Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ترجمه اختصاصی چنل تلگرامی my asian tv
کانال تلگرام ما را دنبال کنید @kdrama_k_world
مترجمین پن، نیلوفر، سونیا میکس
هر گونه استفاده از این زیرنویس بدون ذکر منبع= ممنوع و حرامه
[آخرین شاهدخت]
[قسمت 1]
[عمارت لورد وو]
امروز از لذت های بهشتی باهم در اسمان
بهره بردیم
ستارگان شرقی ضیافتی از
شراب و ماهی
بسیار دلپذیر ،اماده کردن
و ستارگان غربی برایمان شراب اوردند
و ستاره های جنوب و شمال
برایمان موسیقی نواختند
خدای ماه با رقصش
و الهه ی بافندگی با سنگ های قیمتی به اسقبالمان امد
ابرها و
باد برایمان ترانه میخواندن
و وقتی که قصد رفتن کردیم ستارگان دنباله دار راهنمای ما بودن
قطرات شبنم همچون الهه ای رقص کنان فرود می امدن
یورونگ ، شعرت عالی بود
کدوم بیت رو بیشتر دوست داری؟
امروز از لذت های بهشتی باهم در اسمان
بهره بردیم
خیلی خوبه
این بیت واقعا
توصیف حال الانمونه
برو و اون
سنگ کهربایی که امپراطور بهم دادو بیار
چشم
میخوام از طرف امپراطور
به پرنسس یورونگ پاداش بدم
این کهربا از طرف امپراطوره
یورونگ,
زود باش و از لورد وی تشکر کن
خیلی ممنونم ارباب
خیل خوب،بلند شو
تو...
این سنگ ها یه جفتن
جفت اولشو به من
و جفت دومش قسمت تو شد
یعنی تو حاضری
از کهربات به عنوان چشم ادم برفی استفاده کنی؟
اره بابا
حتی میخواستم برم به پدر بزرگ بگم که
اون جفت دیگه ی کهربا رو هم بهم بده تا اینکارو بکنم
برف داره تند تر میشه
اخ نه
حتما بابام تا الان نگران شده که
نتونسته پیدام کنه
دیگه باید برم
اسمت چیه؟
اسمم آیشین جیه رو یورونگ
آیشین جیه رو...
یورونگ.
چیائوچیائو؟!؟
به هیچکس امارمو ندیا
زود میام
بانوی من...
تا چشم روهم بزاری برمیگردم
پنجه ات چیشده؟
بزار ببینمش
درد میکنه؟!؟
این عالی بود
راست میگی
اون پرنسس نیست؟
بریم کرم بریزیم
شوتش کن به من
یالله شوتش
کن
به من!
نکنش، بدش به من
محکم بغلش کن
یعنی الان قهرمان داستان
پرنسس و نجات داد اه اه حالم بهم خورد؟
منم
ببین
بهت
یه شانس دیگه میدم
زانو بزن و معذرت خواهی کن
بعدش شاید بخاطر بزرگواریم ببخشمت
اونی که باید عذر خواهی کنه
از این بچه گربه و این خانوم تویی
اونوقت شاید ببخشنت
ااا نه بابا رو دل نکنی اومدی تو قصر ما و
بهم امر و نهی میکنی
چقدر تو پرویی
کی بهت همچین جرئتی داده
برای اطلاع عمومیت میگم ولی تو اینو یه هشدار در نظر بگیر
بابای من
فرمانده ی کل قواست
وای الانه که از شدت بانمکیت سکته کنم
وو پی خودم میدونم بابات فرمانده ی کل قواست
اما از کی تا حالا به این معنی شده که تو هم به فرمانده ای
تازه اشم,
فرض بر این بکیریم که باشی من که یه ژنرال نیستم
که گوش به فرمانت باشم
تو فقط پسر یه ژنرالی
با چه جرئتی انقدر بی احترامی میکنی؟!؟
بزنم دهنتو صاف کنم؟!؟
بانو
میشه بری با پیشی ات قایم بشی
تا موقعی ام که بهت نگفتم از مخفی گاهت بیرون نیا
میرم ولی مواظب خودت باش
برای بار اخر میپرسم
معذرت خواهی میکنی یا نه؟
تو خواب ببینی معذرت خواهیمو
من از هیشکی معذرت نمیخوام
خیل خوب
پس بخاطر بی ادبیم سرزنشم نکن
ببین چی میگم
یه ثانیه فرصت میدم تا از جلو چشام گم شی
وگرنه
تموم خونواده ات تاوانشو پس میدن
نمیخوام جلو چشمت باشم ، فقط،میخوام بزنم دهنتو صاف کنم
ارباب
خوبی؟
ارباب
چیرو بر بر نگاه میکنین بزنین فکشو بیارین پایین
بزنینش!
چیزی نیست نترسیا
مواظب باش
درد داره...
داری کارای خیلی پست
شیطانی ای میکنی
تو تنها کسی هستی که انقدر ازش متنفرم
گمشو برو ببینم
پسره ی پرو، مچببین باهت چیکار میکنم
صبر کنین منم بیام!
وایسید...
این خوبت میکنه
تکونش نده بزار روش بمونه
زخمت خیلی عمیقه
ولش کن بابا من بیدی نیستم با این بادا بلرزم
باید پانسمانش کنم
وگرنه کزاز میگیری میمیری
و تبدیل به یه چیز جدی میشه
دستتو ثابت نگه دار
تو هنوز
یه دختر کوچولویی
با اینحال یادگرفتی چه جوری مراقب بقیه باشی
تو بخاطر من به این حال و روز افتادی
معلومه که باید ازت مواظبت کنم
حالا که انقدر بهم اهمیت میدی
چطوره بیای باهم ازدواج کنی
اونوقت میتونیم باهم تا اخر عمر مراقب
هم باشیم
چی داری میگی بابا؟
مگه چی گفتم که
انقدر عصبی شدی؟
تو بهم پیشنهاد ازدواج
دادی
مگه این چیز خوبی نیست؟!؟
بچه پرو
هنوز دستمو درست پانسمان نکردی
اگه بمیرم چی؟!؟
گوش شیطون کر. انقدر حرف چرت و پرت نزن
برای امروز خیلی ممنونتم
اگه نبودی
چیائو چیائو و من
معلوم نبود چه بلایی سرمون بیاد
زخمت عمیقه
وقتی رفتی خونه پانسمانتو وا کن و
و با اب گرم بشورش
وقتیم که میخوای دست و صورتتو بشوری مراقبش باش زیاد اب بهوره عفونت میکنه
تو خیلی مراقبمی
جدا فکر میکنم که
دوست داری باهم ازدواج کنی
بچه پرو
مگه چی گفتم
اگه بهم اهمیت نمیدادی
برای چی از دستمال خودت برای
پانسمان زخمم استفاده کردی؟
اینا برای گربه امه
و میترسیدم کثیف باشن چرا توهم میزنی؟!؟
پس بهم اهمت میدی ، نه؟
بهت قول میدم با هیچکی
بجز من ازدواج نمیکنی
دختر خانوم
بگیرش
نمیخوام
چیکار میکنی
تو دستمالتو بهم دادی
و منم بجاش اویز یشممو بهت میدم
اینجوری عادلانه میشه
یادت باشه پانسمانتو عوض کنی
فردا میام ببینمت
که خودت برام عوض کنی
باشه
جا نزنیا!!!
کی خواست جا بزنه
بیا بهت قول بدم
قول قول
من تا صد سال و یه میلیون سال نمیشکنمش
برا چی یه میلیون سال؟
برای اینکه
این طولانی تر از یه قرنه
[اسمشرو گلدوزی کرده به زبان منچوری]
💜💜
خوبه
تا یه میلیون سال نگه اش میداریم
بیا
باهم بنوش
ما تازه اومدیم و
تو پکن ساکن شدیم
اینجا باید آسته بری و آسته بیای
ژنگ نان
ژنگ نان؟
ژنگ نان
دستت چی شده
هیچی ، بابا
یه خراشه فقط
انقدر جدیه که پانسمانش کردی؟
تو پسر ژنرالی
باید قوی باشی
الان بقیه چی پشت سرت بهت میگن
تو دیگه بچه نیستی
من وقتی همسن تو بودم
تو میدون جنگ بودم
بعد خوردن این
از این به بعد
خودتو یه مرد واقعی بدون
ارباب,
پیشکار جناب وو اومده ببینتتون
پیشکار فرمانده کل قوا؟
انگار ارباب جوان یه دیت گلی به اب دادن
میرم ببینمش
چشم
اینجا منتظرم بمون
[عمارت ژائو]
قربان
لطفا به ارباب وو بگین
که پسرمو از طرف ایشون خودم تنبیه میکنم
امیدوارم که ایشون ببخشنش
هنوز نرسیده
انقدر مشکل درست کرده
نزار دوباره همچین اتفاقی بیافته
پسر جون بیا کاریت ندارم
بگیرنش
بگو ببینم اشتباهتو میپذیری
من هیچ اشتباهی نکردم
میدونی توچه ددردسری انداختیم
و هنوزم این غلطی که کردیو گردن نمیگیری؟!؟
از سر راهم برین کنار ، میخوام بزنمش
_ارباب نکنین _ارباب
برین کنار ببینم
ارباب مراقب قلبتون باشین
وایسا! وایسا!
بابا. بابا!
- وایسا ببینم گلابی! - ارباب.
ارباب
از سر راهم برین کنار
بابا
برین کنار
قربان
قربان قربان-
مشکلی نیست
برین کنار
نه قربان لطفا
قربان
هلاک شدم
برین کنار
برین کنار
تو
چرا تو نمیخوای اشتباهت رو بپذیری؟
اگر بتونی منو قانع کنی
امروز ولت میکنم
بابا
معمولا وقتی بخوای منو بزنی
من فقط تحملش میکنم
اما این تقصیر وو پی هست
تقصیر من نیست
پدر وو پی فرمانده اس
اما این باعث نمیشه خودش فرمانده باشه
از طرفی
اون خیلی بی مصرفه
تمام چیزی که اون داره
یه پدر با رتبه ی بالاست
این کجاش تقصیر منه؟
تو
قربان قربان
قربان
ولم کنین
اگر میخوای منو بزنی فقط بیا بزن دیگه
خیلی خب پسر
این پسر منه
زودباش
بیا بخوریم و لذت ببریم
ارباب جوان بلند شو
زودباش
مراقب باش
از اینور
شینگ من امروز خیلی خوش شانسی آوردم
بله همینطوره
بریم
با چه جراتی به بابات گفتی؟
با چه جراتی؟
گوش کن
وو پی
اگر دوباره به بابات بگی
هر بار ببینمت لت و پارت میکنم
قربان
ژائو ژنگ نان تو رو نمیبخشمت
بد شد
همینطوره
آره
هی
کجا داری میری؟
بابا من
راه بیفت
پسرم
خب راستش من
به آقای وو قول دادم
متعجب که اینجا چیکار میکنین؟
از پسرت بپرس
که دیشب چیکار کرده
آقای وو گفت
امروز دستور انتقالتون به تیانجین رو میده
شما وقت دارین
اما پسرتون
باید بره پکن
همین الان
دختری که گربه داری
تقریبا ظهر شده
چرا هنوز نیومده؟
یعنی ما رو فراموش کرده؟
دختری که گربه داری
چیائو چیائو اینجا منتظرم بمون
دختری که گربه داری
دارم میرم تیانجین
تکون نخور پسرک
اگر دوباره تکون بخوری
بهت رحم نمیکنم
ترجمه اختصاصی چنل تلگرامی my asian tv
کانال تلگرام ما را دنبال کنید @kdrama_k_world
*انقلاب شینهای در سال 1911 رخ داد و به سلسله چینگ پایان داد*
چیائو چیائو
دارم میرم مدرسه ی تیانجین
اما نگران نباش
هر وقت بتونم میام دیدنت
یون در آینده ازت مراقبت میکنه
گربه ی خوبی باش باشه؟
من دیگه منتظرش نمیمونم
چیائو چیائو تو چی گفتی؟
تو ناراحتی نه؟
میدونم که ناراحتی
من منتظرش میمونم
و برای اطمینان
به طور جدی شروع میکنم دنبالش گشتن
وقتی برسم به تیانجین دنبالش میگردم
یورونگ
اینم کتاب طب ژاپنی
همونه که میخواستی
موهات؟
حالا خیلی سرزنده تر به نظر میرسی
واقعا؟
عالی شدی
یک زن جوان در عصری جدید
حالا بیشتر شبیه دخترای دانشگاه پی یانگ شدی
اما فکر نمیکنم که این لباس به مدل موهات بیاد
این چه طوره
آماده شو
من بعدا میبرمت لباس جدید بخری
باشه
فعلا
راستی کتاب ممنون-
"اطلاعات کونگ پائو"
سلام میتونم کمکتون کنم؟ سلام-
راستش اومدم دنبال کسی
خب
من این پیش نویس رو دارم
لطفا یه نگاه بندازین
دنبال قهرمانی هستم که گربه ام رو نجات داد
دارم فکر میکنم که زخمت خوب شده یا نه
این روزا خیلی دلم برات تنگ شده
من حالا دانشجوی پزشکی ام
و آماده ام هر لحظه که بیای مهمونت کنم
این متن خوبیه
هرچند
فکر میکنم که پیدا کردنش سخت باشه
اونم اسمی ازش نداریم
منم اینو میدونم
اما این شخص برای من خیلی مهمه
برای همین مهم نیست چه طور اما باید پیداش کنم
خب راستش
هر چقدر هم که
هزینه داره مهم نیست
متن اندازه اش معمولیه
برای همین گرون نیست
فقط یه سکه ی نقره
یه سکه ی نقره
بفرمایید
ممنون از کمکتون
خواهش میکنم
ممنون
(کونگ پائو)
(اداره ی آموزش تیانجین)
ببخشید شما دنبال کی هستین؟
ایشون آقای ژائو مدیر جدیده
سلام مدیر ژائو
سلام آقا
دفترش کجاست؟
طبقه ی دوم سمت چپ
راه رو نشون میدم
(به مهارت ها با فضیلت تسلط پیدا کنید)
سلام مدیر
(دفتر مدیر)
خیلی خب
آقا از این سمت
چرا همه اینجایین؟
مجبورتون کنم برین؟
البته که نه
پس برگردین سر کارتون
راستش
این اواخر توی خونه مون اتفاقی افتاده
برای همین فقط اومدم اینجا بخوابم
شتر دیدین ندیدن
اما آقا
ما اینجا مدارک و اسناد داریم
باید امضاشون کنین
کی قبلا امضاشون میکرد؟
آقا
آقای لیو معاون مدیر اینکارو میکرد
دوباره بخواین امضا کنه
من نمیتونم
شما مدیرین
نمیتونم اینکارو بکنم
حالا چی؟
خب چیزه
من
پس ما
دیگه میریم
بریم
اون میره؟
هنوز نزدیک روز هم نشده
عین یک بلبل بود
و نه یک خرچنگ
که اون گوش ترسناک رو سوراخ کرد
شبانه اون آواز میخونه
روی درخت انار
منو باور کن ای عشقم
اون یه بلبل بود
آقای تونگ
داری اوضاع رو برام سخت میکنی
اما آقا
فکر میکنم کارمون خیلی خوبه
آره منم فکر میکنم خوبه
تو ذهن منو پریشون تر کردی
خیلی خب
آقای تونگ رو ول کن
من باهات تمرین میکنم
ممنون
من برات سوپ آشیانه پرنده درست میکنم
بیا من کمکت میکنم
از اینجا شروع میکنیم
باشه
تو رفتی؟
هنوز نزدیک روز نشده
اون فقط یه بلبل بود و نه یه چکاوک
که با نغمه اش گوش رو نوازش میداد
شبانه اون آواز میخونه
روی درخت انار
باورم کن ای عشق من
که اون فقط یه بلبل بود
(دانشگاه پی یانگ)
اتفاقا امروز وقت دارم
که تو رو ببرم کلاس
سلام بوری گوده چه تصادفی
خوشحالم که میبینمتون
هر دو میرین به یه کلاس
بخش ما یه واحد اضافه درست کردن
و هم جهت با شما نیست
من بعد از کلاس
میام دنبالتون
روزنامه
روزنامه
بائویی من میرم روزنامه بخرم
آخرین خبرها در کونگ پائو
روزنامه
یکی بهم بده لطفا بفرمایید-
ممنون
خواهش میکنم
روزنامه
روزنامه
آخرین خبرها
در کونگ پائو
(یک مقام جدید برای هیچ کاری پول میگیره)
(دنبال قهرمانی میگردم که گربه ام رو نجات داد)
بوری گوده
بوری گوده
بوری گوده
بالاخره گرفتمت
چرا اینقدر با عجله اومدی؟
ببین عرق کردی
عرقت رو خشک کن
ممنون
یورونگ کجاست؟
نگران نباش
توی روز روشن که گم نمیشه
مگه شما با هم نمیرفتین کلاس؟
اون رفت روزنامه بخره
نخواستم باهاش برم
بخاطر همین اینجا اومدم ببینمت
روزنامه بخره؟
اون دیگه بچه کوچولو نیست.
گم نمیشه
عجب داداش با منطقی هستی
حتما باید
جلوی روت باشه
که آروم بگیری
اینو نگاه کن [ یه مقام بالا رتبه جدید]
[یه مقام عالی رتبه ی جدید برای هیچ کاری پول میگیره] چاپ شده
عجب عکس قشنگی
[ یه مقام عالی رتبه ی جدید برای هیچ کاری پول میگیره]
سلام.
سلام.
فرمانده ارتش فنگ چون لای
مایلین با مارشال جوان شایو حرف بزنین؟
یه لحظه وایسین
مارشال، آقای فنگ زنگ زدن
جدی؟
بریم.
باید اینکارو انجام میدادم
سلام
آقای فنگ
بازم تویی
باید اینکارو میکردم
تو همیشه
از خونه دوری
بگو
واسه چی دروغ گفتی؟
جیایو جیایو، جدی خونه نیستم
این روزا همش سرم شلوغه
کار های اداره آموزشی
سنگین تره تا کارهای ارتش
اینقدر دروغ نباف
میدونم
تک تک کارات رو میدونم
ها؟
پس واسم جاسوس گذاشتی؟
نه
من
نیستم
دیروز کارت بازی می کردی مگه نه؟
عجب جاسوس خوبی داری
آقای وانگ بهت گفته اینو؟
از کجا میدونی؟
جیایوجیایو، گوش کن
این روزا سرم خیلی شلوغه
بیشتر وقتا خونه نیستم
پس اینقدر بهم زنگ نزن
پس تیان جین، من بیام اونجا دیدنت
نه، نیای ها
خودم بزودی میام پکن
خودتو واسه اینجا اومدن اذیت نکن
اوکی
خداحافظ
میخواستم بهتون بگم
مارشال، یه جلسه کاری رو فردا
توی سالن شهرداری تشکیل داده
نمیدونم
خودتون میرین یا نه
خودت بجام برو
توی اون جلسه
بعدش
به آقای وو(مارشال)بگو
قراره
پس فردا یه مهمونی مهم
توی دانشگاه پیویانگ برگزار میشه
و منم میام
راستش نمیدونم مراسم دانشگاه پیویانگ چیه
یانچنگ.
[ کارت دعوت نمایشن رومئو و ژولیت در دانشگاه پیویانگ]
مارشال بزرگ میگه
توی دوره جدید کشورمون باید زندگی مردم رو بهتر کنیم
چطوری میتونیم زندگیشونو بهتر کنیم؟
از طریق آموزش بهشون
منی که رئیس بخش آموزشم
باید به دانشجویان انگیزه بدم
و توجه کنم به
زندگی فرهنگی و منطقی دانشجویان
پس متوجهین که
این مراسم چقدر مهمه
درسته
رئیس درست میگین
من برم سر کارم
با اجازه میرم
یانچنگ
مدیر لیو رو همراهی کن
بفرمایین از این طرف
زخمت بهتره؟
بهترم
حیف شد امروز
عوضش اجرا خوب بود
اون دختره تنها دختر مارشال ووئه
خیلی هم گند دماغه(اخلاقش بده)
با یه چیزی که مخالف باشه بحث و دعوا میکنه
یادت باشه بهونه دستش ندی
ولی اون یکی
اون دختره که کنارشه
چقدر آروم و با شخصیته
اون میتونه یه پارتنر خوب واست باشه
همگی ساکت لطفا
امروز
مراسمی برای قدردانی از
اقای ژائو ژنگ نان برگزار کردیم
ایشون رئیس اداره اموزشی هستن
خب از اقای ژائو میخوایم برامون سخنرانی کنن
ممنونم
خوشحالم بهم زمانی داده شپه تا یکم براتون صحبت کنم
ایشون الان اسم سخنرانی رو اوردن
ولی من مخالفم
کلمه سخنرانی درست نیست.
سخنرانی چیه؟
درس دادن سخنرانیه
تحلیل سخنرانیه
کنفرانس سخنرانیه
ولی من اینا رو نمیتونم انجام بدم
پس
الان فقط میتونم واستون حرف بزنم
همتون پدرمو میشناسین
اون ژائو چینگ هایه
کسی که کلی موفقیت داره
من نیستم، پدرمه
اگه پسر اون نبودم
شاید الان هیچی نبودم
میترسم
از اینکه اونموقع از شما ها کمتر می بودم
همتون چون با استعدادین
اینجا قبول شدین
شماها آینده
و ستون های این کشورین
شماها توانمندی خاصی دارین
پس این مراسم
مال شماهاست
شما جوون های با استعداد
پس لطفا ازش لذت ببرین
_عالی _عالی
ممنونم جناب مارشال
ممنون
بیاین این طرف
چقدر گشنمه
تا یه چیزی بخوریم
چقدر ریاکاره
چیشده؟
میشناسیش؟
ژائو یه شیطان صفته
اونو و برادرمم با هم دشمنن
پدرش با پدرم دشمنه
پس
کلا بین خانوادهامون جنگه
دشمنی؟
ولی چرا بهش میگی ژائو شیطان صفت؟!
خب درست میگم ببینش
خیلی وحشی بنظر میاد
برادرا فعلا، مواظب خودتون باشین
بفرمایین
زود برمیگردم
وینیل رو بیارش
بعدا ساز میزنم
اوکی.
وقتی حرف میزد
اون خیلیی...
خانم ژولیت
میتونین توی اولین رقص منو همراهی کنین؟
متاسفم
خواهرم رقصیدن بلد نیست.
جدی؟!
ولی خانم ژولیت
شما که خیلی قشنگ
توی صحنه میرقصیدین
نمیخوای باهام برقصی چون
چون من رومئو نیستم؟
_برقصین _برقصین
_برقصین _برقصین
_برقصین _برقصین
_برقصین _برقصین
_برقصین _برقصین
_برقصین _برقصین
_برقصین
_برقصین _برقصین
بوری گودو
تو هم میای برقصیم؟
پات زخمی شده.
بهتره اینکارو نکنیم.
اقای ژائو انگار
راجبم کنجکاوین!
چون احساس میکنم اشنایی
حس میکنم قبلا دیدمت
ژائو ژنگ نان
به یورونگ بگو دقت کنه
خیلی بی رحمه
این پسره ی ولگرد
میتونه عین یه شیطان باشه
اگه گولشونو بخوره
زندگیش نابود میشه
مطمعن نیستم این اولین باره
میبینمتون یا نه، ولی اسمتون؟
جین یورونگ هستم
خیلی گشتم
فکر کنم اون خانمی که ازش میگفتین
احتمالا جین یورونگ باشه
دختر شاهزاده پوچو
یورونگ؟
پس اسمش یورونگه.
چه اسم قشنگی.
آقای ژائو.
الان یه نامه مینویسم
سری بعدی که میرین پکن
این نامه رو حتما بهش بدین
وقتی بفهمه
اسمشو از قبل بلدیم
حتما تعجب میکنه
اقای ژائو؟!
ولم کن
آقای ژائو
لطفا مواظب رفتارتون باشین
بریم
حالت خوبه؟
خوبم.
رفتارش مشکوک بود
اگه باهات کاری کرده
بلایی سرش میارم زار بزنه
نه کاری نکرده.
یورونگ
هر اتفاقی افتاد
یادت باشه همیشه بهم بگی
واسم مهم نیست اون کیه
حتی اگه پسر مارشال باشه
حتی اگه از یه خانواده ثروتمند باشه
بازم نمیزارم اذیتت کنه
مشکلی نیست.
ترجمه اختصاصی چنل تلگرامی my asian tv
کانال تلگرام ما را دنبال کنید @kdrama_k_world
مترجمین پن، نیلوفر، سونیا میکس
هر گونه استفاده از این زیرنویس بدون ذکر منبع= ممنوع و حرامه
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.