Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« سینما تقدیم میکند » :.:.: 30Nama.Com :.:.:
« ترجمه از آریـن » .:: Cardinal ::.
قدرتهای یه ابرقهرمان اولین بار وقتی بچهست پدیدار میشه
وقتی هنوز پیش والدینشـه
ولی اگه اون والدین بفهمن که
بچههاشون قدرتخوبها مثل پرواز یا چشمهای
لیزری بهشون نرسیده چی میشه؟
میندازنشون اینجا
یه خرابشده واسه بچههایی با قدرتهای ریدمان
مورد اول، آهستهصحنه
احتمالاً قبل از رسیدن به دستشویی میشاشه به خودش
این هم بومباکسـه
،جای صورت باند داره
،ولی تنها آهنگی که میتونه پخش کنه «فقط میخوام با تو باشم»
از «هوتی اند د بلوفیش»ـه
این فنگـه، با دندونهایی که
تقریباً هر چیزی رو میبُره
اون هم کینگدومـه
میتونه تبدیل به هر حیوونی بشه
ولی ذهنش هم با جسمش تبدیل میشه
حداقل خیلی شاد به نظر میاد
اون مایعِ رنگِ پرچمِ مکزیک رو توی استخر کوچیکـه میبینید؟
اون آکوا آگواست
ولی نمیتونه تبدیل به موج یا چیز باحالی بشه
فقط همینطوری یه جا میمونه
چون لامصب آبـه
اون هم «بزرگ»ـه
فقط خیلی بزرگـه
بهترین دوستش «زبان انسان»ـه
اون صد درصد ماهیچهست
استخون نداره
تُند خایه
میتونه با خایههاش هر چیزی رو ذوب کنه
آبکیر سُسی
این دیگه معلومـه قدرتش چیـه
ممهچهره
بعدش میرسیم به روح
،آره، میتونه از توی دیوارها رد بشه
،ولی نمیتونه به چیزی دست بزنه
یا کسی بهش دست بزنه
یا غذا بخوره
،البته نیازی به غذا نداره
ولی بازم گشنه میشه
!روح !روح! بیا اینجا
اینجا رو باش - اطلاعات نشون میدن که ابرقهرمانها... -
زاده نمیشن...بلکه ساخته میشن
با این. ترکیب وی
...محصول بحثبرانگیز جدید واتـه که
گفتن با یه بچهی ابرقهرمان پولدار میشیم
نه این...عجیبالخلقه
فقط میخوایم برگردیم به زندگی سابقمون، خب؟
گشنمـه - !بفرما -
میبینی باید با چی سر و کله بزنیم؟
شما دوتا خیلی خوب میتونید این بچه رو بزرگ کنید
کار ما این نیست که ترتیب اشتباهات وات رو بدیم، خب؟
کار شماست
.همینجا ولش میکنیم .این اشتباهی بیش نبود
بریم توی ماشین لعنتی تا دنبالمون نیومده خونه
این هم فلشبکـه
...قدرتش...خب، خودتون میدونید
پس ابرقهرمانها...ساخته میشن؟
وقتی بچه بودیم بهمون آمپول زدن
خدای من
پدر مادرهامون عمداً اینکار رو باهامون کردن
شرط میبندم فکر میکردن با بچههای ابرقهرمانِ معروف، پولدار میشن
ولی به جاش گیر ما افتادن
فکرشو بکنید این آدما چقدر سنگدلن که
،گوشت و خون خودشون رو ول کردن
فقط چون باب میلشون نبودیم
،خب، چیزی که عوض داره گله نداره، کیرخورها
!وقت تجدیددیدار خانوادگیـه
این بچهها رو تمام عمر دستِ کم گرفتن و
الان بالاخره به سودشون تموم میشه
،یه سریمون هم موندیم
چون نمیخواستیم راه انتقام رو در پیش بگیریم
درستـه. اونی که حرف میزنه منم
من هم یه ابرقهرمانم و قدرتم اینـه که
همیشه برای بقیه تعریف میکنم چه خبره
من راویام
،حین این افکارم، بارب
سرپرستارمون، وارد سالن شد
وقتی بارب داشت بیمار موردعلاقش رو ،جابجا فکر میکرد
به این فکر میکرد چه بیمار کت و کلفتی داره و
...چه حسی بهش دست میده از ساک زدنِ
اوه، بیخیال، پاول
انیمیشنی کوتاه که در آن ابرقهرمانهای» «عصبانی، والدینشان را به قتل میرسانند
!تقریباً هم آخراشـه»
،انقدر دیر عنوان آوردن عجیبـه «!ولی هر کاری بخوایم میکنیم
،میدونید، اگه دوتا ممه از صورتم آویزون نبود
میتونستم یه زندگی عادی داشته باشم
میدونید من چقدر عنِ سگ خوردم؟
!وقتی سگ بودم؟
آره، نه؟
ولی چندین سال گذشته
چطوری پدر مادرهامون رو پیدا کنیم؟
،میریم دیدن دنیس فلچر
رئیس بخش حفاظت از والدین وات
بریم حسابشو برسیم
نمیدونم انتظار داری چی بگم
ترکیب وی...غیرقابل پیشبینیـه
بعضی بچهها باهاش میتونن پرواز کنن و
،بقیه، مثل بچهی شما
سم میرینن
ولی آره، بچه رو میبریم و کمکتون میکنیم نقل مکان کنید
میدونید، فقط نمیتونید دربارش صحبت کنید
هیچوقت
!یا بسمالله
کینگدوم، ببندش
لعنتی. یکی بگیرتش
عجب. شما خیلی داغونید، نه؟
!آخ! آخ! باشه
!چی میخواید؟
پروندههای والدینمون رو میخوایم
چی؟ تنها کارم اینـه که اونا رو به کسی ندم
!فراموشش کنید !هیچوقت پیداشون نمیکنید
!نوبت توئـه، کاغذی
درستـه. اسم من کاغذیـه
،من اول کار معرفی نشدم
...ولی...چون اونا ،شاید چندان مهم نباشم
ولی میتونم هر کاغذی رو هر جا که باشه پیدا کنم و
کارم درستـه
وقت نمایشـه
ولی اینجا پر کاغذه
خیلی زیادن
نمیتونم...این چیـه؟
...یادداشت برای خریدِ...یه لیست خریده
باشه. انگار یه مقدار نقطه ضعفم اینـه که
...نمیفهمم چی روی کدوم کاغذه و
!پیداشون کردم - اوه، احتمالاً به خاطر من -
صدای تکون خوردن کاغذها رو شنیدی
خیلی خب، کار تیمی - همینـه -
آدرسهای پدر مادرهامون
بومباکس، یه آهنگ مونتاژ خشن پخش کن
!چی؟ فکر کردیم شرّت رو کم کردیم
اوه، آره
چی؟
اوه، به خشکی شانس - !الان -
!نه. امکان نداره
وایسا، وایسا، وایسا
مجبور بودیم از شرت خلاص شیم
!همش میریدی روی فرشها
!اوه، فرشهام
!فرشهام
همین خونهست؟
همینـه
اون مامانمـه
به نظر خانم خوبی میاد
هی، فلشبک، نشونمون میدی این خانم
چیکار کرده که لایق اینـه؟
!خدای بزرگ! لعنت
!بکُش جنده رو
چی؟
چی؟ پسرم
اینجا چیکار میکنی؟
...من
...میکُـ
...چیکار
منو میکُشی؟ - ـشمت... -
اوه، میخوای...میخوای
خفهام کنی
...منو - اوه. اوه. باشه -
یکم داره سفت میشه. اوه
خیلی خب. حالا شد. آره - ...مسخره... -
الان داری خفهام میکنی
اوه، پسر. چه دردی داره - نکن... -
هی. به نظرت چقدر دیگه طول میکشه؟
تا هل وَخ دول بِخِشه
چرا از تو پرسیدم؟
خدای بزرگ
!باشه. باشه
آره. اوه، خوبـه
ها؟
!دخترهای میگویی، وایسید !کمکم کنید
!دخترهای میگویی !دخترهای میگویی
!نه، وایسا !نه، نه
کارل! یه جعبه «پینو گریژیو»ی دیگه وا کن
مامانی تشنهست
ها؟
عه، تویی که
،وقتی خبر ترکیب وی پخش شد به مامانت گفتم که
دوباره تو رو میبینیم
چی میخوای؟
چی...چی میخوام؟
میخوام احساس داشته باشم، ولی نمیتونم
،میخوام لمس کنم یا غذا بخورم و بچشم
ولی...نمیتونم
!حتی میخوام بمیرم
ولی...نمیتونم
...پس بابا
به جاش...میخوام بخش کوچیکی از من که توی وجود توئـه رو بکُشم
چی؟
ها؟ - کاغذی -
!عجیبالخلقههای مریض. بهم نزدیک نشید
هیولاهای لامصب - ...اینـ -
طوری؟... - !بیخیال! بیخیال -
آره
همینطوری
موفق شدم
!کارل! کارل خوبی؟
...زنگ زدم وات و
!ای هیولا
!کاش هیچوقت به دنیا نمیومدی
من هم دوستت دارم، مامان
نگران نباش
یه روزی برمیگردم
...هوملندر باری دیگه
آره، لاپوشونی داغون وات جواب داد
ولی به لطف روح، الان همهی یتیمها حقیقت رو میدونستن
،و از اونجایی که لیست آدرسها رو بهمون داده
چطور راوی میتونه نره دیدن پدر مادر خودش؟
!پاول، پاول، خواهش میکنم ،فقط چون دوستت داشتیم
!ترکیب وی رو دادیم بهت
...ما میخواستیم میخواستیم خاص باشی
پدرش پیش خود گفت «ولی به قدر کافی «خاص نبودی که نگهت داریم
نه، نه، نه - راوی به پدرش نزدیک شد و -
یه قاشق گذاشت زیر چونهاش - نه. آخ. نه، نه، نه -
قاشق رو فرو کرد و
چهرهی پدرش رو جدا کرد
بعد صورت پدرش رو گذاشت روی صورت خودش
صورت خودش شد صورت پدرش
،توی آینه نگاه کرد و گفت
ببخشید که خودخواه بودم، پسرم»
«دوستت دارم
« ترجمه از آریـن » .:: Cardinal ::.
بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال 30nama.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.