Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.گردنزدن مهارت فوقالعادهای نیاز داره
...گردن، که از استخوانهای بسیار قوی
.و بیش از ده ماهیچه تشکیل شده، به این راحتیها جدا نمیشه...
صحبت آخری داری؟
.ندارم
.علاوه بر این، گردنزدن یک فرد با یک ضربه کار غیرممکنی هست
...در بیشتر موارد، برای بریدن سر یک شخص به بیش از یک ضربه لازمه
.که همین موجب میشه اعدام صحنهی وحشتناکی به خود بگیره...
.غیرممکنه
چرا؟ چرا نمیمیرم؟
نه، چرا نمیتونم بمیرم؟
.من علاقهای به این زندگی ندارم
.تا الان انسانهای بیشماری رو سلاخی کردم
.برای همین انتظار ندارم عمر طولانیای داشته باشم
ترجمان: نیما پناهی
@AniPlus
:کانال تلگرام
گروه انی پلاس با افتخار تقدیم میکند
بهشت جهنمیان
مجرم محکوم به اعدام و جلاد
.اسمت گابیمارو هست
...به عنوان یک شینوبی(نینجا) در دهکدهی ایواگاکوره بهدنیا اومدی
.از زمانی بچگی فقط راه و فنون آدمکشی رو یاد گرفتی
...بسیاری از کارآموزها موقع آموزش جون خودشون رو از دست میدن، ولی در عوض
.کسایی که زنده میمونن، بدن فناناپذیری به دست میارن...
.که اینطور
...به عنوان کسی که اهل ایواگاکوره هست
.شکستن تیغهی یک کاتانا(شمشیر) کار راحتی برات هست...
.خب، حق با توئه
.آدمی به اون برعرضگی با شمشیر نمیتونه به من آسیبی وارد کنه
.حتی نیازی نیست برای اینکار از نینجوتسوی خاصی استفاده کنم
میتونی از نینجوتسو هم استفاده کنی؟
امکانش هست یه تعدادیش رو بهم نشون بدی؟
برای چی؟
.به خاطر علاقهی شخصی خودم
.پس، نمیکنم
!اون رو توی آتش بسوزانید
.سوزاندن توسط آتش معمولاً مجازات اعدام به وسیلهی آتش هم نام داره
.سوزانده شدن گوشت درد غیرقابل تحملی اینجاد میکنه
...گرما باعث انقباض و کوچیک شدن ماهیچهها میشه
.و بدن رو تا حد زیادی مچاله میکنه که استخوانها خورد میشن...
...در نهایت، فرد در اثر خفگی ناشی از انقباض ماهیچهها یا
.دود تولید شده توسط شعلهی مسموم شده میمیره...
.این یک روش فوقالعاده دردناک برای اجرای حکم هست
.گاهیاوقات به خاطر رحم مجرم رو قبل از آتش زدن میکشن
.ها، ببخشید
...و-ولی شعلههای آتش خیلی زیاده
.فکر نکنی من علاقه دارم مقاومتی از خودم نشون بدم
.اگه چیزی بخوام، اون اینهکه من رو بکشی
.که اینطور
به جای اینکه روت رو از من برگردونی، یه لباس بهم نمیدی؟
.زودباش، خواهش میکنم
.وظیفهی من ضبط کردن وقایع هست، و لخت بودن تو هیچ مانعی نداره
.لطفاً بیا ادامه بدیم
.خودت شاید بدونی، ولی گذشتهی من همچین چیز جالبی هم نیست
.این وظیفهی منه
.خانوادهم؟ نمیدونم
.فقط به من گفتن وقتی بچه بودم اونها به وسیلهی رئیس دهکده کشته شدن
.دلیلش رو نمیدونم
.و من هیچ احساسی راجب این موضوع نداشتم
.رویا؟ اون رو هم ندارم
.شینوبی بودن همچین هدف بزرگی نداره
.اونها فقط کسایی که بهشون دستور داده میشه رو میکشن
چرا دستگیر شدم؟
...خب چیزه، راستش
.سعی میکردم که دهکده رو ترک کنم
.البته اگه توی انجام یک ماموریت همتیمیهام بهم خیانت نمیکردن
.البته حدس میزنم رئیس دهکده این دستور رو بهشون داده بوده
.قانون دهکده واضح میگه کسی نمیتونه دهکده رو ترک کنه
.اینجوری نیست که انتخاب دیگهای داشتم
پس میشه بدونم برای چی از همون اول تلاش نکردی دهکده رو ترک کنی؟
!با گاو اون رو از دو سمت بکشین
در اجرای حکم به وسیلهی کشیده شدن توسط گاو، دست و پای شخص .به گاو بسته میشه و کشیده میشه
...پاهای انسان تحمل بار تا 500 کیلوگرم رو داره
.اما گاو نر قدرت کشیدن تا 950 گیلوگرم بار رو داره...
...این روش اجرای حکم نه تنها پاهای شخص رو از جا میکنه
.بلکه بدن رو از کشالهی ران تا زیرسینه به دو نیم تقسیم میکنه...
...خب، چیزه
.اینجوری، نهاد قضایی مورد تمسخر و رسوایی قرار میگیره
!بازم گاو بیارین
.عجیبه
منظورت بدن شینوبیم هست؟
.نه
.با وجود اینکه حرف از کشته شدن میزنی، ولی به نظر من داری مقاومت میکنی
...چرا کسی که ارادهای برای زندگی کردن نداره
.مهم نیست
برای چی تلاش کردی دهکده رو ترک کنی؟
میشه جواب سوالی که دیروز ازت پرسیدم رو بهم بگی؟
...کی به گزارش و این چیزا اهمیت میده؟ فقط باید کشته
.من الان وسط انجام وظیفهی خودم هستم
...چیزه، گاوها
.الان وسط کار هستم
.چیز مهمی نیست
...وسط کار کردن
.همچین دلیل مهمی نداره
.من توی ایواگاکوره از همه بهتر بودم
.من توجه رئیس دهکده رو جلب کردم، و با دخترش ازدواج کردم
.ولی دخترش یک ابله به تمام معناست
...نمیدونم چهجوری یک شینوبی
.که جایگاه پایینتری از دختر رئیس دهکده داره، زیربار این قضیبه میره...
.اون دختری بیخیال، ساده، و دنبال سرپناه بود
.اون زندگی من رو از اینرو به اونرو کرد
.وقتی وارد خونه میشی باید کفشهات رو در بیاری
.و روزی یکبار باید به درگاه خدا دعا کنی
.«باید بگی: «به خاطر این رزق و روزی و این زندگی که ارزانی ما کردی ازت سپاسگذاریم
.من کلاً سردرگم شدم، و خسته شدم و میخواستم برم
.نمیخواستم برتریم رو از دست بدم
.در این صورت، چارهی دیگهای ندارم
ولی میتونی آخرین ماموریت رو هم برای من انجام بدی؟
.میدونستم برام پاپوش دوختن
.ولی میدونستم حتی اگه فرار کنم، اهالی ایواگاکوره دنبالم میان
.همون لحظهای که توی دام اونها افتادم همه چیز رو از دست دادم
.از همون وهلهی اول مخالفت با رئیس دهکده احمقانه بود، برای همین بیخیال شدم
خب؟ همچین دلیل جالبی نیست، درسته؟
...شاید بهتره راجب این قضیه دخالت نکنم
.ولی بهتره یک دختر با اون رو در رو نشه...
شما میدونین اسمش چی هست؟
مگه گابیمارو، شینوبی سابق ایواگاکوره نیست؟
.نه... اون یکی اسمش رو میگم
.گابیماروی هولو(پوچی)
.اون مرد پوچی هست، بدون هیچ خون و اشکی
.هیولایی که موقع دستگیری 20 مرد رو کشت
.شایعهای هست که میگه اهالی ایواگاکوره یک نوع اکسیر زندگی مصرف میکنن
.یک داروی جاودانگی که از شینسنکیو به دست میاد
...اکسیر
.خیلی ببخشید... فکر کنم دیگه حرفهای چرت و پرت زدم
.به هر حال، اون آدم خطرناکی هست
از ابن بابت مطمئنی؟
چرا باید یک مردی که به پوچی رسیده برای کشتن 20 مرد دیگه اینقدر خون دل بخوره؟
.با وجود اینکه حرف از کشته شدن میزنی، ولی به نظر من داری مقاومت میکنی
حق با اونه. من دارم چی کار میکنم؟
چرا فقط نمیخوام بمیرم؟
.من هیچ علاقهای به این زندگی ندارم
.فردا تمومه. فردا دیگه همه چیز رو تموم میکنم
...با اجرای حکم اعدام فردا
مرگ به وسیلهی جوشانده شدن، که به مرگ پاتیل هم .معروفه، روغن زیادی مصرف میکنه
...برای اینه که روغن در دمای 370 درجه به جوش میاد، با این حال
.نمیشد محکومین رو توی پاتیل سفالیای که در دورهی ادو ساخته میشد نگه داشت...
چرا نمیمیرم؟
چرا هنوز مقاومت میکنم؟
.من هیچ دلبستگیای به چیزی یا کسی ندارم
.من باید پوچ باشم
حرومزاده! برای چی نمیمیری؟
.قربان، مقدمات کار انجام شده
.آمادهام هر موقع گفتین این کار رو انجام بدم
ایندفعه چهجور اجرای حکمی برام در نظر گرفتین؟
.راستش رو بخواین، دیگه دارم خسته میشم
...وقتی این کار رو میکنین
.این کار اون دهن گشادت رو برای همیشه بسته نگه میداره...
اینجا چه خبره؟
.اون صرفاً یه بازرس ساده نیست
.اون یک آزمایش کنندهی کاتانا هست که از ادو به اینجا اومده
.یامادا آسائمون ساگیری جلاد
...یامادا آسائمون نام رایج رونینهای قبیلهی یامادا هست
.که نسل اندر نسل به عنوان آزمایش کنندهی کاتانا و جلاد خدمت کردن...
...اونها شمشیرزنهای فوقالعادهای هستن
.و میتونن با یک ضربه گردن یک مجرم رو بزنن...
تو یک آسائمون... و شمشیرزن زن هستی؟
.بله، به عنوان یک زن
...گابیماروی شینوبی فراری از ایشو
.شوگونات من رو به اجرای حکم اعدام تو موظف کرده...
.خودت گفتی میخوای یک نفر تو رو بکشه
.من آرزوی تو رو برآورده میکنم
.این دختر مسمم هست
.ساگیری دونو، عجله کنین، اون رو بکشین
.متوجه شدم
چرا از ضربهم جاخالی دادی؟
.اگه از جات تکون نمیخوردی میمردی
میمردم؟
من میخوام بمیرم... یا نمیخوام بمیرم؟
.من به خاطر شغلم، توی لحظات آخر اجرای حکم افراد بیشماری بودم
.من یاد گرفتم بفهمم مردم هنگام مرگ چه احساسی دارن
.ماهیت واقعی یک شخص توی تیغهی کاتانا منعکس میشه
.برخی تا قبل از مرگ دست به اقدامات شجاعانهای میزنن
.بعضیها هم ناامیدانه تقاضای بخشش میکنن
.و برخی هم به خودشون دروغ میگن که مرگ رو قبول کردن
چی؟
.گابیماروی هولو
.بدون شک خلاء بزرگی توی وجودت نهفتهـست
.پس از شنیدن گذشتهت از این بابت دیگه مطمئن شدم
.ولی تو در مورد یک چیز دروغ گفتی
.تو علاقهای به زندگی داری
.نه، تو همسرت رو دوست داری
برای تو، اون دلیلی برای ادامه دان به این زندگی نیست؟
.روزی یکبار باید دعا کنی
.«بگو: «بابت غذا شکرگذاری
...همیشه باید تلاش کنیم که معمولی به نظر برسیم
.تا بتونم از چشم بقیه، به عنوان یک زوج شناخته بشیم...
...تو
.حق با منه
چرا به خودت دروغ گفتی؟
.به خاطر احساساتی که نسبت بهش داشتی نمیتونستی اجرای جکم اعدام رو قبول کنی
مگه به خودت نمیگی که فقط علاقهای به این زندگی نداری؟
!خفه شو
!من علاقهای به این زندگی ندارم
!تو از دنیایی که من توی اون زندگی کردم... چی میدونی
!من هولو(پوچ) هستم
.تو هیچم... هولو نیستی
.نه، این لقب برازندهی منه
.من دیگه به چیزهای وحشتناک و زشت عادت کردم
.من فقط یک چیز میتونم بهت نشون بدم
.این اصلاً درست نیست
.تو مهربونی
.هرچی نباشه، تو تنها کسی هست که لحظهی برخود با این صورت چندشش نشد
.شاید عادت کردن به این چیزهای زشت همچین چیز بدی هم نباشه
.توی ایواگاکوره، مردها سربازن، و زنها بچهها رو به دنیا میارن
.من اجازه نداریم مثل بقیه زندگی کنیم
.برای همین این بلا سر صورتم اومد
.پدرم صورتم رو سوزاند چون دست از تلاش کردن برای زندگی مثل یک زن معمولی دست بکشم
.ولی قلب مردم به این راحتیها تغییر نمیکنه
...ولی آخه
...چی کار
.ببین صورتت چهقدر سرخ شد
.آدمی مثل تو معلومه که هولو نیست
!من... گابیماروی هولو هستم
!من هیولای بدون قلبم
!هرچهقدر میخوای تلاش کن، من انسان نمیشم
.من از این زندگیای که با کشتن مردم به دست آوردم دست میکشم
.هر دوی ما یک زندگی عادی میخوایم
.این بهترین تصمیم برای دخترش هست. مطمئنم رئیس هم درک میکنه
.من کسی رو نمیکشم
.توی یک مکان آروم به زندگیمون ادامه میدیم
.مثل یک زوج کنار هم زندگی میکنیم
.مثل انسانهای عادی
!همچین چیزی غیرممکنه
!ممکنه
چی؟
عفو کامل و رسمی
.این عفو کامل و رسمی هست
...نه تنها تمام اتهاماتی که داشتی بخشیده میشه
.بلکه حمایت تمام و کمال شگونات رو هم به دست میاری...
.با این، نه تنها دیوان قاضی، و نه شینوبیهای روستا نمیتونن بهت آسیب برسونن
میخوای چی بگی؟
.اما... یک شرط داره
.تو به دنیای زیرزمینی فرستاده میشی
چی؟
دنیای زیرین؟ منظورت اون دنیا هست؟
.بله
میخوای بگی من باید بمیرم؟
.نه
...سرزمینی سرشار از شادی و باروری هست، که هیچ دردی اونجا وجود نداره
.اون مکان... شینسنکیو هست...
...از زمان باستان، مردم به اون مکان ایمان داشتن
.به اون جنّت، دنیای اونبر، و بهشت میگفتن...
.گفته شده این مکان در جنوب غربی، و فراتر از پادشاهی ریوکو واقع شده...
.و بالاخره موفق شدیم پیداش کنیم
.رقص پروانهها و هماهنگی گلها
.صدای زیبایی که شبیه آواز خواندن هست
.همونجور که افسانهها اونجا رو توصیف کردن
.گفته شده اکسیر جاودانگی رو میشه در شینسنکیو پیدا کرد
.شگونات یک گروه جست و جو برای پیدا کردن اکسیر به اونجا فرستاد
...با این حال
...پشت سر اون پنج گروه جست و جوی دیگه فرستاده شد، ولی هیچ کدوم برنشگتن
.البته به جز... چیزی که بهش تبدیل شدن برنگشت
.صب-صبرکن ببینم
این دیگه چه داستانی هست؟
.مثل داستانهای شاه و پریان میمونه
.همینجوریه
...همه فکر میکردن که داستان شاه و پریان هست
.تا وقتی که اونجا رو پیدا کردن...
اون آدمایی که فرستادیم تبدیل به گل شدن؟
.عجیبه و عرفانی هست
.اون سرزمین باید حقیقت داشته باشه
.اکسیر جاودانگی هم حتماً باید اونجا باشه
.برای ماموریت بعدی افراد به دردبخوری انتخاب کنین
...مجرمانی که به اعدام محکوم شدن رو از
.سرتاسر کشور جمع کنین و به اون جزیره بفرستین...
.هرکسی که اکسیر جاودانگی رو پیدا کرد از محکومیتش عفو میشه
.من برای پیدا کردن کاندیدهها اینجا اومدم
.کسی که توانایی و عطش زیادی برای زنده موندن داشته باشه
.توی راهم به اینجا، شنیدم که همسرت هنوز در ایواگاکوره هست
...از روزی که تو دستگیر شدی
.خودش رو حبس کرده و با هیچ کس صحبت نمیکنه...
.اون ایمان داره که تو برمیگردی
.بازم ازت سوال میپرسم
خواهان زنده موندن هستی؟
...حاضری با مجرمین دیگه به این جزیرهی ناشناخته بری
...و برای عفو شدن با مجرمین محکوم به اعدام دیگه رقابت کنی...
.این تنها راه تو برای برگشتن پیش همسرت هست...
...همچین ریسکی رو میپذیری
تا بتونی در کنار همسرت زندگی کنی، گابیماروی هولو؟...
.مسخرهـست
.من با این خزئبلات اون رو آزاد نمیکنم
.این فرمان شگونات هست
.اون یک مجرم محکوم به اعدام هست. مثل اون زیاده
.اگه دخالت کنی، تو رو هم پایین میکشم
گوشت با منه، هولو؟
...بدون قلب، هولو
.قلبهای مردم به این راحتیها رنگ خودشون رو از دست نمیدن
.گفتی که دوست داری نینجوتسو ببینی
.اگه میخوای، پس این رو نگاه کن
!نینپو: شعلهی زاهدانه
.تحت تاثیر قرار گرفتم
.انجامش میدم. من اکسیر جاودانگی رو پیدا میکنم
خب، باید الان چی کار کنم؟
...همراه من بیا. اول از همه، به ادو میریم
چی؟
چرا مستقیم به سمت جزیره نمیریم؟
.ادو مسیر انحرافیـه. عجب دردسری باید بکشم
.الان که آزاد شده بیشتر داره گله و شکایت میکنه
.اگه نمیخوای اوجا بری، میتونیم این معامله رو لغو کنیم
.انجامش میدم. باشه بریم
.هرکاری بگی میکنم
.برام فرقی نداره با جنایتکارهای دیگه رو به رو بشم یا اون جزیرهی مرموز
.من حتماً زنده برمیگردم
.فقط به خاطر تو
ترجمان: نیما پناهی
@AniPlus
:کانال تلگرام
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.