All language subtitles for John Wick - Chapter 4 - HDCam (1)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian Download
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

من راه رسیدن به این جهان هستم

من راه درد ابدی هستم

من راهی ام که قبل از گمشدن بهش میرسی

قبل از من هیچ وجودی نبوده

غیر از اونهایی که فناناپذیرند

درست مثل من

فقط وقتی دست از همه چی کشیدی میتونی به اینجا وارد بشی

در محضر خود پادشاه

آماده ای جان؟

آره

آقای ویک، این افتخار رو مدیون چی هستم؟

حلقه‌ام

آزادی‌ام

حلقه‌ت دیگه اینجا نیست، درست مثل ارشد قبلی من

و اگر فکر کردی میتونی با کشتن من ماجرا رو تموم کنی

باید بگم در اشتباهی

مرگ من، نه نتیجه کارهات و نه ذاتت رو تغییر نمیده

هیچ کسی نمیتونه از واقعیت وجودش فرار کنه

و همینطور از تصمیم محفل

تنها راهی که میتونه جان ویک رو به آزادی و آرامشش برسونه،چه الان چه بعدها

مرگه

میدونم

متاسفانه این همه راه رو برای هیچی اومدی

آره

نه راستش

مدیر هتل لطفا

پیغام دارید قربان

پیغام دارید قربان

شخصا برای ارسالش اومدن

بدون شک اشتباهی شده

بدون شک اشتباهی شده

اشتباهی نشده

به دستور مارکوس وینست دی گرامونت

این هتل محکوم شده

یک ساعت فرصت دارید

مارکوس منتظرته

اونها میتونن این کارو بکنن قربان؟

طی این برگه که توسط 12 عضو محفل امضا شده

مارکوس بعنوان قاضی قدرت این رو داره که

حکم بده و اون رو اجرا کنه

هتل رو تخلیه کن

خلافکاری بود به اسم نِدکِلی، قبل از اینکه طناب دار رو به گردنش بندازند گفت

زندگی همینه

زندگی همینه. باورت میشه یکی انقدر راحت با نابودیش کنار بیاد؟

امروز روز مرگ ما نیست قربان

حداقل این رو میدونم

تو ایمان قوی داری دوست من

اما نباید همراهم میومدی

قرار نیست خاطره خوبی بشه

زندگی همینه قربان

پدرم همیشه میگفت هرکاری رو هرجوری انجام بدی

بقیه کارهات رو هم همونجوری انجام میدی

اسمش رو گذاشته بود اولین و آخرین قانون زندگی

شما به قوانین اعتقاد دارید

درسته جناب مدیر؟

معلومه که دارم

به عواقب چطور؟

البته

همینطور به فرصت دوباره

فرق من و شما همینجاست

فرصت دوباره ، راه فراریه برای شکست خورده ها

اعضای محفل مسبب تمام این بدبختی ها رو تو نیویورک می‌بینن

به نظرشون این شهر

و این هتل لعنتی کارشو درست انجام نمیده

و ببین کارمون به کجا کشید

من بهش شلیک کردم

اون زنده است

و هر چیزی که بهش دست میزنه رو آلوده میکنه

مارکوس، با کمال احترام

هتل من

هتل تو؟

اجازه دارم قربان؟

البته

هتل کانتینانتال نیویورک و مدیریت اون

برای تمام اعضای محفل و هم پیمان ها خاطرنشان میکنه

که هیچ کدوم از ما بالاتر از قوانین نیستیم

آره اما میبینی که

پس این آقای ویکه که

ما به خاطر جان ویک اینجا جمع نشدیم

جان ویک فقط نماد شکست شماست جناب مدیر

و شن های داخل اون ساعت نماد آخرین ذره های باقیمونده از صبر منه

تو دیگه نماینده نیویورک نیستی

تو هیچی نیستی

تو از این به بعد طرد شدی

برای همین هم

دیگه به کمک مدیر اجرایی نیازی نداری

همکاری با شما باعث افتخار بود

من باید جای تو می‌بودم

بله

ولی نیستی

خوب فکر کن تا دلیلش رو بفهمی

اینجوری حداقل یکی از این جمع دست پر بیرون میره

مارک کِین رو بیار ببینم

یه اسم برات دارم

در کمال احترام

من بازنشسته شدم

دیگه کار نمیکنم

تموم شده

من اینطور فکر نمیکنم

من دیگه فایده ای برای شما ندارم

یا برای محفل

تصمیمیش با تو نیست

به نظرم باید کسی دیگه رو پیدا کنین

بهش نزدیک شدی

امروز

خیلی هم نزدیک شدی

اینجوری اونو به خطر انداختی

با روش شما آشنام

گمونم از همکارای قدیمیت بوده

بله بود

و همینطور یه دوست

قوانین محفل به قوت خودش باقی میمونه

ما یه اسم به تو میدیم

تو جونش رو به ما میدی

یا اینکه

ما جون کسی دیگه رو میگیریم

من خدمت میکنم

و در خدمت خواهم بود

خیلی هم عالی

گمونم بتونی حدس بزنی الان کجاست

جان ویک تو کل دنیا دوستهای کمی داره

و از اون کمتر

آدمهایی که بهشون اعتماد داشته باشه

بسیار خب

به هتل کانتیننتال اوزاکا خوش اومدید

چطور میتونم کمکتون کنم؟

یه اتاق میخوام

متاسفانه ورود حیوانات به اینجا ممنوعه

بعنوان کمک روحی باید پیشم باشه

اون کمک حالتونه؟

یا برعکس. مگه نه ؟

از اتاقتون بیرون نیاد

از اقامتتون لذت ببرید

اونقدرا هم بد نیست

اصلا بد نیست

یه سگ تو لابی هتلمه

به عنوان کمک روحی باید پیشش باشه

باید هم همینو بگه

برنامتون پره

آقای سوزاکی ساعت 11 و آقای تاراساو ساعت 2

قرار ساعت 8 برای کیه؟

شام با دخترتون

گفت این اواخر زیاد به خودتون فشار آوردید

کدوم کارم باعث شده لایق همچین دختر با ملاحظه ای باشم؟

به گمونم نتیجه خوش قلبیتونه

حتما... از مهمونامون چه خبر؟

بعضی از مهمونای سکه طلاییمون عصبی هستن

همیشه یه داستانی هست

امروز داستان تو نیویورک بوده

حال مدیر اجراییم چطوره؟

خیلی نگرانه

خب پس باید یکی از اون حیوونات بعنوان کمک روحی برای خودش بگیره

نباید انقدر خونسرد باشیم

ما کاری برخلاف میل محفل نکردیم

رابطه با آقای ویک از کسی مخفی نمیمونه

محفل میاد سراغمون

بفرمایید قربان

اون موقع ما هم پذیرایی در شانشون خواهیم داشت

ویک به هرچی نزدیک بشه، می‌میره

درمورد مردی که من بیشتر از تو میشناسمش اینجوری قضاوت نکن

معذرت میخوام پدر

آکیرا

لطفا به دخترم بگو منتظر قرار شام امشب هستم

نذارید کسی بیاد داخل

فکر میکردم بالاخره بازنشسته شدی

ولی اینطور بنظر نمیاد

کشتن اون ارشد کار اشتباهی بود دوست من

پاسخش رو با تخریب هتل کانتیننتال نیویورک دادن

دخترم نگرانه که نفر بعدی ما باشیم

وینستون؟

زنده است اما مدیر اجرایی اش رو اعدام کردن

برای درس عبرت بقیه

تا حالا فکر کردی این ماجرا چجوری میخواد تموم بشه؟

محفل دست برنمیداره.

خوت هم میدونی

زندگی میگیره و مرگ تحویل میده

کوجین؟

من باعث دردسرت میشم

واقعا متاسفم

دوستی به وقت خوشی ارزش چندانی نداره

به هتل کانتیننتال اوزاکا خوش اومدید چه کمکی میتونم بکنم؟

میخوام مدیر رو ببینم

لطفا

البته

لطفا تشریف داشته باشید

هتل رو تخلیه کنید....بی سروصدا

این مسیر ففقط به یک چیز ختم میشه...مرگ

قراره همشونو بکشم

میدونم که سعی ات رو میکنی

اما هیچ کس

حتی تو، از پس کشتن همه برنمیاد

میخوای بمیری؟

تصمیم با خودته

اما فقط بعد از یه زندگی خوبه که میشه یه مرگ خوب داشت

من و تو خیلی وقته از زندگی خوب دور شدیم دوست من

پدر...اعضای محفل

اون اینجا چکار میکنه؟

آقای ویک مهمان ماست

پدر

میرم باهاشون حرف بزنم، اونا نمیدونن تو اینجایی

پدر

آقای ویک همینجا میمونه

مهمون داریم

حسابی ازشون پذیرایی کنید

به هتل کانتیننتال اوزاکا خوش اومدید آقایون

چه خدمتی ازم ساخته است؟

محفل اخیرا مطلع شده که این مکان داره خدماتی به یک

طرد شده ارائه میده

اتهام سنگینیه

لازمه هتل رو بگردیم

البته

ولی همونطور که خودتون مطلعید، تو محدوده کانتینانتال کار ممنوعه حتی برای شما

درنتیجه

مجبورم ازتون بخوام سلاح هاتون رو تحویل بدید

ما از طرف مارکوس ماموریت داریم

من هم از طرف اوزاکا مامورم

سلاح هاتون.... لطفا

اشتباهی که اون نادون تو نیویورک کرد رو تکرار نکن

نادون ها حرف میزنند، ترسوها سکوت میکنند

اما مردان عاقل گوش میدن

تو قراره کدومشون باشی؟

سلام دوست قدیمی

لطف کردی بعد از این همه سال سر زدی

دیگه جزوی از اونا شدی

نه

نه

دخترت؟

میا

زنده ست

دختر خودت، آکیرا چطوره؟

خوبه

خوشحالم

میدونی

لازم نیست به خون و خونریزی ختم بشه

پس برید

هیچ کس با محفل نمی‌جنگه

یادمه یه زمانی خودت اینو خوب میفهمیدی

منم یادمه یه زمانی تو معنی برادری رو میفهمیدی

کافیه

به دستور مارکوس دی گرامونت

این هتل دیگه مصونیت نداره

برو کنار

این کارو نکن کوجین

واقعا متاسفم

همشونو بکشید

بیرون

برگردید عقب

هتل رو محاصره کنید

ویک رو پیدا کنید

تو حق نداری اینجا باشی

اگر محفل بفهمه اینجایی ، میان سراغ پدرم

سراغ ما

سراغ همه، فقط چون تو قانون شکنی کردی

نباید میومدی اینجا

به هتل حمله کردن

تفنگ که داری؟

بریم

جلوشونو بگیرید

هی

مرتیکه کور

وظیفه‌ت رو انجام بده

آکیرا

میتونی بلند بشی؟

از همون راهی که اومدی برگرد

برو سمت انبارها

من میمونم

لطفی که در حقت کردم رو حروم نکن

راستی جان

یه لطف کوچیک در حقم بکن

هرچندتا که میتونی ازشون بکش

حتما

جان

کِین

اونها اسم منو بهت دادن

آره

متاسفم

منم همینطور

باید به خاطر همه ماها که شده بازنشسته میموندی

سعی‌ام رو کردم

واقعا کردی؟

یالا جان

بیا زودتر این بازی گند رو تمومش کنیم

آره

باهات موافقم

باهاشون معامله کردی؟

درست مثل خودت جان

خانواده؟

خانواده

هنوز اونجایی جان؟

جان

کین

جان ویک، قرارداد باز

به مبلغ 20 میلیون دلار

لعنت بهت جانی .... عجب مسابقه ای راه انداختی

من تو رو نمیشناسم

اما من تورو میشناسم

تو یه ردیابی؟

چند؟

هنوز کافی نیست

ولی دارن نزدیک میشن

بهتره مراقب خودت باشی جانی

چون الان دیگه پای سود من وسطه

بسه دیگه کوجین

فقط بگو جان کجاست، بعدش از اینجا برو

برو

برو یه جای دیگه

یه جای دور

میدونی که این کارو نمیکنم

زخمی شدین؟

تو به جان هیچ بدهی نداری

این از تو هیچ نشونی پیش خودش نداره

باید خیلی احمق باشی که فکر کنی تنها دین آدمها به هم در گرو داشتن نشونه

بیخیال

من دوست ندارم اینکارو بکنم

پدر

به من نگاه کن

کور نشدی اما باختی

کین

برای دیدن راه درست به چشم نیازی نداری

مراقب دخترت باش

دارم

همین کارو میکنم

نکن

برو

منتظرت میمونم

اون کیه؟

از دوستامون بود

پدر من به خاطر تو مرد

به خاطر کاری که تو کردی

پس یا تو باید بکشیش

یا من میکشمش

میفهممت

خداحافظ

آقای ویک

ممنون که اومدی

به عنوان دو تا بی خانمان از الان باید تو یه جبهه باشیم مگه نه؟

باید باهاش صحبت کنم

آخرین باری که باهاش صحبت کردی با شلیک گلوله از پشت بوم انداختیش پایین

چاره دیگه ای نداشتم

اونها تا تهش میرفتن

اونا؟

تفنگ دست کی بود؟

باید به جان اطلاع بدی چی در انتظارشه

این مارکوس غیرقابل کنترل و درنده است و محفل قلاده اش رو باز گذاشته

وینستون ، نگرانیت آدم رو ت حت تاثیر قرار میده

بگو، راستشو بهم بگو

چرا اون فرانسوی تو رو زنده گذاشته؟

کشتن یک نفر میتونه از اون قهرمان بسازه

اما زنده موندنش

باعث میشه همه اونو به چشم یک ترسو یا خائن ببینن

تو کدومشی؟

یه عزادار

هنوز نفهمیدم از بین بردن یکی از کانتیننتال ها چطوری قراره مارو به مرگ جان ویک نزدیک کنه

این کار برای کشتن و از بین بردن جان ویک نبود

برای کشتن ایده‌ی جان ویک بود

برای همین

هر چیزی رو که از این ایده حمایت میکنه باید نابود کرد

اون خون و خون ریزی تو اوزاکا لازم نبود

پیغام اصلی بود

اون مجبورت میکنه انتخاب کنی

تو....دنبالم بیا

قبل از قبول کردنش چندبار فکر کن

و تو کی باشی؟

هیچکس

طفره رفتن

آقای هیچکس

عادت نفرت انگیزیه

حرکت نابجاییه

که باعث میشه به جای تلاش برای مخفی کردن ضعفهامون، بیشتر نمایشش بدیم

فقط یکبار می پرسم

چطوری قراره پیداش کنی؟

پولشو بده تا بهت بگم

چقدر این خدماتت می ارزه؟

بیست و پنج میلیون دلار، به علاوه دستمزدی که برای خلاص شدن از شر کین قراره بهم بدید

یک بار پیداش کردیم

باز هم پیداش میکنیم

قبل از خاک کردنت یا بعدش؟

ازت خوشم میاد

بیست میلیون

بیشتر تلاش کن

23

ضعف داری ....آقای هیچکس

23

مطمئنم وسع ‌ات میرسه

بابت اینکار؟

نه نه نه نه...چیزی نیست. بشین. بشین

چه غلطی داری میکنی؟

حق انتخاب میدم

یا این چاقو رو درمیاری ، یا

یا دستت رو میکشی بیرون

یک مرد یا تصمیم میگیره پای خودش بایسته

یا اینکه....پای حرفی که زده

تو کدومشی؟

خوشحال شدم

وینستون

جاناتان

تسلیت میگم

مرد خوبی بود

بله خوب بود

تاوان گناهان مارو داد

این کیه؟

مارکوس دی گرامونت

قدرت رو فقط با این تضمین که تو رو میکشه بهش دادن

همه امکانات و منابع محفل الان تحت امر اونه

کجا میتونم پیداش کنم؟

پاریس

قراره به کجا ختم بشه؟

به مرگ اون

بعدش چی؟

هنوز هیچی یاد نگرفتی؟

اونها یک نفر دیگرو قبل از اینکه جسدش سرد بشه، جایگزین اون میکنن

هرکول، هدرا رو داشت

تو ، محفل رو داری با این تفاوت که تعداد اعضای محفل از تعداد گلوله های تو بیشتره

بکشش، اما هوشمندانه

قبلش آزادی ات رو ازش بگیر

چطوری؟

قوانین و عواقب رو علیه خودش استفاده کن

به یک دوئل تک نفره دعوتش کن

دوئل های محفل فقط یه افسانه هستند

اشتباه میکنی

اونها جزوی از قوانین سفت و سخت محفل هستند

قسمتی از پایه گذاری محفل بر اساس همین مبارزه های تک نفره‌ و برحق بوده

چه ببری چه ببازی

چیزی که میخوای رو بدست بیار

بیرون اومدن از زیر دِین محفل

من با محفل مذاکره نمیکنم

خانواده ات میکنن

ازشون بخواه برات یه مبارزه ترتیب بدن و یه پراکسی بهت نشون بدن

من خانواده ای ندارم

روسکا روما بلیتم رو پاره کرد

پیشنهاد میکنم خودت رو برسونی به برلین

و تیکه هاش رو دوباره به هم بچسبونی

یا

یه سنگ قبر پیش خرید کنی

چی عاید تو میشه وینستون؟

چیزی که تو توی گرفتنش استادی جاناتان

انتقام

ریوولور؟

مثل قدیما

همین بود؟

پدر مقدس؟

بله؟

کی هستی پسرم؟

باید با عمو "پیوتر" صحبت کنم

کت خوبیه

بگو

اون تو برلینه. تو روسکا روما

میتونی پولمو واریز کنی

نه

چی گفتی؟

جان ویک رو بکش، اون موقع همه پولت رو میگیری

قرارمون این نبود

عوضی

پسر ناخلف دوباره برگشته

ولی اینجا دیگه خونه تو نیست

جاناتان ویک

بزرگ شدی، کاتیا

تو هم پیر شدی

ولی حق باتوئه، خیلی وقته که همدیگرو ندیدیم

باید با "پیوتر" صحبت کنم

مثل اینکه یادت رفته

ما هنوزم تحت فرمان محفل هستیم

و آخرین بار که یادمه... تو طرد شده بودی، بلیتت هم باطل شد

ما با تو هیچ کاری نداریم

بذار پیوتر تصمیم بگیره

پیوتر مرده

بعد از اینکه تو

اون یارو رو کشتی

مارکوس پیوتر رو اعدام کرد

اون هم به سبک قدیمی روسی

قبضش رو هم برامون فرستاد

به خاطر تو

مجبور شدم جلوی قاتل پدرم زانو بزنم

پس دشمنمون مشترکه

میتونیم به همدیگه کمک کنیم

تو حتی نمیتونی به خودت کمک کنی

چطوری قراره به ماها کمک کنی؟

با کشتن مارکوس

یه نفر دیگه بجاش میارن

مردن اون هیچ چیزیو عوض نمیکنه

میکنه، اگر اون رو توی دوئل بکشم

چنین رسمی واقعا وجود داره اما محفل باید این دوئل رو تایید کنه

میخواد تقلب کنه که هنوز عضوی از خونواده است

باید به جاش مهر بازو بخوره

چند نفر رو کشتی تا بتونی بازنشسته بشی؟

زیاد

کافیه فقط یک نفر رو بکشی تا برگردی تو خونواده

همون بی همه چیزی که پدرم رو کشت

فقط یه اسم بهم بده

کیلا هارکان

میتونی تو هیمل اند هول پیداش کنی

هر وقت کشتیش منم بلیتت رو برمیگردونم

و مهر بازو؟

اول به هارکان رسیدگی کن....بعدش صحبت میکنیم

یه مدرک از کشتنش برام بیار

باید برای رفتن یه راه پیش پام بذاری

یه راه بلدم

کلاوس میبرتت

من کلاوسم

جان

من کلاوسم

لطفا به مادمازلت بگو از پیشنهادش مفتخرم و مشتاق ادامه همکاریمون هستم

من کلاوسم

آقای جان ویک

باعث افتخاره

بابایگا

حتما کریسمس شده

ادبمون کجا رفته، لطفا

چیزی میل داری آقای ویک؟

تو منتظرم بودی

من نه

اون

جان

حالت چطوره؟

میدونستی میام اینجا؟

یه حدس هایی زده بودم

خانواده

وقتی خانواده ات لوت بدن آقای ویک، یعنی ازت دست کشیدن

برای همینه من هیچ وقت به اونها اعتماد نمیکنم، هشمون خائنن

این موضوع شخصیه

بوی دعوا میاد

آقای ویک احتمالا از بابت مرگ یک دوست مشترک ناراحت هستن

ولی من کوجین رو نکشتم. تو کشتیش جان

به هم خوردن دوستی های قدیمی منو ناراحت میکنه

اجازه بده کمک کنم

نه

قرار گذاشتیم

کنسلش میکنیم

مارکوس

برای اون فرقی نمیکنه گلوله از طرف من باشه یا یه مرد کور

این یارو جلوی در می پلکید

اینو برای من آوردی آقای؟

هیچکس

نه، این برای اونه

پس بفرما بشین آقای هیچکس

باحاله نه؟

خب

تو میخوای اینو بکشی

تو میخوای اینو بکشی

منم میخوام اینو بکشم

تو چی آقای ویک؟

من قراره تو رو بکشم

به خاطر پیوتر،البته

به نظر میاد شاهد یه مسئله پیچیده هستیم

یا به زبون دیگه، یه معضل، یه چندراهی وسط زندگی

خب

چطوره سرش بازی کنیم

یه دست

ببینیم کی شانس میاره زنده بمونه

و کی بدشانسه

باشه

چقدر بزاریم وسط؟

به وسع تو نمیرسه

من با مولتی میلیاردر شدن فقط یه گلوله فاصله دارم

اینجوری جالب تره

با پنج تا کارت بازی میکنیم

آقای ویک؟

دست بازنده آقای ویک

خب

من قمار نمیکنم

بزار ببینم

چهارتا 9 و یه چهار

تحت تاثیر قرار گرفتم

رویال فلش

برای هیچکس دست خوبیه

ممنونم

یه مرد کور، یه مرد با سگ و جان ویک میان توی یه کافه و پشت میز میشینن

میتونه شروع یه جک خیلی خوب باشه

شاید هم شروع یه فرصت پرسود

یکی

فکر میکنه میتونه با این سرویس خودش رو نجات بده

یکی

فکر میکنه میتونه با این پول خودش رو نجات بده

و یکی

فکر میکنه با این قتل میتونه خودش رو نجات بده

تک تکشون فکر میکنن دست برنده رو دارن

اما هیچ کدومشون متوجه نیستن

از همون لحظه ای که پشت این میز نشستن

بازنده شدن

بزار حدس بزنم

پنج تا از هر کدوم؟

آره

میدونستم یه متقلب عوضی هستی

آره یه نامرد کثافت

محض اطلاعت

قضیه پوتر شخصی نبود

شایدم بود

بکش

شرمنده ندیدمتون عوضی ها

تو فرزند بلاروسی

یتیمی از فرقه ما

تو به ما وصلی و ما به تو....چه در این دنیا چه پس ازمرگ

خون تو خون منه

درد تو درد منه

زندگی تو زندگی منه

روسکا روما از دوئل حمایت میکنه

شاهدت کیه؟

میبینی انتقام چه تاوانی داره؟

نکنه میخوای به مدیر اجراییت ملحق بشی؟

امروز نه

طبق رسوم و قوانین قدیم محفل، جان ویک تو رو به یک دوئل دعوت کرده

که اختلافاتتون رو به روش قدیمی حل و فصل کنید. درست مثل مردان با شخصیت

یجوری از رسوم و قوانین حرف میزنی انگار بلدیشون

مردی تو موقعیت جان ویک نمیتونه چنین درخواستی بکنه

تاییدیه خانواده اش رو داره

برلین

روسکا روما از دوئل جان ویک حمایت کرده همش همینجا نوشته شده

بقیه اش رو هم خودت میدونی

و من چرا باید این رو قبول کنم؟

اون هم از زیر دست خودم

چون قانون قانونه

و بدون قانون

ما با حیوانها فرقی نداریم

دقیقا

زمونه داره عوض میشه

روزهای جدید با خودشون ایده های جدید، قوانین جدید

و مدیریت جدید میارن

با این حال تو مجبوری قبول کنی چون ما هنوز همگی تحت فرمان محفل هستیم

و تو هم مثل بقیه از عواقب شکست خوردن در امان نخواهی بود

و شروط و خواسته های آقای ویک؟

برنده دوئل می بایست بدون هیچ قید و شرطی تا ابد از زیر دین محفل بیرون بیاد

تایخ پره از مارکوس که با تصمیم هاشون به یادگار موندن

اما تو

اما تو میتونی با کشتن جان ویک به یادگار بمونی

ترسناک ترین عضو محفل که همه از قدرتش آگاهن

قدرتی که همش مال توئه

کی فکرشو میکرد؟

همچین قدرتی تو دنیا باشه که بتونه یه انسان رو انقدر بالا ببره

فردا ظهر ، محوطه برج ایفل ، برای وضع قوانین دوئل...دیگه میتونی بری

هروقت حرفم تموم بشه

مطرود شدنم رو باید کنسل کنی، سمتم برمیگرده. هتلم بازسازی میشه. همه به خرج محفل

البته... تو جایی نمیخوابی آب زیرت بره

هرکاری رو هرجور انجام بدی تا ابد همونجوری انجام میدی

حالا حرفم تموم شد

فکر کنم بعدها که نیستی دلم برات تنگ بشه

کاش میتونستم منم همینو بگم

تو نمیدونی مگه نه؟

چیو؟

دوئل کار میتونه بهترین آدمش رو بعنوان جانشین خودش معرفی کنه

به رسم قدیم

زندگی همینه

طبق قوانین قدیم فقط یک نفر میتونه زنده بمونه....هردوتون متوجه اید؟

بسیار خب

قوانین

شماره بالاتر منتخبه

زمان

طلوع آفتاب

الان

طلوع آفتاب

مکان

اومدی اینجا فکر کردی راه نجاتی برات هست آقای ویک؟

نیست

معبد پمپیدو

معبد مقدس

معبد مقدس

سلاح؟

اگر تو بردی.... محفل به قولش عمل میکنه و میتونی آزادیتو داشته باشی

اما به دردت نمیخوره

شمشیر

تفنگ

دوئل با تفنگ

سی قدم

هربار که دو طرف سرپا بمونن ده قدم به همدیگه نزدیک تر میشن

تا وقتی که فقط یک نفر زنده بمونه

قوانین مبارزه

بدون هیچ رحمی

میدونی چرا نمیتونی آزادیتو بدست بیاری؟

چون این خود واقعیته

همیشه هم همینطور میمونی

تو یه قاتلی

یه یتیم که از توی خیابونها کشیدیمش بیرون و یه چاقو دستش دادیم

کشتن به تو هدف میده

مردی که هدف نداشته باشه.... هیچی نیست

بدون هیچ ر حمی

بدون هیچ رحمی

اگر صحبت دیگه ای نیست آقایون

یه جایگزین دارم

امکانش هست

اسم؟

کین

باشه

طلوع آفتاب، معبد مقدس،دوئل با تفنگ، بدون هیچ رحمی

آقای ویک اگر برنده بشه آزادیش برمیگرده و از دین محفل آزاد میشه

و شاهدتون به سمت مدیریت هتل کانتینال بازسازی شده برمیگرده

و اگر مارکوس دی گرامونت برنده بشه

جان ویک کشته میشه....هیمنطور شاهدش

که اینطور

خب آقایون اگر صحبت دیگه ای نیست در طلوع آفتاب میبینمتون

اجرای نتیجه دوئل حتمی و در آن واحد خواهد بود

اون بیرون تو هیچی نیستی جان

زندگی به شیرینی که خیال کردی نخواهد بود

تو جان ویکی.....یه قاتل

که بالاخره میکشتت

هتلت؟

بله

همیشه یه راهی برای خودت پیدا میکنی

مگه خودت اینطوری نیستی؟

بهتره قبل از شروع مبارزه بری به یه جای امن

قبلش باید یه کاری بکنم

هرچه زودتر...وگرنه صبح دیر میرسی

من این کارو نمیکنم، مبارزه توئه خودت دوئل کن

مگه خودت همینو نمیخواستی؟

اینطوری نجات پیدا میکنی

جان ویک رو بکش ، خودت و دخترت آزاد میشید

هیچ کسی بهش نزدیک نمیشه

غیر از این....باید شاهد عواقبش باشی

تصمیم با خودته

کین

جان

اومدی خداحافظی کنی؟

اومدم سلام کنم

فکر میکنی زنت صداتو میشنوه؟

نه

پس چرا به خودت زحمت میدی؟

ممکنه اشتباه کنم

مرده ها دیگه رفتن

فقط زنده هان که مهمن

از وقتی دخترم به دنیا اومد

این دنیا و زندگی برام مهم تره

اینطوری فکر میکردم

اما اشتباه میکردی

من و تو مردیم جان

من و تو

تو این مورد با هم تفاهم داریم

دخترم ولی زنده است

باید بین و اون و تو یکی رو انتخاب میکردم

قراره بمیری

شایدم نه

دلم برات تنگ شده بود جان

نشستن و با یه دوست حرف زدن حس خوبیه

فردا میبینمت

اینم نتیجه حل کردن مشکلات به روش تو

دوئل با بابایاگا

اگر ببازی بنیان محفل زیر سوال میره

و ویک به یه مرد مقدس تبدیل میشه

اگر ببرم برعکس میشه

مارکوس دی گرامونت

حرص یک مرد

نباید از توانایی و ارزشش پیشی بگیره

این درسیه که از این دوئل باید بگیری

بونجورنو موسیو ویک

به رنسانس من خوش اومدی

خیلی از خونه ات دور شدی مگه نه؟

خب...این سرکشی تو الهام بخش بوده جان

دارم کارمو توسعه میدم....همه جا ریشه میندازم

تور بدرود با محفلت چطور پیش میره؟

دیگه آخراشه

که اینطور که اینطور

سایز 42، درست میگم؟

پشت و جلو مجهز به دو لایه سپر گلوله

آخرین مد پاریس

مناسب برای هر مجلسی

عروسی، عزا، جلسه با اعضای محفل

هرچی نباشه مرد باید دو جا بهترین لباسش رو بپوشه

توی مراسم عروسیش

یا توی تابوتش

عذر میخوام قربان

اما این دیوونگیه

دیوونگی؟

سرنوشتتون رو به دست یک نابینا سپردید؟

سه مدل آدم توی این دنیا داریم

اونهایی که برای چیزی زنده هستن

اونهایی که برای چیزی میمیرن

و اونهایی که برای چیزی میکشن

جان ویک تو هیچ کدوم از این سه دسته نیست

اون یه روحه که دنبال یه سنگ قبر میگرده

اما اون مرد نابینا

هر سه تاش رو داره

علاوه بر اون....یه حسی میگه آقای ویک به دوئل فردا صبح نمیرسه

انجام میشه قربان

و حالا

برای شما یاغی های شهر نور

برای همه شما شب زنده دارهای خیابون که هوس کردید تکونی به خودتون بدید

برای همه شنونده های همیشگیمون که میخوان بزنن به دل خیابون

امشب فرصت دارید تا یه سمفونی زیبا بسازید

امشب برای یک فرد خاص میخوام آهنگی پخش کنم

آهنگ درخواستی از کسی که خواسته ناشناس بمونه

به نظر میرسه تو بهشت ما یه کی از درها باز شده

و مردی یکی از سیب های ممنوعه رو برداشته

امشب همگی دعوت هستید تا عضلاتتون رو با ریتم این مرد سیاه پوش تمرین بدید

برای بردن جایزه باید تمرینتون قبل از طلوع آفتاب تموم بشه

این آهنگ طلایی...و منظورم از طلایی، بسیار قدیمی و با ارزشه

مخصوص توئه، آقای ویک

فراموش نکن، راه فراری نداری

میخوام از طرف این استودیو برای همگی آرزوی موفقیت کنم

شکار خوش بگذره

شروع شد

من تفنگ احتیاج دارم

منتظر بودم حرفشو پیش بکشی

پیت وایپر 9 میلیمتری

اینو از کجا آوردی؟

یکیو میشناختم که اونم یکیو میشناخت که به یکی شلیک کرده بود

مدل 21 با دسته یکپارچه، کربن سبک، با ضربه گیر عالی

دید فیبر نوری با توقف دودکس

بدنه خوش دست برای شارژ سریع و راحت تر

شتاب گلوله دوبرابر

و...برای موقعیتهای، نزدیک تر

گلوله این وایپر، مثل این میمونه قلاب ماهی رو از شکمش بکشی بیرون

تا چه فاصله ای از کلیسا میتونی منو برسونی؟

آمین

آقایون این شما و این هم

وسیله نقلیه

وقتی بهت نصیحت کردم کلاهت هم افتاد سمت این ولگرد، دنبالش نرو

فکرشو نمیکردم خودم هم از اینجا سردربیارم

همه چی بعد از امرزو تموم میشه

وقتی داشتم "چارون" رو دفن میکردم

اصلا نمیدونستم روی سنگ قبرش چی باید بنویسم

مگه میشه یه عمر زندگی رو توی چند کلمه خلاصه کرد؟

زنده باد پادشاه

خیلی سال پیش دادم روی سنگم بنویسن

چه فروتن

یادم اینطوری زنده میمونه

آخرش چی نوشتی؟

یک دوست

بیشتر از هرچیز دیگه ای یک دوست بود

امیدوارم به زودی ببینمت آقای ویک

ممنونم دوست من

جاناتان

وینستون

طلوع افتاب راس ساعت شش و سه دقیقه است

به خاطر ماها هم که شده دیر نکن

همسری وفادار

روی سنگ من اینو بنویسید

جان، همسری وفادار

تایید شد

خبر خوب رفقا...سوژه رویت شده

مرد سیاه پوش ما توی خیابون دیسمونت دیده شده

فکر کنم وقتشه رنگش رو به قرمز تغییر بدیم

به نظر میرسه مرغ از قفس فرار کرد...و حالا داره به سمت دروازه تریومپ حرکت میکنه

بزار ببینیم بهش میرسن

یالا دیگه رفقا باید بهتر از این کار کنید

خب...کی قراره برنده جایزه امشب باشه

کیه؟

از پرسیدنش خسته نشدی؟....فقط بگو چند

اوضاع تحت کنترلمونه خیلی ممنون

از این زاویه که من میبینم جانی سر وقت به معبد میرسه و فردا باید خاکستر مارکوس رو هوا کنیم

ولم کن سگ هار

خب بزارید آخرین خبرهارو بهتون بگم

اینطور که بنظر میرسه مرد سیاه پوش هنوز تغییر رنگ نداده

و هنوز در حال حرکته

کم کم داره به مقصد نزدیک میشه شنونده های کانال هشت

بله؟

قبول...باهات معامله میکنم

باشه، 35 میلیون

قرارمون این نبود

خب این کمترین عددیه که امروز میبندم

بکش

تلفن

چیه؟

گوش کن ببین چی میگم

چهل میلیون

داری پول این سرویس رو میدی

باشه

خبر خوب رفقا.... جایزه همین الان افزایش پیدا کرد

قابل توجه همه شکارچی ها.... بین آقای ویک و معبد فاصله ای نمونده

وقت زیادی براتون نمونده،این آخرین فرصت دیدار با آقای ویکه، قبل از اینکه آخرین آفتاب زندگیش طلوع کنه.

خب کی قراره این 250 پله رو برای ملاقات با آقای ویک طی کنه؟

موفق باشید

به نظر میرسه آقای ویک نمیتونن بهمون ملحق بشن

جان؟

جان؟

کین

طلوع آفتاب ساعت چنده؟

دو...الی سه دقیقه دیگه

ازت میخوام خودت رو بالای اون پله ها برسونی جان

آره

آماده ای؟

آره

موقعیت 12 یا 9؟

9

یکی تو موقعیت 6 بود

ممنونم

خدانگهدار آقای ویک

تو نمیتونی به من شلیک کنی

آره...نمیتونم

ولی من میتونم به اون شلیک کنم

ولی میتونم بزنمت عوضی

بیا بریم جان

بکشش

تو سگم رو زدی

یکی بهم بدهکاری

آره

قضیه شخصی نبود جان

حالا مساوی شدیم

آره

و حالا شروع میکنیم

بخور

برید به موقعیتهاتون آقایون

اون دنیا میبینمت برادر

سی قدم

دخترت یادت نره

خفه شو

چه طلوع زیباییه

حرف آخر وینستون؟

سعی کن اونجا بهت خوش بگذره

آماده اید آقای کین؟

آقای ویک؟

باشد که روح هردوی شما نزد پروردگار آمرزیده شود و گناهانتان با درد دنیوی سبک شوند

آتش

بیست قدم

آتش

ده قدم

بکشش دیگه

اونهایی که به مرگ چنگ زده اند، زنده میمونند

و اونهایی که به زندگی چنگ میزنند، می‌میرند

آتش

تغییر قانون

تیر خلاص دوئل رو

خودم میزنم

اسلحه ات رو بده به من

الان دیگه دخترم آزاده؟

آره..... تو و دخترت

لذتش رو ببرید

قوانین

پسره ی مغرور نادون

اون شلیک نکرده بود

عواقب

زد کشتش

ا زخدماتت به محفل ممنونیم جان ویک...دیگه آزادی

همینطور تو و دخترت

جناب مدیر، تو به جایگاه قبلیت برمیگردی.... تمام شروطتت اجرا خواهند شد

این ماجرا همینجا تموم میشه....روز خوش

برادر

تو یکی بهم بدهکاری

آره

وینستون

جاناتان

منو میرسونی خونه؟

البته

هلن

هیچ وقت فکر نمیکردم چنین روزی رو ببینم

به نظرت الان کجاست؟ بهشت یا جهنم؟

کی میدونه؟

خدانگهدار پسر

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.