Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آنچه در «سوپرمن و لوئیس» گذشت
گفتم فکر نکن همه چی راجع به توئه خودخواهانهست
من خودخواهم؟ میدونی چیه؟ برو توی اتاقت
احتمالا بابا برای همین بهت خیانت کرد
هی
اخیرا فهمیدم سرطان دارم
لطفا دکتر آیرونز فقط باید بدونم
برادرتون ارتباطی با برونو منهایم
داره یا نه
با فروش فناوری و اسلحه
چی با خودت فکر کردی؟
میدونی که اگه منهایم یا هر کس دیگهای از اینترگنگ
گیرت مینداخت، حتما میکشتـت
خیلیوقت بود میخواستم اینها رو امتحان کنم
باید درباره خونی که پیدا کردی حرف بزنیم
خون کی بوده؟ - تو -
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
یالا
برو
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: @SubKio
گروهنجات ۱، اوضاع چطوره؟
تونستیم همه رو بیرون بیاریم؟
مرکز، منفیه
هلیکوپترهامون جلوتر از جاده سامیل نوز چراغ دیدن
مثل اینکه یه کاروانه
مواظب باش
دود خیلی زیاده
بهزور میشه دید
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
همه رفتن، ما در امانیم
چی؟
مامانته
بابا، این با من
اگه اتفاقی افتاد، فریاد میزنم
اول از محیط شروع کن بعد برو سمت داخل
مواظب باش
لوییس؟
...لوییس، حالت
خیلیخب
دستوپا چلفتی کردم
و این هم بگم
که چون من مریضم دلیل نمیشه از شنواییت استفاده کنی
تا من رو بپایی
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
تخممرغ میخوری؟
گرسنه نیستم
پسش بده - از اتاقم برو بیرون -
الان میام
این مال منه
بذار یهروز من بپوشمش
هزارتا مثل این داری
ولی این رنگی نیستن
چتونه؟ - هودی من رو دزدیده -
مال اون نیست - جفتتون همینالان تمومش کنید -
مادرتون همین هفتهی پیش اولین دوره شیمیدرمانیش رو انجام داده
امروز باید با آرامش استراحت کنه
نمیشه کل روز
به دعوای شما سر یه سویشرت گوش کنه
فهمیدید؟
درسته - آره -
اصلا اگه میتونید امروز برید بیرون
و یه کار دیگه بکنید
شاید بخواد یه چرت بزنه یا حالش خوب نباشه
من میتونم برم خونهی کندیس
گمونم من هم با بابابزرگ برم ماهیگیری
عالیه
برید به سلامت
چیزی خواستید به من پیام بدید نه به مامانتون
اصلا مزاحم مادرتون نشید
احمق - اسکل -
میدونم داری به چی فکر میکنی - که ما یه قرار داشتیم -
داشتم یه مقاله عالی
درباره اینکه برونو منهایم سالها پیش دویست میلیون دلار
روی مرکز درمانی هابز بی سرمایهگذاری کرده
همون بیمارستانی که گفته میشه
دکنر الیستر هوک توش اعضای اینترگنگ رو معالجه میکرده
انگار اونجا دست منهایم بوده
امروز از این کارها خبری نیست
نه تحقیق
نه ایمیل، نه تماس
امروز رسما روز استراحته
خونت دست منهایمه، کلارک
آره، فردا هم دستشه، جایی نمیره
حالا چی ببینیم؟
بهنظرم "اجداد آدمفضاییها"
همینجوریش آدمفضایی توی زندگیم زیاد هست
بهنظر من "اعترافات پزشکیقانونی"
اوه
بریم
بابا
گرفتی پر سروصداترین مخلوطکن رو خریدی؟
هی، گوش کن
اینجا که بخوای
باید توی ساعات منطقی بیدار بشی
تعریفت از منطقی
غیرمنطقیه
میخوای درباره اتفاقی که دیشب افتاد حرف بزنی؟
جواب نمیدی؟
بابا
هی
میشه لطفا گوشی بدی به سارا؟
الان
سارا - نمیخوام باهاش حرف بزنم
آدم تلفن رو روی مادرش قطع نمیکنه
نباید بهم سیلی میزد
واو
بهت سیلی زده؟
برای همین دیشب اینقدر ناراحت بودم
واو
چی شده؟
با عصبانیت اومد خونه
چون ظاهرا تو ازش
...درباره دکتر آیرونز پرسیدی
وای
اخیرا خیلی سختگیر شدهبود
...من هم به روش آوردم و
گوش کن
متاسفم که افتادی وسط این ماجرا، عزیزم
جدی میگم
ولی خب این اتفاق نباید میافتاد
من هم از این بابت مطمئن میشم
هی، دارم میام
پردازش کامل شد
منبع انرژی دستکشها؟
بهنظر میرسه منبع اصلی انرژی
پیشران پلاسما بوده
از رانشگرهای یونی استفاده کرده؟
درسته
درایوهای خلفی رو مستقر کن
سلام جان - ببخشید -
گوشیت رفت رو پیامصوتی
آره
امروز دارم لوییس رو مجبور میکنم استراحت کنه
گفتم، ولی خب ضروریه
چی شده؟
ببین
اون دستکشهای کریپتونایتی
که توی انبار علیهت استفاده کردن
طرز ساختشون خیلی آشنا بود
من هم ساختارشون رو بررسی کردم
کلارک، فکر کنم این ابزار توسط منٍ این زمشن ساخته شده
اگه بیشتر ازش باشه
اگه اینترگنگ داره از این فناوری
...که جان آیرونز ساخته، استفاده میکنه
شاید حق با دیگل باشه
شاید یه ارتباطی بین برونو منهایم
و همزاد من باشه
آها
ما خبر داریم
یعنی چی، خبر دارید؟
دلیل اینکه لوییس و کریسی به اون بیمارستان رفتهبودن
...این بود که ما
ما داشتیم درباره منهایم تحقیق میکردیم
بهتون گفته بودم بیخیالش بشید
لوییس و منهایم یه قضیهای دارن
فکر کرد میتونه ثابت کنه اون همزادت رو کشته
و ما میتونیم بالاخره طرف رو دستگیر کنیم
پس، اون رفت با دکتر آیرونز حرف زد
لوییس رفته پیش خواهرم؟
چرا این کار رو کرده؟
دارلین برادرش رو از دست داده
لازم نبود درگیر این ماجرا بشه
هی جان
همهچی مرتبه؟
چیز خاصی نیست
باید برگردم مغازه
سریع خوب شو
آقای پرگاندی
کندیس خونهست؟
فرستادمش بره جایی
چطوره تا برمیگرده ما یه صحبتی با هم داشتهباشیم
دربارهی چی؟
نمیدونم
چیزی هست که باید دربارهش با هم حرف بزنیم؟
دربارهی ماشینمه
چیزی درباره اون نمیدونم
ولی مطمئنم دیگه نمیخوام
تو بیشتر از این پشت من دروغ بگی
من پشتسرتون هیچ دروغی نگفتم - واقعا؟ -
چون شنیدم فکر کردی من اکس-کی(اکس-کریپتونایت) میفروشم
که اصلا حقیقت نداره
چون من از این آدمهاش نیستم
شنیدی؟
هی
گفتم شنیدی؟
تو ماشینم رو دزدیدی
چی گفتی؟ - تو دزدیدیش -
و بردیش خردهفروشی
میدونم کار تو بوده
عمرا
ساعت مامانم دستـت بود
بهتره دهنت رو ببندی - چیه؟ نمیخوای -
کسی بفهمه چه پدر مزخرفی هستی؟
من از دروغگوها خوشم نمیاد
ادامه بدی دفعهبعد فقط مشت نمیزنم
عمرا من یکی با این خونواده
ازدواج کنم، خیلی آدمهای بدی هستن
چی شده؟
هیچی
کلارک - بهنظرم چسفیل لازمیم -
همیشه میره لای دندونم
بیخیال
مثل اون شبهایی که توی متروپلیس فیلم میدیدیم، میشه
من چیزی نمیخوام - من یه سر برم فروشگاه بریتودان
برای چسفیل؟
آره، تا پرونده رو حل نکردن، برمیگردم
مشخصه کار پدرشوهرست
میدونم اینکه بهت خبر ندادیم، اشتباه بود
نباید این رو ازم پنهان میکردید
فقط نمیخواستیم، ناراحت بشی
نمیخوام مواظب احساسات من باشی
چیزی که میخوام اینه که وقتی به تو و لوییس
میگم کاری رو نکنید، گوش بدید
میدونم
میدونم
متاسفم
خب، دارلین دقیقا به همزاد من چی گفت؟
اینکه خونوادهش فکر میکنه اون به به امثال برونو منهایم
اسلحه میفروشه
که الان میدونیم، درسته
تو، اون نیستی
چیز دیگهای بود؟
خواهرت بود که لوییس رو تشویق کرد
اون آزمایشات رو بده
اگه بهخاطر اون نبود
از سرطانش خبری نداشتیم
همیشه دکتر خوبی بود
کجا؟ - با خواهرم حرف بزنم -
اون نمیدونه، تو وجود داری
ولی شاید برونو منهایم بدونه
اون یارو آدمکشـش من رو توی دفتر لانا دید
اگه بهخاطر من برن اونجا چی؟
اگه بخوام از نت محافظت کنم
باید هرچیزی که میتونم
درباره منٍ این زمین بدونم
چرا اینجا وایسادیم؟ - من و تو باید با هم صحبت کنیم -
بیا، یه نگاه بنداز
اینها از دیشبه؟
چیز بهخصوصی توش میبینی؟
کلاهم از سرم افتاد
ولی صورتم معلوم نیست
موهات که معلومه
برای همین هم باید کوتاهش کنی
جدی که نمیگی
اون موهای فرت هویتـت رو به دنیا
لو میده
پس از این بهبعد بیشتر مواظبت میکنم
نه. نمیشه ریسک کرد
اولین کاری که ما توی وزارتدفاع میکنیم
اینه که موهای نیروها رو میزنیم
آره ولی من که سرباز نیستم
و تازه، بابام هیچوقت لازم نبود همچین کاری بکنه
برای اینکه اون مثل موهای قارچی تو
ضایع نبود
پدرت فهمید که بهترین تغییرچهره
این بود که مثل بقیه مردم باشه و اینکه عینک بزنه
عمرا - لجبازی نکن -
قضیه مهمه - نه -
اگه بابام میخواست من موهام رو کوتاه کنم، بهم میگفت
همینجوریش سرش شلوغ هست
هم پدرت، هم مادرت
قضیه درباره اونها نیست
نه، قضیه درباره اینه که تو مسئولیتپذیری کافی
برای قهرمان بودن رو داشتهباشی
نیست که خودت هم همینکار رو میکنی
اونطوری بهم بیاحترامی نکن
من یه ژنرال چهارستاره نیروهای مسلح آمریکام
چه سریع - منم، مامان -
نمیخوای سلام بدی؟
سلام
حالا میشه برم توی اتاقم
بیا پایین - مامان -
بدو
چی شده؟
چیزی نیست
موقع بسکتبال بازی کردن آرنج زدن توی صورتم
بهنظر جدیتر از یه آرنجه
دعوات شده؟ - نه -
بس کن، چیزی نیست
جاناتان، چی رو ازم پنهون میکنی؟
بابا گفت امروز مزاحمت نشم
واقعا این حرف رو زد؟ - نه -
این کمکی نمیکنه، باشه؟
لطفا برو فیلمت رو ببین
من خوبم
خیلی متاسفم
لانا، با خودت چی فکر کردی؟
فکری نکردم - ...میدونی، ما -
جفتمون قول دادهبودیم روی بچههامون دست بلند
نکنیم، مخصوصا بعد از اون همه سختیای
که مامانت به تو داد
میدونم
کنترل خودم رو از دست دادم
هیچ توجیهی نداره
باشه خوبه
...میدونی، سارا
سارا هیچوقت نباید بهت میگفت سختگیر
برای این بهش سیلی نزدم
پس چی؟
بیخیالش
نه، لانا. بهنظرم حقمه بدونم چی شده
سارا گفت اینکه تو بهم خیانت کردی تقصیر من بوده
چی گفت؟
بهم گفت خودخواه و گفت برای همین بهم خیانت کردی
میدونی که حقیقت نداره، درسته، لانا؟
مهم نیست
برای من مهمه
فقط سعی داشت به من ضربه بزنه
هیچوقت نباید اشتباهات من رو مینداخت تقصیر تو
حق تو این نیست
فقش کاش میتونستم بهش بگم چقدر متاسفم
خوبه
سر حرفت وایسا
این هم چسفیل
از اون پاستیل کرمیها که دوست داری هم خریدم
کلازک، پاستیل خریدن اینقدر طول نمیکشه
کجا بودی؟
رفتم خونه جان هنری
فهمیدم یهچیزی شده
اصلا توی پنهونکاری خوب نیستی
میدونم
تازه فهمیدهبود فناوری برونو
توسط اون یکی جان هنری ساخته شده
من هم از دیدار تو و خواهرش بهش گفتم
بدون من، بهش گفتی؟
چیزی نیست، ماستمالیش کردم
کلارک، نمیخوام گندکاریهای من رو تمیز کنی
ما یه تیم هستیم لازم نیست بدون من
وارد این حرفها بشی - باشه، لوییس -
و اینکه، حق نداری به پسرهامون
بگی با مشکلهاشون مزاحم من نشن
من مادرشونم مشکل اونها، مشکل منه
عزیزم، فقط گفتم
یه استراحتی از اینهمه سردرد بکنی
سردرد از داشتن دو تا بچه نوجوون
که دائما دارن گند بالا میارن؟
این اوضاع، چون من مریضم تغییری نمیکنه
جاناتان با یه کبودی اندازهی توپ فوتبال
زیر چشمش اومد خونه
دعواش شده؟ - احتمالا -
نمیدونم، بهم نمیگه
چون تو بهش گفتی طوری رفتار کنه
که انگار من تحمل این قضایا رو ندارم
این دقیقا همون اتفاقیه که نمیخواستم بیفته
من یه مادر، یه همسر و یه خبرنگارم
سرطان "من" رو تغییر نمیده
اینکه به بقیه بگی با من متفاوت رفتار کنـن کار خوبی نیست
ببخشید
اشکال نداره
حالا بریم ببینیم پسرمون عضو یه باشگاه مبارزهی مسخره
نشدهباشه
بهمون همینحالا بگو کی اینکار رو باهات کرده
...ولی مامان - هی نگو ولی مامان -
قضیه مهمه، بهت حمله شده
میدونم، فقط نمیخوام بیخودی مضطربتون کنم
...تو
مریضم؟
آره هستم ولی دلیل نمیشه من رو از اتفاقاتی که توی خونوادهم
میافته، بیخبر بذارید
حق با مادرته و من اشتباه میکردم
چی شده؟
گمونم از چند روز پیش شروع میشه
وقتی ماشینم رو دزدیدن
کی ماشینت رو دزدیده؟ - ماشنت رو دزدیدن؟ -
میدونستید بابابزرگ میخواد موهام رو بزنم؟
میدونستی ماشین جاناتان رو دزدیدن؟
صورتـت چی شده؟
جوردن، شنیدی پدرت چی گفت
دربارهی ماشین میدونستی؟
والا
بشین
باباته. یه اتفاقی توی وزارت دفاع افتاده
برو. این با من
حالا با ماشین شروع کنید
از این یکی خوشت نمیاد
اتاق رو خالی کنید
شنیدید ژنرال چی گفت
همه پاشید
داشتم درباره اینکه منهایم چطوری به خونت
دسترسی پیدا کرده، تحقیق میکردم
خب؟
از وزارت دفاع برداشته
اصلا چطور ممکنه؟
وقتی الی الستون بهت حمله کرد
و بستری شدی
یعنی وزارتدفاع وقتی بیهوش بودم ازم خون گرفته؟
داشتن سعی میکردن جونت رو نجات بدن
از نظر پزشکی ضروری بود - اونموقع بود -
از اونموقع باهاش داشتن چیکار میکردن؟
نمیدونم
چطور تونستی اینطوری بهم دروغ بگی؟
دروغ نگفتم
خب، پس یعنی فقط بخشی از داستان رو بهم گفتی
اون من رو زد. مگه بقیهش مهمه؟
بهخاطر چیزی که گفتی، سارا
از رابطهی من بهعنوان اسلحه استفاده کردی
که به اون ضربه بزنی؟ واقعا؟
پس یعنی اشکالی نداره که بهم سیلی زده؟
چرا
چرا، اشکال داره
باشه؟
ببین، مادرت درباره اتفاقی که افتاده خیلی ناراحته
...و اون
میخواد معذرتخواهی کنه
احتمالا برای اینکه خودش احساس بهتری داشتهباشه
سارا، اون میخواد قضیه رو درست کنه
مامانت خیلی دوستـت داره
پس چطور تونست این کار رو باهام بکنه؟
میدونی اون شبی
...که سعی کردی به خودت صدمه بزنی
اون پیدات کرد؟
بابا، این چه ربطی داره؟
تو بیهوش روی زمین بودی
...و اون به ۹۱۱ زنگ زد
بعد دست از نفس کشیدن برداشتی
وقتی کمک رسید دیدن زانو زده
و داره بهت احیایقلبی میده
بابا
سعی داشت جون بچهش رو نجات بده
و حتی وقتی دکترها گفتن حالت خوب میشه
از کنارت تکون نخورد
آخه... همهچی عوض شده
میدونم
...تو دیگه با ما زندگی نمیکنی و
نگاهم به مامان متفاوته
ببین عزیزم، مامانت اشتباه بزرگی کرده
باشه؟ جدی میگم
ولی خب خودت دوست داری با بدترین روزت
فضاوت بشی؟
پس اینطوری مادرت رو قضاوت نکن، باشه؟
دکتر آیرونز؟
من برادرت نیستم
من برادرت نیستم
شبیهش هستم ولی
از یه دنیای دیگهم
مثل جایی که خورشیدش مربعیه؟
آره
یهچیزی مثل اون
من از دوستان لوییس لینم
میدونم درباره برادرت چی گفتی
فقط باید بیشتر ازش بدونم
حرف دیگهای دربارهش ندارم
لطفا
شاید برادرت نباشم ولی
یه دختر دارم
و باید توی دنیایی بزرگش کنم
که یکی که شبیه منه
...توسط برونو منهایم به قتل رسیده
اطلاعات بیشتری میخوام
تنها چیزی که میدونم اینه که وقتی برادرم از خدمت بیرون اومد
تا یه مدت، اوضاع خوب بود
و یهو همهچی تغییر کرد
جان گوشهگیر و شکاک شد
بعد بابام از یکی از دوستان قدیمی ارتشی
شنید که اون اسلحه هم میفروشه
شنید؟
فقط یه شایعه نبود
وقتی بابام با جان رودررو شد اون انکار نکرد
من برادرم رو خیلی دوست داشتم
خیلی دوست داشتم پدرم اشتباه کردهباشه
ولی جان من رو از زندگیش بیرون کرد
گفت به صلاحمه بدون اون باشم
شش ماه بعد، کشته شد
متاسفم
من
میدونستم قراره سخت باشه
بهجز اون زخم
دقیقا شبیه خودشی
تو هم خیلی شبیه دارلین منی
توی دنیای من خیلی با هم صمیمی بودیم
من هم همینطور
جدانشدنی بودیم
تا وقتی که بابام رو دیوونه کرد
به ما میگفت دوقلوهای شگفتانگیز
دوقلوهای شگفتانگیز
من نمیتونم این کار رو بکنم
تقصیر تو نیست ولی لطفا
دیگه برنگرد
آقای آیرونز
رئیسم میخواد باهاتون صحبت کنه
رئیست کیه؟
فکر کنم بدونید
پس یعنی بعد از اینکه ماشینت رو دزدیدن
تصمیم گرفتی جون خودت و ناتالی
رو بهخطر بندازی که پسش بگیری؟
تازه نتیجه آزمایشت رو گرفتهبودی
نمیخواستیم ناراحتـت کنیم
ماشین رو پس هم گرفتیم
به چه قیمتی؟
اونها میتونستن حسابی بهتون صدمه بزنـن
جاناتان، کی چشمت رو کبود کرده؟
من با بابابزرگ بودم
جاناتان
بابای کندیس بود
امیت پرگاندی این کار رو کرده؟
مامان. لطفا
توی ماشین بمونید
این فکر خوبی نیست
تو پسر من رو زدی؟
اون رو نگاه نکن من رو ببین
ببین، هر داستانی برات تعریف کرده
به پسر من نگو دروغگو
بزدل بدبخت
مواظب حرفهات باش
تنها دلیلی که به کلانتر خبر نمیدم
دخترته
فکر نکن من دست روی یه زن بلند نمیکنم
من از مردهایی مثل تو نمیترسم
شاید بهتر باشه به سهتاتون یه درسی بدم
مامان، باید بریم
پسرها - مامان،این با من -
نهخیر
جفتتون برگردید توی ماشین
درسته
بهتره برگردید
از خونواده من دور بمون
برید توی ماشین
شما دو تا، برید بالا
باباتون که رسید خونه بیشتر دربارهش حرف میزنیم
مامان؟ - خوبی؟ -
مامان؟
...من
خوبم
واقعا فکر میکردیم تحت کنترلمونه
چون تمام قالبها سرجاش بود
با اینحال رسیده
دست یکی از خطرناکترین خلافکارهای متروپلیس
هیچکس انتظارش رو نداشت که کسی بتونه از یه قطره
خون تلفیق کنه
اصلا از اول نباید خون من رو نگهمیداشتید
مخصوصا بدون اینکه بهم بگید
بعد از اینکه از حادثهتون با خانم الستون خوب شدید
خواستیم اگه دوباره همچین موقعیتی پیش اومد
آماده باشیم
از اونموقع برای کار دیگهای استفادهش کردید؟
نه
بهخدا قسم
ظاهرا هیچکدوم از این سیستمهای امنیتی
ارزشی ندارن
باید مطمئن بشیم دیگه همچین اتفاقی نمیفته
موافقم
ممنون که وقت گذاشتید، ژنرال
جان هنری آیرونز
این که بشنوی توی این سیاره زندهای به کنار
...ولی اینکه یه نسخه دیگه ازت رو اینجا ببینی
چی میخوای؟
که ببینم مردی که فکر میکنم، هستی یا نه
سالهاست که لوییس لین دنبال منه
فکر میکنه بعد از اینکه رئیس اینترگنگ، رئیس ماکسی
توسط لکس لوتر کشتهشد من اون رو اداره میکنم
مهم نیست که چقدر کار خیر بکنم
مهم نیست چقدر جامعهم رو تغییر بدم
مثل یه سگ دنبال استخون. میاد دنبالم
و دوباره برگشته
حتی سوپرمن رو هم فرستاد خونهم
به من چه ربطی داره؟
خودت بگو
خیلیخب، ببین
همهمون میدونستیم قضیه قراره اذیتکننده باشه
ولی هرچی بیشتر صبر کنیم تا دربارهش حرف بزنیم
گذشتن ازش، سختتر میشه
سارا
درباره اتفاقی که افتاد خیلی متاسفم
کاش میتونستم پسش بگیرم
میدونم که نمیتونم
فقط میخوام یه فرصت دیگه بهم بدی تا اوضاع رو درست کنم
چطوری؟ - که الان بهت قول بدم -
که اتفاقی که افتاد دیگه هرگز نمیافته
من هرگز نمیخوام بهت آسیب بزنم
خیلی از خودم ناامید شدم
...مامان، درباره حرفی که زدم
منظوری نداشتم
میدونم
نمیدونم چرا اون حرف زو زدم و خیلی دردناک بود
...و
میدونم که حقیقت نداشت
فقط میخوام اوضاع بهتر بشه
ببین، عزیزم
این قدم اوله
پس حالا
یه فرصت بهش بده
چی شده؟
حال مامان خوب نیست - من خوبم -
فقط یهکم زیادی به خودم فشار آوردم
عزیزم گفتم که آروم بگیر
واسه آروم گرفتن، روز بدی بود
چی شده؟
رفتیم با بابای کندیس حرف بزنیم
اون تو رو زدهبود؟
و ماشینم هم دزدیدهبود
مامان رو با یه تفنگ تهدید کرد
چیزی نیست، کلارک خودم درستش کردم
نه
این کار برای سوپرمن نیست
قرار نیست سوپرمن بره اونجا
سال پیش یه شایعاتی شنیدم
یه مرد توی زره فولادی توی متروپلیس پرواز میکرد
و به سوپرمن کمک میکرد
اونموقع اطلاعات زیادی نداشتم
ولی حالا با عقل جور درمیاد
جان هنری آیرونزی که من میشناختم همیشه میخواست یه قهرمان باشه
یه تغییری توی دنیا ایجاد کنه
اون یکی از باهوشترین آدمهایی بود که تاحالا دیدهبودم
اما به حرف گوش نمیداد
هوش تو چقدره؟
باید بکشی بیرون، جان
دارلین کجاست؟
بکش بیرون تا اون هم بتونه بره (زنده بمونه)
مرتکب اشتباهی که من شدم، نشو
برو به درک
میخوام متروپلیس رو اسکن کنی
دنبال همون مواد منفجرهای باش
که وقتی اومدم توی سفینهم بود
کلارک
حالت خوبه؟
نه
امیت پرگاندی؟
من بابای جان کنتم
شوهر لوییس لین
باید با هم یه صحبتی داشتهباشیم
گمشو بابا
تو پسر من رو زدی
روی همسرم اسلحه کشیدی
و حالا من و تو باید از اینجا بریم بیرون و با هم یه صحبتی بکنیم
من با تو جایی نمیام
ترجیح میدم جلوی دخترت این کار رو نکنم
فکر میکنی دفعه اولشه همچین چیزی میبینه؟
خب، اگه دوباره خونوادهی من
رو تهدید کنی
یا چیزی رو بدزدی
یا مواد خطرناک دیگهای بفروشی
میام سراغت
باشه
و همسرم به همه میگه تو واقعا چهجور آدمی هستی
و واسه یه مدت زیادی مجبور میشی ابخنک بخوری
حالا برو
یا خدا، کنت
شرمنده که مزاحم شام خوردنتون شدم
و خیلی شرمندهم که مجبور شدی اون صحنه رو ببینی
بابام واقعا به جان صدمه زده؟
میتونم ببینمش؟
البته
موقعیت مواد منفجره رو شناسایی کردم - کجا؟ -
توی پارکینگ بیکرلاین
و جان، فقط ۳۰ثانیه تا منفجر شدنش
فرصت داری
کمک کنید
جان، کمکم کن - دارمت -
کمکم کن - وایسا -
وایسا، باشه؟ - ۲۰ثانیه -
قبلا این رو دیدم
خودم طراحیش کردم
وایسا. وایسا
وایسا. وایسا
به زمان انفجار سرعت بخشیدی، جان
از بیومتریکها برای غیرفعال کردنش استفاده کردم
اثر انگشته؟ آره
۳،۴،۵
بیومتریک - ۲،۱ -
متاسفم، دارلین
خیلی متاسفم
باید همینالان بکشمت
ولی نمیکشی
تو من رو نمیشناسی
ولی خونوادهت رو میشناسم
منظورم فقط خواهرت اینجا توی متروپلیس
نیست
کل خونوادهت توی نیواورلئان
اگه سر من بلایی بیاد، همهشون میمیرن
افرادم منتظر دستورن
گمونم بهتر از چیزی که فکر میکردی، میشناسمت
برای همین هم الان از اینجا میری
و دیگه برنمیگردی
چون اگه دوباره تو یا زره جنگیت رو ببینم
میفهمی من چه آدمی هستم
میدونم تو چه آدمی هستی
پس نباید مشکلی باشه
بهش بهعنوان یه لطف در حق یه دوست قدیمی فکر کن
میدونم آدم خوبی نبود
ولی هیچوقت فکر نمیکردم همچین کاری بکنه
خیلی متاسفم
نه، تقصیر تو نیست
شاید هم باشه
همه کارهایی که بابام کرده
اکس-کی، دزدیدن ماشینت
فقط سعی داشت از من مراقبت کنه
اونها تصمیمات اون بوده نه تو
...آخه، اون
تنها کسیه که من دارم
تو ما رو داری
و تا وقتی آبها از آسیبا بیفته میتونی اینجا بمونی
جدی؟ واقعا؟
نمیتونم آخه شما سرطان دارید
آره ولی تصمیمش با سرطانم نیست
با منه
و کلارک
میتونی توی اتاق جاناتان بمونی
و اون هم میره پیش برادرش
پسرها، چطوره با کندیس برید و وسایلش رو بیارید؟
ها؟
ممنون، خانم لین
الان بابای کندیس کجاست؟
بهنظر میاد ماشینش از شهرستان شاونی رد شده
چه سریع
حتما حسابی ترسوندیش
درباره موندنش اینجا، مطمئنی؟
تا وقتی یهجای دائمی پیدا کنه
قراره فاجعه بهبار بیاد مگهنه؟
آره، احتمالا
دوستـت دارم
من هم دوستـت دارم
باز هم تخممرغ، لطفا
مثل اینکه اشتهات برگشته
هی، صبحونه حاضره اگه میخوری
میتونی جای من بشینی - نه مرسی -
نه، من میرسونمش سرکار
میتونم یهکم دیگه از اون چای براتون بیارم
خیلی خوب میشه، ممنون
خیلیخب، میبینمتون
چای؟
آره، مثل اینکه امروز همه خوشاخلاق شدن
خیلی لطف کردی صندلیت رو به کندیس تعارف کردی
مخصوصا در مقایسه با رفتار اون روزت
با پدربزرگت
بهتون دربارهش گفته؟
آره
و اونطوری حرف زدن با بزرگترها کار خوبی نیست
فهمیدی؟ - بله -
پس ازش معذرتخواهی میکنی
و برمیگردید میرید همون آرایشگاهه
حق با پدربزرگته
اگه میخوای به قهرمان بودن، ادامه بدی باید مواظب باشی
حتی اگه مجبور باشی کاری که دوستنداری رو انجام بدی
باشه
ببخشید
نباید اونطوری باهات حرف میزدم
بذار باهات روراست باشم، پسرم
حرفی که زدی حسابی احساساتم رو جریحهدار کرد
قبلا همچین حرفی نمیزدم ولی الان باید بگم که
حقیقت داره
حقت نبود
الان خیلی ناراحتم، تو فقط میخواستی بهم کمک کنی
خیلی ممنون که گفتی
آشتی؟
اره
آشتیایم
خیلیخب
گمونم باید قال قضیه رو بکنم
وایسا
بعد از اینکه رفتی به این فکر کردم
که همسن تو بودن، چهطوریه
اینکه چهطور همهچی خیلی مهم بهنظر میرسید
مخصوصا ظاهرت
ولی خب با اینکه بهنظرم
...موهات باید یه دستی توش بره
شاید یه گزینه دیگه هم باشه
مثلا چی؟
تیم من یهچیزی درست کرده
که موهات رو کاملا میگیره
این عالیه
تازه جای خوبش مونده
این مال پدرم بود
اون توی جنگجهانی دوم
یه هواپیمای پی-۳۶ توی برلین میروند
حتی یه مدال هم گرفت
میخوام دست تو باشه
پدربزرگ
تازه، بهنظرم به لباسه خیلی میاد
نمیشه نوهم اون بیرون خوشتیپ نباشه که
ممنون
بهخوبی ازشون مراقبت میکنم قول میدم
میدونم
حالا که این قضیه تموم شد
چهطوره این دفعه واقعا بریم ماهیگیری؟
ها؟ - آره -
بریم
من خیلی متاسفم
اگه به حرفت گوش دادهبودم
خواهرت موردهدف قرار نمیگرفت
برونو بهخاطر اتفاقی که برای لانا افتاد من رو پیدا کرد
نه بهخاطر اینکه تو با دارلین حرف زدی
ولی خب باز هم اینکه بهت خبر ندادیم رو توجیه نمیکنه
شاید بهتر باشه یهبار دیگه با برونو حرف بزنم
ولی اول باید یهسری اقدامات امنیتی
انجام بدم تا دارلین و بقیهی خونوادهم در امان باشن
چهقدر وقت لازم داری؟ - دو هفته -
بعد یهراهی پیدا میکنیم که بریم سراغ منهایم
راستش، من یهراه سراغ دارم
بیمارستانش
اگه بهعنوان یه مریض شیمیدرمانی اونجا ثبتنام کنم
میرم وسط هابز بی
میتونه مستقیما بفهمه با هنری میلر چیکار کرده
و جایی معالجه بشی که زیردست منهایمه
اون کلی تبلیغ این رو کرده
که بهترین بیمارستان کل کشوره
نمیذاره اتفاق بدی برام اونجا بیفته
جای عمومیایه
کلارک، قول میدم سلامت شدنم هنوز اولویته
خیلیخب
ولی من باهات میام - باشه -
رسیدیم خونه کاغذبازیش رو انجام میدیم
تا شب میره توی سیستمشون
فکر میکنی واقعا داره برای معالجه
میاد هابزبی؟
نه
...اگه میخوای کلکش رو بکنی
اگه بخوام، خودم ترتیبش رو میدم
فعلا باید بفهمیم، چی میخواد
کسی رو درنظر داری که توی این قضیه کمک کنه؟
آره
خودم
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.