Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::
« متـــرجمان: امیرموذنی و سینا اعظمیان» M_619 & Sina_z
کجا؟ کجا دیدیش؟
این طرف؟ این تو رفت؟ این تو؟
اینجاست
هرکی در رو ببنده، میتونه نگهش داره
نه... نمیتونی این کار رو بکنی
!نه
...چی؟ نه
!نه
...نه
!آلارم لعنتی
!نه
!نویل
!حتما شوخیت گرفته
ممنون
چی شد...؟
ببخشید. عذر میخوام
عذر میخوام
عذر میخوام
عذر میخوام، دوستان. ببخشید
.ببخشید. سلام این صف متقاضیان هستش؟
برین تو صف - ممنون -
.ببخشید. عذر میخوام برای کار قهوهچی اومدین؟
پاول؟ پاول کارپنتر؟
!خودتی
یه لحظه فکر کردم نیستی
فکر کردم دارم یه غریبه رو صدا میزنم
مانتی اسمیت گرگ
نگو که من رو یادت نمیاد
یادت نمیاد؟ یا میاد؟
با این قیافهت، نمیتونم تشخیص بدم
تو کلاس هم میشه این قیافه رو داشتی
اصول اخلاق قرن 18 و تاریخچه موسیقی درس میدادم
توی دانشگاه کینگ - من به دانشگاه کینگ نرفتم -
و توی دانشگاههای دیگه
اون موقع موهای بلند و ریش داشتم
همیشه بغل نویل مینشستی
آره - نویل بانمک -
با زانوهای شل و ولش
،به علاوه، مربی فوتبالت هم بودم !جناب آقای فراموشکار
!چه تصادفی
هنوزم اون لباس رو داری؟ ...همونی که
چی روش نوشته بود؟ باید برم
حال برادرت چهطوره؟ - من برادری ندارم -
بگذریم، باید برم. منم مثل تو ،مصاحبه کاری دارم
یه تصادف دیگه
خداحافظ - خداحافظ -
مانتی؟
...عالیه
!صبرکن
!جلوش رو بگیرین !جلوی اون سگ رو بگیرین
سلام؟
....سازمان لندن مرکزی
...با برترین قوانین کاری
ببخشید، ولی شما هم برای مصاحبه کاری اومدین؟
...روی در نوشته متقاضیان، ولی
،برای مصاحبه کاری جای عجیبیه
راستش قرار بود توی کافه ،مصاحبه داشته باشم
که کمی جالبه
میدونین اینجا کارشون چیه؟
یا دنبال چه موقعیتی...؟ ببخشید
کاری دارم انجام میدم که علاقهمند به صحبت کردن با من شدین؟
ببخشید؟ - واقعا باید تمرکز کنم -
ببخشید
البته. آره. باید تمرکز کنین
دارین نگاه میکنین
شاید منم... فقط باید نگاه کنم
ما همیشه در این موقعیت بودیم
و همیشه هم خواهیم موند
کار شما در شرکت جی دابلیو ولز به عنوان کارمند جدید
هیچوقت خسته کننده نیست
،دقیقا برعکس
کار شما ممکنه دشوار و گاها به لحاظ احساسی، سخت باشه
شاید خدماتمون رو تبلیغ نکنیم
،و نام خودمون رو برای همه جار نزنیم
ولی به این خاطره که به این کار نیازی نداریم
شهرت ما همین الانش هم ،به خوبی بین همه تثبیت شده [ حس میکنی شانس بهت رو آورده؟ ]
که به همین خاطر میتونیم در سایهها پنهان بشیم
و منتظر بمونیم تا پیشنهادات تجاری خودشون بیان سراغ ما
حالا که یکم درمورد کارمون
اینجا در شرکت جی دابلیو ولز و شرکا ،اطلاع پیدا کردین
امیدواریم که به تیم ما ملحق بشین
نه، فوق العاده بودی، عزیزم
آقای ولز خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بود
همهمون تحت تاثیر قرار گرفته بودیم - خیالم راحت شد -
میدونین، ایشون قهرمان من هستن
بله
موفق باشین! سخت نگیرین
این مصاحبهها فقط فرمالیته هستن
این موقعیت کاری صد در صد مال شماست
!پاول کارپنتر
چی...؟ من؟
اسمم رو از کجا میدونه؟
!زودباش
خب، اینجا چیکار میکنین؟
هرکاری از دستمون بر بیاد
صحیح
،آقا ولز، خانمها و آقایان هیئت رئیسه
ایشون پاول کارپنتر هستن
خب، خوشحالیم که پیش ما اومدی
ورودی فرعی ساختمون ...یکم پیچ در پیچه، ولی
ببخشید که سالن انتظار ساختمون در دست بازسازیه
برای اینه که با عصر جدید شرکت بزرگمون، همخونی پیدا کنه
شما هم بخشی از اون عصر جدید خواهی بود
واقعا؟ - خب، ممکنه -
،همه چی به دو دقیقه آینده بستگی داره
مگه نه؟
صحیح - چهطوره یکم بیشتر -
درمورد خودت بهمون بگی، پاول؟
راستش، حرف زیادی برای گفتن نیست
چهارتا مدرک عمومی دارم و دوتا مدرک سطح پیشرفته
درحال حاضر دنبال کار میگردم
مجرد هستم
با دوستم، نویل، زندگی میکنم
،که دو ماهه دنگ اجارهش رو نداده
،ولی نمیخوام به روش بیارم
با وجود این موضوع که این یعنی اگه به این کار نرسم، ما رو بیرون میکنن
خب، کلا هرکاری. خیلی غیر محتمله که توی این موقعیت کاری، قبول بشم
مخصوصا اگه مدام حرف بزنم
.ولی از این کار خوشم میاد هرچی که هست، به نظر جالب میاد
بگذریم، این خلاصهای از خودم بود
و چی باعث میشه فکر کنین برای این موقعیت کاری، گزینه مناسبی هستین؟
نمیدونم
خب، چی باعث شد که درخواست بدین؟
راستش تصادفی بود
ادامه بده
.راستش، آلارم گوشیم زنگ نزد روی شلوارم یه لک افتاده بود
و دوبار هم بند کفشم پاره شد
.یه سگ شالم رو دزدید توسترم به فنا رفت
یه نفر رو دیدم که توی دانشگاه بهم درس میداد
با این که اصلا ایشون رو به یاد ندارم
و بعدش افتادم دنبال اون سگ و سر از اینجا در آوردم
سرگرمیهاتون چی هستن؟ - ببخشید؟ -
توی اوقات فراغتتون چیکار میکنین؟
...خب، کل روزم اوقات فراغته
راستش
ولی یه زمانی ماکتهای سرباز رو رنگ میکردم
مال چه زمانی؟ - قرون وسطی -
همینطور ماکتهای فانتزی
غول و گابلین - گابلین؟ -
ماکتهای دوران ناپلئون رو هم امتحان کردم، ولی خیلی پر جزئیات بودن
صحیح
الان دیگه زیاد از این کارها نمیکنم
و چی در آثار چخوف رو بیشتر از همه تحسین میکنین؟
نمیدونم
:جوری که میگه مسیر تعیین شد، کاپیتان [ شخصیتی در سری پیشتازان فضا با نام مشابه ]
خیلی باحاله
ولی دیگه زیاد فرصت نمیشه این رو بگه
چخوف، نمایشنامه نویس
پیشتازان فضا
زبان دیگهای بلدین؟
توی مدرسه فرانسوی و آلمانی ...یاد گرفتم، ولی
الان دیگه چندان چیزی یادم نمیاد
ببخشید؟
کسیمیر درمورد روابط اجتماعیت پرسید، عزیزم
ببخشید؟
،داری به چی نگاه میکنی آقای کارپنتر؟
...ببخشید. هیچی
به نظر حواستون پرته
به کاغذ دیواری نگاه میکردم
ترکهاش به شکل نقشه لندن هستن
اون خط متروـه
اونم آزادراه ام 25
اونم پارک هاید
،به محض این که متوجهش میشین دیگه نمیتونین جور دیگهاش بهش نگاه کنین
شبیه یکی اون زیبابینهای جادوییه
خب، دیدار حقیقتا از یاد بردنی بود
،میشه تا بیرون همراهیتون کنم آقای کارپنتر؟
زحمتتون نمیدم... بخشید - مشکلی نیست. بیاین -
خب، ممنون که باهام ملاقات کردین
از آشنایی... با شما خوش وقت شدم
شنیدیم. ممنون
...تو
...همونجا بمون
همونجا بمون
حالت خوبه؟
ای وای من
ملت چهجوری توی این شهر کار پیدا میکنن؟
باید بری خارج. نویسندهای چیزی بشو
پاول کارپنتر، فردی فرهیخته
افراد فرهیخته معمولا بیشتر از 5 پوند تو جیبشون پولدارن
خانمی هم دیدی؟
نه
دروغ میگی. بگو ببینم
نویل؟
داستان چیه؟
آره، مبل دیگه اینجا نیست
آره، متوجه شدم
دارم نقل مکان میکنم
چی؟ همین الان؟ - ...ببخشید، آخه -
آخه تا به حال این حس ...بهت دست داده که برای این
،زندگی پر از کار، کرایه خونه، قبض، اتوبوس
مترو، قبض، کار و کرایه ساخته نشدی؟
...آره، البته. همه همچین حسی داریم
یه ایده فوق العاده دیشب ،تو مخم جرقه زد. با خودم گفتم: نویل
چرا برده این نظام هستی؟
،برو خونه و برگرد دانشگاه
فقط... دیگه از اونجا نرو
صحیح - و میدونی چیه؟ -
به محض این که این رو با خودم گفتم، حس کردم... آزاد شدم
خیلی برات خوشحالم
ولی من چیکار کنم؟ - ما همه اختیار داریم -
آزادی که خودت تصمیم بگیری
بدون در نظر گرفتن این موضوع که من کاری ندارم
و پدر و مادرم هم - نقل مکان کردن به فلوریدا آره، اگه این رو در نظر نگیریم -
!باورم نمیشه، نویل - میدونم، منم دلم برات تنگ میشه -
نه! چهجوری قراره بدون هیچ اطلاع قبلی، یه نفر رو پیدا کنم؟
اجاره هفته بعد رو میدم
اجاره دو ماهت عقب افتاده - ...شاید بتونی -
جی دابلیو و شرکا؟
امروز اونجا رفته بودم مصاحبه
ولی بهشون آدرس اینجا رو ندادم
،آقای کارپنتر عزیز
ممنون برای اون مصاحبه فوق العادهتون در ساعت 9:43 امروز
خیلی برجسته بود و همه ما تحت تاثیر قرار گرفته بودیم
درنتیجه خیلی خوشحال هستیم
که موقعیت کارآموزی همراه حقوق بهتون پیشنهاد بدیم
خیلی خوب خواهد بود اگه فردا صبح راس ساعت 9 صبح
برای کار، حاضر بشین
لطفا، از ورودی اصلی ...در پلاک 70 خیابان مری وارد شوید
یا خدا
!کار گیرم اومد
میبینی؟ درنهایت همه چی ختم به خیر میشه
!کار گیرم اومد
[ آینده شما، در دستان شما شروع میشه ] [ هیچ چیز تصادفی نیست ]
ممنون
!آقای رودن
لطفا توصیه نامهتون رو بدین
اتاق 1409
چی شده؟ برای نشستن کمک لازم دارین؟
...من نیومدم
خب رزی، نظرت درمورد سالن انتظار جدیدمون چیه؟
آقای ولز
،انتظار داشتم خوشم بیاد
ولی امروز صبح وقتی ،برای اولین بار دیدمش
قلبم پر از شور و هیجان جدید برای کارم شد
نمیتونم تشخیص بدم جدی میگی یا نه
،درمورد سالن انتظار جدید نمیتونم از این جدیتر باشم
!کارپنتر - سلام -
میبینم که کت و شلوار پوشیدی
بسیار عالی. میبینم که داری تلاشت رو میکن. آفرین
.سعی میکنی خودت باشی صد آفرین
ما اینجا همه یه خانواده بزرگ خوشحال هستیم. مگه نه، رزی؟
بله؟ - یه خانواده بزرگ خوشحال -
قراره با هم از سد کوهها رد بشیم، پاول؟
پاول. خیلی خب
خب، خیلی دوست دارم از سد کوهها رد بشیم
پاول کارپنتر
آخرین فرصتته که نظرت رو عوض کنی
آقای تنر، کارآموز جدید اومده
نه، همین الانش هم اینجاست، مامان
منظورم رزی بود
خب، تعدادشون زیاده
چون یکی دیگه اومده که به نظر هیچی
بارش نیست
فکر نکنم بتونین بهم بگین
که این شرکت واقعا چیکار میکنه؟
...کارپنتر
امیدوار بودم که مرده باشی
خب، دنبالم بیا
!زودباش - !دنیس -
پیرهنت
...صحیح
!زودباش. عجله کن
...محض رضای خدا
...نه، از اون طرف نه
...چرا آخه
همه این کارها قرار بود !تا کریسمس تموم بشن
!تا کریسمس
حالا... کارآموزها فقط به من گزارش میدن. واضحه؟
خیلی خب. بله
بله، آقای تنر
،حالا، جی دابلیو ولز شرکت بسیار محترمیه
و کمتر از کمال محض از کارمندانمون انتظار نداریم
واضحه؟ - البته -
البته، آقای تنر
حالا، در عوض، شما
برای مبتکرترین شرکت تاریخ کار خواهید کرد
!صبرکن
نترس
رد شدیم، صدمهای ندیدیم
پا به پام بیا، پسر جان
،حالا به خوبی گوش کن
،چون تنها چیزی که باید بدونی
،اینه که برای قرنها ...شرکت ممتاز ما، جی دابلیو
ممنون
،شرکت ممتاز ما، جی دابلیو ولز
خدمات گرانبهای زیادی رو
برای مشتریهای ما، ارائه داده، از جمله
...دقیقا متوجه حرفتشون نشدم
سکون یا حرکت موقتی
،و البته خدمت اصلیمون که تصادف سازیه
حالا، ما هیچوقت مشتری ناخشنودی نداشتیم
!بیا
و معتقدیم که در آینده هم نخواهیم داشت
،اگه تصمیم گرفتی که بمونی ،راس ساعت 9 صبح باید بیای
،ناهار در ساعت 1 و چای ساعت 3 بعد از ظهر
و ساعت 5 هم مرخص میشی
و برام مهم نیست چهقدر ،آدم خودشیرینی هستی
هیچوقت اضافه کاری نمیکنی
واضحه؟ - بله -
آقای تنر - ممنون -
قیافهت به آدمی میخوره که کامپیوتر داره
سر کار نیارش
!تندتر بیا
داخل این چهار دیواری، کار نمیکنن
،و مهمتر از همه مال آدمهای دهاتی هستن
سوالی داری؟ - ...درست متوجه نشدم چی گفتـ -
سوالی نداری. خوبه
شاید درمورد این که قراره اینجا کار کنی، هیجان زدهای
این طرز فکر اشتباهیه
تو در پستترین موقعیت ممکنی، آقای کارپنتر
به موقعیت پستتری نمیتونم فکرکنم
حتی کوچکترین هیرههایی
که داخل این موکت کثیفی که روش راه میریم، زندگی میکنن
از تو مهمتر هستن
،و درست مثل هیرهها
،هرچی کمتر دیده بشی بیشتر دووم میاری
صحیح
صحیح، آقای تنر
آقای تنر
حالا... هم اتاقیت
اون یکی الدنگ بیاهمیتی هست
که امروز اومده
کدوم الدنگ دیگه؟
این یکی
سوفی پتینگل
ایشون سروقت رسیدن
خب، همینجا منتظر بمونین. شاید یه نفر پیداش بشه کاری ازتون بخواد
چهطوره برای سوفی درمورد دوست دختر قبلیت حرف بزنی؟
یادم رفت، تاحالا دوست دختر نداشتی
راستی این حرفش حقیقت نداره
...قبلا یکی داشتم
راستش هیچوقت به هم دیگه ...دوست دختر و دوست پسر نگفتیم
بوی قهوه باعث میشه حالم بهم بخوره
بوی چی؟ ببخشید
...خیلی داغه، خیلی
گویا یه کار رو به هر دومون دادن
راستش، تقریبا مطمئنم که اشتباه کردن
بستگی داره دنبال چی بوده باشن
اگه دنبال یه آدم احمق که بلد نیست حرف بزنه بودن
،که هیچ استعدادی و ابتکاری نداره
صاف زدن وسط خال
منظورم با من صاف زدن وسط خال
نه شما. واضحه خیلی با استعداد هستی و احمق نیستی
میدونی اینجا کارشون چیه؟
چرا اون همه تایپیست لازم داشتن؟
...و اون نقشه بزرگ که روش
میخونه خوبی اونور خیابون هست که خوبه
فاکتور مهمیه، مگه نه؟ که بعد از کار، یکم نوشیدنی بخوری
یا وقتی به اهداف کاریت رسیده باشی یا فروش خوبی داشته باشی، یه چیزی بخوری
یا کلا همینطوری یه نوشیدنی بخوری
،پدرم هر روز بعد از کار میرفت میخونه
مادرم هم همینطور
نوشیدنیهای توجیهی
نوشیدنیهای توجیهی
،قبل از این کار جایی کار میکردی؟
این دیگه چهجور سوالیه؟
فقط میخواستم بدونم آیا همه کارهای دفتری اینطوری هستن یا نه
میدونی، همینطوری میشینی و منتظر میمونی یکی بهت دستور بده
یا شاید بتونی یه سری قوانین کاری رو بهم بگی
...میدونی، مثلا کِی باید
بری میخونه؟
چی؟ نه
مگر این که دلت بخواد بریم
البته که نه به صورت ناشایستی
...اگه بشه یه جوری این کار رو کرد
چون من نمیتونم. و راستش رو بخوای دلم هم نمیخواد ازت بخوام بریم سر قرار
و تو هم دلت نمیخواد ،کسی ازت این رو بخواد
یا از من بخوای، که خوبه
برای این کار، نرم افزار داریم
و قطعا قرار نیست داخل نرم افزار دوستیابیم دنبالت بگردم
به نظرم بهتره دیگه بس کنی - آره، به نظرم حق با توـه -
چی؟
سعی کرد تو رو ببوسه؟
نه - نه -
حیف شد
یه بچه اژدها ندیدی؟
برات یه کاری دارم
قراره این نقشهها رو بررسی کنی
و دور هر نقطهای که توش بوکسیت هست رو خط بکشی
فهمیدی؟ - و من چی؟ -
شما به ایشون کمک میکنی
قیافهت رو ببین
صورتت سرخ شده
روزهای اول، همیشه سختن
ولی من اینجام. اگه یه دوست واقعی نیاز داشتی
بگذریم، موفق باشی
...خب... بوکسیت یه جور
ماده معدنیه
.ازش آلومینیم میسازن گوش کن، پیتر
پاول - از این حرفم، بد برداشت نکن -
ولی من علاقه ندارم بعد از کار برم نوشیدنی بخورم
.یا بگم، سلام به همگی این همکارم، پیترـه
پاول - من داخل -
طرح ارتقا شغلی سریع ،به سمت مدیریتی هستم
،پس قرار نیست برای مدت زیادی با هم توی این دخمه دلگیر باشیم
...ولی در این حین، میشه لطفا فقط
بله. البته
...آره، فقط میخواستم درمورد این بوکسیت بپرسم
خب، چه کار مثمر ثمری بود
بوکسیتی پیدا نکردی؟
میای؟
خب، ناهار چی میخوای بخوری؟
خیلی دوست دارم یه کیک بخورم
منم خیلی کیک دوست دارم
راستش، شاید فقط یه لیوان قهوه بگیرم
فکر کردم از قهوه خوشت نمیاد
چرا این رو گفتم؟ من از قهوه متنفرم
!سوفی پتینگل یه کار کوچولو برات دارم
.تو هم اگه میخوای، میتونی بیای ولی کاری انجام نده
فکر نکنم بتونین بهمون بگین
کار این شرکت دقیقا چیه، درسته؟
کار خیلی راحتیه
اون زن، دیلیا برایسونه
...از روی اتفاق نشسته
املاش خیلی بده
صحیح. گویا این کار یکم پیچیدهتر از این حرفهاست
دیلیا داره کتاب تاوان از ایان مکیوئین رو میخونه
سوفی، ازت میخوام زیر نظر بگیریش
و وقتی رسید به جایی که سیسیلیا
میپره داخل حوض، بهم علامت بدی
وقتی که چیکار میکنه؟ - من اون طرف میشینم -
صبرکنین. شما از من میخواین بال سرش واستم و کتابش رو بخونم؟
البته که نه. این کار زشتیه
فقط از اونجا زیر نظر بگیرش
از کجا باید بدونیم که داره چی میخونه؟
این کار خیلی مضحکه
!وای خدا
حالتون خوبه؟ - آره -
بذارین کمکتون کنم
خیلی ممنون
...چه تصادف عجیبی
کارت خیلی خوب بود، سوفی
،پدر و مادرش برای این کار هزینه خیلی زیادی پرداخت کردن
اون دوتا فکر میکنن قسمت بوده
،و اگه همه چی خوب پیش بره این داستان رو برای نوههاشون تعریف میکنن
ولی... پس سوفی ذهنش رو خوند؟
.سوفی یه پیشگوـه گونه خیلی نادریه
به این خاطر توی یه طرح ارتقا شغلی سریع هست
و تو پاول، نیستی
به نظرم میشه بهمون گفت دانشمندان علوم ماورایی کاربردی
یا مهندسان ماوراالطبیه
،توی دپارتمان من ما غرایز یا احساسات باطنی
مشتریهامون رو برای مدتی تحت کنترل میگیریم
تا جوری تحت تاثیر قرارشون بدیم که تصمیم درست رو بگیرن
سوفی، مشتریهای بیشتری برات دارم
...پاول، میتونی برگردی به
هرکاری که میکردی
نقشهها - طرح ارتقا شغلی سریع -
...بوکسیت
فوق العاده
!کارپنتر
،به یه نقطه در دور دست نگاه کن
انگار که داری به افق نگاه میکنی
آره
حالا دستت رو یکم بالاتر از نقشه بیار
تا بتونی هنوز حسش کنی
ولی لمسش نمیکنی
آره
آره
آره، داره کم کم جمع میشه
اون یه نقطه ارتعاشه
با من بیا
کنتس تو رو با خودش برد به یه ماموریت؟
...خب، راستش کار خاصی نکردم، ولی
کارتون اینجا همینه؟ کاری میکنین مردم عاشق هم بشن؟
،آره، عاشق هم بشن، از هم طلاق بگیرن ،جاذبه رو کشف کنن، از یه شهر به شهر دیگه برن
،موتور احتراق داخلی رو اختراع کنن ...یه کافه جدید رو امتحان کنن
!حواست به اونها باشه
.ما غرایز باطینشون رو کنترل میکنیم حتی اگه شده برای چند ثانیه
ولی چرا؟
!آره، دقیقا
،نه به اندازه کافی تحسین میشیم نه به اندازه کافی بهمون پول میدن
هیچوقت از ما تشکر نمیکنن
چرا وقت با ارزشمون رو با کمک کردن به یه مشت عوضی نمک نشناس تلف کنیم
که به هر حال قراره یه روز بیوفتن بمیرن؟
ما در آستانهش قرار داریم، پاول
در لبه تاریخسازی
،قرار بود خیلی زود عملیات مفاد نهان رو شروع کنیم
بیپروا ترین کارزار تاثیر گذاری
در تاریخ
ولی به یه مانع کوچیکی برخوردیم
،و حالا وقت تو، پاول میتونی مشکلمون رو حل کنی
من؟ - ...آره، خب -
آره، ولی تو استعداد خاصی داری
فقط یه غیبگو ساده نیستی
من یه غیبگو هستم؟
پدر و مادرت حتما خیلی بهت افتحار میکنن
پدر و مادرش؟ به زور حتی میدونن که هنوز زنده است
،وقتی شش سالش بود پدرش توی شهربازی گمش کرد
بیست و دو دقیقه طول کشید که متوجه بشه
خونهشون هیچوقت چندان تمیز نبود
چون مادرش بیشتر اوقاتش رو
صرف سه تا رابطه پنهانیش میکرد
باباش نمیدونست
رابطه سومش با کی بود؟
ما نمیتونیم پدر و مادر خودمون رو انتخاب کنیم
پدر دنیس قیافهش شبیه یه وزغ له شده بود
پدرم یه آدم خودشیفته عاشق کنترل کردن بقیه بود
میدونی، جوری وانمود میکرد ،که فکر کنی یه رهبر صمیمی و مهربونه
ولی در خلوت، آدم شروری بود
،وقتی 12 سالم بود
من رو نشوند و یه خودکار داد بهم
و مجبورم کرد یه قرارداد بنویسم
،من، هامفری ولز خیلی قول میدم
که هیچوقت به پدرم خیانت نکنم
،و اگه خیانت کنم روحم مال او خواهد شد
.اون قرارداد رو نگه داشت هیچوقت از خودش دور نکردش
،من رو محبوس کرد ،ساکت نگهم داشت
مجبورم کرد که پسر مطیع و وظیفهشناسی باشم
اون قرارداد، ضمانت نامهش دربرابر من بود
،چهجور پدر دربرابر پسر خودش ضمانت لازم داره؟
،ما خیلی شبیه به هم هستیم من و تو
اینطوری فکر میکنین؟
ما رو دست پایین و دست کم گرفتن
حدس میزنم در این صورت آره شاید
،میتونم بهت اعتماد کنم
پارول کارپنتر از پلاک 57 خیابان رینگزورث از منطقه نانهد؟
،خب، توی پلاک 59 زندگی میکنم
ولی آره، فکر کنم میکنم میتونین بهم اعتماد کنین
من یه چیزی رو گم کردم
،یه چیزی که نه فقط برای من عزیزه
بلکه بیاندازه باارزشه
چه بد. آخرین بار، کجا دیدینش؟
خب، این مهم نیست
یه ساعت یا کیف پول نیست
یکی از قدرتمندترین و خواستنیترین قطعاتی هست
که در تاریخ وجود داشته
صحیح. وای خدا
مشکل اینجاست، که میتونه خودش رو پنهان کنه
مثل یه اختاپوس
مثل یه اختاپوس نیست
فکر میکنی ایشون همون کسی هستن که لازمش داریم؟
من ازت میخوام که پیداش کنی، پاول
،یه جایی تو این ساختمونه این رو میدونم
،ولی خودش نمیخواد پیدا بشه
پس باید تظاهر کنی که دنبالش نیستی
تظاهر کنم که دنبالش نیستم
تمام چشم امیدم به توـه
...چون این چیز
...چیزی که ازت میخوام پیداش کنی
یه درـه
بله. ممنون، دنیس
،یه درـه. یه در قابل حمل اگه بخوایم واضحتر بگیم
...قابل حمل
نباید این موضوع رو به هیچکس بگی
حتی به عشق نوشکفتهت - ...ما قطعا عاشق هم نیسـ -
باید پیداش کنی. برای عملیات مفاد نهان
و عصر جدید شرکت، حیاتیه
به نظرت میشه گفت همه چی به موفقیت ایشون در پیدا کردنش وابسته است؟
بله، به نظرم همه چی به موفقیت ایشون در پیدا کردنش... وابسته است
در من رو پیدا کن
باشه - پسر خوب -
چهجوری؟
تو این موهبت رو داری
دست تقدیر ما رو پیش هم آورده
حالا وقت توست که بدرخشی
پس... برو بدرخش
...و پاول
فقط برو در رو پیدا کن. به همین راحتی
!بیا اینجا، در !زودباش، در خوب
دنبال چیزی میگردی؟
نه
به نظر میرسه که دنبال یه چیزی هستی
فکر نکنم. نه
چندان مطمئن نیستی، مگه نه؟
یادته کی هستم؟
هیچی یادت نیست
،من نینکا ون اسپی هستم
شمکم، پماج
پاول - شمکم مخفف -
عضو محفل کاروزان معجزهگر هستش
صحیح - گفتنش با لکنت زبون خیلی سخته -
و پماج هم مخفف
پاسدار منشور اخلاقی جادوگران هستش
که یعنی اگه شنیدی از جادو
،داره استفاده غیرقانونی میشه باید بیای پیش من
چیزی شنیدی؟
کار جدیدت چهطوره؟
سوفی خیلی دختر خوبیه
،اگه میخواستی براش کادو بخری
یه شال بافته کوچیک
یا یه چراغ قوه با کیفیت رو پیشنهاد میدم
و تحت هیچ شرایطی
،نباید بعد از خوردن شیرین بیان اون رو ببوسی
...ما با هم نیسـ - از شیرین بیان متنفره -
آقای ولز به نظرت چهطوره؟
رئیس فوق العادهایه. صادقه
این پایین رو نگاه کن، عزیزم
آقای ولز، ظاهر و باطنش یکیه
نه، با ریاست هامفری
هیچ نگرانی ندارم
،داری به چی نگاه میکنی چشمچرون؟
ببخشید؟
با هم، ارتباط کاری نزدیکی دارین؟
نه راستش. نه
حب، امیدوارم که این فرصت نصیبت بشه
به نظر خیلی ازت خوشش میاد
که برای همه ما خیلی عجیبه
کمی آدم سادهای هستی، مگه نه؟
قطعا نظر من رو که جلب نکردی
بگذریم، باید برم
شاید بهم ثابت کنی که در اشتباه بودم
!ساعت پنج عصره !برو خونه، پاول
نترس. این فقط یه خوابه
تو کی هستی؟ - من کسیمیر ساسلویچ هستم -
توی اتاقم چیکار میکنی؟
.اینجا اتاق تو نیست اینجا خوابی از اتاقته
که من توشم - چرا؟ چهجوری؟ -
کارم همینه. به نظرم این بهترین راه برای پیدا کردن حقیقته
حقیقت؟
چون همه ما در عجیبم
که چرا آقای ولز تو رو استخدام کرده
،من میتونم روی نقشه بوکسیت پیدا کنم
...شما - منتظرم حقیقت رو بشنوم؟ بله -
این شرکت، 107 سال پیش از کسب و کار بوکسیت زد بیرون
چرا تو رو استخدام کرده؟
نمیدونم چی بهتون بگم. جدی میگم
،من... فکر کنم در من استعداد نهانی دید
...و ایشون
...چی
چی شده، پاول؟ پات درد میکنه؟
چرا استخدام شدی، پاول؟
مطمئن نیستم صدام رو میشنوی یا نه
حالا میتونی صدام رو بشنوی؟
چرا تو رو استخدام کرده؟
نمیتونم بگم - میتونم بلاهای بدتری سرت بیارم، پاول -
،میتونم حالا که اینجام بلاهای خیلی بدتری سرت بیارم
ولی مگه این فقط یه خواب نیست؟
!چرا، فقط یه خوابه
ولی اتفاقات، میتونن عواقب واقعی داشته باشن، پاول
،میتونم کاری کنم لخت بشی
بری بیرون یکم قدم بزنی
این کار رو نمیکنی
میتونم کاری کنم یکم به خودت بشاشی
راستش، خیلی به خودت بشاشی
!خیلی خب
!ازم میخواد در قابل حمل رو پیدا کنم
...که این طور
هامفری در قابل حملش رو گم کرده
نمیدونم کارش چیه
آخه خب، چرا اینقدر میخوادش؟
اون مثل رو شنیدی که میگه
فقط از یه راه میشه رفت به بانک مردگان؟
نه، راستش. تنها راه رسیدن به بانک مردگان، چیه؟
با مردن
خب، کاشف به عمل اومد که این حرف کاملا درست نیست
یه راه دیگه هم هست
بانک چی؟
هنوز داری خواب میبینی
میتونم کل وقتم رو با تو صرف کنم
من عاشق وسایل دفتری هستم
همیشه دلم میخواد یه تصادفی ساز
کارم اینه؟
کارم اینه؟
اومد
صحیح. فقط تظاهر کن که دنبالش نیستی
[ بانک مردگان ]
فقط گابلینها وارد بشن ،بقیه گونههای زنده قبل از ورود ] [ به دنیس تنر گزارش بدن
بهت اجازه دادم که بیای پایین؟
بذار فکر کنم. بهت اجازه دادم بیای این پایین؟
!نه، اجازه ندادم
...ببخشید، آقای تنر. من
،فکر کردم شاید اینجا ...جای خوبی باشه که دنبال
میدونین دیگه
چی رو؟
در قابل حمل بگردم
در قابل حمل
برای یه کارآموز، پروژه بزرگیه
راستی، کارت چهطور پیش میره؟
به نظرم از پسش برمیام
،اگه من جات بودم، کارپنتر
همین الان بیخیال میشدم
چون وقتی در انجام این کار ،شکست بخوری، و بدون شک خواهی خورد
نمیشه بلایی که آقای ولز سرت میاره رو با کلمات توصیف کرد
دو کلمه به فکرم رسید
دل و روده
چندتا دیگه، سوراخ سوراخ کردن
.قیمه قیمه کردن کم کم داره یادم میاد
،،سرخ کردن، آبپز کردن
ممنون - پوست کندن، کباب کردن -
...فکر کنم منظورتون رو فهمیدم - دل و رودهات رو در آوردن -
لعنتی
،میدونم احتمالا سوال احمقانهای هستش
ولی کی اون پایینه؟
گابلینها
چندین قرنه که باهاشون کار میکنیم
.انسانها رو تعقیب میکنن شبها تو رو زیر نظر میگیرن
.ازت میدزدن روزت رو خراب میکنن
اساسا میشه گفت عقده روانی دارن
و از این عقده استفاده میکنیم تا تصادف به وجود بیاریم
از مسئول خشکشویی بپرس
میشه این پوستر رو روی دیوارشون بزنی یا نه
تا چند روز دیگه، عموزادهای که خیلی وقته ندیدتش، قراره بیاد
ببخشید. سلام
میشه این پوستر رو بچسبونم؟
دوستم سگش رو گم کرده - البته، عزیزم -
خیلی ممنون. واقعا لطف کردین
خیلی خب. روز خوبی داشته باشین
شما هم همینطور، خداحافظ
،سگ گم شده به نام دانکن ] [ با جنی تماس بگیرین
.مطمئنم که متوجه شدی این شرکت با خودش در جنگه
از زمانی که جان ولز، به طرز مرموز و مشکوکی
،ناپدید شد
شرایط عوض شدن
،همون روزی که آرتور، پدر دنیس هم ناپدید شد
،پسر اون دو نفر، یه نقشهای دارن
و فقط هم بازسازی نیست
،نمیدونم چی یا کِی
حتی مطمئن نیستیم چرا ،دوست ژولیده پویلدهت رو استخدام کرده
ولی همه اینها یه جوری بهم مرتبط هستن
فکر نکنم خودش بدونه چرا استخدام شده
...آخه خب، خیلی خوش برخورده، ولی
...واقعا نمیتونم تشخیص بدم وقتی داره
آدم آشفتهای هستی، مگه نه؟
تو میتونی باطن افراد رو خیلی خوب درک کنی
میتونی پیشگو فوق العادهای بشی
ولی درون خودت قابل درک نیست
مثل اینه که دوتا غریزه درونت در حال جنگن
چیزی هست که باید بدونم؟
...من
...فکر نمیکنم
...فکر کنم من فقط
به قول خودت... آشفتهم
نمیدونم چه اتفاقی داره واسهم میفته
آهنگهای جاز گوش میکنم قهوه مینوشم، که ازش متنفرم
یهویی به بادکنک علاقه پیدا کردم
دیگه نمیدونم کی هستم
خیلیعالیه، باید برام مهم باشه؟
میخوام نظرم رو عوض کنم
خب، حیف که قرارداد رو امضا کردی
همهچیز مرتبه؟
چی؟
ساعت 4:53 ـه
هفت دقیقه دیگه باید ساختمون رو ترک کنین
مشکلی نیست
میای؟
آره
بهنظر میاد مکالمه پر تنشی با تنر بود ؟
فقط یه اختلاف درمورد قرارداد استخدامم بود
نمیخوای که بری؟ - کم کم دارم فکر میکنم باید برم -
این خیلی بد و ناراحت کننده میشه
چرا؟
...چون اونوقت کی ازت محافظت کنه در مقابل
دقیقا
فقط خدا رو شکر منگنه نیستی
یهویی... واقعا
دلم
آبنبات شیرینبیان
خواست
مگه ازش متنفر نبودی؟
آره، بودم ولی الان عاشقشم
اومم، خیلی مزه شیرینبیان میده
نمیخوای یه نوشیدنی بخوری؟ - آره، لطفا -
نمیدونم چرا اون رو خوردم چطور یکی میتونی همچین چیزی بخوره؟
من از آبنبات شیرینبیان بدم نمیاد
آره، ولی شبیه یه حسابدار 12 ساله لباس میپوشی
واقعا؟
متاسفم
گوش کن... همهچیز مرتبه؟
آره
خوبه
فکر با خودم گفتم
تا حالا باید مدیر عامل میشدی
آره
نمیدونم بابت ارتقا شغل سریعم شکرگزارم
...و همینطور کنتس، ولی
ولی اگه جنبه منفیش ارزشش رونداشته باشه چی؟
خب، حالا اون جنبه منفیش چی هست؟
همیشه خدا بیچاره باشی؟
من بیچاره نیستم من جاهطلبم
تو نمیفهمی، پاول
میدونی تو از اینکه کل روز به نقشهها نگاه کنی خوشحالی
و چیز دیگهای نیاز نداری ...کاش من
اوه خدای من
داری کارای بیشتر میکنی
چی؟ - چی کار میکنی؟
چی؟ هیچی نمیتونم بگم. هیچی
آقای ولز وظیفه مهمی رو بهم سپرده ولی نمیتونم درموردش چیزی بگم
بهنظر خیلی براش مهم بود
...چون من تنها کسیام
تو تنها کسی هستی که چی؟ - نمیتونم بگم -
باشه
خب، باشه فقط مواظب باش
مواظب چی؟
اون، هامفری، آدم نرمالی نیست
و کنتس مدیر دفتر معمولیته
الکی چیزی رو ازت نمیخواد، پاول
جدی، قضیه این همه تنفر از هامفری ولز چیه؟
اون آدمهای بیگناه رو نمیاندازه توی حوض
خیلی سادهلوحی ما میدونیم قضیه بزرگتر
از شروع دوباره و بازسایه - این "ما"ـیی که میگی کی هستین؟ -
تازه، کنتس فکر میکنه اون بابای خودش رو ناپدید کرده
خب، جان ولز کجاست؟ - نمیدونم -
باز نشسته شده
...فقط
دیگه بهت هشدار دادم
شاید حسادت میکنی
شاید نمیتونی این رو تحمل کنی
گه مدیرعامل من رو دوست داره نه تو
همیشه اینقدر مغرور و خود بزرگبین بودی؟
شاید من روی دور سریع رسیدن به موفقیتم
دور سریع؟
تو روی دور معمولیای، حقیقت تلخه
باور کن نیستی، فقط خیلی درگیر این شغل شدی
یهو توی گمنام رو مدیرعامل انتخاب نیاورده
چون نمیتونستن یه پسر تقریبا باهوش
خوش قیافه انگلیسی دیگهای رو توی شهر لندن پیدا کنن
اگه مدیر ازتو میخواد چیزی رو پیدا کنی
چون نمیدونم باهات چی کار کنن
باشه، خیلی خوش گذشت
بیا حتما دوباره انجامش بدیم - آره -
ایناهاش
از سرقراری از جهنم؟
چی؟
بیا بریم مشروب بخوریم" "و سر همدیگه داد بزنیم
هی، صبرکن - اصلا باحال نبود، رومئو -
اصلا باحال نبود
پاول! کسیمیر ساسلویچ
توی مصاحبهت هم رو دیدیم
خب، امیدوارم خوب با کار سازگاز شده باشی
زود باید برم
درسته امروز روز موعوده، پاول
امروز چه روزیه؟
میشناسمت - شبیه خیلی از مردمم -
مانتی، قبل از مصاحبهم هم رو دیدیم
کی میدونه؟ بههرصورت برگرد برو بالا
...فقط میخوام پایین رو - خب، نمیتونی -
چرا نه؟ - چون جزئیات رو ندارم -
تنها چیزی که بهم گفتن اینه "نذار کسی بره توی زیرزمین"
ولی اون پایین فقط یه کمد قدیمیه
منم همین رو گفتم، کمد - تو گفتی زیرزمین -
نه، گفتم کمد - قطعا گفتی زیرزمین -
لطفا به آقای تنر نگو من این رو گفتم
چرا نه؟
چون خیلی خلاقانه مجازت میکنه
تو بهم تاریخچه موسیفی
یا مربیگری فوتبال یاد ندادی، نه؟
نه
میخواستی مصاحبهم رو از دست بدم
آره، همینطور که بهم دستور داده بودن
به اقای تنر نمیگم گفتی زیرزمین
خیلی با معرفتی
البته اگه بذاری برم اون پایین
[ معجون دور کردن عشقشون ]
[ فرد بیعلاقه رو عاشق خودت کن ]
پیدات کردم
خانومها و آقایون، دوستان عزیزم
اگه میشه بهم توجه کنین ممنون
چیزی که قراره ببینین
...و مبالغه نیست اگه بگم
قراره دنیا رو برای همیشه عوض کنه
میدونین، برای قرنها
ما در جی دابلیو ولز در کار
تغییر زندگیهای کوچک به روشهای کوچک بودیم
خیلی دوستداشتنیه
همیشه به این فکر میکردم که این روش عجیبی برای هدر دادن استعدادمونه
پس وقتی پدرم ناپدید شد گمان میره که مرده باشه
تصمیم گرفتم این فرصتیه که منتظرش بودیم
فرصت مناسب روبهروی چشممونه
التماس میکنه ازش استفاده کنیم
[ مراسم خصوصی ]
همیشه برای مشتریانمون
خدمتی فراهم میکنیم
چی میشه اگه مجبورشون کنیم اونها بهمون خدمت کنن؟
اگه اونها رو به محصول تبدیل کنیم چی؟
،آقای تنر بیاین موش آزمایشگاهیمون رو ببینیم
لطفا دور اینجا جمع شین
چیزی دارم که میخوام بهتون نشون بدم
سوفی، چندتا سوال کوچیک دارم
فوبیا یا ترس خاصی داری؟
بادکنک، که خیلی عجیبه
از قهوه خوشت میاد؟ - اصلا، ببخشید -
سبک خاصی از موسیقی رو دوست داری؟
از همهچیزی خوشم میاد فقط جاز نباشه
وقتی کلمه آبنبات شیرین بیان رو میگم
چه چیزی به ذهنت میرسه؟
تقریبا داشتم اوق میزدم
...این مصاحبه ارتقا شغلیمه
همینجا نگهش دار
بعد از اون مصاحبه
تونستیم به این مشتری جوون رو تحت تاثیر بذاریم و کنترل کنیم
نمیدونم چه اتفاقی برام داره میفته
آهنگهای جاز گوش میکنم قهوه مینوشم، که ازش متنفرم
یهویی به بادکنک علاقه پیدا کردم
دیگه نمیدونم کی هستم
ممنون، دنیس
صبرکن
[ پاول کارپنتر، کارآموز ]
اگه میتونیم این کار رو
با یه فرد جوونِ تحصیل کرده
مصمم و با اراده بکنیم
فکر کن با عوام مردم چی کار میتونیم بکنیم
قیمت دارایتون سر به فلک میکشه
مشتری ثابتهاتون دو، سه، چهار برابر میشه
راجرتون راحت انتخابات رو میبره
چطوری این کار رو میکنی؟
با یه قرارداد الزام آور ساده
که حتی نمیدونن امضاش کردن
در - همینطور که سوفی نمیدونست -
من اراده مردم رو بهتون میفروشم
!در
میل و خواستهشون رو بهتون میدم
حس و شَم درونیشون رو دو دستی تقدیمتون میکنم
چون اینجا توی جی دابلیو
...تاثیر
اوه
ممنون دنیس
تاثیر گذاری تصادفی نیست
[ در قابل حمل برای فعال سازی بالا بگیرید و بگویید تق تق ]
[ و قبل از باز کردن در واضح مقدتان رو بگویید ]
تق، تق
باشه
تق، تق
چرا درحالی که پذیرایی میشیم این کار رو ادامه ندیم؟
آقای تنر؟ دنیس
سوپرمارکت
پاول
کسی دنبالته؟ - نه، مشکلی ندارم -
داری نفس نفس میزنی بهنظر میرسه ترسیدی
...نه، فقط مشتاقم برگردم سر کار
...پس، بههرصورت ممنون برای
پاول
اگه پیداش کنی باید سراغم خودم بیای
درسته
پاول
باید کدورتها رو رفع کنیم
درمورد چیزهایی که دیشب گفتم متاسفم
ولی فکر میکنم اساسا آدمهای متفاوتی هستیم
و بعضی از افراد نباید باهم وقت بگذرونن
هی، چته؟
دارن ازت فیلم میگیرن، از ما
چی؟ - تو -
دارن کنترلت میکنن سوفی
چی داری میگی؟
یه چیزی درمورد قرارداد گفت
...دیدم
پیداش کردم - چی رو پیدا کردی؟ -
این رو
یه حوله پیدا کردی؟
این رو ببین
تق، تق
این یه دره
آره
آمادهای؟
سوپرمارکت
...این
یه چیزی درست پیش نرفته
سلام؟ - اون کیه؟ -
صبرکن دارم میام، لطفا نرو
صدای کی بود؟
قبل از باز کردن در مقصدت رو اعلام کن
باشه، اشتباه از من بود
تق تق
...باشه، س
آپارتمانم
در قابل حمل
این آپارتمانته؟
آره
راستش خیلی تمیز و مرتبی
چی؟
پس هرجا بخوای میره؟
این تبدیل به بهترین شغل دنیا شده
قبل از اینکه این کار رو بکنی، میشه
تق، تق - باید بهت بگم چی دیدم -
عالیه - یه مصاحبه با تو بود -
یه سری آدم داشتن نگاهش میکردن - بیا -
♪ خوشگل کوچولو
بیا این بالا
ما روی بالاترین نقطه دنیائیم
چشمات رو ببند
نه، گوشهات رو
♪اوهووممم ♪
فیجی؟ - نه -
جامائیکا؟ - یه جای گرمتر -
♪ کوچولوی خوشگل بیا باهام حرف بزن
♪ دوستداشتنی ♪
یوهوو
♪ اووه
♪ اوه
واقعا؟
♪ میخوام یه داستانی ♪
[ عجایب و شگفتیهای دنیا ]
♪ که خیلیوقت پیش اتفاق افتاده رو بگم
♪کوچولوی خوشگل ♪
این هفته سرم شلوغه
تو باید به این مشتریها برسی، باشه
♪ اوهه، اووه
♪ اوهه، اووه
♪کوچولوی خوشگل ♪
♪ بیا باهام حرف بزن
♪ آهای دوستداشتنی ♪
♪ بیا بنشین بهروی زانوم
♪ اوهووممم ♪
اون رو ببین عالیه
خیلی باحاله
اینجا خیلی قشنگه
از بین جاهایی که رفتیم کجا رو بیشتر دوست داری؟
...جای مورد علاقهم
سوال واقعا سختیه، نمیدونم
چرا من همیشه باید اول جواب بدم؟
بهت گفته بودم برای سه سال پیاپی
قهرمان رقص دو نفره جنوب شرقی کشور بودم؟
نگفته بودی
برای سه سال، جدی میگم - خیلی خوب مخفیش کردی -
خب نمیخواستم پُز بدم
اینجوری نمیخواد بگی راستش کارت خیلی هم خوبه
[ سگ گمشده، با جنی تماس بگیرید همراه با مژدگانی ]
باورم نمیشه
اگه بهت میگفتم میتونم ذهن خونی کنم چی؟
واقعا؟
دارم به چی فکر میکنم؟
"خدای من پاول خیلی خوشقیافه و باحاله"
شاید بهتره همینجا بمونیم
هر روز غذای دریایی تازه بخوریم
آره... فقط من از ماهی متنفرم
ولی خودت رو نمیشناسی، درسته؟ شاید دوست داشته باشی
یا شاید بتونیم از در قابل حمل برای صرف ناهار استفاده کنیم
و هر روز به یه جای متفاوت بریم
و اونجا
یه خونه کوچیک بسازیم
ازت خوشم میاد
جدی میگم خیلی زیاد
...که عجیبه چون تو خیلی
ولی از وقتی اون قرارداد ارتقای شغل مسخره رو امضا کردم
احساس میکنم
اون بخش از من رو کاملا تحت کنترلم دارن
...غرایزم و
قلبم رو
به احساسات خودم اعتماد ندارم
نمیدونم احساساتم بهت واقعیه یا نه
خب، باید این قراردادی که امضا کردی رو پیدا کنیم
چرا؟
تا بتونیم یه جوری نقضش کنیم
تا بفهمی واقعا کی هستی
و احساس واقعیت نسبت به کیک و موسیقی جاز چیه
و مخصوصا
آبنبات شیرینبیان
ولی چطور نقضش کنیم؟
خب، نمیدونم ولی باید امتحانش کنیم
تق، تق
باید اول دفتر هامفری رو بگردیم
بعد از کار
کارآموزها
...یه شایعهای پخش شده و من امیدوارم
چرا اینطوری لباس پوشیدین؟
...ما - تم لباس پارتیه -
برای امشب - دیشب، مهمونی با تم لباس ساحلی -
مهمونی خوبی بود خوش گذشت
میدونین تو چه شرایط خطرناکی هستین
فقط همین یه بار رو میگم دیگه بعدش خودتونین و خودتون
تاش کنین بذارینش بیرون دفتر آقای ولز
بذارین برین و هیچوقت برنگردین
و اگه خوش شانس باشین
اینقدر سرش شلوغ باشه که به خودش زحمت نده بیاد بُکشتتون
خبر داره ولی هیچ کاری نکرد
راست میگه، آره؟ باید بذاریم بریم؟
باید قراردادت رو پیدا کنیم
و بعدش چی؟ پارهش کنیم؟ - نمیدونم -
ولی باید یه کاری بکنیم
امشب دوباره برمیگردیم
باشه
شب خوبی داشته باشی - شب بخیر -
نگفتی دفتر هامفری؟
چرا گفتم
اینجا دفتر هامفری نیست
کلی پرینتر اینجاست
در میخواست ما به اینجا بیایم
حالا شخصیت هم برامون داره؟
لعنتی - چیه؟ -
رفته
فقط... مراقب باش
دفعه قبلی که اینجا بودم
این پرینترها همه داشتن برگه چاپ میکردن
ولی نمیدونم چی
اینها مفاد و شرایطن
چیزهای که میزنی قبول میکنی ولی هیچوقت نمیخونیشون
"عملیات مفاد نهان" [ جزئیات و مفاد مهم که ریز در پایان قرارداد نوشته میشود ]
هامفری بهش اشاره کرد
این یه جیغ خوب بود یا بد؟
امیدوارم خوب بوده باشه؟
همهشون باهم فرق دارن
این یکی مال عضویت باشگاهه
این یه بلیط قطاره
یه قرارداد اجاره ولی چرا جی دابلیو وصولشون میکنه؟
شاید منم همین رو امضا رو کردم
باید به دفتر هامفری بریم
این چی بود؟
نمیدونم
!سوفی
راضیم نفهمم چی بوده
و میدونی فقط بچسبیم به نقشه
باید حداقل یه نگاهی بندازیم
واقعا نیازه؟
...یک، دو
!سه
تق، تق
دفتر هامفری
به حرفمون گوش نمیده
"ریپای مورتورم"
"بانک مردگان"
"فقط یک راه"
این توی خوابم بود
یه چیزی درموردش گفت
فکر کنم این رو دیدم
توی پرینت مفاد نهان
ایناهاش، بان مردگان
با انتخاب گزینه موافقم
با امضای خود رضایت میدهم" روحم، تمام روحم
و در نتیجه تمامی خواستهها احساسات درونی و نیازهایم رو
در اختیار جی دابلیو ولز و شرکت دهم
تا برای همیشه در بانک مردگان نگهداری شود
برای ابد و یکروز در تمامی سرزمینها و جهانها
عملیات مفاد نهان
هامفری و دنیس - دارن روح مردم رو میدزدن -
روحم رو دزدیدن
و حالا هامفری غرایز هرکسی
که امضاش کنه یا موافقم رو انتخاب کنه رو در اختیار میگیره
ممکنه برای میلیونها نفر اتفاق بیفته
[ لیورپول ]
سوفی؟
[ وایت چپل ]
شاید بهتره بریم اینجا
باشه؟
فقط قدم بزن
حرکت ناگهانی نکن
[ هایدپارک ]
چیزی برای ترسیدن نیست
فقط بیا اینجا
آروم
برو
این باید راه خروج باشه
پاول؟
سوفی برو، از اینجا
برو
خوبی؟ - آره -
آره، تو خوبی؟
آره
بهتون اجازه دادم بیاین این پایین؟
بذار فکر کنم، نه ندادم
آقای تنر اینجا پُر شده از
موجودات زشت و وحشتناک
حرفت خیلی زشته
...اینها تنها دلیلی هستن که
بعد از ساعت کاری نباید این پایین بیاین
قبلا بهتون هشدار داده بودم
تو یه گابلینی؟
زحمت کشیدی که متوجه شدی
شما انسانها خیلی احمقین
کل زندگیت مراقبت بودم، کارپنتر
اگه بهخاطر گابلینها نبود
هنوز ککهای پشت هم رو میکندین
و تا آخرعمرتون مثل وحشیها غذا میخوردین
و با اینحال توصیه سادهم رو نادیده گرفتی
...حالا
بدهش بیاد
دنیس، بسه
آقای ولز
خیلی بیشتر ازت انتظار داشتم پاول
بعد از ساعت کاریه کاملا تحت کنترل دارمش
چی کار کردی؟ اینقدر روشون تف کردی که تسلیم شدن؟
مرتیکه لزج
انگلِ کثیف - کیف رو بهم بده -
به وزغهات بگو گم شن - چطور جرات میکنی؟ -
بگو برن - ازت نمیترسم -
این پایین قلمرو منه
مراقب باش، دنیس
باید خیلی با دقت فکر کنی
یه گابین فاضلاب
یه جادوگر بزرگ رو به چالش میکشه؟
آقای جادوگر بزرگ
بدون ما هیچی نیستی
کی مشتریهات رو ردیف میکنه؟
کی خر حمالیهات رو میکنه؟
و اونوقت تو چی کار میکنی؟
بدون کار و جایی برای زندگی؟
بدون منبع نامحدود کبوترهای خوشمزه؟
برشون گردون
برشون گردون - تق، تق -
در - یه جایی رو بگو -
هیچی نگو -
کسی که در رو میبنده نگهش میداره
سعی کردم یه چیزی بگم ولی هامفری جلوم رو گرفت
کی هستی؟
دارینش؟ - باید از اینجا بریم -
همونجایی که هستی بمون
مراقب باش، پاول
نمیتونی هیچجا بری
مگه این که داشته باشیش وگرنه نمیتونی بری
چه خبره، پاول؟
تو کی هستی؟ - ندارینش، نه؟ -
در قابل حمل
...داشتیم، ولی
...صبرکن! چهطور بریم بیرون
صبرکن باید بریم بیرون
کسی که در رو میبنده نگهش میداره
منظورت چیه کسی که در رو میبنده
هامفری در رو بست پس اون نگهش میداره؟
دورمون پُر از دره یکیشون باید در خروج باشه
عافیت باشه
شما توی دنیای زیرین هستین
هیچ در خروجی از این دنیای زیرین نیست
تو جان ولزی
تو روح هامفری رو داری
این رو از کجا میدونستی؟
مجبورش کردی روحش به تو بده قردادت همینه
بچه خبیثی بود، خیلی بد
نیاز به یه تضمین داشتم
پس میتونی کنترلش کنی؟ مجبورش کنی آزادمون کنه
فکر نمیکنی همچین چیزی توی این همه سال به ذهن خودم میرسید؟
قرارداد رو دارم ولی بیفایدهست
اگه نتونم به بانک برسونمش
...بانک مردگان
یه لحظه صبر کن
تو قرارداد روح هامفری ولز رو داری
و اگه به بانک ببریمش، اون مال تو میشه؟
آهان
واقعا ریشه مشکلمون رو پیدا کردی
پس برای همیشه اینجا گیر افتادیم؟
آره
میتونم یه راه خروج پیدا کنم
کارم همینه
در خروجی از جهان زیرین نیست فقط در ورود هست
من هم مثل شما از این کار خوشم نمیاد ولی باید انجام بشه
باید بشه، سگها
پروندههاتون رو هل بدید
سگهای پا کوتاه
پس هامفری از در قابل حمل استفاده کرد
تا روحم رو به بانک مردگان ببره
و تا من رو به دام بندازه
ولی بعدش گم شد و اون به پاول برای پیدا کردنش نیاز داشت
نه
چطوری اینجا گیرت انداخت؟
گولم زد
از بچه اژدهام برای کشوندم به اینجا استفاده کرد
یه حقهی خیلی ساده نباید گولش رو میخوردم
کارش خیلی ظالمانه بوده
من رو با کتابهام تنها گذاشت
چرا؟ - تا یه چیزی برای خوندن داشته باشم -
منظورم اینه، چرا اینجا؟
تنها جاییه که میتونه یه جادوگر بزرگ رو نگه داره
تا ابد اینجا حبس میشم
برای شما فرق داره
شما بعد از چند روز گرسنگی و تشنگی از پا درتون میاره
و بهطرز فجیعی میمیرین
و من میمونم با دوتا جسدِ در حال تجزیه
که جای برای دفن کردنشون ندارم
خوبم
یه چیزی پیدا کردم
این یکی به یه جایی ختم میشه
ممکن نیست
آزادم
...من
پاول کارپنتر شاید بیشتر از غیبگوی ساده باشی
...شاید تو یه
آره، بیاین بریم یهکم جلوتر
شاید یه چیام؟
کاش جملهش رو تموم میکرد
آقای ولز زندهاین
اره، کاملا، رُزِی
متاسفانه ممکنه دیر اومده باشین
درسته، حالا دیگه به شما دوتا بستهست
این رو به بانک مردگان ببرین
این کنترل هامفری رو به من میده
راستش باهاتون میام
رزی، شوهرت رو بیار
فقط دنبالم بیاین
غولهای حال بهم زن
اینها همون قراردادهائن تموم روحها
در باید توی همین نزدیکی باشه
دنیس، بگو تن لششون رو تکون بدن
یا نیاز به مشوقهای بیشتری دارن میدونی که خیلی خلاقم
تکون بخورین، شنیدین آقای ولز چی گفت
...شنیدین
تو فکر کردی چه غلطی داری میکنی؟
وقت استراحت تمومه، فکر کردین اینجا کجاست؟
فورتنوم و میسونِ تخمی؟
و تو کون گشادت رو تکون بده
همه راه بیفتین
اینجا که پاریس نیست
مهمونی که نیومدین
در بانک بازه
قراردادت داخله اونجاست
هامفری کجاست؟
بسپرینش به من
فقط این قرارداد رو ببرین داخل بانک
وقتی واریز بشه، اون مال من میشه
...خب، خب
عجله کنین، بجنبین
آقای ولز اینجاست
سلام، پدر
برین
بانک که منتظر کسی نمیمونه برگردین سر کارتون
آروم باشین
برگردین سر کار
پاشو، از اونجا بلند شو
!سوفی - پاول، دره -
ببرش به بانک
بگیرینش - !در، پاول -
از روم پاشین
خیلی ناشایسته، از روی اون مرد بلندشین
پاول
کنتس، بهت نیاز داریم
هامفری داره میلیونها روح رو میدزده
و حالا میخواد جان ولز رو بکشه
اریک؟ خوبی؟
سوفی
ولم کنین
خوبی؟
اقای تنر - بله؟ -
کمک
دنیس، این کار رو نکن
نه، آقای هامفری معلومه که نه
ببخشید، پاول فقط از دستورات اطاعت میکنیم
فرجه استراحت
بهخاطر مانتیه
،و اگه دست من بود میزدم اون هامفری رو نفله میکردم
چی؟
پاول
مامان
آقای ولز، آرتوره
آرتور
رزی، عشقم
اوه، بابا برگشتی
دنیس
ببین دنیای زیرین کی رو ضعیف کرده؟
پاول فرار کن
مراقب باش، پاول
هامفری این کاملا بر خلاف
منشور اخلاقی جادوگرانه
پات رو یه قدمم جلوتر نذار
بهنظر میرسه پدرم اونقدرا که فکر میکرد قوی نیست
میخوای چی کار کنی هامفری؟
باید همهمون رو بکشی
تو رو خدا هامفری همین الان تمومش کن
فقط میخواست بلند پرواز باشم
شما بهاندازه کافی شجاع نبودین
این شرکت پشت فرود در ماه
و شکافتن اتم بود
اون هم برای چی؟
انسانها هنوز دارن همه چیز رو نابود میکنن؟
معلومه که میکنن
میدونن ما براشون چی کار میکنیم؟
معلومه که نه
تنهایی به نقشهم ادامه میدم
حالا که خائنین خودشون رو نشون دادن
آره، شورش تموم شده همهتون به دنیای زیرین میرین
...ولی قبلش
تو
بیارش اینجا
!نه
حالا، کارپنتر
میخوام اون قرارداد لعنتی رو بیاری پیشم
میخوام روحم رو برام بیاری
و درمقابل چشمهای در حال خاموش شدن بابام میگیرمش
و پارهپورش میکنم
چون آخرین چیزی که میبینی
پایان رسیدن کنترلت روی منه
...من
چی؟ نه، ببخشید نمیفهمم
کسی فهمید این چی میگه؟ نه
کارپنتر، بجنب پسر
نه، پاول - یالا -
پاول، لطفا انجامش نده
نمیتونی بهش بدی
بجنب بیا، به حرفشون گوش نکن
...پاول
پاول
اگه میتونی صدام رو بشنونی به گوشهات دست بزن
توی دنیای زیرین با تموم اون درها
ادامه بده
اگه راه خروج رو پیدا نکرده باشی چی؟
اگه ساخته باشیش چی؟
بانک دقیقا زیر پاته
در ورود خودت رو بساز
ادامه بده، یالا
غیبش زد
کجا رفت؟
[ بانک مردگان شما سرمایهگذار ما هستید ]
نفر بعدی، لطفا
آقای کارپنتر
نباید تا 142 سال دیگه اینجا باشی
دوست دارم یه واریز داشته باشم
من هامفری ولز قول میدهم هیچوقت به پدرم خیانت نکنم
و اگه خیانت کنم روحم مال او خواهد شد هامفری ولز
راستش
دوست دارم یه مبادله بکنم
آقای ولز اون انجامش داد
روحش ما توئه
سریع
در - در -
سوفی سریع اون در رو بیار
تق، تق
نه
نه
...تو روخدا
لطفا
...بابا تو رو خدا
تو رو خدا
جان - باید این کار رو بکنی -
برو
سوفی، میشه در رو ببندی، لطفا؟
چی کار داری میکنی؟
این در هیچوقت دوباره باز نمیشه
ولی پاول چی؟
چطور برش گردونیم؟
...سوفی
اوه
فکر کنم این متعلق به تو باشه؟
[ قرارداد استخدام با جی دابلیو و شرکا ]
!بابا، مامان، نه
موفق شدیم، پاول
نه کاملا
یکی رو یادت رفت
بشینین
دنیس
نگران پسر خائنِ آدمفروشم نباشین
دیگه اذیتتون نمیکنه، نه دنیس؟
ببخشید بابت این
هامفری باید حتما منگنه رو انتخاب میکرد نه؟
اولین دستور کار اینه که با شما دوتا چی کار کنیم
پاول
با توجه به مهارتهات
فکر میکنیم مناسب شغل کارمند جز ٕ
در قسمت اشیای گمشده باشی
عالی
حتما شوخیت گرفته
چند سال گذشته شرکتمون خیلی آسیب دیده
داری به فکرهام گوش میکنی؟
...گرفتن روحها اکیدا بر خلاف
سوفی؟ - دقیقا همینطوره -
یه حشره کوچیک عجیب روی پیشونیته
ببخشید
تموم روحها برگردونده شده
پس حالا میتونه فکرهام رو بشنوی؟
نمیتونم جلوت رو بگیرم؟
هرگز - کاملا -
...خوبه - باشه، پس -
میتونم بپرسم حالا که کنترل کامل غرایز و احساساتت
و قلبت رو داری
هنوز هم همون احساس رو نسبت بهم داری؟
و سوفی
با توجه به تواناییهای شگفت انگیز و استعداد ذاتیت
ارتقای شغلی پیدا میکنی به نائب رئیس
بخش تصادفی سازی
از آهنگ عنوانت خوشت میاد؟
پس تو هم همین احساس رو داری؟
سوفی خوشت میاد؟
بله
عالی
« در قابل حمل »
[ جی دابلیو و شرکا ]
« متـــرجمان: امیرموذنی و سینا اعظمیان» M_619 & Sina_z
خدمات نظافت، تق تق
...فیلم بعد از تیتراژ ادامه دارد
♪ خوشگل کوچولو
♪ اوهووممم
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
[ بخش اشیاء گمشده ]
♪ خوشگل کوچولو
♪ بیا باهام حرف بزن ♪
♪ آهای دوستداشتنی
♪ بیا بنشین بروی زانوهام
♪ اوهه
♪ اواوهه ♪
بخش اشیاء گمشده، پاول هستم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.