Afrikaans
Akan
Albanian
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
نایت مووی تقدیم میکند WwW.NightMovie.Top
کانال زیرنویسهای ما @NightMovieTT
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توییتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
جنگ همچنان در اروپا ادامه دارد
هیتلر پیشنهاد کرده است
که هرگونه سوال در مورد آینده لهستان
میان آلمان و روسیه حل و فصل شود
او همچنین بیان داشت
که مسئله چکسلواکی را حل شده میداند
رئیسجمهور روزولت
در سخنرانی خود در واشنگتن ...هیچ اظهارنظری در مورد
[ بیسیتی، کالیفرنیا ] [ اکتبر 1939 ]
« ترجمه از: عاطفه بدوی و امیر موذنی » Atefeh Badavi & M_619
دانلود فیلموسریال بدون سانسور با زیرنویس چسبیده WwW.NightMovie.Top
« مارلو »
کاواندیش هستم
خانم کاواندیش اومدن
شاید اسم کوچیک کسی باشه، نه؟
سیگار؟
سیگارهایی که به مشتریهاتون تعارف میکنین
از سیگارهای خودتون بهترن، یا بدتر؟
همونهایین که خودم میکشم
شاید واقعا اسم کوچیک باشه
اسم خوبیه
بفرمایید
تحقیقاتتون دقیقا به چه میزان خصوصی پیگیری میشن آقای مارلو؟
چه کاری براتون از دستم برمیاد خانم کاواندیش؟
شما کارآگاهین
میخوام فردی رو برام پیدا کنید
نیکو پیترسون
معشوقهم بود. بدون خداحافظی ناپدید شد
منظورتون از ناپدید شدن، ترک کردن شماست
یا کلا اثری ازشون نیست؟
نمیدونم، برای همینه که اینجام
وقتی معشوقهتون، نیکو پیترسون
ناپدید شد، همسرتون کجا بودن خانم کاواندیش؟
...حالا که فکر میکنم
کاواندیش خالی صدام کنید بهتره
اینطوری بیشتر دوست دارم
معشوقهتون فردی بود که با وجود داشتن شما در زندگیش
ناگهان ناپدید بشه؟
معمولا این کار رو نمیکنن
شرط میبندم همینطوره
میمونن
از داربست بالا میرن تو رستوران ماجرا درست میکنن
وسط جاده دراز میکشن و بهتون قول میدن هرچی بخواین همون میشه
میدونم روندش چطوره
شما هم وسط جاده دراز میکشین، آقای مارلو؟
نوشیدنی میخورین؟ - ممنون میشم -
مثل شما قدبلنده
کمی کمبنیهتر
در لباس پوشیدن ظرافت به خرج میده
همچین ویژگیای تو مردها چه معنیای میده؟
منبع درآمد آقای پیترسون، از حرفهشونه
یا فقط اینطور ادعا میکنن؟
بهنظر میاد فرض رو بر این گذاشتین
که با فرد نامناسبی رابطه داشتم
بله، مگر اینکه شما برای ایشون نامناسب بودین
برو به جهنم، عوضی رقتانگیز
اگر بگم آقای پیترسون آدم چندان تاثیرگذاری
در صنعت سینما نبودن، درست گفتم؟
عذر میخوام آقا - مشکلی نیست -
بله درسته
کاملا به جا گفتین
...برو به جهنم، عوضی
در باشگاه کورباتا باهم ملاقات میکردیم
میدونین کجاست؟
آقای پیترسون از کجا اونجا رو میشناختن؟
مهمان شما بودن
یا از اون دسته افرادی بودن که به عنوان مهمان خیلیها به اونجا میرفتن؟
من و همسرم باهم توافقی داریم
اجازه دارم بپرسم، که همسرتون همجنسگرا هستن یا خیر؟
خیر. اینقدر آدم جالبی نیست
...عاشق چوگان، مشروب، پیشخدمتها
و پول منه
فرمودین پول شما خانم کاواندیش؟
متوجه منظورتون نمیشم
پرسیدم که پولی که در اختیار دارین تماما متعلق به شماست یا نه
پدرم در صنعت نفت و گاز کار میکرد اما فوت شدن
مادرم هم آدم معروفیه اما فعلا دربارهش صحبت نکنیم
در باشگاه کورباتا با آقای پیترسون رابطه داشتین؟
توی اصطبل که باهم دیدار نمیکردیم آقای مارلو
چه زمان و برای چه کاری بود که سر قرار نیومدن؟
یک قرار ملاقات مخفیانه
چندین بار بهش تلفن کردم، اما جواب نداد
و در همون هفته به منزلش سر زدم
تحویل شیرها رو به تعویق ننداخته بودن
و کوهی از روزنامهها جلوی در انباشته شده بود
رازی برای پنهان کردن نداشت؟
همهمون رازهایی داریم، مگه نه؟
فکر میکنین چه اتفاقی براشون افتاده؟
میخوام کسی با دید تازه مسئله رو واکاوی کنه
تعریف شما رو هم زیاد شنیده بودم
شاید بتونین چیزی رو پیدا کنین که من از قلم انداخته باشم
اسم واقعیم کلره، مثل شهرستان کلر
میدونین کجا رو میگم؟
بله، همونی که توی ایرلنده. خوب میشناسمش
مادرم بازیگر بوده. حتما میشناسینش
برای طبقه اشراف مایه شرمساریه
انسان بسیار تیزبین و حساسی هستید
مطمئنم به همین خاطر مشکلات زیادی براتون پیش میاد
خونه نیست
طلبکارشی یا با زنت ریخته روهم؟
پس اینطوریه؟
آره معمولا همینطوره خوش به حالش
اگه کلا به آدمها اعتماد نداشته باشی آدم بدی نیست. من که ندارم
فکر کنم اهل کلیولنده
خونه من اون طرف خیابونه
قبلا گاهی بهم سر میزد
باهم وقت میگذروندیم
یه نخ سیگار میکشیدیم
چند وقته که نیستش؟
فکر کنم آخرین بار هفت هفته پیش دیدمش
موقع رفتن دیدیش؟
نه، فقط متوجه شدم مدتیه نیستش
از کجا فهمیدی؟
خب نبودش دیگه
یعنی دیگه زنی نیومد در خونهش رو بکوبه
یا کفشش رو پرت کنه
زمان جوونیم کم با دخترهای خوشگل نگشتم ولی دیگه نه تا این حد
پلیسی؟
یه جورهایی
کارآگاههای خصوصی جز پلیسها حساب نیستن
ولی اولین کسی نیستی که سراغش رو میگیره
هفته پیش سروکله چندتا مکزیکی اینجا پیدا شد
ظاهرشون آراسته بود ولی یه مکزیکی کثیف که کت و شلوار
و کراوات پوشیده باشه، بازم کثافته
گاهی وقتها هم ممکنه پادشاه اسپانیا باشه
...پادشاه اسپانیا که سوار یه لینکلن زوار دررفته
که با اسپری رنگش کرده باشن نمیشه
قبلا تو کار ماشینهای ارزون قیمت بودم
دو تا مکزیکی بودن سوار یه ماشین داغون
که پیدا بود از اونور مرز وارد کشور شده
خب، بیا از اول شروع کنیم
خیلیها دنبالشن
گوشبری کرده، یه سری زنها رو قال گذاشته
جریمه پرداخت نکرده داره و تو مراسمهای مختلف سگ مست کرده
و یه زمانی هم، بابت سکس پول میگرفته
ولی هیچکس نمیدونسته خونه داره
تو پروندهش محل سکونتش نامعلوم درج شده
داره، تازه اونجا بودم
میدونم، ولی بین خونه داشتن
و خرجش رو دادن فرق هست
خرجش با کی بوده؟
ظاهرا از منبع درآمد نامعلومش
تمام هزینهها رو نقدا پرداخت میکرده
امیدوارم مشکی به اون خانمی که دنبالش میگشت بیاد
کشتنش. 22اُم اکتبر. بهش زدن و در رفتن
نزدیکی باشگاه کورباتا
یه ناهار بهم بدهکاری
نوشیدنی میخوای یا ناهار معمولی؟
متوفی با یک وسیله نقلیه تصادف کرده مدل ماشین نامشخص
راننده نامعلوم، در خیابان بی کنیون
نزدیکی باشگاه کورباتا
متوفی دارای جراحات متعددی
از جمله شکستگی و خردشدگی شدید در سمت راست جمجمه است
ای مرگ به خود غره مشو
فکر کنم اجازه خواستن هم بیمورد باشه
درسته قربان
نکنه میخوای باغبون اینجا بشی؟
نه راستش، میخواستم تو باشگاه عضو بشم
آلبرت. یه یارویی بیاجازه اومده تو
فکر کنم باید دمش رو قیچی کنیم ادب شه
بذار ببینم
سلام رفیق
حتما یه دلیلی داره که پلیسها ازت خوششون نمیاد
...چون مرتب
کتک میخوری، میفتی زندون
یا بعضی وقتها انگ همدستی بهت میخوره
یا مانع اجرای قانون میشی و خلاصه از این ماجراها
تازه تو این سن - دیگه شیوه کار و رفتارم همینه جو -
آرزو نمیکنی هنوز حقوق بازنشستگیت رو داشتی؟
مطمئنم همینطوره
گوش کن مارلو
یارو بعد اینکه تا خرخره خورده کشته شده
جسدش جوری بوی آبجو میداد که نگو
کلی هم جای زخم روی دستهاش داشت
کلهش هم عین هندونه ترکیده بود
باشگاه کورباتا اصلا دوست نداره
این جریان براشون داستان شه
زدن و در رفتن خودش حداقل دو تا جرم محسوب میشه
خودت رو مسخره کردی یا من رو؟ لسآنجلسه ها
آدمهایی مثل پیترسون
عددی نیستن، پا میشن میان اینجا
تو تست بازیگری قبول نمیشن و مجبور میشن خرجشون رو از راههای دیگه دربیارن
کسی از اعضای باشگاه هست
که از مرگش اطلاعی نداشته باشه؟
از رئیس پلیس خودمون گرفته
تا سفیر جدید انگلیس، قطعا همه میدونن
بعیده تو گپ و گفتهای روزانهشون
بحث لت و پار شدن یه حرومزاده بیچاره اون هم جلوی در باشگاه پیش نیومده باشه
ازت خواستن سروتهش رو هم بیاری؟
نیازی نبود درخواست کنن
میتونم پروندهش رو ببینم؟
احتیاجی بهش نیست
حالا چرا دنبالش میگردی؟
یه خانمی ازم خواست پیداش کنم
پسره اون دنیا منتظرش میمونه
برگرد بوستون پیش اون خانواده بدبخت
و بعد هم انگلیس، دادگاه سنت جیمز
فقط تو نیستی که خسته شدی
یه چیزی رو یادت باشه
وای نه عزیزم، حوصله یکی دیگه رو ندارم
پول این اسبه رو من دادم
ولی اینم مال من میشه
میشه بعدش مال من رو برق بندازی؟
تعمیرکار جدیدمونی؟
شاید بشم، چهقدر حقوق میدین؟
اسم داری یا بینام و نشونی؟ - مارلو -
در جهنمی گرفتار شدم که راه خلاصی از آن نیست
تنها جمله خوبش همین بود
نکنه فکر میکنی به خوبی شکسپیره؟
خودش هم همچین فکری نمیکرد
شاید دیگه خسته شدم و بخوام خلاص شم
چه جورم
ترسوندیم مارلو
عذر میخوام ظاهرا امروز همه رو میترسونم
دیگه کی رو زهره ترک کردی؟
یه یارو ایرلندیه که جملهای از مارلو نقلقول کرد
جملههاتون اینقدر تحسین برانگیزن که نقلقولشون میکنن؟
کریستوفر مارلو [ شاعر و نمایشنامه نویس انگلیسی ]
توی هاروارد توی نمایش دکتر فاستوس بازی میکرده
هر جا میشینه بحثش رو پیش میکشه
کی بود؟
جوزف اورایلی، مشاور مالی مادرم
که به زودی قراره سفیر انگلیس بشه
این مورد هم مدام به بقیه یادآوری میکنه
چه نقشی رو تو نمایش ایفا کرده؟ یکی از گناهان کبیره؟
بفرمایید
چاییخ میخورین؟
اگه بخواین میتونین از لیوان من بنوشین
نه متشکرم
هرچی بخواین میتونم براتون فراهم کنم
اینجا شبیه هزار و یک شب میمونه
کلر
کلر
این دیگه کدوم خریه؟
عذر میخوام، بنده فیلیپ مارلوام
.سلام مارلو کاواندیش هستم
.آقای مارلو من رو به این اسم صدا میزنه ریچارد خوشم میاد
فامیلیته دیگه عزیزم
دوست دارم اسمم باشه
خوشحالم به یه دردیت خوردم
...به دوست
درشت هیکلت، نوشیدنیای چیزی تعارف کردی؟
گفتن، بنده میل نداشتم، ممنون
خب آقای مارلو، شغلتون چیه؟
چیزها رو کشف و پیدا میکنن
خب چی پیدا کردین که بهخاطرش اینجایین آقای مارلو؟
گردنبندم. گمش کرده بودم، ایشون پیداش کردن
البته. اما خیلی دوست دارم بدونم کجا
کار سختی نبود، باید جاهایی که همسرتون رفته بودن رو میگشتم
مارلو - بله جناب کاواندیش -
برو درت رو بذار
من هم از آشناییتون خوشوقت شدم
باورش نشد، عجیبه
احتمالا فکر کرده چیزی بینمونه
یعنی... رابطه جنسی داریم
خیلیخب، هرچی راجع به آقای پیترسون میدونید بهم بگین
و لطفا ماجرا رو شاخ و برگش ندید
اولین بار تو باشگاه آشنا شدیم
بهنظرم خوش قیافه اومد
عشق بازی کردیم و چند هفته بعد دوباره دیدمش
قرار نذاشته بودیم، کاملا تصادفی بود
توی بار مورد علاقهم در تیخوانا لا کوئینتریا
با همسرم رفته بودیم
درحال تماشای نمایش «روز مردگان» بودیم
تو مکزیک چی کار داشت؟
.نمیدونم نیکو ترفندهای زیادی تو آستینش داشت
عمرش رو داده به شما
نیکو پیترسون فوت شده
داره تظاهر میکنه
خب دست به وانمود کردنش خیلی خوبه پس
میدونم، مرده، دفنش هم کردن
میگن جلوی باشگاه ماشین زده بهش
همه اینطور گفتن
ولی میدونین مسئله اینه که
اون روز تو خیابون دیدمش
توهم نزدم
با چشمهای خودم دیدمش سر و مر و گنده بود
کارمون دیگه تموم شد خانم کاواندیش
نه
میخواستم از اول شروع کنین
اولِ اول
یعنی روال کاریتون اینطوریه دیگه، نه؟
کجا دیدینش؟ - توی تیخوانا -
مادرم ازم خواسته بود برم چندتا اسب آزتک ببینم
از اونهایی که پرش انجام میدن
.من هم رفتم کارهایی که ازم میخواد رو انجام میدم
دوباره رفته بودم لا کوئینتریا
و داشتم یکی از اون موهیتوهای بینظیرشون رو میخوردم
که دیدم نیکو با ماشینش از اونجا رد شد
خودش رو کلکسیونر میدونست
اکثر چیزهایی که جمع میکرد آت و اشغال بودن عتیقهجات بدلی
گمونم برای فیلمها میخواستشون
اشیایی که وجود خارجی نداشتن صرفا تو افسانهها بودن
یه مردی تو باخا هست
که جدا فکر میکنه نیکو تهیهکنندهست
نیکو قشنگ چاپیدتش
چی شده؟
بهم دروغ گفتین خانم کاواندیش
موقعی که کنارتون نشسته بودم هم به همسرتون دروغ گفتین
روز خوش
...سلام آقای
مارلو هستم
بله، فامیلیتون رو میدونستم
وقتی اومدین ریچارد تماس گرفت
میدونین درمورد باشگاه مردهای مسن چی میگن؟
چی؟
که واقعا همچین چیزی وجود داره
...حالا چیها درموردم متوجه شد خانم
دوروتی کویینکنن تظاهر نکنین که نمیدونستین
خب بذارین ببینم چیها دستگیرمون شد عملکرد خوبی در جنگ نداشتین
بعد تو دهه بیست، اینقدری مست کردین
که بهخاطرش از کاری که توی صنعت نفت داشتین اخراج شدین
جدا؟
بعدش به عنوان بازپرس مخصوص دادستانی
مشغول به کار شدین اما اون هم به جایی نرسید
درسته آقای مارلو؟
و خب همه اینها رو ظرف پنج دقیقه متوجه شد
فقط شما نیستین که میتونه استعلام بگیره
اما دنبال جواهرات هم نمیگشتین
نه، میندازمشون جلوی خوکها. عادتمه
بهم بگین آقای مارلو دخترم دنبال چیه؟
طلاق میخواد؟ راستش این مورد رو شاید خودمم تایید کنم
متاسفم، این مسائل رو فقط میتونم با کارفرمام درمیون بذارم
اگر اجازه بدید از حضورتون مرخص بشم
خدانگهدار - خدانگهدار -
ببخشید
سلام فرگوس - سلام -
بالاخره اومدی
هیچ سرنخی از کسی که پیترسون رو زیر گرفته ندارین؟
پرس و جو کردیم - چهقدر عمیق شدین؟ -
اگه کسی بخواد لونه افراد دائمالخمر
و بانفوذی که حس میکنن
میتونن راحت بزنن به یه سگ مست دیگه
و از زیرش قسر در برن رو پیدا کنه
باید مستقیم بره باشگاه کورباتا
شاهدی نداشتیم که بتونیم مظنونی پیدا کنیم
شنبه شبها رفت و آمد باشگاه زیاده
مثل موشهایی که میفتن به جون کیسه زباله
هرکدوم از صدها ماشینی که اونجا بودن
میتونستن زیرش گرفته باشن
ولی صاحبهاشون رو که نمیشد دستگیر کرد
.داریم تو دنیای واقعی زندگی میکنیم میدونی که چه جوریه دیگه
بعضی وقتها عدالت کوره
گاهی هم به تخمش نیست و ممکنه هم کاملا حق داشته باشه
حالا این ضعیفهای که استخدامت کرده کیه؟ خواهرشه؟
درباره خواهرش برام بگو
شاید جسدش رو شناسایی کرده باشه، شاید هم نه
تو بگو چی درموردش میدونی
خودم از این خواهرها دارم این عنترخانم باشه واسه خودت
واسه کسی کار میکنم
که فکر میکنه نیکو پیترسون هنوز زندهست
.خب پیچیده شد من آدم داستاتهای پیچیده نیستم
موکلم ادعا میکنه دیدتش
که این یعنی یه پرونده قتل سر دستت مونده دوست عزیز
پرونده قتل زیاد تو دست و بالم دارم نمیخوام مرسی
این هم پروندهت
کارفرمام فکر میکنه نیکو نمرده
یعنی اون نبوده که جلوی در باشگاه
له و لورده شده
متوجهم، اینطوری قتل عمد محسوب میشه
مشکل چیه آقایون؟ پول یا خانمها؟
هردوش، به اضافه عطش
ایشونم از قماش خودمونه فقط مشکلش اینه که دوهزاریش کجه
چی میخورین؟ - ویسکی -
همون همیشگی
چه خبرها پاتریک؟
زن گرفتی یا از زندگیت راضیای؟
خوبیش اینه که یکی هست لباسهام رو بشوره
پت بعد مرگ مادرش دو هفتهی خیلی سخت رو گذروند
شورت تمیز نداشت بپوشه
درت رو بذار
اگه میتونستم که دیگه مجبور نبودم غرغر بشنوم
اگه جایی عملی واسه تسهیل این مورد انجام میدادن اسم منم بنویس
جو اگه زنده باشه این مورد قتل عمد بوده
دست بردار نیستی، نه؟
آخرین چیزیه که دوست داری تو دایره جنایی به تورت بخوره
گرفتم، از قتل عمد بدت میاد
فکر میکنی قتل عمد بوده؟
رفتم قبرستون، حدس بزن چی دیدم؟
جسدش رو سوزونده بودن - خوب حدس زدی -
حتی دندونهاش هم خرد شده بود
همه جا پخش شده بودن
تا حالا موشی، گربهای چیزی زیر گرفتی و بعدش بری نگاهش کنی؟
اگه پیترسون نمرده، پس اون کی بوده؟
ببین مارلو میدونم میخوای قهرمان بازی دربیاری
و عین راهبها هم زندگی میکنی
نه سرگرمی معمولی داری نه کسی که بتونی حسابی روش باز کنی
عاشق اینی که واسه هر مسئله بیخودی کتککاری راه بندازی و بیفتی هلفدونی
و این چیزی که تعریف کردی اگه راست باشه واقعا داستان جالبیه
ولی اون نعشه، حالا به هردلیلی
کیف پول پیترسون رو همراهش داشت
و توی صحنه تصادف هم هویتش کاملا تایید شد
توسط کی؟
مدیر باشگاه، فلوید هنسون
و پزشک قانونی شهرستان لسآنجلس اونم عضو باشگاهه
پس الان دیگه همه چیز دست شهرستانه
مرز شهرستان دقیقا کجا میشه؟
خیابان بی کنیون
اینجا؟
خدای من
تماسهای لازم رو بگیر
نگران نباش، تو دردسر نمیندازمت
آقای هنسون گفتن غیرمعموله
ولی پذیرفتن که شما رو ملاقات کنن
برید سمت چپ و مسیر تابلوهای پذیرش رو دنبال کنین
متشکرم
فلوید هنسون هستم، مدیریت اینجا
چه کاری از دستم ساختهست جناب مارلو؟
نیازی نیست ماشینتون رو خاموش کنین
نگهبان بهم گفت که کارآگاه خصوصی هستین
درسته؟
بله، قبلا در دفتر دادستانی مشغول بودم
در جریانم - میدونم که هستین -
بهخاطر تصادفی که رخ داده اینجام
جدی بوده؟ - نیکو پیترسون -
خب این مورد در املاک ما حادث نشده
در خیابان اتفاق افتاده
خیلی ممنون که وجه تمایزشون رو برام روشن کردین
اما گاهی اوقات وقتی آدمها از این املاک خارج میشن
هنوز بخشی ازشون در محدوده همون ملک قرار داره
یه پرونده خیلی جالب تو سینسیناتی بود
در چه مورد؟
یه مرد رو تا سرحد مرگ کتک زده بودن بعد گذاشته بودنش وسط جاده
و زیرش گرفته بودن
که علت اصلی مرگش مشخص نشه
و حادثه خارج از محدوده املاکشون رخ داده باشه
آقای پیترسون توی خیابون تصادف کردن
و خیابون هم جز املاک ما محسوب نمیشه
ممنون که ذکر کردین
آقای پیترسون از اعضای باشگاه بودن؟
خیر
گمونم چون باشگاهتون فقط مختص افراد بهخصوصه
درسته، اما منظورتون؟
اگه مکزیک رو نداشتیم چه میکردیم؟
مکزیک آینده خوبی داره، یه باشگاه مشابه در باخا کالیفرنیا هم داریم
بیشتر میشه گفت گذشته خوب - باید به پیشرفتشون کمک کنیم -
به پیشرفت مکزیک یا ساکنینش؟
حاشیه نرید آقای مارلو
احتمالا دیدن آقای پیترسون در اون وضعیت
کاملا شوکهتون کرده
زمان جنگ در شاتو-تیری خدمت کردم در نبرد بلو وود
آدمهایی رو دیدم
که وضعیت بسیار اسفبارتری نسبت به ایشون داشتن
یک بار بعد از حمله به توپخانه
دندون دوستم رو در گیلاس ویسکیم پیدا کردم
با این حال ویسکی رو خوردم
آدم وحشتاکی هستین
رفیقم مُرده بود و من ویسکی نیاز داشتم
شما هم همسن و سال منین شاید خودتون هم در جنگ شرکت داشتین
بنابراین باید بهتر درک کنین
.گارد سلطنتی ایرلند نبرد سم
تا آخر عمرمون چهره کسایی که جلومون مُردن رو از یاد نمیبریم
بیاین گشتی بزنیم آقای مارلو
ما زنده موندیم اونهایی که رفتن هم دیگه رفتن
صبح دلانگیزیه
ظاهرا حرفهتون رو
براساس نابرابری بنا کردین
.باشگاهمون کاملا اختصاصیه پولدارها دوست دارن بازی کنن دیگه
زمینهای مخصوص چوگان اون سمتن
شب تصادف، آقای پیترسون مهمان چه کسی بودن؟
کارفرماتون کیه؟
تو بنبست بدی گیر افتادیم آقای هنسون کارفرمای شما کیه؟
نمیدونم توقع دارین چی ازم بشنوین
پلیس همه چیز رو کاملا وارسی کرد
مگه وظیفهشون همین نیست؟
عدات ندارم تقصیرها رو گردن مامورین پلیس بندازم مگه اینکه طرف واقعا کارش بد بوده باشه
معمولا کسی هست که ازش وحشت داشته باشن
در این مورد مامورین پلیس از چه کسی هراس دارن؟
خب، اگه تصادف و در رفتن
کار یه آدم کلهگنده یا با نفوذ بوده باشه
ممکنه افسر پلیس به صورت کلی از باشگاه و اعضاش واهمه داشته باشه
یعنی خب خود من الان همین حس رو دارم
چی باعث میشه دیگه چنین حسی نداشته باشین؟ چه کاری میتونم در این رابطه انجام بدم؟
ببینین آقای هنسون بنده قصد دارم سوالاتی بپرسم
خب پس چرا شروع نمیکنین؟
یکی به این مرد زده و در رفته
با توجه به محل رخداد حادثه به احتمال زیاد کار یکی از اعضای باشگاه بوده
و طرف حتی متوجه هم نشده به چیزی زده
تمام اهالی این کشور از روز ازل مست و پاتیل به دنیا میان
فکر نمیکنم به عمرم یه راننده هوشیار دیده باشم
بریم چای بنوشیم؟
اینجا زیاد قمار انجام میشه؟
سر مسئله حساسی دست گذاشتین
ورقبازی انجام میشه بله
و بدهیهایی که مرتب افزایش پیدا میکنن
اتاقهای مخصوص بازی داریم که خصوصی هستن
اتاق خواب چطور؟
محل اقامت مهمان هم داریم
تهیهکنندهها و فیلمسازها اینجا جلسه برگزار میکنن؟
چرا دارم باهاتون صحبت میکنم؟
چون نمیدونین کی استخدامم کرده
خب پس بهم بگین چه چیزی بیشتر از همه کنجکاوتون کرده
تا این بحث رو خاتمه بدیم
احتمالش هست که متوفی
نیکو پیترسون نبوده باشه
صبح فردای تصادف جسد رو به خواهرش نشون دادن
و بدون کوچیکترین تردیدی شناساییش کرد
کجا میتونم خواهرش رو پیدا کنم؟
از پلیس بپرسین
چرا بعد از اینکه به وضوح مرگش رو دیدم
احتمال زنده بودن پیترسون رو مطرح میکنین؟
احتمال داره کسی اخیرا در خیابان اون رو دیده باشه
و این کجا اتفاق افتاده؟
نمیتونم بهتون بگم
خداحافظ آقای مارلو
حیف شد که صحبتمون به جای جالبی ختم نشد
اما از این اخلاقتون خوشم اومد
در موقعیت و جایی که باید هیچ ترسی به دلتون راه نمیدین
خودم مسیر خروج رو بلدم
تو خوشگلترین زن کل شهری
مثل ستاره میدرخشی
خداجونم. عضو اینجا نیستین
نه خب
دوست دارن اختصاصی بمونه
اینطور بهنظر میرسه
توی کابانا سراغم رو بگیرین ساحل ونیس
ببخشید؟
توی کابانا سراغم رو بگیرین ساحل ونیس
بگین با لین کار دارین، لین پیترسون
شما خواهر نیکوئین؟ - جناب؟ -
آقایون
«لین، نمیدونم با حرف «ان»ـه یا «ای
اگه اینجا کار میکنه که حتما با «ایکس» مینویسه
خدمتتون
.حوله توی کابینته دوز و کلکی هم در کار نباشه
سعیم رو میکنم
متشکرم - خواهش میکنم -
اومدش
آقای هنسون گفتن ازتون عذرخواهی کنم
گویا لین پیترسون دستگیر شده
متاسفم که این رو میشنوم
همون لینی که با «ایکس»ـه دیگه؟
گور باباش
واسه این کارها زیادی پیر شدم
جدیدا با رفقای ناباب میگردی؟
زیاد پیش میاد
پس بهتره سعی کنی پسر خوبی باشی
چون قراره ساعت سه، دوروتی کویینکنن رو
توی هتل گاردن آف الله ملاقات کنی
.یعنی بیست دقیقه دیگه دوروتی کویینکنن
برای دیدن ستارههای سینما اومدی اینجا هیلدا؟
اومدم که خودم بازیگر بشم
هان
اول اینکه باید آب رو بجوشونین
حالا بگو ببینیم، آبش رو جوشوندین؟
بله خانم - و بعد قوری رو از آب جوش پر کنید -
درست انجامش بدین - باشه -
به ازای هر فنجون یه قاشق چایخوری چای بریزین و یه دونه هم بهازای قوری
بعد بذارین به اندازه سه دقیقه دم بکشه
فکر کن میخوای تخممرغ آبپز نرم درست کنی
سه دقیقه، نه کمتر بشه، نه بیشتر
بعد آمادهست و میتونی برام چای بریزی متوجه شدی؟
بله خانم
وقتی قراره برای آدم چای دم کنین درست انجامش بدین
وقتی آب میارین هم درست کارتون رو انجام بدین
آب
فکر نکنم متوجه شده باشه
شما چی؟
از جویس یاد گرفتین خانم [ نویسنده ایرلندی ]
اونم هم از یکی یاد گرفته بود
بس که آدم مزخرفیه
یه روز هم در عمرش کار نکرده
سوای کتابهایی که نوشته، آره
دیوونه سفلیسی
یه آمریکایی رو فریب داد
گاهی تنها کاری که نیازه بکنی همینه
شما هم همین کار رو کردین؟
تعداد زیادیشون رو فریب دادم
از جمله موقع ایفای نقش شاهدختهای مشرک
الیزابت اهل انگلستان یا بیوههای درمانده
یا دخترک رعیت پاپتی
خیلی کار سختی نیست
فقط یه سری ویژگیهای پایهای لازم داره به علاوه سواد خوندن
بعید میدونم به این سادگیها باشه
با دخترم صحبت کردم
به طرز اعجابآوری اصلا دوست نداشت طلاق بگیره
حتما شوهرش رو دوست داره - نه
توافقی که دارن رو میپسنده
مشروب، پیشخدمت و پولش
پول من
برای پیدا کردن یکی از خوکهاش استخدامت کرده، درسته؟
نیکو پیترسون که ظاهرا دوست نداره کسی پیداش کنه
همه اینها رو خودش بهتون گفت؟
میخوام اینقدری قوی باشه که اگه به موش دادم پاشه برام بندری برقصه
خیلیخب، میتونی بری خودم نقش مامانها رو بازی میکنم
ممنونم خانم
فرصت معاشرت با آقای پیترسون به بنده هم دست داده بود
پیشنهاداتی در زمینه سرمایهگذاری مالی ارائه کردن
گمان میکنم در زمینه تجارت سوارکاری
هرچی که بود، علاقهای به مشارکت نداشتم
اما دخترم نمیتونه جلوی خودش رو بگیره
و همیشه میخواد چیزهایی که فکر میکنه متعلق به منه رو از آن خودش کنه
و شما آقای پیترسون رو دراختیار داشتین؟
این فرضیه و نظر شماست آقای مارلو
یه فرض قابل درک
مطمئنم دخترم داره پول خوبی بهتون میده
نمیتونم درباره مسائل کاری دخترتون با شما صحبت کنم
واقعا فکر کردین مسئلهای تو خانوادهمون هست که به من ربط نداشته باشه؟
اگه فکر میکرد به شما علاقه پیدا کردم سراغ شما هم میومد
شاید هم تا الان این کار رو کرده باشه
تنها کاری که میتونم بکنم تکرار حرفهامه در موقعیتی نیستم
که بتونم مسائل دخترتون رو باهاتون درمیون بذارم
مرد مغرور و یکدندهای هستین آقای مارلو
من فقط یه آدم عادیام
که سعی داره یه لقمه نون دربیاره و پاش به زندان باز نشه
پدر کلر قبل از تولدش ماشینش رو
از بالای یه پرتگاه تو لا هویا پرت کرد و خودش رو کشت
توی صنعت نفت و گاز آدم موفقی بود
اما نتونست از دست مالیخولیا جون سالم به در ببره
ولی مسئلهای هست که من رو میترسونه
این بیماری تو خانوادهمون ارثیه
فکر میکنین دخترتون ممکنه ثبات روانی نداشته باشه؟
مطمئنم که نداره
پس حواستون رو بدین آقای مارلو
نیاز شدیدی به شخصی که رفتار پدرگونه داشته باشه در خودش حس میکنه
میدونین در تمام سالهای بازیگریم
مجبور بودم جلوی بقیه وانمود کنم که خواهرزادهمه
مشاورانم گفتن اگه دختر داشته باشم
سنم بیشتر میزنه
کدوم مشاورانتون؟
با سفیر آینده انگلیس آشنا شدین
آقای اورایلی
و شاید توصیهش اشتباه بوده باشه
اما در اون زمان مجبور بودم که به این توصیهها عمل کنم
حتی یه استودیو خرید
گفت برای ترقی مسیر حرفهایم مفید واقع میشه
که البته سهم خوبی هم خودش به جیب میزد
بنابراین دخترم مجبور بود نقش خواهرزادهم رو بازی کنه
تا زمانی که به خودم اومدم و با حقیقت مواجه شدم
چه حقیقتی؟
که دیگه کنار زده شدم
دیگه خبری از نقش دخترک پاپتی یا ملکههای خیالی نبود
الان حتی از ملکه صبا هم ثروتمندترم
و از این بابت کاملا راضی و خوشحالم
مطمئنا منظورتون یه اسطوره سینماست
نکته طلایی بازیگری در هالیوود
اینه که بدونین کی باید عرصه رو خالی کنین
پولتون رو بردارید و برید یه جای دور یا اگه دوست داشتین بمونید
اما حداقل پول رو قبول کنید
یه کارآگاه دیگه رو هم برای پرونده آقای پیترسون استخدام کردم
کارآگاهی به اسم شیموس، خیلی جالبه [ تلفظ اسم و شغل طرف مشابهه ]
چی دستگیرش شد؟
که نیکو علاوه بر مسئول وسایل صحنه بودن در استودیو پسفیک پیکچرز
یک مدیر برنامه جویای نام هم بوده تنها یک موکل هم داشته
دوشیزه آماندا تاکستث
همونطور که میبینین دخترم
تنها کسی نبوده که به ایشون میداده
پس اگه آقای پیترسون رو پیدا کردین ...قبل از اینکه
کجا میتونم خانم تاکستث رو پیدا کنم؟
نمیدونم، گمونم تو یکی از استودیوهای فیلمسازی درجه دو
خوشحال شدم خانم - صبر کنین. چطور جسارت میکنین؟ -
آخه کمی گیج شدم چون قبلا دستمزدم پرداخت شده
کات
میخوام چهرهش پیدا باشه
باید صورتش معلوم باشه
آماندا... دوربین این سمتیه
میخوام به دوربین نگاه کنی
ماشین که حرکت کرد اون سمت رو نگاه کن، باشه؟
مرسی، بریم برای ناهار
میتونم این رو بردارم دیگه، نه؟
آره. ولی بعد از ناهار
باور کنین بدون گریمم بهتره
ممنون که قبول کردین باهام ملاقات کنین خانم تاکستث
مندی صدام کنین. شما کارآگاهین؟
بیآزارتر از چیزیام که بهنظر میاد
حتما زندگی هیجانانگیزی دارین
شک نکنید. به زور میتونم شور و اشتیاقم رو پنهان کنم
نیازی نیست جلوی من این کار رو انجام بدین
نیک پیترسون مدیر برنامههاتون بود، درسته؟
...یه تعدادی کار برام جور کرد
«مثل «سواران سپیده سرخ دیدینش؟
نه هنوز - الان دیگه روی پرده نیست -
قرار بود جوئل مککریا نقش رو بازی کنه منتها مشکلی براش پیش اومد
نقش زن مزرعهداره رو بازی میکنم که به سرخپوسته چشم غره میره
و بعدش طرف رو دار میزنن
اگه دوباره نمایشش دادن حتما تماشا میکنم
ظاهرا کارتون خوب رو روال افتاده
لطف دارین
مادرم که میگه باید با تهیهکنندههای بیشتری بخوابم
نظر شما چیه؟
فکر میکنم مادرتون سخت در اشتباهن
درباره نیکو پیترسون چی میتونین بهم بگین؟
چهقدر جزئیات نیاز دارین؟
آخرین بار کِی دیدینش؟
فکر کنم یه هفته قبل از مرگش
سعی داشت دوباره رابطهمون رو باهم درست کنه
دخترباز بود، درسته؟ - سوال سختی پرسیدین -
نیکو عاشق فتح کردن بود، نه خود زنها
بعد از اینکه با کسی میخوابید دیگه سمتش نمیرفت
این یه گونه خاص از مردهاست
بعضی دخترها میگن مردهای جذاب بیعاطفهن
ولی این چیزیه که معمولا به مردهای زشت میگین
تا حس بهتری نسبت به خودشون داشته باشن ولی نیکو... واقعا بیعاطفه بود
دوست دختر داشت
ولی دخترهایی که دوستش باشن نه
دوست دخترهاش رو میشناختین؟
گمونم کلر کویینکنن شیفتهش شده بود
همون دختر بلونده که مادر مزخرفی داره
ماجرای مادره رو هم سفیر لاپوشونی کرد
حتی استودیو رو براش خرید
من که شنیدم عملا حمالشه
نیکو کاری تو مکزیک داشت؟
تجارتی چیزی؟
فقط یه تجارت داریم که به مکزیک مربوطه
اسکل بازی درنیار
زمانی که پول تو دست و بالش بود از همین راه بهدست اومده بود
تنها دلیلی که کسی دنبالش میگشت هم همین بود یا ازش طلب داشت یا جنس میخواست
ماشینش چی بود آقا؟
کی؟ - نیکو پیترسون -
هرچی که بوده دیگه به جای پارکش احتیاجی نداره
بازم تو؟
نگران نباش، من دوست نیکوام
فیلیپ مارلو - خیلی سمجی -
سعی دارم پیداش کنم - نیکو مُرده -
صبر کن. مطمئنی؟
کسی استخدامم کرده که درباره ناپدید شدن برادرت تحقیق کنم
ناپدید نشده، توی یه قوطی روی یه تخته سنگ مرمریه
که خودم خریدمش
خودتم که دیدی، باید بهتر بدونی
اگه بهت بگم ممکنه زنده باشه، چی؟
من افسانهها رو باور نمیکنم جناب
بدنش رو توی سردخونه دیدم
پس توی باشگاه نزدیک جاده ندیدینش
هرکاری لازم بوده انجام دادم
مطمئنم دیدنش در اون شرایط اصلا کار آسونی نبوده
.اصلا جالب نبود فلوید چه دشمنیای باهات داره؟
برای همین میخواستم ببینمتون اگه ازش میترسین
باید درموردش صحبت کنیم
نمیترسم
توی کتابه چیه؟ - کلمات -
ماریجوانا نداری؟
کلمهست، یه کتاب راجع به کلماته
نیکو خوب بلد بود کلمات رو به کار ببره - جسدش رو دیدین؟ -
آره. بعدشم پلیسه سعی کرد تو راهرو ترتیبم رو بده
بهش میخورد دخترش همسن من باشه
مسخرهست، هر کاری هم کنی
همیشه یکی هست که سعی میکنه همچین کاری باهات کنه
اصلا میدونی چیه، کیرم دهنم فلوید کیرم دهن پلیسها و خود تو
این خانمه رو میشناسم خواهر اون لاشیه
ولی تو کیای؟
خیلی گندهبکی
میخواستم خونه رو ازشون اجاره کنم
سرینا کجاست؟
سرینا کیه؟
تو که برادرم رو میشناسی حتما یکی از دخترهاییه که باهاش بهم زده
سرینا کجاست؟
سرینا کیه؟ - ..برادرم مُرده -
سرینا کیه؟
یا ما رو میبری پیشش
یا خودت میبینی چی میشه
لطفا
خب، ببین چی داریم؟
رئیس میخواد باهات حرف بزنه
و تو کی باشی، گنده بک؟ - سیدریک، گنده بک -
اسم رئیست؟
،طرف کوچولو موچولوـه لو هندریکس
...خب
بلند شو
لو هندریکس معروف
چه عجب، لازم نیست خودم رو معرفی کنم
،مثل یه جنس عامه پسند شدم، سیدریک یه چیزی که مردم اسمش رو یادشونه
تو یه مجرمی
یه تاجر و یه آدم خَیر
،بدم نمیاد یکم پول دستم بیاد تا از شر این داستان خلاص بشم
،امیدوارم بودم یکم پول لازم باشی آقای مارلو
،ولی متاسفانه در عوض یه چیزی باید بدین
و نه از روی خیرخواهی
خب، چی میخواستین بگین؟
امیدوارم جمله ماضی نباشه
خونه کجاست، آقای مارلو؟
،جایی که دلت اونجا باشه ولی این رو میدونستی
نه، منظورم خونه روزمرهتون
بلوار میپل، پلاک 26
بیا آقای مارلو رو ببریم خونه روزمرهاش، سیدریک
عناصر شیوه نگارش اثر ویلیام استرانک
یه عبارت وصفی در آغاز جمله
باید به فاعل دستوری اشاره داشته باشه
درحالی که به آرامی در خیابان قدم میزد، زنی را دید
که دو کودک همراهش بودند
...اگه مشکلی درست کنی
،مثل یه عادت دستوری نادرست از شرت خلاص میشه
باید تمیزش کنین؟ سیدریک، اون دستمال سفرهات رو بده
منظورتون دستمال کتمه، آقای هندریکس؟
بعضی وقتها سیدریک، با خودم میگم ایکاش همونجایی که پیدات کردم، ولت کرده بودم
اون لعنتی رو بده بهم - ممنون -
آقای مارلو، از چندین نفر ،از آشنایانم شنیدم
که دنبال کسی هستین
همهمون دنبال یه نفر هستیم - خیلی ناراحت کننده است -
بهم بگو من دنبال کی هستم
بذار حدس بزنم، دو مکزیکی
که دنبال یه زن به نام سرینا هستن
،سرینا، زنی به شدت زیبا اندام
که آخرین بار در آغوش نیکو پیترسون دیده شده
این اسم براتون آشناست؟ - یکم -
،نمیخوام بگین یکم آشناست
میخوام بگین کاملا با این اسم آشنا هستین
و میدونین کی رو میگم
نه فقط اسمش آشناست، آقای مارلو
کی افتاده بود دنبال خواهر پیترسون؟
شنیدم دوتا مکزیکی
،دوتا بی دست و پا از مناطق جنوبی از سرزمین موزها
،رطیلها، که ربطی بهم نداشتن
و میخوام به این موضوع توجه کنین
دنبال برادرش میگشتن
اگه پیداش کنی، خیلی دوست دارم
با دوستمون نیکو حرف بزنم و در عوض بهت پول میدم
بهم بگو نیکو خودش رو درگیر چی کرده بود
و چرا مرگش رو جعل و بعدش فرار کرد
،به نظرم نیکو در نهایت مجبور شد از همه فرار کنه
ولی این رو بهت میگم ،که یه زمانی کارهام رو انجام میداد
،توی سرزمین کلاههای لبه دار
روپوش پشمی و قاطر
،اسپانیاییش خوب بود رنگ پوستش تیره میزد
البته شبیه اون مکزیکیهای جذاب
توی مکزیک آدم به درد بخوری بود
موز وارد میکنین یا رطیل، آقای هندریکس؟
رطیل
کاملا از رطیل ساخته شدم
منم از عنکبوتها میترسم - نیکو برای من کار میکرد -
اجناسی رو برام میآورد که اینجا به خاطر قوانین سختگیرانه
خیلی سخت پیدا میشدن
،قبل از به اصطلاح زمان مرگش
یه سری از اون اجناس دستش بودن
و این اجناس چی هستن؟
یه سری اجناس
و یه جنسی که به این اجناس مرتبطه
چهطوره بریم باشگاه کورباتا؟
شاید اجناس رو اونجا جاسازی کرده
آقای مارلو، مردم حرف در میارن
وقتی میرم، از پشت وارد میشم
لطفا چیزی درمورد این حرفم نگین
نمیخواستم چیزی بگم - من کورباتا رو چرب میکنم -
زیر این پیرهن زیبا
چیزی جز روغن نیست
،پیترسون کمک لازم داشته باید یه جسد میداشت
،مشخصه که یه توطئهای پشتش بوده
فکر نمیکنم نیکو با یه بیل و یه لامپ
رفته باشه قبرستون تا یه جسد پیدا کنه که لباسش رو تنش کنه، شما چی؟
،باشگاه هم توی این توطئه دست داشته
ولی چی به باشگاه میرسه؟
از موکلت بپرس
،به نظرم چه موکلت بخواد و چه نخواد
،باز هم دنبال پیترسون میگردی چون نمیتونی این کار رو ول کنی
ولی من بهت هزار دلار میدم تا یکم اشتیاقت بیشتر بشه
نه سیدریک، خیابون بعدی دست راست
بکش کنار، لطفا
بهتره تجدید نظر کنین، آقای مارلو
هرجا شد واستا، سیدریک
بلوار میپل، پلاک 26
به اندازه چیزی که میگن، باهوش نیستم
میتونین یه سر بیاین تو - نشانت رو دوباره بهت دادن؟ -
نه، دارم میرم یه آدمربایی رو گزارش کنم
،اگه پیداش کنی، میفهمم و بعدش میام دنبالش
،و وقتی این اتفاق بیافته سعی نکن سد راهم بشی
ممنون، سیدریک
پس دوتا مکزیکی از ناکجاآباد پیداشون شد و این زن رو
دزدیدن، منظورت اینه؟
منظورم همینه و این موضوع
که توی باشگاه کورباتا برنامه اجرا میکنه
و جسدی رو به عنوان برادرش تشخیص داد که نیکو پیترسون نبود
آره، ولی چیزهایی هست که میخوام نادیدشون بگیرم
،دنبال یه زن دیگه میگردن
یه نفر به نام سرینا
به من مربوط نیست
خواهرش رو دزدیدن
،اگه این رو ثبت نکنی میرم و یه گزارش مینویسم
میرم پیش روزنامهها و میگم پیترسون
واقعا پیترسون نبود، و این یه خبر ساده نیست، به بمب خبریه
یادم نمیاد کدوم روزنامه بیشتر از همه از جناب شهردار متنفره
اگه من رو گول نزنی، مشکلی پیش نمیاد، باشه؟
،قراره تو از اینجا بری
یه شهروند ناشناس بهم زنگ میزنه
که دیده اون رو به زور بردن تو ماشین
،و تو هم دست از پا خطا نمیکنی وگرنه میگم به عنوان مظنون حضور داشتی
،مهم نیست چه اتفاقی واقعا افتاده مهم اینه من چی نوشتم
قبوله
داستان رو هم به صورت محرمانه به رفیقت برنی اولز میگم
امتیاز کاراگاه کلانتر بودنه میتونم کاری کنم
همه شروع کنن دنبالش بگردن و قراره حسابی دنبالش بگردن
این برات کافیه؟
اسلحه کالیبر 38ام رو با خودشون بردن - خیلی خب -
،اینم اسلحهات، اگه کسی با اسلحه تو بمیره
هنوز یه اسلحه برات میمونه
اگه یه روز از ما بخوان شماره سریال اینها رو ثبت کنیم، به گا میریم
مارلو؟
کاراگاه برنی اولز - توی ماشین منتظر بمون، آرتور -
برامون یه نوشیدنی بیار، مارلو - اسکاچ با یخ -
دارن دنبالش میگردن؟ - مقامات شهری، کلانترها، همه -
خبری ازش نیست
،وقتی خبری درز پیدا کنه کسی نمیتونه جلوش رو بگیره
همه افتادن دنبال لین پیترسون
مکزیکیهایی که سوار یه جور ماشین دزدی بودن که دوباره رنگ شده بود
مثل بقیه مردم دنبالش میگردن
فقط واقعا دنبالش بگرد، از دست دادمش
،وقتی بازنشسته میشی
عب نداره که زنده بمونی
تو بهتر از من میدونی، مارلو
اون ضعیفه کی اونور خیابون؟
به هیچوجه ضعیفه نیست، برنی
خب، آفتابی نشو و یه شغل دیگه پیدا کن
شب خوش، خانم - شب خوش، جناب کاراگاه -
کی بهت صدمه زد؟ - مکزیکیهایی که دنبال پیترسون بودن -
دنبال چی میگشتن؟ - من از کجا بدونم، تو بگو -
کتت رو آویزون کنم؟ - ممنون -
اگه تو همچین خونهای زندگی میکردم
همه وسایلم میشکست
نصفمون تو همچین جایی زندگی میکنیم و مشکلی هم برامون پیش نمیاد
کلر، هنوز یک بار هم واقعا بهم نگفتی چرا نیکو رو میخوای
آماندا تاکستث ادعا میکنه که اون
،چندان توی اتاق خواب به فکر طرف مقابل نبود
آماندا بیچاره، توی بازی دشواری بود
یعنی چی؟
تمام استودیوهای این شهر رو مردهایی اداره میکنن
،که قبل از میلیونر شدنشون کسی بهشون توجهی نمیکرد
،اگه وقتی فقیر بودی زنها هیچوقت ازت خوششون نمیاومد
حتما عقده پیدا میکنی
پس دنبال زنیهایی میگردن که بتونن تحقیرش کنن
این رو از کی یاد گرفتی؟ جناب سفیر؟
سفیر وقتی اومد، مایه دار بود
،وقتی هم بره، مایهدارتر میشه منتهی بدون مادرم
مادرت هم دنبال نیکو بود
اون هم سعی کرد تو رو استخدام کنه؟
همیشه چیزی رو میخواد که من میخوام یا دارم
منظورت نیکوـه؟
شاید، شایدم میترسه که قبل از این که بفهمی چه آدم مزخرفی هستم
با من عشقبازی کنی
این ایده خیلی مزخرفیه
چرا؟ - چرا؟ -
،چون من دارم برات کار میکنم ،چون تو سنت نصف سن منه
چون اینقدر زیبایی که از خود بیخود میشم
،اگه نمیتونیم این کار رو بکنیم پس چیکار میتونیم بکنیم؟
میتونیم برقصیم
،من شش سال رو با راهبهها گذروندم
تا مادرم بتونه نقش یه دختر چشم و گوش بسته رو
بازی کنه
مجبور بود برای 15 سال نقش یه باکره رو بازی کنه، خدایا
البته توی هر فیلم تمام تلاشش رو کرد
جناب سفیر هم در این حین
داشت بهش مشاوره مالی میداد
تاحالا به تو مشاوره مالی داده؟
منظورت اینه تا به حال بهم دست زده؟
آره
شاید این سوال اشتباهی باشه
عذر میخوام
اصلا رقص بلد نیستی
تازه معشوقه بدتری هستم
انتظار داری این حرفت رو باور کنم؟
رقص خوبه - فعلا -
،باید یه جایی برم
،بعد از کارم برگردم؟ تا به عنوان دوست شب رو اینجا بگذرونیم؟
هیچوقت نمیشه فقط دوست بمونیم، کلر
نمیخواستم هم بمونیم
نه
یه پازل قطعات زیادی داره
...مطمئن نیستم دقیقا چی قراره پیدا کنی
شاید اژدهایی پیدا کنی که مجبور بشی بکشیش
قابل درکه
شب خوش، فیلیپ مارلو - شب خوش -
جناب سفیر اینجا هستن؟ - بله، خانم -
خب، حالا باید جناب سفیر صدات کنیم؟
کلر، حالت چهطوره؟ از دیدنت خوشحالم
مادرت تازه رفت - چیکار داشت؟ -
نپرس - پس خوب پیش نرفت؟ -
دوربینتون کجاست، آقای مارلو؟
ندارم
هیچ ایدهای دارین
اون عکس چقدر ارزش میداشت؟
مگه دارن قانونی رو نقض میکنن؟ - فقط قوانین جذب رو -
من که حاضرم پول زیادی بدم
تا بدونم هم دیگه رو چی صدا میکنن
جای پدرش رو داره
آره
ولی خب، شما هم همینطور
اینم برنی اولز ما
آرتور شماره پلاک کسی که دیشب به دیدنت اومده بود رو بررسی کرد
خب
اون ماشین مال دوروثی کویینکننـه
خب؟ - خب؟ -
از بین همه آدمهایی که توی لسآنجلس ،نباید سر به سرشون بذاری
سفیری که به تازگی با پول قاچاق
استودیو پسفیک رو باز کرده !و معشوقهاش در صدر اون لیستن
همه بیشتر از ما آشنا دارن
تاحالا به این فکر کردی چی ملت رو جذبش میکرد؟
چی، مادره یا دختره؟
شاید جفتشون
آدم مریضفکری هستی، مارلو
پلیس لسآنجلس لین پیترسون رو پیدا کرد
کجاست؟ - شهر انسینو -
لازم نیست عجله کنیم برای دیدنش
با اسلحه من بهش شلیک شده بود؟
نه
نه، بهش شلیک نشده بود
یه زخم عمیق پیوسته
در قسمت بیرونی ،ناحیه مثلثی گردن
که باعث شد هر دو شریان سرخرگ و سیاهرگ پاره بشه
صدماتی که باعث میشه شخص بمیره
این حرفها یعنی گلوش رو بریده بودن
این مال بعد از اینه ،که روی بدنش جای سیگار گذاشتن
،با پنجه بوکس زدنش با چاقو بریدنش و بهش تجاوز کردن
خدایا
بچهها، قرار نیست از این خوشتون بیاد
!تو - بله؟ -
این خواهر مردی هستش که دو هفته پیش شناساییش کردی
که بیرون باشگاه کورباتا کشته شده بود
سرش مثل یه کدوتنبل له شده بود
این رو میدونستی؟
توی گزارشت بهش اشاره کن، دکتر
من فقط به اجساد رسیدگی میکنم - فقط یه اشاره بهش بکن -
ممنون، برنی - هرکسی یه روز میمیره -
،وقتی اوضاع بی سر و سامون میشه مردم عادی ناراحت میشن
توی اطراف شهر که دیگه بدتر - بالاخره، برنی -
جو؟ با ما بیا
،ماشین آبی یه ساعت پیش اومد
دوتا مظنون مکزیکیمون ازش اومدن بیرون
اون همون ماشینیه که رنگش کرده بودن - آره، اون کیه؟ -
اون ماشین بنتلی آقای لو هندریکسه
لو هندریکس معروف - آره خودش -
پس اون هم مثل مکزیکیها عضو اینجاست
میخوام مثل سگ
بیافتی دنبال این کسکشها
نمیخوام بدونم چیکار میکنی
،ول کن برنی خودت این کار رو بکن
من هنوز سر کار میرم، تو نمیری
منطقی بود
،خیابان بی کنیون دست ماست راههای ورود و خروج رو میبندیم
دوربین رو بده بهم ببینم
برو تو اون خراب شده - چهجوری؟ -
مهم نیست چهجوری - خیلی خب -
بیا جو، بریم سر این کار
قیافهات خیلی کیری شده - آره والا -
محض اطلاعت، اصل ماجرا اون تو
،تا قبل از نصفه شب شروع نمیشه پس وقتی رفتی اون تو، باید صبر کنی
خیلی خب
و یادت باشه، تو کسی هستی که میتونی مکزیکیها رو شناسایی کنی
پس حواست رو جمع کن
خیلی خب
،این کار رو بکنم نشانم رو دوباره بهم میدین؟
همین رو میخوای؟
میشه این رو نگه داری؟
!اوتیس - بله، خانم؟ -
الان میام - چشم خانم -
خیلی از تیپرری دور شدی، دوروثی
اسمش چیه؟
میگوئل فین، میکی فین
،دختر و پسر هروئین و کوکائین
،یکم بهش فکر کردم
و دلم میخواد یه درخواست پر کنم
چه بیادبانه
شاید چون در این شب دلانگیز چندان دلم نمیخواد مودب باشم
خب بیا یه نوشیدنی بخوریم و درموردش حرف بزنیم
درمورد لین پیترسون شنیدی؟ - واقعه ناگواری بود -
اگه بهت بگم که پلیس قرار نیست ،کاری به کارت داشته باشه
،ولی انتظار دارن من داشته باشم حرفم رو باور میکنی؟
من هیچ ارتباطی با لین یا نیکو پیترسون ندارم
،اینجا لس آنجلسه مردم میخوان پول در بیارن
چرا میخواستن اینجا پول در بیارن؟
،خواهرش یکی از فاحشههای کابانا و معتاد بود
،اون برات کار میکرد تو یه جاکشی
نه، نیستم. من که اینجا رو اداره نمیکنم، من رئیس اینجا نیستم
پس کیه؟
دوروثی کویینکنن؟ سفیر؟
هیچی نمیدونی، آقای مارلو
یه نفر رو میشناسم به نام لو هندریکس
تو هم احتمالا میشناسیش - زیر دستهاش با زیر دستهای من در ارتباطن -
دارم تا ته این قضیه میرم، فلوید
شاید تو رو هم با خودم ببرم
خب پس باید اون نوشیدنی که گفتم رو بخوریم
میتونیم اون پایین پیش لو هندریکس هم بریم
با تهدید کردنت به جایی نمیرسم، مگه نه؟
حتما به خاطر آموزشهای نظامیته، مگه نه؟
خیلی خب، اون نوشیدنی رو میخورم - کار خیلی سختیه -
تا یه تعادل بین تعهدات زیادت
به آدمهای قدرتمند مختلف ایجاد کنی
اینجا به مردم اجازه میدیم هرکاری بخوان بکنن
و در عوض محافظت دریافت میکنین
یه محافظت خیلی جدی، آقای مارلو
حالا با تمام جزئیاتش آشنا خواهید شد
از مشکلاتی که باید باهاشون دسته و پنجه نرم کنین، مطلع هستم آقای هنسون
خیلی سخته که یه فاحشهخونه داشته باشین، بدون این که کسی بدونه
...که اینجا یه فاحشه خونه است مخصوصا وقتی که شما
توی کسب و کار مواد روانگردان هم هستین
مسائل زیادی هست که شما درک نمیکنین
درمورد مواد روانگردان؟ - درمورد مدیریت اینجا -
سرمایهگذارهای باشگاه کورباتا ...بهم اجازه میدن تا
مدیریت اینجا رو انجام بدم
منم مشکلاتی که پیش میان رو ،با اونها مطرح نمیکنم
،مگر اینکه حل مشکلات، چهجوری بگم
از توان من خارج باشن
،مثل فاحشهای که با آدم همکاری نمیکنه
،پسر یا دختری که به اندازهای که میخواین علاقهمند نیستن
یا آدم فضولی که زیادی فضولی میکنه
...یه چیزی بهشون میدی
حالتون خوبه، آقای مارلو؟
فکر میکردم تحمل الکلتون بیشتر باشه
گویا اشتباه میکردم
،درحالی که به خواب میرین ...میخوام این رو بدونین
که مسئله هیچوقت این نبود ،که نیکو پیترسون کجاست
مسئله این بود که چیزی که نیکو پیترسون همراهش بود، کجاست
بدون کمک شما، این مشکلات رو حل میکنیم
،با توجه به چیزهایی که شنیدم شما همیشه تنهایی کار میکردی
هیچوقت با آدمها خوب تا نکردی که باهاشون جور بشی، میبینی عاقبتت چی شد؟
داری تنها میمیری
خوبی؟ - آره، الان میام -
لعنتی
بیداری؟
این باید مال شما باشه - نوشیدنی رو نخوردی؟ -
داستان آلیس و سرزمین عجایب رو یادم اومد
وقتی اون قارچ رو گاز زد
تظاهر کردی که خوردی - تو چی؟ -
باید میدونستم، که به رانندهاش نوشیدنی تعارف میکنه؟
لو هندریکس؟
دارن حسابی کتکش میزنن
حدس میزنم اونی که اون داخل بستنش، خودشه؟
یکم دیگه لال میشه
قول بده هیچوقت این کار رو باهام نکنی
...اگه بهت کمک کنم از اینجا فرار کنی
تو بهم کمک میکنی؟
البته که کمک میکنم
صدا رو زیاد کن
دوتا مرده اهل شهر تیوانا
میبینی نتیجهاش چی میشه؟
داری کارم رو سخت میکنی، لو
زیادی سخت
دیگه برای لو هندریکس چهکارهایی انجام میدی؟
نظر من رو بخوای، زیادی براش کار میکنم
ایول
همین رو میخواستم
...هر دومون میریم اون تو
هر دو زنده باید بیرون بیایم، باشه؟
موافقم، آقای مارلو
دیگه دارم از این آهنگ خیلی خسته میشم
کجاست؟
کی کجاست؟
!اون جنده ریزه میزه
!همونی که بهش میگی سرینا
بهت گفتم که، نیکو باهاش رفت
بگو ببینم، با این چیکار میکنی؟
برای اصلاحه
گوش، بینی و گلو، مگه نه؟
افرادی دارم که این کار رو برام میکنن
!واقعا؟ منم همینطور
!منم همینطور
!فردریک - بله؟ -
،یه دستی به گوش و بینی و گلوش بکش به همین ترتیب
کاری کن بهمون بگه سرینا کجاست
!سرینا نه
!سرینا معروف
سرینا معروف؟
!سرینا تزئینی که اونجاست
یه پریدریایی گچی؟
سرینا یه پری دریایی کوفتیه؟
!باید روی اسپانیاییت کار کنی
!هنسون
!این رو به اسپانیایی بگو
!سیدریک
!سیدریک، بگیرش
!سیدریک
بله، رئیس
میمردی اگه اون پری دریایی کوفتی رو نجات میدادی؟
ببخشید، رئیس
!خیلی به هندریکس ضرر زدی
ببخشید، رئیس
!سالها طول میکشه تا پولم رو بدی
...آقای هندریکس
این عادلانه نیست
به عنوان نواده بردههایی ،که تو زمینها کار میکردن، سیدریک
باید بدونی، که زندگی عادلانه نیست
حق با شماست
زندگی عادلانه نیست
انتظار داشتم روغن ببینم، تو چی؟
روغن و رطیل
ولی به جاش، تنش از گوشت و پوست درست شده
عجیبه
بریم
اون چی قراره پیدا کنم؟
چندتا جسد
چندتا؟
حسابش از دستم در رفت
لو هندریکس
فلوید هنسون، دو نفر از شهر تیوانا
یه پری دریایی شکسته
یه پری دریایی؟
مجسمه گچی سرینا
پر از پودر مکزیکی
الان دیگه خیس خیس شدن
و شما کی باشین؟
راننده ایشونم
خب، حالا چی سیدریک؟
جفتمون آدمهای مهمی رو کشتیم
پس باید کنار هم بمونیم
فعلا برات رانندگی میکنم
سیدریک، من خودم ماشین دارم
...البته که داری
ولی به فکر پارک کردنش هم باش
...خب خب
آقای نیکو پیترسون اومده
...خب
پس نمردی
کاراگاه خیلی خوبی هستی
چی میخوای؟
راجع به جزئیات مرگ من تحقیق میکنی
خیلی وقته که به این نتیجه رسیدم
گزارشهای مرگ شما به شدت اغراق شده هستن
موافقم
ولی مال خواهرتون نه
خواهر ناتنیم به خاطر دوران بیحساب پدرم توی شهر آکاپولکو
پس چندان ناراحت نیستی؟
مرده، میدونم
مرگ خوشآیندی نداشت
نمیتونستم کمکی بکنم
ولی میتونی به خودت کمک کنی
خب، من یه چیزی دارم که همه میخوان
ماری جوانا بیشتر؟
یه چیزی خیلی بهتر از ماری جوانا
خندم میندازی
من فقط یه کارمند معمولیم
باید کلر رو پیدا کنم
از هرچی در توان دارم مایه میذارم تا شما دو نفر
بهم برسین و دیگه هیچوقت نبینمتون
پس این پیام رو از طرف من بهش برسون، باشه؟
بش بگو امشب توی اتاق وسایل استودیو میبینمش
و درمورد سفیر هم یه چیزهایی میارم
چه آتویی ازش داری؟
فقط این پیام رو بهش برسون، مارلو
قبل از این که تصمیمی بگیریم
میخوام یه چیزهایی رو بدونم
چی میخوای بدونی؟
جسدی که بیرون باشگاه کورباتا
یه موزیسین که توی باشگاه کار میکرد
تو کشتیش؟ - نه -
از فرصت استفاده کردی؟
شبیه من بود، از کسایی که شبیه منن، خوشم میاد
دوروثی کویینکنن از تو چی میخواد؟
خب، شاید میخواد به حساب سفیری برسه
که داره سعی میکنه ترتیب دخترش رو بده، من چمیدونم
دو دوتا چهارتا کن، مارلو نا سلامتی تو کاراگاهی
.همه دنبال آتو از همه دیگهان ...همه این کارها درنهایت
برای اخاذیه
ساعت هفت و نیم
میرم اتاق وسایل
بهش بگو چیزی که میخواد رو دارم
تازه فهمیدم که این میز مورد علاقه مادرمه
اینجا جناب سفیر به مشاوره مالی میده
ازش خواستی به ما ملحق بشه؟
آره، به نظرم کمی مشاوره نیاز داشتم
مشاوره مالی؟ - بیشتر میشه گفت مشاوره شغلی -
وای خدا، کلر اینجاست
چه سورپرایز فوق العادهای، آقای مارلو
چای میل داری، مادر؟
چای جوشیده
امیدوارم درست دمش کرده باشه
تا اگه به یه موش دادم پاشه بندری برقصه - تا اگه به یه موش دادم پاشه بندری برقصه -
میدونین اینقدر از ملاقاتهای جداگانهمون لذت بردم
که تصمیم گرفتم همه ما با هم دور یه میز بشینیم
عزیزم، منظور آقای مارلو اینه که ایشون فکر میکنه
از ما خیلی باهوشتره
،یکیتون من رو استخدام کرده ،اون یکی سعی کرد استخدام کنه
پس به نظرم جفتتون یه چیز رو میخواین
نیکو تو رو به خاطر یه دختر ول کرد
یه پری دریایی گچی پر از پودر مکزیکی
خیلی حالم بهم زنه
موضوعی که شما ادعا میکنین هیچی ازش نمیدونین، درسته؟
چهطوره برین سر اصل مطلب
و ازش بپرسین چرا شما رو استخدام کرده؟
تا نیکو پیترسون رو پیدا کنه
استخدام یه کاراگاه ...شاید کاملا به این معنی باشه
که اون نمیدونه ایشون کجاست
خودت چی فکر میکنی، مادر؟
داخل یه آلونک تو روزاریتا قایمش کردم؟
شاید حتی نزدیکتر
چرا به آقای مارلو نمیگی که تو باهاش چیکار داری؟
شاید دارم تلاشم رو میکنم
تا آبروت رو حفظ کنم
خب شاید قضیه دقیقا عکس اینه، مادر
...میدونین آقای مارلو
معشوقهاش ولش کرد
سفیر انگلیس دیگه نمیخواد با سینما کاری داشته باشه
پس داره تنها نقشی که براش مونده رو بازی میکنه
زن اغواگر
نقش مدیا رو بازی میکنه [ از اساطیر یونانی و زنی افسونگر ]
خیلی خب
نقشیه که انتظار همه ما رو میکشه، عزیزم
...خب
حدس میزدی که یکی از ما دو نفر ...قراره این کار رو بکنه، ولی
نمیدونستی کدوم یکیمون، مگه نه؟
حدس میزدم شما باشین
کاملا به این فن مسلط شدین
مگه نه، آقای مارلو؟
این که چهجوری زنهایی که توی زندگیتون هستن رو ناراحت کنین؟
زنی تو زندگی من نیست
خب پس برین دنبالش
از آدمهای پیر خوشش میاد
...نگران نباشین
مثل همیشه، من این خرابکاری رو جمع و جورمیکنم
حالت خوبه؟
اهمیتی نمیدم که حقیرتر از اونی هستم که فکر میکنی
،همیشه از چیزی که مردم فکر میکنن حقیرتر هستم
تو فقط یکی از اون آدمهایی هستی
که خوش شانسه از چیزی که ما فکر میکنیم، آدم بهتریه
بقیه پولی که باید بهتون بدم رو براتون میفرستم
شاید بتونم پولم رو از مادرت بگیرم؟
به علاوه هزینه پیدا کردن طرف - چی؟ -
پیداش کردم، بعد از ظهر امروز
یا بهتره بگم، اون من رو پیدا کرد
وارد خونه نقلیم شدم و اونجا بود
آقای نیکو پیترسون - الان کجاست؟ -
توی اتاق وسایل استودیو پسفیک منتظرته
ساعت هفت و نیم غروب - چرا اتاق وسایل؟ -
امیدوارم بودم تو بهم بگی
!تاکسی
!برو
آقای هندریکس قبلا بهم میگفت
که یه ماشین بیشتر از یه وسیله نقلیه ساده است
یه اتاق اعتراف سربسته است
یه مخزن اسرار
و این شهر، با وجود تمام عشقش
به موتور احتراق داخلی
یه شهر پر از رازهای موتوریه
داری فلسفی حرف میزنی، سیدریک
من رو ببخشید، آقای مارلو
عادتیه که از کارفرما سابقم برام مونده
،عادت داشت از بحث منحرف بشه ولی گفتین اتاق وسایل؟
بله
و باید از خودم بپرسم
چرا اتاق وسایل؟
،و حالا باید بهم بگی سیدریک چرا اتاق وسایل؟
برای چندین سال، نیکو پیترسون داشت
اجناس لو هندریکس رو از طریق اتاق وسایل جا به جا میکرد
و اجناس هم از شهر تیوانا میان، مگه نه؟
که توی کلاغ گچی، مجسمه فرعون نفرتی تی
...باکره گوادالوپ یا
یا مجسمه سرینا مخفی شده بودن
آخه میدونی آقای هیچکاک که میتونستن به استودیو پسفیک پیکچرز
خیلی کمک کنن، متاسفانه دارن میرن به استودیو امجیام
،آقای هیچکاک مثل آقای هندریکس
همیشه دلش میخواست فیلمنامه رو پیش خودش نگه داره
ولی گفت و گوهای زیادی
که از این جلو شنیدم، باعث شدن بتونم کاری رو انجام بدم
...که آقای هیچکاک همیشه استادانه انجامش میداد
از داستان سر در بیارم
مسئله هیچوقت درمورد اون پری دریایی نبود
مسئله همیشه درمورد محتویات
یه کیف بود
که میتونه کل استودیو رو نابود کنه
کلر
نیکو
تنها اومدی؟
میخواستی همه شرکتکنندههای حراجی رو بیارم، نیکو؟
...من و مادرم
فلوید هنسون، لو هندریکس؟
کار سختیه، چون دو نفرشون مردن
خب، پس باید حراج رو با من شروع کنی
چیزی که همراهمه، ارزشش خیلی زیاده
واقعا؟
پس بهتره بهم نشونش بده
...همه سوابق
هروئینی که توی استودیو پخش میشد
برای نابودی آبرو سفیر
و استودیو پسفیک، کاملا کافیه
نیکو پیترسون با یه مجسمه گچی سرینا
و یه کیف دست ساز، پر از سوابق همه
معاملههای ماری جوانایی که از اول شروع کار اون و لو هندریکس
انجام شده بودن، غیبش زد
داشت سعی میکرد این اطلاعات رو
به هرکسی میتونست، بفروشه
من یه حسابدارم عزیزم. یکی از اون خوبهاش
صادرات، واردات. تک تک معاملات رو ثبت کردم
تو بیشتر از حسابدار سادهای، نیکو
تو بلیطهای خود جهنم رو میفروشی
شاید به همین خاطر از من خوشت میاد
من هیچوقت ازت خوشم نیومده بود، نیکو
اصلا بهم اعتماد نداری، کلر؟
خودت میدونی این روزها اوضاع چهجوریه، نیکو
هیچکس به کسی اعتماد نمیکنه
اون صدای چی بود، کلر؟
اسلحه مادرم
توی اتاقش پیداش کردم
ریدم توش
اصلا بلد نیستم از اینها استفاده کنم
چرا داری این کار رو میکنی؟
همیشه میترسیدی قدمهای بزرگ برداری نیکو
از من یاد بگیر و مستقیم برو سر اصل کاری
بهتر شد
دارم حسابهات رو میسوزونم،نیکو
مرده، آقای مارلو؟
بالاخره
و به این خاطر من رو استخدام کردین؟
تا بتونین بالاخره بکشینش؟
یکی از دلایلم بود
سفیر شما رو خریده؟
به نظرم بعد از این که از شر ایشون خلاص شدی
مجبوره این کار رو بکنه
بهم بگو چرا نباید همین الان تحویلت بدم؟
چون برای من زیادی جون بود؟
چون خود شیطان بود؟
چون همین الانش هم مرده بود
بذار از شر این خلاصت کنم
از در بغلی برو بیرون
خداحافظ، کلیر کاواندیش
عصر خوش، آقای مارلو
بهم بگو که تو اون آتیش رو روشن نکردی، مارلو
نه بری، خودت میدونی که من آتیشبیار معرکه نیستم
به نظرت اون تو چی پیدا میکنم؟
مجسمه نفرتیتی
تابوت عهد
کشتی فالکون
چیز مهمتری اون تو نیست؟
دیگه چی میخوای؟
پس وسط دعوا
یه مادر و دختر گیر افتادی؟
آره، گویا هیچوقت یاد نمیگیرم
و کی تهش میبره، آقای مارلو؟
مادر یا دختره؟
به نظر تو کی میبره؟
خب، سفیر که تهش میبازه
.همچین افرادی هیچوقت نمیبازن، سیدریک فقط میرن سر یه کار دیگه
آقای مارلو؟
بله
الان میتونین به دیدنشون برین
ممنون
آقای مارلو - خانم کاواندیش -
خب، در قبال اون کار به این رسیدین؟
منظورتون دقیقا چیه؟ - ممنون -
،سفیر رو از دردسر نجات دادین اونم بهتون اجازه داد مدیریت رو بر عهده بگیرین
بهتر از کار و بار فروش غیرقانونیه، مگه نه؟
جناب سفیر دیگه از این کارها انجام نمیدن
میبینم که مادرت دوباره شروع به بازیگری کرده
هیچوقت دست از این کارش برنداشت
داستانش درمورد چیه
خودتون میدونین دیگه، مثل بقیه داستانها
عشق، قتل، آشتی
با پایانی خوش؟
داریم روش کار میکنیم
خب، میخواین بهم بگین چرا اومدم اینجا، خانم کاواندیش؟
استودیو به یه نفر نیاز داره تا نقش قهرمان رو بازی کنه
ده نفر قهرمان بیرون در دیدم
اونها فقط میتونن نقش بازی کنن
پس باید ازتون خداحافظی کنم
استودیو دیگه الان دیگه پاک پاکه آقای مارلو
کم مونده که روزولت به جنگ ملحق بشه
جناب سفیر مایل هستن
که برای کارهای مصلحتآمیزتون بهتون پاداش بدن
استودیو همیشه به یه کاراگاه خصوصی نیاز دارن
دارین بهم یه شغل پیشنهاد میدین؟
بیشتر از شغل
یه مستمری
رئیس بخش امنیتی
همه ما رازهای خودمون رو داریم، آقای مارلو
بازیگرهای نقش اول مرد که یه خطا کوچولو مرتکب شدن
بازیگرهای نقش اول زن که نمیتونن بدون نوشیدنیهای مکزیکیشون
زندگی کنن
همه ما یه نفر رو نیاز داریم که مراقبمون باشه
و رازهای شما، خانم کاواندیش؟
باید از اونها هم مراقبت کنی
کار من نیست، خانم کاواندیش
گرچه میتونم یه نفر رو پیشنهاد بدم
البته معرفینامه براشون نیاز دارم
،یکی از دوستان منه به شدت زبردسته
در گذشته با مسائل زیادی دست و پنجه نرم کرده
خوش کلامه
و رازدار فوق العادهای هستش
دارین از من اخاذی میکنین، آقای مارلو؟
اخادی؟
هیچوقت
این کار رو به دیگران میسپارم
روز خوش
،این نازیها از کتاب خوششون نمیاد مگه نه آقای مارلو؟
از خیلی چیزها خوششون نمیاد، سیدریک
با این حال، اون لنی ریفنشتال فیلمهای خوبی میسازه
واقعا ازشون خوشت میاد، مگه نه؟ فیلم و سینما
قطعا، آقای مارلو
خانم کاواندیش از استودیو پسفیک شاید یه موقعیت شغلی برات داشته باشه
،به عنوان رئیس بخش امنیتی البته اگه علاقهمند باشی
خیلی علاقهمندم، آقای مارلو
با خوشحالی تو رو پیشنهاد میدم
معرفینامه نیاز دارم، مگه نه؟
فقط یکی. مال من
...و اگه این کار رو قبول کنی
این شاید به دردت بخوره
همه ما کارهای بدی انجام دادیم، آقای مارلو
و اون اسلحه، یادآور یه چیز خیلی بدـه
منظورت اینه که نمیتونم باهاش به کسی شلیک کنم؟
برای این کار از مسلسلت استفاده کن
اینم حرفیه
« ترجمه از: عاطفه بدوی و امیر موذنی » Atefeh Badavi & M_619
دانلود فیلموسریال بدون سانسور با زیرنویس چسبیده WwW.NightMovie.Top
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.