All language subtitles for Welcome.to.Wrexham.S01E07.720p.WEB-DL.fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish Download
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫سی نما تقدیم می‌کند ‫30nama.com

‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫officialcinama@

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

‫اسپنینگ ولز برای شما...

‫چیزهای ولزی گوناگونی رو آورده...

‫هیجان پیروزی.

‫اندوه شکست.

‫به دنیای بزرگ ولز خوش اومدین.

‫پشتیبان‌های این برنامه عبارتند ‫از ایوییشن جین، که حمایتش بدیهیه،

‫تیک‌تاک، جایی که می‌تونید هر تعداد...

‫مالک تیم فوتبال ولزی ‫میانسالی رو که بخواید دنبال کنید.

‫ایفور ویلیامز...

‫بهترین تریلر اسبی که می‌تونید پیدا کنید.

‫و اکسپیدیا،

‫که با این می‌تونید توی دنیا بگردید...

‫و همچنین برای تعطیلات به ولز برید.

‫احتمالا بهتره با هواپیما ‫به منچستر یا لیورپول برید.

‫وقتی رسیدین اون‌جا با ‫ماشین تا ولز راهی نیست.

‫حدود ۳۰ تا ۴۰ دقیقه...

‫بستگی به راب داره، اونا می‌دونن ‫چطور برای یه سفر برنامه‌ریزی کنن.

‫ببخشید.

‫به ورکسام خوش اومدین.

‫یا دقیق‌تر بگم، ولز.

‫شاید الان یکمی گیج شده باشین.

‫نه فقط به‌خاطر تصمیم راب...

‫که خواسته شبیه بدلکارای ‫فیلمای گای ریچی بشه،

‫بلکه به‌خاطر این‌که ‫توی قسمت‌های گذشته...

‫شما در حال تماشای یه مستند...

‫در مورد یه تیم فوتبال ضعیف ولزی....

‫و دو تا ستاره‌‌ی هالیوودی بودین.

‫ستاره‌ی تلویزیونی برای من مناسب‌تره.

‫اوه! آخی.

‫بگذریم...

‫تلویزیون خیلی از فیلم باحال‌تره.

‫- اینو می‌دونی که؟ ‫- آره،‌ همین‌طوره.

‫اصلا ۱۰ سال قبل کجا بودی تو؟

‫- داشتی فیلم می‌ساختی. ‫- فیلم می‌ساختم.

‫بگذریم،‌ ما به جایی ‫رسیدیم که من و رایان...

‫برای اولین بار به ورکسام رفتیم...

‫و حتی با این وجود که شاید شما...

‫اطلاعات کمی در مورد وضعیت ‫این جای فوق‌العاده کسب کرده باشید،

‫ما فکر کردیم بهتره که...

‫یکمی عمیق‌تر ولز رو کاوش کنیم.

‫دخترای من عاشق وال‌ها هستن... ‫[توی انگلیسی ولز و وال‌ها مثل هم تلفظ میشه]

‫اونا عاشق هر موجودی هستن که زیر دریا باشه.

‫منظورم کشور بود.

‫کشور ولز.

‫ما این‌جاییم که در مورد اون حرف بزنیم.

‫ما فکر می‌کنیم خیلی از ‫مردم واقعا نمی‌دونن...

‫که ولز دقیقا چیه.

‫شریک من که قطعا نمی‌دونه.

‫و من هم قبل از پارسال نمی‌دونستم...

‫و ما اون‌جا یه تیم فوتبال خریدیم.

‫پشمام.

‫برای همین ما امشب وقتمون ‫رو به ولز اختصاص میدیم...

‫منظورم کشور ولزه...

‫و این‌که اون چه فرقی با انگلیس داره،

‫که اون هم یه کشوره.

‫ولز، هویتش،

‫سنت‌هاش، و این‌که چرا ‫این‌قدر کم بهش پرداخته شده.

‫درسته، این یه قسمت خیلی ویژه هست...

‫که توش به یادگیری پرداخته میشه.

‫اما نگران نباشید. چیز زیادی یاد نمی‌گیرید.

‫و فکر کنم هیچی از اینا یادتون نمیمونه.

‫در ابتدای امشب ما به جان گرین...

‫نویسنده "زمین بر پشت لاک‌پشت‌ها"...

‫و "خطای ستارگان بخت ما" خوش آمد میگیم.

‫جان، چطوره در مورد ولز یه کلاس فشرده بذاری؟ ‫["کلاس فشرده" اسم کانال یوتوب جان گرینه]

‫سلام، و به "کلاس فشرده" خوش اومدین.

‫امروز ما در مورد ولز یاد می‌گیریم،

‫یک سرزمین با شکوه، مرطوب ‫و دارای اسم‌ مکان‌های خفن.

مترجم: میثم موسویان MeysaM.UnicorN t.Me/unicorn025

‫بیاید با اولین واقعیتی...

‫که ولزی‌ها می‌خوان یاد بگیرین شروع کنیم.

‫ولز انگلیس نیست.

‫این انگلیسه، این اسکاتلنده،

‫و این ولزه.

‫وضعیت سیاسی این‌جا به‌طرز ‫منحصر به فردی پیچیده هست.

‫ولز یه کشوره و زبان ‫خودش یعنی ولزی رو داره،

‫و پارلمان خودش یعنی سنید رو داره.

‫اما در همین حین ولز بخشی از...

‫یه ملت متحد به اسم ‫ممالک متحد بریتانیا هست.

‫مثلا توی جام جهانی...

‫ورزشکارای ولزی برای ولز به میدان میرن.

‫اما توی المپیک...

‫ورزشکارای ولزی شاید برای ‫بریتانیای بزرگ به میدان برن.

‫و برای درک این وضعیت عجیب...

‫ما باید به تاریخ رجوع کنیم.

‫در ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد،

‫نژاد سلت توی چیزی که ما الان ‫بهش میگیم ولز زندگی می‌کردن.

‫چند قرن بعد رومی‌ها این منطقه رو گرفتن...

‫قبل از این‌که در اوایل ‫قرن پنجم اون‌جا رو ترک کنند،

‫و در قرن ششم این کشور چندین...

‫قبیله و پادشاهی مستقل داشت.

‫اما در همون زمان، معیار...

‫چیزی که فرهنگ متحد ولزی می‌شد...

‫در حال شکل‌گیری بود.

‫و بعد در قرن هشتم یه شاه انگلیسی...

‫یه خاک‌پشته درست کرد،

‫که یه اصطلاح با کلاس باستان‌شناسی...

‫برای توده‌های خاک و سنگه،

‫بر روی چیزی که...

‫داشت به مرز بین ولز و انگلیس تبدیل میشد.

‫اما انگلیسی‌ها هنوز یه نیم‌نگاهی...

‫به اون‌طرف حصار خاکی بلند داشتن...

‫و منظورم از این تهاجم نظامیه.

‫ولز در مقابل این تهاجما مقاومت کرد،

‫که مشهور‌ترین این مقاومت‌ها تحت رهبری...

‫لولن آپ گرفد بود.

‫که به دلیلی به عنوان آخرین لولن هم...

‫شناخته میشد.

‫بعد از جنگ شاه ادوارد اول...

‫که در ۱۲۸۲ شروع شد، ولز ‫استقلال خودش رو از دست داد.

‫اما کنترل یه زمین یه چیزه،

‫و کنترل مردم یه چیز دیگه،

‫و در طی قرن‌ها...

‫پادشاهان و متولیان انگلیسی...

‫صدها قلعه توی ولز ساختند...

‫که هم به عنوان یه ایربی‌اند‌بی قرون وسطایی... ‫[شرکت ارائه‌ی خدمات مکان کرایه‌ای]

‫و هم به عنوان نماد قدرت ‫انگلیس بر سرزمین کاربرد داشت.

‫در واقعا تا همین امروز،

‫ولز بیشتر از هر کشور دیگه‌ای توی اروپا...

‫تراکم قلعه داره.

‫بالاخره در سال ۱۴۰۰...

‫شاهزاده‌ی خودخوانده‌ی ‫ولز، اواین گلیندور...

‫در انگلیس یه شورش ملی ‫رو علیه هنری چهارم رهبری کرد.

‫ولی این شورش در نهایت شکست خورد.

‫و چند تا هنری انگلیسی بعد،

‫هنری هشتم به طور رسمی...

‫ولز و انگلیس رو تحت یه ‫سیستم سیاسی متحد کرد.

‫خیلی خب،‌ میریم جلو تا ‫به قرن نوزدهم برسیم...

‫جایی که توی جاده‌های ‫خصوصی از کارگرهای ولزی...

‫عوارضی گرفته می‌شد.

‫آشوب‌هایی به پا شد...

‫که مشهورترین اون‌ها آشوبگری‌های ربکا بود،

‫که از روی جمله‌ای از کتاب پیدایش ‫نامگذاری شده بود که در اون...

‫به ربکا وعده داده شده بود...

‫که نوادگان او "دروازه‌های...

‫کسانی که از آنها متنفر ‫هستند را تسخیر خواهند کرد."

‫که مثل آهن سفت و سخت بودن.

‫اما نه به اندازه‌ی ولزی‌ها.

‫خدایا منو به‌خاطر این تشبیه بی‌نمک ببخش.

‫از معادن غنی این سرزمین برای...

‫پیشرفت انقلاب صنعتی استفاده شد...

‫و این استخراج منجر به ‫یک تغییر بزرگ در قرن ۱۹ ولز شد...

‫که اقتصاد مبتنی بر کشاورزی...

‫جای خودش رو به صنعت داد.

‫و در همین حین اعتراضات پرطرفداری...

‫برای حقوق کارگران صورت گرفت.

‫به عبارت دیگه، مردم واقعا تونستن...

‫دروازه‌ها رو تسخیر کنند.

‫و خیلی از اون آدما،

‫به زبان ولزی حرف میزدن.

‫علیرغم صدها سال تجاوز و ‫سرکوب ولزی‌ها توسط انگلیس،

‫زبان ولزی دووم آورد و هنوز یک سوم ‫جمعیت ولز از این زبون استفاده می‌کنن.

‫امروز ولز به عنوان بخشی از ‫ممالک متحد بریتانیا باقی مونده،

‫و مانند اسکاتلند و ایرلند شمالی...

‫بعضی از شاخصه‌های...

‫یه مملکت واقعا مستقل رو نداره. ‫[مثلا سیاست خارجی نداره]

‫اما ولز به کارش ادامه میده...

‫در حالی که اونا برای ولزی بودنشون ‫احترام قائل هستن...

‫و جشن‌هایی مانند روز سنت دیوید ‫رو برگزار می‌کنن،

‫این مناسبتی هست که شما به ‫جشن میرید،‌ موسیقی می‌نوازید،

‫و یه تره قرنگی به یقه‌ی خودتون ‫سنجاق می‌کنید.

‫چون... نمی‌دونم، سنت‌ها هر جا که برید...

‫عجیب و غریب و زیبا هستند.

‫و البته ورزش‌های ولزی هم داریم.

‫فوتبال ولز آهنگ اعتراضی "یوما او هید" ‫رو احیا کرد...

‫که از مقاومت مستضعفین تجلیل می‌کنه.

‫"ما هنوز این‌جا هستیم،‌ علیرغم همه‌کس...

‫و همه چیز، ما هنوز این‌جا هستیم."

‫و همه‌ی این وقایع تاریخی...

‫مهمترین رویداد در تاریخ ولز رو رقم زدن،

‫که البته وقتی بود که...

‫تیم رده پنجمی ورکسام توسط رایان رینولدز...

‫و دوستش که همیشه در حال ورزشه...

‫اما با این حال به جذابی رایان رینولدز ‫نیست خریده شد.

‫ممنون که کلاس فشرده رو تماشا کردین.

‫برمیگردیم پیش شما،‌ راب و رایان.

‫وای خدا، من عاشق تاریخم.

‫اون چیه؟ اونو از کجا گرفتی؟

‫- چی؟ ‫- اون عینک و...

‫این منوی ناهاره و اینا تقلبی هستن.

‫من یه چیزی برای دستام می‌خوام.

‫من فکر می‌کنم که ولز شاید...

‫"از هوا همیشه توی فیلادلفیا آفتابیه" ‫قدیمی‌تر باشه، راب.

‫یا این‌که تو به دوربین چشمک زدی، رایان.

‫وای خدا، من عاشق اینم به دوربین چشمک بزنم.

‫در قسمت بعد دوست خوبمون ‫مکسین هیوز به ما کمک می‌کنه...

‫که یه چیز خاص رو بپزیم.

‫به برنامه‌ی "ولش اور الس" خوش برگشتین،

‫ما به بهترین غذاهای ولزی می‌پردازیم.

‫امروز مالکین...

‫باشگاه فوتبال شمال ولزی... ‫[غذاهای قدیمی ولز در پاتیل پخته می‌شد]

‫اژدهایان سرخ ورکسام...

‫و ستارگان هالیوود، رایان رینولدز ‫و راب مک‌الهنی به ما ملحق شدند.

‫چرا من باید پیش‌بند بپوشم...

‫- و تو نپوشیدی؟ ‫- چون تو...

‫کاری که بهت میگن رو می‌کنی، برای همین.

‫هی، پسرا؟

‫من پیش‌بند رو در میارم.

‫خب، من خیلی هیجان دارم...

‫که آشپزی ولزی رو با همه به اشتراک بذارم.

‫- شماها آماده هستین؟ ‫- آماده‌ام.

‫- آره. ‫- هیجان زده‌ام.

‫مکسین، تو فقط...

‫یه مترجم فوق‌العاده ولزی نیستی.

‫تو یه روزنامه‌نگار هم هستی.

‫من یه روزنامه‌نگارم، آره. ‫من توی واشنگتن دی‌سی زندگی می‌کنم.

‫من چند ساله اون‌جا زندگی می‌کنم.

‫من اکثرا روزنامه‌نگاری سیاسی انجام میدم،

‫برای همین کارم با سر و کار ‫داشتن با شماها فرق داره.

‫دی‌سی‌ اصلا یعنی چی؟

‫من بیشتر از مارول خوشم میاد. ‫[مورون به زبان ولزی یعنی هویج]

‫می‌دونم. می‌دونم.

‫الان توی دنیا...

‫چند نفر ولزی زبان داریم؟

‫به نظرم حدود یه میلیون نفر،

‫که تعداد خیلی خوبیه...

‫چون ما یه کشور خیلی کوچیک‌ هستیم،

‫حدودا ۳.۸ میلیون جمعیت داریم.

‫و این روند داره خوب پیش میره.

‫و امروز... تو می‌خوای به ما...

‫یکم آشپزی ولزی...

‫با دسر زبان ولزی یاد بدی.

‫من فکر کردم که ما با پخت...

‫یکی از غذاهای مورد علاقه‌ام شروع کنیم.

‫این یه غذای خیلی سنتی ‫به اسم کاول گوسفند هست.

‫میشه بگید کاول؟ ‫[کاول غذای ملی ولز در نظر گرفته میشه]

‫- کاول. ‫- کاول.

‫توی زبان ولزی به معنای آبگوشت هست.

‫اگه اشتباه نکرده باشم توی ولز...

‫گوسفندهای زیادی هست،‌ ‫درسته؟ این یه حیوون...

‫- آره. خیلی معموله. ‫- معمولی هست.

‫آره، دامداری گوسفند ‫توی ولز خیلی رونق داره.

‫بیاید ببینیم.

‫ما علف داریم.

‫ما بارون داریم.

‫ما یه آفتاب دوست داشتنی داریم.

‫ما آب و هوای گرم داریم.

‫و اینا دقیقا چیزاییه که یه گوسفند می‌خواد.

‫توی ولز بیشتر از آدم گوسفند هست. ‫[تعداد آدما ۳.۱ میلیون - تعداد گوسفندا ۱۰ میلیون]

‫خیلی بیشتر گوسفند هست.

‫[جان هیوز]

‫پدرت چه کاره بود؟

‫پدرم دامدار گوسفند بود.

‫پدربزرگت چه کاره بود؟

‫هر دو پدربزرگم دامدار گوسفند بودن.

‫- پدر پدربزرگت چه کاره بود؟ ‫- دامدار گوسفند بود.

‫فکر می‌کنی جدت چه کاره بود؟

‫خب، بدون شک اون دامدار گوسفند بود.

‫پاپی!

‫اینا ساعت ۵ صبح امروز به دنیا اومدن.

‫این‌جا رو ببین.

‫چی صدات کنیم؟

‫مک‌الهنی چطور تلفظ میشه؟

‫راب مک‌الهنی.

‫تو رو چی صدا کنیم؟

‫تو رو چی صدا کنیم...

‫خوشگل کوچولو؟

‫اوه، این یه پسره.

‫ما اینو رایان رینولدز صدا میزنیم، خوبه؟

‫برید عزیزای من.

‫این رابه.

‫برو! یه رهبر باش! دنبال گله نرو!

‫صبح خوبیه.

‫راب کوچولوی بیچاره.

‫نه، اون رایانه.

‫- اون رابه. ‫- اون قطعا رایانه.

‫این گوشت گوسفند زیباییه.

‫احتمالا رابه.

‫یه غذای دیگه هست به اسم کیک ولزی.

‫- بیا اونو درست کنیم. ‫- بیا کیک ولزی درست کنیم.

‫- کیک ولزی؟ ‫- آره.

‫خیلی خب.

‫خیلی خب، اینا کیک ولزی هستن.

‫توی ولز ما اینا رو "پیکا آر ی ماین" ‫صدا می‌زنیم.

‫- پیکارایاماین؟ ‫- پیکارماین.

‫- آر ی ماین. ‫- آراماین.

‫- آرماین. ‫- آر ی ماین.

‫اونا توی ولز خیلی معروفن.

‫ما اونا رو توی روز سنت دیوید می‌خوریم.

‫اما هر موقع از سال هم میشه خوردش. ‫[سنت دیوید اسقف مانو در قرن ششم بود.]

‫اونا یه چیزی بین...

‫پنکیک و کیک چای هستن و...

‫- آماده‌اید که درستش کنیم؟ ‫- بیا انجامش بدیم.

‫یاد بگیریم چطور درستشون کنیم؟‌ خوبه.

‫ما الان می‌خوایم یکمی ‫ولزی یاد بگیریم، باشه؟

‫- باشه. ‫- خوبه.

‫خب آرد یا بلاود خودتون رو بردارین.

‫ما آرد رو توی کاسه می‌ریزیم.

‫خیلی خب.

‫شکر. شوگورنساف.

‫بعد شکر رو اضافه می‌کنیم.

‫خیلی خب.

‫- یکمی ادویه یا اسبیس. ‫- اسبیس

‫یکمی ادویه اضافه می‌کنیم. خب؟

‫[مل سی خواننده عضو گروه اسپیس ‫گرلز سال ۲۰۰۴ به ولز نقل مکان کرد.]

‫و بعد ما میوه‌ای که داریم...

‫- یا همون کشمش رو اضافه می‌کنیم. ‫- خیلی خب.

‫و ما منن...

‫یا کره رو به همراه چربی اضافه می‌کنیم.

‫من از چنگالم یا همون فورک استفاده می‌کنم.

‫- فورک؟ ‫- فورک.

‫- فوک؟ [شبیه یه فحش گفت] ‫- این یه برنامه‌ی خانوادگیه.

‫- ما بوق میذاریم روش. ‫- راب، وسط کلمه حرف "ر" هست.

‫- یه "ر" وسطش هست. ‫- این یه برنامه‌ی خانوادگیه.

‫- فورک. ‫- فاک.

‫فارک رو وارد می‌کنیم.

‫خیلی خب.

‫خیلی خب، منن رو میریزیم توی کاسه.

‫می‌تونی از قاشق یا لوی استفاده کنی.

‫- می‌تونی بگی لوی؟ ‫- لوی.

‫چطور می‌تونی بدون...

‫حس می‌کنم من کلی تف کردم این‌جا...

‫می‌دونی چیه؟‌ بیاید دستاتون رو...

‫بکنید اون تو و شروع به مخلوط کردن بکنید.

‫کمسگی. می‌تونید بگید کمسگی؟ ‫[کمسگی: مخلوط کردن]

‫کمسگی.

‫به نظرم خیلی خشکه. ‫[۶ رستوران توی ولز ستاره میشلن دارن]

‫برای تو خیلی داغونه.

‫- آره. ‫- بذار برای تو رو ببینیم.

‫مال تو چی شده؟

‫چطور به زبان ولزی بگم که ‫"کره...

‫نرم نیست"؟

‫نید یور منن ین فدل.

‫عالیه.

‫خب الان اینو باید پهنش کنیم.

‫لازم نیست خیلی صافش کنید.

‫خیلی خب، کاتر خودتون رو بردارید.

‫این یه دایره هست. کیلخ

‫کیلخ.

‫یه دایره‌ی کوچیک درست می‌کنیم.

‫ما اونا رو می‌پزیم. کوکینیو. پختن.

‫بیاید اونا رو بذاریم. خوبه. ‫[درامر بند "جیمز" اهل ورکسامه]

‫یکمی جلز و ولز می‌کنه. ‫[بند جیمز رو یادتون نیست؟]

‫خوبه. ‫[چرا یادتونه، می‌خواید شرط ببندیم؟]

‫خیلی خب.

‫الان از نظر من که این شبیه یه کیک ولزیه. ‫[خیلی خب، الان می‌بینی]

‫شبیه که... خب، بوی یه ‫کیک ولزی رو میده.

‫وقت برگردوندنشونه. ‫[گفتم که یادتونه]

‫میشه دوباره بگی چطور میشه گفت کیک ولزی؟

‫پیکای ار ی ماین.

‫- خوبه. ‫- یکم سخته گفتنش.

‫اگه توی یه جمله اینو بگی چجوری میشه؟

‫بذار یه جمله به ذهنم بیاد.

‫خیلی خب...

‫کیک ولزی توی شمال ولز خیلی محبوبه.

‫اما اون گرسنگی همسراتون رو ‫برطرف نمی‌کنه...

‫در حالی که بدنشون...

‫برای یه رابطه‌ی سالم...

‫و لمس یه مرد واقعی له له میزنه.

‫این زیبا بود.

‫مثل یه شعر بود.

‫آها، آره. آره.

‫فکر می‌کنی اینا آماده هستن؟

‫خوب به نظر میاد.

‫- بارود ای فیتا؟ [آماده‌ی خوردنه؟] ‫- بارود. [بارود ای‌ فیتا شخصیت جنگ ستارگان نیست]

‫- آماده‌ی خوردنه؟ ‫- اونا رو برداریم؟

‫- آره. ‫- بیاید ببینیم.

‫خیلی خب، اینا خوب به نظر میان.

‫این یکی مال توئه، رایان.

‫بذار... مال راب رو جدا کنیم.

‫من روش شوگور میریزم. ‫[شوگور: شکر]

‫- شوگور. ‫- آره.

‫"افتضاح" به زبون ولزی چی میشه؟

‫اوفنادوی.

‫- اوفنادوی. ‫- "احمق" به زبان ولزی...

‫- چی میشه. ‫- تومفت.

‫توم فت.

‫- من یکی از اینا رو امتحان می‌کنم. ‫- و چطور میگی...

‫مثلا بیا "افتضاح"...

‫و "احمق" رو توی یه جمله به کار ببریم.

‫خیلی خب، یه جمله.

‫چرا نمی‌تونین مثل آدمای عادی ‫بحران میانسالی داشته باشین...

‫و یه پورشه بخرین؟

‫چرا باید میومدین باشگاه بزرگ فوتبال ما ‫رو می‌خریدین؟

‫من چند گوی هاکی دیدم که از شما احمقا...

‫بیشتر در مورد فوتبال حالیشونه.

‫تو بحران میان‌سالی داری؟

‫تو هاکی بازی می‌کنی؟

‫این برنامه‌ی "اسپورتس سنتر" هست.

‫امشب در برنامه‌ی اسپورتس سنتر ‫می‌بینیم که...

‫آیا اژدهایان سرخ رکسام می‌تونن...

‫از شر باخت‌های پیاپی خودشون راحت شن؟

‫ما به چند تا عکس از گذشته ‫نگاه می‌کنیم که توی اونا...

‫من و رایان در حال ورزش کردن ‫هستیم و در مورد اونا نظر میدیم.

‫و ما ۱۰ تا بازی برتر ‫تا این‌جای سال رو...

‫نام می‌بریم.

‫همه به برنامه‌ی بزرگ ما خوش اومدین.

‫من راب مک‌الهنی هستم،

‫در حال دارم حاضر رویای کودکیم رو...

‫در مورد مجری‌گری یه قسمت از ‫اسپورتس سنتر محقق می‌کنم.

‫و من رایان رینولدز هستم ‫و دارم رویای کودکیم رو...

‫در مورد پوشیدن یه کت شلوار و رفتن سر کار ‫و نشستن پشت یه میز رو محقق می‌کنم.

‫هنوز توی برنامه‌ی اسپورتس سنتر هستیم.

‫به برنامه‌ی...

‫- اسپورتس سنتر خوش اومدین. ‫- اسپورتس سنتر خوش اومدین.

‫از زمان تصاحب باشگاه ‫توسط ما و جمع شدن استعدادها،

‫صادقانه بگم که اژدهایان سرخ ‫دچار مشکلاتی بودن.

‫آره، ما در جایگاه هفتم هستیم،

‫و در برابر تیم‌هایی ‫می‌بازیم که باید اونا رو ببریم.

‫این دقیقا اون‌جوری که ‫پیش‌بینی کرده بودیم پیش نمیره.

‫نه، ما از نظر مالی داریم ‫تا سر حد مرگ ضرر میدیم.

‫- آره. ‫- به‌خاطر حماقت خودکرده...

‫- و برنامه‌ی تجاری غیرمعقول. ‫- آره.

‫و به اطلاع شماهایی که توی...

‫دنیای ورزش نیستید برسونم که... ‫توی ورزش قراره برنده بشید.

‫- این کمک کننده هست. ‫- ما توی جایگاه هفتم هستیم،

‫در حالی که به نظر میاد استاکپورت...

‫تیمیه که باید توی لیگ ملی اونو شکست بدیم.

‫بیاید به بازی اول ورکسام در ‫برابر استاکپورت یه نگاهی بندازیم.

‫ما به اجلی پارک میریم جایی ‫که مردم آروم و قرار ندارن...

‫همین‌طور بازیکنا.

‫در دقیقه‌ی اول...

‫استاکپورت کانتی یه پرتاب انجام میده...

‫که منجر به یه فرصت برای گل میشه...

‫اما این توپ به سادگی ‫توسط راب لینتون گرفته میشه...

‫که توپ رو به عمق زمین و برای ‫پاول مولین در حال فرار می‌فرسته...

‫که دقیقا کاری رو انجام ‫میده که پاول مولین انجام میده...

‫توپ رو به داخل دروازه می‌فرسته.

‫طرفداران ورکسامی که برای ‫دیدن بازی به اون‌جا سفر کردن...

‫خیلی هیجان‌زده هستن و ‫مطمئنم ۱۰۰ درصد هشیارن.

‫۲۳ دقیقه‌ بعد مک‌آلیندن...

‫یه توپ عالی به مولین رو ‫میده که پاشو عوض می‌کنه...

‫و یه فرصت عالی برای گل زدن بدست میاره.

‫توی نیمه‌ی بازی ما یک هیچ ‫جلوییم. وای خدا ما عالی بودیم.

‫این یکی رو بردیم، مگه نه،‌ راب؟

‫اشتباه می‌کنی!

‫چون ما مثل سگ تو این بازی باختیم،‌ رایان.

‫آره، طرف کرنر میزنه...

‫- و این مردک... ‫- اوه، فهمیدم.

‫با سرش به توپ ضربه میزنه و اونا گل میزنن.

‫- اون یارو. ‫- آره، این...

‫- این عالیه. ‫- آره، این عالیه.

‫منظورمون از عالی اینه که یه ‫خر با جفتک بزنه توی بیضه‌هات.

‫البته هشدار لو رفتن نتیجه، فکر کنم...

‫برام مهم نیست. برام مهم نیست.

‫چون من مجری هستم و من می‌تونم...

‫هر کاری بخوام بکنم.

‫و در حالی که ۱۰ دقیقه ‫تا پایان بازی مونده...

‫این مردک از سمت چپ میاد.

‫اون توپ رو میده به اینی که سمت راسته.

‫وای، این خیلی بده!

‫- اینم شوت میزنه. ‫- شوخیت گرفته.

‫و توپ از پنج نفر از بچه‌های ‫ما رد میشه و میره تو گل.

‫- این خیلی دردناکه. ‫- و بعد بازی تموم میشه...

‫- چون اونا برنده شدن. ‫- گل.

‫ما همش می‌بازیم.

‫ما خیلی توی باخت مهارت داریم.

‫وای خدا، ما بهترینیم.

‫اما فقط چون اژدهایان...

‫هنوز با تمام قدرتشون بازی ‫نمی‌کنن به این معنا نیست که...

‫ما بازی‌های فوق‌العاده‌ای نداشتیم.

‫درسته. این یه تلاش تیمی بوده.

‫و ما لیست ۱۰ بازی برتر...

‫تا این‌جای سال رو جمع کردیم.

‫شماره‌ی ۱۰، آقای پاول مولین توپ رو...

‫گوشه‌ی دروازه می‌کاره.

‫وای پسر، اون مثل آب خوردن انجامش میده.

‫شماره‌ی ۹، کم گرین با یه...

‫پای چپ زیرکانه.

‫شماره‌ی ۸،

‫دیور انگس، با یه عکس‌العمل سریع.

‫کارت خوب بود،‌ دیور.

‫شماره‌ی هفت،

‫پاول مولین توپ رو در ‫پنالتی به دروازه کوبید.

‫اون توپش رو بر میداره و به خونه میره.

‫شماره‌ی ۶،

‫دیوید جونز از یه میلیون مایل دورتر...

‫شوتش از دروازه‌بان رد میشه و به گل میره.

‫شماره‌ی ۵، پاول مولین ‫از سرش استفاده می‌کنه.

‫صحبت سر زدن شد،

‫سر جوردن دیویس در مکان مناسب...

‫و زمان مناسب بود و به ‫خوبی هم ازش استفاده کرد.

‫در شماره‌ی ۳،

‫توپ پاول مولین مثل یه رقاص قر میده...

‫و بعد هم یکم کری می‌خونه.

‫شماره‌ی ۲،

‫اگه فکر کردین فقط بند گلوری بویز هست...

‫که افتخارآفرینی می‌کنه، راب لینتون...

‫بهترین نجات دروازه‌ی فصل رو انجام میده.

‫و بعد اون دو کلمه به...

‫حریفش میگه.

‫این یه برنامه‌ی خانوادگیه، راب.

‫و شماره‌ی یک،

‫پاول مولین دوباره از سرش استفاده می‌کنه.

‫می‌دونید، اغلب اوقات اسپورتس ‫سنتر تمرکز خودش رو...

‫روی ورزش حرفه‌ای میذاره.

‫اما خیلی از ما وقتی خیلی ‫جوون‌تر هستیم ورزش حرفه‌ای رو...

‫کنار میذاریم.

‫خب، با کمک بابای راب،

‫من فیلم‌هایی از ورزش کردن راب رو...

‫وقتی که یه بچه بود بیرون کشیدم.

‫فکر کنم می‌دونی قراره ‫چی رو شاهد باشیم، راب.

‫- تحقیر خفت‌بار. ‫- کاملا.

‫بیاید به فیلادلفیا در دهه‌ی ۹۰ بریم.

‫خیلی خب، اگه نمی‌دونید ‫راب اون کوچولوئه هست.

‫میشه الان در مورد این حرف بزنیم؟

‫من کوچولو نیستم.

‫فقط تو به طرز غیرمعمولی بزرگی...

‫و من توی این برنامه دائما کنار تو ایستادم.

‫خب، هامفری چی؟

‫هامفری؟ هامفری یه غوله.

‫نمی‌تونی منو با هامفری مقایسه کنی.

‫خیلی خب، می‌دونی چیه؟ ‫من توی برنامه عادی به نظر میام.

‫شماها کسایی هستین که مثل...

‫کودن‌های هیکل گنده به نظر می‌رسید.

‫برنامه‌های دیگه‌ام رو ببینید...

‫جایی که من کنار آدمایی ‫با اندازه‌ی معمولی ایستادم.

‫دیدی؟ پس همه چی نسبیه.

‫اما حرف زدن در مورد من کافیه، رایان.

‫بیا در مورد تو و گذشته‌ات حرف بزنیم.

‫چون من با مادرت حرف زدم.

‫و من چند تا عکس...

‫از دوران بازیت پیدا کردم.

‫و فکر کردم خوبه که ‫همه‌مون با هم ازش لذت ببریم.

‫اوه. ممنون، مامان.

‫بیاید بهشون یه نگاهی بندازیم.

‫و این‌جا تو داری در چیزی که...

‫بدترین زمین فوتبالی که ‫تا حالا دیدم به نظر میاد...

‫دروازه‌بانی می‌کنی.

‫این خیلی بد نبود.

‫۸۰ درصدش شن بود و ۲۰ درصدش شیشه خورده.

‫که باعث میشد قدر شن رو بدونی.

‫کی داره عکس رو می‌گیره، رایان؟

‫بابام، اگه زوم کنید...

‫می‌تونید منو ببینید که دنبال تایید اونم.

‫هنوز دنبال اینم.

‫این یکی اون‌قدر غم‌انگیزه ‫که من بیخیالش میشم.

‫فردا شب کل برنامه رو ‫به یک بررسی موشکافانه...

‫در مورد این‌که چه اتفاقی ‫برای ورکسام رابین افتاد،

‫که نماد محبوب ورکسام برای چندین دهه بود...

‫تا وقتی که به طرز اسرارآمیزی ‫در سال ۲۰۱۳ ناپدید شد...

‫تا جای خودش رو به اژدهای پویاتر...

‫و دوستانه‌تر بده.

‫من شنیدم که بچه‌ها عاشق اژدها هستن.

‫خیلی دوست داشتنیه. شب همگی بخیر.

‫نه، یه بخش دیگه هم داریم.

‫چی؟

‫یه بخش دیگه هم داریم، پس...

‫- خودت می‌تونی انجامش بدی؟ ‫- نه!

‫من نمی‌تونم تنها انجامش بدم... ‫این یه کار دو نفره هست.

‫وای خدا، چه‌قدر غر میزنه.

‫تو جات توی همون شهر بریستول کنتیکته.

‫[شب‌های ولز]

‫قشنگ بود.

‫وای. به شب‌های ولز،

‫تنها برنامه‌ی شبانه‌ای که ‫شمارش گوسفند‌ها رو...

‫به عنوان بخش مهمی از آمارش ‫حساب می‌کنه خوش اومدین.

‫- این افتضاح بود. ‫- وحشتناک بود.

‫امشب ما به یک مهمون ولزی...

‫خیلی ویژه خوش آمد میگیم،

‫اما قبلش ما در حالی که ‫موسیقی پخش میشه راه میریم،

‫چون فکر کنم این برنامه‌ها ‫این‌جوری اجرا میشه.

‫آره، بیا راه بریم.

‫اوه؟

‫کی روی صندلی میشینه؟ ما...

‫احتمالا بهتر بود قبل ‫این‌که ما بیایم در موردش...

‫- آره. ‫- حرف میزدیم...

‫چون مردم منتظرن...

‫می‌خوای برای گرفتنش ‫روشمبوی ولزی انجام بدیم؟

‫روشمبوی ولزی چیه؟

‫"روشمبوی ولزی چیه؟"

‫عجب احمقی.

‫می‌بینم که در مورد روشمبوی ولزی شنیدی.

‫خب، من حس می‌کنم از ‫تو اطلاعات بیشتری دارم.

‫تو چه حسی داری،‌ رایان؟

‫من حس می‌کنم کمربند مشکی ولز ‫رو دارم،‌ راب.

‫هیچ برنامه‌ای در مورد ولز...

‫بدون آواز خوندن کامل نیست.

‫ولز به عنوان سرزمین آوازها شناخته شده.

‫برای خاتمه دادن به برنامه‌مون، لطفا...

‫به اسطوره‌ی ولزی، شارلوت چرچ خوش آمد بگید.

‫سلام. سلام.

‫حالت چطوره؟ بیا.

‫از دیدنت خوشحالم.

‫سلام،‌ راب. چطوری؟

‫- تو چطوری؟ ‫- اه، عالیم.

‫به "به ورکسام خوش اومدین" خوش اومدی.

‫- ممنون. ‫- گفتنش بامزه‌ست.

‫به "به ورکسام خوش اومدین" خوش اومدی.

‫این چیزیه که من باید بگم چون من مجریم.

‫ببخشید، من این‌جا نقش اد مک‌ماهون رو دارم. ‫[کمدین و مجری برنامه‌های تلویزیونی]

‫- آره. ‫- ممنون که برای این برنامه...

‫به این‌جا اومدی. ما خیلی ممنون هستیم.

‫وای. این باعث افتخار منه.

‫تو اهل کدوم قسمت ولز هستی؟

‫من اهل کاردیف هستم. جنوب ولز.

‫اولین باری که یادت میاد...

‫گفتی "من می‌تونم آواز بخونم...

‫نه آواز معمولی، من می‌تونم...

‫خیلی خوب آواز بخونم." کی بود؟

‫وقتی بود که حدود ۳ سالم بود.

‫من از مهد کودک اومدم خونه و من...

‫هر کلمه‌‌ای از هر آهنگی که ‫تو رادیو پخش میشد رو بلد بودم.

‫فکر کنم وقتی که فهمیدم...

‫زمانی بود که بابت این به من توجه میشد.

‫وقتی که من حدود...

‫رایان هیچی در این مورد نمی‌دونه.

‫نه، من چیزی در مورد...

‫بچه‌های من فقط آهنگ "بچه کوسه" ‫رو می‌خونن.

‫و هیچ توجهی به اونا نمیشه.

‫ این واقعا... افتضاحه.

‫همسرم بلیک توی یه فیلم بازی کرد که...

‫اسمش "شلوز" بود و توش یه کوسه...

‫- بهش حمله می‌کنه. ‫- وای.

‫و من گفتم، "آره، شماها واقعا...

‫از بچه کوسه خوشتون میاد؟"

‫- "نظرتون در مورد این چیه؟" ‫- وای نه!

‫وای نه، شوخی می‌کنی تو این کارو نکردی.

‫شاید... نه،‌ من چنین کاری نمی‌کنم. ‫[بی‌صدا میگه که کرده]

‫تو سه تا دختر کوچیک داری، مگه نه؟

‫- آره، آره. ‫- چه ناز.

‫من ۲ تا دختر بزرگ دارم، ۱۳ ساله و ۱۴ ساله،

‫- و یه کوچولو. ‫- وای

‫به ما افتخار میدی...

‫که برامون یه آهنگ بخونی؟

‫من خیلی مشتاقم که براتون آواز بخونم.

‫و من می‌خوام به عنوان یه تشکر...

‫از طرف هر کسی که توی ولز ‫هست براتون آواز بخونم، پس...

‫ما داریم بهترین اوقات زندگی ‫خودمون رو سپری می‌کنیم.

‫واقعا همین‌طوره...

‫این فوق‌العاده و به همون مقدار جالبه.

‫و ما می‌خندیم و...

‫هر جور کاری می‌کنیم...

‫و این خیلی لذت بخشه...

‫اما گرمایی که حس کردیم...

‫و پذیرفته شدنی که ما ‫از کل این ملت حس کردیم،

‫جدا از خودش شهر ورکسام حیرت‌آور بوده.

‫آره. به نظر من...

‫هر کسی که اهل ورکسام هست...

‫و کلا هر کسی که اهل ولز هست،

‫یه سفیر ولز حساب میشه.

‫آره،‌ کاملا.

‫یه غرور تزلزل‌ناپذیری هست.

‫- آره، کاملا. ‫- و من فکر می‌کنم...

‫این واقعا فوق‌العاده‌ست.

‫شارلوت، تو امروز چه آهنگی می‌خونی؟

‫امروز من برای شما...

‫یه آهنگ کلاسیک ولزی به ‫اسم "مردان هارلخ" می‌خونم.

‫که فکر می‌کنم خیلی محبوب باشه توی...

‫خیلی.

‫باشگاه فوتبال ورکسام.

‫خب، شروع می‌کنیم.

‫- بله. ‫- مردان هارلخ.

‫[سرود ملی ولز]

‫مترجم: ‫میثم موسویان MeysaM.UnicorN ‫t.Me/unicorn025

‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ‫30nama.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.