Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
اینکه از دوستت مالکوم ایکس دفاع کردی
منو تحت تاثیر قرار داد- اون برادر منه-
مالکوم و چگوارا میخوان توی سازمان ملل متحد صحبت کنند
این بین خودمون باشه
من نمیخوام اتفاقی برای مالکوم بیوفته
من هیچوقت به اعتمادت خیانت نمیکنم
چین جیگانته قصد جونمو کرده
کاری که بدون تایید شماها نمیتونست بکنه
من به فاینمن گفتم که تو بهم نظر داشتی
من متاسفم
من تو رو وارد این هچل کردم خودم هم بیرون میارمت
یکی از اون رئیس ها سعی کرد که منو بکشه
ما باید بفهمیم که کدومشون بوده و ازش به عنوان اهرم فشار استفاده کنیم
به کی گفتی بیاد منو بکشه؟
گامبینو؟ لوکیسی؟
خب این چه ربطی به من داره؟
اون خبر داره تامی اون همه چیز رو میدونه
تو نه تنها قصد جون دختر یکی از رئیس ها رو کردی
بلکه زنش رو هم کردی
اگه خبراش بپیچه صبح فردا رو نمیبینی
من با خواهر مارنی صحبت کردم
و کاری کردم که فکر کنند من طرف اونام
و ایشون بهم گفت که مسجد شماره 25 در نیورک
برادر کلاید و خواهر ساندرا
...دارند نقشه میریزند تا تو رو بکشند مالکوم
چرا داری اینکارو میکنی؟ چرا جونت رو به خطر میندازی؟
میخواستم که اشتباهم رو با اعمالم جبران کنم، نه با حرف
تو ازم میخوای که لیلیان رو قانع کنم که با شوهرش بره
و دلیلش رو هم بهم نمیگی؟
آرچی واسم یه سری کارا انجام داده
و چند نفر هستند که
فکر میکنن ممکنه اون با پلیسها همکاری کرده باشه
ممکنه حق با اونا باشه
السورث، اون رو وارد چه کاری کردی؟
!خدایا! آرچی! آرچی
آرچی گینتز همون خبرچین نفوذی
تو اون رو ولش کردی
من اصلا نمیدونم آرچی گینز کیه
یک بازی خیلی بزرگتر اینجا درجریانه
که درباره سرنوشت این کشوره
خودمم باید زودتر رد جاسوسم رو میزدم
چی؟
تو تنها کسی بودی که من
درباره صحبت کردن مالکوم و چگوارا در سازمان ملل باهاش صحبت کردم
میدونی دوستت داره چیکار میکنه؟
شراکت با چگوارا مردی که میخواد همه جای دنیا
انقلاب کمونیستی راه بندازه
رفاقت با این مالکوم کسب و کارت رو نابود میکنه
تازه اگه زندگیت رو نابود نکنه
اگه دست کسی بهم بخوره عملیات میمون پوزه دراز لو میره
متاسفم برادر ولی من دیگه بهت اعتماد ندارم
این شراکت دیگه تموم شده
اون چیه؟
ارنستو چگوارا وزیر صنعت کوبا
امروز صبح به نیویورک رسید
تا به نشست عمومی سازمان ملل
ملحق بشه
شایعه شده که ممکنه چگوارا
با مالکوم ال شباز ملقب به مالکوم ایکس
ملی گرای مبارز، همراه شده باشد
حضور آنها بسیار بحث برانگیز
و حتی خطرناک قلمداد شده
مقامات ایالات متحده نگران هستند
که این اصلاح طلبان با هدف توسعه
و ترویج کمونیسم از کوبا و شوروی پا به این اجلاس گذاشته باشند
باید احمق باشی که بخوای اون سخنرانی رو بکنی
چرا؟
سی آی ای، اف بی آی
امت اسلام، سازمان نژادپرستان
هدف همشون مشخصه برادر
من انقدر ازت محافظت نکردم
که بشینم تماشا کنم جونت رو به باد بدی
غذات اصلا کم نشده
وقتی یک ذهنش مشغوله دیگه نمیتونه غذا بخوره
باهام صحبت کن برادر
من مایمی رو از دست دادم
از شنیدنش متاسف شدم
مشکل چی بود؟
مجبور شدم دوباره مواد خرید و فروش کنم
اوضاع... پیچیده شد
یکی از دوستام پولشویی میکرد
و بین دعوای دو گروه، گیر افتاد
راستش بامپی این یکی از دلایلم
برای دعوتت به صبحانه بود
بابت مایمی متاسفم
مطمئنم که عشق شما
به این موانع غلبه میکنه
ولی فکر میکنم که زمان مناسبیه تا مامورین محافظ رو مرخص کنی
نه
جدی گفتی؟
در همین حین که آماده سخنرانی میشیم نیروهای امنیتی سازمان ملل، از ما محافظت میکنند
و نمیتونم یکی از مجرمین سابقه دار رو توی کارم داشته باشم
متاسفم
من تا ابد قدردان حفاظتت از خودم و خانوادم هستم
...ولی یک مرد تا وقتی که
اوضاع خودش مرتب نباشه نمیتونه به کسی کمک کنه
نذار که خونت روی سرت خراب بشه
دوباره بسازش
تو انقدر برای خودت زحمت نکشیدی که همش رو به باد بدی
کشتن دو نفر بصورت همزمان
مهارت زیادی میخواد
ولی فکر کنم که واسش یک راه حل دارم
ام 20؟ اینو از کجا آوردی؟
از خیابون 23 مغازه مازاد ارتش
اینو از مغازه خریدی؟
خب، زیباییش هم همینه
هر خری میتونه بره یکی بخره
قدرت حاشای سی آی ای
باهام بیا
این یک مدل نمایشیه
که قدرتش، یک پنجم اونیه که ما داریم
و لوله آرپیجی از مواد منفجره نوع بی پر شده
اگه به هدف بخوره تا شعاع 15 متریش زغال میشه
چگوارا، مالکوم ایکس
دو کمونیست، با یک سنگ
ترجمه از محمدعلی امیرزاده
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
اینجا چه غلطی میکنی؟
نمیخوام وقتت رو بگیرم برای همینم میرم سر اصل مطلب
از هر اقدامی در سازمان ملل علیه چگوارا
که باعث بشه مالکوم به خطر بیوفته باید اجتناب کنی
اون برادرمه
اون پاره تنمه
فهمیدی؟
میخوای از دوستت محافظت کنی؟
بهش بگو که اونجا نره
ببخشید، من باید به قرارم برسم
میدونی پدرم همیشه چی میگفت؟
اداره مالیات دوستته
دوست؟
من شخصا دوست دارم واشنگتن
تا بتونم ساختمون کوفتیشون رو بترکونم
تو مالک همه این شرکتهای حمل و نقلی، درسته؟
آره
تو این کامیونها رو خارج از ایالت ثبت کردی
تا از مالیات نیویورک دوری کنم
اصلا چرا باید به اون عوضیا پول بدم؟
دقیقا، تو همچنین مالک این پمپ های گار هستی
هر گلی یه بویی داره
یکم از اتحادیه یکم حمل و نقل
سوختی که میره توی ماشین
ولی تو به ازای هر باک چهار سنت رو
به اداره مالیات میدی چرا؟
چون مزنه، چهار سنته
همچین چیزایی بود که آل کاپون رو انداخت زندان
من یک فکر بهتر دارم- چی؟-
نمیخواد یک سال مالیات بدی
و بعد از یکسال هم اعلام ورشکستگی کن و یک شرکت جدید بزن
برای پمپ های گاز؟
دقیقا، و اینطوری نمیتونن ازت مالیات بگیرن
و میتونی 4 سنت رو ذخیره کنی
...که میشه حدود تقریبا 1.8 میلیون در سال
خدایا، با اون مغزِ بزرگِ قشنگت
دیدی؟ اداره مالیات دوستته
این طرز تفکریه که از پدرم یاد گرفتم
...خب
شاید بتونی بهم بگی که حرکت بعدیش قراره چی باشه
منظورت چیه؟
خب، اون قراره دوباره بیاد سراغم
آره، میاد
ولی اینکه چطوری میاد، سوال همه ست
چو کولومبو خوده شیطانه
اون با دروغ، برام پاپوش درست کرد
گفت که من قصد داشتم دختر خونده خودم رو بکشم
خدا به دادمون برسه
من ترسیدم پدر
متاسفم، دیگه نمیدونم برای کمک به کی رو بزنم
باید به خدا اعتماد داشته باشی الیمپیا
ازت میخوام که ده بار بگی "درود بر مریم"
نه! منظورم این نبود
من به کمکت نیاز دارم
ازت میخوام که اوضاع رو درست کنی
5دقیقه دیگه، بیرون از اینجا میبینمت
لو، باید بدونی که
جو کولومبو میخواد زندگیمون رو نابود کنه
الیمپیا، توی این زندگی برای هممون یک سرنوشتی هست
ما انتخاب هایی داریم
و باید انتخاب کنیم که به خدا ایمان داشته باشیم
خدا
از اولشم این خدا بود که
این بلا رو سرمون آورد
درک میکنی که اون استلا رو به یک خبرچین تبدیل کرد
و اون رو توی دستای شخص شیطان جو کولومبو گذاشت
چه کاری از من برمیاد؟
باید واضح بگم؟
جو کولومبو برای متحد کردن سایر خانوادهها
بر علیه ما داره از دروغ استفاده میکنه
اون میخواد یک جنگ شروع کنه
تو باید با بقیه رئیس ها صحبت کنی
تو باید بهشون بگی که برادرت این دروغ ها رو
تحمل نمیکنه
فکر نمیکنم دخالته من کار درستی باشه
جون خیلیا در خطره لو
باید به اعماق قلبت نگاه کنی
...و از خودت بپرسی که
اگه مسیح بود چیکار میکرد؟
اگه مسیح بود چیکار میکرد؟
آقای جانسون، آقای گووارا
ممنونم که تشریف آوردید
آقای گووارا دوست مالکوم، دوست من هم هست
برای منم همینطور
از اونجایی که آدمهای من دیگه از مالکوم محافظت نمیکنند
اومدم که بهتون هشدار بدم
من اطلاعات موثقی دارم که ارتباطات سی آی ای
این هفته در سازمان ملل قصد ترور هردوی شما رو دارن
سی آی ای از سال 59 داره به فیدل
دارت سمی پرت میکنه
از کجا معلوم که این دفعه ترورشون به سرانجام برسه؟
چون شما اینجایی توی مرز ما
و آخر این هفته هردوی شما رو
همزمان در یک جا خواهند داشت
و تمام دنیا هم نظاره گر خواهند بود
هیچی جلوی اونا رو نمیگیره من میشناسمشون
هدف ما با چه یکیه
حرفای اون به صلاح
تیره پوستای سراسر دنیاست
یه آدم مرده به چه درد تیره پوستا میخوره؟
وقتی با یک دشمن روبرو بشی چیکار میکنی؟
فرار میکنی؟ قایم میشی؟
مبارزه میکنم، هوشمندانه مبارزه میکنم
تو و مالکوم نباید همزمان یک جا باشید
مترجم محمدعلی امیرزاده
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com::.
من باید برات پذیرایی بیارم
اینطوری یکم خودمو مشغول میکنم
ذهنم رو درگیر نگه میداره
واقعا لیلی مشکلات من درمقابل مشکلات تو، چیزی نیست
بخور، شبیه قحطی زدهها شدی
شوهرای هردوی ما درگیر کارای خلاف بودن
هنوز باورم نمیشه
من هیچوقت بامپی رو
بخاطر دخالت دادن آرچی توی کاراش نمیبخشم
...فکر نمیکردم انقدر خامی کنه
آرچیه من
دیگه مرده
لیلیان، از صمیم قلبم بهت تسلیت میگم
اگه ناراحت نمیشی مایمی باید بگم که
من از اولش هم درک نکردم که
چرا باید با یک مجرم ازدواج کنی
یک زن مسیحیه خوب مثل تو
بامپی وجهههای زیادی داره
تو باید برای خودت یک مرد خوب پیدا کنی یک مرد متشخص
یکی مثل آرچی
و وقتی همچین کسی رو پیدا کردی نگهش دار
نذار از جلوی دیدت بره
چون شاید یک روزی از دنیا بره
لیلیان
نصیحت منو قبول کن
از بامپی جانسون فاصله بگیر
بدون پشیمونی اینکارو بکن
همه چی توی بیوگرافیت
از حرفای خودت نوشته شده
نمیدونم چطور انجامش دادی
تو کاری کردی که من درباره گذشتم باهات صحبت کنم
مادرم، دوران کلاهبرداریم
خب باید اعتراف کنم که جلب اعتمادت کار آسونی نبود
تو فقط 75 درصد از اعتمادم رو جلب کردی
خب، این خیلی پیشرفت خوبی واسم بود
...میدونی از چقدر شروع کردم از 20%
واقعا همینقدر زیاد بود؟
الکس، یک موضوعی هست
که توی بیوگرافیم دربارش چیزی نگفتم
جدی؟
توی خاطراتم دربارش نوشتم
دارم به کتاب کردنش فکر میکنم
ولی میترسم که زمانم تموم بشه
فکر نکنم بتونم کتاب بنویسم
حتی ممکنه انتشار همین کتاب رو هم نبینم
دوست ندارم ببینم این حرفا رو میزنی
تو میدونی که من روی هدر دادن زمان خیلی حساسم
و نمیخوام وقت تو رو هم هدر بدم
یک فصل دیگه هست که باید راجبش بنویسی
درباره چیه؟- بامپی جانسون-
همون گنگستره چی میخوای بنویسی؟
میخوام دوستیمون رو توضیح بدم
و اینکه چرا جامعه سفید پوستها
باید بیشتر از من از اون بترسن
ممنون که گذاشتی ببینمت
من قبول کردم که صحبت کنیم این یک قرار عاشقانه نیست
میدونم
برای لیلیانه
به دستش میرسونمش
دوست نداشتم کار به اینجا برسه
میشد که نکشه اگه هیچوقت تو رو نمیدید
من سعی کردم به آرچی کمک کنم تقصیر من نبود
بازم همون داستان
قبلا هم شنیدمش
من نیومدم که درباره اون ...یا خودمون صحبت کنم
نه؟
ازت میخوام یک لطفی بهم بکنی
لطف؟
چقدر رو داری تو- برای مالکوم-
مالکوم چی شده؟- اون توی خطره-
ازت میخوام که با پاول صحبت کنی
ببین میتونی متقاعدش کنی که چندتا مامور رو برای مراقبت ازش بذاره
آدمای قابل اعتماد
واقعا قضیه بخاطر مالکومه؟
برای این اومدی اینجا؟
خب، دلم میخواد که برگردونمت خونه
ولی میدونم که بی فایدست
پس، آره، برای مالکوم اومدم
آدام توی واشنگتنه
باید با روی وینگیت صحبت کنم
ممنون- چیز دیگه نمیخوای بگی؟-
آره
من دوست دارم
برگرد خونه
آقایون، میخوام یکبار دیگه
از همتون برای تشریف فرمایی تشکر کنم
حضور در اینجا باعث افتخاره
خب، ما هم مفتخریم پدر لوئیس
من خیلی وقته به کلیسا نرفتم
حضورتون باعث میشه که حس خوبی بگیرم
چطور میتونیم کمکتون کنیم پدر روحانی؟
خدا رو گواه میگیرم که
چیزهایی که میخوام بگم
دغدغههای برادرم وینسنته
که همونطور که میدونید الان توی زندانه
اگه چین شکایتی داره بگو تا ببینیم چیه
برادر من شایعاتی رو درباره
همسرش... و دخترش شنیده
که بنظر بینشون اختلاف افتاده
و نگرانه که این عمل به خشونت منتهی بشه
طبیعتا، اون میخواد از این عمل اجتناب کنه
طبیعتا، پدر
...برادرم
معتقده که تو، جو کولومبو
به اشتباه، به همسرش الیمپیا تهمت زدی
که قصد قتل دخترش استلا رو داشته
پدر، به من اعتماد شد که از دختر چین محافظت کنم
اونم در مقابل کسی که قصد جونش رو داشت
متاسفانه تا امروز
هنوز نمیدونیم اون شخص کی بوده
من حتی یک کلمه هم راجب همسر یا دختر چین
به کسی چیزی نگفتم
...آقایون، من
من نمیخوام دردسر درست کنم
پیام من سادست
جلوی این شایعات رو بگیرید
و دعا کنید
که برادرم زودتر آزاد بشه
حتما زود آزاد میشه چیز دیگهای هم هست پدر؟
یک مورد دیگم هست
که بهم گفتن با شما درمیون بذارم
برادرم، اعتمادش به جو کولومبو رو
برای اداره امورش در هارلم رو از دست داده
اون میخواست که بهتون بگم
توافق اون با جو کولومبو فسخ شده
چی؟
امیدوارم که صحبت های من
منجر به کاهش تنش
بین شما شده باشه
روز بخیر
!پدرسگ
این چطور کشیشیه؟
اون الان یک نارنجک پرت کرد وسط مجلس
این نمیتونه تصمیم خودش بوده باشه
من فکر میکنم که الیمپیا اون رو ترغیب کرده
اون احتمالا ترسیده که
بابام از قضیه بو ببره و اون رو بکشه
اگه با تو و بقیه وارد جنگ بشه اوضاع براش امن تره
پیشنهاد میدی چیکار کنیم؟ الیمپیا رو بکشیم؟
نه
معتمد ترین مرد توی این دنیا برای پدرم عمو لوئیسه
باید اون رو قانع کنی که الیمپیا دروغ میگه
چطوری اینکارو کنم؟
نمیدونم
من باید اینو توی نطفه خفه کنم
ممکنه بقیه توی این جنگ برن طرف چین
با اینکه میدونن من حقیقت رو میگم
میخوای چیکار کنی؟
من هیچوقت تاحالا کشیش نکشته بودم
ولی هرچیزی یه دفعه اولی داره
جو، خواهش میکنم اینکارو نکن
من چارهای ندارم
عمو لوئیس تنها عضو خانوادمه که
همیشه باهام خوب بوده
بذار من باهاش صحبت کنم
لطفا؟
بله، بله قربان ...متوجهم، ولی
بله
ممنون از وقتی که گذاشتید
رئیس پلیس درخواست محافظت از مالکوم رو رد کرد
آدام شخصا از واشنگتن باهاش تماس گرفت
اون همچنین با شهردار
و دستیار بازپرس پایک تماس گرفت
اون هم مثل شما خیلی نگران بود
ولی ماموران قانون از اینکار سر باز زدند
طبیعیه- همون بهونههای همیشگی-
نیروی کافی ندارن
و چون چگوارا اومده مامورهای بیشتری
درگیر آشوبگرهای کوبایی و جاسوس های کمونیست هستن
اونا باید از مالکوم محافظت کنند
بعد از سفرش به آفریقا
اون از همیشه تاثیرگذار تره و بیشتر هم ازش میترسن
چون داره به بقیه کمک میکنه که روبروی دنیا قرار بگیرن
این کجاش ترسناکه؟
شاید مردم از چیزی که نمیدونن بیشتر میترسن
ما که نمیدونیم یک دنیای برابر
چه شکلیه، میدونیم؟
نه
تو باید مالکوم رو قانع کنی تا به سازمان ملل نره
اون ماههاست که داره تلاش میکنه
که همچین اتحادی رو شکل بده
دیگه همچین فرصتی گیرش نمیاد
من دارم پلیس نیویورک
سی آی ای، اف بی آی
هرکی که پشت صحنه هست رو میگم
مگه چندبار دیگه میتونه رو یک صحنه جهانی
همراه با چگوارا حاضر بشه؟
درباره نگهابانهاش بهم بگو
اون منو از سرش باز کرد کی ازش محافظت میکنه؟
حدود 30 نفر پیرو داره که مسلمون هستن
برای همینم همشون یکم سابقه دارن
و سازمان ملل هم برای این رویداد
خودش نیروی امنیتی فراهم کرده
باید منصرفش کنی
اون... یک لقمه حاضر و آمادست
انگار خودش میدونه که قراره بمیره
اون پذیرفتتش
اون از فرار خسته شده
و هیچکس نمیتونه اون رو منصرف کنه
نه تو، نه من، نه بتی
نه هیچکس
پس برای امنیت خودت هم که شده نمیتونم بذارم کنارش بشینی
اجازه دادن یا ندادنت
خیلی وقته که واسم بی اهمیت شده
ولی درست مثل چیزی که یادم دادی
حواسم رو به اطرافم جمع میکنم
در اطراف اجلاس سازمان ملل، 20 کوچه رو خالی میکنن
توی همه تقاطع ها ایست بازرسی میذارن
پلیس در آماده باش کامله و 150 موتور سیکلت رو در محل مستقر کرده
اف بی آی چی؟
اونا 40 تک تیرانداز خبره رو
بالای تمام ساختمان ها مستقر کردن
این چیه؟
میخوایم یک تظاهرات به عنوان حواس پرتی راه بندازیم
اونا فکر میکنن که معترض ها
دردسر براشون درست میکنن
بیشترشون هم کسایی هستن که
بعد از عملیات 40 در یونیون سیتی باقی موندند
عالیه
آره آره
رودخونه شرقی منطقه یک و دو کاملا بسته میشه
هیچ کشتی تجاری از خیابون 35 تا 59 رد نمیشه
پس چطوری قراره اون دوتا کمونیست عوضی رو بکشیم؟
از کوئینز؟ شهر لانگ آیلند؟
پس ما قراره بفهمیم که این پدرسگا
چطوری قراره مالکوم و چگوارا رو بکشند
اونم با اینهمه حفاظتی که سازمان ملل داره
اگه حرفهای باشن، با تیراندزی از راه دور
یجور نشون میدن که انگار قربانی درگیری شدن
ولی وقتی دو نفر هدف هستن نمیشه اینکارو کرد
اولی که بمیره همه دیوونه میشن
و امکان زدن هدف دوم به صفر میرسه
پتی گرو، برو و ببین بتل کجاست
میخوام ببینم با کیا رفت و آمد داره، باشه؟
حله رئیس
پلیس و اف بی آی دارن همه جا ایست بازرسی میذارن
همه جا رو مهر و موم کردن
واقعا برای کشتنشون باید خلاق باشن
و شک نکن که همینکار رو هم میکنن
میخوای به دوستم کرافورد توی خیابون 13 زنگ بزنم؟
ببینم چیزی اون اطراف نشنیده؟
باشه برای بعد، اول ازت میخوام که یک پیام به بیل هاروی برسونی
و یکم اوضاع رو بسنجی
خوبی؟
آره
چیزی توی دلته؟
نه تو آدم مومنی هستی نه من
ولی امشب، قبل از اینکه بخوابی
بیا برای مالکوم دعا کنیم
آدمی مثل بامپی جانسون یک خلافکار ساده نیست
اون یک آدم شجاع و فوق العاده باهوشه
خودساختهست و میدونه که کیه و چی میخواد
و یک نیروی غیرقابل مهار از غرور داره
اون در آتش تبعیض ساخته شده
و عزم کرده که پادشاه جنگل آدمای سفید بشه
یک همچین آدمی میتونه دنیا رو عوض کنه
بامپی همه این کارا رو کرده؟
هنوز نه
این یک پروژهست که دارم روش کار میکنم
...ببین، مالکوم
شاید نوشتن این فصل خیلی فکر خوبی نباشه
من میخوام نسلهای آینده بدونند که
چرا من با مردی دوست بودم
که در ظاهر با تمام باورهای من مخالف بود
جامعه، آدمهایی مثل بامپی رو قضاوت میکنه چون ازش میترسن
درست مثل ترسشون از من
تو ایمانت رو داری
چطور آدمی مثل بامپی مثل تو تغییر میکنه؟
با باور کردن چیزی بزرگتر از خودش
و اون چیه؟
...یک رویا
از آینده، به قدری واقعی که میشه لمسش کرد
دنیایی که ما توش برابر و مورد احترامیم
جایی که گذشته دیگه برامون یک خاطره تلخ نیست
جایی که آدمی مثل بامپی جانسون
میتونه از هوش سرشارش
در راهی استفاده کنه که از مواد مخدر دوره
وقتی یک خلافکار سیاه پوست وجدان سیاسی و اجتماعی داشته باشه
و جایی مثل پایین شهر رو خونه خودش ببینه
...و رفتارش با اونجا
همراه با احترامی باشه که آدم برای خونش قائله
آمریکای سفید پوستها به لرزه میوفته
باشد که خدا همراهتون باشه
پدر لوئیس
چرا سعی کردید علیه جو کولومبو یک جنگ رو شروع کنید؟
استلا؟ تو اینجا چکار میکنی؟
اومدم بهت بگم که الیمپیا خیلی دروغگوئه
اون بهت دروغ میگه
اون تامی لوکیسی رو قانع کرد که یکی از آدماش رو بفرسته
تا منو سر به نیست کنه ولی من تونستم زودتر بکشمش
داروهات رو میخوری؟
من دیوونه نیستم عمو لوئیس
خودت که میدونی الیمپیا چقدر میتونه کینهای باشه
نه، باورم نمیشه
و... چرا آخه رفتی رفتی طرف جو کولومبویی که
داره علیه خانوادت عمل میکنه
من طرف درستی هستم
فکر میکردم به عنوان مامور خدا تو هم باید طرف درستی باشی
الیمپیا زن خوب و مهربونیه
اون هیچوقت بخشی از یک قتل نمیشه
چرا داری اینکارو میکنی؟
حتی بعد از اینکه وینسنت رو لو دادی اون تو رو بخشید
اون خانوادته اون تو رو ول نکرد
چرا تو ولش کردی؟
داری بازی خطرناکی رو با الیمپیا شروع میکنی
من میخوام کمکت کنم
جو کولومبو میخواست تو رو بکشه
لعنت بر شیطون انگار این حرفا رو خود شیطان داره میزنه
انگار که شیطان روحت رو در اختیار گرفته
از اعتراف گاه خارج شو
و تا وقتی که توبه نکردی برنگرد
من از طرفت ده بار به مریم درود میفرستم عمو
لازمت میشه
عصر بخیر- بفرما-
ممنون که ملاقاتم رو قبول کردی
خب، شنیدم یه خبر مهم داری بگو ببینم
خب، همونطور که میدونی رئیسم، از مالکوم محافظت میکرده
آره اینو که میدونستم
خب، اومدم بهت بگم که تو یک متحد داری
متحد؟ واقعا؟- آره-
چون منم حالم از اون عوضیه دهن گشاد بهم میخوره
چرا؟
چیزی که ...مردم من درکش نمیکنن اینه که
کسایی که مثل مالکوم از آمریکا بدشون میاد
اونا کمکی به درست کردنش نمیکنند فقط گند میزنن
برای همینم من از خدامه که ببینم اون عوضی بخار میشه
میدونی، مردم اغلب فراموش میکنن که
کشور بزرگی داریم
گل گفتی من برای این کشور جنگیدم
آره میدونم
دلبرت سی چنس، جوخه 503
عضو ارتش توپخانه
و سرباز توپخونه دوم بودی با درجه ارشد نظامی
درسته
میدونی چرا لایحه حقوق مدنی تصویب شد؟
چرا سیاه پوستا دارن وارد سیاست میشن؟
چون آدمایی مثل من عوامل بازدارنده رو حذف میکنن
عوامل بازدارنده؟- بازدارنده دموکراسی-
من مسیر رو عاری از این عوامل میکنم
عواملی مثل مالکوم ایکس که میخواد همه چیز رو نابود کنه
بجای اینکه به مرور زمان اوضاع سیاه پوستا رو بهتر کنه
من این قطار رو به جلو میبرم
چطور میتونم کمکت کنم که مسیر رو پاک نگه داری؟
خب، بیشتر با چرت نگفتن
چه از مالکوم بدت بیاد یا نه
هردوی ما میدونیم که وفاداریت به بامپی جانسون
از هرکس و هرچیزی بیشتره
و با اینکه به خدماتت به این کشور احترام میذارم
بهت 30 ثانیه وقت میدم تا بگی برای چی اومدی اینجا
و بعدش هم گورت رو گم کنی
بامپی خواست که بهتون یادآوری کنم که اگه یادتون رفته
اون هنوز یک داستان کوچیکی داره به اسم
عملیات میمون پوزه دراز
به بامپی جانسون بگو که
سخنرانی مالکوم در سازمان ملل برای آمریکا تهدید بزرگتریه از
یک تیتر مسخره که
قراره درباره فیدل کاسترو نوشته بشه
بامپی باید به دوستش بگه که دهن گشادش رو ببنده
و درباره انقلاب در آمریکا چیزی نگه
البته اگه میخواد که بتی بیوه نشه
ممنون از وقتی که گذاشتی
بامپی
سلام، چطور پیش رفت؟
اون بیل عوضی یک دیوونه تمام عیاره
اون اصلا شوخی نداره
ولی طبق چیزی که ازم خواستی کامل اطراف رو بازرسی کردم
من یک جعبه مهمات توی دفترش دیدم
که روش نوشته شده بود "لوله بخاری"
لوله بخاری؟- آره-
توی جنگ، ما اینو به آرپیجی ام20 میگفتیم
برای ترکوندن تانک استفاده میشد
اونم از فاصله 300 متری
سلاح دوربرد
رودخونه شرقی فقط 270 متر تا ساختمان سازمان ملل فاصله داره
اونا از حد فاصل خیابون 50
تا اون علامت پپسی کولا هرجای خط ساحلی که بخوان
میتونن از همونجا به سمت ساختما سازمان ملل
شلیک کنند
دیوونگیه، ولی هوشمندانست
اینطوری از دید مامورهای سازمان ملل هم دور میمونن
توی راه یک کامیون میوه دیدم
"به این میگن استراتژی" گاری میوه
این استراتژی قبلا توی جنگ داخلی استفاده میشد
توی اون گاریا سلاح قایم میکردن
خب، میخوای چیکار کنی؟
فردا، قبل از سخنرانی
تو و پتی گرو قراره تمام منطقه رودخونه شرقی رو
پوشش بدید
ببینید میتونید کامیون میوه پیدا کنید یا نه
خب، خودت چیکار میکنی؟
من باید بقیه برنامههای مالکوم رو برای اون روز خالی کنم
ببخشید لیلیان مزاحمت شدم؟
نه مایمی آقای گیلفورد دیگه کارش تموم شده بود
شما باید خانوم جانسون باشید
خیلی تعریفتون رو شنیدم
شماره من رو دارید باهم در تماس خواهیم بود
اون کی بود؟
اون یکی از بهترین کارگاههای خصوصی کشوره
من برای پیدا کردن قاتل آرچی اسنخدامش کردم
منظورت چیه؟
من نمیتونم به پلیس اعتماد کنم اونا هیچکاری نمیکنند
بین خودمون باشه ما خودمون میتونیم مقصر رو بندازیم زندان
ولی آرچی توی کسب و کار شوهرم بوده
این اولین سرنخ ماست
ولی یک کاراگاه خصوصی میتونه بامپی رو توی خطر بندازه
که چی؟
تو برای عدالت اجتماعی تلاش میکنی مگه نه؟
پس عدالت معمولی چی؟
لیلیان، تو با این کارت شوهرم رو به خطر میندازی
شوهرت بره به درک
تو هم بهتره بذاری بره به درک
آرچی تا خرخره درگیر کارای غیرقانونی بود
درست مثل السورث
!ولی حقش نبود که، بخاطر اون کارا بمیره
بامپی سعی کرد نجاتش بده
تو طرف اونی؟- معلومه که هستم-
اون یارو رو مرخصش کن- نه-
اون یارو رو مرخصش کن- نه-
میدونی که دلم نمیخواد اون کلاه گیستو پاره کنم
و باهاش توی شهر دوره بیوفتم
باهاش تماس بگیر
منو میشناسی؟
بهش گفتم که نباید اونطوری باهات صحبت میکرد
اگه بخاطر تو نبود اون الان مرده بود
اگه صلاح خودش رو تشخیص بده سرشو میندازه پایین و دخالت نمیکنه
بریم
قطعات سنگینه باید در محل، سرهم بشه
محور، صفحه محافظ پایه نگهدارنده، لوله آرپیجی
برای پوشش، میذاریمش عقب کامیون میوه
من یه مشت کارتن سیب و موز اون پشت دارم
بعد از اینکه کار تموم شد از روی پل میریم
شما باید برید به این نقطه
توی انبار فلزات متروکه خیابون 50
و از پارکینگش اگه لازم شد
به عنوان پوشش استفاده کنید
کامیون از اینجا حرکت میکنه؟
آره، ولی شما باید اونجا قبل از اینکه چگوارا
به سازمان ملل برسه آماده باشید
مختصات چی؟
40,748و 73,968
خوبه
هدف شما در طبقه سوم مجمع عمومیه
جایی که چگوارا و مالکوم صحبت میکنن
شلیکتون رو میکنین میپرین تو ماشین
و بعدشم میرین برای خودتون میوه میفروشین
خب
برید یه گشتی بزنید و مطمئن بشید که، آرپیجی درست پنهان شده
بعدشم برید این حرومزادهها رو بکشید
چشم- چشم-
بفرستیدشون به درک
اینا آدمای خوبی بودن
حیفشون
دنباله ندارن؟
دنباله؟
خانواده، سابقه، آدرس دائمی، از اینطور چیزا
من فکر میکردم که فقط درصورتی که دستگیر بشن
مجبور میشیم سر به نیستشون کنیم
چه موفق بشن چه نشن ما نمیذاریم زنده بمونن هوزه
فکر کردم خودت اینو میدونی
این که منچ نیست
اینجا چخبره؟ قضیه چیه بامپی؟
متاسفم مالکوم ولی تو قرار نیست بری سازمان ملل
متاسفانه قراره برم- نمیتونم اجازه بدم-
این مهمترین فرصتیه که برای اینجاد اتحاد بین مردممون
به دست خواهم آورد
این یک تله مرگه
دیوونه شدی؟
برادر مالکوم اگر برادر جانسون
...اطلاعاتشون موثق باشه
من از فرار خسته شدم
من قسم خوردم که ازت محافظت کنم
و قراره همینکارو کنم
کاش یکم این ماشین سریعتر میرفت
آره، ما فقط باید نزدیک آب حرکت کنیم
کنار آب بمون- باشه-
درحالی که دنیا نظاره گر خواهد بود
چگوارا چند دقیقه با سخنرانی
در مجمع سازمان ملل نیویورک فاصله داره
درحالی که هزاران شهروند معترض در خیابانها
اعتراض خودشون رو علیه انقلاب کمونیسم
و تهدید دموکراسی کشورمون، نشون میدن
و همچنین نشون دادن اعتراضشون
به اتحاد مالکوم ایکس، با چگوارا
که اقدامی تحریک کننده ...برای شهروندان مرکز و پایین شهر
در کشور قلمداد شده
من میخوام که محافظ هات مرخص بشن
حالا، لطفا از سر راه برید کنار تا ما بتونیم بریم
میخوای منو با تیر بزنی برادر؟
اگه مجبور بشم یه تیر تو پای لعنتیت میزنم
تو هیچ جا نمیری مجبورم نکن
درحالی که چگوارا
در سالن بین دیپلماتها و گزارشگران قدم میزنه
سالن پر از ماموران امنیتیه
او و سایر نمایندگان کوبا
در مقر مجمع عمومی مستقر میشن
اگرچه که هنوز اثری از مالکوم ایکس، نیست
برای اینکارت، نمیبخشمت
آقای گووارا
در جایگاه خودشون در سازمان ملل مستقر میشن
گوش میسپاریم
میخواستم بابت فرصتی که
برای صحبت با سایر ملت ها بهم داده شد تشکر کنم
...افراد بسیاری هستند که از من
و مردمان من، مردمان کوبا، میترسند
ولی علت این ترس چیه؟
جون ما، حاضریم برای چیزی بهش باور داریم جونمون رو بدیم
همینه
وطن، یا مرگ
این سوالیه که تمام مردم کوبا
باید از متجاوزی که آزادی ما رو
خطری برای خودش محسوب میکنه بپرسند
چرا باید یک انقلابی برای هدفش جون خودش رو بده؟
چون هدف، مشروعه
و اگرچه که ما قدرت ایالات متحده رو نداریم
ولی همینکه از مرگ حراسی نداریم ما رو قدرتمند تر میکنه
من هیچوقت پا پس نمیکشم
وایسا، وایسا، وایسا- حله، دیدمش، دیدمش-
اگر شما هم با هر بی عدالتی لرزه به تنتون میوفته و خشمگین میشید
پس شما هم یکی از دوستان من هستید
تمام انقلابیون در سراسر دنیا باید بدونند که
اگر عدالت و برابری میخواید
از خودتون بپرسید که
حاضرید بخاطرش جون بدید؟
وطن، یا مرگ انتخاب اصلی اینه
و هر هدفی که دارید
حقوق مدنی، آزادی اقتصادی ...یا برابری رنگ پوست
هیچوقت تسلیم نشید
من آرزویی دارم
...که ترس هم قلمداد میشه
فکرکنم اونجاست- ...که مرگ من-
تقریبا رسیدیم
تفنگم کو؟
و هیچکدوم از ما به تنهایی ارزشی نداریم
و برای همین مبارزه میکنیم
برای استقلالمون مبارزه میکنیم
و ندای جنگ ما رو بشنوید
مرگ یا وطن
ما پیروزیم
بنظر ترست بی مورد بود
توصیه میکنم آدمات رو برداری و از اینجا بری
برای همیشه
هرطور راحتی مالکوم
بریم آقایون
عزیزم
من نمیتونم بدون تو زندگی کنم
همینقدر سادست
من بدون تو گیج بودم
خیلی گیج
خوشحالم که من رو وادار کردی این فصل رو درمورد
بامپی جانسون بنویسم
...من رساله شما رو درک میکنم
این که جامعه فرصت ها رو از یک مرد سیاه پوست دریغ میکنه
و بعد، انتظار دارن که به سمت خلاف نره
و با جنبش حقوق مدنی
و رشد فرصت های قانونی
خلافکاران سیاه پوست بتونند استعدادهای خودشون رو
در راههای قانونی و با اهداف اجتماعی استفاده کنند
و نه صرفا برای تقویت خودشون
نه الکس
من اشتباه میکردم
داری چیکار میکنی؟
شاید مردی مثل بامپی جانسون نمیتونه عوض بشه
اون در افکار پوچ خوش گیر کرده
افکاری مثل "یک سیاه پوست، چیزی بجز یک خلافکار نیست"
من دیگه کاری بهش ندارم
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com::.
ترجمه از محمدعلی امیرزاده
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.