Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
این بدنِ من نیست
این بدنِ من نیست
« آدمکش »
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
اینها دست های من نیستن
این بدن من نیست
بابا
بابا، بهت گفتم توی ماشین بمون
چرا توی ماشین نموندی؟
این پسر من نیست
بابا؟
این بدن من نیست
این بدن من نیست
این بدن من نیست
[ دو روز قبل ]
سلام، زیبای خفته
مامانم ماه آینده از کیپتاون میاد
...و اگه بیدار نشی
با یه کتک مفصل بیدارت میکنه
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
« مترجم: سینــا اعظمیــان » Sina_z
و بعد از اون"
و به تموم دفعاتی که باهم
اونجا بوده فکر کرد
و قولهایی که بهمدیگه دادن
مهم نیست کجای دنیا باشیم
هرچقدر عجیب وغریب یا فاصله داشته باشیم
...هرچقدر دور
یا غیر ممکن
...ظالمانه
یا دردناک باشه
قول میدم هیچوقت نمیرم
مگه اینکه توی چشمات نگاه کنم
سه ماه
سه ماه توی کما
قراره هر روز این کار رو بکنیم؟ سباستین چیش شد؟
چطور یه خلبان هواپیمای بدون سرنشین کارش به کما میرسه؟
بگو چرا نباید بکشمت
چون احمق نیستی
سوار ماشین شو
اتفاقی که افتاد تقصیر منه
اگه میتونستم توضیحش بدم، میدادم
بیا برسونیمت خونه
این کیه؟
اینجا مشکلی داریم؟
خوبی؟
اون کیه؟
الکسا، الکسای سباستین
چه خبره؟ اونها هیچی بهم نمیگن
من خانواده دارم، لطفا
تا حالا توی زندگیم به کس دیگهای آسیب نزدم
تو کی هستی؟
به هارمون زنگ بزن
...آره، در این مورد
سناتور جان هارمون رئیس کمیته نیروهای مسلح
امروز بهطور مهلکی توسط دستیار قدیمی چاقوخورد
که ادعا میکنه هیچ خاطرهای از این حمله نداره
این دیگه چیه؟ چه اتفاقی داره میفته؟
همه، سوار ماشین شید
آره، من واسه تو کار نمیکنم
از الان میکنی
این فکر خوبی نیست
کجائیم؟
یه جای امن
واقعا فکر میکنی اون از پسش برمیاد؟
[ شبکه انسانیت ]
این چیه؟
موضوع پاپاننامه فوق دکتریم
خب، بهعلاوه هوش در سطح استیون هاوکینگ من
فقط بذارش اون تو
آمادهای؟
اگه میخوای به جواب درمورد سباستین برسی باید این رو بپوشی
برو توی وان
اوه، عمرا
من هم با سباستین کار کردم
قول میدم همه چیز منطقی میشه
تنها راه واسه پس گرفتنشه
یخ باعث میشه بی حس بشی و کمکت میکنه رها شی
فقط این کلمات رو یادت باشه "این بدن من نیست"
این بدنم نیست؟
"این بدن من نیست" تکرارش کن
این بدن من نیست
صبرکن
این بدن من نیست
این بدن من نیست
این بدن من نیست
این بدن من نیست
این بدن من نیست
سلام
کی هستی؟
این دست تو نیست این هم بدنت نیست
باهام چی کار کردی؟ - چیزی نیست -
با دستم چی کار کردی؟
دست چیزیش نیست، آروم باشه
فقط بهصورت دیجیتالی خودآکاهت رو
توی بدن شخص دیگهای ترسیم کردیم
بهم گفتی خلبان هواپیمای بدون سرنشین بود
این آینده جنگ هواپیماهای بدون سر نشینه
ما دستمون به همه میرسه
ما آدم بدا رو میکشیم تقصیرش میفته گردن کس دیگهای
به همین راحتی
این دیوونه کنندهست اصلا اجازهش رو بهتون دادن؟
تیرانداز «میدوی» رو یادت میاد؟
پلیس نمیتونست کاری کنه و بهش نزدیک بشه
آره، خواهرش کشتش
اثر انگشتش روی ماشه بود
ولی سباستین انگشتش رو کنترل میکرد
این آدرین دلوریوست سرآمد همه کارچاقکنها
میتونه بدون این که کسی متوجه بشه اوباما رو به چین
و کل یه کارتل رو به تگزاس قاچاق کنه
این مسئول ارز دیجیتال آدرینه
که میتونی میلیونها دلار رو غیب و دوباره ظاهر کنه
فقط این که اصلا کار اون نبود
سباستین؟
یه هفته توی بدنش بود
آدرین باید متوجه چیزی شده باشه
داره چی کار میکنه؟
فناوریم رو میدزده
کاملا غیر قابل ردیابیه
مستقیم میره توی ساقه مغز
خب چه اتفاقی برای سباستین افتاد؟
وقتی اینطوری بیرون کشیده میشه چه اتفاقی میفته؟
مثل انتقال یه فایل میمونه که وسط دانلود قطع میشه، خراب میشه
پس بهوش میاد؟
اگه بتونی اون عنکبوت رو پس بگیری، آره
اگه همهمون مرده باشیم، مهم نیست
آدرین داره میاد سراغمون
سراغ همهمون
پس داری مخفی میشی؟ - نه -
میفتیم دنبالش
خب این چطوری کار میکنه؟
مغز مثل یه سیستم الکتریکیه و هر سیستمی رو میشه هک کرد
متاسفم
این هواپیمای بدون سرنشینته
و این هم هدفته
چطوری برگردم؟
چشمات رو میبندی
خود واقعیت رو حس میکنی
در تموم مدت اونجا بوده
بعدش حرفایی که میدونی درسته رو میگی
این بدن من نیست
«اول، ناحیه «پس سری
بعدش بینایی
بعدش صدا
بعدش دستگاه لیمبیک [ دستگاه کنارهای ]
سیستم حرکتی
...و در آخر
احساسات
ذهنت فریادت میزنه مقاومت میکنه
پس بهش یادآوری میکنی "این بدن من نیست"
اون کیه؟ - واقعا میخوای بدونی؟
من قراره یه غریبه رو با بدن یکی دیگه بکشم
میخوام بدونم
مسئول حمل ونقل آدرینه
دخترهای زیر سن قانونی رو از مراکش قاچاق میکنه
ما تیم آدرین رو نابود میکنیم خودش رو میکشیم بیرون
اون فناوری رو پیدا میکنیم
و بعدش میکشمش؟
سلام پسرم
منتظرم صدات رو بشنوم
صورت کوچولت رو ببوسم
دلم خیلی واسهت تنگ شده بود
این بدن من نیست
این حس درستی نداره
اون آدم بدی بود
تو قبلا هم آدم بدا رو کشتی
نه اینجوری نکشتم
میدونی چندتا سرباز به عراق فرستادم تا ما بتونیم زندگی کنیم؟
دیگه نیاز نیست کسی فرستاده بشه
کلی آدم داری که بتونه این کار رو بکنه
دارم ولی نمیتونم بهشون اعتماد کنم - چرا؟ -
آدرین ممکنه هرکدوم از اونها باشه الان
حالا کاری کن این جواب بده
اولیویا
اولیویا
چرا من حاملهم؟
هی چرا حاملهم؟
چی شده؟
یه آلودگی حافظهست تا الان توی بدن یه زن حامله بودی
میتونم لگد زدنش رو حس کنم
میتونم لگد زدنش رو حس کنم
خودت رو خبر مرگت جمع کن
من این رو حلش میکنم بکش کنار
نه چی؟ خدای من
نمیتونی بدون داشتن احساساتشون خود اونها باشی
این احساست بدنیه، حالات احساسی و هیجانی
باشه، میخوام متوقفش کنی
نمیتونم - تو رو خدا -
خدای من
حالا چی کار کنم؟
اینجا، احساسش کردی؟
هیچی توی شکمت نیست تو اون نیستی
تو توی بدن خودتی
چی؟
...من
هان؟
اونها میدونن؟
میزبانان میدونن ما باهاشون چی کار کردیم؟
نه، وقتی تو داخلشونی ارتباطشون
،از هرچیزی که ما آگاهی در نظرش میگیریم قطع میشه
مثل خواب بدون رویا میمونه
دیگه میتونی دستت رو برداری
ببخشید
خیلی داغونه، نباید میاوردیش اینجا
خوب میشه - خوب؟ -
سباستین چندین ماه دووم آورد
قبل از اینکه حافظهش آلوده بشه
چهقدر دیگه وقت داره؟
کی اهمیت میده؟ بندازش بیرون
نمیشه
پس من میرم - اگه بری، میمیری -
پیدات میکنه، میره داخل مغزت
از هرچیزی که میدونی باخبر میشه
راهی برای باور کردن به اون پیدا کن
[ بهش باور ندارم ]
اولی کیه؟
بهش میگیم، آقای آدامس بادکنکی
هواپیمای بدون سرنشینت، مالی سامانه
یه هنرمنده، آقای آدامس بادکنکی مدیر برنامههاشه
دوست داره اون رو به رخ بکشه
چرا یارو آدامس بادکنکی رو هدف گرفتیم؟
آدامس بادکنکی نقاشیهای مالی رو به آدرین میفروشه
به آدرین نزدیک شو
امروز خبری از «سرمایهدارها رو بخور» نباشه [ شعار سیاسی به معنی مخالفت با نظام سرمایهداری ]
فقط باید بهش بگی چهقدر کارهات به خونهش میاد
تا معامله انجام بشه
فهمیدی؟
باشه
کفشهات رو در بیار
تو هم همینطور
راضی شدی؟
نظرت چیه؟ اینجا خوبه؟
اونجا مفت نمیارزه
خب، میخوای کجا باشه؟
هرجایی که بیشترین پول رو براش بدن
راهرو رو بهم نشون بده
حتما
این مورد علاقهمه
سلام - آدرین -
حوله بیارین
آروم بشه
اون نمیدونه تو کی هستی
آخ آخ
حوله
باید دکتر خبر کنم - نه -
میتونی کمک کنی درشون بیاری؟
آره، حتما
تفنگ، شیشه
و... این یکی قراره کلی درد داشته باشه
دو
خوبی؟
خیلیخب
خب بیا درد رو از ذهنت دور کنیم
درمورد این نقاشی بهم بگو
من فقط نقاشی میکنم
بچهها هم نقاشی میکنن ولی نقاشیهای تو خیلی نابن
خوب توصیف نمیکنم
حالا یه سعیای بکن
تمام زندگیم زیر دریا رویا دیدم"
و به بالای سطح آب نگاه کردم
تا اینکه یک روز به سطح برخورد کردم
"و برفراز دریا تماشا کردم
یه جمله مال کتابیه که وقتی این نقاشی رو میکشیدم میخوندم
میتونم یه چیزی بهت بگم؟
تو رو با یه غریبه اشتباه گرفتم
ولی بیشتر از چیزی که فکر میکردم نقطه مشترک داریم
«جفتمون میدونیم «شبکه انسانیت بهترین کتاب دنیاست
و این رو کسی میگه که از داستانهای عشقی متنفره
این کجاش یه داستان عشقیه؟
کجاش نیست؟
مربوط به انتقامه، فقط همین
برای کسی که اینقدر شیوا
از مشخصا یکی از کتابهای مورد علاقهش نقل قول کرد
شاید شعرش رو درک نکردی
آنقدر خیره شدم تا اینکه سطح تبدیل به بازتاب شد"
"نه دریا نه آسمان بازتابی از خودش نبود
خب من از شعر متنفرم
چی؟ چرا؟ تو که هنرمندی
تو هیچی درمورد من نمیدونی
خب، درمورد خودت برام بگو
این کتاب رو برای کسی که عاشقشم خریدم
قرار بود باهم بخونمیمش
فرصتش رو پیدا نکردیم
و فکر کنم هیچوقت پیدا کنیم
چه اتفاقی براش افتاد؟
چیزی که برای بدترین دشمن هم نمیخوام
خب، بیا سلامتیش بنوشیم
سلامتی
مالی؟ خوبی؟
خوب، بهنظر نمیرسی
چی کار داری میکنی؟ - بر نمیگشتی -
نگرانت شدم، کشیدمت بیرون
با اون بودم - چی؟ -
با آدرین، سریع برم گردون
...چطوری
خوبی؟
آره... بعضیوقتها سرم یهکم گیج میره
احتمالا مال فشار خونه
خوبم
نکشش
[ ناشناس ]
سلام، چهخبر؟ ببخشید
نه، اشکالی نداره
اگه بکشیش شبکهش مخفی میشه
و فناوریمون رو از دست میده
از شنیدنش متاسفم چه کمکی از دستم برمیاد؟
این یارو توی خفا زندگی میکنه
میتونه هر لحظه خواست ناپدید بشه و برای سالها غیبش بزنه
راهی پیدا کن که نزدیک نگهش داری
عالی، فردا میبینمت
رئیس
دوستمون توی مراکش رو کشتن
ببخشید باید برم
به پات رسیدگی کن
صبرکن
تو الان کل مجموعهم رو خریدی
و من به هرکسی نمیفروشم
دوست دارم یهکم بیشتر باهات آشنا بشم
یا معامله بهم میخوره
ساعت 4 یه ماشین دنبالت میفرستم
اوه
اینجایی
کی پام اینطوری شد؟
صبرکن، دوباره گذاشتی مشروب بخورم؟
الکسا، آدرین میدونه دنبالشیم
هرکسی که میتونه به ناپدید شدنش کمک کنه رو بکش
کسی رو پیدا میکنم که کارهای تو رو گردنش بندازیم
باور کن وکیل بهتری توی شهر پیدا نمیکنی
به اون بچهها بگو به ماشینم دست نزنن
هی
ببخشید
باشه، باید برم - صبرکن -
فکر کنم کلیدم رو گم کردم زیر ماشینت نیست؟
انجام شد
دوربینها رو چک کردم
گم و گور شو، باهات تماس میگیرم
این بدن من نیست
این بدن من نیست
این بدن من نیست
بدنم نیست
این بدن من نیست
این بدن من نیست
این بدن من نیست
این بدن من نیست
بدنم نیست
این بدن من نیست
وقتشه آدرین رو ببینی
خوبی؟
این بدن من نیست
این بدن من نیست
این بدن من نیست
این بدن من نیست
این بدن من نیست
نظرت چیه؟
فکر کنم هنوز باورم نمیشه این خونه توئه
بیشتر شبیه یه ملکیه که دارم زیاد حس خونه نداره
خیلی دوست دارم بقیهش رو ببینم
زیبا نیست؟
دوست دارم یه روزی اینجا تشکیل خانواده بدم
البته با آدم درستش
من هم یه داستان عشقی مثل شبکه انسانیت دارم
یکی میخواست باهام تقسیمش کنه
ولی اون موقع، تقسیم کردن بلد نبودم
یه روز از خواب بیدار شدم و فهمیدم روحش هم خبر نداشت من کی هستم
البته یه نسخهای از من رو میشناخت ولی من دیگه اون آدم نبودم
پس گذاشتم و رفتم، البته از همون لحظه اولی که رفتم دلم براش تنگ شد
ولی دوباره توی اون کتاب پیداش کردم
توی تک تک صفحاتش اون رو میدیدم
تموم دلایلی که میخواست با من عشقش رو به اشتراک بذاره رو دیدم
و دوباره عاشقش شدم
مثل یه داستان عاشقانه میبینمش
داستان عاشقانهای که هیچوقت نمیتونم بهش دست پیدا کن
احساست رو درک میکنم
از اینجا و با تو بودن لذت میبرم
خوبی؟
برای قراره اول خیلی زیاد بود؟
فکر نمیکردم این قرار عاشقانه باشه
ببخشید اشتباه تعبیرش کردم
نه، ببخشد فقط باید برم
باید تا الان برمیگشت
خیلی طول کشیده
هی، با مالی تماس گرفتید
پیغام بگذارید
بکشش بیرون
جواب نمیده یه مشکلی پیش اومده
بهنظر خسته میرسه - "بهش نگو "اون -
خودت، الکسا
الکسا فقط یه جسمه
این کار رو نکن
حس کردن هر دو بدن همزمان نابودت میکنه
حتی درست نمیدونم چی پیش میاد
ممکن بود بده تا اینجا تعقیبت کنن
وقت رفتنه
نمیتونم
نمیدونم چهطور
همهش صدای خودم رو میشنوم
صورت خودم رو میبینم
...مدام اون کلمات رو میگفتم ولی
جواب نمیداد
نمیتونستم برگردم، پس
برگشتم اینجا
هر چیزی که الان احساس میکنی، استفاده کن
بهیاد بیار کی هستی
تو اینجائی، ببینش
حالا راه برگشتت رو پیدا کن
...وقتی اینجور میشد
اون چی کار میکرد؟
سباستین؟
برمیگشت خونه پیش تو
وقت رفتنه
دو ساعت وقت داری برگردی
یا از برق میکشمش
هی، با مالی تماس گرفتید
پیغام بگذارید
بریم یه دوری بزنیم
سلام
سلام، دیشب برنامه داشتیم؟
نه، گفتی خونه میمونی
خب، هیچی یادم نمیاد
الان کجایی؟
نمیدونم
برگرد پیشم
اگه ندونم چهطور چی؟
پس مجبور میشم بیام پیدات کنم
چی براتون بیارم؟
ساندویچ پنیر سرخ شده با گوجه
میدونی اسمش چیه؟ - پیشخدمت خوشحال -
پیشخدمت خوشحال
و برای خانوم؟
گرسنه نیستم
شوهرت همیشه خرچنگ سفارش میداد
توی غذاخوری
مثل یه تازهکار
تازهکار نبود، تو نمیشناختیش
چندین ماه رو توی اون خونه امن باهاش گذروندم
جدی؟ پس چرا خرچنگ سفارش داد؟
ما توی بغداد بودیم
ما توی یه آپارتمان بمبگذاری شده گیر افتاده بودیم
بدجوری ترسیده بودم اضطراب داشتم ...ولی اون آروم بود و میگفت
اگه امشب قرار بود شام بریم بیرون"
کجا دوست داری بریم؟ چی میخوای بخوری؟
و من گفتم، خرچنگ
و همین بود
و بقیه عمرمون همهش میگفت
"یه روز میبرمت بیرون خرچنگ بخوریم"
چرا یه روز؟
چون به غذاهای دریایی آلرژی داشت
گفت باید تحملش رو بالا ببره - تازهکار -
و اون همیشه برام میجنگه
برای جفتمون
و بهخاطر همینه که این خیلی سخته
...چون حس میکنم اون
رفته
این ارتباط رو نگه دار
بقیه این بدنها
بقیه این زندگیها
مثل یه وز وز بی ارزشن
نادیده بگیرشون
موفق میشی
باید برم دستشویی
این هم یه پیشخدمت خوشحال، جیگر
هی کلی دنبالت میگشتم
ساندویچ پنیر سرخ شده با گوجه یه پیشخدمت خوشحال
من خوشحالم آقای ولمورا، تو هم هستی؟
از آب و هوا لذت میبری؟ پشه نیشت نزده؟
از دوباره دیدنت خوشحالم
خودت رو مرده بدون، لاشی فقط اگه بتونی اول پیدام کنی
آدرین گیرش آورده بود
منم گیر آورده
از من استفاده میکنه تا تو رو بکشه
تو این کار رو تموم کن
میتونم توی ذهنم حسش کنم
یالا
همیشه این رو میخواستی
من بودم بدون تردید انجامش میدادم
از کجا بدونم خودتی؟
نمیدونی
خب، اونها جفتشون مردن و من دارم میرم خونه
اگه بری خونه آدرین برنده میشه
و یه روزی یه نفر یه چاقو توی گلوت فرو میکنه
و نمیفهمی کی میاد سراغت
هی
الکسا، فردا آدرین رو میبینی و قال این قضیه رو میکنی
باشه
برگرد پیشم
لطفا
قراره الان یه کار خیلی سخت بکنم
...ولی
نیاز دارم بغلم کنی
تو کی هستی؟
...من - برو بیرون -
سلام مالی، منتظرت بود؟
اینجا چی کار میکنی؟
میخواستم ببینمت
زمان مناسبی نیست
چی شد؟ تنهام بذار
اگه نخوام تنهات بذارم چی؟
ببین، باهام حرف بزن
فقط بهم بگو کجایی
به یه دوست قدیمی برخوردم
خیلی خوب پیش نرفت
من هم همینطور
الان چی نیاز داری؟
اگه میخوای برم، میرم
ولی امیدوار بودم بتونم بمونم
بعضیوقتها تنها چیزی که منطقیه
تنها چیزی که باعث میشه حس کنم خودمم
لمس کردنه
اول، عنکبوت رو پیدا کن
بعدش میتونی بکشیش
این بدنِ من نیست
این بدن من نیست
بدن من نیست
این بدن من نیست
بدن من نیست
این بدن من نیست
این بدن من نیست
چه اتفاقی افتاد؟ یادم نمیاد
چرا اینجائم؟ وقتی بیهوش شدی کشیدمت بیرون
بیا - به این نیازی ندارم -
باید لباسهای خیست رو در بیاری؟
چی داری میگی؟
چه کوفتیه؟
نمیخواستم لختت کنم - الان کیام؟ -
کی جلوت وایستاده؟
الکسا
خدای من
اونجا چه اتفاقی افتاد؟ بهم بگو درستش میکنیم
نمیتونی درستش کنی
میتونم تلاشم رو بکنم فقط برگرد
هنوز اونم
کی فرستادهت؟
من کدوم گوریام؟
چی شده؟ - جلوش رو بگیر -
تو رو خدا جلوش رو بگیر
چیه؟ - اون اتصالم رو قطع کرد -
لعنتی - اونجا چی شد؟ -
اون فناوری رو پیدا کردم عنکبوت سباستین رو پیدا کردم -
تف توش
به تیم عملیاتی زنگ میزنم تا نیم ساعت دیگه مرده
گوش کن، مالی اون توئه
نمیتونم بذارم بکشتش - چه مرگته؟ -
خودم این قضیه رو تمومش میکنم
بذار برم، کمکم کنین
این بدنِ من نیست
این بدن من نیست
این بدن من نیست
الکسا
عاشقتم
الکسا
صبرکن، نمیفهمم
دلم برات تنگ شده - من هم همینطور -
هی
...صبرکن، نمی
دیدم تیر خوردی
چیزی رو که میخواستم ببینن، دیدی
باشه
خیلیخب
چرا؟
دیگه نمیتونستم سباستین باشم
اونها شکستنم و داغونم کردن، الکسا
تو هم همین احساس رو نداری؟
میتونستن دستگاه رو خاموش کنن
ولی نتونستن اتصال من رو قطع کنن
تموم اون زندگیها توی سرم میچرخیدن
انگار مغزم آتیش گرفته بود
و تنها راهی که میشد خاموشش کنم این بود که دیگه خودم نباشم
اگه میتونستم ناپدید بشم
اگه میتونستم به جای یه آدم جدید شروع تازهای داشته باشم
میتونستم آزاد و رها باشم
هیچوقت تیر نخوردم
قبلش تبدیل به آدرین شده بودم
بلاخره آزاد بودم
ولی هیچوقت دست از گشتن دنبالم برنمیداشتن
باید میکشتمشون
تا ما بتونیم آزاد بشیم
تو هم باید حسش کرده باشی وقتی که مالی بودی
درسته؟ - ...تو -
تنهام گذاشتی
تقریبا کشتیم
بهخاطرت آدم کشتم
و تو بهجای آدرین راه افتاده بودی دنبال یه زن دیگه بودی؟
داشتم اغواش میکردم تا بتونه میزبان تو باشه
تا بتونیم این فناوری رو برداریم و ناپدید شیم - من این رو نمیخوام -
هیچکس نمیتونه بیاد دنبالمون
میتونی هرجایی که بخوای بریم
هرکسی که میخوای باشی
میخوام الکسا باشم
میخوام تو سباستین باشی - من رو به این اسم صدا نزن -
الکسا و سباستین فقط یه جسمن - میتونیم خیلی بیشتر از اینها باشیم
میتونیم خیلی بیشتر از اینها باشیم - آره، ولی دیگه خودمون نیستیم -
کل هدف از این کار همینه
نه
هی، نه
اونها ازم سوء استفاده کردن - این کار رو نکن -
تموم کارهای کثیفشون رو من کردم - این کار رو نکن -
و اونها بیگناه از زیرش قصر در رفتن - این کار رو نکن -
پس ما پاک و بدون هیچ دردسری فرار میکنیم
و تویی که قراره رنج بکشی
لطفا این کار رو نکن
سباستین - سباستین مرده -
بهت قول میدم هیچوقت نمیمیرم"
"مگه این که توی چشمات نگاه کنم
چند ماهی میگذره
احوالت چطوره؟
...من
نمیدونم، خوبم
داشتن احساسات طبیعیه
تو، اون بودی، الان دوباره خودت شدی
...بههر صورت سر نزدی پس خودم
فقط می خواستم مطمئن بشم خوبی
خوبم
اون گم شده
تو که ندیدیش نه؟
نه
اصلا
گرسنهای؟
سلام، همه ردیفن؟
خیلی کوفتهم
میشه جام وایستی؟
البته
نه، منظورم جای خودمه
حله
« مترجم: سینــا اعظمیــان » Sina_z
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
تو یه خانواده زیبا داری
من
خالهت
...و یه روز همهچیز رو درمورد
پدرت بهت میگم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.