All language subtitles for Romance-of-a-Twin-Flower-[SARVSUB-COM]-E1

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

دانلود زیرنویس فارسی **SARVSUB.COM**

(وایسا)

(فرار نکن)

(بگیرینش)

(وایسا)

(وایسا)

(وایسا)

وایسا- فرار نکن-

وایسا- نذارین فرار کنه-

بگیرینش

وایسا

وایسا

وایسا

وایسا

وایسا! زود باشین

(نی سانگ یو)

نی سانگ یو

(نینگ یوشوان)

وضعیت بانو ون مشخص نیست

با من برگرد

من نکشتمش

بهت گفتم

نینگ یوشوان

ما چهارساله ازدواج کردیم

چرا اینقدر بهم فشار میاری؟

برای آخرین بار بهت میگم

باهام برگرد

مرغ های عشق از هم جدا شدن

آینه شکست

یه زوج همدیگه رو ترک میکنن

همسرم

نفرینت میکنم

که مثل من

یه عمر پر از ناامیدی

درد

با پایان غم انگیز داشته باشی

نی سانگ یو

میخوای چیکار کنی؟

نی سانگ یو

(موهام فقط پیشانی ام رو پوشونده بود)

(من گل های جلوی در رو مرتب میکردم)

(تو سوار بر اسب به سمت من اومدی)

(در حالی که با شکوفه های آلو سبز بازی میکردم)

(وقتی توی 14 سالگی با تو ازدواج کردم)

(برای لبخند زدن خجالتی بودم)

(من توی 15 سالگی ابروهام رو نقاشی کردم)

( حاضرم برای همیشه با تو باشم)

(وقتی 16 سالم بود)

(تو برای رفتن به دره چوتانگ در ین یو دو خونه رو ترک کردی)

دانلود زیرنویس فارسی **SARVSUB.COM**

=عاشقانه گل دوقلو=

=قسمت اول=

(عمارت نینگ)

بانو بیدار شدین

عالیه

درسته داروتون رو بخورین

بانو تو کی هستی؟

مو شو

مو شو؟

من خدمتکار شخصی شما هستم

(مو شو) مو شو, بانوی من

بانوی تو؟

درسته

شما بانوی اول

عمارت مارکیز مویو هستین

بانوی من

نکنه از اسم من

خوشتون نمیاد؟

بانوی من عصبانی نباشین

اگه از اسمم خوشتون نمیاد

فقط عوضش کنین

کرفس, تره هم میشه

هرچی دوست دارین بذارین

لطفا عصبانی نباشین

لطفا عصبانی نباشین

صبرکن بانو

بانوی من عصبانی نباشین

اینکار رو نکن بلند شو- عصبانی نباشین-

بلند شو, زودباش

خوب عمارت مارکیز

و بانوی اولی که الان گفتی

اصلا ارتباطی به من نداره

نکنه اشتباه کردی؟

بانوی من

بنظر میرسه فرق کردین

نکنه وقتی از صخره افتاده

مغزش ایراد پیدا کرده؟

از صخره افتادم؟

کی از صخره افتاده؟

دیوونه شدم

بانو

بنظر میرسه سرت شلوغه

منم سرم شلوغه

دیگه میرم

نمیتونین برین بیرون

محافظای زیادی بیرونن

چرا؟

...بخاطر اینکه شما کار

کار اشتباهی کردین

برای همین اینجا زندانی شدین

مارکیز دستور دادن

کسی نمیتونه بیاد داخل و بره بیرون

فقط یکم میرم بیرون

باشه

نمیرم بیرون

آروم باشین

نمیرم بیرون

نگران نباشین

ببین

بیا خیلی خوب درباره

این موضوع باهمدیگه حرف بزنیم

من از صخره افتادم

بعدش اومدم اینجا

درسته

پس چرا از صخره افتادم؟

قبلش برام

چه اتفاقی افتاده بود؟

جرات ندارم بگم

چرا نمیتونی بگی؟

شما ازم خواستین بگم

بگو

همه این چیزا

با یه مرغ شروع شد

یه مرغ؟

(تو سوار بر اسب به اینجا اومدی)

(در حالی که با شکوفه های آلو سبز بازی میکردم)

(عمارت نینگ, پایتخت) (وقتی توی 14 سالگی باهات ازدواج کردم)

(برای لبخند زدن خجالتی بودم)

از سر راه برین کنار

(بان شیا) پیشکار لیو, پیشکار لیو

چرا اینقدر دیر اومدی؟

بانو خیلی نگران بود

باشه

زودباش ببرش

ببخشید. ببخشید

نمیدونم این بانوی اول

میخواد با مرغ چیکار کنه

مرغ رو برای چی میخواستم؟

اسم شما نی سانگ یوئه

دختر بزرگ

ژنرال ژن یوان نی شیانگ یوان هستین

شما توی نگاه اول عاشق مارکیز مویو, نینگ یوشوان شدین

و اصرار داشتین باهاش ازدواج کنین

همینطور

شما یه لقب دیگه هم دارین

شیطان شماره اول پایتخت

شیطان؟

دارم میام

بیارش بیرون و نشونم بده

بله بانوی من

بیا بیرون

بیا بیرون

...بیا

!تو

گستاخ

اگه به مرغ صدمه ای بزنی

حتی با زندگیت هم نمیتونی پرداختش کنی

همه اینا تقصیر منه

بانوی من لطفا بهم رحم کنین

باشه

افراد

عکس شکوفه آلوی منو

به عنوان مهر گل

به بان شیا پاداش بدین

بانوی من

بانوی من بهم رحم کنین

بانوی من

بانوی من

بانوی من لطفا بهم رحم کنین

بانوی من لطفا بهم رحم کنین

مارکیز, بانو شو

نجاتم بدین

بانوی من لطفا بهم رحم کنین

مارکیز, بانو شو

مارکیز کجاست؟

نجاتم بدین

لونه پرنده توی آشپزخونه

هنوز گرمه؟

بانو شو

ازت سوال پرسیدم

بانوی من نگران نباشین

مارکیز برای مسائل درباری رفتن بیرون

امکان داره دیروقت برگردن

شما میتونین زودتر غذا بخورین

نه

نجاتم بدین

منتظر میمونم برگرده

خیلی ترسناکه

بیا درباره این صحبت نکنیم

موضوع رو عوض کن

درباره همسرم بگو

اون چجور آدمیه؟

مارکیز خودشون رو وقف امور دولتی کردن

و بیشتر اوقات خودشون رو توی تالار سیاسی میگذرونن

به علاوه

ایشون توی جوانی به موفقیت رسیدن

و درحال حاضر نماینده جناح چپ سلسله کنونی هستن

همینطور مرد خوشتیپ شماره یک پایتخت هستن

(دبیرخانه مرکزی)

(تالار سیاسی)

قربان

اینا اسناد مربوط به

پیشگیری و کنترل سیل در جنوب شرق

(وزیر آب، لو ون بین) که افرادمون بدست آوردن

لطفا یه نگاهی بندازین

پیشگیری و کنترل سیل؟

درحال حاضر فصل سیله

و پیش اومدن سیل عادیه توی این وضعیت

(وزیر آب، لو ون بین) مردم عادی رنج زیادی میبرن

بااینکه امداد رسانی به این مسائل اهمیت زیادی داره

اما شامل مسائل زیادی میشن و اجرای اون خیلی کنده

پس فکر میکنم

بهتره زودتر براش آماده بشیم

انجام اقدامات احتیاطی

واقعا یه امر ضروریه

جناب نینگ شما واقعا بافکرین

اغراق میکنین

راستی قربان

من یه درخواست گستاخانه دارم

بگو

من باید بخاطر ازدواجم

سه روز مرخصی بگیرم

اون زمان

از شما و بقیه همکارام

دعوت میکنم به جشن ازدواجم بیاین

موافقت میکنم

برو

ممنونم قربان

(خویشتن داری برای عدالت)

جناب لیو

وزارت دادگستری یه مسئله فوری رو گزارش داده

گروهی از راهزنان توی جنوب شهر ظاهر شدن

راهزنان؟

بله

چطور ممکنه؟

پس اون افسر خوبیه

کارای بد زیادی انجام دادی

فکر میکنی میتونی از مجازات قانون فرار کنی؟

توی این دنیا

انتخابای زیادی وجود داره

اما تو انتخاب کردی راهزن بشی و مردم رو توی دردسر بندازی

حالا که انتخاب کردی راهزن بشی

باید امروز رو پیش بینی میکردی

بنظر میرسه همسرم

یه قهرمان مصمم برای سرکوب راهزناست

حتما بانوهای جوان زیادی

دوستش دارن

درسته

دیروز روزی بود

که مارکیز با

همسر دومشون ازدواج کردن

همسر دومش؟

اون منو داره

چرا میخواد دوباره ازدواج کنه؟

مارکیز بعد از چهارسال ازدواج

برای اولین بار صیغه گرفتن

بانوی من حتما ناراحت شدین

گوش کن

مردای خوش قیافه

همشون هوس بازن

همه چیز توی عمارت مرتبه؟

بله

(گوی بای) محافظ ها دوبرابر شدن

افرادمون هم موقع جشن

بین مهمون ها مخفی میشن

این سال ها موقعی که راهزنا رو سرکوب و دستگیر میکردیم

جنایتکارای زیادی فرار شدن

امروز روز عروسی منه

امیدوارم این فرصت رو برای

انتقام گرفتن ازم از دست ندن

(مارکیز)

(بانوی من)

(مارکیز)

(مارکیز به کسی اجازه ورود نمیدن)

بانوی من نمیتونین برین داخل

بانوی من. بانوی من

نمیتونین برین داخل

بانوی من نمیتونین برین داخل

بانوی من

بانوی من

مارکیز گفتن نمیتونین برین داخل

نرین داخل

واقعا میخوای باهاش ازدواج کنی؟

گوی بای

اینجوری از عمارت محافظت میکنی؟

هرکسی میتونه بیاد داخل

من مخالفم

اجازه نمیدم باهاش ازدواج کنی

برگرد توی اتاقت

من بانوی این عمارتم

اجازه نمیدم باهاش ازدواج کنی

افراد

بانو رو به اتاقش برگردونین

امروز توی اتاقش حبس میشه

چشم

نینگ یوشوان

نه! نینگ یوشوان

بریم بانوی من

نینگ یوشوان

نمیتونی باهاش ازدواج کنی

نینگ یوشوان

بهم دست نزن

یادت باشه

من بانوی این عمارتم

بنظر میرسه رابطه بینمون

اصلا خوب نیست

درسته؟

حالا که اون رفته کار راهزنا رو تموم کنه

کی عروس رو آورده؟

(عمارت ون) عروس آماده است

مارکیز کجاست؟

چرا هنوز نرسیده؟

...مارکیز

مارکیز کار مهمی براشون پیش اومده

و نتونستن به اینجا بیان

به دستور

بانوی اول عمارت

برای بردن بانوی دوم اومدم

فقط تو؟

من نه

اینه

چطور ممکنه مرغ برای بردن عروس بیاد؟

چرا مجبورش کردم

با مرغ ازدواج کنه؟

چون اون زمان

شما هم اینطوری بودین

...اون زمان

منم اینطوری بودم؟

با یه مرغ مراسم ازدواج رو انجام دادم؟

بعد از عروسی چیشد؟

عروس رسید

عروس داره میاد

داره میاد

امروز کارامون آسون تره

محافظای عمارت نینگ

نباید اینقدر تنبل باشن

روز عروسی اون نینگ عوضیه

شاید سهل انگاری کرده

به افراد بگین مراقب باشن

باشه

محض احتیاط بد نیست

ارباب نینگ رسیدن

(ون ون)

مارکیز شما اینجایین

بیاین شروع کنیم

بیا

زمان فرخنده ست

عروس و داما

به زمین و آسمان تعظیم کنید

نینگ یوشوان

صبرکنین بانوی من

بانوی اول اومده

تا وقتی من اینجام

خوابشو ببینی دوباره ازواج کنی

نی سانگ یو

مراقب رفتارت باش

برام مهم نیست

حالا که ما نمیتونیم

توی این زندگی باهم زوج باشیم

هیچکس دیگه ای هم نمیتونه

پیشکار لیو

ادامه بده

عروس و داماد

به زمین و آسمان تعظیم کنید

باشه

تو مجبورم کردی

ون ون

طبیب بیارین

طبیب بیارین

طبیب بیارین

نی سانگ یو

من نبودم

نینگ عوضی

برو به جهنم

من نبودم

بالاخره اینجایی

ون ون

مارکیز مراقب باشین- گوی بای-

بریم

نذارین هیچکدومشون فرار کنن

چشم

پس یعنی

بانو ون مرده؟

نه نه

بانو ون آسیب جدی ندیدن

اون توی عمارت درحال بهبودیه

خوبه

فکر میکنم

وقتی از صخره افتادین

مغزتون دچار مشکل شده

میرم براتون دارو میارم

شاید بعد خوردنش

حافظه اتون برگرده

صبر کن

برای دارو عجله ای نیست

اولویت اصلی من الان

اینکه بدونم چطوری فرار کنم

بانوی من

بانوی من

مارکیز ازتون خواسته به اتاق مطالعه برین

مارکیز؟

من نمیام

مو شو

تو همین الان گفتی

اون مرد خوشتیپ

شماره یکه پایتخته درسته؟

همه راهزنایی که توی عروسی

بهمون حمله کردن رو گرفتین؟

مارکیز

سه نفرشون فرار کردن

اونایی که گرفتین رو خوب بررسی کنین

اگه حق با من باشه

یه ارتباطی به گروه چای داره

چشم

مارکیز

بانوی اول اینجان

مارکیز

بانوی اول اینجان

میتونین برین

چشم

همسرم

(یک مرد نیز مانند طبیعت باید دائماً به دنبال پیشرفت باشد)

♪ آواز و رقص در باغ قصر تموم شد♪

♪ماه روشن بر سرگردانان غمگین می درخشد♪

♪تحسین کردن گلها در یک قایق تنها و گلها همانجا می مانند♪

♪بعد از یک باران، سرما از بین می رود♪

(ظاهر ملایمش)

(اونقدرا هم شرور نیست)

(شاید اونطوری که موشو گفت)

(رابطه من باهاش)

(اونقدرا هم بد نباشه)

نی سانگ یو

همسرم

من شنیدم

بین ما دونفر

یه سری سوتفاهم هست

اما من مطمئنم

این روی رابطه امون

هیچ اثری نمیذاره درسته؟

نی سانگ یو

جرمی که تو انجام دادی

توی عمارت نینگ نابخشودنیه

بس کن

میدونم چی میخوای بگی

دقیقا برای همین

احساس میکنم در حقم ظلم شده

هیچکدوم از اینکارا

رو من انجام ندادم

به اندازه کافی نقش بازی کردی؟

نقش بازی نمیکنم

پس میخوای من بهت

یادآوری کنم

چطوری عروسی رو بهم زدی

و به ون ون صدمه زدی؟

من واقعا

اینا رو یادم نمیاد

تو همسرمی

باید از طرف من یه کاری کنی

(نباید کسی رو از روی چهره اش قضاوت کرد)

(شخصیتش خیلی وحشتناکه)

ممکنه بعد از

سقوط از صخره

حافظه امو از دست داده باشم

میرم و خوب بهش فکر میکنم

همونجا وایسا

(حکم اعتراف) امضاش کن

این چیه؟

حکم اعتراف؟

مجرم نی سانگ یو

اعمال خشونت آمیزی داشته و خدمتکارا رو اذیت کرده

کارهای اون شرورانه است و جرم هاش جدیه

اون به میل خودش به عمارت انعکاس برای توبه میره

و قول میده

بقیه عمرش رو توی عمارت مارکیز زندگی میکنه

اگه دوباره مرتکب جرمی بشه

کاملا در اختیار نینگ یوشوان خواهد بود

(اون خوشتیپ بنظر میرسه)

(امروز خیلی افکار شیطانی داره)

نمیتونم امضاش کنم

بخاطر این چهارسالی که باهم ازدواج کردیم

بهت رحم میکنم و فقط باید این نامه اعتراف رو امضا کنی

برو به عمارت انعکاس

و از این به بعد

اونجا آروم زندگیتو بگذرون

من اینکارا رو نکردم

چرا باید بهش اعتراف کنم؟

این نامه اعتراف رو امضا کن

این آخرین فرصتیه که بهت میدم

امضاش نمیکنم

نی سانگ یو

امضاش میکنی یا نه؟

میخواین چیکار کنین؟

من بیشتر از هزار تا زندانی رو بازجویی کردم

حقه غش کردن

خیلی وقته قدیمی شده

من اعتراف نمیکنم

اینکارا رو نکردم

صبر منو امتحان نکن

من بهت آخرین

فرصتت رو میدم

این اعتراف نامه رو امضا کن

و به عمارت انعکاس برو

(حالا که این حقه ام جواب نمیده)

(...چاره ای ندارم جز اینکه)

من قبلا شنیدم

تو نماینده جناح چپ هستی

که توی پایتخت شهرت زیادی داری

پس

اگه همه بدونن

یه زن مجرم رو به عنوان همسرت داری

درباره ات چه فکری میکنن؟

نمیتونم اینکار رو بکنم

همه آدمای توی پایتخت

درباره شهرت تو

میدونن نی سانگ یو

دیگه برام مهم نیست

...صبر کن

برام مهم نیست داری نقش بازی میکنی

یا واقعا حافظه ات رو از دست دادی

کاری رو که باید انجام میدم

نمیتونی انکارش کنی

یه روز که باهم زوج باشیم

باید همیشه برای هم فداکاری کنیم

ما هیچوقت یه روز روهم باهم نبودیم- ...بخاطر همین-

نکنه بخاطر اینکه

...تو هنوز

...تو هنوز

این حکم رو امضا کن

این آخرین باریه که اینو میگم

(بنظر میرسه اگه این حکم رو امضا نکنم)

(نمیتونم از اینجا برم)

(فراموشش کن)

(فقط امضاش کن)

امضاش میکنم

چرا عصبانی میشی؟

باشه تموم شد

پس من به عمارت انعکاس میرم

نی سانگ یو

قول دادم امضاش کنم

اما نگفتم چی رو امضا میکنم

(عمارت انعکاس)

حالا که به عمارت انعکاس اومدیم

کارمون تمومه

بانوی من

اینا دیگه چیه؟

...این

...چی میشه اگه

چی میشه اگه ما

دیگه نتونیم از اینجا بریم؟

مارکیز واقعا ازمون خواسته

اینجا زندگی کنیم؟

حالا که مارکیز ازمون خواسته اینجا زندگی کنیم

بیا اینجا همونطور که اون خواسته

زندگی خوبی داشته باشیم

بانوی من

مگه از جاهای کثیف و کهنه

بیشتر از همه چی متنفر نبودین؟

وقتی روی کالسکه بودین

میگفتین از اینجاها دورتون کنیم

حالا که

به اینجا رسیدیم

چیزا رو همونطور که هست قبول کن

مو شو

گوش کن

اینا رو بده

بیا

بذارش اینجا

شش ساعت دیگه

برگرد اینجا

باشه؟

بانوی من

همونجا وایسا

زمین لیزه مراقب باش

تقریبا تموم شده

نگران نباش

مطمئنین شما بانوی من هستین؟

بانوی من

شما هیچوقت

همچین کارایی رو انجام ندادین

پس چرا بهتر از من انجامش میدین؟

اگه عجله نکنیم

امشب کجا بخوابیم؟

بانوی من

بذارین بهتون یکم آب بدم

نیازی نیست

بذارش اونجا

من تشنه ام نیست

بانوی من

اینجوری نباشین

من میترسم

شما قبلا اینجوری نبودین

چیشده مو شو؟

چیشده؟

شاید قبلا اینجوری نبودم

اما

از امروز به بعد

این منم

همینی که الان هستم

هیچوقت تغییر نمیکنم

...اما

میدونم

من قبلا کارایی کردم

که الان وقتی خودم میشنومش

خودمم باورشون نمیکنم

اما میتونم بهت قول بدم

از این به بعد

هیچوقت نمیذارم

توی ترس زندگی کنی

میتونی بهم اعتماد کنی؟

بهتون اعتماد میکنم

بانوی من بیاین شام بخوریم

غذا آوردی؟

بیارش بیرون

زود باش

چه غذای خوشمزه اییه؟

بیاین

یکی دیگه هم هست

هنوزم هست؟

بیاین

بخورین

فقط همین؟

فقط همینه

گوشت نیست؟

گوشت؟

بخاطر اینکه برای مارکیز دعا کنین

همه این چندسال گیاهخوار بودین

منم همه این چندسال

همراهتون همین غذاها رو خوردم

من بخاطر اون این چندسال گیاهخوار بودم؟

...من

اینقدر دوستش داشتم؟

صرف نظر از اینکه گیاهخوارین یا نه

مارکیز دستور دادن

کسایی که به عمارت انعکاس اومدن

فقط میتونن همین غذاها رو بخورن

بانوی من

ناراحت نباشین

الان

باید بیشتر بخورین

تا قدرتتون رو حفظ کنین

فقط اینجوری

میتونین فرصتی برای

برگشتن پیدا کنین

حق با توئه

ادمایی مثل ما

نمیتونن انتخاب کننده باشن

قدرتمون رو نگه داریم

بخور

بخور

من بهتون خدمت میکنم

باشه

بیشتر بخورین

واقعا شبیه بانو نیست

اون زمان وقتی که

نجاتش دادی

مطمئنی بانو بود؟

کاملا مطمئنم

امکان نداره بانو

رو با شخصی اشتباه بگیرم

منظورتون اینکه

بانو قبلا هیچوقت شما رو سرزنش نکرده بود

قبلا براتون احترام زیادی قائل بود

اما الان خیلی جسور شدن

به این دست خط نگاه کن

نی سانگ یو از بچگی دست خط ملایمی رو تمرین میکرده

و شخصیت ظریفی داشت

اما این کلمات عمیق و قدرتمند

رو نمیشه

با همچین سابقه ای نوشت

این نی سانگ یو

داره چه بازی درمیاره؟

(باید یه چیزی داخلش باشه)

یعنی چی؟

توی عمارت بزرگ نینگ

حتی غذا هم توی آشپزخونه اشون نیست

این همه غذای خوشمزه

من خیلی عالی ام

نسوخته

نمیتونم کسی رو صدا بزنم

نمیتونم کسی رو صدا بزنم

چرا آتش داره بیشتر میشه؟

نباید برای یه غذا اینکار رو بکنم

باید فرار کنم

کی در رو قفل کرده؟

در رو باز کنین! کمک

آتش

آتش

آتش

آتش

آتش! آتش رو خاموش کنین

آتش رو خاموش کنین

زود باشین

اب بیشتری بیارین

من اب بیشتری میارم

زود باشین آب بیارین

اونجا

...اگه زودتر میدونستم

اگه زودتر میدونستم

باید توی همون سقوط دیروز میمردم

فقط یه روز بعد برگشتن از مرگ

دارم توی آتش میمیرم

زودباشین اونجا

باشه دارم میام

اینجا زود باشین

زود باشین

مارکیز

مارکیز

اینجا آتش خیلی شدیده

شما برگردین اینجا رو به بسپارین

مارکیز

وقتی رسیدیم

آشپزخونه آتش گرفته بود

اگه همینطوری ادامه پیدا کنه

کل عمارت آتش میگیره

به افراد بگو خرابش کنن

چشم

خرابش کنین

چشم

نجاتم بدین

برای خراب کردن آماده بشین

کسی اونجاست؟

نجاتم بدین

نجاتم بدین

یه نفر داخله

زود باشین

یه نفر داخله

مارکیز میخواین چیکار کنین؟

شما همیشه از آتش خیلی میترسیدین

برو کنار

نه

برو کنار

مارکیز

گوی بای

مارکیز

مارکیز

مارکیز

بیاین

مراقب باشین

مارکیز حالتون خوبه؟

پس تو بیرون بودی؟

من این همه داد زدم

...فکر کردم هیچکس

نی سانگ یو

دفعه قبل توی روز عروسی به عروس صدمه زدی

و اینبار آشپزخونه رو آتش زدی

نکنه میخوای همه آدمای عمارت

همراه تو بمیرن؟

من داخل زندانی شده بودم

من آتش رو راه ننداختم

پس چرا با همچین لباسی

اومدی اینجا؟

مارکیز

چت شده؟

برو کنار

زخمی شدی

بریم

چشم

کجات صدمه دیده؟

کجات صدمه دیده؟

آب بیشتری بیارین

مارکیز

چت شده؟

برو کنار

بانوی من چای ارامش بخشتون

مو شو

میدونی

چرا نینگ یوشوان

یهویی اینجوری شده؟

منم نمیدونم

اما

فکر میکنم

مارکیز خیلی بهتون اهمیت میده

وگرنه

برای نجات شما

توی آتش نمیپرید

منطقیه

اون خشن بنظر میرسه

اما هنوز وجدان داره

امروز خیلی ترسیدین

زودتر برین استراحت کنین

میرم در رو قفل کنم

صبر کن

چیشده بانوی من؟

در آشپزخونه

هم قفل شده بود

یه نفر میخواد منو بکشه

مارکیز

علائم تون دوباره بدتر شده

چطوره برم طبیب بیارم؟

نیازی نیست

میدونم چیکار کنم

مارکیز

با موندن توی آب یخ

فقط اثر بیماری رو کم میکنین

اما نمیتونین کاملا از بین ببرینش

اینجوری بدتر میشین

برو بیرون

بیرون

چشم

نجاتم بده

پدر

(سال های زیادی گذشته)

(چرا هنوز از آتش میترسم؟)

(دقیقا کی میتونیم)

(به این ترسم غلبه کنم؟)

پدر

پدر

نینگ یوشوان

نینگ یوشوان, منم

گوش کن

...فکر کنم میدونم توی آشپزخونه چیشد

لباساتو بپوش

من نمیخواستم

حموم کردنتو ببینم

حتی اگه لخت باشی

بازم علاقه ای ندارم

تا سه میشمارم

زود باش لباساتو بپوش

یک

دو

دارم برمیگردم

...اما تو

دانلود زیرنویس فارسی **SARVSUB.COM**

♪ستاره های تابستان، شب پاییز♪

♪ کسی توی دل من زیر ماه سرگردان است♪

♪عمیق ترین داستان با کم عمق ترین خداحافظی♪

♪بعد از گذر، فقط تو رویایم میتونم ببینمت♪

♪باد نمیتونه خیابون طولانی زمان رو نسیم کنه♪

♪ اشتیاق سوزان هرگز سرد نمیشه♪

♪دو قلب دوباره به هم میرسن که عشق رو پیش بینی کنن♪

♪وقتی تو چشمای همدیگه نگاه میکنیم چطور توصیفش کنم♪

♪ برای نوشتن داستان یک عمر وقت بذار♪

♪همراه تو♪

♪تو رو همراهی میکنم♪

♪فقط برای نگاه و لبخند تو♪

♪ قول اول یعنی عشق همیشگی♪

♪آتش بازی در سراسر آسمان شب شما را روشن می کند♪

♪زندگی رو بگیر♪

♪ برای نوشتن داستان با تو به تدریج♪

♪فقط اینجوری♪

♪عشق ما ادامه داره♪

♪ روزی که برای اولین بار همدیگر را دیدیم، سالی که پیر شدیم♪

♪قلب من و عشقم هیچوقت محو نمیشن♪

♪قلب من و عشقم هیچوقت محو نمیشن♪

دانلود زیرنویس فارسی **SARVSUB.COM**

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.