
با عینک آفتابی میره تو رو از اون پس بگیره
اون خیلی تو رو دوست داره
اما تو
فقط به خانم جین
اهمیت میدی
اصلا قدر تو رو نمیدونه
و کاملا نادیدت میگیره
تو عصبی نیستی از اینکه خانوم جین تورو نادیده میگیره
بانوی جوان هم عصبی نیست از اینکه
اونو نادیده میگیری
این به اون در
عشق واقعا پیچیده است
مارشال جوان... به نظر میاد، یه چنگ
ماشین رو نگاه دار
اما...
فقط بپیچیم بعدش میرسیم به اداره آموزش و پرورش
برو به دانشگاه پی یانگ
باشه
الان قدرت چین
به دست فرماندهان ارتشه و اونا به میل خودشون دست به تهاجم نظامی میزنن
در مقایسه با سلسله قبلی وضعیت معیشت مردم
حتی بدتر شده
تیانجین و پکن
سرزمین های پرباری هستن
ولی هنوزم افراد قحطی زده داره
اجساد مردم گرسنه تو همه جای جیلی و شاندونگ پراکندست
لازم نیست دیگه از وضعیت مناطق دور افتاده تر بگم
این نشون میده که
چین نمیتونه بدون اتحاد قوی بمونه و مردم در آسایش و رفاه زندگی کنن
اتحاد اصلی اساسی و حقیقی عه
مخالفت با اتحاد معنی نداره
توی همچین شرایطی
چه نوع آرزو هایی
ما جوانان میتونیم داشته باشیم؟
من فکر میکنم
مهم ترین آرزوی
جوانان
سرنگونی فرماندهان ارتش
و متحد شدن جمهوری چینه
فقط وقتی که جوانان
یه دل بجنگند و مقاومت کنن
میتونه آینده چین امیدوار کننده باشه
وگرنه
چین همچنان درگیر اختلافات میمونه
و ما در همه چی عقب میمونیم
و هیچ وقت نمیتونیم پیشرفت و ترقی کنیم
مردممون
گرفتار ظلم
و ستم خواهند موند
امروز اومدم اینجا تا باهاتون صحبت کنم و بهتون بگم
بهتر کردن کشور رو به عنوان یه مسئولیت برای خودتون درنظر بگیرین
و بدوش بکشید و به عهده بگیرید مسئولیت
ایجاد تغییرات
تعهدات اجتماعی آینده کشور رو
ممنون
با تشکر از بوری گوده برای این سخنرانی فوق العاده شون
بیاین خوش آمد بگیم به نفر بعدی...
صبر کنین
اون کیه؟
اون کیه؟
چرا
اون
سلام
اسم من شنگ جیائو جیائو هستم
و همینطور نامزد ژآئو ژنگ نان
چی؟
نامزدشه؟
برای اینکه بدون دعوت به اینجا بیام یه کم غیر منتظره است
باتوجه به سبک ساده دانشگاه پی یانگ
فکر کنم حتما فهمیدین امروز چیکار کردم
من امروز اینجا اومد
به خاطر دانشجوی دختر دانشگاهتون
چی میگه؟
دیوونه شدی؟
جین یورونگ
من میدونم اینجایی
جین یورونگ
جین یورونگ کیه؟
دست از ازخودراضی بودن بردار
جین یورونگ
مراقب رفتارت باش
و مرد های بقیه رو اغفال نکن
ژائو ژنگ نان مال منه
بجات باهاش حرف میزنم
چه آدمیه
واقعا؟
خانوم شنگ. سوتفاهم شده
خانوم شنگ شما اشتباه فهمیدین
بوری گا
بسپرش به
بوری گوده
تا جایی که من میدونم
همیشه ژائو ژنگ نان بوده
که از موقعیتش به عنوان مارشال
برای تهدید و فریب یورونگ استفاده کرده
و اونو بازیچه خودش کرده
جین یورونگ صادق و وظیفه شناسه
و هیچ علاقه ای نسبت یه ژائو ژنگ نان نداره
چه برسه به اینکه بخواد اغفالش هم کنه
خانوم شنگ
لطفا درموردش دچار سوتفاهم نشید
تو کی هستی؟
چرا را از جین یورونگ دفاع میکنی؟
ازش دفاع کردم
چون زود قضاوتش کردین
همگی ببینین
یه لحظه توجه کنین این
ممکنه یه مرد احمق دیگه باشه
که توسط اون هرزه اغفال شده باشه
من شوهر جین یورونگم
شوهرشه؟
ناموسا؟!؟
راسته یعنی؟
ما هر دقیقه ی خدا ور دل همیم
پس طبیعیه که شخصیت و رفتارشو
بشناسم و
کارای کرده و نکرده اش رو بدونم
و از اینکه از کی خوشش بیاد و از کی متنفره خبر داشته باشم
چه خبره؟!؟
خانوم شنگ
همین الان گفتین که
نامزد ژائو ژنگ نانین
پس باید بدونین
اون چه ادمیه
یه توصیه بهت میکنم چهار چشمی مواظب مردت باش
تو
اگه بازم مزاحم زنم بشه
میدم چشماشو درارن، نگین نگفتم
بای یه
جینگ رو
خیلی اشغال دروغگویی
اون درست میگه
من واقعا عاشق خانوم جینگم
من بودم که مجبورش کردم باهم بیاد خرید
و گذاشتم که خبرنگارا
تو روزنامه این خبرو چاپ کنن
اما خانوم جین هیچ وقت
خوشش نمیومد که
اینکارو بکنه
اما چیزی ک اون غلط گفت اینکه که من
هیچ وقت خانوم جین و ملعبه ی خودم قرار ندادم و به چشم یه سرگرمی نگاش نکردم
من با تموم وجودم عاشق اونم
و میخوام تا ابد با اون بمونم
و نمیزارم هیچکی تو دنیا
جلوی اون چیزی که میخوام قرار بگیره
حالا میخواد شنگ جیائو جیائو باشه
یا بوری گوده
یا حتی خدا
چه رومانتیک
خدا نصیب بکنه
دوستان و استادان عزیز
من جیه رو یورونگ میخوام از همتون عذرخواهی کنم
بابت اینکه
این برنامه گروهی
بابت مشکلای شخصیه من مختل شد
مدیر
بخاطر این وضعی که پیش اومده هر مجازاتی که دانشگاه تصمیم بگیره قبول میکنم
حالا که اینجوریه
پس منم باید از خانوم جین عذرخواهی کنم
اولیش
بخاطر شکست من تو مدیریت کردن مسائل خانوادگیم
و درست کردن دردسر برای شما
ازتون عذر میخوام
ثانیا
برای اینکه نتونستم قبل ازدواج
پیدات کنمو
باعث شدم اینهمه مشکل پیش بیاد
معذرت میخوام
امروز میخوام اینجا اعلام کنم که
جین یورونگ مال منه
و حاضرم با یه اشاره اش دنیارو به پاش بریزم
و همه ی شما که اینجایین
شاهد عشق مایین
پس لطفا برامون دعای خیر بکنین
یورونگ (چه خر تو خریه اینجا)
یورونگ
یورونگ
خودت با چشات دیدی که اونجا چی شد
با اینکه نامزد داره
ولی بازم دم پره توعه و مثل سگ برات دم تکون میده
مطمئنم اگه بخوای باهش باشی
سرنوشتت بدتر از شنگ جیائو جیائو میشه
از اونم رقت انگیز تر میشی
یورونگ ،یورونگ
برگرد پیشم
تا باهم یه زندگی شاد بسازیم
مسئله ی بین ژائوژنگ نان و چینگ جیائو جیائو
با رابطه ی ما
تفاوتش از زمین تا اسمونه میفهمی
مسئله ی ژائوژنگ نان و چینگ جیائو جیائو هیچ ربطی ب من ندارع
اینکه منم میخوام ولت کنمم هیچ ربطی به ژائو ژنگ نان نداره
من فقط میخوام تنها باشم
تا ارامشمو بدست بیارم
به محض برگشتنم به خونه چمدونمو جمع میکنم
و فردا از اینجا میرم
مطمئن باش رفتن من بهترین گزینه برای هردومونه
[ایستگاه تیانجین]
من چیم از اون عفریته کمتره؟
زود باش بهم بگو داداش ژنگ نان
میخواستم دستشو برای همه رو کنن تا
همه ی دنیا بدونن
اون یه هرزه ی اغفال گره
اون بود که عشقتو ازم دزدید
جیائو جیائو اینقدر چرت و پرت نگو دیگه
من...
میخوای باور کنی یا نه
صدتا راه برای
تیکه تیکه کردن اون هرزه دارم
میدونم میتونی ولی تو اینکارو نمیکنی
یعنی انقدر دوسش داری؟
میخوای بگم ین چنگ باهت بیاد برسونتت
ژنگ نان
ما باهم بزرگ شدیم
مگه من خار دارم که منو دوست نداری؟
خیل خوب دیگه قطار اومد
دیگه وقت رفتنته
[پکن تیانجین]
مثل چشات ازش مراقبت کن
چشم
نمیخواد جواب بدی
مطمئنم بابامه
از بس زنگ زده تلفن داره میسوزه
مطمئنم اکه الان جوابشو ندیا
همین فردا صبح پشت در سبز میشه یهو
پسره ی گلابی
همین فردا صبح برمیگردی
و به دست و پای عموت میافتی تا ببخشدت
بابا
من بابات نیستم
و همچین پسره ابله ای ندارم
بابا ، ریلکس باش عزیزم
بزار اول یه چیزی بهت بگم
امروز متوجه ی
مدارک قابل توجه ای از
فعالیتای سلطنت طلبا شدم
حالا اگه به نظرت
دست بوسیه عمو مهم تر از این مدارکه
همین الان میام
خیل خوب
نمیخواد الان بیای پکن
اما تو این مدت بشین به غلطایی که کردی
خوب فکر کن
تا بفهمی که
خاندان شنگ چه ارزشی برای خاندان ژائو داره
و شنگ جیائو جیائو چه معنی ای برای تو داره
بابا
من اینو نمیدونم که خاندان شنگ چه معنی برای
خونوادع ی ما داره
چیزی که خوب میدونم اینکه
جیائو جیائوفقط و فقط خواهر کوچیک تره منه
تو!
بابا
خودت بودی که از بچگی بهم یاد دادی برای بدست اوردن چیزایی که میخوام
عادلانه بجنگم
بجای اینکه نارو بزنم
پس حتی اگه دنیارو بخوام
برای بدست اوردنش عادلانه میجنگم
و هیچ وقت عشقم و کسی که دوستش دارم رو قربانیخواسته های خودم نمیکنم
تو!
بابا، خوشحال شدم صداتو شنیدم،مواظب خودت باش
پسر خاله
تو بمون اینجا اونی که باید بره منم
اما...
برای یه دختر تک و تنها
زندگی بیرون از خونه خیلی امن نیست
مشکلی نیست که نخوای باهم
زندگی کنی
همین یه بارو به حرفم گوش کن و اینجا بمون
من میرم یه جای دیگه
اما اونی که باید بره منم نه تو
چرا انقدر رو رفتنت اصرار داری؟!
بفهم میترسم که بزارم تنها بری
ولی اینجا خونه ی توعه
_اقای تونگ _بله
مثل چشات مواظبش باش
پسر خاله
صبر کنین بانوی جوان
نگران نباشین
بزارین من برم ایشونو متقاعد کنم
خوبه که اومدی اینجا
اینجا میتونی با خیال راحت زندگی کنی
و ذهنتو اروم کنی ، اینجوری برای حرکت بعدیمونم بهتره
پدربزرگ
نگران نباشین
خودم از پس کارای تیانجین بر میام
من خودم شخصا مراقب همه چی هستم
یادت باشه برای اباد کردن یا خراب کردن چیزی
همه مون همش باید گوش به زنگ باشیم و نزاریم کسی بویی ببره
بائویی کوشش؟
برای چی این چند روزه ندیدمش؟
تو اتاقش تک و تنها نشسته داره غصه میخوره
مارشال
خبر ندارین مگه که
یه نفر بائویی رو اذیت کرده
کدوم بیشرفی جرئت داره اونو اذیت کنه؟!؟؟
بگو برم شکمشو سفره کنم
بائویی
عاشق یه عوضی تو دانشگاه شده
و اون اشغال
اذیتش کرده؟!؟
مگه هی بهت نگفتم که
چهار چشمی مراقب این دختر باش
ای بابا اون اذیتش نکرده که
فقط قلب این بچه رو شکونده
باشه اینم غیر قابل توجیهه
کدوم عوضی قلب دخترک منو شکونده؟!؟
نوه ی لورد وی که مال سلسله ی چینگ بودن
اونو خونواده اش از عرش یهو به فرش رسیدن
اما بازم جرعت مرده و قلب بائویی رو شکسته و اونو ردش کرده
حالا که بائویی رو با کاراش تحقیر کرده
یعنی تو و خاندان وو رو هم تحقیر
کرده
دارم از عصبانیت میمیرم
مارشال
تو باید انتقام بائویی رو بگیری
حداقل کاری که
میتونی بکنی اینکه اون گلابی رو با یه تی پا از تیانجین پرت کنی بیرون
اون عوضی باید تقلص کاری ک با دخترم کردو بده
مطمئنی که
که اون از خاندان لورد ویه؟
صد در صد بابا
بائویی گفتش
اسمش بوری گوده است
اون احمق قبر خودشو با دستای خودش کند
ارباب ، بانوی جوان اومدن
جیائو جیائو مراقب باش
چشام به در خشک شد که دوباره بتونم ببینمت
چت شده؟
ژائو ژنگ نان اذیتت
کرده؟
نمیخواد ناراحت باشی
خودم هر چه زود تر ازدواجتو لغو میکنم
مهم نیست که اون چه خریه
نمیزارم دیگه حتی رنگتو ببینه
میخوام ببینم
اونا بدون حمایت خاندان شنگ بازم میتونن
موقعیتشونو به عنوان بزرگ ترین
ارتش شمال حفظ کنن
بابا، تورو به بودا اینکارو نکن
من با تنها کسی که ازدواج میکنم ژائو ژنگ نانه
من عاشقشم
با تموم وجودم دوسش دارم
جیائو جیائو
بابا کمکم کن
نذار که ازدواجم
بهم بخوره وگرنه دق میکنم
برای چی اخه گریه میکنی
توروخدا
دختره ی احمق
با تموم سلولام عاشقشم
واقعا دوسش دارم
خیل خوب باشه بابا
فهمیدم
بیا بریم خونه بعد باهم حرف میزنیم باشه؟
بریم خونه یه استراحتی کن
بعدش با هم حرف میزنیم
ارباب وی تیانجین رو ترک کرده
باید یه عامل پیدا کرده باشه
بیا فقط منتظر بمونیم
و اون عامل رو پیدا کنیم
راستی
از یکی بخواه که حواسش به یورونگ باشه
نمیخوام اون درگیر این مزخرفات بشه
فهمیدم
من اینجا برای دعا کردن
و یا اعتراف کردن نیومدم
خدا بهت کمک کنه
(انجیل)
(عهد عتیق و جدید)
"ماه تازه از فراز کوهستان طلوع کرده"
قربان لین دابیائو اینجاست
قربان در مورد دستورتون
خب
اون ناشنواست
و مدتی هست که اینجا کار میکنه
ادامه بده
باشه
مارشال ببینین
مقدارش رو نگاه کنین
من آدرس دسته ی مهمات رو بهش دادم
و ازش خواستم اونا رو بررسی کنه
بعدش
اون 50 درصد باقی مونده رو بهمون میده
خیلی خب
دابیائو خسته نباشی
اما نذاری کسی در این مورد خبردار بشه
نگران نباش مارشال
به محض اینکه اون عوضی تیانجین رو ترک کنه
من مردم رو برای سرکوب اون میبرم
حتی اگر پادشاه میمون ها هم باشه
نمیتونه از دست شما فرار کنه
مارشال این ایده ی خوبیه
که نه فقط باعث افزایش پول میشه
همینطور باعث کسب شهرتتون علیه بازسازی امپراتوری میشه
اینجوری یه تیر و دو نشونه
اینو یادت باشه کسی زنده نمونه
خیالتون راحت باشه
میتونی بری
چشم از این سمت-
یورونگ من میتونم برسونمت
هی کالسکه
برو
(دانشگاه پی یانگ)
ممنون
ممنون
با چه رویی اومده؟
درسته من خجالت میکشم
دقیقا
خدا میدونه
اومد
با اون کاری که کرده
چه پررو
صبح بخیر بائویی
ببین کی اومده
ببین چه بویی داره میاد آره واقعا-
بائویی همش تقصیر من بود
که قبلا بهت دروغ گفتم ببخشید
بچه ها
اون بالاخره تونست ماسکش رو برداره
من احمق نیستم
حتی اگر تو
اون ژائو ژنگ نان رو پشت خودت داشته باشی
هیچ وقت این کارت رو نمیپذیرم
یا میمونی یا از سر راهم میری کنار
وو بائویی
داری از حدت میگذری
ما همکلاسی هستیم
حتی اگر بینتون مشکلی هست
نمیتونی اونو بزنی
حالت خوبه؟
عینکم کجاس؟
هی لیانگ عینکی
سرت به کار خودت باشه
کاملا درست میگه
تو به درس خوندن خودت برس
و مراقب رفتار خودت باش
وو بائویی تو
بسه
بائویی
تو با من مشکلی داری
پس بیا بین خودمون حلش کنیم
نباید عصبانیت و مشکلاتمون رو سر آدمهای بیگناه خالی کنیم
خوب گوش کنین
از حالا به بعد
هرکسی با جین یورونگ دوست باشه
دشمن منه
بعدا نگین که بهتون نگفتم
شروع میکنیم
آخرین بار تا کجا درس دادیم؟
وو بائویی
جواب بده
آخرین جلسه
نمیدونم
جین یورونگ تو بگو
در جلسه آخر در مورد نکات کلیدی بخیه زدن عروق گفتیم
بشین
وو بائویی بشین
من میخوام وقتی توی دانشگاهی
روی درس هات تمرکز کنی
و به همکلاسی هات
احترام بذاری
به شایعاتی که اون بیرون پخش میکنن اهمیت ندین
و به همکلاسی هاتون
حمله و توهین نکنین
حالا میخوام یه چیزی رو بگم
بر طبق نمرات امتحانس
توی کلاس شما
دو تا دانشجوی برتر
امسال از دانشگاه پی یانگ بورسیه میگیرن
این بورسیه رو خود رئیس دانشگاه
در هفته ی آینده توی جلسه ی دانشجویی
به دانشجوها میده
جایگاه اول لیانگ بوون
و جایگاه دوم جین یورونگ هستن
امیدوارم شما دو نفر دچار غرور و تکبر نشین
و به سخت کوشی ادامه بدین
و بقیه هم ناامید نشین
به تلاش ادامه بدین
و سعی کنین به اونها برسین
وو بائویی
(ساختمان شمالی دانشگاه پی یانگ)
خیلی خب
کلاس امروز تمومه
میتونین برین
بلند شین
تعظیم
قیافه رو ببین
باید بهش یه درس درستی بدیم
جین یورونگ وایسا
چی؟
میگم
میتونم یه سوال ازت بپرسم؟
خب این سوال کمی پیچیده اس
خودت نمیدونی؟
داری میری بوفه؟
منم بیام؟
موقع خوردن باهات در مورد سوال حرف میزنم
خب هیچ کسی با من جرات نمیکنه بیاد
همه میترسن
امکان نداره
تو فقط جواب سوال منو میدونی پس باهات میام
بریم
بریم
بریم
مارشال جوان
نفوذی ارباب عامل خودش رو نشون داد
حدس بزن کیه
بوری گوده
ایول بابا باهوش
با توجه به اینا
مارشال وو واقعا حیله گره
و داره به اسم دولت اسلحه ها رو تصرف میکنه
تا به شورشی های بازسازی امپراتوری حمله کنه
این حرکت اصلا هوشمندانه نیست
ارباب وو چه طور میتونه اینقدر گیج باشه؟
تاخیر بابت هرج و مرج میشه و تعجیل باعث نابودی
مهم نیست ارباب وو چه تله ای سر راهش میاد
اون به راحتی گول نمیخوره
یکی میخواد بفروشه و یکی دیگه میخواد بخره
ما فقط باید هر دو رو بگیریم
اونم در زمان و مکان درست
راستی رئیس ارتش هنوز اینجاست؟
همینجاست
همه چی تحت فرمان شماست فقط
فقط چی؟
خانم جین یه ربط هایی
به این ارباب وو داره
این حرکات اونم درگیر میکنه؟
برای یه مقام رسمی گیر انداختن مجرم ها طبیعیه
بعلاوه
اون دختر ربطی به هیچکدوم از اینا نداره
خودم میدونم چیکار کنم
میتونی بری
خانم جین
به نظر میاد تصمیم خودتو گرفتی که دکتر بشی
این برای یه دختر عجیبه
که دکتر شدن رو انتخاب کنه
به عقیده ی من
دخترایی که میرن دانشگاه
فقط میخوان اون مهریه ی خودشون رو زیاد کنن
اونم بعد از اینکه دیپلم گرفتن
و برای همین رشته هایی که انتخاب میکنن
رشته های سطح پایینی هستن
مثل ادبیات یا دبیری
پزشکی خوندن
کاری سخت و طاقت فرساست
برای همین
فکر میکنم برای این خواسته ات
خیلی سخت تلاش میکنی
وقتی خیلی بچه بودم
مادرم از دنیا رفت
اونم چون درمان درستی وجود نداشت
از همون لحظه
من تصمیم خودمو گرفتم تا دکتر بشم
تا هر جا میرم جون مردم رو نجات بدم
حداقل اینجوری
میتونم جون مادر خیلی از بچه ها رو نجات بدم
(فلورانس نایتیگل) حرف و شایعات رو بیخیال شو
اینکه بقیه چی میگن مهم نیست
اونم در مقابله با کار بزرگی که تو میخوای بکنی
این
نایتیگل متولد شد تا یه اشراف زاده باشه
اما مصمم بود که پرستار بشه
اون موقع کارش قابل درک نبود
و تقریبا به کل خانواده اش خیانت کرد
اما اون در نهایت
پایه و اساس پرستاری به سبک خودش رو بنا کرد
بعد از مرگش
چیزی که مردم ازش به یاد آوردن دستاوردهاش بود
و هیاهو و سرکشی اون توی خانواده اش
توی همون سالهای اول کاملا فراموش شد
این چیزیه که من ازش فهمیدم
بهم نخند
اگر حرف اشتباهی زدم
من فکر میکنم
اولویت اول برای همه
اینه که به خودشون فکر کنن
وقتی تو ندونی که میخوای چیکار کنی
با هزارتا چیز هم
اونا رو بهتره کنار بذاری
و کاری که میخوای بکنی
بعدا وقتی به عقب نگاه کنی
اون چیزایی که اذیتت میکردن
خود به خود حل میشن
خب
واقعا ازت ممنونم
کاری که گفتی میکنم و کتاب رو با دقت میخونم
پس بریم
هی
Let
شما دو تا
واقعا خجالت نمیکشین؟
چی شده؟
اونجا رو ببین اونا جین و لیانگ هستن
واقعا ببخشید
انتظار نداشتم که
این آب روی یه زوج خالی بشه
جین اینجا خیلی مشهوره
شوهر قدیمش و معشوقه ی جدیدش
دیروز توی سالن داشتن دعوا میکردن
اما امروز
داره با یکی دیگه میگرده
اینکه من با کی هستم
به شما دو تا هیچ ربطی نداره
ولم کنین
من که به تو اهمیت نمیدم
اگر شماها از من متنفرین
فقط بیاین سراغ من
شما با لیانگ بوون چیکار دارین؟
اگر از شوخی کردن خوشتون میاد
دفعه ی بعد تنها بیاین
اگر دوباره به آدمهای بی گناه صدمه بزنین
نمیذارم قسر دربرین
تو نمیذاری ما قسر در بریم؟
خب آخه تو چیکار میتونی با ما بکنی؟
شما
بیا بریم
اونا همه شون دخترای جوونن
فقط حقه میزنن و بازی میکنن
هیچ دعوایی در کار نیست
افراد ما کاری نمیتونن بکنن
وگرنه ممکنه اثر معکوس داشته باشه
اما من بررسی کردم
اونیکه پشت اون دو تا دختره، وو بائوییه
دختر مارشال وو
همونطور که میدونی
وو بائویی
یه دختر خودخواهه
اگر بذاریم همینجوری ادامه داشته باشه
ممکنه کارهای بیشتری ازش سر بزنه
و به خانم جین آسیب بزنه
چه طوره به یه نفر بگم که بره و بهش هشدار بده؟
به کی هشدار بده؟
وو بائویی؟
اون به هیچی اهمیت نمیده
اگر تو بهش هشدار بدی از یورونگ دور باشه
حتی ممکنه یورونگ رو بدزده
ما برای نجات ظرف باید موش رو نجات بدیم
زندگی یورونگ ارزش زیادی داره
فعلا همینجوری بذارش
تو نمیخوای با یه بطری چینی به موش بزنی
مارشال برنامه ات چیه؟
اینو فعلا ول کن
بسپارش به من
شما تمام حواستون به بوری باشه
تا وقتی بتونیم وو رو گیر بندازیم
و اثر نیروهای تحت حمایتش رو از بین ببریم
دیگه چیزی برای ترسیدن نیست
my asian tv ترجمه چنل تلگرامی پن، نیلوفر ،MS :مترجمین
کانال تلگرام ما را دنبال کنید @kdrama_k_world
هر گونه استفاده از این زیرنویس بدون ذکر منبع ممنوع و غیر قانونی است my asian tv ترجمه اختصاصی چنل
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.