Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کانال تلگرام ما را دنبال کنید @kdrama_k_world
هر گونه استفاده از این زیرنویس بدون ذکر منبع = غیر قانونی و حرامه.
ترجمه کانال تلگرامی My Asian Tv
مترجمین: نیلوفر، پن، سونیا میکس
[آخرین شاهدخت]
[قسمت 3]
[اداره آموزش تیانجین]
اقای ژائو
[دفتر مدیر] با توجه به افزایش اخیر قیمت ها،
و این اداره با بودجه ی کمی که داشته پول هنگفتی
برای تعمیر و نگهداری برخی
مدارس قدیمی پرداخته
پس تصمیم بر این شده برای جبران کمبود بودجه شهریه ی مدارس ابتدایی حدود ۲۰ درصد گرون تر بشه
همه چی اماده است
فقط کافیه شما زیرشو امضا کنین
اقای لیو
میدونی
تو سه سال گذشته چند تا دانش اموز برای اینکه نمیتونستن شهریه رو بدن
ترک تحصیل کردن؟
هزار نفر
1945 نفر
مدیر ژائو خیلی دقیقید
ماشالله بهتون چشم نخورید
نمیخواد تحسینم کنی
من فقط این عددو با
یه نگاه سرسری به اسناد و پرونده ها پیدا کردم
کاری که وظیفه ی توعه
تو از طرف دولت استخدام شدی
که این کارو خوب انجام بدی
بله
من با این پیشنهاد مخالفم
مدیر ژائو
اما این توسط منشی شخصیه
مارشال وو تنظیم شده
برو بیرون
مدیر ژائو این
گمشو برو دیگه!
[بیمارستان پیانگ]
درد دارم
صبر کن زود تموم میشه
مارشال جوان
💜
بزارید کمکتون کنم
لازم نیست
من اون پرستارو میخوام
متاسفم
دستم بنده
نمیتونم کمکتون کنم
اشکال نداره منتظر میمونم
وقت مارشال جوان خیلی ارزشمنده
خودم میتونم تنها اینکارو انجام بدم
برو پانسمان ایشونو عوض کن
کانال تلگرام ما را دنبال کنید @kdrama_k_world
هر گونه استفاده از این زیرنویس بدون ذکر منبع = غیر قانونی و حرامه.
ترجمه کانال تلگرامی My Asian Tv
مترجمین: نیلوفر، پن، سونیا میکس
تموم شد
داداش ژنگ نان
لباسو عوض کردم که باهت بیام
بیا باهم بریم
بانوی جوان
تلگرافی که دستمون رسیده امروز
میگه که
باستینی که شما ذکرش همش رو لباتونه دیروز رسیده پکن
همون باستین فرانسوی؟
بله
راستی
میگن که ممکنه
تا چندوقت دیگه پکن و ترک کنه
داداش ژنگ نان
شاید
میخوام برگردم پکن
حالا این باستین کیه
باستین
بهترین طراح چئونگ سام تو جهانه (لباس سنتی شون تو دوران جمهوریه، خیلی خوشگله😍)
همین فقط؟
اون یکی از بهتریناست
داداش ژنگ نان
ناراحت نمیشی اگه برم؟
نه بابا اصلا ناراحت نمیشم
با سرعت هرچه تموم تر برو اصلا
حتما بهترین خیاط و طراح
باید برای خوشگل ترین دختر جهان
چئونگ سام بدوزه
ممنونم داداش ژنگ نان
تو از مامانم بهتر منو میشناسی
پس میرم تا چمدونامو ببندم
تا ببریم راه اهن
نریا منتظرم وایسا
صد افرین بهت یان چنگ
ولی گفتش که منتظرش بمونی تا برسونیش راه اهن
دیگه اینکارا دست تورو میبوسه داداشم
بسپار تا پکن مواظبش باشنا
اگه ازم بپرسه کجا رفتی
چی بهش بگم؟
چرا خنگ میزنی یه داستانی سرهم کن
بهش بگو یکی از اداره اموزش اومد دنبالم
چشم
خوب دیگه میرم
وایسا
مدیر باید یه چیز مهم بهتون بگم
بیا تو ماشین
چشم
داداش ژنگ نان کوش؟
بانوی جوان
یکی از ادره ی اموزش
اومد و برای کار مهمی بردشون
زود باشین وگرنه قطارو از دست میدیما
از امروز به بعد
تو برای منی
میفرستمت به بهترین
دانشگاه ژاپن
اگرم نگران بوری گوده هستی
میدم دستگیرش کنن
چی ذهنتو مشغول کرده؟
هیچی
شنیدم یه رستوران جدید ژاپنی تو شرق شهر وا شده
میخوای بریم اونجا ناهار بخوریم؟
باشه
رسیدیم
[دانشگاه پیانگ]
ممنونم
دست شما درد نکنه
خدا بده برکت
بیا اینا
برای تو
میخوای من برسومت تا دم کلاست
نمیخواد
میتونیم جدا بریم
خیل خوب پس باشه
بعد کلاس میبینمت
یورونگ
فقط میخواستم دوباره یادت بندازم
که قراره باهم بریم اون رستوران ژاپنیه
بعد کلاس همینجا دم در منتظرت میمونم (اقا این خیلی گوگولی و مضلومه دوسش دارم، سندروم نقش دوم گرفتم)
باشه یادم نمیره
پس دیگه میرم
[دانشگاه پیانگ]
سلام مدیر
سلام مدیر
مدیر لیو ، وقتی مدیر ژائو امضاش نکردن
چه جوری اینا رو بفرستم؟
مگه چشای کورت
امضای منو پای اینا نمیبینی؟
ولی...
ولی بی ولی
یعنی امضای من بی ارزشه
من میترسم
میترسی؟میخوای اخراجت کنم که دیگه نترسی؟!؟
بدرک که امضا نکرده
برو بده اینارو چاپ کنن و
به همه ی مدیرا ابلاغش کن
برای چی بروبر هنوز منو نگاه میکنی؟!؟
چشم من خیلی خرم ببخشیدم
مدیر ژائو
مدیر ژائو
مدیر ژائو
مدیر ژائو چرا تشریف اوردید اینجا؟
میگفتین خودم خدمتتون برسم
[استانداردهای شهریه مدرسه ابتدایی تیانجین و هزینه های متفرقه]
تو برو
مدیر لی به کارتون برسید
چشم
ماشالله کلکسیون چیزای قدیمی خوبی دارینا
نه بابا اینا همش فیک و
تقلبی ان
که تقلبی ان!!!
چقدر بد، پس بگیرنش
چه جوری انقدر بی دقتی اخه
من...
به یکی میگم دوباره برات بگیره
اومدم که در مورد یه چیزی
باهت حرف بزنم
سرپا گوشم، امر بفرمایین
میدونی که
من سرباز و مرد جنگم
هیچی از دانش مانش سرم نمیشه
برای چندین و چند سال سرباز هارو رهبری کردم
پس تجربه ی کافی برای
مدیریت دارم
درسته درسته
میدونی اولین قانون
سربازای خانواده ی ژائو چیه؟
اولین قانون
اطاعت محض از دستورات مافوقه
یه چیز دیگه میدونی که چه جوری
اونایی که بهم گوش نمیدنو
مجازات
میکنم؟!؟
من...
اون یاغی هایی که از دستور سرپیچی میکنن رو
میدم گوشاشونو ببرن
و اونایی که دردسر درست میکنن رو دستاشونو قطع میکنم
حتی نمیتونی حدس بزنی گوش چند نفر از اونایی که
بهم گوش نمیدادنو بریدم
من.. (یارو ایپلاسیون کامل شده😂)
فکر کنم گرفتی که با این اسناد باید چیکار کنی
نگران نباشین
بدون امضای شما من
حتی نمیتونم اب بخورم چه برسه به تغییر شهریه
افرین بهت
یه چیز دیگه
میدونستی از ادمای دورو متنفرم
تا وقتی من تو اداره ی اموزشم
دلم نمیخواد ببینم که
کسی حرفامو پشت گوش میندازه
اومدم که بهت بگم
اگه دفعه ی دیگه
بارم ازت خطایی ببینم به سادگی اب خوردن
مدیر لی رو جایگزینت میکنم
چهار چشمی مراقبتم
امروز این مقاله رو خوندم و به نظرم عالی اومد
ارباب جوان
عمو شی
چرا اینجایین؟
ارزاب اومدن تایجین
که یه چیز مهمو بهتون بگن
پدربزرگ اومده؟
[دانشگاه پیانگ]
یورونگ بیا تو ماشین
میخوام ببرمت یه جایی
اگه باهم نیای هیچ وقت دیگه رنگ
بوری گوده رو نمیبینی
یالله بیا تو ماشین
با بوری گوده چیکار کردی
خیلی بهش اهمیت میدیا
تا وقتی که اسمشو شنیدی
سریع سوار ماشین کسی که
ازش بدت میومد شدی
ازدواجتون صوریه نه؟
اینکه با شوهرم صوری یا واقعی ازدواج کردم به کسی ربطی نداره و
جزوه مشکلات شخصیه منه
میخوام ازت بپرسم
چرا اونو دستگیر کردی؟
مگه اون چه جرمی کرده بود
که تو مدیر دفتر اونو دستگیرش کردی؟
خانم جین فراموش نکن
من نه تنها مدیر دفتر آموزش تیانجین هستم
بلکه مارشال جوان ارتش ژائو هم هستم
مدیر یه دفتر آموزشی نمیتونه کسی رو دستگیر کنه
اما مارشال ارتش ژائو میتونه حتی آدم هم بکشه
تو داری قانون شکنی میکنی
قانون شکنی؟
در این دنیا
اگر بازداشت کردن کسی جرمه
باید خیلی وقت پیش میرفتم جهنم
تو
مارشال جوان همه چیز آماده اس
بوری گوده کجاست؟
اون اصلا
اینجا نیست
اینجا نیست تا بخواد
با تو وقت بگذرونه
من هیچ وقت، وقت گرانبهای خودمو
برای آدمهایی که مهم نیستن تلف نمیکنم
یورونگ
امتحان کن
ژائو ژنگ نان
تو فکر میکنی که
بقیه هر چی که تو میگی باید انجام بدن؟
گوش کن
اونایی که ازت میترسم
برات احترامی قائل نیستن
واقعا این کار خیلی خسته کننده اس
من یه سربازم
من فقط نتیجه برام مهمه
اینا همه از لطفتونه
تو یه سربازی
اما من قراره یه دکتر بشم
من قراره آدمها رو نجات بدم
میخوام یه ناجی باشم نه یه قاتل
من اصلا به اسلحه نیاز ندارم
و یه دونه هم استفاده نمیکنم
امتحان کن
تو یه دکتری
مطمئنا تو به بقیه آسیب نمیزنی
اما نمیتونی تضمین کنی که بقیه بهت آسیب نمیزنن
اگر من اون شب
سر وقت نرسیده بودم
الان بیشتر از اینا رنج میکشیدی
و من نمیخوام اصلا اینو ببینم
تیغ جراحیت نمیتونه تو رو نجات بده
منم نمیتونم
توی هر لحظه و هر جایی کنارت باشم
تو باید یاد بگیری با اسلحه مراقب خودت باشی
گفتم که لازمش ندارم
بهت دستور میدم امتحانش کن
بهت دستور میدم امتحانش کن
گفتم دیگه منو مجبور به کاری نکن
آقای ژائو ما مثل هم نیستیم
اینقدر منو تحت فشار نذار
من
خوبه انگار یاد گرفتی چه طور از اسلحه استفاده کنی
شلیک کن
بزن دیگه
تو فراموشم نکردی
نمیتونی بهم شلیک کنی
منو دوست داری مگه نه؟
یورونگ
میدونم از اینکه منتظرت گذاشتم ازم عصبانی هستی
اما میدونی که
من بعدش چقدر برات نامه نوشتم
و تو هیچ وقت جواب ندادی؟
فکر کردم نمیخوای دیگه باهام در ارتباط باشی
برای همین دیگه نیومدم پیشت
نمیدونستم تمام اون نامه ها
که اون موقع نوشتم
توسط پدرم گرفته شدن
تا وقتی اطلاعیه ی اون فرد گمشده رو دیدم
چند روز پیش توی روزنامه
یورونگ من واقعا متاسفم
نباید به خاطر چند تا نامه اشتباه متوجه میشدم
من خیلی دل تنگت بودم
اما نمیخواستم بیام پیشت
به خاطر غرورم
و این باعث شد خیلی رنج بکشی
یورونگ
منو ببخش باشه؟
بهت قول میدم
دیگه هیچ وقت ترکت نمیکنم
بیا اوقات خوبی داشته باشیم، باشه؟
بسه
دیگه هیچی در مورد گذشته نگو
اون قهرمان توی قلبم
همون پسریه که معصوم بود
نه این سرباز سلطه جویی که
رو به روی منه
اما من هنوز همونم
اون موقع ها برام قلدری میکرن
چون من ضعیف بودم
و حالا
دیکه هیچ کدوم از اون اتفاق ها نمیفته
اما اون قهرمان توی قلبم
یه آدم جوانمرد و درستکاره
اون ضعیف ها رو مجبور نمیکنه
تهدید نمیکنه فریبکاری نمیکنه
اون فرشته بود
اما تو یه شیطانی
سابقه و پیشینه خانوادگیم تعیین کرده
من فقط میتونم شیطانی باشم که همه ازش میترسن
به جای اینکه یه قهرمان باشم
پس برو به جهنم
و همون شیطان باش
یورونگ
دیگه چه مرگته؟
میبرمت خونه
چرا به محض رسیدن به تیانجین مستقیم نرفتی خونه مون
و بدون اینکه به من و یورونگ بگی
مخفیانه ازم خواستی بیام اینجا؟
سفر من به تیانجین
برای یه مسئله ی محرمانه اس
و نمیتونم به کسی بگم
من برای استقرار مجدد اومدم
شورشی ها و خائنان باعث شدن بنیاد سیصد ساله ی سلسله ی چینگ از بین بره
به عنوان خاندان یه سلسله
این بزرگترین پشیمونی زندگی منه
که من حقوق کشور رو میگیرم اما براش کاری نمیتونم بکنم
برای بیشتر از ده سال
تلاش های شبانه روزی من
برای برگردوندن سلسه ی چینگ بوده
و حالا بالاخره امیدی هست
برادرم یوشیچی تاناکا
کابینه ی ژاپن رو تحریک کرده تا برای احیای سلسله ی چینگ به ما کمک کنن
و با ارتش شمال غربی لین لیانگیو لابی کرده
تا حامی ما باشن
اگر توی پایتخت بتونم موفق بشم
و رئیس جمهور رو گروگان بگیرم
و مجبورش کنم تا حکومت رو به امپراتوری برگردونه
لین لیانگیو بلافاصله ارتش صد هزار نفری شمال غرب رو رهبری میکنه
به سمت شمال و امپراتور رو میگیرن
برگشتن سلسله خیلی نزدیکه
اون موقع ها که بچه تر بودی
نمیخواستم تو رو درگیر این مسائل کنم
اما الان توی پایتخت افراد کمی هستن
و منم ماموریت مهمی دارم
و خیلی نمیتونم به کسی هم اعتماد کنم
اعتماد کردن سخته
اما تو
از طرفی تو هم دیگه بزرگ شدی
به عنوان یکی از نوادگان آیسین گیورو
وقتشه که به آینده ی سلسله ی چینگ کمک کنی
پدربزرگ
سلسله ی چینگ سالهاست که از بین رفته
الان مردم جمهوری میخوان
اگر الان میخوای اونو بازسازی کنی
برای اینه که داری توانایی خودت رو دست بالا میگیری
بعلاوه کابینه ی ژاپن و ارتش شمال غربی
هزاران مایل دورن
قول اونا
هیچی به جز باد هوا نیست
نمیتونی اینجوری سر زندگیت ریسک کنی
این برای سلسله ی چینگ ماست
البته که من باید
بجنگم، همه باید براش با جونمون بجنگیم
باید بقیه هم بهمون کمک کنن
وقتی سیاستمدارها باشن
بقیه چیزا هم حل میشه
بعلاوه این کار من
فقط برای سلسله ی چینگ نیست
برای آینده ی شما هم هست
تو گفتی مردم جمهوری میخوان
اما این ادعای جمهوری چند ساله اس؟
نتیجه ی اون
دموکراسی و حکمرانی قانون نیست
همونطور که قبلا شعارش رو داده بودن
اینا فقط گروهی از خودکامه ها و جنگجوها هستن
و با قبلشون خیلی فرق کردن
ما همه مشتاق برگردوندن امپراتوری هستیم
تا وقتی که متحد بشیم
هنوز هم میتونیم مبارزه کنیم
من
من دیگه دارم پیر میشم
بیا به کمک هم امپراتوری و شکوه رو با این کشور برگردونیم
بوری گا
ببخشید که معطلت کردم
از دست من عصبانی هستی؟
نه
باید گرسنه باشی
به اقای تونگ میگم چیزی بیاره بخوری
گرسنه نیستم
فقط یه ذره خسته ام
میخوام استراحت کنم
بوری
تو دنبال جین یورونگ میگردی؟
آره
الان دیدم که سوار یه ماشین شد
و از دانشگاه رفت بیرون
بوری گا
میدونم که شام نخوردی
برای همین برات شیر گرم کردم
ممنونم
تا شیر گرمه بخورش
این برای منه؟
با اینکه یه ذره بزرگه
دوستش دارم چون هدیه ای از طرف توئه
یورونگ من میدونم
حتما به خاطر قلدری های ژائو ژنگ نان
خیلی اذیت شدی
اما نگران نباش
از حالا به بعد
مهم نیست چی میشه
منم همراه تو باهاش مواجه میشم
پس برای الان
نذار حال و هوامون خراب بشه
اونم به خاطر یه چیز بیخود
منم برات یه هدیه دارم
یورونگ
این
با من ازدواج کن
بوری گا این
میدونم اصلا همچین انتظاری نداشتی اما
وقتی اول ازدواج کردیم
من بهت نگفتم
چون ترسیدم تو رو بترسونم
در حقیقت
از همون لحظه ی اولی که توی برف دیدمت
در همون لحظه
در همون نگاه اول
من عاشقت شدم
امیدوار بودم که
با گذشت زمان منو بپذیری
اما دیگه
عشق من هنوز هم مثل قبله
تو میخوای دکتر بشی
منم میتونم باهات خارج از کشور درس بخونم
میخواد آمریکا باشه انگلیس باشه یا ژاپن
من باهات میمونم
هر جا که بخوای بری
ببخشید
باید برم
من واقعا متاسفم کسی که میخواستم رو پیدا کردم
(اطلاعیه: دنبال قهرمانی میگردم که گربه ام رو نجات داد)
بیا داخل
مارشال جوان. من برگشتم
اینجایی
فکر میکردم دیگه نمیای
راستش دیگه نمیخواستم بیام
خانم جیایو جیایورو رو دست خانواده شینگ دادم
هنوز هیچی نخورده بودم که
مامورین قسمت امنیتی بهم گیر دادن و نگهم داشتن
جدی میتونه
آینده رو از قبل بخونه!
خب راستش. نمیتونه
فقط یه چی الکی میگن.
حالا چیکارت داشت؟
والا میگفت که
پکن جدیدا خیلی شلوغ شده
و از خاندان چینگ اونایی که باقی موندن
انگار میخواین یه کارایی کنن
اگه اینجوری شه
میترسم خیلی زود بازم به پکن منتقلمون کنن
پس ازمون خواست آماده باشیم
یعنی چی!
اون احمقا چیکار میتونن کنن؟!
شاید هدفشون اینه که خاندانشو دوباره بازسازی کنن
دقیقا
دیوونه شدن؟!
دقیق بهم همه چیو توضیح بده
جیایو ژنگ نان؟
اون کسی که
دنبالش بودی
اون جیایو ژنگ نانه؟!
خودمم گیج شدم
ولی اشتباه نمیکنم
اون کسی دنبالش بودم اونه
ولی یه چیزی عجیبه وقتی دیدمش
احساس کردم نمیشناسمش. خودمم مردد ام
یورونک، تو رو خدا گولشو نخور
خب بالفرض هم همون آدم باشه
خب که چی؟
مال خیلی وقت پیشه که.
خودتم که گفتی
رفتارش عین اونی که قبلا میشناختی دیگه نیست.
الان فقط یه سرباز وحشیه
یورونگ
ارزش تو خیلی بیشتره اون آدمه.
دیگه همچی
تموم شده.
پس اینقدر گذشته رو کنده کاری نکن.
من...
یورونگ.
ژن نان نظامیه.
الان با ابهت بنظر میاد ولی
سرنوشتش معلوم نیست.
ولی من خیلی دوستت دارم حتی بیشتر بقیه
میتونی با من خوشحال باشی.
اصلا با هم از اینجا میریم.
از تین جیان و پکن میریم.
ژن نان رو هم فراموش میکنیم.
اونوقت با هم یه زندگی مثل بهشت میسازیم
با هام بیا، اوکی؟
اینو بگیر
همه چیو فراموش کن
فقط باهام بیا یورونگ.
نمیتونم باهات بیام.
نمیتونم حلقتو بپذیرم
واسه چی؟
چون...
چون...
چون بهت علاقه ندارم
عاشقم نیستی؟!
فقط بخاطر جیایو ژن نان!؟
اینطور نیست.
پسر عمو، میدونی که خیلی وقته منتظرش بودم.
حالا اینجاست
الان که پیداش کردم
نمیتونم همینجوری ول کنم و برم
الان که پیداش کردم
ولی قبل اینکه برگردم کنارش
باید بشناسمش که چجور مردی شده
اگه آخرش فهمیدی که یه شیطانه چی؟
اگه یه شیطان صفت باشه.
خودتو با دستای خودت نابود کردی. میفهمی؟!
پسر عمو.
من باهات نمیام.
آخه میخوام کنار اون باشم.
میخوام همچیو از اول بسازم.
اخه این همه سال منتظرش بودم.
باید همچیو اینجا تموم کنم
آخه قلبم هنوز همینجاست
پس نمیتونم برم
شاید اگه یکی دیگه بود
واسم مهم نبود
ولی اون
ولی اون جیایو ژن نانه
نمیتونم بیخیال باشم
اگه ولت کنم اون نابودت میکنه
به حرفام خوب فکر کن
زندگیتو خراب نکن.
فردا که بیاد
یکی رو اجیر کن حواسش به خانواده وو باشه
مبخوام به وو پی نشون بدم.
مارشال جوان
بپسارین بهم. نگران نباشین.
نه، الان نگران یه چی دیگه ام
نگران چی؟
نقشتون
راجب خانم جین چیه؟
چرا اینو میپرسی؟
اخه ارباب گفتن
حتما باید خانم جیایو جیایو همسر آیندتون شه
پس اگه رابطتون با خانم جین جدی نیست ولش کنین
من و شما خیلی وقته با هم دوستیم
رک بگم. حس میکنم که
یه چیزی ذهنتو رو مشوش کرده
ترسم از اینه که
نتونی احساستو نسبت به خانم جین کنترل کنی
میترسم که
بعدا به ارباب
چی میخوای توضیح بدی
ازدواجم فقط به خودم ربط داره
اینکه با کی ازدواج کنم
این تصمیم خودمه.
نمیخواد که چیزو رو به پدرم توضیح بدم.
باید قبول کنه
اگه جین یورونگ رو واسه عروسش قبول نکنه
پس منم
منم دیگه میرم
و از مارشال ارتش جیایو استفا میدم
قربان! شما...
دیگه کافیه.
میگم که، یانچنگ
نمیدونم چرا حس میکنم
یورونگ راجبم دو دله! دیدگاهش بهم منفیه!
منفی؟ دو دل؟
چرا؟!
آخه اون همش
همش جیایو شیطان صفت صدام میزنه!
انگار ازم متنفره!
هر کاری میکنم بازم نظرش بهم همینه!
اخه
چرا؟! شاید داره باهاتون بازی میکنه
بازی؟!
دقیقا. موش و گربه بازی و موش شمایین
اینو عموم بهم یاد داد
آخه عموم توی رابطه با خانما با تجربست
کدوم عموت؟!
همونی توی نانچنگ خونه داره و هشت باره ازدواج کرده
جدی?
عموم میگه
چیزی که خانما میگن با چیزی که توی قلبشونه فرق میکنه
پس باید حرفاشونو برعکس بگیری.
وقتی میگه ازت بدم میاد
یعنی عاشقتم
وقتی میگه نیا پیشم
یعنی کنارم بمون
وقتی میگه ولم کن تنهام بزار
یعنی بیشتر مراقبم باش
آها. الان فهمیدم
ایول یانچنگ
یه رابطه تجربه میخواد خب.
دیگه میتونی بری
برو بخواب
مارشال جوان
واسه چی وقتی دیگه لازمم نداری
دورم میندازی؟
دیگه راهنماییت نمیکنم.
خب ازت متنفرم
یعنی عاشقتم
پیشم نیا
یعنی کنارم بمون
فهمیدم؛ پس یورونگ بهم علاقه داره
(دانشگاه پیو یانگ)
بدو دیگه، دیر شد ها
صبح بخیر
خانم، روزتون بخیر
مرسی
پسر عمو، من سر کلاسم میرم
پس این چترو ببر، که خیس نشی
میرم. فعلا
بوری گوده
بوری گوده
من
راجبش فکر کردم
اینکه نامزد داری یا نداری
دیگه واسم مهم نیست چون
من دوستت دارم
پس منتظرت میمونم
بایویی، راستش... من...
فعلا.
عاشق یکی دیگه ام...
روزنامه، خبر جدید
مردی ارتشی که
معشوقشو رو شب پنهانی دید
دوست دخترش مرموزه، رئیس فعلی پخش آموزش
روزنامه، خبر جدید
مردی ارتشی که معشوقشو رو شب پنهانی دید
دوست دخترش مرموزه.
رئیس فعلی بخش آموزش.
یکی بده
ممنون خواهر
روزنامه، خبر جدید
هی بچه. به منم یکی بده
بفرمایید
روزنامه، خبر جدید
ممنون
[مردی ارتشی که معشوقشو رو شب پنهانی دید]
مارشال جوان
مارشال جوان
روزنامه امروز خوندین؟!
همه جا سر و صدا شده
ولی شما ریلکس دارین
آهنگ کلاسیک گوش میدین؟!
این خواننده پسر سوم خاندان چینگه
ساکت شو و گوشش کن
چقدر صداش هنریه.
مارشال!
خبر داری مگه نه؟
کدوم خبرنگاری تونسته
همچین شایعات بی اساسی
راجب شما پخش کنه؟!
آهنگو گوش کن.
یانچنگ
یانچنگ
میدونی
آهنگه راجب چی بود؟
من که معنیشو نمیدونم!
آهنگ میگه
یه عاشق میتونه واسه معشوقش بمیره
پس تا زمانی اون آدم عاشقم باشه
دیگه چیزی نمیخوام
همین کافیه
و به پیشواز مرگ میرم
آهنگ های کشور خودمونو ببین!
یانچنگ.من این صداقت و بی ریایی آهنگ های خارجی رو دوستت دارم
تحسینشون میکنم
تو هم باید همچنین آهنگی گوش کنی تا متوجهه شی
مفهوم هنر چیه
و بتونی عشق رو درک کنی
واقعا؟
راستی عجب عکس قشنگیه.
بهم میایم. مگه نه؟
ریلکس باش
یه خبرنگار
باید همیشه حقیقتو بگه
پس مشکلی نیست.
کارتو انجام بده
کانال تلگرام ما را دنبال کنید @kdrama_k_world
هر گونه استفاده از این زیرنویس بدون ذکر منبع = غیر قانونی و حرامه.
ترجمه کانال تلگرامی My Asian Tv
مترجمین: نیلوفر، پن، سونیا میکس
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.