All language subtitles for The.Glory.E09.WEB-DL.NF[@AirenTeam]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu Download
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(افـتـخار ۲)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

(هفدهم اکتبر)

هوا خیلی طوفانیه نشنیدم صداتو چی گفتی الان؟

دوست همسرتون، آقای سون میونگ وو هی داره تماس میگیره قربان

کی؟ سون میونگ وو؟

لعنتی

گوه توش بخاطر پریدن اثرات دارو هیچی یادم نمیاد

رمزش چی بود؟

(سون میونگ وو)

چی؟

چیه؟ زود بگو سرم شلوغه

کجایی؟ میشه ببینمت؟ میخوای بیای اینجا؟

میخوای منو ببینی؟ چرا؟

خب. باهات حرف دارم

باید پول عوض کنم تو دلار داری، آره؟

هوی، صدامو شنیدی؟

عوض کنی؟

چقدر؟ چهار دلار؟

برو درتو بذار بابا من وقت برای این چیزا ندارم

پتیاره‌ی سگ صفت

چه زری زدی الان؟

ها راستی

احتمالا یادت نمیاد، نه؟

عین خرابا چهار دستو پا میخزیدی

حتما ویدیوش رو به عنوان هدیه برات میفرستم

توام اون روز اونجا بودی آره؟

روزی که سوهی مرد

با اینکه پرت شدنش رو دیدی ولی به پلیس زنگ نزدی ها؟

چی چرت میگی؟ نمیفهمم

معلومه که به پلیس زنگ نزدم رو دراگ بودم اون روز

سرم شلوغه، قطع میکنم انقدر اذیتم نکن

چقدر لاشی ای تو

عوضی

(هجدهم اکتبر)

(جه جون شخمی)

جونم آقای رئیس؟ خوشت اومد؟

اینکه سگ خودت گازت بگیره چه حسی داشت؟

پفیوز، کجایی تو؟

کجا میتونم باشم آخه؟ ور دل خودتم

یه چیزی کشیدی تو حتما

این چیه فرستادی برام؟

چرا وقتی میدونی چیه بازم میپرسی؟ گزارش اختلاس هاته

...اون دفترچه نشون میده که اون پول

به جای زمین گلف توی فیلیپین کجا رفته

پس مختصر میگمش

دهنمو واسه بعضی از راز هات بسته نگه میدارم

برای هر صفحه‌ش، یه بیت کوین

بیشرف لاشی

بازار داره منو میکشه و تو چی میخوای؟ هوس مرگ کردی؟

واه! منم میخواستم همینو بگم

باشه، روزی که سوهی مرد رو یادته؟

تو اون روز عذر موجه یونجین بودی، آره؟

چی بلغور میکنی واسه خودت مغز فندوقی؟

احمق. نشونی کیف پول رمزنگاریم رو برات فرستادم

چهل و هشت ساعت وقت داری بفرستیش

آه، جه جون پفیوز تو اونقدرام سفت و سخت نیستی، نه؟

هوی! هوی

سگ پدر! هوی

الو؟

الو، منم. عشق زندگیت- برو در کونتو بگیر بابا-

(هه جونگ)

خب، اگه بخوای میتونم همینکارو کنم

پس چرا نمیای همین حالا از کره بریم؟

وای. چقدر کیوت شدم

باشه بابا ساییدیمون. میدونیم کیوتی

واسه همین میخوام بهت لطف کنم دیگه

چرا اون روزی که سوهی مرد رفتی مدرسه؟ ها؟

اگه کره بمونی مشکوک میشن بهت

پس بیا بریم هه جونگ بیا باهمدیگه بریم

بریم روسیه

کفش پاشنه بلند

چرا داری میری روسیه؟

آها، بالاخره تصمیم گرفتی سگ بشی؟ یه سگ سورتمه سوار؟

!پتیاره‌ی کثافت

!میخوام برات بلیت فرست کلس بگیرم

تو تنها کسی هستی که !رمز ورودی آپارتمانم رو میدونه

نمیبینی چقدر عاشقتم؟ ها؟

چی گوه میخوره

گیونگ ران، کت خز داری؟

به همشون زنگ زدم

(نوزدهم اکتبر)

باید میدیدیشون ریده بودن به خودشون

یونجین چطور؟ باهاش ملاقات ترتیب دادی؟

خب، حقیقتش میخواستم اول بهت زنگ بزنم

بعد از تو میخوام به اون زنگ بزنم

احیانا

این به این معنیه که داری منو توی لیست افرادی که باهاشون تماس میگیری قرار میدی؟

واو دونگ اون، تو خیلی باهوشی

میدونی، دونگ اون من در مورد تو به اونا نگفتم

خودتم میدونی چطوری میتونن باشن

احتمالا همونجا کارتو تموم میکنن

پس میرم سر اصل مطلب

اگه میخوای زندگی طولانی ای داشته باشی تگ اسم رو بهم بده

::::::::: آيــــ(افـتـخار ۲)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

(آپارتمان های عدن)

چه جالبه که اینجا میبینمت

نمیدونستم باید تو رو هم با خودم میوردم

میتونستیم باهم کار کنیم. مگه نه عزیزم؟

باید یه علامت بذارم تا دوستم بفهمه اینجا بودم

ولی نمیدونم چطوری

پس توام بهم بگو اوپا اینجا چیکار میکنی؟

دونگ اون بهت پیشنهادی چیزی داده؟

حتی اگه اینکارو هم کرده باشه تو چرا باید بیای اینجا؟

چیه؟

تو با من بودی. و حالا کنجکاوی که بدونی بودن با یه معلم چطوریه؟

تو کسی هستی که درموردش کنجکاوم

تنها نقش اصلی اینجا

تویی یونجین

فقط یک بار ازت میپرسم

اگه خودت جوابمو ندی از کس دیگه ای میپرسم

...تو در حدی قلدر بازی در آوردی

که کسی بخواد خودشو بکشه؟

به صورت کلامی یا فیزیکی

کسی رو اذیت کردی؟

پس بالاخره قصد کردی

از قضیه خبردار بشی؟

خانم مون کاری کرده که لایق این کارا باشه؟

حتما باید کاری کرده باشه؟

چی گفتی؟

اینکه من براش قلدری کرده باشم فقط حرفای اونه

بخاطر این بود که از همدیگه خوشمون نمیومد

من دارم میرم

پس به هرچی میخوای نگاه کن

عزیزم، امروز کسی که ناامید کننده بود تو بودی

نه من

(کلینیک چشم رنگین کمان)

(یون سوهی)

داشتی چه فکری میکردی با خودت؟

نمیشه اون جسد هارو بدون اجازه من لمس کرد

دیوونه شدی؟

...میدونم قربان. ولی فکر کردم شاید

...چون پسر مدیر سون بودن

برو پی کارت

شما جو یوجونگ هستی؟

خودم هستم. من بهش گفتم بذاره برم داخل

میشه باهم حرف بزنیم؟

پس، جسد یون سوهی منجمد شده؟

بله

سوابق ما میگه که اون داخل سردخونه‌ست اما درواقع جسدش منجمد شده

همونطور که میدونید، این اطلاعات محرمانه ان

ببخشید ولی میشه بهم بگین چرا انقدر درموردش مصمم هستید؟

بخاطر دلایل شخصی

ولی چرا بیمارستان همچین کاری میکنه؟

هدفتون از اجرای این همه اقدامات امنیتی چیه؟

هدف اصلیش... مطمئن نیستم

فقط میدونم این دستورات از سمت مدیر فقید بوده

پدر من؟

سه، هفت، دو، چهار

وقتی دیدم چراغ ها روشنه خیلی خوشحال شدم

خیلی منتظر موندی؟ باید وقتی میرسیدی بهم پیام میدادی

منم یکم پیش رسیدم

فکر کنم سرت شلوغ بوده امروز- نه-

یکم توی سئول کار داشتم

حقیقتش، حوله آبیه رو برای تو گرفتم

صورتی تنها رنگیه که به من میاد

واو، واقعا داری چکش میکنی؟

واقعا بهت میاد

خدایی؟

معذرت میخوام ولی من هنوز اتاق مهمان رو آماده نکردم

امشب رو روی تخت من بخواب و فردا برای اتاقت میرم خرید

اتاق من اونجاست

راستش من یه چیزی سفارش دادم ولی تخت نیست

اگه وقتی من خونه نبودم رسید فقط بذارش یه گوشه

خودم مونتاژش میکنم

چی سفارش دادی مگه؟

پلیس ها زنگ زدن میخوان مصاحبه کنن چیکار کنم؟

منظورت چیه؟ فقط یه مصاحبه‌ست دیگه

چیه؟ تو میونگ وو رو کشتی؟

توام فکر میکنی من کشتمش؟

گوه توش. نکنه من کشتمش؟

اه، چه مرگت شده باز؟

،یادم نمیاد آخرین باری که دیدمش

باهاش دعوا کردم یا چی

واقعا یادم نمیاد

به نظرت کدوم بهتره؟ ارتکاب قتل یا مواد مخدر؟

بهش فکر کن. تو میتونی کاملا تصادفی یه نفر رو بکشی

ولی تصادفی مواد کشیدن... یکم عجیب نیست؟

سارا خیلی رو مخمی قطع کن دیگه

اونا به توام زنگ زدن؟ مصاحبه‌ی تو کیه؟ واسه من هفته بعدیه

امروزه

فکر کنم اومد

بفرما داخل

امروز؟

نه. وایسا گوشی رو بذار روی بلندگو

نه نه ضبطش کن

...دارم بالا میارم

تمومش کن. خب؟

بشینید لطفا

من خیلی سرم شلوغه

نمیتونستم واسه پلیس وقت بذارم

مشکلی نیست برای منم بهونه ای شد تا بیام بیرون

من دادستان چوی هستم یکم پیش تماس گرفتم باهاتون. اینم کارتمه

آها

شما همیشه دنبال بزرگسال های گمشده میگردین؟

ایشون دیگه گمشده نیستن این یه پرونده‌ی جناییه

به نظر میرسه آقای سون ممکنه با مواد مخدر درگیر باشن

آخرین باری که آقای سون رو دیدین یادتون میاد؟

مطمئن نیستم

سه هفته‌ست که سر کارش نیومده

چرا وقتی سر کار نیومد پیگیرش نشدین؟

حقیقتش، وقتی میخواستم اخراجش کنم دیگه پیداش نشد

خیلی کارمند مزخرفی بود

خودتونم میدونین اخراج کردن کسی این‌روزا خیلی سخت شده

بله، خب

چیز دیگه ای که ممکنه مفید باشه یادتون میاد؟

اونموقع با کسی ملاقات میکرد؟

...آها. قبل از اینکه مفقود بشه

یکی بود که ناامیدانه دنبالش میگشت

و اون کی بود؟

مالک گروه جه‌پیونگ ها دو یونگ

اون حتی کارت تجاریش رو هم به من داد

چشم هاش خیلی مضطرب و عصبی به نظر میرسید

کنجکاوم بدونم چرا

وقتی به نظر میرسه که خورشید دیگه ای ...توی آسمون هست

بهش میگیم سگ خورشیدی

سگ خورشیدی رویدادی ئه که در اثر شکست نور خورشید ایجاد میشه

توسط کریستال های یخی که توی اتمسفر شناور هستن

در کره‌، این رویداد با نام موری‌هه که به معنای "خورشید های بسیار" هست نامیده میشه

بستگی به نوع نگاه خودتون ،ممکنه دو خورشید باشه

یا صرفا توهمی باشه که توسط نور ساخته شده

امیدوارم همگی این پدیده آب و هوایی منحصر به فرد که امروز اتفاق افتاده رو مشاهده کنید

من گزارشگر پارک یونجین هستم

(سارا)

جه جون، از پلیس ها چه خبر؟ خبری از میونگ وو نشد؟

چیشده؟ ها؟

میتونستی فقط رمز ورود رو بپرسی

اون قفل خیلی گرون بود یونجین جان

آره. باید میپرسیدم

اتفاقا باز کردنش گرون تر بود برام

شاید باید دهنت رو جر بدم

یا دست هات رو که بابت اون کار کثیف به کسی پول داده بشکنم

چی؟

بشین. من قهوه‌ی داغ میخورم

واقعا دوست داشتم خونه‌ت رو ببینم

حتما خیلی زحمت کشیدی

کار کردن توی کارخونه نساجی گذروندن آزمون ها و معلم شدن

با این حال هنوزم نتونستی سطح زندگیت رو ارتقا بدی؟

حتما خیلی سخت بوده برات- میبینم که تحقیق کردی-

عفریته خانم

تو کسی بودی که تحقیق کرد

خب، راه دیگه ای نداشتم

وقتی شروع به انتقام گرفتن کردم با خودم فکر کردم خوبه که منم مشغول بشم

ولی وقتی شروع کردم دیدم که

باید همه جا دنبالت میکردم

برای همه چیز باید بودجه میداشتم و حتی مدرسه‌م رو انتقال میدادم

کلی کار سرم ریخته بود

ببند گاله رو

اگه واقعا دنبال انتقام گرفتن بودی میرفتی سراغ پلیس

فقط داری خودتو به این در و اون در میزنی چون هیچ مدرکی نداری

تموم تلاشت رو بکن جانم

فقط لب و دهن نباش

نمیخوای گوش بدی به حرف هام؟

گفتم سرم شلوغه

،اینو توی اینترنت پست کردم

...ولی ویوی زیادی نگرفتم

شاید چون عنوان نداشت اینجوری شده

پستش کن

و مطمئن شو که عنوان بذاری براش

هرچی هم که باشه من میلیون ها راه برای توضیحش دارم

اینجوریاست؟

پس، از اینم میتونی قسر در بری؟

(گزارش حادثه)

(سوابق پزشکی)

(فرم انصراف، مون دونگ اون)

بخدا میکشمت

به خودت بیا

اگه قرار باشه کسی این وسط کشته بشه تویی

کثافت خودخواه

صدبار نظرم رو عوض کردم که بیام اینجا یا نه

ولی تصمیم گرفتم بیام

...دلیلی که امروز اومدم اینجا ببینمت اینه که

برای آخرین بار بهت فرصت بدم

و دارم این فرصت رو بهت میدم چون یکم مهربونی ته قلبم باقی مونده

چی زر میزنی تو؟

کسی که باید بره پیش پلیس تویی

اینارو بگیر و به پلیس تحویل بده

به هرکاری که کردی اعتراف کن

بعلاوه لاپوشونی هایی که برای جرم هات کردی

چیکار کنم؟

اگه مجازاتت دست من باشه

خیلی وحشیانه تر و خشن تر میشه یونجین

بهت قول میدم تموم این هجده سال جهنمی رو بهت برگردونم

باید با اعتراف کردن به کارهایی که کردی

از من و بقیه‌ی قربانی هات طلب بخشش کنی

اینجوری منم انتقام گرفتنم رو همینجا تمومش میکنم

واو

چقدر دل رحمی تو

چرا باید اینکارو بکنم؟

منظورت چیه که همینجا تمومش میکنی؟

به محض اینکه برم پیش پلیس تیتر تموم خبر ها میشم

و بعدش همه چیز تموم میشه

میخوای باهوش باشی یا دیوونه بازیت گل کرده؟

و اینکه، فکر کنم دچار سوتفاهم شدی

من کار اشتباهی انجام ندادم، دونگ اون

کار اشتباهی انجام ندادی؟

عمرا

فکر میکنی من زندگیت رو به جهنم تبدیل کردم؟

مسخره نباش

زندگی تو از لحظه‌ی تولدت جهنمی بوده

صادقانه بگم، تو باید ازم ممنون باشی

به لطف من معلم شدی

کمک کردن برای عوض کردن مسیر زندگیت کجاش کار اشتباهیه؟

بخشش؟

کی باید کیو ببخشه؟

چرا آدمای فقیر همش منتظر کارما و عدالتن؟

حتی اگه مجبور بشم بکشمت ...یا از جلوی راهم برت دارم

مطمئن میشم چیز دیگه ای گیر بیارم تا روت استفادش کنم

پس گورتو گم کن

واقعا باید ازت تشکر کنم

ملاقات الانمون باعث شد تموم گناهانم پاک بشن

حقیقتش، فکر کنم از اینکه اینجوری میبینمت خوشحال باشم

صورت الانت جوریه که داری با خودت کلنجار میری پس موفق باشی

...این آخرین فرصتت بود

و تو طناب نجاتی که شوهرت بهت داده بود رو دور انداختی

مشخص شد که یه بچه‌ی پنهانی از معشوقم دارم

تا حالا شده چیز با ارزشی رو ازت بگیرن؟

اون گم شده؟

سون میونگ وو؟

بله

پلیس میخواد درمورد گم شدنش باهاتون مصاحبه داشته باشه

و اینکه متاسفم جناب

ولی اون‌روز آقای سون میونگ وو ازم خواستن یه چیزی بهتون بدم

بفرمایید

خانم منشی

من اطلاعات کسی که زن رئیس حرومزادتو به فاک داده رو دارم

...پس به رئیست بگو اگه

نمیخواد اسم طرف رو سر تا سر اینترنت ببینه

باهام تماس بگیره

خیلی خب

!یا خدا

عه، اومدی

اوه، من فقط میخواستم داخلش رو بیینم ...جدی میگم، وای

"به خودم گفتم "مونتاژش نکن ..."انجامش نده" ولی دفترچه راهنما

منظورم اینه که، من قبلا یه بوی اسکات بودم ...ولی بخدا نمیخواستم

چرا توی طبقه دوم مونتاژش نکردی؟

اینو در نظر نگرفتی که وقتی ساخته بشه تکون دادنش خیلی سخت تره؟

آه، درست میگی

کاملا درست میگی

مشکلی نیست، همینجا ولش کنیم- نمیخوام ولش کنم-

بیا بعد از غذا خوردن ادامه بدیم

دسر

واااو سیب زمینی شیرین کبابی موردعلاقه‌ی منه

گفتی نودل موردعلاقته- واو-

اونم هست،این دومین موردعلاقمه-

به خونه خوش اومدی

این واقعیته

به این دیوارا که برق میزنن نگاه کن

بخاطر دود سیگار زرد نشدن

یا کپک نزدن

نمیتونی چیز خاصی توی این دیوارا پیدا کنی

چقدر ناآشناست

دیوارای تو چی؟ همچنان پر قدرت میدرخشن؟

یون جین؟

بشین اینجا، کنار شومینه تا گرم شی

از این استفاده کن

لازمه توی این سرما بیرون غذا بخوریم؟

خب برای همینه تصمیم گرفتم خونه‌ی حیاط دار داشته باشم

رمانتیک نیست؟

وقتی خونه های این شکلی میبینم به تنها چیزی که فکرمیکنم اینه که

پول قبض برق و گرمایشش باید دیوونه کننده باشه

اگر همش بخوان کار کنن و روشن باشن

من سهمم رو میدم اما سهممون نصف نصف نیست

چون اگه نصف نصف باشه

من همه چیز رو خاموش میکنم

شت

فهمیدم

پس اینا فقط برای امروزن

بیا بزن توش

کی یاد گرفتی چجوری این کار رو بکنی؟

اممم فکرکنم

…امروز صبح یاد گرفتم

خب یه ذره دنبال ایده برای یه شام رمانتیک گشتم

ممنونم ازت

اگر انقدر برات مهمه

پس بیا سعی کنیم رمانتیک باشیم

جدی میگی؟

پس آهنگ پلی کنم؟- نه-

میتونم خودم برات بخونم …امم، چک

میشه چیزی که گفتم رو پس بگیرم؟

نه

یک، دو، سه، یک، دو، سه

وای نه

احساس میکنم مریض شدم

ممکنه تب داشته باشم

میرم تو

وایسا ببینم

به نظر کاملا حرفه ای من

داری ادا در میاری

لازم بود انقدر سریع چک کنی؟

میذارم بری

داری از دستش میدی میتونم مثل یه بلبل برات بخونم

مرسی که من رو آوردی تو

باید سورپرایز یا گیج شده باشی

کار درستی برات کردم

مواد؟

حالا نوبت تحقیقات مواده تا افراد گمشده؟

!لعنت بهم

!میدونستم این لعنتی اتفاق میوفته! لعنت

شت ببین چیکار کردی

همش بخاطر اینه تو زنگ زدی به پلیس

خیلی عوضی ای- بیا بریم-

شاید از همون اولش هم نباید معتاد مواد میشدی

هی هی هی- !میکشمت-

یه کاری میکنم تقاصش رو پس بدی تقصیر خودتم هست که این کار رو کردی

!لعنت- مهم زمانی هست که همه چیز رو میفهمی-

!اه شت

بچه ها نمیتونیم الان این کار رو بکنیم

مون دونگ اون دنبالمونه

فرم اخراج

گزارش واقعه

این چیه؟

چی فکرمیکنی؟ ها؟

مدارک وقتی که توی دبیرستان براش قلدری میکردیم

خب حالا به من چه؟

تو تنها کسی هستی که بخاطر این شایعات آسیب میبینه

به هیچ کدومش اهمیتی نمیدم

فقط دارم میپرسم چون داره اذیتم میکنه

میونگ وو ازتون در مورد سوهی چیزی پرسیده؟

از توهم؟

توهم؟وای

ازم پرسید چرا اون روز به مدرسه‌ی سوهی رفتم

پس تک تک صدامون کرده؟

و الان گم و گور شده؟

اه من تقریبا بهش گفتم که

یون جین کسی بوده که ازم خواسته برم اونجا

داری سعی میکنی چی بگی هه‌جونگ؟

کل اون روز رو با جه‌جون گذروندم

اون موقع ها هممون به طرز ناعادلانه ای بازجویی شدیم

هممون سرش توافق نکردیم؟

آها الان جمع بستی و شد “یم”؟

خب توی این موقعیت بهترین سناریوت توی دادگاه هیچی نمیشه

مامانش داره طلاق میگیره

بهم دوباره یادآوری کن که کجا بود؟

با من؟

توی اتاق فیلممون بودیم

داشتیم با همدیگه ویدیوهای چیز میز میدیدیم

اه

پس اونجوری بودیم، ها؟

انتظار داری باور کنیم؟

هیچکس تلاش نمیکنه بگه

اما تو همونی هستی که یه غلطایی با سوهی کردی

سا را

به نظر من که باید خفه شی دیگه

مراقب باش

پس اون وقت

میونگ وو چی میخواست بهت بگه؟

چی در مورد سوهی پرسید؟

همتون گوه گیجه گرفتین

برید گمشید بابا

منم آقای شین

برچسب اسم من رو یادته؟

(به سمت کارآگاهی که مسئول پرونده‌ی یون سوهی بوده)

جعبه‌ی دادخواهی

هیچ ایده ای داری چقدر خرید عضویت برای این تراکنش ها سخته؟

هی من اینو نبردم که هیچ قمار هام رو هم نبردم

چجوری جمعش کردی؟

بیشتر از یه خودکشی به نظر نمیومد

میدونی اگه توی مدرسه خیلی خوب عمل نکرده بودی

قسم میخورم صورتت روی تمام ستون های این جامعه بود

پارک یون جین

باید این رو بسوزونم

باعث بد شانسی میشه

قدیما من خیلی ساده لوح بودم

فکرمیکردم اگه مدرک دیگه ای پیدا بشه

دوباره تحقیقاتشون رو شروع میکنن

اما هیچ وقت هیچ اتفاقی نیوفتاد

حتی اون برچسب اسمش هم توی لیست مدارک نبود

پس برچسب اسم تو واقعی نبوده

پس چرا به آقای سون گفتی برچسب داری؟

چون میونگ وو نمیدونست که الکیه

من فقط یه طعمه نیاز داشتم تا اون کارش رو شروع کنه

دقیقا میخواستی آقای سون کجا بره؟

پیش یون جین

همم

تمام این مدت داشتی تکرار میکردی

گزارشگر آب و هوا، پارک یون جین

یه جورایی توی غیب شدن آقای سون دخیله

اما هیچ مدرکی برای اثبات این ادعات نداری درست میگم؟

بعد از این گزارشم باید مدرک هم بهتون بدم؟

تقریبا ۹۹ درصد گزارشایی مثل این دروغه

و تهمت یه جرم کاملا جدیه

الان تنها چیزی که میخوام بدونم اینه آقای سون ربطی به این مواد داشته یا نه؟

در این مورد چیزی میدونی؟

بهش فکر میکنم

فقط میخوام بدونم چیزی میدونی یا نه؟

نمیدونم این تهمته یا نه

پس بهش فکر میکنم

بالاخره بعد از این نباید همچین جرم جدی ای مرتکب بشم

و راجع به برچسب چی؟

اون موقع برای تو نفرستادنش؟

اگه توی ایستگاه افتاده باشه باید یه شاهدی داشته باشیم

اصلا سعی کردی که این تحقیقات رو هدایت کنی؟

عصبی شدی چون من تحقیقات رو درست انجام ندادم؟

داری ازم میپرسی چرا مشکلاتت رو بزرگ تر از اینی که هست نکردم؟

واقعا میخوای من توی ترس زندگی کنم؟

چی میشه اگه اونا خودشون رو تحویل بدن؟

بعد از این همه مدت؟

خودت گفتی اونا ناشناسن

اگر قرار بود خودشون رو نشون بدن همون موقع ها نشون میدادن

ولی چی میشه اگه مدارک بیشتری باشه؟

چی میشه اگه شاهد بزنه به سرش؟

و تصمیم بگیره که فردا قهرمان بشه؟

هیجده سال گذشته

مامانت خیلی وقته از اون برچسب اسم خلاص شده

فقط جسدش مونده

و جسدش توی سردخونه داره میپوسه

حتی اگه اونا تحقیقات پرونده ای که همین الانش به عنوان خودکشی ثبت شده رو دوباره انجام بدن

حتی اگه مرده ها دوباره زنده بشن هیچکس نمیتونه ورق رو برگردونه

درست میگی حق داری نه؟

این دقیقا همون چیزیه که میخواستم ازت بشنوم

اوه و اون متلی که خریدی کجاست؟

اونه؟ یا اون یکی؟

همینه

مرسی که قضیه‌ی ماشین رو فهمیدی

نکن

اگه بری اونجا تیکه پاره‌ت میکنه هیچ دلیلی برای مواجه شدن باهاش نیست

چهارتا بطری سوجو برای خودش خریده

قرار نیست حالا حالا ها بخوابه

اوه سون آ

چجوری انقدر درخشان و خوشگلی

با این وجود که توی مکان مزخرفی بزرگ شدی

یادته بیشتر از هرچیزی از چی بدم میومد؟

جوک های بابا بزرگی

اشک آور

آره، درسته

معذرت میخوام

ببخشید ببخشید

لازم نیست معذرت خواهی کنی

گریه نکن مامان

هیچکدوم از اینا تقصیر تو نیست

هر روز داری بهترینت رو انجام میدی

سون آ…

تو…

میخوای…

بری جایی که…

از اینجا خیلی دوره؟

تا درس بخونم؟

آمریکا اونقدرا هم دور نیست قرار نیست برم روی ماه قدم بزنم که

بهم قول بده زود میای پیشم

اهومممم حتما

زود زود میام

تو اول برو بعد خانم مون و من دنبالت میایم

میتونی اونجا مدرسه بری حتی میتونی از این تشویق کننده ها بشی

حتی با یه فوتبالیست قرار بذاری

حالت خوبه؟

چه فیلمی داری میبینی؟

در زبان چینی سون آ یعنی مهربون و درخشان

اسمش رو خودم انتخاب کردم

شاید زندگیش سخته چون من اسم درستی براش انتخاب نکردم

(کانگ هیون نام)

شاید باید به یکی پول میدادم تا براش اسم انتخاب کنه

اما در آمریکا سون آ یه اسم انگلیسی انتخاب میکنه، نه؟

تمام چیزیه که احتیاج دارم

این واقعا تمام چیزیه که احتیاج دارم خانم مون

(مراقب سرایت باشید)

واو چهار ساعت؟

زمان عمل

دکتر هنوز توی بازیه

اون با ماشین تصادف کرده داشتم سعی میکردم خون ریزی رو متوقف کنم

چخبر؟ حتی زنگ هم نزدی

پول بیشتری میخوای؟

هی اون نه من برای کار اینجام

کارت توی بیمارستان من چیه؟

یه چیزایی برات دارم

دلم برات تنگ شده مامان

خونی میشی

خب؟- اوه پولت تموم شده-

هی مامان

اگه من این تیغ رو بردارم و مثل یه جلاد و چاقوش ازش استفاده کنم

متوقفم میکنی؟

چی میگی؟

چی میشه اگه من انتخاب متفاوتی از بابا داشته باشم؟

آدمی که دوستش دارم چیزای وحشتناکی رو گذرونده

و میخوام کمکش کنم انتقام بگیره

چون حوصلم سر رفته

پس پسر مظلوم تو مستقیم رفته جهنم مگه نه؟

اون آشغال

یه متجاوزه به مردم حمله میکنه و میکشتشون

اما همچنان تلاش کرد نجاتش بده مثل هر مریض دیگه ای

…پدر تو

آدم خوبی بوده

خیلی مهربون و خوش قلب

اما اون موقع

کور کورانه عمل کردن با غریزه‌ی خوب فقط باعث افتخار اشتباه میشه

نه بیشتر

همیشه فکر میکردم مثل بابات میمونی

اما الان متوجه شدم اشتباه میکردم

بیشتر شبیه منی

میخوای کمکش کنی؟

پس مثل راز نگهش دار

اگه واقعا میخوای انجامش بدی

نمیخوام متوقفت کنم

هیچکس هم نمیفهمه

بفرمایین

پس یون جین واقعا حمله کرده به خونتون؟

خدای من

چیزی هم با خودش برده؟

آخه من چی دارم که بخواد ازم بدزده؟

من فقط ازتون کمک خواستم چون خیلی نگران بودم

جدی؟ برای چی؟

گزارش حادثه‌ی سوهی

دلیلیه که من همه چیز رو به میونگ وو گفتم

ولی چجوری دستت به این رسید؟

زمستان ۲۰۱۱

سوهی رو میشناسی؟

دخترم، یون سوهی؟

یون سو هی

لطفا بخون اینو ازت خواهش میکنم

هیچکس بهم گوش نمیده

پارک یون جین رو میشناسی؟ سون میونگ وو رو میشناسی؟

اونا دخترم رو کشتن

هیچکس بهم کمک نمیکنه

جون جه جون رو میشناسی؟ لی سا را؟ چوی هه جونگ؟

خانم، لطفا اینو بخونین

این گزارش کالبدشکافی یون سوهیه

اینجا انجام شده

هشت هفته حامله بوده

یون سوهی

با هشت هفته بارداری

سوهی حامله بوده؟

بله

برای همین ازشون خواستم که گزارش حادثه رو برام بیارن

میخوام سوهی رو برگردونم خونه

میخوام این کار رو براش بکنم انتقامش رو میگیرم

فکرمیکنم دلیلی که تا الان زنده موندم همینه

خیلی وقتا میخواستم بمیرم

باورم نمیکنین

اما حس کردم سوهی داره کمکم میکنه تا بخوابم

چون همراه منه احساس قدرت دارم

…من فقط

دونگ اون کوچولوی بدبخت

احساس بدی برای تو و سوهی دارم

اکه زندگی طولانی ای میخوای برچسب اسمت رو بهم بده دونگ اون

فکرمیکنم ما دیگه یک سمت نیستیم

چیکار میتونم بکنم؟

کشتیمون غرق شده

پس خوب فکر کن دونگ اون

چی میشه اگه تصمیم بگیرم بیام توی تیم تو؟

…یعنی میگم حتی برای تو

احتمال یک در برابر چهاره

اونا همشون قاتلن

اون چهارتا سوهی رو کشتن

فقط من بیگناهم میفهمی؟

فکرمیکنی بیگناهی؟

اره بابا

برای چی گناهکار باشم؟

گناهی که تیکه پاره شدنت رو ضمانت میکنه

یادت نره من همین الانشم یک به پنج بازی کردم

پس موفق باشی

هی توی عوضی

خیلی رو مخی

اه شت لعنت بهت

نه صبر کن فقط لازمه یون جین طعمه‌ی من بشه

کل روز دارم بدون وقفه

در مورد تو فکرمیکنم

میخوای بعدا همو ببینیم؟

چیزی هست که واقعا میخوام راجع بهش باهات صحبت کنم

اگه امروز نمیتونی

پس فردا سر کارت همدیگه رو میبینیم

حالا کنجکاوم

چرا میخوای هم رو ببینیم

الان با دوستامم پس نمیتونم

طرفای ساعت ۱۱ چطوره؟

خونه خاکسپاری یونگسان

(پارک یون جین)

میتونم کمکتون کنم؟

بیا بیرون خانم

فکر میکنم اشتباه گرفتین

ولی من این فکر رو نمیکنم

کانگ هیون نام درسته؟

بذارش همونجا و گمشو بیرون

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.