Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
[لوسآنجلس]
رایان اینجاست؟
هنوز نه.
طبق معمول.
ترکیب برنده کارشو شروع میکنه.
من و رایان تا حالا از نزدیک همو ندیدیم،
اما با هم یه تیم فوتبال خریدیم.
شاید این خیلی کار هوشمندانهای نبوده.
آره.
- خوب به نظر میاد. - اوه، بچهها...
برای اینکار به یه تیم بزرگتر نیاز دارید.
- سلام. - وای خدا.
- اینجاست. - وای.
خیلی عجیبه که تو رو...
بدون فیلتر عکس پرنسس دیزنی میبینم.
- آره، توی برنامهی زوم. - میدونم.
نظرت چیه؟
وای خدا.
- چطوری؟ - خوبم. تو چی؟
فکر کنم ما لباس یه رنگ پوشیدیم.
دیدی، ما تقدیرمون همین بوده.
من میخواستم تیپ کلابر لنگ رو بزنم. [شخصیتی توی فیلم راکی]
اون خیلی هم بلند نیست.
- نه. - وای.
چون کفش پاشنهبلند پوشیدی خیلی بلند به نظر نمیام.
- چی؟ باشه. - نه.
سلام، اسم من راب مکالهنی هست.
و اسم من رایان رینولدز هست.
در اوایل امسال ما مالکین...
یه باشگاه فوتبال توی ورکسام شدیم...
و فکر کردیم مناسبه که...
طرفدارای ولزی ما یه مترجم داشته باشن.
ما مالکین جدید باشگاه فوتبال هستیم. میبینیم که این قضیه چطور پیش میره.
ما فکر کردیم بهتره تا این صحبتها رو برای طرفدارای ولزی خودمون ترجمه کنیم.
وای.
- انرژی قشنگی داره - آره.
خارج کردن ورکسام از لیگ ملی...
و رسوندنش به لیگ چمپیونشیپ هدف ماست.
و هدف ما واقعا اینه که ورکسام رو...
در سطح جهانی مطرح کنیم و این تیم رو بسازیم...
این داستانیه که بهش پرداخته نشده، و این چیزیه که من عاشقشم.
ورکسام یه شهر تاریخی پر از شخصیتهای فوقالعادهست و شما باید بیاید بهش سر بزنید.
ما برامون مهم نیست این برنامه رو تماشا میکنید یا نه.
هیچ کدوم از این مردها تا حالا همسرهاشون رو راضی نکردن... از نظر جنسی.
هر دوی اونا توی عمارتهاشون در حالی که تنهایی سرد و بیرحم اونا رو در آغوش گرفته میمیرند.
- اون دیگه چه کوفتی بود؟ - من نمیدونم.
تو اونو استخدام کردی؟
- اون جوری بهت نگاه میکنه انگار... - به من نگاه میکنه؟
سی نما تقدیم میکند 30nama.com
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید officialcinama@
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
مترجم: میثم موسویان MeysaM.UnicorN t.Me/unicorn025
نمیدونید توی این تعطیلات پیش رو برای عزیزتون چی بگیرید؟
از اینکه مثل همیشه شال و بولیز بهشون کادو بدین خسته شدین؟
ایور ویلیامز تریلیرز رو امتحان کنید.
ایور ویلیامز تریلیرز...
سازندهی برتر تریلر در بریتانیا...
در طی ۶۰ سال گذشته بوده.
هیچ چیزی مثل ایور ویلیامز تریلرز...
به شخص مورد نظرتون اینو نشون نمیده که "من به فکر تو و اسبت هستم"
کفی، اتاقک اسب، سطح شیبدار، جک دار...
مخصوص حمل دام، هر چی که بگی دارن.
پس اگه امسال میخواین اونا رو واقعا شگفتزده کنید...
یا میخواید دام خودتون رو شگفتزده کنین...
- به... - ایور ویلیامز سر بزنید.
چرا من و راب داریم تبلیغ...
یه تریلرسازی شمال ولز رو تبلیغ میکنیم؟
خب، چون ما به تازگی مالکین...
باشگاه فوتبال ورکسام شدیم،
و اونا اسپانسر تیم ما هستند.
شاید تا حالا در مورد ورکسام،
- ریسکورس گراند یا... - ایور ویلیامز نشنیده باشید.
پس به صندوق مالی طرفداران ورکسام میگیم...
ممنون که به ما اعتماد کردید.
این باعث افتخار ماست...
و ما همین الان مشغول به کار شدیم.
پشمام.
این واقعا داره اتفاق میفته.
ممنون که به اینجا اومدین. [جلسهی کارکنان باشگاه ورکسام]
کار شما توی باشگاه فوتبال...
توسط این خرید تحت تاثیر قرار نمیگیره. [اسپنسر هریس - مدیر سابق ورکسام]
شما به کار در باشگاه ورکسام ادامه میدین.
خب؟ پس هیچ تغییری در شرایط...
کار شما ایجاد نشده، اما من کاملا درک میکنم...
که مردم تغییراتی رو حس میکنن،
من خودمم کمی در مورد این تغییر نگران هستم،
و این کاملا قابل درکه.
حرف زدن با این کارکنان باشگاه خیلی احساسبرانگیز بود...
چون بیشتر این آدما مدت زیادیه...
که با ما هستند.
آره.
در مورد خیلی چیزا به هامفری اعتماد میکنم.
- سلام. - حالت چطوره؟
بله، من هامفری هستم.
سلام، خوشوقتم. من دن هستم.
- سلام دن. - سلام، چطوری؟
- خوشوقتم. - آره، منم خوشحال شدم.
چون اولش کسی رو نمیشناختم...
و میخواستم مطمئن شم که یه نفر رو...
اون داخل دارم که بتونم بهش اعتماد کنم.
سلام.
من هامفری هستم. من...
من آدم راب و رایان هستم.
فعلا اینجوری خودمو توصیف میکنم. [دین کیتس - مربی باشگاه ورکسام]
خوبه که بدونیم برای کمک میتونیم چه کار کنیم.
میخوای یه لیست برات بنویسم؟
آره، عملا همین. آره.
با این حال، اون خودش هم اعتراف میکنه که هیچ چیزی...
در مورد مدیریت یه باشگاه فوتبال نمیدونه.
تزئینات قدیمی کریسمس.
ما به یه نفر نیاز داشتیم که بدونه...
ادارهی یه باشگاه فوتبال چیه.
و شان هاروی برای چنین...
منصبی بیش از حد واجد شرایط بود، اما...
من گفتم "بذار اینو امتحان کنیم."
[شان هاروی - مشاور هیئت مدیره ورکسام]
من ۲۶ سال توی...
صنعت فوتبال کار کردم.
و هر روز یه مشکل جدیدی به وجود میومد.
وقتی که من ۲۹ سالم شد،
من سرپرست...
باشگاه فوتبال بردفورد سیتی شدم،
و سر میز لیگ برتر...
با چلسی، منچستریونایتد...
لیورپول و همهی نامهای مشهور امروز تصمیم میگرفتم.
از اونجا من تا ۲۰۱۳ به لیدز یونایتد رفتم...
و بعد مدیرعامل...
لیگ فوتبال انگلیس شدم.
من اولین مکالمهای که با راب داشتم رو یادمه.
بیشتر در مورد این حرف میزدیم که چطور میتونیم...
به جامعهی اونجا کمک کنیم و تغییر مثبتی ایجاد کنیم...
تا اینکه "فکر میکنی ما بتونیم...
تا سه سال دیگه توی چمپیونشیپ بازی کنیم؟"
من گفتم "شما اینو مکتوب کردین؟"
برای وقتی که اوضاع بد پیش بره...
و اونا واقعا هیچ پولی در نمیارن.
نمیدونم چی شد خر شدم...
که متعهد بشم روی باشگاه نظارت کنم...
تا اونا بتونن یه مدیرعامل پیدا کنن...
و در واقعا از این به بعد مراقب...
سرمایهگذاریشون باشم.
ای بابا.
انگار جلوی...
باحالترین بچههای شیطون مدرسه وایسادی.
و من بیشتر وقتم رو توی مدرسه صرف این میکردم...
که وانمود کنم یه دایناسورم....
انگار دوباره برگشتم به اون زمان و میگم "سلام، من یه گاگولم."
- حله. - صبح بخیر، آقایون.
- حالتون خوبه؟ - آره.
سریع معرفیش میکنم. این هامفریه.
اون به عنوان مدیر اجرایی اصلی عمل میکنه، درسته؟
- فقط مدیر اجرایی بگی کافیه. - مدیر اجرایی.
من نمیخوام خیلی خودمو بالا ببرم.
- خیلی خب. - فقط میخواستم... آره، سلام.
سلام به همگی.
اسم من هامفری کر هست.
من با شماها کار میکنم.
عملا نقش من اینه که من قراره یه جور نماینده...
از طرف راب و رایان باشم.
من دو سالی هست که برای راب کار میکنم...
به عنوان نویسندهی یکی از سریالهاش.
پس به شما دروغ نمیگم...
کل صلاحیتم برای...
درگیر شدن توی قضیه باشگاه همینه.
اما نقش من واقعا هیچ ربطی به...
کارهایی که اجرا میشه نداره، درسته؟
من مدیرعامل نیستم.
و من مربی فوتبال هم نیستم.
من اصلا چنین چیزی نیستم.
و این چیزا در مورد باشگاه به عهدهی افراد دیگه هست.
من یه رابطی هستم بین چیزی که شما نیاز دارین...
و چیزی که دین نیاز داره...
و چیزی که مدیرعامل جدید از اونا میخواد...
و چیزی که اونا میخوان اینجا بهش برسن...
که دقیقا همون چیزی هست که شما میخواید بهش برسید،
که برنده شدن توی بازیها و صعوده...
و میدونید، از همهی قابلیتهای باشگاه...
برای خود باشگاه و همچنین شهر استفاده کنم. من کارم اینه.
من شما رو میسپارم به دستان توانای دین...
و دیگه مزاحمتون نمیشم.
خیلی خب، موفق باشید. ممنون.
خداحافظ.
ما همه کارا رو خودمون کردیم، ما وقتی اینجا رو خریدیم ۲ تا اتاق بالا داشت، ۲ تا پایین.
و ما یه راهپلهی متحرک ساختیم...
و این راه پله به درد بچهها نمیخورد.
زیر پلهها هم درست کردیم، خودمون یه دستشویی اونجا ساختیم.
این طبقه اینجا بود اما ما باید...
شاید بیشتر از من حسش کنی، ما باید ارتفاع سقف رو کم میکردیم.
که اینطور.
من با این مشکلی ندارم، این برام عادت شده...
و اذیتم نمیکنه اما تو شاید بگی "اوه"
این تخت بچه رو من ساختم.
مجبور شدم خودم کمدا رو بسازم.
[پاول راترفورد - هافبک - بازیکن شمارهی ۱۴]
اون جما همسرمه،
اون رایلی پسر بزرگمه...
و رونان، پسر کوچیکم.
ما یه پسر دیگه تو راه داریم، یه پسر کوچولوی دیگه.
اون قراره ۸ ژوئن به دنیا بیاد...
این باعث افتخار منه که نماینده این باشگاه فوتبال برای اونا باشم.
نزدیک بود بیفتی، مگه نه؟
اوه، اونو به سرم نزن.
نه، نه، نه. اینکارو نکن، پسر.
از وقتی ۵ سالم بود فوتبال زندگی من بود...
الان ۱۶ ساله که بهطور حرفهای فوتبال بازی میکنم.
الان ۳۳ سالمه.
برو.
وقتی وارد تیم ورکسام شدم اصلا فکر نمیکردم که...
باشگاه توسط چنین اشخاصی خریده بشه.
اما فکر میکنم این چیزی هست که واقعا...
باعث پیشرفت ما میشه.
من واقعا میخوام بخشی از این باشم.
اما باید در مورد مسائل واقعبین بود.
من مسنترین بازیکن تیمم.
تو خلی و چلی، مگه نه؟
مگه نه؟ بیا ببینم.
بیا آمادهات کنیم، بچه.
این همهی بریدههای روزنامه...
از کودکی جوردنه،
عکسهای مختلفی که... خب، فقط از فوتبالش نیستن.
اون کارایی مثل رفتن به مدرسه...
و کنسرت کریسمسی هم هم انجام داده و...
و اینا تازه همهاش نیستن...
یه قفسه پر از این چیزا داریم.
[جوردن دیویس - هافبک - شماره ۲۹]
من توی ورکسام بزرگ شدم.
این که برای شهر خودت بازی کنی تجربهی خوبیه...
چون میدونم این برای طرفدارا چه معنایی داره.
این شهر منه. باشگاه منه.
این چیزیه که زندگی من بوده، برای همین وقتی که اونا ناامید میشن...
منم همون اندازه ناامید میشم...
من با دوستام آهنگ میخوندیم.
ما قبلا سوار اتوبوس میشدیم...
و میرفتیم بازیها رو ببینیم.
این عالی بود.
اینکه من برای ورکسام بازی کنم...
فقط این نیست که برای...
خودم و تیم باشه.
این برای همهی دوستام، خانوادهام...
و مردم این شهره. این...
برای من این چیزی بیش از یه باشگاه فوتباله...
چون سالهای زیادی از عمرم بوده.
ورکسام یه غول خوابیده هست.
این که مالکین جدیدی اومدن برای ما چیز بزرگیه.
من شخصا خیلی مشتاق ادامه دادن هستم.
تیم زیر ۱۱ سال.
ببین در مقایسه با بقیه چقدر کوچولو بودی.
[دین کیتس - مربی باشگاه ورکسام]
من دوران بازیم توی ورکسام تموم شد.
من همیشه میخواستم یه مربی باشم، اما...
وقتی مربی فوتبال هستی، سه تا چیز توی زندگی حتمیه:
به دنیا میای، مالیات میدی و "سکد" میشی.
[انگلیسی: سکد] [آمریکایی: فایرد] [ولزی: دیسودو] [فارسی: اخراج شدن]
قرارداد من آخر این فصل تموم میشه.
اکثریت بازیکنا هم همین وضع رو دارن.
پس میشه گفت ما در حال آزمایش شدن هستیم...
تا فرصت اینو داشته باشیم که در آخر فصل هنوز توی تیم باشیم.
- آقایون. - داریم میایم بیرون!
- حالت چطوره؟ - بد نیستم.
فصل فوتبالی هنوز در جریانه...
و ما امیدواریم که به مسابقات پلیآف برسیم.
چیزی هست که بتونی در مورد وضعیت اشتغال مربی...
و پرسنل اینجا بگی؟ [ریچارد ویلیامز - خبرنگار ورکسام - لیدر طرفداران]
هیچ صحبتی در مورد آیندهی آدمای اینجا نشده.
ما قراره از مربی و بازیکنان...
حمایت کنیم برای اینکه بهشون انگیزه بدیم...
چون ما اینجوری این باشگاه رو... [مشاور هیئت مدیره باشگاه ورکسام]
به لیگ فوتبال میبریم...
در سریعترین فرصت ممکن.
رسیدن دورهی میان فصل جالب بود.
چون من پیامهایی دریافت کردم که بهم میگفتن...
این آدما رو اخراج کن و به همه مرخصی بده...
و بچهها رو بازی بده و از دست فلانی و فلانی خلاص شو.
این فقط ساختار مدیریتی نیست. [هامفری کر - مدیر اجرایی ورکسام]
فقط بازیکنا نیستن. آدمایی...
آدمایی هستن که تقریبا با هر عنصری از...
این باشگاه در یه سطحی مشکل دارن.
فقط امیدوارم تا چند ماه دیگه...
ما چند تا از این بازیکنا رو بیرون کنیم.
مدیریت تیم رو ببینید. به اندازه کافی خوب نیست.
نگرش مثبت داشته باشید.
اشتباه پیش میاد.
هوای هم تیمی خودتون رو داشته باشین.
آره.
هر چهقدر زودتر بتونیم از این لیگ کوفتی بریم بیرون بهتره.
توی اون لحظه این حس ایجاد میشه...
که قلب باشگاه از جاش بیرون کشیدن.
ما همش اینو میبینیم...
ما چند تا بازی بدون شکست ولی پر مساوی رو پشت سر میذاریم...
و به اندازهی کافی برد نداریم.
ما به یه نشونههایی احتیاج داریم.
ما به هیچ جایی نمیرسیم.
ما توی رویکرد این باشگاه به یه تغییر بزرگ احتیاج داریم.
اونا شبیه یه خرگوشی هستن...
که جلوی یه ماشین پر سرعت خشکش زده. نمیدونن چه کار کنن.
هیچ کسی نمیدونه چه کار کنه.
امیدوارم این پول...
باعث بشه بقیهی قرارداد مربی رو بخرن...
که گورش رو گم کنه و یه نفر دیگه بیاد...
اما خب، شد شد،
نشد هم نشد.
این باشگاه باید...
از بالا تا پایین تغییر کنه.
کارکنانتون رو با خودتون ببرید.
هیچ کدوم از شما دیگه بدرد نمیخورید.
الان توی دوران سختی هستیم.
توی هر بازی از اولش شکست خورده شروع میکنیم.
خواهش میکنم به ما امید بدید.
تنها چیزی که ما میخوایم امیده.
من به این گروه باور دارم؟
صد درصد. صد درصد.
اونا یه سطحی از سازگاری رو پیدا میکنن...
که حس میکنم ما رو به جایی که میخوایم میرسونه...
در این فصل جدید.
آره!
ایول!
ایول!
آفرین!
شروع مهم نیست.
این که چطور تموم میکنیم مهمه.
[ نتیجه نهایی] [ورکسام ۲ - ولدستون ۱]
بعد از خرید، این تصمیم گرفته شد...
که چون ما یه فرصت خیلی جدی...
برای رسیدن به پلیآف داریم...
توی سرپرستی تغییری ایجاد نشه.
اما اگه ما به پلیآف نرسیم...
باید دین کیتس مرخص بشه.
خیلی از این بازیکنا...
احتمالا فکر میکنن...
"من فصل بعد قرار نیست اینجا باشم."
اونا یا فکر میکنن به اندازهی کافی خوب نیستن...
یا فکر میکنن ما احتمالا میخوایم...
پول پاشی کنیم و بازیکن بخریم. [هامفری کر - مدیر اجرایی]
و زندگی توی این این سطح از فوتبال...
یعنی قراردادهای یک ساله.
چندتا از قراردادها...
دو ماه دیگه تموم میشه.
یکی از چیزهایی که...
در مورد شان پیرسون برام خیلی جالب بود...
وقتی که برای اولین بار باهاش حرف زدم، این بود که گفت...
"این خرید برای شهر عالیه...
و برای بچههام عالی هست، چون من توی این شهر زندگی میکنم...
اما فکر نکنم برای حرفهی فوتبال من عالی باشه...
چون شماها احتمالا بخواید که...
بازیکنای متفاوتی رو بیارید."
بین بازیکنای تیم...
احساسات زیادی جریان داره.
اونا مثلا میگن...
"من میتونسم سه یا چهار سال اینجا باشم و..
- خب، هنوزم میتونن باشن. - قطعا.
- قطعا... - اونا کارشون رو میکنن و...
اونا به بازیهای پلیآف میرسن و تلاش میکنن...
درسته.
نمیشه به کسایی که دارن میبرن چیزی گفت.
درسته.
کل شهر با نفسهای در سینه حبس شده...
منتظره در حالی که ما به آخرین مسابقهی فصل...
با داگنم و ردبریج وارد میشیم.
اون میز ۶ نفره برای پیت جونزه؟
- آره. - زیر پنجره.
در مقابلش پیت فینچت هست؟
- آره. - اگه ورکسام برنده بشه...
اونا به مسابقات پلیآف میرن.
اگه این اتفاق نیفته این فصل...
و شاید کار دین کیتس توی تیم تموم بشه.
ریچ اگه بخوای میتونی اینجا رو باز کنی.
جن، لطفا درو باز کن.
- بیاید بریم. - اینجا چه کار میکنیم؟
امروز ۱۱۳ نفر میان اینجا، بچهها.
ببینم چه کار میکنی، ورکسام.
[باشگاه فوتبال داگنم و ردبریج]
وقتی تغییرات زیادی قراره رخ بده...
استمرار و پیوستگی به تو بهترین فرصت رو برای موفقیت میده.
بعد از خرید،
یه تصمیم آگاهانه گرفته شد...
در مورد اینکه برای دین کیتس و بازیکنا... [شان هاوری - مشاور هیئت مدیره ورکسام]
برای حفظ توازن تیم در فصل حداکثر...
حمایت انجام بشه.
دین و تیم عملکرد خیلی خوبی از خودشون به نمایش گذاشتن.
همهی اونا به این آخرین بازی فصل منتهی شد. [دین کیتس - مدیر ورکسام]
اگه ببریم به مسابقات پلیآف میریم. [دین کیتس - مربی]
هر تیمی بهترین تلاشش رو میکنه... [ورکسام در داگنم و ردبریج]
که به مسابقات پلیآف وارد بشه...
تا فرصت وارد شدن به لیگ فوتبال رو داشته باشه.
اما این بازی بزرگی برای ورکسام هست...
بهخاطر فصلی که داشتن....
و خریدی که انجام شد.
اگه اونا ببرن،
به مسابقات پلیآف میرن.
اینجا ساعت ۴:۲۰ صبحه. [اکسل مک الهنی - پسر راب - ۱۰ ساله]
ما ۱۰ دقیقه تا شروع بازی وقت داریم.
یکمی زوده.
اما خوشحالم اونقدری زود بیدار شدیم که صبحونه بخوریم.
جوردن دیویس...
بازیکنیه که شایسته اینه که اسمش برده بشه... خلاقه،
جوونه، ۲۲ ساله هست.
توی ۷ بازی از ۹ بازی اخیرش گل زده.
که توی زمان خوبی برای تیم این اتفاق افتاده.
قطعا همینطوره، و این دقیقا...
چیزیه که ورکسام نیاز داره.
اون توی هر کاری که تیم بکنه نقش بزرگی داره.
با هم میریم، زود باشید!
هیچ باشگاهی که توی لیگ ملیه...
به اندازهی ورکسام توی این لیگ نبوده،
اونا ۱۳ فصل متوالی توی این سطح بودن.
کل فصل اونا به این مسابقهی نهایی بستگی داره.
اونا امیدوار هستن این بازی هم با برد تموم کنن.
باید لباس ورزشی سفیدمو بپوشم.
ورکسام لباس سبزشو پوشیده.
خیلی خب، بازی شروع شد.
زودباشید، بچهها.
این یه مسابقهی نفسگیر...
برای رسیدن به مسابقات پلیآفه.
و جانسون توپ رو...
به وسط میفرسته.
ما اینجا ضربهی کرنر داریم.
یانگ ضربهی کرنر رو میزنه.
این دفعه توپ رو به عمق بیشتری میفرسته به سمت اوموتیو.
کاپیتان از عقب زمین ضربه رو میزنه.
خب، نیمهی پر تنشی بود.
این روز آخر برای ورکسام...
خیلی استرسزا هست. [نتیجهی نیمهی اول ۰ - ۰]
دگرز صفر، رکسام صفر.
وقتی توی بازی بمونیم میدونیم که مشکلی نداریم.
- ما میدونیم که برنده میشیم. - ما خوب تموم میکنیم.
- ما میدونیم که برنده میشیم. - آره.
آروم باشید. حواستون به بازی باشه نه حاشیه. خب؟ [نقل قول از سر الکس فرگوسن]
زودباشید بچهها.
ما بهت باور داریم، ورکس. ما برندهایم!
بعد از ۱۳ فصل...
ورکسام یه باشگاه توی لیگ ملی داره...
و چنین چیزی میتونه در...
۴۵ دقیقهی آینده تغییر کنه.
در نیمهی بازی یه تغییری توی تیم توسط دین کیتس ایجاد شده...
و پاول راترفورد باتجربه... [پاول راترفورد - هافبک - شماره ۱۴]
به داخل زمین اومده.
اون کسیه که از تابستون سال ۲۰۱۶...
با ورکسام بوده.
دوست داره پنجمین فصل خودش رو هم توی ورکسام تجربه کنه.
زودباش!
در ۴۵ دقیقهی آینده.
رایت میتونه شوت بزنه.
و حالا بالانتا.
و رایت.
و توپ وارد دروازه شد!
توی چنین روزی که برای ورکسام...
چنین اهمیتی داره، داگنام و ردبریج...
تونست توی بازی پیش بیفته.
پنج دقیقه از نیمهی دوم گذشت.
هی!
کلی وقت مونده.
آروم باشید!
یانگ به نظر آماده میاد.
و این...
یانگ با توپ وارد محوطه میشه...
وای، این چالش خوبی نبود.
اون ممکنه توی دردسر بیفته.
راترفورد، اون قرمز گرفت.
یکمی زیادهروی بود.
یه کارت قرمز؟
آره، اون کارت قرمز گرفت...
یعنی اون بلافاصله از بازی اخراج میشه...
و ما برای بقیهی بازی یه نفر کمتر داریم.
و اوضاع...
برای ورکسام در روز آخر...
سختتر و سختتر میشه.
حالا ما یه نفر کم داریم، یه گل عقبیم.
یه بازیکن تجربه در این سطح...
لازم نیست این کارو بکنه.
این خوب به نظر نمیرسه، آدام.
باورم نمیشه بهم قرمز داد!
گم شید!
داور کارت زرد رو نشون میده.
به دیویس.
یه گل توی چنین شرایطی...
برای ورکسام کافی نیست...
اما قدم بزرگی در مسیر درسته.
ورکسام داره با کل قدرتش بازی میکنه.
توپو بگیر! توپ کوفتی رو بگیر!
اینم پاس خوبی بود.
و توپ به پونتیچلی میرسه.
گل! باورم نمیشه. [ ۱ - ۱ مساوی - دقیقه ۸۹]
و اونا گل مساوی رو زدن.
برای ورکسام یه امید ایجاد شد.
زودباشید، بچهها، زودباشید.
زودباشید دیگه!
این گل به تنهایی...
کافی نیست، اما این یه کورسو هست...
یه کورسوی امید برای دین کیتس و ورکسام.
اینو میبینی... هیچ وقت تسلیم نشید. هیچ وقت تسلیم نشید.
هیچ وقت تسلیم نشید.
برو داخل. سمت راست!
و حالا اونا...
باورم نمیشه.
توپ به ویلهت میرسه.
باورم نمیشه. باورم نمیشه.
باورم نمیشه.
و پیرسون...
پونتیچلی هم اونجاست!
توپ نزدیک بود به پیرسون...
برسه.
- وای خدا، ما یه فرصت داشتیم. - بازی تموم شده؟
ورکسام باید گل بزنه و گرنه...
امیدشون به پلیآف و صعود...
از بین میره.
زودباشید! زودباشید!
قطعا این آخرین فرصت...
برای گل زدنه.
- الان به سختی میشه کاری کرد. - آره.
میتونن اینکارو بکنن؟
پیرسون با سر به توپ ضربه میزنه.
اون توپ به ورکسام میرسه؟
نه، نمیرسه! [اتمام وقت. نتیجه ۱ - ۱ مساوی]
رویای صعود اونا به پایان میرسه.
گمشو بابا!
توی روز آخر.
ورکسام چهاردهمین فصل خودش رو...
توی لیگ ملی تجربه میکنه.
و رویای صعود ورکسام نابود میشه.
ورکسام روز خیلی سختی رو برای...
بازیابی از این اتفاق پیش رو داره.
شما توی این بازی به اندازهی کافی خوب نبودین.
لحظات بزرگ توی بازی برای شما هزینه داشتن...
مخصوصا کارت قرمز برای راترفورد.
اما وقتی به کل فصل نگاه کنیم...
وقتی شما به...
جدول لیگ نگاه کنید، آیا اونا به اندازهی کافی خوب بودن؟
ما فقط بهخاطر یه امتیاز به مسابقات پلیآف نرسیدیم.
سلام، رایان.
سلام.
من از باختن خوشم نمیاد.
راست میگه.
ما هدفمون اینه نبازیم.
ما...
این هدف اصلی ماست.
ما هدفمون اینه که تا جای ممکن...
در فصل بعد نبازیم.
من از این متنفرم، اما باید تیم رو بازسازی کنیم.
آره.
چیزی که من بین دو نیمه گفتم...
ما درگیر حاشیه بودیم، نه خود بازی.
خب؟
شکی در آمادگی ذهنی و تمرکز...
و تلاشی که شما تحت این شرایط کردین...
نیست.
من خیلی به این افتخار میکنم.
با اتفاقاتی که توی باشگاه فوتبال رخ میده...
من اصلا نمیدونم چه اتفاقی قراره بیفته.
خیلی چیزا به سقوط یا صعود یه تیم...
بستگی داره.
اگه برنده نشیم باید چه کار کنیم؟
هدف ما اینه که از این لیگ کوفتی در بیایم.
همین.
اگه شما صعود نکنید...
این تقصیر ماست.
این که به یه نفر بگی دیگه توی تیم بهش نیازی نیست...
خیلی سخته.
اما دنیای فوتبال همینه.
بازی همینه. ما نمیخوایم...
آخر فصل بعدی جایگاه هفتم یا هشتم جدول رو داشته باشیم،
پس دیدمون این بود که یه مربی جدید میتونه بهترین فرصت ما...
برای موفقیت باشه.
همه نمیتونن توی این مسیر همراه ما باشن.
دین و اندی و کارل کارشون خیلی خوب بود،
اما چیزی که قبلا یه استاندارد قابل قبول...
در زمینهی عملکرد بود، دیگه نیست.
[دین کیتس و افرادش در ۳۰ می ۲۰۲۱ از تیم مرخص شدند]
این خیلی سخته که...
به عنوان یکی از مدیرها...
باید بازیکنها رو اخراج کنی.
وقتی توی لیگ رده پنجم هستی...
خیلی از این بازیکنا دارن بهخاطر امرار معاششون بازی میکنن.
اونا قراردادهای لیگ برتری ندارن که بتونن...
روش حساب کنن و بگن...
"خوبه، میتونم بازنشسته بشم."
[پال راترفورد روز بعد اخراج شد]
[به همراه ۱۰ نفر از همتیمیهاش]
مترجم: میثم موسویان MeysaM.UnicorN t.Me/unicorn025
بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال 30nama.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.