All language subtitles for Ember (2016)

af Afrikaans Download
sq Albanian Download
am Amharic Download
ar Arabic Download
hy Armenian Download
az Azerbaijani Download
eu Basque Download
be Belarusian Download
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan Download
ceb Cebuano Download
chr Cherokee
ny Chichewa Download
zh-CN Chinese (Simplified) Download
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican Download
hr Croatian Download
da Danish Download
en English Download
eo Esperanto Download
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada Download
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

( ترجمه توسط : جمشید ایرانی )

(( اخگر ))

- این قسمت 75 آیتم داره، درسته؟ - درسته

۷۵+۷۵ =150

- ... از هفته پيش 75 تا طلب داشتی - بله

کلاً 225 تا هستش

امتیاز 30 برابر با 292.50 هست

- پیش پرداخت دریافت کردی؟ - هفته گذشته 50 لیر گرفتم

بله، 50 لیر گرفتی

292.50-50=242.50

اينجا رو امضا کن

اينجا؟

- تشکر میکنم، روز بخیر - روز بخیر

امینه

اينجا چيکار ميکني؟

- من کار دستي رو تحویل دادم - کار دستي؟

من فقط تعجب کردم

جمال چکار میکنه، خوبه؟

اون حالش خوبه

- شنيدم اون خارج از کشوره، برگشته؟ - بله، برگشت

- حتما عجله داری - خداحافظ

- به جمال سلام برسون - حتماً

- چه خبر، امینه؟ - من خوبم، رمزی

روز خوبی داشته باشی

ضیا، اون دختره کيه؟

،"در مورد "جمال ... اون سرکارگر قديمي بهت گفته بودم

- آره؟ - این همسر اوست

- اون قبلا ً برام کار ميکرد - خب؟

چي؟

چرا اينقدر هيجان زده اي؟

من فقط تعجب کردم

- اون واقعا برات کار ميکنه؟ - من اونو نميشناسم

- کار نمی کنه، کار دستي انجام ميده - عجیبه

شوهرش اخیرا مرده؟

این از کجا در اومد؟

من همچین چیزی شنیدم

من همين الان ازش در موردش پرسيدم اون دختر هم گفت خوبه

نمی دوم، شاید من گیج باشم

بهرحال، قهوه میخوری؟

میخورم

دو تا قهوه

- تو يه کاپشن داشتي - بهار، کاپشنش رو بيار

- دخترا، چرا امشب نمياين؟ - خواهیم دید

- متشکرم - خواهش می‌کنم

- اونا کار دستي رو آورده اند - خيلي خب، عزيزم

همه چيز درست ميشه

- دروغ نگو - دروغ نمیگم

تو يه عوضي هستي

تو به همه صدمه زدی ببین با خونوادت چه کردی

گفتی همه چیز درست میشه

زن مريضه

اون منو طلاق نمیده

بله؟

امینه، منم، رمزی؟ خواب بودي؟

نه، خواب نبودم

ما داشتيم سعي ميکرديم با "جمال" تماس بگيريم

شماره‌اش باید عوض شده باشه ميتونم باهاش حرف بزنم؟

نه، کمی قبل رفت بیرون

ميتوني شماره اش رو بهم بدي؟

الو؟

امینه، صدای منو میشنوی؟

امینه، صدات نمیاد چیزی شده؟

نمیای داخل؟

چه خبر، برادر موسی؟

خوبم

- دوستت منتظرت بوده - من کمی قدم زدم

من دعوتش کردم داخل، ولي اون قبول نکرد

- شب بخیر - شب بخیر

الان وقت خوبیه؟

بله، بفرماین

... با من تماس گرفت، اما خط قطع شد

قبل از اينکه صداش رو بشنوم

من به وزارت دادگستری و سفارت ترکیه در رومانی زنگ زدم

اونا گفتن که پیگیری میکنن ولي هيچوقت بهم زنگ نزدن

چرا ما در موردش نشنيديم؟

از کجا باید می شنیدی؟

عجب آدميه، این جمال

اون در روماني چکاری داشت؟

اون مجبور شد بره

اون باید پیش ما برمی گشت

حدس می زنم اون بیش از حد مغرور بود

بچه چه مشکلی داره؟

رنگش کبود شده بود

واسه همین بردمش بیمارستان

یه سوراخ تو قلبش داره میگن به جراحی نیاز داره

از اون موقع تا حالا صبر کردی؟

بیمه ما کنسل شده بود بهم گفتن که یه کارت خیر بگیرم

- بيمارستان نميتونه بهم وقت بده - باورنکردنیه

بیماری قلبی رو مگه میشه طولش داد اگه اتفاق بدی می افتاد چی؟

اي کاش بهم خبر میدادی

... به هر حال

حالا، بايد يه بيمارستان خوب پيدا کنيم هر کاری که لازمه انجام میدیم

امشب خوب بخواب و نگران نباش

به زودی بهت اطلاع میدیم

امینه

- شنيدي چي گفتم؟ - بله، شنيدم

ما باید بریم

بریم

- تا اون موقع کاری هست که باید بکنیم؟ - نه، ممنون

اگه چیزی لازم داشتی، با ما تماس بگير

- خجالت نکش - باشه

- خداحافظ - خداحافظ

- خداحافظ - خداحافظ

الان احساس بهتری داری؟

خوبم، فقط نگران مته هستم

چيزي براي نگراني وجود نداره جراحی موفقیت‌آمیز بود

تمام کارکنان مراقبش هستن

میدونم

من حتي نميدونستم بچه دارين

از کجا ميتونستي بدوني؟

یادمه روزی که "جمال" بهت سیلی زد

تو کارت رو ترک کردي

منم گفتم هر کاری که میتونین بکنین اون دختر رو برگردونین

و جمال رو سرزنش کردم

اونا متقاعدت کردن که برگردي

من تو رو چک کردم تا ببينم اوضاع بهتره یا نه

هر دوی شما مثل زنبورها کار می‌کردین

اون لحظه به ذهنم خطور کرد که شما دو تا با هم ازدواج ميکنين

و تو اينکارو کردي

اینو بخور، خوشمزه است

- واقعاً همینطوره، این چیه؟ - هوموس

نخود له شده است بهش ماست اضافه می کنن

ببخشيد، ماست نيست، اون تاهينيه

من طعم نخود رو چشیدم

خیلی خوشمزه است

رئیس تو، صلاح الدین هم خیلی خوشش مياد

صلاح الدین رو من حتي نميشناختم اسمش رو از تو یاد گرفتم

این فقط یک شوخیه

من هنوز نميتونم بفهمم مردي مثل جمال چطور ميتونه همچین کاري بکنه

بخاطر جمال خودت رو سرزنش میکنی؟

اون جاه طلب و سرسخته اما بچه باهوشيه

ممکنه بعضی چیزها اشتباه پيش رفته باشه ميتونم اينو بفهمم

اما چگونه تونسته از یکی فریب بخوره و به خارج از کشور بره؟

چطور میتونه خودش و خانواده‌اش رو به این همه دردسر بیاندازه

من هم متوجه نمیشم

- چرا کارگاه رو تعطیل کرد؟ - نمی‌دونم

:یه شب گفت من ورشکستم کارگاه رو تعطیل می کنم

- واقعا چه اتفاقی افتاده؟ - چیزی نگفت

اون مدت زیادی بیکار بود

بعد یه شب گفت که به رومانی خواهد رفت و دو روز بعد رفت

- اگه یه چیزی بپرسم، واضح جواب میدي؟ - اگه بدونم، حتما

برای اتفاقات منو مقصر می دونست؟

کدوم اتفاقات؟

جدا شدن از ما، تعطیلی کارگاه، بلاهایی که به سرش اومده

نه، چرا بايد اينکارو بکنه؟

خجالت نکش، من خودم میدونم

... واقعا نمی دونم

حس کردم بین شما دوتا یه مشکلی هست اما اون هیچ وقت چیزی نگفت

چطور فهمیدی بینمون مشکلی هست؟

مثلا اون هيچوقت در مورد تو حرف نمي زد

وقتي اسمت می اومد اون موضوع رو عوض ميکرد

- اجازه میدی منم ميتونم يه چيزي ازت بپرسم؟ - البته

جمال چرا تو رو مقصر میدونه؟

چه اتفاقی بین شما دوتا افتاد؟

- ترجيح ميدم اين موضوع رو باز نکنم - اما تو قبلا ً اينکارو کردي

خيلي وقته که ميخوام بدونم

نميدونم چطوري شروع کنم

شنيدم اون ميگفت من سعی کردم تا جلوي باز کردن کارگاهش رو بگيرم

چیزهای دیگه ای هم شنیدم، جدی نگرفتم

بعدش یه روز در دفتر یکی از دوستان با اون برخورد کردم

منم انگار چیزی اتفاق نیافتاده گفتم جمال چطوری و دستم رو دراز کردم

... بدون اينکه حتي به صورتم نگاه کنه

بدون توجه سرش رو برگردوند و رفت

بعد از اون دیگه ندیدمش

منم اینو نمي فهمم

جمال آدم ناسپاسی نیست

و تو آدمي نيستي که چنین کاری انجام بدي

از کجا اينو ميدوني؟

شايد اينکارو کردم

باورم نميشه

نميخواي جواب بدي؟

- بايد رک بگم؟ - حتما

بخاطر تو

نميخواي بپرسي چرا؟

چیزی که الان بهت گفتم چرت و پرته

این بهانه ای است برای آنچه واقعا اتفاق افتاده

جمال فهمید من عاشق تو هستم

اون مثل جهنم حسودي ميکرد

از اونجايي که اون نميتونست اینو اونطوري که بود بگه

اون همه جور بهانه اي درست کرد

کل داستان واقعی همینه

جمال مطمئناً می دونه که من هیچوقت این کارا رو نمی‌کنم

ناراحتت کردم؟

نه، ناراحت نشدم

... اما

امینه، گوشیت داره زنگ میزنه

- سلام، داداش ضيا؟ - الان وقت مناسبه؟

- بله، چطوری؟ - فقط می‌خواستم بهت سر بزنم

خوبم، همه چيز به لطف تو خوبه

- مته؟ - اونم خیلی خوبه، چیزی نمونده

کار چطوره؟

عالیه، خدا بهش برکت بده صلاح‌الدین بسیار کمک کننده ست

- داریم با هم شام میخوریم، اون سلام میرسونه - بهش سلام برسون

حتما

- چيزي احتياج داري؟ - نه، خدا خیرتون بده

بسیار خوب، باهات تماس می‌گیرم

- اگر چيزي لازم داشتي بهم زنگ بزن - حتماً، ممنون

- پس شب بخير - شب بخیر

سلام، داداش ضیا؟

الو؟

داداش ضيا، صداي منو ميشنوي؟

میشنوم

مشکلي پيش اومده؟

... امینه

می خوام تو رو ببینم

بفرما

من بیش از حد مشروب خوردم و احساساتی شدم معذرت میخوام

هيچ اشکالي نداره

- ميتونم سيگار بکشم؟ - حتما

ضیا

وایستا

وایستا

وایستا

لطفا، ولم کن

ولم نکن

یادته اون شب موقع شام یه چیزی گفتی؟

- گفتی جمال فهمید تو عاشق منی - آره

خب، همینطور بود؟

- تو نميدونستي؟ - از کجا ميدونستم، چیزی ندیده بودم؟

بهم بگو، همینطور بود؟

حتی مثل ديوونه ها

چرا اينو هيچوقت نفهمیدم؟

اینو از من میپرسی؟

خب، حالا چی؟

نمی بینی؟

قبل از اینکه وارد محله بشی من باید پیاده بشم

- شب بخیر - شب بخیر

- چه خبر؟ - خوبم

کجا داريم ميريم؟

نمی‌دونم، فقط ميریم

- چی شد؟ - منظورت چیه؟

عصبی به نظر میرسی

- من ناراحتم - چرا؟

کجا داريم ميريم؟

- چرا مدام ميپرسي؟ - بگو، ميخوام بدونم کجا داريم ميريم

از اینجا زیاد دور نشیم پرستار ميت زنگ زد، اون داره گريه ميکنه

قبل از اينکه دير بشه، من بايد برم

يه تاکسي بگير و برو

خب، برو

يه وقت ديگه حرف ميزنيم

من دیگه طاقت ندارم من دردسر بیشتر نمی خوام

چه دردسري؟

به من نگاه کن

امینه، به من نگاه کن

من خیلی دوستت دارم

من برای تو هر کاری می کنم، اما با من اینطور رفتار نکن

تو قبلا کار زیادی برای من انجام دادی هیچوقت نمیتونم جبران کنم

ببين، من سه تا بچه دارم منم حداقل به اندازه تو رنج کشیده ام

برای همین می تونم قدردانی تو رو درک کنم

اما طرح این موضوع منو در موقعیت طلبکار کثیف قرار میده

شاید تو ناآگاهانه این کار رو بکنی

ولی من دیگه نمی تونم تحمل کنم

شاید تو منو نخوای یا احساس پشیمونی کنی

اگه اینطوره صادقانه بهم بگو

هر کاری که لازم باشه انجام میدم

اما با من مثل یه طلبکار رفتار نکن

معذرت میخوام این حتی به ذهنم خطور نمی‌کرد

من همه چی رو به زنم گفتم

البته اسم تو رو نبردم

نگفتن اسم من مهم نیست اما اصلا خوب نبوده

- چی خوب نبوده؟ - گفتنش به همسرت

- چه کار باید میکردم؟ - اینو من نمی دونم

اما برای همسرت خیلی دردناک بوده هیچ زنی نمیتونه همچین چیزی رو تحمل کنه

وظیفه تو نیست که برای زنم متاسف باشی

تو داری چیکار میکنی؟

تو چی می خوای؟

دارم بهت میگم که با زنم حرف زدم

-حتی می خوام در رومانی با جمال صحبت کنم - امکان نداره

- چی امکان نداره؟ - من این کار رو با "جمال" انجام نمیدم

- این یعنی چی؟ - من نمی تونم اونو وقتی تو دردسر افتاده ترکش کنم

- اما اون کرد، شما رو در این حال ول کرد و رفت - به میل نرفت

بخاطر مراقبت از ما رفت اما خداوند چهره دیگرش رو به اون نشان داده

الان خدا رو مقصر میدونی؟

کسی رو مقصر نمی دونم فقط دارم ميگم مثل اینه

زنت، بچه هات، یا جمال فرق نمیکنه

من نمی خوام بار کسی رو به دوش بکشم

امینه؟

بله؟

- يه حوله بهم ميدي؟ - الان میارم

- چای درست کنم؟ - بله

مته کجاست؟

هیچ، فقط ميبرمش بيرون

باشه، ميبينمت

- داري چي نگاه ميکني؟ - چی؟

داري چي نگاه ميکني؟

هیچی، فقط نگاه ميکنم

- ميتوني کانال را عوض کني - نيازي نيست

امروز چيکار کردي؟

هيچي

تا ظهر خوابیدم، بعدش مته رو بيرون بردم - خوب

عجله نکن

قبلش خوب استراحت کن

قبل از چي؟

... قبل از اينکه شروع به کار کني

چیزی شده؟

مثل چي؟

- عصبي به نظر ميای - چی؟

عصبي به نظر ميای

اینجا سیگار نکش بچه شب ها سرفه می کنه

مته چه نوع جراحی داشت؟

قلبش سوراخ بود

اما الان حالش خوبه

- کي بهت گفت؟ - کسی نگفت، زخم روی سینه اش رو دیدم

- جای زخم همینطور خواهد موند؟ - نه

چیزی نیست، کاهش خواهد یافت

بعدش جراحي پلاستيک ميشه

میگن جای زخم ناپدید میشه

نگران اون هستي؟

اگه هستي، چيزي براي نگراني وجود نداره

پولش رو از کجا پیدا کردی؟

پرسیدم پول رو از کجا پیدا کردی

من پیداش نکردم

چطوري 16 هزار لير پرداخت کردي؟

امینه، فقط میپرسم چطوری پول رو پیدا کردی چرا داري گريه ميکني؟

پول رو از کجا پیدا کردی؟

امینه، میپرسم پول رو از کجا پیدا کردی

امینه، پول رو از کجا پیدا کردی؟

جمال

جمال، جمال بس کن

پول رو از کجا پیدا کردی؟

پول رو از کجا پیدا کردی؟

بیا داخل

... ببين، امینه

باید بگی اون پول رو از کجا پیدا کردی

راه دیگه ای نیست

بهت قول ميدم

هر کاري که کردي، کاری باهات ندارم صدام رو در نمیارم

اگه کاری بکنم، بی شرفترین آدم دنیا هستم

چون من لیاقت اینو دارم حتي بيشتر از اين لياقتش رو دارم

فقط لازمه بدونم که چی شده

بدون ترس و نگرانی بگو

این پول رو از کجا پیدا کردی، امینه؟

از ضيا گرفتمش

برای همین بهم نگفتی؟

آره

بعد از اون اتفاقات ترسیدم غرورت جریحه دار بشه

درد می کنه؟

یه کمی

مهم نیست

برادر، ببین کی اومده

جمال

بالاخره اومدي، ها؟ خوش اومدی

- من خوبم، شما چطورین؟ - درست همونطور که رفتي

خوش اومدی جمال، چطوری؟

من خوبم، تو چطوری؟

پرس اتو خراب شده، از صبح با اون ور میریم

همونطور که ميبيني هيچي تغيير نکرده

بيا بريم دفتر اوستا، میشه درستش کرد؟

پمپ های فشار رو عوض کردم هیچ اتفاقی نیافتاد

مقاومت رو بررسی کردم، اونم مشکلی نداشت

- اگه مقاومت مشکلی داشت لامپ ها خاموش می شدن - دقیقا

- الان باید چيکار کنيم؟ - نميدونم چکار کنیم، آقا ضيا

من آخرين چيز رو امتحان ميکنم

اگه درست نشه بايد اونو براي سرويس بفرستيم

رمزی، این یارو چی میگه؟

مگه تو مسئول خدمات فني نيستي؟

خدايا

- اوستا اجازه میدی منم يه نگاهي بندازم؟ - حتما

تست کننده رو بده من

- اوستا ميتوني کلید برق رو بزنی - حتما

روشنش کن

خاموش کن

روشن کن

انجام شد، میتونی تمومش کنی

اينطوري انجام ميشه

اگه "جمال" نیومده بود، مجبورم ميکردي پرس رو پرت کنم بيرون

- رمزی، قهوه بگو برامون - باشه

- من ميرم دستام رو بشورم - حتما

- جمال، ژاکتت رو ميذارم اينجا - باشه

مساحت خالصش 1200 متر مربع است

این بزرگترین و مدرن ترین کارگاه منطقه است

طراحی مانند اونهایی که میدان رسانه ای دارن به نظر می رسه

نه سیگار کشیدن، نه گپ زدن، ... بدون گوش دادن به موسیقی عربی

موسیقی وجود داره، اما فقط موسیقی کلاسیک یا جاز

این یه مرکز تولید منسوجات عالی با استانداردهای اتحادیه اروپا خواهد بود

ما قبلاً با سه شرکت صادراتی معامله کرده‌ایم

بعد از اون ما بخش صادرات خودمون رو شروع می‌کنیم

چرا دارم اینا رو بهت میگم

ما دنبال یه سرکارگر می‌گردیم که بتونه مسئولیت کارگاه رو به عهده بگیره

رک بگم جز تو کس دیگه ای به ذهنم نرسید

اگه مایل باشی ميخوايم اینو بهت پيشنهاد بديم

اگه قبول کني ما تمام بدهي هات رو تسویه می کنیم

همه اسناد بدهکاری هر چيزي که تو رو به دردسر ميندازه

چی میگی؟ ميشه در نظر بگيري؟

نميدونم چي بگم

... من اومدم اينجا تا ازت تشکر کنم

- ... و در مورد زمان بازپرداخت بدهيم - جمال

الان بدهی رو ول کن

یه لحظه پیش بهت گفتم همه مشکلاتت رو حل میکنیم و تو هنوز از بدهی خودت حرف میزنی

بذار يه چيزي رو رک بهت بگم

تو چيزي به من بدهکار نيستي حتي اگه پيشنهاد ما رو قبول نکني

اگه زیاد اصرار داری سال های کار خود رو بازپرداخت در نظر بگیر

هر اتفاقی هم که بین ما افتاده همش رو فراموش کردم

موافق؟

بهش فشار نیار، ما زمان زيادي داريم

دوباره حرف ميزنيم، ... دوباره نوشيدني ميخوريم

به سلامتی

بدون فشار بحد کافی فکر کن و تصمیمت رو بگیر

اگه "نه" هم بگی ما ناراحت نمی شیم

اما اگه قبول کردی بقیه رو به ما بسپار

- باشه؟ - خيلي خب، ممنون

اينجا خيلي ساکته

- رمزی، یه چیزی بازی کن - چی بازی کنم؟

میخوای برام آواز بخونی؟ تو احمقی

- فقط يه چيزي بازي کن - ضيا، خيلي وقته دنبال "رمزی" بودي؟

اون آدم خيلي عجيبيه

- رمزی، اهل کجایی؟ - آدانا

وای، مردی از آدانا، مرد خدا

... جاده های آدانا از سنگ

... تو بودي که منو اغوا کردي

برادر جمال، همینه، ها؟

- چی؟ - همین

منظورم اينه که زندگي سخته

- شب بخیر - شب بخير، برادر جمال

تو داری چیکار می‌کنی؟

اول، تو با اون يارو مشروب ميخوري و بهش پيشنهاد کار ميدي

بعدش مخفيانه با زنش دیدار ميکني این چه کاریه؟

دست بردار، صلاح الدین

اون زن ميخواد در مورد پيشنهاد ما به شوهرش حرف بزنه

اين پيشنهاد چه ربطي به اون داره؟ اون مديرشه؟

وقتي ميخواد حرف بزنه بايد يه ارتباطي باهاش داشته باشه

- ميخوام يه چيزي ازت بپرسم - حتما

تو این زن رو میگائی؟

این چه جور حرفيه؟

- چی شده، تو هنوز جووني - صلاح الدین، بس کن، حرف مفت نزن

- به خاطر اون داری طلاق ميگيري؟ - صلاح الدین

فقط بهت میگم مواظب خودت باش

وقت ناهار کی هست؟

اونها مردم رو مجبور می کنن بدون استراحت نهار کار کنن؟

اون به زودي مياد اينجا

اومد

بیا

بیا

راحت باش

- سلام - سلام

بشین

- چطوری؟ - من خوبم، تو چطور؟

- منم خوبم

- مرد چطوره؟ - مته - البته، مته

- خوبه، کاملا بهبود یافته - خوبه

با این حال، باید دقت کنین

میکنیم هر چی از دستمون برمیاد انجام میدیم

- بايد شروع کني، تو بايد بري ناهار - مهم نیست

به جمال پیشنهاد کار دادی

آره

چیزی شده؟

نه چیزی نشده اما يکم غافلگير شدم

- رک بگم، من ترسیدم - چرا؟

نمي دونم

در اصل خودت دليلش رو ميدوني

منظورت اينه که بين من و جمال چه اتفاقي افتاد؟

آره، منظورم همينه

مشکلی نیست ما با هم حرف زديم و همش رو حل کردیم

با این حال، این درسته؟

فکر ميکني اشتباهه؟

نمي دونم

ميشه رک تر حرف بزنيم؟

منم همینو ميخوام

اگه نگرانی تو از اتفاقات بین جمال و منه، ما با هم صحبت کردیم و همه چی رو حل کردیم

اگه از اتفاق بین من و تو نگرانی، از این هیچ نترس

همش رو کلا فراموش کردم

این موضوع برای من بسته شده

به جمال هم گفتم ما یه کارگاه جدید رو راه اندازی میکنیم

ما دنبال یه سرکارگر با استعداد مثل اون هستیم

چیزی برای نگرانی وجود نداره خیالت راحت باشه

- چی شده، چیز اشتباهی گفتم؟ - نه

برعکس، علیرغم تمام اتفاقاتی که افتاده، شنیدن این حرف هیجان انگیزه

خب؟

حرفاتون رو میفهمم یعنی، چیز اشتباهی نیست

واقعا منظورت اينه؟

آره، چی میتونه باشه؟

پس بذار يه چيز ديگه بهت بگم تا نگرانی ات تموم بشه

وقتي منو ترک کردي از دستت خيلي عصباني بودم

ولي وقتي بهش فکر کردم

متوجه شدم حق با تو بوده و تصميم درستي گرفتی

تحت تاثیر قرار گرفتم

من ممکنه مردی جاه‌طلب باشم

اما بدون وجدان نيستم

من واقعاً دوستت داشتم هرچیزی که بهت گفتم هر کلمه اش حقیقت بود

حاضر بودم هر کاری رو انجام بدم

اما این چیزها فقط در صورتی معنی داره که احساسات متقابل باشه

در غیر این صورت به غیر از پذیرفتن واقعیت چاره ای نیست

و منم پذیرفتم

همه چي رو فراموش کردم

به خاطر این نه سرزنش ات کردم نه در موردت قضاوت کردم

ميخوام اينو بدوني

خب؟

الان احساس بهتري داري؟

دوباره منو اشتباه فهميدي

من هيچوقت بهت شک نکردم

ميخواستي چي بگي؟

مهم نيست

از اونجایی که تو اینجوری فکر می‌کنی

امینه، میخوای يه چيزي بگي؟

نه

نميخوام بهت بگم چي فکر کني

معنی این چیه؟

من دیگه بايد برم

میشه به من نگاه کنی؟

امینه، میشه به من نگاه کنی؟

شايد يه چيزي باشه که من بي اعتنا بودم

فکر کنم نميتونم خوب توضيحش بدم

چي رو توضيح بدي؟

من تو رو با تمام وجودم باور دارم

من کوچکترین شکی ندارم

... اما

- ... جمال - جمال چی شده؟

من نميخوام پشت سر اون بدگویی کنم

اما فکر می‌کنم اون الان احساس حقارت بیشتری نسبت به تو داره

انگار داره از اين کينه پرستاری ميکنه

اين منو ميترسونه

این انتقام جویی اون باعث همه گرفتاری های ما شد

فقط تو نیستی، اون با همه همینطوره

شايد ازت خوشش نمياد

شايد اون بهت حسودي ميکنه، نمی‌دونم

اما ايده کار کردن شما با هم منو ميترسونه

بعلاوه، من نميفهمم چرا تو اصرار داري که اين شغل رو بهش پيشنهاد بدي

اگه اون برنگشته بود، چيکار ميکردي؟

من چيکار بايد بکنم؟

ميخواي من چيکار کنم؟

نمی دونم، اون رو هم درک می کنم

اون داره سعي ميکنه

اما اگه با هم کار کنین از کینه توزتر شدن و انتقامجویی اش میترسم

شايد من اغراق ميکنم

شاید کلاً حسن‌نیت داشته باشه

اما نميخوام بارها و بارها همون چيزا رو دوباره پشت سر بذارم

دیگه طاقت ندارم

- خداحافظ - خداحافظ

جمال

- امتیاز تخته نرد چند شد؟ - چهار به سه بودیم، اما الان زنش اومد رها کردیم

- زحل اومد؟ - چند تا زحل هست، گفتم زحل

الان صحبت اونا مدتي طول میکشه

- بذار من یه چیزی بخورم بیام، باشه؟ - باشه

تا حالا بهت بی‌احترامی کردم؟

تا حالا شده اشتباهی کرده باشم؟ به جای اینکه بهم پاداش بدی، داری ولم میکنی

اما تاوانش رو پس میدی

تو داري لطف رو با ضعف اشتباه می گیری

شکایت میکنم، به دادگاه میکشونمت

حساب همه چی رو ازت پس میکشم

چی داری میگی؟ مگه در این مورد صحبت نکردیم؟ مگه قرار نذاشتیم؟

از کدوم دادگاه حرف میزنی؟ از چه کسی میخوای حساب بکشی؟

اوضاع اونطوري که تو ميخواي پیش نمیره

تو فکر ميکني من از در خونه ات گدايي ميکنم؟

من با هر چیزی که تو خواستی موافقت نکردم؟ تو هم مگه قبول نکردی؟

الان این لاف زدن های دادگاه و حساب پس گرفتن از کجا پیدا شد

- خواهی دید که از کجا پیدا شد - هر کاری میخوای بکن، هر کاری بلدی کوتاهی نکن

اگه ترجیح میدی به جای پدر بچه هات به عدالت دیگران اعتماد کنی، این تصمیم توست

این حق توئه، اما بعدش، من این حق رو خواهم داشت که مطابق اون عمل کنم

بچه ها چطورن؟

خوب

وقتي اطرافت هستن در مورد این چیزا حرف نزن

مدرسه دارن، ذهنشون رو خراب نکن

تو که نمی خو ای موعظه کنی، مگه نه؟

نميدونم کي اين ايده ها رو بهت ميده ولي داري اشتباه ميکني

این هم می گذره و همه چیز به موقعش حل میشه

اونوقت پشیمون میشی، اما دیگه خیلی دیر میشه

حالا، قبل از اينکه اوضاع رو بدتر کني برو

وقتي آروم شدي دوباره حرف ميزنيم

خب، دیگه هیچ وقت از اینجور چیزا بهم نگو

ضیا؟

بله؟

چرا با ما این کار را می کنی؟

ضیا؟

ضیا؟

ضیا؟

تو کی اومدی؟

در زدم اما نشنیدی، چیزی شده؟

نه، زنم اینجا بود یه جورایی مشغول اون بودم

- زحل؟ - بله

چیزی شده؟

بی‌خیال، بشین

نمی تونم، خيلي کار دارم

گزارش این هفته

- عالی به نظر می رسه، ها؟ - بله

- صلاح الدین اینو دیده؟ - دیده

- اون بايد خوشحال باشه - بله، هست

همه چي خوب پيش ميره؟

منظورت چیه؟

- یعنی همه چي خوبه؟ - بله، خدا را شکر

- مرد چطوره؟ - مته؟ - آره، مته

حالش خوبه، بزرگ میشه

خوبه

- اگه چیز دیگه ای نباشه، من برگردم سر کارم - حتماً

ممنون

- سخت نگیر - ممنون

مواظب بچه باش

اونجا نرو

نرو بالا، اگه زمین بخوری، آسیب می‌بینی

چی شده؟

هیچی

فقط دارم نگات می‌کنم

منم همینو می پرسم، چی شده

اخيرا ً خيلي زيبا شدي

منظورت چیه؟

تو خوشگلی

از حرفایی که گفتم خوشت نيومد؟

چي؟

جمال؟

جمال چرا اینجوری میکنی؟ من با تو چیکار کردم؟

جنده لعنتي، با من چيکار ميتوني بکني، ها؟

من با تو چيکار کردم، ها؟ چيکار کردم؟

- چيکار ميخواستی که با من بکني؟ - پس چرا اينطوري رفتار ميکني؟

- چطور رفتار میکنم؟ - بهت میگم خوشگل شدی، تو با من مثل گوه رفتار میکنی

- دارم اذيتت ميکنم؟ - من چرا بايد از تو اذيت بشم؟

خجالت کشیدم و سرمو برگردوندم، فقط همین

- قسم می خورم که اصلا حواسم نبود - نگاه کن

این چیه؟

این چیه، ها؟

به این میگی دوخت؟

اگه نميتوني، گورتو از اینجا گم کن

این یه بازی آزمون و خطا نیست

نگاش کن، انگار داری گونی می دوزی

لعنت به کاری که انجام میدی

نگاش کن، حالا من با اینها چه کنم، ها؟

چکار کنم؟ چطور اینو باهات حساب کنم، ها؟

فقط به خاطر نشستن پشت اون دستگاه بافنده نمیشی، کمی دقت کن، دقت

اوستا جمال؟

- رئیس تو رو صدا میکنه - باشه، دارم ميام

- جمال، چه خبره؟ - چی شده؟

چی باید بشه؟ تو با يه دختر جوون اينطوري رفتار ميکني

- بیچاره نزدیک بود بیهوش بشه - اون حق داره تيکه ها رو خراب کنه؟

- دوختش رو دیده ای؟ - جمال، اینطوری همدیگه رو ناراحت میکنیم

کسی چیز بدی بهت نگفته

هر کاری هم کرده باشه، نميتوني با يه انسان کارگر اينطوري رفتار کني، اشتباه میگم؟

حالا غلط یا درستش رو نمیدونم اما کسی نمی تونه بهم بگه چیکار کنم

- کار اون دختر تحت مسئولیت منه و حسابش رو من پس میدم - لعنت به مسئولیتت

تو دنبال دردسر می‌گردی؟

مثل آدم پرسيدم مشکل چيه، چرا عصبانی میشی؟ برای تو مناسبه؟

بهم بگو مشکل چيه

مشکل پول داری؟

نه

بين تو و ضيا يه اتفاقي افتاده؟

- چه اتفاقي ميتونه بين ما بیافته؟ - پس اونوقت چيه؟

برگرد سر کارت

مته

قورتش بده

دهنت رو باز کن

مته

- بازش کردم - نه، باز نمیکنی

- جمال - چیه؟

بلند شو و برو بخواب

امینه

بله؟

من يه مدتي توي کارگاه خواهم موند

چرا؟

کار زیاده، نمی تونم به کارها برسم

کار و رفت و آمد منو خیلی خسته می کنه خیلی خسته شدم

تا وقتی که کارها سبک‌تر بشه، اینطوری بهتر میشه

- سخت نخواهد بود؟ - نه، راه حل دیگه ای هست؟

امینه

چرا داري اينکارو ميکني؟

من هيچ کاري نميکنم

دارم پول در میارم برای مراقبت از تو و بچه مون تلاش میکنم

با نیومدن به خونه و جواب ندادن به تلفن های من؟

اين وقت شب اومدي اينو ازم بپرسي؟

نه، اومدم حرف بزنم

خب، پس حرف بزن

من طلاق ميخوام

باشه

فردا با يه وکيل صحبت ميکنم

چیز دیگه ای هست؟

- پس، به همین راحتی؟ - چیز دیگه؟

همین

من دارم میرم

چي شد؟

هيچي نشد؟

صحبت کردیم، نه، من صحبت کردم

- بهش گفتي؟ - گفتم

- اون چي گفت؟ - قبول کرد

- چطور قبول کرد؟ - اون فقط قبول کرد

بهش گفتم طلاق ميخوام و اونم گفت باشه

- هیچ چیزی نپرسید؟ - نه

- ممکنه اون مرد داره عقلش رو از دست ميده - چرا؟

برای جمال، این عکس‌العمل طبیعیه؟

انتظار داشتم بهت حمله کنه و تو رو بکشه

خب، حالا بايد چيکار کنيم؟

بايد همه چيز رو همونطور که هست ول کنيم

چگونه؟

شايد نبايد مجبورش کنيم

- اون موقع چه اتفاقي ميفته؟ - شاید همه چی خود به خود حل بشه

تو هنوز جمال رو نميشناسي

بدون اينکه بدونه چه خبره، ولت نميکنه

اون ديوونه ميشه و تو رو هم ديوونه ميکنه

اون جمال نيست شرط ميبندم يه چيزي تو ذهنش داره

پس چرا اينقدر بي تفاوته؟

به خاطر غرورش

شايد هم داره وانمود ميکنه

خب، چيکار کنيم؟

بهتره صریح باهاش حرف بزني

ميتوني انجامش بدي؟

چاره دیگه ای هم هست؟

مته رو به همسايه سپردم، دیگه بايد بريم

بیا

- حالت چطوره، جمال؟ - خوبم، برادر

موجودی کمه، فقط خواستم اینو بهت خبر بدم

- کامیون تا نیم ساعت دیگر اینجا خواهد بود - عالیه

- ميترسيدم که انبارمون تموم بشه - چرا نميشيني؟

- چاي ميخوري؟ - حتما

دو تا چاي

امشب چه کار می کنی؟

من اينجام

باید همه چی رو برای تحویل دوشنبه آماده کنم

خونه و زنت چی میشه؟ اغراق نمی کنی؟

- چطور؟ - تو خودت رو خسته کردي

مدتیه به خونت هم نمیری، مگه نه؟

مشکلی داره؟

چه مشکلی، ما فقط نگران تو هستيم

هر چی، امشب با هم براي شام ميريم بيرون

- اشکالی نداره اگه من نیام؟ - نه، نمیشه

تو هفته هاست که اينجايي

يه استراحتي بکن، معاشرت کن

ما نگرانيم که تو مريض بشي

و يه چيزي هست که ميخوام در موردش باهات حرف بزنم

يکي زنگ زد

صلاح الدین زنگ زده

اونا بايد تا الان اينجا باشن

صلاح الدین، کجا هستین؟

اوه، نه

ولي تو خوبي، درسته؟

اوه، خدا رو شکر

هر چي، بخیر گذشته، فهمیدم

در این صورت، فکر نکنم بتونين بیاین، ها؟

خب، رمزی خوبه؟

بسیار خب

خيلي خب، شب بخير دقت کنین

اونا تصادف کوچيکي کردن

- حالشون خوب نیست؟ - نه، نه، ولي نميتونن بیان

يه شب ديگه اينکارو ميکنيم

برادر، در مورد چي ميخواستی با من حرف بزني؟

چي؟

خودت گفتي که میخوای با من حرف بزني

نه، من چنین چیزی نگفتم

عجیبه

من اينو گفتم؟

الان، نميتونم مطمئن بشم

ولي يادم مياد اينو گفتي

اوه، نه

تو نميخواستي بياي حدس می زنم ميخواستم وسوسه ات کنم

پس اشتباه گرفتم

فکر کردم ميخواي در مورد يه چيز خصوصي باهام حرف بزني

نه

- واسه همين متشنجي؟ - چطور؟

تمام شب به نظر ميومد منتظر يه چيزي بودي

... نه، نه واقعاً

این فقط تو ذهنم بوده

فکر ميکردم شايد با من مشکل داشته باشي

- ميدوني، من توي کارگاه ميمونم - نه اصلا، مگه این ممکنه

با موندنت در کارگاه موافق نیستیم اما فقط به خاطر اینکه نگرانت هستیم

غيرضروری نيست، وقتي خونه داري؟ وگرنه مشکلي نيست

کجا باید پیاده ات کنم؟

در کارگاه

پس، نميخواي بري خونه

خودت بهتر ميدوني ولي بنظر من، دیگه زیاد طولش نده

اتفاقاتی در خانواده ها می افته

... ازدواج، روابط

اونا اونطوري که ما انتظار داريم، پیش نمیره

کار با اونها سخته

آدم باید در چنین مواقعی صبورتر باشه

شايد شنيدي

من و همسرم روز هاي بدی رو گذروندیم به دادگاه رفتيم، خيلي چيزا رو پشت سر گذاشتیم

آدم نمی تونه اونا رو رها کنه

این وسط سه تا بچه هست

محافل اجتماعی و واقعیت

- نميخواي طلاق بگيري؟ - نه، منصرف شدیم

تصميم گرفتيم روي اون کار کنيم و درستش کنيم

بعد از این همه سال و سه تا بچه به این راحتی نیست

... اصلا راحت نیست

چی میگی؟

چی؟

داشتم می‌گفتم که باید تو رو تو خونه پیاده کنم

- شب بخیر - شب بخیر

جمال

بله؟

حرفام رو فراموش نکن

ميخواي بخوابي؟

نه، من یه کم می مونم

چیزی شده؟

مثل چي؟

چند روز بعد برگشتي، انگار هيچ اتفاقي نيفتاده

بايد بهت خبر مي دادم؟

ميتونست بهتر باشه

داري گريه ميکني؟

مخاطب در حال حاضر در دسترس نیست

- اينجا چيکار ميکني؟ - سيگار ميکشم

- من ميرم بخوابم - باشه

امینه؟

خوابيدي؟

نه

ميخوام يه چيزي ازت بپرسم

بله، برادر صلاح الدین؟

باشه، همين الان ميام

چه اتفاقی افتاده؟

ضیاء تصادف کرده

احتمالا مرده

- مته، اينجا تنهائی چيکار ميکني؟ - دارم بازي ميکنم

امینه

امینه

امینه

امینه

شما با استانبول 112 تماس می گیرید

تمام تماس های ما در حال ضبط است

لطفا روي خط بمانید

- سلام، 112 - الو

- بله، آقا - خدمات اضطراری؟

بله آقا، دارم گوش ميدم

- ... زنگ زدم برای - بفرما

آقا، اونجا هستي؟

الو؟

الو؟

رومانیاسپورت بیا اینجا

بعدش نشستیم و آبجو خوردیم اون يه داستان باورنکردني برام تعريف کرد

اون در حال چت کردن با دوربین زنده و خودارضایی بود که من وارد شدم

ظاهراً اون با یه دختر به صورت آنلاین ملاقات ميکنه و باهاش گپ ميزنه

اگه فکر کنه امنه، اونا همديگه رو ملاقات ميکنن

اگه دختره زشت باشه، بهش میگه بره خودش رو بکنه

اون قسم میخوره که ظرف ۶ ماه چهار تا زن رو گائیده

اون کونی راست میگه؟

از کجا بايد بدونم؟

داری از آدم اشتباهی میپرسی

بذار يه چيزي بهت بگم

تو عاشقش میشی

بذار اول برم دستشويي

حالت چطوره؟

من تهوع دارم

اونا ميگن عاديه

مته چطوره؟ به حوا زنگ زدي؟

اون گفت نگران نباش، مته خوبه

اون بهت سلام رسوند

منتظر جواب آزمایش هستیم

اونا میگن تو فقط به چند روز استراحت تو خونه نیاز داری

و تو دو ماه حامله اي

... لیلا، لیلا، لیلا

تو هيچوقت در مورد کوس بهم نگفتی

رفیق

- می تونم دوباره به بازی برگردم؟ - بله

تموم شد؟

- نه، هنوز نه

- کجا بودی؟ - یه دست "خوب" داشتیم

گرسنه‌ای؟

نه، ميرم دوش بگيرم همه جام بوی سیگار میده

آب به اندازه کافي گرم بود؟

یه مدت سرد شد، ولی خوب بود

گرمکن ممکنه خراب شده باشه

فردا يه نگاهي بهش ميندازم اگه نتونم درستش کنم، به تعمیرکار زنگ می زنم

لباس زیرم کجاست؟

یه دقیقه صبر کن

صدای مته است؟

من چيزي نشنيدم

پیژامه من کجاست؟

- دارم چراغ رو خاموش ميکنم - خاموش کن

( ترجمه توسط : جمشید ایرانی )

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.