Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
میدان های مبارزه ترجمه و زیرنویس:معین
قسمت 1
پایین،مواظب باشید
داره میشکنه
زمانی مادرم گفت دلتنگی و غم و اندوه مثل شبنمه
وقتی سوز سرما در شب صحرا روی پوستت میخوره
از همیچی نترس فقط به سپیده دم صبح فردا فکر کن
صبر کن تا خورشید بالا بیاد و با گرماش به اون سرمای جان سوز پایان بده
دودی پسر صحرا بود
هزار سال پیش اون 5 قبلیه را رهبری میکرد
کسیکه با روح قصر در سرد ترین نقطه شمال مبارزه و
روح اونها را در اعماق زمین تاریک مهر و موم کرد
اینطوری بود که اون صلح را به سرزمین آبا اجدادی ما آورد
اون میدونست که شب و روز به دنبال هم میان
و وقتی که نور فروکش کنه این تاریکیه که جهان را در بر میگیره
کودکان 5 طایفه کسانی هستند که محافظ نور ان
عجله کنید
سریع تر زود باشید
شهر وانگ
....من شاو یه پسر خانواده شاو جان سون کسی هستم که وقتی نه سالم بود
همگی توجه کنید میخوام قهرمان مسابقات رزمی نوجوانان دوکی منطقه دانگی شیو ین را بهتون معرفی کنم
آره شیو ین
من چنان در هنرهای رزمی استاد شده بودم که
از من به عنوان جوان ترین نابغه هنرهای رزمی یاد میکردن
در همون سال بود که خبرهایی از احیای مجدد نیروهای تاریکی از شمال در گوشه و کنار شهر پخش شد
مادر من با همراهی خانواده هایی از 5 قبیله دیگه به سمت قصر ارواح پیوست
نمیتونم بمونم
این وظیفه منه
هر کسی در قبال چیزی مسئولیتی داره
مامان
هیچکس از اتفاقی که در سفر به شمال ممکن بود بیوفته آگاه نبود
وقتی مادرم بازگشت به شدت مجروح شده بود
... استاد بزرگ اون
مهم نیست چه اتفاقی میوفته
باید هر طور که شده این حلقه را پیش خودت نگه داری
مامان،تو که نمیخوای دوباره منو ترکم کنی
نمیکنم حتی واسه یه روز
میخوام بزرگ شدنت را با چشمام تماشا کنم
دیگه نمیخوام تنهات بذارم حتی واسه یه لحظه
گنجینه کجاست؟
بهم بگو وگرنه خودم به زندگیت پایان میدم
از وقتی شما گفتید که من به پنج خاندان خیانت کردم
و کنیزه هو مین شنگ شدم
پس چرا باید گنجینه را با خودم بیارم؟
مامان،مامان
شائو ین ماما
من به خونه شیائو جا رفتم
فقط به خاطر اینکه یه بار دیگه میخواستم پسرم را ببینم
اگه شما دنبال گنجینه هستید برید از خود روح بپرسید
یو ژنگ هیو مه شنگ ازم خواست پیامی را برای 5 طایفه بیارم
تاریکی داره میاد
میترسی مگه نه؟
مردم دیگر قبلیه ها اومدن
گفتن اون یه خادنه گفتن اون بوده که استاد بزرگ را گشته
و مجبورش کردن با خجنر باستانی خودش را بکشه
مامان،مامان
مهم نیس زنت چیکار کرده پسرت دیگه نمیتونه شهرت قبلیه شیائو مین را بهش برگردونی
شما دارید زیادی سخت میگیرید
اصلا فرض کنید گنجینه همین الان در دستان منه
زن تو قبلا اون گنجینه را به انگشت داشت
با این حال هنوزم میخوای اون را از ما پنهان کنی؟
اگه بهم اطمینان ندارید صداقتم را بهتون ثابت میکنم
شیائو ژنگ
پدر منشا هنر های رزمی روحانی خودش را نابود کرد
خونه شیائو جی دیگه سوت و کور شده بود
بعضی وقتها پیش خودم فکر میکنم چیزی که مادر گفت درست بود
از وقتی مادرم مرده 7 ساله که ترس منو در خودش فرو برده
میخوام اونقد سخت تمرین کنم تا قویترین مرد قبیله بشم
میخوام دلیل واقعی اینکه مادرم مجبور به خودکشی شد را بفهمم
به نظر میاد با اینکه این 7 سال سخت تمرین کردم اما
هیچ پشرفتی نداشتم
عالیه
شو ین بعدیه
یعنی میتونه؟
چرا هیچ کاری نمیکنه؟
من شو ین هستم
و تنها چیزی که از خودم دارم ضعفمه
برگرد
شو شر بیاد بالا
ایول
برادر ارشد شو ین
بنظرت توی موقعیتی هستم که منو برادر ارشد صدا کنی؟
برادر ارشد شو ین شما یه بار بهم گفتید
باید همه چی را فراموش کنید و به زندگی ادامه بدید
اگه نخواهید همه چی را فراموش کنید میخواهید چجوری به زندگی ادامه بدید؟
بیا بریم
برادر شو ین بفرمایید آب
برادر ها نگاه کنید اون بدرد نخور هنوز داره تمرین میکنه
بهشون گوش نده برارد شو ین با تمرین تو هم میتونی دوباره قدرت هات رو بدست بیاری
من مطمئنم تو روزی جنگجوی قدرتمندی میشی
واقعا که جای افسوس داره که با این همه تمرین بازم کارش میلنگه
نگاش کن استخونی را
فک میکنی خیلی قلدری آره بیا جلو ببینم
ولش کن
با تو ام عجیب غریب
تو فقط واسه آشغال جمع کنی خوبی به چه جرئتی دست روش بلند کردی؟
قدرت درونیت مثه یه بچه ضعیفه
واسه همین پشت دختر ها قایم میشی
چرا زدیش دیوونه
بردی بگیریدش
زود باشید پخمه ها
وایسا بینم
بگیریدش
وایسا
بست گرم باقلای اسلایس شده بذارید تو کفهه
باشه
بازم دعوا کردی
آره
بابا فن ببر خشمگین را بهم نشون بده میخوام بزنم دهنشون سرویس کنم
تو نمیتونی اجراش کنی
شب و روز تمرین میکنم
سخت تر از اونا تمرین میکنم
حتی اگه پسرفت هم داشته باشم لااقلش مثه شما نمیشم
شما دارید اینجا خودتون را تلف میکنید و پشت این کتاب ها قایم شدید
شلاق را برام بیار
واسه اینکه دوباره پات رو از گلیمت دراز تر نکنی
خودت را بزن
باهام بیایید
بیایید بریم
داداش شو ین
ممنون
شو ین
شوین،استاد میخواد برگردی
باشه
پدر
بالاخره اومدی
ایشون آقای وان ِ طبیب از قبیله شاو هستن و مالک داروخانه جانگ ای هستن
پدر چرا دنبالم فرستادید؟
دیگه مجبور به تمرین هنر های رزمی دوکی نیستی
از آقای وان پیروی کن و برو توی مغازه دارو فروشیش شروع به کار کن
از این به بعد شاگردشون میشی و از دارو هاشون نگهداری میکنی
پدر من میخوام مبارز بشم
بزودی مسابقات رزمی سالانه برگذار میشه
اگه نتونم توش شرکت کنم در آینده نمیتونم جنگجوی خوبی بشم
تو استعداد رزمی نداری
دارم
دا-رم
در مسابقات امسال در مرحله ای بودی؟
رتبه ات چند بود؟
پدر مطمئن باش توی مسابقه برنده میشم
من را شاگرد مغازه دارو سازی نکن
من سخت تر از هر زمان دیگه ای تمرین میکنم
حتی آخر هفته ها تمرین فنون رزمی میکنم
جناب وان لطفا روی تخت مخصوص من بشینید
...اما من
لطفا برید بشینید
بفرمایید برید بالا
زود باشید بشینید
تو بیا اینجا
یه فنجون قهوه به جناب وان تعارف کن(به عنوان هم قسم شدن با استاد)
و شاگرد بودن خودت را مقابل ایشون تایید کن و قسم بخور که در امور داروخانه کمکشون میکنی
پدر من نمیخوام شاگرد دارو فروش بشم میخوام مبارز بشم
اگه نتونم امروز بشم حاضرم تا 10 سال دیگه هم تمرین کنم
اگه بعد از 10 سال هم نشدم بیست سال دیگه تمرین میکنم
اگه 20 سال دیگه هم نشدم تا وقت مردنم همینطور تمرین میکنم
پدر بهت التماس میکنم منو مجبور به شاگرد داروخانه نکن
منو به این کار تحمیل نکن
پسرم با استعدادی که تو داری
زودتر از اینکه یک مبارز بشی میمیری
اگه واست اتفاقی بیوفته نمیتونم اون دنیا تو چشمای مادرت نگاه کنم
سرنوشت تو همینه
بیا و به استادت ادای احترام کن
نمیکنم
بسیار خوب از اونجاییکه خیلی یه دنده و لجبازی
من به جای تو اینکار رو میکنم
پدر
....استاد دارید چیکار بشینید
پسرم شاگرد شما میشه اون خیلی بی حواس و بازیگوشه اگه خطایی کرد لطفا ازش دلگیر نشید
لطفا فنجان چای را قبول کنید
استاد
اونا با خودتون ببردیش
و از اومدن دوباره به اینجا محرومش کنید
حیاط پشتی جاییکه ما داروهای گیاهی رو توش نگهداری میکنیم
خمره هایی که اونجاست توش شراب گیاهیه
یادت باشه اونا خیلی گرونن نزنی بشکونیشون
وگرنه استاد کلّت میکنه
بیا اول این سبزی ها رو خرد کنیم
این چه طرزه چاقو دست گرفتنه؟
قبل اینکه بخوای بیفتک بزنی قشنگ فشار بده
کوچیک تر ببر
شنیدم مبارزه میکردی
منم مشت زدن را دوست دارم
از یه سری فیلم رزمی یه سری حرکت یاد گرفتم
میخوی نشونت بدم چقد خفنم
اینی که دیدی فن میمون دیوانه بود
با اومدن به اینجا وقت خودت رو هدر دادی
اگه تمرین نکنی نمیتونی واسه خودت کسی بشی
یواش بابا،اگه بیفتک بشکنه استاد کله هر دمون میبرّه
بعد اینکه همه رو خرد کردی
میری به دوجا
کجا؟ معلومه دیگه مدرسه شیا هو
از استاد شنیدم که میگفت
بقیه دارن واسه مبارزه تمرین میکنن
واسه همین گرسنشون شده
تو کی هستی؟
روباه کوچولو با مادرت مو نمیزنی
تو کی هستی اینجا چه جور جاییه؟
من استادتم خره
اون 7 سال پیش ریق رحمت را سر کشید
تو حتما یه روحی
گفتی من چی ام؟
غلط کردم تو روح نیستی
من کی ام؟
تو استادمی تو استاد من ِ خاک بر سری
استاد جونم
تو واقعا استادمی؟
ولی مگه تو 7 سال پیش نمردی؟
چطوری زنده و اینجا جلو من وایسادی؟
هفت سال پیش من خودم را در اینجا زندانی کردم
واسه همین واسه کسایی که در خارج از اینجا بودن قطعا مردم
خارج؟
خب اینجا کجاست؟
اون حلقه توی دستت
ما توی حلقه توی دستم هستیم؟
باهام بیا
مردم اینجا هیچوقت فکرشم نمیکنن
گنجینه غرفه ستاره های آسمانی که هزار سال دنبالش میگشتن
توی انگشت دست یه احمق باشه
وقتی نتونی با قدرت محدودت تحت تاصرشون قرار بدی
حتما پیش خودشون میگن هیچی بارت نیس
یعنی گنجینه غرفه ستاره های آسمانی همش این توئه؟
بله
اون سال مادرت جون خودش را به خطر انداخت تا من را نجات بده
من نگران این بودم که این گنجینه به دست افراد ناباب بیوفته
واسه همین بهش گفتم همه چیز را این تو منتقل کنه و
و من هم در جا به عنوان محافظ اون محبوس کنه
ولی در تمام این سالها دو شاگردم
یکی به روح جهنمی پیوست و دیگری هم خودکشی کرد و مرد
واسه همین من اینجا تک وتنهام
اما خوب شد که اومدی
اگه من به مهارت های درونیت جذب نشده بودم
روح من ممکن بود بعد از اینهمه مدت طولانی تجزیه و ناپدید بشه
پس تو جذب انرژی درونی من شدی؟
آره
پس هر روزی که من تمرین میکردم این تو بودی که انژی من را جذب خودت میکردی
تو تمام شیره بدنم را میکشیدی؟(خخخ)
روزانه همشون را جذب میکردی؟
یا فقط؟
میدونی به خاطر این کارت من اینهمه سال توی مسابقه شکست خوردم
یه عالمه درد و رنج رو تحمل کردم
همش به خاطر توی لعنتی
و مادرم به خاطر اینکه جونت را نجات داد
و واسه اونایی که دنبال گنجینه بودن
مجبور شد از مردی که از خودش بودن ناسزا بشنوه و خود کشی کنه
میدونستی؟
تو توی حلقه موندی و هیچ کاری نکردی
من نمیتوستم
حتی اگه به کمکش هم میومدم تا زمانی که نیروم را بازیابی نکرده بودم نمیتونستم نجاتش بدم
تو من را ضعیف کردی تو باعث کشته شده مادرم شدی
خودم میکشمت پیره خرفت
پسر سرتق چرا به استادت بی احترامی میکنی؟
حالا که اینجوره اصلا باهام بیا
باهات بیام واسه چی؟
که انتقام بگیرم
از یو شن و یو تیه و تمام مردمی که باعث شدن مادرم خودکشی کنه
من نمیام من در حال بازیانی نیروهام هستم
استاد
نمیخواد با استاد صدا کردنم زیربغلم هندونه بذاری
الکی زانو نزن میدونم میخوای چیکار کنی
فعلا دیگه باهات کاری ندارم
میتونی بری و بذاری کمی استراحت کنم
از وقتی اومدی کارت را خوب انجام دادی
گرچه نمیتونی مبارز خوبی بشی
ولی دارو ساز بودن هم اونقد بد نیس
حتی اگه نتونی یه کیمیاگر ماهر هم بشی
بجاش میتونی
یه مدیر داروخانه یا تاجر دارو بشی
اینطوری جایگاه اجتماعیت هم بالا میره
میشی سر تر از بقیه،بقیه بهت احترام میذارن این کجاش بده؟
میفهمی چی میگم
بهش فک کن
نیومده دل ِ استاد را بردی
ولی منو نمیتونی خر کنی هر چقد اینجا بمونی باعث رنج بیشتر خودت و من میشی
خیلی خب حالا برو اینا بذار سر جاش
شراب کجاست؟ کجا گذاشتمش؟
کی خوردش؟ شراب هام کجاس؟
پاشو
اینجا چه خبره،شراب های من کجاست
یه چیزی بگو
توی عوضی حتی به یه خمره هم اکتفا نکردی زدی همه رو از دم خوردی ها؟
بگو شراب هام کجاست؟
من نمیدونم
همنوزم زبون درازی میکنی بزنیدش
شراب من کو؟
من نمیدونم
پدرت به من ادای احترام نکرد که شراب منو بدزدی
حالا که شاگرد من شدی به این معنی نیس که هر غلطی دلت بخواد میتونی بکنی
خودم به حسابت میرسم پدر سوخته
امروز باید اون خیره سری تو را ادب کنم
سفت بگیریدش
شراب منو میدزدی و میریزی توی شکمت حالا بخور
از حلقومت میشکم بیرون
تفشون کن بیرون
استاد شراب خورتون خیلی ملسه
استاد نظرتون چیه؟
وقتی شلوارت میوفته باید خودت بالاش بکشی به من مربوط نیس ( ضرب المثل ِ کار را هر که کرد آنکه تمام کرد)
این اولین فنی بود که از مادرم یاد گرفتم
و مادرم هم از شما یاد گرفته بود
پس اگه فن من اشتباه باشه تقصیر شما بوده که از اول نشونش دادید
و بعلاوه چطور به خودتون اجازه دادید
خمره شراب های من را وقتی خواب بودم بدزدید
هی مواظب حرف زدنت باش فنّت فقط بدرد دور کردن مگس های توالت وقتی داری میرینی میخوره
مشکل تو اینکه از ضد حمله هایی یکسانی استفاده میکنی
در صورتیکه تاثیر حملات مشتق و ترکیبی دو برابره
آره مامانم هم همینو میگفت
باید ضربات مشتم را ترکیبی به کار بگیرم
ولی حیف که تمام این 7 سالی که عین خر جون کندم و انرژی کسب کردم
همش جذب شما شد دیگه هیچی واسم نمونده
ازم چطوری انتظار دارید زیر بنای حمله هام را با مشت های ترکیبی تقویت کنم
جای تعجب اینهمه سال انرژی من را جذاب کردید اونوقت هنوزم پیر موندید
و هنوزم انرژِتون را بازیابی نکردید و فقط ادای مبارز ها رو در میارید
درست نمیگم استاد
خوب نگاه کن پسر کوچولو
این تکنیکی که الان دیدی فن مشت طولانی نام داشت که توسط 5 نفر از اعضای بزرگ قبیله استفاده میشده
گرچه بنظر ساده میاد اما برای اجراش باید نیروی درونی خیلی قوی داشته باشی
حالا یاد گرفتی؟
بنظر من
اگه فن شما اینقد خوبه پس چرا اینجا مثل مرده ها زندگی میکنید؟
اگه شما اینقد انرژِی درونید دارید پس چه نیازی بود که مادرم شما را نجات بده؟
واقعا نابود کننده روح زندگی اینقد قویه؟
میدونی کدوم فن توی مبارزه قوی تر و سخت تر از همه اس
قلب انسان
اینکه افرادی که سال های سال بهت نزدیک بودن در حال برنامه ریزی ان که بهت آسیب بزنن
اگه مادرت من رو نجات نمیداد
توی دست نزدیکترین کسی که بهم بود میمردم
دنیای حسابی
دنیای حسابی دنیایی نیست که مادر از بچش مراقبت کنه
بلکه دنیاییکه فرزند بتونه از مادر خودش در برابر آسیب ها مراقبت کنه
این همون دنیاییه که تو ازش فرار کردی
انتقام،انتقام، همه دنبال انتقامن
اما حالا دیگه حتی منم عشقم به انتقام از بین رفته
بگو ببینم چرا اصلا توی همون دارو فروشی که هستی نمی مونی
من مثه تو ترسو و بزدل نیستم
به کی میگی ترسو؟ تو بهم بگو
یه عالمه آدم فقط به خاطر تو مردن
مادرم به خاطر تو مجبور به خودکشی شد انرژِی(جی) من 7 سال تموم بوسیله تو خورده شد
هفت سال
اونوقت ازم میخوای توی دارو فروشی کار کنم
پس بذار بهت بگم اگه خوابشو ببینی
حالا دیگه به تو مربوطه که بخوای بهم آموزش بدی یا نه
وایسا
در این کتیبه 36 فرمول دارویی وجود داره
که باعث بدست آوردن احترام بهشتیان و زمینیان میشه
این کتیبه از قبیله شائو جیا در اصل از نسل خدایان پیشین بوده
اگه بخونیش و یک کیمیاگر حاذق در امپراتوری بشی
همه بهت احترام میذارن و ازت میترسن هیچکسی جرئت نمیکنه واست شاخ و شونه بکشه
اگه به دستور العمل هاش عمل کنی حتی میتونی عمر جاوید داشته باشی
نظرت چیه ها؟
مطمئنا کیمیاگر میشم
اما هنوزم میخوام جنگجو بشم
مدالی ئن وجود داره که از خون خود خدای خدایانه
بیا این مدال طلایی امپراتور جیاما را بگیر
باهاش میتونی تمام قدرت ها و ثروت ها را مال خودت کنی
یک میلیون ارتش را رهبری کنی
به هر دختری نشونش بدی عاشقت میشه
همه واست خودشون را حراج میکنن نظرت چیه؟
مرد کثیف
اینجوری با من حرف نزن یادت نره من هنوزم استادتم
تو من را به اینجوری حرف زدن مجبور میکنی
اگه بخوای همین جوری بدون ادای احترام بذاری و بری چطور میخوای توی صورت مادرت نگاه کنی؟
حلقه جادویی را بده
این چیه ماما؟
این هدیه من به توئه
مهم نیس در آینده چه اتفاقی بیوفته باید مثل جونت از این حلقه مراقبت کنی
مامانم اینو قبل از مرگش بهم داد
واسه همین باید مثل جونم ازش مراقبت کنم
همیشه دستم میکنمش
تو هم میتونی هر چه قد دلت میخواد شراب بنوشی
من میتونم فحش و ناسزای کار تو را تحمل کنم
این کارم را به عنوان ادای احترام شاگرد و استادی که بینمونه در نظر بگیر
من هیچی بهت بدهکار نیستم پسره احمق با چه جرئتی به استادت طئنه میزنی
تو بهم خیلی چیزها بدهکاری
پدر شما گفتید بیام؟
خیلی وقته یان یان را ندیدی/
یان یان اینجاس؟
قبیله داره مبارز های با استعداد را
واسه رفتن به شهر وو تان و شرکت در آکادمی مبارزه ای جیا نان جمع میکنه
من باید برم
کمی هدیه بخرم به دیدن یان یان برم
فراموشش کن من لیاقت اونا ندارم
این عقد توسط پدر بزرگ تو بزرگ خانواده یان یان بسته شده
حالا که دیگه، هم تو هم اون بزرگ شدید
وقتشه همدیگه را ببینید
این نامه ای که
واسه بزرگ قبیله کلان نوشتم را میخوام براشون بفرستم
حل کردن این موضوع قبیله شیائو چان خیلی سخته
شیائو چن یه پسر خیلی لجوج و یه دنده اس
من یه سری کار دارم با اجازتون مرخص میشم
پدر بزرگ
چه چیزی باعث عصبانیتتون شده
این نامه از طرفه استادته
اون 4 تا شاگردش را فرستاده
و 800 مایل اومده کوبیده اومده اینجا که اینو بهم بده
در مورد خاستگاری توئه
حرفی که رهبر قبیله یو شان گفت درست بود
وقتی آب به سرازیری میره بعضی ها به مقام های بالایی میرسن
استاد جوان
بذارید من به جای شما اینکارو بکنم
این چیه؟ یکم آب برای یادگیری تکنیک(جی) با خودم آوردم
اما استاد اینجوری که هدر میره
این دفعه را دیگه بیخیال بشید
استاد جوان
خیاط اینجاس منتظرتونه قوارتون را اندازه بگیره
چی؟
استاد میخوان شما با خانم نالان نامزد کنید
مراسم نامزدیتون همزمان با باز شدن آکادمی جی یان اتفاق میوفته
ماه دیگه هم عروسیتون را توی روز ولنتاین میگیریم
بیایید بریم
چند روزه دیگه ضیافت نامزدی برگذار میشه
این یکی چطوره؟
مهم نیس
قراره نامزد کنی چرا خوشحال نیستی؟
چیزی نیس که واسش احساس خوشحالی کنم
نبظر میرسه توی یه رویا گیر افتادم
دنبال یه کارت چاپ کن باشید تا دعوت نامه را آماده کنه
واسه فک و فامیل دعوت نامه بفرستید
بله ارباب
ارباب
ارباب مهمون هاتون اومدن
استاد آکادمی هنر های رزمی و طبیب مخصوص جو هی که همچنین به عنوان امپراتور شهر پلت هم شناخته میشن
طبیب جو هی؟
خوش اومدید طبیب جوهی
این مایه افتخار منه که به خانه محقر من اومدید
شیائو زو جانگ دیدار شما باعث خوشحالیه
لطفا بفرمایید ممنونم
شهرت شما شهره خاصه و عامه
کتابخانه شما واقعا زیبا چیده شده
برادر جو لطفا بگید چه چیز باعث شده به اینجا بیایید
برادر شیائو براتون هدیه ای آوردم
امیدوارم ازم بپذیریدش
این یک داروی افسانه ای شش کاره اس
میتونه انسان مرده را زنده و استخوان را به گوشت تبدیل کنه
در گذشته رهبر شائو کیا رهبر قبیله کاری کرد که شما قدرت جی تون را در خودتون نابود کنید
بیایید دیگه ازش حرفی نزنیم
اگه این دارو را بخورید نیروی جی شما بر میگرده اما دیگه نمیتونید به کشور خودتون سفر کنید
من مطئنم که این میتونه 60 تا 70 درصد از قدرت شما را بهتون برگردونه
چرا این هدیه با ارزش را به من میدید؟
برادر جانگ لطفا دلیل این کارتون را بهم بگید
ترجمه و زیرنویس:معین
♫ If you refuse to accept it, then come fight; I'm not afraid of chaos ♫
♫ Dark land, black sky, all creatures are in a desperate situation ♫
♫ Long hatred and unrequited love are floating up the water surface ♫
♫ You'll be able to see a well-refined malapropism in this lifetime ♫
♫ Confiding my wishes, a long dream is hard to complete ♫
♫ Fulfilling my promise, an arrow concealed in a golden threaded sleeve ♫
♫ Freezing a moment, the lava of purgatory ♫
♫ Jumping with no favors and no complaints ♫
♫ Proud and aloof, carrying a heavy sword in one's hand; Still young, it's hard to eliminate the worries ♫
♫ Troubles, adding troubles, the mountain calls and the sea roars ♫
♫ Gallop across the narrow sky and small land; Primal chaos fights against the evil and crooked ways ♫
♫ Causing a disturbance and let no one be able to escape ♫
♫ Hard path, please don't (This dark land, black sky, all creatures are in a desperate situation) ♫
♫ bully the young ones (Looking at an elegant man having long hatred and unrequited love) ♫
♫ A hero don't care about (Why look for other excuses? My dragon heart and tiger courage is on my hand) ♫
♫ titles (Let you all see the bravery of this young lad, all his fists hitting the flesh) ♫
♫ Showcasing one's skills (Fulfill my wish, you can look at it from afar or very near, superb fighting skills) ♫
♫ at the prominence chart (The fire beacon on the dawn before the war, there's intense flame and lava) ♫
♫ Just right, while still young (Must fulfill my promise to hold a heavy sword and fly towards the front to fight) ♫
♫ get famous early on (Sprint across, one turn) ♫
♫ Proud and aloof, carrying a heavy sword in one's hand; Still young, it's hard to eliminate the worries ♫
♫ Troubles, adding troubles, the mountain calls and the sea roars ♫
♫ Gallop across the narrow sky and small land ♫
♫ Primal chaos fights against the evil and crooked ways ♫
♫ Causing a disturbance and let no one be able to escape ♫
♫ Hard path, please don't (This dark land, black sky, all creatures are in a desperate situation) ♫
♫ bully the young ones (Looking at an elegant man having long hatred and unrequited love) ♫
♫ A hero don't care about (Why look for other excuses? My dragon heart and tiger courage is on my hand) ♫
♫ titles (Let you all see the bravery of this young lad, all his fists hitting the flesh) ♫
♫ Showcasing one's skills (Fulfill my wish, you can look at it from afar or very near, superb fighting skills) ♫
♫ at the prominence chart (The fire beacon on the dawn before the war, there's intense flame and lava) ♫
♫ Just right, while still young (Must fulfill my promise to hold a heavy sword and fly towards the front to fight) ♫
♫ get famous early on (Sprint across, one turn) ♫
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.