Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
با فاصلهی یه مایل از مرکز شهر...
ورزشگاه مشهور ما داره فرو میریزه.
هیچ کسی روش یه قرون هم سرمایهگذاری نکرده.
ددپول رو بیارید...
با راب مکالهنی.
آره، مهم نیست..
یادمه بعد یکی از بازیها رفتم داخل شهر...
من اونجا با اسکوت آشنا شدم.
فکر کنم به یه میخونه رفتیم. [بن جونز - درامر دکلان سوانز]
کل میخونه این آهنگو میخوند. اومدیم بیرون. [بن جونز - درامر بند دکلان سوانز]
من و دوست دخترم رفتیم یه میخونهی دیگه...
کل اون میخونه هم داشتن این آهنگو میخوندن.
بعد من و دوست دخترم رفتیم تاکسی بگیریم...
و ۲۰ نفر مرد توی خیابون بودن...
که با صدای بلند اینو میخوندن.
دوباره بریم، باشه؟
تو یه تلنگری به خودت میزنی و میگی...
"اونا واقعا اینو میخونن؟" "این واقعا آهنگ ماست؟"
هیچ کسی تا حالا آهنگای ما رو نخونده. [مارک جونز - گیتاریست بند دکلان سوانز]
در این سطح نه. هیچ وقت اینطور نبوده.
این باعث میشه واقعا به خودمون افتخار کنیم.
این یه واقعیته که ما دیگه قرار نیست یه ورزشگاه در حال فروریزی داشته باشیم.
دو نفر قراره بیان... [مایکل اسکوت هیت - خواننده اصلی]
و قراره واقعا روی زمین سرمایهگذاری کنن.
اون یه دونر کباب با پخت مدیوم سفارش داد.
این زمین تمیز شده.
براش سرویس بهداشتی گذاشتن...
اگه بخواید بین نیمه یه چیزی بخورید رستوران هست.
خیلی بهتر شده. و زمین!
زمین بازی عین بهترین زمین بازیهای دنیا شده.
فرو میریزه.
هیچ کسی خیلی روش حساب نکرده بود.
ما فقط باید توی ومبلی...
توی مسابقات پلیآف این آهنگو بخونیم تا صعودمون قطعی شه.
و راب مکالهنی.
کمتر از یه مایل دورتر از مرکز شهر.
استادیوم مشهور ما به لرزه در میاد.
سی نما تقدیم میکند 30nama.com
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید officialcinama@
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
مترجم: میثم موسویان MeysaM.UnicorN t.Me/unicorn025
اولین فصل کامل ما...
به عنوان مالکین ورکسام شروع شده،
با این حال هنوز خیلی از مردم نمیدونن ولز کجاست.
درسته، راب.
برای همین ما اینجا هستیم...
که یه درس جغرافی بدیم.
خیلی از مردم فکر میکنن ولز توی انگلیسه.
اینطور نیست، رایان.
این تو منطقهای هست به اسم بقیهی دنیا.
اگه قصد دارین از بقیهی دنیا دیدن کنید...
لطفا سر زدن به ورکسام رو در نظر بگیرید.
این یه تیم افتخاری توی بازی فیفا ۲۲ هست.
حتی با اینکه توی بخش "بقیهی دنیا" هست.
اصلا "بقیهی دنیا" چه کوفتیه؟
این اصلا...
- گرفتیمش. - آره، خوب بود.
خیلی خب.
فکر میکنم اینکه ما امسال موفق بشیم خیلی ضروریه.
حالا معناش اینه که... [راب مکالهنی - مالک ورکسام]
ما باید تا قبل کریسمس توی لیگ برنده بشیم؟
نه، البته که نه.
این بازی در برابر چسترفیلد...
برای ما آزمون بزرگیه.
اونا یه تیم برتر هستن.
برنده شدن توی این لیگ خیلی سخته.
خارج شدن از این لیگ خیلی سخته.
اما فکر میکنم ما باید به صدر جدول بریم...
و جز دو سه تیم برتر بشیم.
هر چیزی پایینتر از این میشه یه شکست بزرگ.
[فروش بلیط های فصل]
- خانم. - سلام!
سلام! صبح بخیر.
صبح بخیر.
چطور میتونم کمکت کنم؟ حالت چطوره؟
من خوبم، ممنون.
خیلی خب، من...
ببخشید که معطل شدی.
من اولین بار وقتی ۱۵ سالم بود به تماشای بازی رفتم...
فقط بهخاطر اینکه یه پسری از مدرسه منو برد.
هیچ کسی توی خانوادهی من اصلا از فوتبال خوشش نمیومد.
و اگه بخوام صادق باشم فکر کنم دفعهی اول از لج اونا رفتم.
[آنت گاردنر - خدمه افتخاری ورکسام]
و از اون روز من درگیرش شدم.
این صندلی منه، جی۱۳۱.
من با دوستام یعنی جن و جنت و شیلا اینجا میشینم.
ما به عنوان اژدهایان شناخته میشیم.
ما همیشه با خوراکی پای چیپس و گریوی خودمون قبل بازی...
اینجا هستیم...
وقتی انتظار یه گل رو داریم...
اونا رو یه جایی میذاریم.
و من چندین بار چای خودم رو...
تقسیم کردم...
با کلایو، که اینجا میشینه.
امسال دهمین سالگرد فوت شوهرمه.
اون سر کارش پشت میز سکتهی قلبی کرد...
و به خونه نیومد.
بچههای من ۱۴ و ۱۲ ساله بودن.
وقتی شوهرم مرد...
دوستایی که از طریق فوتبال پیدا کرده بودم...
اومدن سراغم که ببینن حالم خوبه یا نه.
وقتی مستقل زندگی میکنی...
دونستن این که آدمایی هستن که هواتو دارن خیلی خوبه.
اونا مثل یه خانوادهی فوتبالی هستن.
من یه طرفدار دو آتیشهی ورکسام هستم.
هر وقتی که اضافه میارم فیفا بازی میکنم...
با تیم کامل ورکسام.
خیلی طرفدار اون باشگاهم. [سم هالتون - طرفدار ورکسام]
چه توپی گرفتی لینتون!
هر بازیای که بتونم برای تماشاش برم میرم.
اگه بازی میزبان باشه، بعد مسابقات...
من میرم در پشتی تا بازیکنا رو...
وقتی میان بیرون ببینم.
من امضای رکفورد و امضای دیبل رو دارم.
من این تابلو رو هم درست کردم که روش نوشته...
"پاول مولین، میتونم لباست رو داشته باشم؟"
موفق نشدم، اما عیبی نداره.
وقتی حدود ۸ سالم بود رفتم بازی ورکسام رو ببینم.
این اولین بازی من بود. خیلی فوقالعاده بود.
و من دیدم که دروازهبانها چطوری هستن...
حسی که بعد از گرفتن توپ اونا به من دست میداد،
من میخواستم همون حس رو داشته باشم.
وقتی گل میزنی حس خوبیه،
اما به گرفتن توپ نمیرسه.
فکر میکنی ما صعود کنیم؟
اگه به تلاش ادامه بدیم، آره. [کودی هیوز - طرفدار ورکسام]
فکر میکنی بتونیم بازی بعدی رو ببینیم؟
اگه بابام بتونه بلیط بازی رو بگیره.
چند تا؟
- دروغ نگو! - به جان تو.
به جان تو.
به خدا.
دستا مهمه، رفیق.
اوه.
- مگه این کارو نمیکنیم؟ - این چه حرفی بود؟
مگه گرم نمیکنیم خودمونو؟
آره، فقط گرم کردنه، راب.
دروازهبانها گونهی متفاوتی هستن...
نسبت به بقیهی بازیکنا. [لی باتلر - مربی دروازهبانها]
ما دوست داریم کسی کاری به کارمون نداشته باشه.
چپ!
زدمش! ایول پسر!
چپ!
دیبز اینجوریه.
اون...
اون لهستانی میفهمه ولی انگلیسی نمیفهمه.
راست!
دیو!
چه کار میکنی راب؟
من گیج شدم.
باشه، میشه به زبون انگلیسی ادامه بدیم؟
پس وقتی میگه راست، منم سمت راست پرت میکنم.
- دو تا سمت چپ. - سمت راست کیه؟
یعنی چی؟
من سمت راستم!
تو سمت چپی.
این سه تا باهوشترین دروازهبانهایی هستن که تا حالا دیدین.
من راستم.
مردم میگن ما دروازهبانها خل و چلیم.
من واقعا خودمو یه آدم عادی میدونم. [راب لینتون - دروازه بان - شماره ۱]
من تفاوتی بین خودم و بقیه حس نمیکنم.
دستا، دماغ، چونه، سینه، دستا.
راب لینتون یه بازیکن با عملکرد ثابت و پایداره.
راب شخصیت قویای هم داره.
من توی تمرین و زمین از صداش خوشم میاد.
اون بازیکنهای اطرافش رو مدیریت میکنه.
که قابلیت خیلی خوبیه.
آره، راب. لطفا برای ما...
برو توی دروازه.
به همون اندازهای که مهاجما لحظات بزرگی رو ایجاد میکنن...
مهمه که دروازهبانها هم این قابلیت رو داشته باشن.
دروازهبان شما باید اونی باشه که حس میکنید...
میتونه یه توپگیریای رو داشته باشه که باعث پیروزی بشه.
- خوبه لینتون. - آفرین راب.
اگه یه نفر که توی پست جلوتر بازی میکنه اشتباهی کنه...
پستهای دیگه میتونن اشتباه اونو جبران کنن.
اگه یه دروازهبان اشتباه کنه، ۹ بار یا ۹.۹ بار از ۱۰ بار...
توپ وارد دروازه میشه.
دروازهبانی توی هر ورزشی سختترین موقعیته. [داوید سپانیاک - دروازهبان - شماره ۳۱]
تو میتونی ۱۰ بار توی بازی توپ بگیری...
ولی وقتی دقیقهی ۹۰ یه اشتباه کنی همه تو رو مقصر میدونن.
این سخته. میتونه سخت باشه. [کریستین دیبل - دروازهبان - شماره ۲۱]
پیش اومده...
من یه اشتباه کردم و شب نتونستم بخوابم.
من میدونم اونا چیو پشت سر میذارن.
من میدونم چجوریه که دو سه دقیقهی...
اول بازی یه اشتباهی بکنی...
و بعد ۸۳-۸۵ دقیقهی بعدی بازی رو...
با مرور کردن اون اشتباه توی سرت بگذرونی...
که گفتنش از انجام دادنش آسونتره.
دارم دستشویی رو نوسازی میکنم.
الان دو هفتهای میشه که مشغولشم...
شبها و بعد تمرین میام سراغش.
من میام خونه...
و اگه خسته نباشم یکی دو ساعت وقت دارم.
بابام از سر کار میاد خونه.
اون میاد اگه لازم باشه به من کمک میکنه.
اگه من چیزیو ندونم بهش زنگ میزنم.
خانوادهی من از طبقهی کارگر جامعه هست، برای همین این کارو میکنم.
من از بابام این کارا رو یاد گرفتم.
کارهای زیادی هست که خودت میتونی انجام بدی.
من الان دیگه پیر شدم.
الان ۳۲ سالمه و احتمالا نتونم لیگ برتر رو ببینم اما...
میخوام تا جای ممکن توی لیگهای بالاتر بازی کنم.
سخته که بگی چی باعث میشه بازیکن لیگ ملی باشی یا لیگ برتر.
بعضی وقتا فقط شانس مهمه.
مصدومیت.
من نمیرم توی زمین که مصدوم بشم.
اما من بدنم رو هر جایی که لازم باشه میبرم و هر کاری لازم باشه میکنم.
این کار منه.
راستش من توی کل عمرم تا همین امسال..
ضربه مغزی و مصدومیت نداشتم.
و حالا توی یه سال سه بار این اتفاق برام افتاده.
۲ بارش در فاصلهی ۱ ماه بوده.
برخورد بدی بود.
اون بازی با براملی بود که مهمان بودیم و من مصدوم شدم...
اولین مصدومیتم توی فصل.
خیلی خوب به نظر نمیاد.
نه. لینتون روی زمین مونده.
و این میتونه برای ورکسام خبر بدی باشه.
راب لینتون افتاده روی زمین و تکون نمیخوره.
وقتی اخیرا ضربه مغزی شدم منو فرستادن پیش یه متخصص سر.
اون به من گفت باید مراقب باشم چون...
این همه ضربه به سر میتونه...
الان چیزی نمیدونیم اما در آینده میتونه اثراتی داشته باشه.
هیچ کسی لازم نیست پولی بذاره.
ددپول و راب مکالهنی رو بیارید.
چهارشنبه چطور پیش رفت؟
چی شد؟ بهت دوز بالاتر دادن؟
وقتی داشتم استرویدهامو تزریق میکردم...
یه درد عمیقی داشتم که میرفت به سمت پایین...
من فکر کردم دارم سکته میکنم و وندی گفت "آروم باش"
من دراز کشیده بودم و تا دو دقیقه داشتم عرق میریختم.
من باید بهشون در مورد این میگفتم و اونا هم نگران شدن و اون گفت...
من باید برم پیش متخصص سرطان.
اونا برگشتن و گفتن "شرمنده، نمیتونی شیمیدرمانی انجام بدی."
باید پنجشنبهی هفتهی بعد بری که متخصص سرطان رو ببینی و من رفتم پیشش.
و اون گفت "ما شیمیدرمانی رو ادامه میدیم.
و یه دور دیگه هم اضافه میکنیم."
برای همین من دیروز یه شیمیدرمانی سنگین داشتم..
تو دیروز دو برابر تزریق داشتی.
اما دیگه قرصهامو ندارم.
پس برای همین باید با استروید اجرا داشته باشم.
مشکلی نداری؟
اما سه دور بعد این توی نوامبر یا دسامبر خلاص میشم.
من سرطان روده داشتم.
اونا توی رودهی من یه غده پیدا کردن.
من ۲ تا جراحی کردم تا از شرش راحت شم.
درسته. تاریخ اجراهای بعدی کی هست؟ [مایکل اسکوت هت - خواننده اصلی دکلان سوانز]
یکشنبه یه اجرا دارم.
باید به پریش بری.
فکر کنم سوانز گیت.
پریش. گلدن لاین.
و بین کریسمس و سال جدید باید کلای ولفر هم بریم. [وندی هت - همسر اسکوت]
خیلی سرت شلوغه، مگه نه؟
آره، من ۲ تا نوبت شیمیدرمانی دیگه دارم.
فردا باید برم و امیدوارم که سوم نوامبر...
تموم کنم.
و امیدوارم دیگه تموم بشه.
بزرگترین لیست آرزوهای قبل مرگت چیه؟
چیز زیادی نیست که بخوام انجامش بدم.
بالای لیستت چیه؟
ورکسام به لیگ فوتبال برگرده.
معلومه که اینو میخوای.
من میخوام که بهتر بشی.
آره. الان حالم خیلی بهتره.
[چسترفیلد در ورزشگاه ورکسام] [۵ اکتبر ۲۰۲۱]
بینیت چطوره؟
درد میکنه؟
واقعا؟
نه.
اگه خیلی بهش ور برم درد میگیره...
اما اگه تو...
- اگه فشارش بدی درد میگیره. - اگه فشارش بدم درد میگیره.
من میخوام روش راینواستروفی انجام بدم.
راینو؟ اسمش اینه؟
- همون که زنها انجامش میدن... - راینوپلاستی [عمل بینی]
راینوپلاستی. من چی گفتم مگه؟
- راینوستروفی؟ - راینو...
سلام. چارلی، بلیطت رو بگیر.
بیا.
شب بخیر، و به باشگاه فوتبال ورکسام خوش اومدین.
ببینیم وقت برگشتن هم اینجوری خوشحالیم یا نه.
فیل، چسترفیلد هم رقیب شما برای صعود در این فصله.
از این بهتر نمیشه، مگه نه؟
آره. این یه فرصت عالی دیگه برای ما هست که جلوی طرفدارامون بازی کنیم.
وقتی توی خونه بازی میکنید باید کار رو برای حریف سخت کنید.
چسترفیلد هم مثل ما میخواد به صدر جدول بره.
بترکون پسر.
من قبل هر بازی استرس دارم.
این مثل آدرنالینه.
اگه قبل بازی استرس نداشتین...
سخت میشد که خودتون رو آماده کنید.
امشب باید توی این نبرد پیروز بشیم.
ما تهاجمی هستیم، ما پیشقدم میشیم...
ما مثبت کار میکنیم، اما روی بازی کنترل داریم.
از امشب لذت ببرید و برید این طرفدارا رو که...
روی صندلیهای پشتتون هستن به وجد بیارین.
زودباشین بریم!
زودباشید بریم.
ورکسام، ورکسام، ورکسام!
تو میخوای جلوی طرفدارا بازی کنی.
این چیزیه که تو رو به فوتبال جذب مکنه...
شور و شوقی که استادیوم ایجاد میکنه.
در آخر من از راب و رایان و گفر...
متشکرم که منو آوردن توی این تیم.
اما پول هیچ نقشی توی زندگی من نداره.
من عاشق گل زدنم.
این اعتیاد منه، گل زدن.
لینتون توپ رو بلند میفرسته، مولین به دنبال توپه.
بهش میرسه اما توپ به جای دیگه میره.
زود اومدی!
توزر هم اونجاست.
توپ به دست رو میخوره.
- اون تو آفسایده! - شیمانگا.
به نظر آفساید میومد!
اما اون پیش میره!
زاویهی بستهای هست، و لینتون خوب جلوش رو میگیره.
توپ توی محوطه بود.
اون توی آفساید نبود؟ نه.
خیلی خب، ادامه بده پسر!
فکر میکنم چسترفیلد داره نبرد فیزیکی...
این بازی رو پیروز میشه.
ضربهی آزاد.
چسترفیلد آمادهی حملهست.
حواستون به اون ۲ تا که عقب هستن باشه.
حواستون به اون ۲ تا عقبیا باشه.
توپ رو به تیرک دورتر میفرسته،
یه ضربهی سر و گل!
چسترفیلد جلو میفته!
تمام.
برای همین باید هشیار باشید.
ورکسام خوب دفاع نکرد.
این برای ورکسام شوکه کننده بود.
چسترفیلد خوب داره بازی میکنه.
در حالی که بازی پیش میره، ما پیش نمیریم.
اولدکر تکل خوبی میزنه.
هی!
گمشو بابا!
این ضربهی آزاد ماست!
این ضربهی آزاد ماست!
توپ رو از دست میده و کلرمن صاحب توپ میشه.
اونم توپ رو به شیمانگا میرسونه.
این یه پنالتیه. باید باشه، مگه نه؟
آره.
داره به یه کابوس تبدیل میشه.
- اونو ول میکرد توپش میرفت کرنر. - نمیدونم.
و ورکسام توی دردسر افتاده.
فکر کنم اون به شیمانگا اجازهی ضربه رو داده.
طرفدارای ورکسام میخوان اونو بترسونن.
توپ بلوکه شد.
لینتون خوب دروازه رو نجات داد.
دیگه چی!
[نیمه اول - ورکسام ۰ چسترفیلد ۱]
ما ۳۸ دقیقه از نیمه رو توی این نیمه از زمین بازی کردیم.
نیمهی خودمون. ما اینجا بازی کردیم.
ما قرار نیست بازی رو ببریم، مگه نه؟
ما قرار نیست بازی رو ببریم.
تنها شانسی که آوردیم اون توپگیری پنالتی بود.
ما یه شانس آوردیم. اونو دو دستی بچسبید.
تا اونجایی که من میدونم کمکاری کردیم.
کم گذاشتیم، کم جنگیدیم.
ما خیلی خیلی بهتر از اینیم.
حتی یه توپ کوفتی هم تو زمین اونا نرفت.
حتی یه هافبک هم با توپ فرار نکرد.
ما شبیه یه تیم پر از فوتبالیست خیکی هستیم!
قبل سرطان من پامو توی بیمارستان نذاشته بودم.
من هیچ وقت خون نداده بودم.
روز شیمیدرمانی...
شما وزن میشید...
اونا اول یه چیزی بهت میدن که اسمش "تخلیه" هست.
و بعد ماده رو وارد بدنت میکنن،
تو اونجا نشستی و بازوت بالا هست...
و یه کیسهی بزرگ کنارته...
پر از چیزایی که وارد بدنت میشه.
تو عملا اون کیسه رو تماشا میکنی و منتظری...
که اون خالی بشه...
و همیشه به ساعت نگاه میکنی.
یه مسکن به من تزریق شد...
از پشت به من تزریق شد... [مایکل اسکوت هت - خواننده دکلان سوانز]
برای همین خیلی از اون وقتا بیهوش بودم.
و آره.
وقتی چشمامو میبندم خیلی فکر میکنم.
خاطرات مدرسه.
من به بابام فکر میکردم.
مامانم چند سال پیش مرد.
نمیتونم تصور کنم این وضع چه قدر برای وندی سخته.
ما خیلی وقت نیست ازدواج کردیم. فقط ۶ سال.
ما خیلی کارا رو با هم کردیم.
اون هم بازیهای ورکسام رو تماشا میکنه.
فوتبال بخش بزرگی از افکارم بود، اما...
من در مورد چیزایی مثل مرگ فکر نمیکنم.
من فکر میکنم "هنوز نمیتونم برم...
چون باید صعود ورکسام رو ببینم."
ورکسام! [نیمه دوم - ورکسام ۰ چسترفیلد ۱]
من کسیم که در لحظه زندگی میکنه و فکر فردا رو فردا میکنه.
هیچ وقت نمیدونی چی در آینده در انتظارته.
توی زندگی همه چیز فقط یه خاطرهست.
ناپدید میشه.
باید وقتی توش هستی ازش لذت ببری.
من به بچههام نگاه میکنم که بالا پایین میپرن...
و من اونا رو توی هوا نگه داشتم.
و من تا جایی که میتونم این لحظات رو غنیمت میشمارم.
برای همین باشگاهی مثل ورکسام رو انتخاب کردم.
چون تو میخوای خاطراتی برای بقیهی مردم بسازی...
تا یه چیزی داشته باشن تا به نوهها و بچههاشون بگن.
توزر توپ رو سمت دروازه میفرسته و لی میرسه سمتش.
و اون وارد دروازه میشه!
ایول! ایول!
و ناگهان ورکسام گل تساوی رو میزنه!
یه ضربه سر از مولین!
آخرین گل بازی.
خیلی خب، تموم شد.
وای.
خسته نباشی!
خیلی ممنون.
فکر میکنم الان دیگه معمولی شدم.
اما اگه توی بستر مرگ بودم...
امیدوارم مردم همیشه اون آهنگها رو یادشون باشه.
به این امید دارم.
ما ۹ بازی از فصل رو پشت سر گذاشتیم...
و هنوز از صدر جدول خیلی فاصله داریم و در جایگاه دوازدهم هستیم.
اما بعد از یه نیمهی اول ضعیف، بهخاطر عملکرد ورکسام...
در نیمهی دوم در برابر یه رقیب واقعی...
برای صعود باید امیدوار باشید.
این نشونههای امیدوارکنندهای هست، و این اولین آزمون ما بود...
که ما تونستیم توش قویتر ظاهر بشیم.
امیدوارم فیل بتونه این روند رو ادامه بده...
و ما بتونیم پیشرفت تیم رو شاهد باشیم.
شما بچههای خوبی هستین.
ما بازیهایی با تیمهایی خواهیم داشت...
و اونا اوضاع رو برامون سخت میکنن و بازی رو کند میکنن.
ولی وقتی بازی شروع بشه...
شما اون موقع کیفیت خودتون رو نشون میدین.
بچهها نیمهی دوم کارتون ایول داشت...
هیچ وقت آسون نیست که توی خونه یک هیچ عقب باشی...
و بری بازی کنی. ما خیلی بهتر بودیم.
فکر میکنم شما توی نیمهی دوم شجاعت خودتون رو نشون دادین.
لینتون میاد؟
لینتون.
مطمئن نیستم، چون من...
توی اتاق فیزیوتراپی بودم، برای همین...
اون زود میاد.
بیا.
توی آخر نیمهی اول...
راب لینتون اون پنالتی رو گرفت...
و با نجات دروازه قهرمان شد.
آره، وقتی که اونا پنالتی گرفتن حالم گرفت.
اما راب دروازهبان خوبیه...
و این برای ما لحظهی بزرگی بود.
بیاید از امروز لذت ببریم.
البته نه همهی امروز.
ما چه چیزی رو میتونیم برای تیم بدست بیاریم؟
چون مردم یادشون میمونه که با بچههاشون رفتن بازیها رو دیدن...
و لحظات بزرگی رو تجربه کردن...
و اونا توی خاطراتشون زندگی میکنن...
به همون اندازهی...
بازیکنای توی زمین.
بیاید تلاش کنیم چند تا برد پشت سر هم داشته باشیم...
و ما به بالای جدول میرسیم.
نوش.
فوتبال برای من چیزی...
بیش از خود بازی فوتباله.
اون اینجا بودن با خانوادهی فوتبالیت هست.
اون کل تجربهی روز مسابقه هست.
برو، تو میتونی.
اوه.
من هیچ بازی خاصی رو یادم نیست.
من فقط تجربهی ارتباط صمیمی...
بین تو و آدمایی که این ماجراجویی رو دنبال میکردن...
رو یادمه.
- گل! - گل، گل، گل!
گل، گل، گل.
میتونم دستکشت رو بگیرم؟ [راب لینتون - دروازهبان - شماره ۱]
کی میخواد؟ میخواید به هر کدومتون یه لنگه بدم؟
خسته نباشید، بچهها.
ممنون. بعدا میبینمت.
ممنون. بازی خوبی بود. میبینمت.
هفته بعد میبینمت.
مترجم: میثم موسویان MeysaM.UnicorN t.Me/unicorn025
بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال 30nama.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.